The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نيروهاي سياسي خارج کشور به خود آئيد، مردم ايران انتخابات را تحريم نکردند

شهرزاد چگني

من هم اين روزها مثل اکثر ايراني هاي تبعيدي با مجموعه اي از احساسات متناقض نگراني، اميد، حسرت، اضطراب اخبار وحوادثي را که در ايران رخ مي دهد دنبال مي کنم. در وطني آن چنان متلاطم که هر روز صبح با نگراني و وحشت از خواب بيدار مي شويم که چه اتفاقي خواهد افتاد، فکر مي کنم خبره ترين تحليل گران سياسي هم نمي توانند حوادثي را که در ايران حتي فردا اتفاق خواهد افتاد با قطعيت پيش بيني کنند. شايد احساسي که بر تمام احساساتم غالب است حسرت و غم باشد حسرت اين که در ايران نيستم، من دوبار در زندگيم بي تابانه آرزوي بودن در وطن را داشته ام يک بار زماني که پدرم به شدت بيمار بود و در بستر مرگ که بي تابانه آرزو مي کردم کاش مي شد در اين روزهاي آخر عمرش در کنارش بودم و مي توانست دست در دست من اين دنيا را ترک کند و يک بار امروز که تمام وجودم آرزوي بودن در کنار هم وطنانم مي باشد، حسرت اين که سي سال پيش در چنين فضائي بوديم و عاقبت آن به کجا منجر شد، و غم عميقي از ديدن ظلمي چنين که به مردم بي دفاع کشورم مي رود. حتي الان که اين سطور را تايپ مي کنم چشمم پر از اشک است. من بارها تصاوير کشته شدن جوانان کشورمان را در ويدئو نگاه کردم و گريستم و برايشان مويه خواندم. دوستان عزيز من نه دست به قلم دارم و نه عادت به نوشتن به جز زماني که شديدا به لحاظ احساسي منقلب باشم. و اين يک دوبار بيشتر در زندگي ام اتفاق نيفتاده است.
براي بيان مطالبي که دارم شيوه علني را انتخاب کردم به دليل اين که اطلاعيه هاي شما علني و در سايت ها آورده شده است. اگر در جائي از کلماتي استفاده کرده ام که کمي تند بوده است اصلا وابدا منظورم کوبيدن و توهين به کسي نبوده است بلکه دادن توجه جدي و توام با مسووليت به دوستاني بوده است که گمان برده و مي برم که هميشه خواسته اند واقعيات را با تحليل هايتان تطبيق دهيد نه تحليل هايتان را با واقعيت. و اين که اين بار هم عليرغم اين که واقعيت ها عکس آن را به تمام و کمال به ما اثبات مي کنند ما همچنان حرف هاي خودمان را به شکل انشائي از قبل ديکته شده تکرار مي کنيم.
خطابم به ۴ جرياني است که اعلاميه مشترک داده اند در9 ۹ ژوئن (حزب دمکرات کردستان، حزب کومه له، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران) قبل از انتخابات و تشويق به تحريم انتخابات کرده اند. اعلاميه ملال آورتان را خواندم، انشائي تکراري که براي من آن قدر آشنا است که ديگر آن را حفظ شده ام. نمي دانم مخاطبان اعلاميه تان چه کساني هستند. نمي دانم چه کساني آن را مي خوانند و نمي دانم آيا آن کساني که مورد خطاب شما هستند حتي نيم نگاهي به آن خواهند انداخت چه رسد به اجراي رهنمودهاي آن، ظاهرا مردم ايران اعم از زنان، جوانان، کارگران، دانشجويان، معلمان و... مورد خطاب شما هستند، ولي مي دانيد که در عمل کسي گويا اصلا حرف شما را نشنيده است، چرا که خودتان در اعلاميه مشترک بعدي مربوط به ۱۷ ژوئن اقرار مي کنيد که در اين انتخابات مردم وسيعا شرکت کردند. اولين نکته اي که بايد شما را عميقا به فکر فرو ببرد. آن است که چطور شما حتي نتوانسته ايد نزديکان خودتان را در ايران مثل موارد زيادي که من سراغ دارم، خانواده، همسران، فرزندان رفقائي که درهمين رژيم اعدام شده اند، متقاعد کنيد که تحريم کنند، چه رسد به بقيه مردم ايران که ارتباطي با شما روشنفکران خارج از کشورندارند. شما اطلاعيه اي داده ايد که مثل خيلي از موارد ديگر بي پايگي تحليل هايتان را به اثبات رسانده است و خيلي راحت بدون اشاره به آن در اطلاعيه بعدي تان بازهم به نوعي همان حرف ها را تکرار مي کنيد بدون جواب دادن به سئوالات اساسي که در زير مطرح مي کنم:
من دوستان عزيز مي خواهم شما را بازخواست کنم و شما بايد جوابگو باشيد: سئوال هاي من با توجه به متن اطلاعيه مشترک شما است. نکاتي که زير آن خط کشيده شده است درمتن بيانيه مشترک ۹ ژوئن شما آمده است.
"حضور در پاي صندوق هاي راي تنها به سود رژيم حاکم است" به نظر شما اين نظريه شما الان صادق است يا در اثر همين حضور بنيان رژيم حاکم آن چنان ترک هاي جدي برداشته است که به زودي ممکن است بر روي سر آن ها خراب شود.
"با تحريم انتخابات و عدم حضور در پاي صندوق هاي راي اين تلاش رژيم را خنثي کنيم واجازه ندهيم که جمهوري اسلامي باري ديگر راي مردم را در انظار جهانيان، خرج مشروعيت بخشيدن به نظام استبدادي خود کند."
به نظرشما اين راي دادن در حال حاضر به اين رژيم مشروعيت بخشيد يا نيمچه مشروعيت او را در سطح جهان برباد داد؟
و بازهم آبکي تر از اين :
«خلوت نگه داشتن حوزه هاي راي گيري و خالي نگه داشتن صندوق هاي راي به سود آزادي و به سود حاکميت مردم و به زيان استبداد است ترديدي نبايد داشت.»
بازهم ترديدي نداريد؟ جواب بدهيد آيا امروزه اين حرکت ها، اين زمين لرزه ها ي سياسي در ايران در اثر شرکت وسيع مردم در انتخابات و راي مشخص در درجه اول به نفع موسوي (و نه حتي دادن راي سفيد که از نظر من فرقي با عدم شرکت ندارد) به وجود آمده است يا در اثر عدم شرکت. آيا کسي که شرکت نکرده و يا حتي راي سفيد داده است مي تواند يقه اين رژيم را بگيرد که "راي من کو" آيا تحريم دو دستي دادن قدرت به دست ارتجاعي ترين نيرو در رژيم يعني احمدي نژاد و مدافع او خامنه اي نبود؟ بدون سروصدا و بدون اين که حتي بشود اعتراضي کرد. آيا به نظر نمي رسد که در اين اطلاعيه شما همه چيز آن برعکس نوشته شده است. آيا موضع منفعلانه گرفتن به نفع رژيم نبوده و نيست آيا در اثر همين شرکت وسيع نيست که پرده حجب و حيا بين خود همان بالائي ها که شما همه را يکدست نگاه مي کنيد پاره شد و به تبع آن مردم هم براي شان خيلي پرده ها پاره شد وانگيزه حرکت و زورآزمائي با اين رژيم شده است. آيا اگر اين شرکت نبود مي توانستيم به خواب هم ببينيم که خامنه اي روباه دم بريده که ديگر بين روباهان برايش آبروئي نمانده اين چنين وصيت نامه خودش را بخواند و از استيصال گريه کند و مردم در رابطه با او آن چنان شعارهائي بدهند که در ايران سابقه نداشته آيا کسي که راي نداده مي تواند با اين همه جوش و خروش به ميدان بيايد و ادعا کند که راي او را پس بدهند و بگويد قرار نبود از راي سبز من اسم سياه تو بيرون آورده شود. چرا پاسخ نمي دهيد شما مسئول هستيد که در برابر اطلاعيه اي که چندين جريان جدي اسم خود را زير آن مي گذارند پاسخ دهيد. گفته ايد که «بايکوت انتخابات فرمايشي، راهي است که پايه هاي رژيم اسلامي را سست کرده، و اجازه خواهد داد تا سرانجام آلترناتيوي مردمي در برابر حکومت قد برافرازد».
چطور و از کي تا به حال بي حرکتي و منفعل بودن پايه هاي يک رژيم را سست مي کند و اجازه مي دهد آلترناتيوي مردمي قد برافرازد اين آلترناتيو مردمي کجاست آيا از حرکت و از دل مبارزات مردم بيرون مي آيد يا معجزه اي روي مي دهد و يک دفعه مردم ايران خواهند فهميد مدافعان واقعي آنان نيروهاي مترقي و چپ هستند و از آن ها خواهند خواست که بيايند و آن ها را رهبري کنند.
تاسف بار است اين همه لغت پردازي از همه نيروهاي چپ مي خواهيد تا باتحريم فعال اين نمايش انتخاباتي تلاش براي برآمد صف مستقل، اپوزيسيون چپ ودموکرات را گسترش دهند.
از اين گذشته شما هيچ فرقي بين چهار کانديد چون بقول خودتان از صافي شوراي نگهبان گذشته اند نمي بينيد. واقعا از نظر شما فرقي بين احمدي نژاد که از خشک مغز ترين نيروهاي مذهبي است و کروبي نيست که در اظهاراتش بيان مي دارد "من دست همه کساني را که به من راي داده اند اعم از دگرانديشان، اقليت هاي مذهبي وغيره مي بوسم....
آيا يک دست کردن همه کانديداها و اين که هرچه مربوط به اين رژيم باشد سر و ته يک کرباس است از يک بيخردي سياسي ناشي نمي شود و باعث نمي شود خيلي از شانس ها را از دست داد در حالي که بر بستر همان اختلافاتي که بين اين جناح ها است مي توان به لحاظ سياسي اگر شم آن را وجود داشت مي شد بسيار بهره برداري کرد. آيا شما به اين اعتقاد نداريد که انسان ها در مقاطعي از تاريخ مي توانند آن چنان ظرفيت هايي از خود نشان بدهند و آن چنان حماسه هائي بيافرينند که حيرت زده بمانيم آن جائي که مردم باري را بر دوش آن ها مي نهند نمونه آن همين حالا در جلوي چشمان ما است موسوي کانديدي که در زمان نخست وزيري او کشتارهاي وسيع بوده است در اين مرحله از زندگي اش تبديل به نماد مقاومت و رهبر مبارزات مردمي مي شود که بسياري از آن ها خواسته هائي دارند بسيار فراتر از خواست موسوي و همين مساله ناچارا او را راديکاليزه مي کند. جائي که مردمي با آن چنان اراده اي مي گويند احمدي راي مرا پس بده، موسوي راي مرا پس بگير، همين کافي است که موسوي را که سال ها اسمي از او نبوده است تبديل به کسي بکند که خودش را براي مرگ آماده کند. آيا فکر مي کنيد آن نيروهاي انقلابي و مترقي هميشه ما يا به بياني شما هستيد هر آن چه بکنيد و اساسا ارث پدري تان است که در همه حال زيبنده وجودتان است و هميشه انقلابي خواهيد ماند آيا اين که موسوي مي گويد من غسل شهادت کرده ام و خود را براي مردن آماده کرده است و يا اين که کروبي آن چنان جسورانه ايستاده است را ما نبايد ببينيم چون در هرصورت ما انقلابي هستيم وآن ها در هر حال ضد انقلاب، هرکاري هم بکنند و آن ها زماني در راس حکومت بوده اند که رفقائي ما اعدام شده اند، شما اساسا به تغيير و تحول انسان ها اعتقاد داريد يا نه؟ آيا خود ماها اين جا همه يک دست هستيم و همه يک ظرفيت انقلابي داريم، اگر چنين نيست که نيست پس الزاما همه کساني که در جمهوري اسلامي مصدر کاري بوده و يا هستند همه يک دست نيستند. آيا شما استحاله امثال اکبر گنجي را نمي بينيد آيا شما حسادت سياسي تان به قدري است که ترجيح مي دهيد اساسا اسمي از اين کانديداها نبريد چرا که از يک طرف افکار عمومي در ايران فعلا اين ها را به عنوان نماد و مظهر مقاومت پذيرفته و در پشت سرشان سنگر گرفته و فضاي به آن ها تاختن اصلا نيست اگر هم گاهي نامي مي بريد توام با خط و نشان است و اين که آن ها بايد و موظفند بايستند و از حالا آمده ايد که اگر کوچک ترين ضعفي ديديد دوباره قلم پردازي کنيد که اي مردم ديديد ما گفتيم اين رژيم سر و ته يک کرباس است و اگر هم بلائي به سرشان آمد از آنجا که کلمه کم نمي آوريد خواهيد گفت اين رژيم حتي به خدمتگزاران خودش هم رحم نکرد و آن ها را از ميان برداشت در هر حال هيچ شانسي براي اين که شما تغييري در نظرتان حاصل شود نيست، که کساني که ما اصرار داريم آن ها را همه از يک قماش و سگ زرد برادر شغال بخوانيم در اين برهه آماده کشته شدن در راه آزادي هستند را ما نمي خواهيم ببينيم اساسا قرار نبود اين ها اين طور تغيير کنند، قرار نبود که اين ها پرچمدار مبارزات مردم شوند ما تمايل داشتيم که درستي نظرات ما اثبات شود و حالا که نشده پس راحت از کنار آن مي گذريم و هيچ انتقادي هم از خود نداريم. چه کسي نام ما را نيروهاي مترقي گذاشت، براي چه ما مترقي هستيم، چه کسي اين همه درجه به ما اهدا کرد، حتي اگر سال ها در خارج از کشور به يک زندگي گاها عادي ترازيک آدم بي ادعاي عادي مشغول باشيد (اين جا قصد خاصي ندارم من خودم ازآن آدم هاي عادي هستم که سال ها است در خارج کشور فعاليت سياسي برايم به شرکت در جلسات ملال آور سياسي خلاصه مي شده است)
در اطلاعيه بعدي تان بدون اين که خود را موظف به کوچک ترين توضيحي ببينيد گويا درستي نظراتتان اثبات شده است مي گوئيد: حضور در پاي صندوق هاي راي جمهوري اسلامي، با هدف پايان دادن به استبداد و بي حقوقي مردم در شرائطي که امکان برگزاري يک انتخابات آزاد وجود ندارد، راه چاره نيست. البته ترجيح مي دهيد اشاره اي به اين نکنيد که همين شرکت عکس حرف شما را ثابت کرده است علاوه بر آن شما کوچک ترين اشاره اي به اين که اين حرکت در حال حاضر رهبري اش دردست چه کساني مي باشد و اين که مردم بايد چه بکنند ارائه نمي دهيد چرا آن جا که مي گوئيد احمدي نژاد منتخب راي دهندگان نيست نمي گوئيد چه کسي منتخب راي دهندگان است. چرا در مقابل اينکه رهبري اين حرکت در دست نيروهاي ملي- مذهبي است سکوت کرده ايد واين که آيا فکر مي کنيد با نياوردن نام موسوي و کروبي و اساسا ناديده گرفتن اين بخش مهم از حرکت خودتان را راحت کرده ايد. شما بايد جواب بدهيد چه توصيه اي به مردم در داخل مي کنيد دراين مرحله آيا بايد پشت سر اين ها بروند يا نه آيا شما در اين مرحله حمايت از اين دو کانديد مهم را درست مي دانيد يانه، آيا راه حلي ديگرسراغ داريد گفتن کلي اين که مردم را حمايت مي کنيد کلي گوئي است. اميدوارم مرا متهم به تبليغ براي نيروهاي ملي مذهبي نکنيد غرض من باز کردن چشم ما به روي واقعياتي است که جريان دارد، به روي اين که نيروئي که پرچمدار مبارزه در ايران است نه آلترناتيوي خارج از اين حاکميت بلکه بخشي از آن است و اين ها سئوالاتي است که راه آن ناديده گرفتن و اشاره نکردن به آن نيست بلکه به پاسخ ها و تامل هاي جدي نياز دارد. شما در تظاهرات خارج از کشور معترضين حتي زماني که شرکت مي کنيد به نظر مي رسد به قصد شرکت واقعي درتظاهرات نيست. بيشتر کانون هاي بحث راه مي اندازيد، شما چپ هاي مستقل فقط حاضريد تصاوير کشته شدگان را در ايران را به دست بگيريد، شما روزهاي اول مانده بوديد چه کنيد شرکت کنيد يا نکنيد چرا که آن تظاهرات نابي که شما به دنبالش هستيد نمي باشد چرا که شعار مي دهند کروبي موسوي راي منو پس بگير. دوستان، شما را نمي دانم ولي من براي اولين بار بعد از سالها کرختي شرکت در اين تظاهرات و اين که آدم هائي که نمي دانستم چه کساني هستند ولي مي دانستم همه خواهان ايراني آزاد و دمکرات هستند برايم دلگرم کننده بود، من از اين که در کنار من کساني بودند که چهره هاي هميشگي و تکراري يک جريان نبودند، از اين که دستم در دست ايرانياني بود که هم خط فکري من نبودند و شعار مي داديم ايراني اتحاد، اتحاد بيشتر از هر زماني دلم براي ميهنم مي تپيد شما چطور؟ صادقانه پاسخ دهيد. الان بهترين فرصت است که کم کم نيروهاي چپ اگر توان آن را دارند برخي از ايده هائي خود را کم کم به شعارهائي مردم درايران تبديل کنند بدون اين که دچار اين توهم شويم که در کشور ما جائي حداقل تا سالها براي روي کار آمدن حکومتي دلخواه ما وجود داشته باشد چرا که اگر اين نکته مهم را نبينيم که مذهب در کشور ما ريشه عميقي دارد که هر آن جا و به هر دليلي که بخواهي با آن درگير شوي بازنده هستي بازهم به بيراهه مي رويم. خوشحال مي شوم که اگر دوستاني نظري راجع به اين مطلب دارند به آدرس اميل من برايم ارسال کنند.

با آرزوي ايراني آزاد و دمکراتيک
شهرزاد
Shahrzad_cheg@yahoo.fr
23 ژوئن 2009

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration