The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

آزموده را دوباره آزمودن خطا است

احمد آزاد

انتخابات دهمين دور رياست جمهوري اسلامي در راه است و اين بار نيز شوراي نگهبان، چهار نفر از «خودي»ها را مناسب کانديداتوري رياست جمهوري حکومت اسلامي تشخيص داده و اکنون نوبت مردم است تا با حضور در پاي صندوق‌هاي راي به يکي از اين چهار نفر راي دهند. به اين ترتيب «انتخابات» برگزار خواهد شد و کانديداي منتخب شوراي نگهبان، بر صندلي رئيس جمهور جلوس خواهد کرد.
انتخاب يعني برگزيدن و در زمينه سياسي انتخابات به معني برگزيدن افرادي است براي اجراي يک برنامه سياسي در کادر يک حکومت. در تعريف عام، انتخابات با آزادي در انتخاب شدن و انتخاب کردن معني مي‌دهد و يکي از ابزار اصلي اعمال حاکميت مردم است. مردم از طريق انتخاب نمايندگان سياسي، حکومت مورد نظر خود را تعيين کرده و در تعيين سرنوشت خود مداخله مي‌کنند. اين واقعيتي است غير قابل انکار که در حال حاضر آزادي و دمکراسي در جوامع نسبي است و طبعا انتخابات آزاد نيز با توجه به اين نسبيت تعريف مي‌شود. ولي بايد توجه داشت که به قيمت هر «نسبيتي»، نمي‌توان مهر تائيد بر هر انتخاباتي زد. انتخابات آزاد حداقل‌هايي را مي‌طلبد که در نبود آنها، آن انتخابات را نمي‌توان «انتخابات» ناميد. «انتخابات غيردمکراتيک»، انتخابات به معني واقعي کلمه نيست، بلکه نمايشي است از انتخابات. دهمين دور انتخابات رياست جمهوري اسلامي هم به همين اعتبار و همچون گذشته، نه يک انتخابات، که يک نمايشي از انتخابات است.
چنين انتظار مي رفت که در فضاي کاملا غيردمکراتيک اين انتخابات، اپوزيسيون سياست «تحريم» را پيش گيرد. اما متاسفانه نه تنها چنين نشده است، بلکه در صفوف اپوزيسيون چنان بلبشوئي برپاشده که تا کنون نظير نداشته است. حتي به نظر مي‌رسد که برخي از سازمان‌ها و احزاب و يا چهره‌هاي سياسي با يکديگر مسابقه «اعلام شرکت وسيع در انتخابات» گذاشته‌اند. عليرغم آن که اين انتخابات چنان رسوا است که با يک من سريش هم نمي‌توان ظاهر نيمه دمکراتيک به آن داد و مدعي رعايت قواعد دمکراسي در آن شد، و خود اين جماعت هم در اعلاميههاي بلندبالايشان به آن اعتراف دارند، ولي همگي اعلام کردهاند که در اين انتخابات شرکت کرده و مردم را هم دعوت ميکنند تا وسيعا در آن شرکت کنند.
در توجيه اين سياست عجيب و غريب، به دوران چهار ساله حکومت احمدي نژاد و فشار و خرابي‌هايي که از اين رهگذر نصيب جامعه و اقتصاد و مردم شده، اشاره کرده و با اعلام اين که هرکس بيايد بهتر از احمدي نژاد است، بهبودي ولو جزئي در زندگاني مردم را، هدف اين اقدام خود اعلام کرده‌اند. اين دوستان در اعلاميه‌هايشان از مردم مي‌خواهند تا به اصلاح طلبان راي دهند، بدون آن که از کانديداي مشخصي پشتيباني کنند. ظاهرا با اين ترفند، بدون آن که حمايت مستقيمي از يکي از دو کانديداي به ظاهر اصلاح‌طلب کرده باشند، در مقابل احمدي نژاد، از آلترناتيو اصلاح طلبي دفاع کرده‌اند. و صد البته که در اين بين تنها چيزي که مدنظر قرار نمي‌گيرد و اهميت چنداني هم ندارد، کارنامه اين دو کانديداي «اصلاح طلب» در طول سي سال خدمت بي‌شائبه‌شان به حکومت اسلامي و کارنامه حکومت هشت ساله اصلاح‌طلبان در دوران خاتمي است!
اين موضوع من را به ياد لطيفه‌اي مي‌اندازد: «حسني و رفيقش مي‌روند به ديدن يک فيلم وسترن. در يکي از صحنه‌هاي فيلم، آرتيست بدجنس با اسب در حال فرار از دست خوش جنس‌ها است و در جريان تاخت وتاز به دره کوچکي مي‌رسد که بايد با اسب از روي آن بپرد. در اين هنگام حسني رو به رفيقش مي‌کند و مي‌گويد: سر پنج تومن شرط که مي‌افتد در دره. رفيقش قبول مي‌کند. آرتيست بدجنس دور خيزي مي‌کند و با اسب به تاخت از روي دره مي‌پرد. حسني پنج تومن مي‌بازد. رفيقش به وي مي‌گويد: مرد حسابي تو ده بار اين فيلم را ديدي، براي چي شرط بستي؟ حسني جواب مي‌دهد: گفتم شايد اين دفعه بيافتد تو درّه!!»
حکايت بخشي از اپوزيسيون ما حکايت اين حسني است. همه آنها نزديک به سي سال است که اپوزيسيون اين رژيم هستند. سي سال است که همه سياست‌هاي اين رژيم را تجربه کرده‌اند، همه چهره‌هاي سياسي آن را ديده‌اند، و بخوبي از پروسه اسلامي کردن حکومت، ساختار دستگاه حکومتي در جمهوري اسلامي، ايجاد نهادهاي شرعي در کنار نهادهاي عرفي و تسلط نهادهاي شرعي بر نهادهاي عرفي مطلعند. دراين سال‌ها شاهد زنده سياست‌هاي اين حکومت بوده اند، از تبديل مجلس موسسان به مجلس خبرگان تا ممنوعيت احزاب غيرحکومتي، از تهاجم به کردستان گرفته تا ادامه جنگ هشت ساله با عراق، از «يا روسري يا توسري» گرفته تا انقلاب فرهنگي و بستن دانشگاه‌ها، از «شکستن قلم تمام مطبوعات مزدور» تا تعطيل روزنامه‌ها و جلوگيري از نشر آزاد، از دستگيري‌ها و کشتارهاي سال‌هاي اول انقلاب تا کشتارهاي خونين زندانيان سياسي در سال 1367، از اعزام جوخه‌هاي مرگ به خارج از کشور و ترور مخالفان تا آدم ربائي، از کشتار نويسندگان و هنرمندان تا قتل‌هاي زنجيره‌اي، از تهاجم به کوي دانشگاه در 18 تير 1378 تا دستگيري و سرکوب فعالين دانشجويي، اجتماعي و سنديکائي، .... از ماجراجوييهاي اتمي رژيم تا موشک‌پراني و فرستادن ماهواره به مدار زمين، از بريز و بپاش دستگاههاي اداري تا تاراج ثروت‌هاي ملي و تقسيم آن بين آقازاده‌ها، از بي‌کفايتي دولت‌هاي مختلف تا رشد مداوم گراني و بيکاري، از کارنامه فضاحت‌بار دولت سازندگي رفسنجاني تا کارنامه ناچيز دولت اصلاح طلب خاتمي تدارکاتچي، واين همه تنها کوشه کوچکي است از آنچه که در اين سي سال توسط اين حکومت و همين سردمداران و همين کانديداهاي رياست جمهوري بر ميهنمان رفته است. و عليرغم همه اينها، بازهم «حسني» هايي هستند که حاضرند در نمايش انتخابات به اين اميد شرط‌بندي کنند که :
- «آقايان مهدي کروبي و مير حسين موسوي، در واکنش به اين خواست ها، در دفاع از حقوق شهروندي، تامين امنيت براي جامعه مدني، براي رفع تبعيض از زنان، در دفاع از حقوق اقوام و اقليت هاي مذهبي و ديني بيانيه داده اند..... به باور ما در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم، به سود همه آزاديخواهان و علاقمندان به سرنوشت کشور است که «نه به احمدي نژاد»، با گزينش يکي از نامزدهائي که براي مطالبات مردم و حقوق شهروندي آن ها اهميت قائل اند، همراه شود. آن ها اگر هم قادر به انجام همۀ وعده هاي خود نباشند، پيروزي بر احمدي نژاد مانع تنگ تر شدن فضاي تنفس اقشار مختلف مردم و جنبش هاي مدني خواهد شد.»( اتحاد جمهوريخواهان ايران: گام اول: شکست احمدي نژاد؛هرچه گسترده تر در انتخابات شرکت کنيم!- سايت عصر نو)

- «حزب دموکراتيک مردم ايران، بادرنظرگرفتن اين امر، که خواست ها وبرنامه هاي آقايان مهدي کرّوبي وميرحسين موسوي، دربرگيرنده‍ي بخش قابل توجّهي ازمطالبات آزادي خواهان ايران است که مي توان درچارچوبِ انتخابات رياست جمهوري مطرح نمود؛ واين واقعيت که آن ها درحال حاضرتنها بديل موجود دربرابرحکومت احمدي نژاد وراست بنيادگرائي باشند؛ و نيز اين مهم که پيروزي آنها، مي تواند بسترسازهرتغييروتحول درآينده باشد؛ حمايت از هر دو نامزد را، همچون دو پاي پيکرواحد اصلاح طلبي، وظيفه‌‍ي خود ميداند.» (بيانيه ي انتخاباتي حزب دموکراتيک مردم ايران-سايت اخبار روز)

- «ما با نگراني نسبت به حيات اقتصادي مردم و بويژه فرودستان، همچنين روند اضمحلال دولت در سالهاي اخير و تبديل قوه‌ي مجريه به ابزار اقتدار و حمايت از منافع طبقاتي اقليتي نوکيسه، ضرورت صيانت از کيان ملي و حفظ حقوق اقليت‌هاي قومي- مذهبي در انتخابات شرکت مي‌کنيم و ضمن درک رويکردهاي دمکراتيک و وجوه مترقي در برنامه‌ي آقاي مهدي کروبي در زمينه‌ي دمکراسي و حقوق بشر، با توجه به انسجام برنامه‌هاي اقتصادي آقاي ميرحسين موسوي در حمايت از توليد ملي و توسعه‌ي درونزا، رويکرد "اخلاق- عدالت- آزادي"، حمايت از مباني حقوق بشر و همچنين فراگيري جبهه‌ي حاميان آقاي ميرحسين موسوي، در انتخابات رياست جمهوري دهم، به ايشان رأي مي‌دهيم.» (جنبش مسلمانان مبارز- از ميرحسين موسوي حمايت مي‌کنيم-سايت عصر نو)

-«نهضت آزادي ايران، با بررسي مجموعه اطلاعات دريافتي در ارتباط با نامزد‌هاي اصلاح‌طلب، از جمله بررسي ديدگاه‌ها، مطالعه برنامه‌ها و راه‌كارهاي عرضه شده براي رفع مشكلات موجود و در پي مذاكرات و گفتگوهاي متعدد، با افراد موثر اصلاح طلب اعلام مي‌كند كه آقايان مهدي‌كروبي و مير‌حسين موسوي، هر‌دو واجد ويژگي‌ها و ظرفيت‌هايي هستند كه به رغم موانع موجود و در چارچوب ساختار كنوني مي‌توانند كف مطالبات سياسي اصلاح‌طلبانه را پاسخ دهند و، مهمتر از آن، مي‌توانند مانع ادامه يافتن وضع موجود شوند. »(نهضت آزادي ايران، انتخابات، فرصتي براي تغيير در مديريت كلان كشور- سايت عصر نو)

-« بهره‌برداري از امکانات محدود کنوني براي سازمان دهي نيروهاي اجتماعي حول شعارهاي مردمي و تلاش براي تحميل اين خواست ها بر برنامه‌هاي اصلاح طلبان حکومتي گامي در احياي روحيه مبارزه‌طلبي و فايق شدن بر عقب گردهاي ناشي از نتايج انتخابات گذشته و روي کار آمدن دولت احمدي نژاد است. بايد تمام تلاش‌ها را براي شکست دادن نامزد اصلي ارتجاع، يعني محمود احمدي نژاد به کار گرفت.»( انتخابات صحنه مهم مبارزه سياسي براي افشاي رژيم ضد مردمي و بسيج نيروهاي اجتماعي-سايت حزب توده ايران)

واقعا در مقابل اين فراموشي خودخواسته و شرط بندي «حسني»هاي سياسي چه مي‌توان گفت؟ چنان از اصلاح طلبان حکومتي صحبت مي‌شود که گويي بار اول است که اينان در مسابقه کسب قدرت شرکت کرده و مي‌خواهند زمام امور را بدست گيرند. چنان از برنامه انتخاباتي و وعده و وعيدهاي کروبي صحبت مي‌کنند که گويا «ولي فقيه»ي وجود ندارد و يا ديگر نمي‌تواند «حکم حکومتي» صادر کند. موسوي خودش رسما اعلام کرده که اصلاح‌طلب نيست، بلکه در بهترين حالت يک «اصولگراي اصلاح‌طلب» است، اما دوستان ما در چهره اين مرد، يک اصلاح طلب پرقدرت مي‌بينند! در مقابل اين «آلزايمر» سياسي سابقه‌دار اين دوستان چيزي نمي‌توان گفت، اما حداقل مي‌توان به محسن يلفاني،کارگردان تئاتر و نمايش‌نويس، درود فرستاد که با صراحت تمام اعلام کرده است که مي‌خواهد آزموده را دوباره بيازمايد، چرا که راه حل ديگري به نظرش نمي‌رسد. از نظر وي همه راه‌ها به اصلاح طلبي ختم مي‌شود و اين « راه يا حداقل تنها چشم انداز در برابر بن بستي است که حکومت اسلامي مملکت ما را بدان کشانده. بن بستي که ارکان و اقطاب انتصابي حکومت با مصادرة نهادهاي «انتخابي» و رها کردن افسار بلندپروازي‌هاي جنون‌آميز و غارت‌گري‌هاي بي حساب و کتابشان آن را تنگ‌تر و طاقت فرساتر مي‌کنند.»( آزموده را همچنان بايد آزمود، محسن يلفاني-سايت اخبار روز).

اپوزيسيون رژيم اسلامي، از راست تا چپ، حداقل در حرف و روي کاغذ، خواهان استقرار يک حکومت دمکراتيک در ايران هستند. همه هم مي‌پذيرند که چنين تحولي بايد توسط مردم صورت گيرد،( البته بخش محدودي از اپوزيسيون بدش نمي‌آيد که بر روي تانک‌هاي امريکايي وارد تهران شود). حال به صورت انقلابي و با ازطريق «انقلاب»هاي زرد و بنفش و نارنجي! اما در طول سي سال گذشته اپوزيسيون رژيم اسلامي موفق به تشکيل يک آلترناتيو جدي نشده‌ است. انواع و اقسام جبهه‌هاي دمکراتيک، خلقي، مردمي، مقاومتي و غيره تشکيل شده‌اند، که نهايتا يا به زائده يک سازمان سياسي فروکاسته‌اند و يا از بين رفته‌اند. يکي از نتايج سي سال تلاش پراکنده اپوزيسيون را مي‌توان در نااميدي بخشي از فعالين سياسي و روشنفکران ديد. روشنفکر چپي چون محسن يلفاني، خسته از سال‌ها دربدري سياسي به اين نتيجه مي‌رسد که تنها راه‌چاره، همزيستي با « اسلام و مسلمانان در عرصة سياست» است، و اين که « آيندة قابل تصور براي جامعة ايراني، که مي‌توان به گونه‌اي کم و بيش بدان دل خوش کرد و به خاطرش زحمت کشيد، نه بيرون فرستادن اسلام و مسلمانان از صحنة سياست، که رسيدن به توافق و همزيستي و مدارا ميان امر مذهبي و امر غيرمذهبي است.» روشنفکر لائيک ما آن چنان نااميد گشته که حاضر است تا به يک حکومت مذهبي «معقول» تن دهد و اين چنين است که به دامن اصلاح طلبان چنگ انداخته و حاضر است تا بار ديگر شرط بندي کند!
آزمودن آن چه که در طول سي سال گذشته آزموده شده، راه چاره نيست، بلکه يا خودفريبي است و براي آرامش وجدان‌هاي ناآرامِ کم حوصله خوب است، يا به درد سياست‌مداران دماسنج «رييل پليتيک» مي‌خورد. جمهوري اسلامي اصلاح‌پذير نيست. دين بر سرير حکومت، چه به لحاظ تاريخي در جهان و چه به تجربه سي سال گذشته در ايران، نشان داده که توان دمکراتيزه شدن ندارد. «حکومت ديني معقول»، يک اتوپي و يک آرزوى دست نيافتني بيش نيست و در نهايت هم مشکل جامعه ما را در قرن بيست و يکم حل نخواهد کرد.
در مقابل حکومت جمهوري اسلامي بايد مقاومت را سازمان دادن و نه شرکت در بازي جناح‌هاي رژيم، به اين اميد که شايد اين بار ، به قول دوستي، اصلاح طلب‌مان تو زرد از آب در نيايد*
تا زماني که اپوزيسيون پراکنده ايران، نتواند با تکيه بر جنبش‌هاي اجتماعي، در کادر يک سياست مستقل از جناح‌هاي رژيم، به ائتلافي براي تشکيل يک آلترناتيو جدي در مقابل حکومت اسلامي دست يابد، رژيم را خطري از جانب اين اپوزيسيون تهديد نخواهد کرد.
۱۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۵ ژوئن ۲۰۰۹

*: چند سال قبل، دور دوم رياست جمهوري خاتمي بود، با دوستي پيرامون اصلاح طلبان و مسئله اصلاحات در جمهوري اسلامي بحث داشتم، وي ضمن دفاع از لزوم پيگيري سياست اصلاحات در ايران، در پاسخ اشاره من به شکست سياست‌هاي اصلاح طلبان در عرصه‌هاي گوناگون، گفت که: اصلاح طلبان ما، تو زرد از آب درآمدند، وگرنه سياست اصلاحات درست بود!

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration