The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

کجا بود آن ماهي قرمز کوچولو؟

سيروان هدايت وزيري

درياي جنبش اعتراضي در ايران از ساحل ايران گذر کرد ، و به اقيانوس ها رسيد . امواج اين دريا خبري را براي ساحل داشتند ، که کجا بودند ، آن ماهي هاي قرمز کوچولو ؟ امواج در يا در ساحل پاسخ مي گيرد ، در اين دريا ماهي قرمز کوچولو شناگر نبود ، تا به اين ساحل برسد .
اگر جنبش اعراضي اخير ايران را با قيام سال 57 مقايسه شود ، نکات اشتراک زيادي را مي توان مشاهده نمود . همانطوريکه در سال 57 يک حرکت وسيع تورده ايي عليه نظام شاهنشاهي وجود داشت و مرکز ثقل اين اعتراضات نيز در دانشگاهها بود ، درست به همان طريق نيز در اعتراضات اخير اين مسئله تکرار گرديد . اگر عکس العمل در برابر اعتراضات و قيام 57 با گلوله نشان داده شد ، در اعتراضات اخير نيز با همچنين عکس العملي مواجه گرديد . اگر شاه در برابر امواج اعتراضي سال 57 تصميم مي گرفت ، و فقط به خود اجازه تصميم گيري داده بود ، در برابر اعتراضات اخير نيز ، آيت الله خامنه اي به خود حق تصميم گيري نهايي را داده بود . در هر صورت در برابر امواج اعتراضي اين دو فرد نقطه مشترکي را تشکيل داده بودند . اما آنچه که نکات اختلافات اين دو حرکت را از هم ديگر تفکيک مي کنند ، کم رنگ شدن نقش اپوزيسيون غير خودي از جمله فدائيان خلق در جنبش اخير بود . در حقيقت نقش فدائيان خلق در اين جنبش اگر با اعمال سرکوب و جوه اختناق حاکم بر جامعه توجيه نگردد ، خود دليل ديکري را استنتاج مي کند . عدم ارائه يک سياست روشن همراه با جسارت انقلابي آن به شيوه گذشته پارامتري از اين بي نقشي ايست . براستي سئولات زيادي وجود دارد . آيا فدائي بودن و فدايي شدن با توقعات و خواست مردم ديگر همنوايي و همخواني ندارد ؟ آيا فدايي بودن با جنبش مدني ديگر سازگار نيست ؟ آيا اگر فداييان همانند گذشته جسارت انقلابي را به فرهنگ مبارزاتي خود تبديل کند ، نمي توانند شناگر درياي اعتراضي باشند ؟ ايا ساحل امواج دريا به تپه هاي اوين ختم گرديد و صداي بيژن و بيژن ها ديگر نارساست ؟ آيا منطق مبارزاتي کنوني با منطق مبارزاتي فدائيان ديگر منطبق نيست ؟ براستي جوامع مردمي ايران چه توقعي دارند که فداييان با همان پوسته و هسته قبلي نمي توانند بدان پاسخ دهند ؟ ايا شيوه مبارزه فداييان با ديکتاوري همانند گذشته نيست و فرق کرده است و يا راه ديگري را مي طلبد . اين سئولاتي ايست که نسلي از جوانان ميهن مان در پاسخ اش منتظرند .
آنچه که قبلا انتظار بود ، پتانسيل مبارزاتي رهبري جنبش اخير عليه ديکتاتوري مورد سئوال قرار گرفته است . مير حسين موسوي و کروبي با پذيرش پيشنهادات شوراي نگهبان در به رسميت شناختن آرائ انتخاباتي به نفع محمود احمدي نژاد ثابت کردند ، که ديگر مربوط به قافله جنبش اعتراضي در ايران نيستند . و خود را به خانواده ايي مربوط مي دانند ، که عليه اش اعتراض شده است . در نتيجه شيوه و خصلت مبارزاتي اين دو نفر اين جنبش را به دوراهي کشانده است . اين دوراهي متعلق به نظرگاه و شيوه مبارزاتي مردم جامعه ايران نيست . بي شک راه 60 درصد از جوانان زير 30 سال راه مشخصي را دنبال مي کنند . چه کسي بايد تسهيل کننده اين راه باشد ؟ بي شک غول هاي پرورش يافته در حکومت هيج علاقه ايي به ادامه راه جوانان براي رسيدن به آماج و آرزوهايشان ندارد . آنان صرف خواهان بزرگ و بزرگتر خويش اند . بي جهت نيست که جوانان کشورمان نسبت گرايشات چپ و چپگرايي سمپاتي دارند و از غول هاي پرورش يافته حکومتي هيچ متانتي ندارند . ولي متاسفانه خيلي از نيروهاي درون چپ شناگر درياي اعتراضي توده ها نيستند ، و يا اساسا نمي خواهند شنا ياد بگيرند . تا انجايي به مخاطب اين موضوع بر مي گردد ، جريان فداييان خلق پارامتري از آن است . با يک يک نظر سطحي در رابطه با اعتراضات و جوشش انقلابي اخير در جامعه ايران نشان مي دهد که جريان فدايي نتنها مطرح نبوده ، بلکه نمي توان ان را به عنوان يک جريان اجتماعي واقعا زنده به حساب آورد ، آنچه که قبلا و در گذشته چنين احکامي صدق نمي کرد . اينک ، چرا بايد جريان فدايي اين احکام را بايد پذيرا باشد . آيا منطق مبارزاتي ، عملي ، برنامه ايي و پراکنندگي اين جريان دال بر اين محکوميت مي باشد ؟ . يا اينکه توقعات و درجات خواست مردم بويژه قشر پيشروان جامعه ايران آنچنان بالاست ، که ديگر جريان فدايي در تدابق با آن نيست . و يا اينکه نسل جديد اجتماعي در ناشي از غياب بودن جنبش فدايي در عرصه اجتماع در ناشي از جوه اختناق و سرکوب حاکم بر جامعه ، از فلسفه فدايي و گذشته آن آگاهي چنداني ندارند ، با ين اعتبار است که فدايي نتوانست در جنبش اخير در ايران بدرخشد و افقي روشن براي جامعه ايران داشته باشد . در حقيقت پارامترهاي فوق هر يک به نوبه حود ، در عدم درخشش اين جريان دخيل
بوده اند . تا انجايي که به گذشته سازمان فدايي بر مي گردد ، مي توان شمايي از گذشته هاي اين جريان را براي شناخت بيشتر جوانان و نيروي اجتماعي کشورمان ، جريان فداييان را ، زير زربين واقعيت هاي تاريخ جامعه مان قرار داد . آنچه که به آينده اين جريان بر مي گردد ، در ناشي از بغرنج بودن مناسبات اجتماعي ، نمي توان حکم صادر کرد . اما جنبش فدايي را نمي توان به عنوان يک جريان اجتماعي بلقوه در صورت يک تعمير سياسي و ايدولوژيکي در درون اين جريان را در نظر نگرفت ، همچنان مطرح خواهد شد . اتفاقا با همين چشم انداز نيز هست که نيروهاي فعال اين جريان به ادامه جنبش فدايي مصمم مي باشند . در هرصورت ، غير انکار بودن جريان فدايي به عنوان يک نيروي بلقوه ، و خطر جدي براي حاکمين بر جامعه در گزارش سازمان اطلاعات در رابطه با جريان فدايي اثبات بر اين مدعاست . ولي باز نمي توان به اين مسئله بسنده نمود که اين جريان ، بدون ياد گرفتن شنا در جنبش هاي اجتماعي در ايران مي تواند بر سرنوشت مليون ها نفر از توده هاي مردم از جامعه دخالت داشته باشد . چنين حدثي در صورت واقعيت ، اين جريان را صرفا به مجموعه ايي از سلسله تاريخ هاي مبارزلتي در ايران ربط خواهد داد ، در نتيجه فعاليت کردن در جنبش فدايي همانند ، آب را در هاون کوبيدن مي باشد که بازده ايي نخواهد داشت . تا انجايي که به جريان فدايي بر مي گردد ، مي توان به چند نکات عطف در شکست و بالندگي اين جريان اشاره نمود . نکات عطفي که تاريخ مبارزاتي مردم و از جمله جوانان و پيشروان بدان نسج گرفته و از ان درس گرفته اند .
اعلام موجوديت جريان فداييان خلق در جامعه ايران به اولين حرکت مسلحانه چند گروه روشنفکر با ايدولوژي مارکسيستي به به پاسگاه سياهکل در شمال ايران در سال 1349 بر ميگردد . اين چند گروه با تلفيق مبارزه سياسي با مبارزه مسلحانه ، هدف اشان را بينيان نوين جنبش کمونيستي ، در تقابل با سياست و ايدولوزي حزب توده ايران و بعضا فد اييان اسلام قرار داد ند و سازمان خود را تشکيل دادند . اين گروه با اين حرکت اشان مي خواستند سکوت و سکوني که بر مبارزات حق طلبانه اي که از جانب حزب توده ايران بر جامعه غالب گرديده بود ، بشکنند . و دوره اي ديگر از مبارزه را به شيوه ديگر اغاز نمايند . و اين جنبش در تحت تاثير از جنبش کمونيستي در کوبا ، الباني ، ويتنام ، چين ، فلستين خصلت ناب ضد امپرياليستي را به خود گرفت . چارچوب سياست مبارزاتي اين سازمان ، قهر مسلحانه عليه رژيم سلطنتي بود . اگر حزب توده ايران مبارزات خود را بر مبناي ايدولوژي خروشچو قرار داده بود . و زاويه مبارزاتي را در جريان مبارزات پارلماني و مبارزات مسالمت اميز عليه شاه مي ديد ، جريان فداييان شيوه مبارزاتشان خلاف 360 درجه ايي اين مبارزه بود . در حقيقت آنان چشم اندازي از تحول انقلابي در مبارزات پارلماني در حاکميت مطلقه شاه نمي ديدند ، از اين رو آنان بر قهراميز بودن مبارزه عليه حاکميت شاه تاکيد کردند . شاه نيزبانيان اين جريان را به اتهامات کمونيست بودن و دست نشانده هاي کشورهاي کمونيستي تعقيب نمود . سعي داشت که اين گروه نتوانند به مثابه يک نيروي اجتماعي در جامعه ايران گسترش يابند عاقبت آنان به توسظ نيروي سرکوبگر و ساواکي هاي مواجه به خور شاه به دام افتادند و جان خود را از دست دادند . چون حرکت اين گروه با منطق ، فرهنگ احساساتي و عاطفي مردم جامعه ايران همخواني داشت ، ضربه خورن بانيان اين سازمان نتوانست در ادامه راه اين جريان خللي وارد آيد و اين سازمان با توجه به افت و خيزهاي متفاوت سياسي و عملي به عنوان يک جريان سياسي _ کمونيستي در جنبش سياسي ايران ، بويژه در مابين روشنفکران و دانشگاهيان مطرح شد . در قيام سال 57 فدايي و جسارت انقلابي بانيان اين جريان زبانزد مردم ايران و منطقه خاورميانه شد و سريعا اين سازمان براي همه احاد مردم جزابيت پيدا کرد . بطوري که به لحاظ توان نيرو و سازماندهي سبقط را از جرياناتي امثال حزب توده گرفت . اسم فدايي نتنها در شهرهاي بزرگ شنيده شد ، بلکه اين اسم در اکثريت دهات و روستاها ي ايران نيز رسوخ کرد . گسترش و دامنه وسعت اين جريان به شکلي سريع بود که حتي رزيم جديد ، يعني جمهوري اسلامي روي ان حساب مي کرد و بردرجات تاثير گذاري سياسي ان در جامعه ايران واقف بود . اين سازمان نمايندگاني را از هر بخش به مجلس خبرکان فرستاد تا اينکه در تصميم گيرهاي کشوري سهمي را داشته باشد . اما ديري نپاييد رژيم ماهيت مطلقه سياسي خود را نشان داد و به نفي مبارزات پارلماني و مجلسي رسيد . با اين وجود رژيم به هر نحوي مي خواست از محبوبيت سير و سريع جريان فدايي بهره سياسي ببرد . و اين در حالي بود که جريان فدايي به لحاظ برنامه ايي و خط سياسي مستقل رنج مي برد و خود نيز به جاي اينکه رهبري کند دنبال يک رهبر مي گشت . آنچه که از لحاظ سياسي رهبران عملي اين جريان به ارث برده بودند ، مبارزه بي وقفه عليه امپرياليسم از جمله امريکا بود . و هضم اين مسئله براي اين سازمان آسان تر از ماباقي بغرنج هاي اجتماعي در ايران بود و اتفاقا بلعيدن اين شعار بعدا خود به لوضه درد ناک براي اين سازمان تبديل شد . نداشتن يک بررسي همه جانبه ماهيت سياسي و اجتماعي رژيم جديد ، روبروشدن به واقعيت ها و بغرنج هاي اجتماعي ،عدم توانايي سازمان دادن نيروهاي خودي بر تناسب علاقه و تواناييها ، از يک طرف و از طرفي ديگر درجات بالاي سازمانيابي رژيم جديد در اجتماع ، و به تناسب آن ماهيت روباه گونه حکومت جديد در سبک برخوردهاي اجتماعي ، سازمان فدايي را در مخمصه ايدولوژيکي و سياسي قرار داد . حمله عراق به خاک ايران و خصومت هاي ديپلماتيک مابين آمريکا و رژيم جديد حاکم بر ايران يک پرده سناريوي را بر ماهيت حکومت جديد پوشاند . در نتيجه به اعتبار نامعلوم بودن ماهيت سياسي حکومت جديد ، بر شعار ضد امپرياليستي رژيم تلويحا به واقعيت نزديک مي کرد . و اين واقعيت نيز به نفع رژيم در سازماندهي توده ايي در جهت يک جنگ مقدس بود . و بخش بزرگي از سازمان فدايي نيز مشوق اين واقعيت شدند . بلاخره اين سازمان بر سر موضوع برخورد به ماهيت رژيم جمهوري اسلامي ، از اين نقطه نظر که اين رژيم منافع چه طبقه ايي را دنبال مي کند ، و ازاين نقطه نظر نيز ماهيت جنگ مابين ايران و عراق ، که آيا اين جنگ يک طرف ان به اصتلاح دولت عموم خلقي و انقلابي رژيم جمهوري اسلامي است ، و از طرف ديگر جبهه امپرياليستي به توسط صدام حسين مي باشد ، در سال 59 دچار يک انشعاب شکننده شد . و اين سازمان به دو دسته موسوم به اقليت و اکثريت شقه گرديد . اکثريت اين سازمان با به رسميت شناختن حکومت جمهوري اسلامي به عنوان يک جريان انقلابي _ عموم خلقي و نيز ضد امپرياليستي مشوق همکاري با رژيم شد . و با اين موضوع گيري ، از مطالباتي اجتماعي ايي که هنوز جمهوري اسلامي در توان حل آن نبود ، سرباز زد و يا اينکه ان را نيمه کاره جاه گذاشت . در حقيقت انگيزه راديکاليزه کردن حکومت جمهوري اسلامي به اين سازمان صبر و شکيبا مي داد . و انگيزه انقلابيگري و جسارت شورشگري سنتي ايي که به عنوان ادبيات گذشته اين سازمان محسوب مي گرديد ، از دست داد . هر چه زمان مي گذشت اين سازمان تمايلش به انديشه حزب توده بيشتر مي شد . مبارزات قانوني و احيانا مبارزات پارلماني در تحصيلات عدالت اجتماعي در چارچوب حاکميت جمهوري اسلامي به ارزوي مبارزاتي اين سازمان تبديل گرديد . عدم کفايت بودن فضاي باز در چارچوب رژيم براي همجون مانورهاي سياسي ، اين سازمان را به لحاظ سياسي هر چه زيادتر جريحه دار مي کرد . در نتيجه جريحه دار شدن بعد سياسي اين سازمان ، دامنه فعاليت بيرون تشکيلاتي ان محدود و تنگتر شد . با محدود شدن دامنه فعاليت اين سازمان ، انگيزه هاي انشعاب و انشقاق در درون اين سازمان مهيا تر شد . تا جايي در درون اين سازمان به دو نوع انشعاب منجر گرديد . جدا شدن جناح چپ اکثريت ونيز گروه موسوم 16 آذر در سال 60 از جمله اين انشعابات را تشکيل مي دهند . با انشعاب در درون اين سازمان ، عرصه سيال شدن سبک مبارزاتي و سياسي اين سازمان افزايش پيدا کرد . چانه زني هاي سياسي با اين يا آن جريان راست و بد نام در جنبش سياسي ايران به پرنسيپ سياسي اين سازمان تبديل گرديد . اما بلاخره سيال بودن سبک مبارزات سياسي اين جريان به خودي ها ربط پيدا خواهد کرد .
اقليت سازمان انشعابي نيز با موضوگيري عليه جمهوري اسلامي ، بر ضد انقلاب و ارتجاعي اين حکومت تاکيد داشت . اين جريان با موضوع گيري خود ، فعاليت مبارزاتي قانوني در چارچوب حاکميت جمهوري اسلامي غير ممکن ساخت و ناچار گرديد ، به فعاليت مبارزاتي زيرزميني پناه ببرد . اين سازمان با الهام از سنت هاي گذشته فداييان ، روي مبارزات قهري و مسلحانه عليه رژيم تاکيد نمود ....
ادامه دارد

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration