The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

جمهوري اسلامي در چنبره تکرار

محمود بهنام


اسامي نامزدهاي تأييد «صلاحيت» شده براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، پيش از هر چيز، نشانگر تکراري بودن نمايشي است که رژيم حاکم در تدارک برگزاري آن در 22 خرداد است. و نه فقط چهره‌ها، بلکه حرفها و وعده‌هاي آنها نيز، اساساً، بازگويي همان حرفها و حديثهايي است که، طي دوره‌هاي اخير، بارها گفته و شنيده شده است. به رغم دگرگونيهاي دامنه‌داري که در ژرفاي جامعه جريان داشته و دارد، و با وجود بحرانهاي شديدي که، در عرصه داخلي و بين‌المللي، گريبانگير حکومت شده، جمهوري اسلامي در چنبره تکرار گرفتار آمده است. اين نيز، به نوبه خود، نمود ديگري از فرسودگي و درماندگي رژيم حاکم است.
در شرايط سرکوب و فقدان اپوزيسيون متحد، نيرومند و سراسري که بتواند اميدهاي واقعي نسبت به بديل دمکراتيک و عادلانه براي اکثريت وسيع توده‌ها ايجاد کند، در دوره‌هاي پيشين رژيم اسلامي هنوز از چنان ظرفيتي برخوردار بود که همراه با استمرار سرکوب و خفقان و ضمن ادامه بساط غارتگريهاي خود، با جا به جايي برخي از مهره‌ها و با تغيير پاره‌اي از سياستهايش، بتواند چهره «جديد»ي از خويش نمايان ساخته و بدين طريق، بعضاً، «تنور»هاي انتخابات را نيز گرم کند.
پس از پايان جنگ ويرانگر هشت ساله، رفسنجاني ميداندار اصلي شده و بر مسند رياست جمهوري نشست. وي که خود از پيشبرندگان اصلي ادامه جنگ بوده و، به هيچ وجه، چهره‌اي جديد نبود، لکن در شرايط حاکم بعد از جنگ، با جذب بخشي از تکنوکراتها و سرمايه‌داران نوکيسه، و با کنار نهادن بخشي از «خط امامي»ها و حزب‌اللهي‌هاي قديمي، زير لواي «سازندگي» و «رونق اقتصادي» توانست توهماتي را در ميان اقشاري از مردم در داخل و در خارج از کشور به وجود آورد. گرچه اين توهمات بعداً فروريخت ولي، در هر حال، جمهوري اسلامي توانست با ارائه چهره‌اي متفاوت از خود در آن مقطع به حيات ظالمانه خويش ادامه دهد.
در خرداد 1376 نيز، سناريويي مشابه اما با صحنه گرداني و حرفهاي ديگر به اجرا درآمد. براي کساني که ترکيب و تغييرات دروني حکومت اسلامي را دنبال مي‌کردند، محمد خاتمي که دوازده سال عهده‌دار وزارت ارشاد رژيم بوده، چهره تازه‌اي نبود. اما در آن مقطع، در شرايطي که نوميدي نسبت به تأثيرگذاري اپوزيسيون دمکراتيک همچنان حاکم بوده و بخشهايي از مردم نيز در پي بهبودي نسبي اوضاع از طريق رخنه در شکاف دعواهاي دروني حکومتي بودند، حرفها و وعده‌هاي «سيد خندان» راجع به «جامعه مدني»، «قانونگرايي» وغيره، اميدها و توهمات تازه‌اي پديد آورد که شرکت گسترده در انتخابات دوم خرداد نشانه بارز آن بود. با اينهمه، ناتواني خاتمي در انجام وعده‌ها و سرخوردگي شديد مردم از اصلاح طلبان حکومتي موجب شد که انتخاب مجدد وي، چهارسال بعد، به نمايش تکراري و کمرنگي تبديل گردد.
در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، نه پيروان خاتمي و نه کارگزاران رفسنجاني، نتوانستند عناصري جديد با حرفهايي نسبتاً متفاوت، که اندک جاذبه‌اي براي مشارکت بيشتر در انتخابات ايجاد کنند، به صحنه بياورند. اين بار دستجات وابسته به جناح خامنه‌اي، که نامزدها و افراد سرشناس قديمي آن قبلاً کاملاً بي‌اعتبار شده بودند، تلاش کردند که مهره‌هاي جديدي را با عناوين فريبکارانه تازه به ميدان آورند. يکي از اينها، محمود احمدي نژاد بود که در تبليغات انتخاباتي خويش تأکيد بسيار روي «دشواريهاي اقتصادي» مردم، «مبارزه با فساد اقتصادي» و اجراي «عدالت» داشت. اين حرفها، در شرايط حاکم، در کشاندن گروه‌هايي از مردم به پاي صندوقهاي رأي بي‌تأثير نبود اگرچه، در واقع، نهايتاً دخالت رهبر، شوراي نگهبان و «حزب پادگاني» بود که وي را «برنده» آن انتخابات کرده و بر منصب رياست جمهوري نشاند.
گماردن احمدي نژاد بر مسند رياست جمهوري، يک تغيير ظاهري نسبت به دوره‌هاي پيش را نيز در بر داشت: بعد از 24 سال، براي نخستين بار يک غير روحاني، هرچند که کاملاً مطيع رهبر، در مقام رياست جمهوري قرار گرفت. اما انتخابات دهمين دوره، از اين لحاظ نيز، هيچ تازگي نسبت به دوره قبلي ندارد. جدا از «برنده» نهايي آن، ترکيب معمّم و مکلّاي نامزدهاي اين دوره انتخابات هم تفاوت زيادي با دوره‌هاي پيشين ندارد. از لحاظ شرکت مقامات و عناصر سابق امنيتي واطلاعاتي به عنوان نامزدهاي انتخابات هم، اين دوره فرقي با گذشته ندارد. از دوره هفتم به بعد، که با ورود ري‌شهري، وزير اسبق اطلاعات، به عرصه انتخابات رياست جمهوري اين طريقه باز و باب شد، همواره کساني از سپاه پاسداران يا وزارت اطلاعات در اين انتخابات نامزد شده‌اند.
آنچه در مورد تکراري شدن نمايش انتخابات رياست جمهوري مشاهده مي‌شود، درباره ساير انتخابات جمهوري اسلامي هم، به درجات مختلف، صادق است. هرچند که انتخابات مجلس رژيم، به واسطه دخالت مسائل و دعواهاي محلي و منطقه‌اي،گذشته از منازعات جناحي، در مواقعي با تغيير و تعويض چهره‌ها همراه است ولي حرفها و تبليغات انتخاباتي آنها غالباً کهنه و تکراري است. انتخابات مجلس خبرگان رژيم، که اساساً در برگيرنده مهره‌هاي ثابت هميشگي است، نمونه بارزي از نمايشهاي انتخاباتي تکراري و کاملاً بيگانه با مردم، اين حکومت است. تکراري شدن مختصات اصلي و آشکار انتخابات رياست جمهوري نيز، آن را هرچه بيشتر به سمت انتخاباتي از نوع مجلس خبرگان، سوق مي‌دهد. مروري گذرا بر سوابق و سخنان چهار بازيگر اصلي نمايش انتخاباتي 22 خرداد نيز اين نکته را آشکارتر مي‌سازد.
احمدي نژاد مکرر، در اين دوره انتخابات هم کانديداي اصلي جريانات وابسته به جناح تماميت خواه است که خود را با عنوان «اصولگرايان» مي‌خوانند. لکن وي، بعد از چهارسال احراز رياست جمهوري و برجاي نهادن کارنامه‌اي سياه در همه عرصه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و بين‌المللي، ديگر آن عنصر نسبتاً ناشناخته نيست که اداي «خاکي» يا «مردمي» بودن سلف مکلّاي خود رجايي را در بياورد و از اين راه بتواند گروه‌هايي از مردم را بفريبد. در اين دوره‌ي رياست کسي که مدعي«مبارزه با مفاسد اقتصادي» بود، به يمن درآمدهاي سرشار نفتي، بزرگترين دزديها و چپاولگريها به وقوع پيوسته و مي‌پيوندد. در اثر گراني فزاينده و سياستهاي خانمان برانداز اين دولت که وعده «آوردن پول نفت بر سر سفره‌هاي مردم» مي‌داد، باقي مانده سفره ناچيز اکثريت خانوارها نيز ربوده مي‌شود.
در اين دور انتخابات هم، احمدي نژاد همان وعده‌هاي انتخاباتي دوره قبل را تجديد مي‌کند و، در واقع، براي دفاع از عملکرد دولتش هم چاره‌اي جز تکرار آنها ندارد. دولت وي در صدد بود که با تصويب و اجراي طرح «هدفمند کردن يارانه‌ها» (در واقع، حذف يارانه‌ها) و پرداخت يک يا دو قسط نقدي «يارانه» به خانوارها، به عنوان يک شگرد انتخاباتي، آرايي را به سوي خود جلب کند، که به دليل تداوم کشمکش جناحهاي حکومتي در اين زمينه، ناکام ماند. با اينهمه، احمدي نژاد در تبليغات انتخاباتي‌اش باز هم تکرار مي‌کند که« ما پيش بيني کرده بوديم بين 50 تا 70 هزارتومان به ازاي هر نفر يارانه بدهيم... فرض کنيم متوسط 60 هزار تومان، يک خانوار پنج نفري 300 هزار تومان در ماه يارانه مي‌گيرد». علاوه بر اين، احمدي نژاد اين دفعه نيز با طرح شعارهايي از اين قبيل که «نيازمند حمايت هيچ حزب و گروهي در انتخابات نيست» و «دولت اسلامي نمي‌تواند وامدار يک گروه، دسته و جناح باشد»، مي‌خواهد همان ترفند فريبکارانه «غيرحزبي» و «فراجناحي» بودن خود را به کار گيرد. با توجه به عملکرد دولت نهم، احمدي نژاد بختي براي پيروزي در اين انتخابات غير دمکراتيک درون «خودي»ها ندارد. ولي با مشاهده کنار کشيدن رقبايي چون لاريجاني و قاليباف از اين صحنه و شواهد ديگر، چنين به نظر مي‌رسد که قصد اصلي رهبر، شوراي نگهبان، و عمده جريانات نظامي و امنيتي دخيل در انتخابات، ابقاي وي در پست رياست جمهوري است.
مهدي کروبي، ديگر نامزد دهمين دوره انتخابات است که در دوره قبلي نيز بخت خود را آزموده و حرفهايش را زده است. اين بار هم، او به عنوان کانديداي «اصلاح طلب» و مورد حمايت بخشي از اصلاح طلبان حکومتي وارد صحنه شده و غالباً هم همان وعده و وعيدهاي قبلي را بازگو مي‌کند. اما وي که از سوي برخي قلم بدستان همچون محمد قوچاني (که بعد از بسته شدن روزنامه «شرق»، حالا سردبير روزنامه حزب کروبي «اعتماد ملي» شده است) «شيخ اصلاحات» لقب گرفته است، بواقع ميانه‌اي با اصلاحات واقعي، حتي در همان حد اصلاحات مورد نظر خاتمي ندارد. وي عنصري ميانه باز، مصلحت طلب و شديداً جاه طلب است که حضور سي‌ساله‌اش در دستگاه حکومتي جمهوري اسلامي نيز آن را به روشني نشان مي‌دهد.
کروبي بيش از پانزده سال مسئول و متصدي «بنياد شهيد» (سومين بنياد بزرگ بعد از بنياد مستضعفان و بنياد آستان قدس رضوي) بوده و طي آن مدت امکانات و شبکه گسترده‌اي براي خود ايجاد کرده و ثروت کلاني به چنگ آورده است. وي در بسياري از بند و بست‌هاي درون حکومتي مشارکت داشته و از جمله در ماجراي رسوايي بزرگ شهرام جزايري، 300 ميليون تومان زير عنوان فريبکارانه «امور ايتام و مساجد»، دريافت کرده است. وي که بعد از تصدي رياست مجلس سوم، در نتيجه تباني جفت رفسنجاني-خامنه‌اي، براي مدتي کنار گذاشته شده بود، در فضاي سياسي و اجتماعي بعد از دو خرداد، فرصت يافت که وارد مجلس ششم شده و رياست آن را هم اشغال کند. اما عملکرد واقعي او در زمان رياست اين مجلس (و نه تنها پذيرش حکم حکومتي و بستن فله اي روزنامه‌ها) بيانگر آنست که کروبي، در واقع، به حرفهايي که امروز راجع به «احيا و بسط حقوق شهروندي»، اصلاح قانون اساسي وغيره بر زبان مي‌آورد، باور ندارد. او که در مبارزات انتخاباتي دوره قبلي، طرح عوامفريبانه پرداخت 50 هزارتومان براي هر نفر را تبليغ کرده و آرايي هم از اين راه کسب نموده بود، اين بار هم همان طرح را با عنوان «مردمي کردن اداره، توليد و توزيع درآمدهاي نفتي» مطرح مي‌کند که گويا به تأييد اقتصاددانان جريان «کارگزاران» - موتلفين جديد کروبي در اين دوره – رسيده است. طبق اين طرح «کل سود حاصل از فروش انرژي در داخل به حساب مردم واريز مي‌شود که ... به طور متوسط به هر ايراني بالاي 18 سال ماهانه 62 هزارتومان تعلق مي‌گيرد». شيخ ميانه باز، اين بار هم با مردم کم فروشي مي‌کند، زيرا که 50 هزار تومان پيشنهادي وي در چهار سال پيش، با احتساب نرخ تورم سالانه 25 درصدي، اکنون بايستي دست کم صد هزار تومان مي‌شد !
ميرحسين موسوي خامنه، نامزد مورد حمايت «جبهه مشارکت» و «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» و برخي ديگر از دستجات «خودي» در اين نمايش انتخاباتي هم، حرف تازه‌اي براي گفتن ندارد. آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي، که طي بيست سال گذشته خانه نشين شده و يا در کسوت عضويت «مجمع تشخيص مصحلت نظام»، رياست «فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي» وامثال اينها ايفاي نقش مي‌کرد، با «احساس نگراني و خطر» نسبت به آينده نظام اسلامي، دگرباره به صحنه آمده تا بخت خود را براي رياست جمهوري بيازمايد. وي که نسبت خويشاوندي هم با سيد علي حسيني خامنه‌اي دارد، «آدم» خامنه‌اي نيست، عنوان «رئيس دولت خدمتگزار مورد تأييد امام راحل» را همچنان يدک مي‌کشد و موقعيت و حرفهايي براي خود دارد. لکن حرفها و وعده‌هاي موسوي مکرر هم بسيار کهنه و نخ‌نما شده و يا تکرار مکررات است.
موسوي که همواره از عملکرد خود در دوره 8 ساله نخست وزيري – که در کنار رفسنجاني و احمد خميني يکي از مسئولان و مجريان اصلي سياستهاي رژيم در آن مقطع و از جمله تداوم جنگ ويرانگر بوده – دفاع کرده و در برابر عمده تحولات و تغييرات سالهاي بعد نيز يا سکوت نموده و يا پشتيباني کرده است، ضمن انتقاد کلي از «افراط و تفريط در کارها»، حالا خود را «اصلاح طلبي که دايم به اصول رجوع مي‌کند» معرفي مي‌نمايد. وي در پي «زنده کردن شعارهاي اول انقلاب» و احياي «گفتمان امام» و «خط امام» است. موسوي که از پاسخ صريح به کشتار زندانيان سياسي در سال 1367 طفره مي‌رود، بسيج را همچنان «مدرسه عشق» مي‌داند و از جناياتي که به وسيله بسيجي‌ها، حتي در مورد افراد «خودي»، صورت گرفته هيچ حرفي نمي‌زند. وي که از طرفداران سياست رشد سريع جمعيت، به منظور ايجاد «ارتش بيست ميليوني» بوده، امروزه در باره صدمات سنگين آن سياست سخني نمي‌گويد ... در يک کلام موسوي جز کلي گويي‌ها و حديثهاي کهنه و تکراري، چيزي براي گفتن ندارد و اين نيز نشان ديگري از درماندگي براي کسي است که نسبت به بقاي نظام مورد علاقه‌اش احساس خطر مي‌کند. وي شايد بتواند گروه‌هايي را که حسرت روزگاران گذشته را مي‌خورند و يا کساني را که از گردونه قدرت به حاشيه پرتاب شده‌اند، به سوي خود جلب نمايد ولي، در عمل و در صورتي هم که بخت انتخاب در بين «خودي»ها را داشته باشد، نمي‌تواند از سطح يک «تدارکات چي» فراتر رود.
چهارمين کانديداهاي «تأييد» شده، محسن رضايي، هم در واقع چرخ پنجم اين نمايش انتخاباتي است، و جدا از اين که حضور مکرر و مؤکد فرماندهان سپاه و نهادهاي امنيتي را در رقابت براي احراز مقام رياست جمهوري، گوشزد مي‌کند، عملاً هيچ بختي براي «برنده» شدن در اين انتخابات ندارد.
چنان که ملاحظه مي‌شود، حرفها و وعده‌هاي بازيگران اصلي انتخابات نمايشي دهمين دوره رياست جمهوري، بازگويي و تجديد همان مکررات است که تاکنون نه تنها گرهي از معضلات اصلي جامعه نگشوده بلکه، به سهم خود، بر آنها افزوده است. اين حرف و حديثها در حالي تکرار و تکرار مي‌شوند که بحرانهاي همه جانبه‌اي، و به ويژه بحران پرونده هسته‌اي و مناسبات بين‌المللي و بحران اقتصادي، بيش از پيش تأثيرات و تبعات خسارتبار خود را بر کار و زندگي و آينده اکثريت توده‌هاي مردم برجاي مي‌گذارند. هيچ کدام از اين نامزدهاي «خودي»، هيچ حرف روشن و تازه‌اي درباره چگونگي برخورد با بحران بين‌المللي اتمي ندارند و يا به کلي‌گويي‌هاي مبهم بسنده مي‌کنند. هيچ يک از آنها، غير از پاره‌اي وعده‌هاي کلي و يا طرحهاي فريبکارانه، راه حل مشخص و عملي براي مقابله با بحران اقتصادي و عوارض خانمان برانداز آن در جامعه ما، نداشته و ندارند. نمايش انتخاباتي رژيم در 22 خرداد، اساساً بيگانه با خواست و نيازهاي واقعي مردم و مسائل اساسي جامعه است.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration