The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

از تير تا خرداد

محمود بهنام


باز درياي خشم موج گرفت
باز شاهين رزم اوج گرفت
موجها پيش رفت و توفان شد
کوه آتشفشان خروشان شد
(گويا)

8 تير 1388

سرزمين ما طي روزهاي اخير شاهد رويدادهاي شگرفي بوده است که توده‌هاي مردم را، در ابعاد ميليوني، به ميادين و خيابان‌ها آورده و توجه جهانيان را جلب کرده است. جنبش حق‌طلبانه و آزاديخواهانه مردم ايران، باري ديگر، برآمدي يافته که دامنه آن، در طي سي‌سال حاکميت رژيم جمهوري اسلامي، بي‌سابقه بوده است. اين برآمد جسورانه و تحسين برانگيز، جدا از نتايج و پيامدهاي بلاواسطه آن، مسلماً تأثيرات پايداري در جامعه ما و همچنين در وضعيت استبداد مذهبي حاکم برجاي خواهد نهاد. برگ ديگري از تاريخ پر برگ و پر حادثه مبارزات مردم ايران براي آزادي، دمکراسي و عدالت، ورق خورده است.
1- حرکت اعتراضي که اساساً در پي اعلام نتايج رسمي آنچه به عنوان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري رژيم در روز جمعه 22 خرداد برگزار گرديد، آغاز شد غالباً خودجوش بوده است. اگرچه گرم شدن بازار انتخابات درون حکومتي و خصوصاً پخش مناظره‌هاي تلويزيوني نامزدهاي رقيب، در روزهاي قبل، اميدها و توهمات تازه‌اي را در ميان اقشار مردم پديد آورده بود که، طبعاً، در واکنش بعدي آنها نيز مؤثر بوده است، لکن پس از اعلام نتايج باورنکردني انتخابات و «پيروزي» محمود احمدي‌نژاد، و حتي پيش از موضعگيري و اعتراض علني رقيبان «بازنده»، ميرحسين موسوي و مهدي کروبي، نسبت به آن نتايج، گروه‌هاي معترض، و به ويژه جوانان، از صبح شنبه در خيابان‌هاي تهران گرد آمده بودند. برخورد اصلاح طلبان و منتقدان درون حکومتي نسبت به جنبش اعتراضي مردم، از همان ابتدا دوگانه بوده است: اعتراض علني به تقلب گسترده در انتخابات و پافشاري در لغو و تجديد آن از سوي موسوي و کروبي و طرفدارانشان، عامل مهمي در گسترش جنبش و کند شدن مقطعي تيغ سرکوب رژيم محسوب مي‌شد ولي، در همين حال، آنان در صدد مهار جنبش مردم و جلوگيري از خروج از آن از چارچوب نظام مورد دفاعشان بوده‌اند. اما تظاهرات و راهپيمايي همراه با «سکوت» که خواست موسوي و اصلاح‌طلبان حکومتي بود، به زودي آميخته با فريادهاي اعتراضي شد. شعارهايي که در آغاز با طرح «راي من کجاست؟»، «پس گرفتن» آراي ريخته شده و يا ابطال و تجديد انتخابات 22 خرداد، عمدتاً معطوف به اعتراض به تقلب انتخاباتي بودند، سريعا با شعار «مرگ بر ديکتاتور» همراه شده و نهايتاً، در برخي از تظاهرات، به «مرگ بر خامنه‌اي» تبديل شدند.
2- «بهار»ي که اين چنين در تهران داغ شده بود، به زودي به ديگر شهرهاي بزرگ ايران نيز رسيد: در اصفهان و تبريز حرکتهاي اعتراضي متعددي صورت گرفت، در اروميه و اهواز تلاش براي تجمعات وسيع و راه‌اندازي تظاهرات در اين روزها، به جنگ و گريز خياباني با مأموران و مزدوران رژيم منجر شد، در مشهد، شيراز، رشت، زاهدان و ... اعتراضات گوناگوني به وقوع پيوست. لکن از آنجا که حکومت تمام توان سرکوبگرانه خود را جهت جلوگيري از گسترش و تداوم حرکتهاي اعتراضي در شهرستان‌ها بسيج کرده بود و نيز به دليل دشواري‌ها و محدوديت‌هاي ناشي از شناسايي و کنترل سريع‌تر افراد معترض در اين مناطق، دامنه حرکات جنبش مردم در ديگر شهرها در اين مقطع به سطحي متناسب با تهران نايل نگشت. تهران همچنان منشاء و مرکز اصلي رويارويي بزرگ روزهاي خردادماه بوده است. تنها در راه‌پيمايي عظيم مردم در اين شهر در روز دوشنبه 25 خرداد حدود يک ميليون نفر شرکت داشته‌اند.
3- احمدي‌نژاد که با تأييدات «رهبر» و با اتکا به سپاه پاسداران، بسيج و ديگر نيروهاي امنيتي رژيم، طي يک نمايش و شعبده‌بازي انتخاباتي، باري ديگر بر مسند رياست جمهوري نشانده شده است، با دغلبازي آشکاري که شيوه مرسوم وي و حاميانش است، انبوه معترضان را به «خس و خاشاک» تشبيه کرد. اما واقعيت، وسعت و ترکيب خود اين جنبش حق‌طلبانه و آزاديخواهانه، پاسخي روشن به اين گونه ياوه‌گويي‌هاي وقيحانه بود. در اين جنبش اقشار گسترده و گوناگوني از مردم، از زن و مرد، پير و جوان، دارا و ندار، شمال شهري و جنوب شهري، ... شرکت داشته‌اند، جوانان، دانشجويان و زنان، همچنان، فعال‌ترين وجسورترين شرکت کنندگان در تجمعات و تظاهرات تهران و ساير شهرها بوده‌اند. دانشجويان و خوابگاه‌هاي دانشجويي، از جمله در تهران، تبريز و شيراز، که از همان ابتداي حرکتهاي اعتراضي در معرض تهاجم وحشيانه عوامل امنيتي و بسيجي رژيم قرار گرفته بودند، نقش مؤثري در گسترش و ارتقاي جنبش بر عهده داشته‌اند. جنبش‌هاي جاري اجتماعي، که به رغم تشديد خفقان در دوره دولت «امام زمان»، کماکان راهگشاي حرکت‌هاي دمکراسي‌خواهي و عدالت‌طلبي بوده‌اند و بعضاً در مقطع تدارک و تبليغات انتخاباتي پيش از 22 خرداد هم، با جنبش سياسي تلاقي کرده بود، با شروع اعتراضات بعد از اين انتخابات نيز در رود پهناور و خروشان تظاهرات مردمي جاري شده و پيوند خود را با يکديگر و با انبوه توده‌ها بازيافته‌اند.
4- هرچند که جنبش اعتراضي مردم در اين ايام، بر زمينه و به بهانه «مسئله انتخابات» بروز يافته، اما به هيچ وجه محدود و منحصر به اين مسئله نبوده است. گستره، ترکيب و شعارهاي اين جنبش بيانگر اين واقعيت است که نه تنها اقشار زيادي از مردم که، به هر دليل، در اين انتخابات حضور يافتند و با معلوم شدن نتيجه آن، خودشان را «بازي خورده» يافته و بنابراين خواستار پس گرفتن آرايشان و ابطال اين انتخاب شدند، در اين جنبش اعتراضي شرکت داشته‌اند بلکه اقشار ديگري از مردم که اين انتخابات را تحريم کرده بودند نيز در اين جنبش مشارکت نموده‌اند. نه صرفاً کساني که هنوز خواهان اصلاحات و تأمين حقوق خود در چارچوب رژيم حاکم هستند بلکه فراتر از آن کساني که اساساً در پي تغيير اين نظام و برچيدن بساط فريبکاري و چپاولگري آنند هم شرکتي فعال در اين جنبش اعتراضي داشته‌اند. و اين نکته نيز اختصاص به اين مورد و اين ايام ندارد. نارضايتي و رويگرداني گسترده مردم از رژيمي که کار، زندگي و آينده آنان را بازيچه ستمگري‌ها، منازعات دروني و ماجراجويي‌هاي بين‌المللي خود ساخته است، خشم فروخفته ساليان دراز توده‌هايي که از سرکوبگري، جهل و جنايت جمهوري اسلامي به تنگ آمده‌اند، در جستجوي فرصت و بهانه‌اي است تا فرياد آزاديخواهي خود را به گوش عالم و آدم برساند و حقوق پايمال شده خويش را باز ستاند. امروز اين بهانه «انتخابات» و يا، در واقع، تقلب و جعل انتخاباتي رژيم بود. ده سال پيش، در تير 1378، به بهانه بسته شدن روزنامه «سلام»، حرکتي در دانشگاه تهران شروع شد که به سرعت به يک جنبش اعتراضي گسترده دانشجويان، جوانان و ديگر اقشار مردم تبدل گرديده و شعار «مرگ بر خامنه‌اي» در خيابانها طنين انداز شد. گرچه اين جنبش در آن زمان در اثر حمله شديد نيروهاي امنيتي و پاسداران رژيم و همچنين وادادن اصلاح طلبان حکومتي سرکوب گشت ولي برگ درخشان ديگري در تاريخ مبارزات آزاديخواهانه مردم برجاي گذاشت.
5- اين بار نيز، خامنه‌اي و احمدي‌نژاد و دار و دسته‌شان، در برابر اعتراضات مردمي، سرکوب و سانسور و فريب را برگزيدند. رسانه‌ها و مقامات حکومتي، انبوه تظاهرکنندگان را «اراذل و اوباش» خواندند و بعد، با آغاز سرکوب گسترده، معترضان و معارضان را «اغتشاشگر» يا «تروريست» لقب دادند. اين بار هم، با توسل به شگرد هميشگي‌شان، حرکت وسيع مردم را به «بيگانگان» و «تحريک قدرتهاي خارجي» نسبت دادند. يکي اين حرکت را «کار انگليسي‌‌ها» و ديگري مرتبط با سازمان «سيا» دانست. تظاهرات دولتي براي حمايت از «رئيس جمهوري منتخب» راه اندازي شد. همزمان و به قصد محاصره جنبش اعتراضي مردم براي خاموش کردن کم سروصداي آن، ارگانهاي حکومتي کوشيدند سانسور شديدي را اعمال نمايند: تعداد زيادي از روزنامه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي بسته و روزنامه نگاران بازداشت شدند، صدها خبرنگار خارجي که براي پوشش خبري انتخابات 22خرداد به ايران آمده بودند، به صورت ضرب‌الاجلي، اخراج شدند، ارتباطات تلفني در داخل و با خارج را مختل کردند، دانشگاه‌ها تعطيل و محاصره شدند و ... با اينهمه، ابتکارات دانشجويان و جوانان معترض، و معدود گزارشگران خارجي که در ايران باقي مانده بودند، توانستند اين جو سانسور را شکافته و خبرها و تصاوير گويايي را از حرکت مردم و جنايات رژيم، در سراسر عالم پخش کنند. ايرانيان تبعيدي و مهاجر و دانشجويان ايراني با گردهمايي و برگزاري تظاهرات همبستگي با جنبش، همچنان مي‌کوشند که صداي اعتراض مردم ايران را به گوش جهانيان برسانند.
رژيم حاکم جهت مقابله با اعتراضات و تظاهرات مسالمت آميز مردم، تمامي عوامل و دستجات سرکوبگر خود را به ميدان آورده است. نخست عوامل بسيجي، مأموران وزارت اطلاعات و «لباس شخصي‌ها» براي حمله به صفوف و تجمعات معترضات، و شناسايي آنان، به کار گرفته شدند. سپس، علاوه بر اينها، نيروهاي انتظامي و گارد ويژه «ضد شورش» وارد معرکه شدند، در حالي که نيروهاي سپاه پاسداران در پشت سر آنها مراقب اوضاع بودند. بعد از جمله 29 خرداد، پاسداران رژيم مستقيماً وارد عمل شده‌اند. فرماندهان نيروي انتظامي و سپاه پاسداران با صدور اطلاعيه‌هايي، خطاب به مردم معترض و ميرحسين موسوي، تهديد به تشديد سرکوب کرده‌اند، دستگاه قضايي خبر از تشکيل«دادگاه‌هاي ويژه» براي مجازات معترضان داده است و «صدا و سيما»ي رژيم مصاحبه‌هاي «اعترافات» دستگيرشدگان را پخش مي‌کند. ظاهراً معلوم نيست که حکومتي که مدعي آنهمه «آرا» و برخورداري از «پشتيباني ملت» است، چرا اين چنين وحشتزده شده و وحشيانه سرکوب مي‌کند؟ طي ده روز، بيش از يک‌صدنفر از معترضات و تظاهرکنندگان کشته شده‌اند. صدها تن از آنها زخمي گشته‌اند و تعداد افزونتري، از جمله جمع کثيري از فعالان سياسي و اجتماعي، روشنفکران و روزنامه‌نويسان، بازداشت گرديده‌اند که ارقام دقيق آنها هنوز معين نشده است.
6- بدين سان، انتخاباتي که آکنده از تقلب بوده به خون مردم بي‌گناه هم آغشته شده است. انتخابات در جمهوري اسلامي هيچ‌گاه سالم نبوده و، از همان ابتدا کمابيش همراه با تخلفات و تقلبات گوناگون بوده است، لکن انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري رژيم از اين جهت شاخص مي‌شود که رکورد تازه‌اي از نيرنگ بازي در انتخابات حکومت اسلامي برجاي گذاشته است، به طوري که ديگر سخن از دستکاري در آرا و تقلبات «متعارف» نيست بلکه قلب و جعل کل آرا و انتخابات مطرح است. بر پايه نتايج رسمي اعلام شده از سوي وزارت کشور رژيم، در اين انتخابات بيش از 39 ميليون نفر (حدود 85 درصد از 46 ميليون جمعيت واجد شرايط) شرکت کرده‌اند که 5/24 ميليون نفر از آنها (حدود 63 درصد) به احمدي نژاد و 2/13 ميليون نفرشان (حدود 34 درصد) به موسوي راي داده‌اند، و تعداد آرا محسن رضايي هم حدود 700 هزار (7/1 درصد) و مهدي کروبي نيز حدود 300 هزار (کمتر از يک درصد) بوده است. ارقام رسمي، اساساً با داده‌هاي جمعيتي ايران مانند ترکيب سني، توزيع جغرافيايي (شهري و روستايي) و ترکيب اقوام و مليتهاي ساکن اين سرزمين، سازگاري ندارد و حتي، در قياس با نتايج رسمي انتخابات قبلي رياست جمهوري در چهارسال پيش نيز غيرواقعي به نظر مي‌رسد (مجموع آراي کانديداهاي جناح خامنه‌اي در انتخابات پيشين، يعني آراي احمدي‌نژاد + قاليباف + لاريجاني، فقط 5/11 ميليون رأي بود). هرچند که اشکال و شيوه‌هاي مشخص جعل و جابه‌جايي وسيع رأي‌ها در اين نمايش انتخاباتي هنوز کاملاً فاش نشده و اگرچه تعداد واقعي آرا ريخته شده به نام هر کانديدا در صندوق‌ها معلوم نيست (وچه بسا که هيچ‌وقت هم معلوم نشود) اما اين نکته نقداً آشکار و عيانست که ترکيب و سهم آراي اعلام شده نامزدها، بي‌پايه و ساختگي است.
7- نتايج انتخاباتي که از طرف بخشي از معترضان و يا برخي از ناظران به «کودتا» تعبير شده است، عملاً تداوم کودتاي انتخاباتي است که، چهارسال پيش، در مرحله اول و دوم انتخابات قبلي (در 27 خرداد و 3 تير 1384) صورت گرفته است. در واقع، صداي آن کودتاي انتخاباتي که با هدايت «بيت رهبري» و زير نظر شوراي نگهبان و با مشارکت نيروي بسيج و سپاه پاسداران، «کميته امداد امام» وغيره، در آن زمان صورت گرفت، اکنون به گوش همگان رسيده است. در آن هنگام، اينان با طراحي «طرحي پيچيده و چند لايه»، با استفاده از ترفند «حرکت با چراغ خاموش» و با کمک «حزب پادگاني»، کانديداي مورد نظر رهبر، يعني احمدي‌نژاد را با استخراج 17 ميليون رأي از صندوق‌ها (در برابر 10 ميليون رأي براي رفسنجاني) بر صندلي رياست جمهوري نشاندند. رفسنجاني جز پناه بردن به «امام زمان» نتوانست يا نخواست کاري ديگر بکند، کروبي نامه شکواييه نوشت و محمد خاتمي نيز اين «انتخابات» را تأييد کرد... اما کساني که، بدين ترتيب، همراه با احمدي‌نژاد و در پشت سر وي به قدرت رسيده و قوه مجريه را قبضه کرده و کيسه‌هاي بسيار گشادي هم براي نوبت غارتگري خودشان دوخته بودند، مسلماً به سهولت حاضر به کنار رفتن و رها کردن قدرت (و آن هم از طريق روند انتخابات که غالب آنها اساساً آن را قبول ندارند) نبوده و نيستند. همان طور که بسيجي‌ها و عناصر طرفدار احمدي‌نژاد در جريان بحث‌هاي انتخاباتي اخير صراحتاً عنوان مي‌کردند، اينان براي خودشان «يک برنامه هشت ساله» در نظر داشته‌اند.
8- با نزديک شدن موعد انتخابات اخير، به تدريج آشکارتر مي‌شد که توافق غالب جناح تماميت خواه يعني جناح خامنه‌اي، همچنان حفظ قوه اجرايي و نيز ادامه کار دار و دسته احمدي‌نژاد در رأس آنست. نه تنها حمايت‌هاي ضمني و صريح خود خامنه‌اي بلکه کنار کشيدن مدعيان ديگري همچون لاريجاني، قاليباف و ولايتي از کانديداتوري، نشانه‌هاي روشني از آن بود که نظر «رهبري» معطوف به ابقاي احمدي‌نژاد در پست رياست جمهوري است. تعويض احمدي‌نژاد در اين مقطع (و با توجه به اين که همه روساي جمهوري رژيم در 28 سال گذشته، دو دوره بر سر کار بوده‌اند) به معني ناتمام ماندن کودتاي انتخاباتي تير 1384، و نموداري از ضعف و عقب‌نشيني مقام رهبري تلقي مي‌شد. عامل مهم ديگر در محاسبات جناح غالب، بحران اتمي بين‌المللي گريبانگير رژيم و پيشنهاد مذاکره مستقيم مطرح شده از جانب دولت آمريکا بوده است. اگرچه عوارض زيانبار فعلي اين بحران و خطرات احتمالي برخاسته از آن، بيش از پيش، جامعه ما را در بر گرفته است، ولي همه کانديداهاي تأييد «صلاحيت» شده اين انتخابات، از موضعگيري صريح و روشن پيرامون اين بحران و پيشنهاد مذاکره مستقيم با آمريکا طفره رفتند. با اينهمه، اين مسئله کماکان ذهن گردانندگان حکومتي و جناح خامنه‌اي را نيز به خود مشغول داشته است. طبق حساب اين جناح، که ظاهراً بر اين باورست که، در صورت انجام مذاکره با آمريکا، اين امر بايستي از «موضع قدرت» صورت بگيرد، تغيير دولت احمدي‌نژاد در اين شرايط، نشانه ديگري از عقب نشيني رژيم در برابر غرب قلمداد مي‌شد. گذشته از اينها، رژيم حاکم براي نمايش قدرت و «مشروعيت» خود در انظار بين‌المللي، در پي برگزاري انتخاباتي بود که، به هر ترتيب، بيشترين ميزان مشارکت را در برداشته باشد. بدين سان، نمايشي براي روز جمعه 22 خرداد ترتيب يافته بود که «خير دنيا و آخرت» را يکجا براي جناح غالب به ارمغان آورد. اين نيز ظاهراً پيش بيني شده بود که قال قضيه در همان مرحله اول کنده و از کشانده شدن آن به مرحله دوم انتخابات جلوگيري شود. اما آنچه در محاسبات خود غرضانه آنها اصلاً به حساب نيامده بود، واکنش سريع و وسيع توده‌هاي مردم در مقابل اين نيرنگ بازي ننگين و اهانت‌بار بود. جنبش اعتراضي خود جوش و گسترده مردم و نيز اعتراض پيگير موسوي و کروبي و حاميان آنها نسبت به حجم عظيم تقلبات در اين انتخابات، کاسه و کوزه دار و دسته حاکم را در هم ريخت. رژيمي که در پي کسب «مشروعيت» بود، باقي‌مانده آبرو و اعتبار خويش را، در داخل و خارج، هم بر باد داد و رسواي خاص و عام شد.
9- بر آمد جنبش اعتراضي مردم، خامنه‌اي و جناح او را در تنگناي سختي قرار داده و کليت رژيم اسلامي را نيز با يکي از بزرگترين بحران‌هاي دوران حيات خويش مواجه ساخته است. تأييد شتابزده نتايج انتخابات، که وي آن را «معجزه الهي» خواند و تبريک «راي بيست و چهارميليوني رئيس جمهور منتخب» که از همان ابتدا مورد اعتراض شديد مردم بود، رهبر رژيم را به مخمصه انداخت : لقمه‌اي به همان بزرگي تقلب در انتخابات، در گلوي او گير کرد که فرو بردن آن مستلزم خونريزي داخلي و بيرون آوردن آن موجب بي‌آبرويي باز هم بيشتر بود. وي ضمن ارعاب و اعزام مزدوران سرکوبگر براي مقابله با معترضان، سعي کرد که با وعده‌هايي چون رسيدگي به شکايات نامزدها در شوراي نگهبان، حرکت مردم را متوقف سازد. لکن مبارزه حق طلبانه مردم دامنه‌اي گسترده‌تر يافت. سخنراني نماز جمعه 29 خرداد در تهران که طي آن ضمن تأييد مجدد انتخابات و رئيس جمهوري جعلي، مسئوليت خونريزي‌هاي بيشتر را نيز به گردن معترضان انداخت، نشان داد که خامنه‌اي، چنان که پيش‌بيني مي‌شد، تشديد سرکوب و خفقان را برگزيده است. وي که مدعي ايفاي نقش «داوري» در بين جناح‌هاي رقيب درون حکومتي بود، با اين موضعگيري‌ها همچنين بر همگان آشکار کرد که سرکرده جناحي بيش نيست، آن هم جناحي که ارتجاعي‌ترين و مستبدترين در ميان آنهاست.
اما همين رويدادها، به اختلاف دروني خود جناح خامنه‌اي، جناح تماميت خواه، هم دامن زد و شکاف دروني رژيم حاکم را در غالب نهادهاي حکومتي و مذهبي، از حوزه، روحانيون و مراجع تقليد گرفته تا مجلس، ارگانها و دستگاه‌هاي اجرايي، عميق‌تر کرد. به رغم و يا، در حقيقت، به دليل 24 ميليون رأيي که به نام احمدي‌نژاد ساخته و اعلام شده، او ديگر هيچگونه «مشروعيت» قانوني و عرفي در پيش اکثريت وسيع مردم و حتي در ميان دستجاتي از حکومتي‌ها ندارد و از اين رو موقعيت وي در درون جناح خودش نيز ضعيف‌تر مي‌شود.
10- رفسنجاني، «همراه و همسنگر ديروز، امروز و فردا»ي رهبر، که در واقع هم شريک و هم رقيب خامنه‌اي بوده و هست، يکي ديگر از بازندگان نمايش انتخاباتي 22 خرداد است. وي که بر مبناي «دور انديشي» خود، اين بار در دو «خانه» شرط بندي نموده، گروهي از کارگزارانش را همراه کروبي کرده و گروهي ديگر از بستگان و ايادي خود را هم به حمايت از موسوي فرستاده بود، اکنون در اثر رودستي که از رقيب خود خورده است نه تنها دستش از شراکت در قوه اجرايي کوتاه شده بلکه موقعيت خودش هم متزلزل گشته است. در پس پردۀ آرايش و نمايش انتخاباتي دستجات درون حکومتي در دهمين دوره رياست جمهوري، رقابت و منازعه‌اي نيز بين اين دو «همسنگر» جريان داشته که حملات شديد عليه رفسنجاني و خاندانش در مناظره‌هاي تلويزيوني (که بعداً نيز در برخي رسانه‌هاي دولتي استمرار يافته) تنها بخش آشکار آن بوده است. وي که در پي بهره‌برداري خود غرضانه از جنبش اعتراضي است ولي بدنام‌تر از آنست که بتواند از اين راه حمايتي را برانگيزاند، هرگاه نتواند پشتيباني بخشي از روحانيون و ديگر چهره‌هاي حکومتي را که از رو آمدن فرماندهي سپاه و ارگانهاي امنيتي در حکومت، و بنابراين کاهش موقعيت‌هاي سياسي و اقتصادي خودشان، ناراضي و نگرانند، نسبت به خود جلب نمايد، دور از انتظار نيست که از سوي ساير باندهاي مافيايي رژيم، به عنوان سرآمد و سمبل مفاسد اقتصادي، مورد تهاجم مستقيم و شديد واقع شود.
11- موسوي که تاکنون از پذيرش نتايج رسمي انتخابات سرباز زده و، به پشتوانه اعتراضات مردمي، همچنان خواستار ابطال و تجديد انتخابات و يا تشکيل هيأت «حقيقت‌ياب» است، چه مي‌گويد و چه نقشي مي‌خواهد ايفا کند؟ واقعيت اينست که او هيچ حرف تازه‌اي ندارد. جدا از مسئله اعتراض به نتايج انتخابات اخير، حرفهايي که آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي در جريان تدارک انتخابات، و بعد از آن در اطلاعيه‌هايش مطرح ساخته، در طول حيات سي‌ساله اين رژيم بارها تکرار شده است. اين صحبت‌ها که بي‌شباهت به بحث‌هاي حوزوي و يا اسکولاستيک نيست، ارتباطي مستقيم با جنگ قدرت درون حکومت و آينده آن دارد و همان داستان دنباله‌دار مجادلات و منازعات بين ميراث‌داران خميني است. وي که به گفته خودش به خاطر «احساس نگراني نسبت به آينده نظام مقدس» جمهوري اسلامي به ميدان آمده است، مردم را «بار ديگر به انقلاب اسلامي آن گونه که بود و جمهوري اسلامي آن گونه که بايد باشد» دعوت مي‌کند. پيداست که مسئله او نيز صرفاً اين انتخابات «و تقلب عظيم» آن نيست، ولي راهي که او ارائه مي‌دهد بازگشت به گذشته است. او با انتقاد از «دروغ»، «تحجر» و «قانون گريزي»، و دفاع از «آزاديهاي مصرح در قانون اساسي»، «کرامت انساني» و «خط امام»، به مخاطبان درون حکومتي و مدافعان رژيم هشدار مي‌دهد که اين نظام دچار «انحراف» شده، و «جمهوريت» جمهوري اسلامي حذف و تبديل به «حکومت اسلامي» خواهد شد... گويي که وي تازه از خواب «اصحاب کهف» بيدار گشته و نمي‌داند که طي 30-20 سال اخير در اين کشور چه گذشته است. موسوي نيز، به تأسي از ملايان که چيزي اسطوره‌اي به نام «صدر اسلام» ساخته و پرداخته و دائماً به خورد خلايق مي‌دهند، در واقع مي‌خواهد تصويري موهوم از «جمهوري اسلامي» دلخواه خويش ترسيم و به جوانان عرضه کند تا شايد از اين راه بتواند از زوال محتوم اين نظام جلوگيري نمايد. اما اکثريت مردم ايران رنج و ستم و خفقان واقعيت جمهوري اسلامي را با گوشت و پوست خود لمس کرده و آن را به خوبي مي‌شناسند.
واقعيت اينست که انحراف از آرمانهاي انقلاب بهمن، از همان ابتدا و با استقرار خود جمهوري اسلامي شروع شده است، که تعارض «جمهوريت» و اسلام، از همان آغاز بروز کرده و حکومت خودکامه مذهبي جايگزين استبداد شاهي گرديده است، که قانون گريزي از همان زمان، و هنگامي که خميني در قانون اساسي دستپخت «خبرگان» خود رژيم نيز دست برد، رواج و رفته رفته شدت يافته است، که از همان اوايل کار جمهوري اسلامي، انتخابات در چارچوب اين رژيم هيچ وقت دمکراتيک و سالم نبوده است... موسوي که نه در زمان «امام راحل»اش و نه حتي بيست سال بعد از وي، هرگز جرأت آن را نداشته است که کلمه‌اي در نقد جنايت بزرگ قتل عام زندانيان سياسي در دوره صدارتش بر زبان آورد، در صورت استمرار اعتراض و مخالفتش با دار و دسته «رهبر»، به صف مخالفان درون نظام يعني به جرگه کساني چون آيت‌الله منتظري، آيت‌الله طاهري اصفهاني و عبدالله نوري مي‌پيوندد که از موضع دفاع از جمهوري اسلامي «راستين»، به مخالفت با جناح غالب رژيم برخاسته‌اند. بديهي است که اپوزيسيون چپ و دمکرات که براي تحول دمکراتيک اساسي در ايران مبارزه مي‌کند، از تجزيه دروني رژيم در راستاي تضعيف بيشتر و سريعتر آن استقبال مي‌نمايد. اما اين امر هرگز نمي‌تواند به معني دنباله‌روي از موسوي و امثال وي باشد.
12- جدايي موسوي و همفکران وي از «جمهوري اسلامي واقعاً موجود»، باري ديگر، اصلاح ناپذيري رژيم حاکم را عيان مي‌سازد. هرگاه تجربه ناکامي اصلاح طلبان حکومتي، طي دوره هشت ساله رياست جمهوري خاتمي، براي اثبات اين امر هنوز ناکافي بوده باشد، نفي و طرد موسوي محتاط، يعني محافظه‌کارترين اصلاح طلبان حکومتي و يا، به قول خودش، «اصلاح طلبي که دائماً به اصول رجوع مي‌کند»، آن هم به اين شکل توهين آميز، ديگر ترديدي در اين باره برجاي نمي‌گذارد. ممکن است که کسان ديگري هم از درون حکومت، يا همانند موسوي به واسطه آينده نگري براي بقاي اين رژيم و يا با انگيزه‌هاي ديگر، بعداً نيز علم اصلاح طلب رابلند کنند ولي بختي بهتر از آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي هم در انتظار آنان نخواهد بود. در اين ميان، جرياناتي از اپوزيسيون نيز که هنوز در جستجوي اصلاح طلبان حکومتي در قامت امثال موسوي هستند تا به دامن قبايشان بياويزند، به توهم پراکني در ميان توده‌ها ادامه داده و نيروي اپوزيسيون را به هرز مي‌برند.
13- نتايج اعلام شده آنچه به نام انتخابات در 22 خرداد انجام شده، کاملاً جعلي و باطل است، همان گونه که روند اين انتخابات غير دمکراتيک از ابتدا باطل بوده است. اما اعلام اين ارقام قلابي و واکنش وسيع مردم در مقابل اين دغلکاري نمايان، چنان که وصف آن گذشت، بطلان انتخابات در چارچوب رژيم اسلامي حاکم را يکبار براي هميشه به ثبت رسانده است. مقوله انتخابات، که عملاً هيچگاه آزاد و عادلانه نبوده، به رقابتي در بين «خودي»ها تبديل شده بود. لکن رفته رفته، هرچه بيشتر حالت تزييني و نمايشي يافت و حيطه رقابت در ميان همان «خودي»ها هم محدودتر شد. بعد کار به جايي رسيد که «قواعد بازي» در بين افراد «خودي» نيز بر هم خورد و دسته‌اي از همان‌ها به حذف دسته‌اي ديگر مبادرت کردند. چنان که مثلاً در جريان انتخابات درون حکومتي مجلس هفتم، بيش از دو هزار نفر از نامزدهاي وابسته به اصلاح طلبان حکومتي، در همان مرحله تعيين «صلاحيت» به وسيله شوراي نگهبان رد شدند. اما در موعد انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري، که حذف همه کانديداهاي خودي سرشناس نيز عملي نبود، شگرد کودتاي انتخاباتي جهت به کرسي نشاندن «کانديداي مورد نظر» جناح غالب به کار گرفته شد که در انتخابات اخير نيز به شکل وقيحانه‌اي تکرار گرديد. بدين سان، نه تنها پايان کار انتخابات رقابتي درون حکومتي رقم خورده و انتخابات به حد انتصابات درون جناحي تنزل يافت، بلکه با برملا شدن شعبده‌هاي انتخاباتي جمهوري اسلامي در برابر چشم همگان، بي‌اعتباري و رسوايي آن دو چندان شد.
14- بعد از اين رسوايي، و خصوصاً در پي برخورد وحشيانه رژيم به تظاهرات مردم و سرکوب شديد معترضان، جمهوري اسلامي ديگر هرگز قادر به بازگرداندن آبروي از دست رفته و بازگشت به وضعيت پيشين نخواهد بود. در جريان اين برآمد جنبش حق طلبانه و آزاديخواهانه مردم، نقاب از چهره واقعي رژيم برگرفته شد، توهمات بسياري فروريخت و پرده‌هاي زيادي پاره شد و ماهيت ضد مردمي و ضد دمکراتيک حکومت اسلامي، به صورتي عريان، در مقابل چشمان ميليونها نفر از مردم و در برابر انظار جهانيان قرار گرفت. چنين وضعيتي، به رغم «پيروزي» جناح غالب در ابقاي احمدي نژاد، اين جناح و کليت رژيم حاکم را در موقعيتي به مراتب ضعيف‌تر از پيش، قرار داده است. اگرچه شدت تهاجم و وسعت جنايات خامنه‌اي و دار و دسته آن در برخورد با جنبش اعتراضي، موجب فروکش تظاهرات خياباني و کاهش دامنه اعتراضات جاري شده است، اما مسلماً مبارزات مردم در اشکال و شيوه‌هاي ديگر، در جنبشهاي اجتماعي گوناگون، در محل کار و محلات و دانشگاه‌ها و مدارس، ادامه خواهد يافت. خامنه‌اي در خطبه‌هاي نماز جمعه‌اش، با تهديد مردم اظهار داشت که هرگز «تسليم خيابانها» نخواهد شد. رژيم شاه هم مي‌گفت که هيچ وقت در برابر تظاهرات مردم عقب نشيني نخواهد کرد. رژيم حاکم نيز قطعاً در مقابل اراده جمعي و مبارزات توده‌هاي مردم، سرنوشت ديگري جز سلف خود نخواهد داشت. با گسترش و تقويت مبارزات مدني، صنفي، اجتماعي و سياسي، مردم سرزمين ما با گامهاي خود در خيابانها، در محلات و محل‌هاي کار، در شهرها و روستاها، رأي قطعي و نهايي خويش را براي برچيدن بساط استبداد مذهبي حاکم صادر خواهند کرد.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration