The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

سازماني «جنبشي» يا ائتلافي گسترده

احمد آزاد



نگاهي به مباحث ساختار جمهوري خواهان دمکرات و لائيک
4 مهر 1384/ 26 سپتامبر 2005

دومين نشست جمهوري خواهان لائيک -دمکراتيک در پيش است و يکي از مهمترين مباحث آن، طرح ساختاري اين تجمع مي‌باشد. در فاصله يک سالي که از نشست قبلي مي‌گذرد، تحولات مهمي در عرصه سياسي ايران رخ داده است. شکست اصلاح طلبان در دو انتخابات اخير ( مجلس هفتم و رياست جمهوري) و از دست دادن دو سنگر قوه مقننه و مجريه که به خروج کامل آنها از مراکز قدرت انجاميد و اشغال صندلي رياست جمهوري توسط فردي از جناح خامنه اي و مورد حمايت سپاه و نظاميان, عملا سيماي سياسي ايران را دستخوش تغيير کرده است. در اين تحول اميد به رفرم از درون بسيار ضعيف شده و ديگر قادر به ايفاي نقش در صحنه سياسي نخواهد بود و حداقل براي مدتي طرفداران محدود اين فکر خاموشي خواهند گزيد. از سوي ديگر مردم اين بار مستقيما با کليت قدرت حاکمه در ايران روردرو بوده و پس از يک دوره کوتاه صبر و انتظار، اعتراضات اجتماعي اوج خواهد گرفت.
يکي ديگر از مشخصه هاي تحولات اخير هماهنگي نسبتا وسيعي نيروهاي اپوزيسيون حول سياست تحريم انتخابات بود. اگرچه تحريم در اين انتخابات در حد انتظار موفق نبود، ولي براي اولين بار جمع وسيعي را در داخل و خارج از کشور حول يک سياست گردآورد. به ديگر سخن جنبش تحريم نهمين دور انتخابات رياست جمهوري، سرآغاز راهي است که در آينده ادامه خواهد يافت. اين تجربه نشان داد که مي‌توان حول سياست هاي مشخص جنبش اعتراضي را بوجود آورد. عدم حصول نتيجه مورد نظر نيز نشان داد که موفقيت جنبش هاي اعتراضي تا چه حد به يکپارچگي اپوزيسيون و بويژه کار مشترک و گسترده نهادهاي سياسي اپوزيسيون در اين عرصه نيازمند است.
در شرائط سياسي کنوني اپوزيسيون دمکرات و جمهوري خواه، بيش از هر زمان ديگر نياز به اتحاد و هماهنگي دارد. در گردهمايي سپتامبر گذشته قراري به تصويب رسيد که شوراي هماهنگي را موظف مي‌کرد در راستاي شکل‌دهي به اتحاد گسترده‌اي از همه نيروهايي که استقرار يک نظام مبتني بر دموکراسي، جمهوريت و لائيسيته را به جاي جمهوري اسلامي مي‌پذيرند، کليه‌ي تلاشها و اقدامات ضرور را سازمان دهد. اما در اين زمينه تا کنون کاري صورت نگرفته است. پرسش اينجا است که اين مهمترين مسئله که خود از علت وجودي اين جمع ناشي شده، چرا تا کنون به کناري نهاده شده و چه عواملي در اين جمع مانع تحقق آن است.

براي هر همکاري و ائتلافي، دو مسئله ضروري است: برنامه سياسي آن ائتلاف و شکل و ساختار ائتلاف. خطوط عمومي برنامه سياسي با نواقصي در نشست اول به تصويب رسيد. در يک سال گذشته بحثي در حوزه موارد اختلاف صورت نگرفت و بعيد به نظر مي‌رسد که تا نشست آينده زمان کافي براي بحث و تبادل نظر و تنظيم اسنادي با اشکالات کمتر از سندهاي قبلي وجود داشته باشد. از ميان موارد اختلاف مسئله ملي در ايران، اهميت بيشتري داشته و پس از نشست سپتامبر گذشته به انفعال بخشي، چه از سوي دوستان ملي‌گرا و چه از سوي دوستان طرفدار حقوق خلقها، انجاميده است. هر دو دسته مصوبه را به اندازه کافي روشن و دقيق نمي‌بينند. موضوع ديگر نوع جمهوري پس از حکومت اسلامي است. ضمن اهميتي که اين مسئله دارد اما در حال حاضر بيشتر يک بحث نظري است تا مسئله سياسي روز و به همين اعتبار کمتر مي‌تواند چون مسئله اول مانع اتحاد وسيعتر شود. به هر حال زمان باقي مانده تا نشست آينده براي تدقيق بيشتر اين دو مقوله کافي نيست.
اما در مورد دوم، شکل و چگونگي ائتلاف، نه تنها نظر واحدي در بين فعالين جمهوري خواه دمکرات و لائيک وجود ندارد، بلکه تنوع نظرات و نوع نگاه به مسئله اتحاد و ائتلاف، خود به يک معضل جدي بر سر راه سازمان دادن آن تبديل شده است. نگاهي به بحثهايي که حول ساختار جمع جمهوري خواهان دمکرات و لائيک صورت گرفته است، بخوبي ابعاد اين مسئله را به نمايش مي‌گذارد.

بحث هاي يکسال قبل درباره ساختار
برخلاف جمع «اتحاد جمهوري خواهان ايران» که با تلاش مشترک فعالين چند سازمان و حزب سياسي آغاز شد، شکلگيري «جمهوريخواهان دمکرات و لائيک» با تلاش فعالين سياسي منفرد براي کار مشترک همراه بود. اما عليرغم منشاء متفاوت اين دو حرکت، هر دو ويژگي‌هاي يکساني دارند: مهمترين پرسش هر دو تجمع، هويت ساختاري آنها است. آيا اين تجمعات حزب اند يا جبهه و يا نه اين و نه آن؟ ريشه اين مسئله قبل از هر چيز به ويژگي اپوزيسيون خارج از کشور برمي‌گردد. کميت چشمگير فعالين سياسي منفرد ( بويژه چپ) که تمايلي به حضور در احزاب موجود را ندارند و در عين حال خواهان فعاليت سياسي هستند را نمي‌توان ناديده گرفت. فکر عمومي اين نيروي سياسي بالقوه، عمدتا درپي يافتن اشکال نويني از سازمان‌يابي سياسي است.
در جستجو براي يافتن « طرحي نو»، برخي از دوستان با الگوبرداري يکجانبه از جنبش هاي عمومي در اروپا چون «اتک» و «فوروم اجتماعي»، پيشنهاد يک ساختار عمومي و يا به اصطلاح مرسوم شده «جنبشي» کردند. بطور مثال جلال شالگوني نوشت : « اما واقعيت اين است که در کشوري که فرهنگ تحزب چندان ريشه داري ندارد و قاعدتا همه ي فعاليتهاي سياسي بايد با منطق جنبشي حل و فصل گردد اغلب اساسنامه ها و طرحهاي تشکيلاتي از مدل حزبي متمرکز پيروي کرده اند» (با اساسنامه ي حزبي نميتوان " جنبش " را سازمان داد !/ مرداد 1384/سايت صداي ما) و يا مهرداد باباعلي مي نويسد: « از آنجا که ائتلاف جمهوريخواهان دربرگيرنده هر دو گرايش حزب و جبهه‌اي است، آن را نمي توان به يکي از اين دو تقليل داد و بنابراين دقيقتر آن است که بر خصلت فراگير و جنبشي اين اتحاد تاکيد کنيم.» ( گام هاي مشترک ما-قسمت سوم/ بهمن 1383/ سايت صداي ما).
روح «جنبشي» بر فکر اغلب فعالين جمهوري‌خواهان دمکرات و لائيک حاکم بود و عليرغم انتقاداتي که صورت گرفت نهايتا اين فکر در سند پيشنهادي کميسيون ساختار وارد شد. در بخش تعريف سند پيشنهادي آمده است : « "جنبش X" جنبشي است کثرت گرا، فراگير، دمکراتيک، باز، علني و مستقل که جمهوريخواهان لائيک و دمکرات را بر مبناي اسناد پايه مصوّب مجمع عمومي سراسري سپتامبر ۲۰۰۴ (سند سياسي و ساختاري) گرد هم مي‌آورد.» (طرح ساختار سازماندهي - پيشنهاد نهايي گروه کار به گردهم‌آيي سراسرى / 25 اوت 2004/ سايت صداي ما).
انتقاد اصلي که بر پيشنهاد کميسيون و ديگر پروژه‌هاي پيشنهادي طرح شد، عمدتا بر اين نکته تاکيد داشت که هيچ تعريف روشني از حرکت «جنبشي» تا کنون داده نشده است. بالطبع طراحي ساختار براي يک ايده ناشناخته، تا زماني که تعريف روشن و توافق شده ‌اي از خود ايده وجود ندارد، راه به جايي نخواهد برد و نهايتا به رنگ ولعاب زدن بر ايده‌هاي قبلي خواهد انجاميد. چنين نيز شد و طرح‌هاي «نو» ، در اساس همان ساختار حزبي شناخته شده را پيشنهاد کرده و همه هم و غم شان را بر دمکراتيزه کردن «رهبري» يا «مديريت» قرار دادند. اين طرح‌ها واکنشي بودند به تجربه تلخ احزاب چپ و مديريت آمرانه رهبري در آنها.
در نشست عمومي بدليل زمان کم ، بحث ساختار تنها به تعيين وظايف شوراي هماهنگي و انتخابات آن محدود و قرار شد اين بحث در اجلاس آينده ادامه يابد.

« تشکيلات جنبشي »
يک سال از آن نشست مي‌گذرد. در اين مدت پيرامون ساختار و حرکت «جنبشي» بحثي صورت نگرفته است. عليرغم اينکه به نظر مي‌رسد از مقبوليت آن کاسته شده، ولي همچنان به عنوان يک طرح تشکيلاتي آلترناتيو مطرح است. ايده عمومي شکل گرفته در بين فعالين جمهوري خواهان دمکرات و لائيک، ارائه طرحي است که به قول شيدان وثيق :« نه حزب سياسي به مفهوم واقعي است و نه جبهه اي متشکل از سازمانها، بلکه يک سازمان-جنبش است ، متشکل از افرادي ...».
يک سال قبل تلاش شد تا براي اين «سازمان-جنبش»، قبايي سازماني دوخته شود، که نهايتا خياطان محترم همان قباهاي قديمي را با کمي دستکاري آماده کردند. نشست عمومي فرصتي براي بررسي اين طرح ها نداشت. اما از آنجا که هنوز دوستاني بر اين ايده باور دارند، يقينا مجددا به نشست آتي آورده خواهد شد. در اين يک سال نيز در عمل تنها بخش متمرکز اين تجمع، شوراي هماهنگي و برخي اندامهاي آن ساماني يافتند.
تشکيلات «جنبشي» ظاهرا سامان سياسي نويني است که در آن نه رهبري وجود دارد و نه فرماندهي، تصميمات توسط «همه» اتخاذ مي‌شود و اين «همه» نيز تعريف و حدود و ثغور روشني ندارد، فعالين سيال هستند و به اختيار خود حرکت مي‌کنند، فرد تابع تصميمات جمع نيست و ..... ، چنين سامانه اي ظاهري بسيار دمکراتيک دارد و طبعا باب ميل همگان. اما مشکل زماني بروز مي‌کند که قرار مي‌شود اين مجموعه سيال عمل سياسي مشخص کند. طبعا عمل سياسي يک جمع سيال نمي‌تواند مشابه يک حزب سياسي باشد. اين در حالي است که فعالين اين تجمع انتظارشان از عمل سياسي، چيزي مشابه عمل سياسي احزاب است، واکنش سياسي فعال نسبت به تحولات سياسي روز! پس تلاشي آغاز مي‌شود براي منضبط کردن و چارچوبه بندي يک جريان سيال و بي شکل و از همين جا است که اغتشاش آغاز مي‌شود.
از يک سو ساختاري پيشنهاد مي‌شود که در آن «عضو» به «همراه»، واحدهاي حزبي به «نهادهاي محلي» ، «کميته مرکزي» به « شوراي هماهنگي» و ، دفتر سياسي» به «گروه کار سياسي» ... تبديل مي‌شود. درواقع ساختار شناخته شده حزبي با تغيير نام، به عنوان ساختار نوين تشکيلاتي «جنبشي» ارائه مي‌شود. اشتباه نشود، قصد اينجا نقد اين ساختار نيست، بلکه نشان دادن هاله توهمي است که گرد «تشکيلات جنبشي» تنيده شده است. در نشست اول سپتامبر 2004، نزديک به سيصد تن از فعالين جمهوري خواه دمکرات و لائيک شرکت کردند. اين جمع پس از تصويب طرح شوراي هماهنگي از بين خود 32 تن را براي اين شورا انتخاب کرد. اين شورا پس از افت و خيزي چند، 7 نفر را از بين خود براي «گروه کار سياسي» برگزيد. از آن زمان تا کنون اين هفت نفر به نام خود و از جانب آن سيصد نفر ، پيرامون مسائل سياسي روز موضعگيري مي‌کنند. در ساختار متداول احزاب سياسي، «پوليت بورو» يا «دفتر سياسي» کميته مرکزي همين وظيفه را بر عهده داشته و به همين سبک هم کار مي‌کند. پرسيدني است که چرا « دفتر سياسي» قديمي است و کهنه و «گروه کار سياسي» مدرن است و نوين؟
از سوي ديگر کساني از فعالين اين جريان هستند که ساختار نيمه کاره موجود و از جمله شوراي هماهنگي به اين شکل را نيز نمي‌پذيرند و هنوز به دنبال طرحها و ايده‌هايي هستند که نه به بحث گذاشته شده و نه به طريق اولي، به ساختار مورد توافق اکثريت اين جمع تبديل شده است.

تشکيلات «جنبشي» اختراع فعالين سياسي چپي است که مي‌کوشند تا «جمهوري خواهان دمکرات و لائيک» را بر اساس آن سامان دهند. متاسفانه اين اختراع تا کنون جز نام و آن هم بر روي کاغذ، جاي ديگري شکل نگرفته است. اکثر طرح هاي پيشنهادي در عمل، جز الگو برداري از اساسنامه هاي احزاب موجود با کمي دستکاري و تغيير برخي کلمات، چيزي بيش نبوده‌اند.
چرايي اين مسئله را بايد قبل از هر چيز در فکر منفي شکل گرفته نسبت به «حزب» در ذهن بسياري از فعالين منفرد جستجو کرد. شکست تلاش هاي چپ در ايفاي نقش در تحولات اجتماعي ايران پس از انقلاب بهمن، مهاجرت بخش وسيعي از آنان به خارج از کشور و طولاني شدن مهاجرت، نهايتا به جدايي اين دوستان از احزاب موجود و مقصر شناختن احزاب و سازمانهاي سياسي و بويژه سازمانهاي چپ، در اين شکست و تاکيد بر نقش رهبري در آن، منجر شد. سازمان‌هاي چپ و رهبري آنها مسئول ناکامي چپ شناخته شدند. اکنون همين دوستان با اين ذهنيت مي‌خواهند مجددا به کار سياسي متشکل روي آورند و با شناختي که دستکم متعلق به يک يا دو دهه قبل است، به سامان‌يابي اين جمع بپردازند. حزب مذموم است و قرار نيست که حزب جديدي بسازند. اما از سوي ديگر بخوبي مي‌دانند که نياز به حرکت جمعي دارند. از همين زاويه است که مي‌کوشند تا طرح نو دراندازند و چنين است که شکل درهم برهمي چون «تشکيلات جنبشي» اختراع مي‌شود.
فعاليت سياسي الزامات خود را دارد. حزب يک پديده مدرن در زندگي بشر است و تحزب يکي از ارکان دمکراسي. جنبش، حزب نيست و ساختار «جنبشي» زائيده فکري است که مي‌خواهد بدون تحزب، فعاليت سياسي کند. فعاليت سياسي متشکل و هدفمند، نياز به يک تجمع سياسي مشخص با چارچوب بندي معين دارد.
شکست احزاب سياسي و بويژه احزاب سياسي چپ پس از انقلاب بهمن، نه صرفا ناشي از ساختار تشکيلاتي و رهبري آمرانه مرکزيت، که بيشتر ناشي از سياست هاي نادرست بود. سياست نادرست را مي‌توان هم در « دفتر سياسي» اتخاذ کرد و هم در «گروه کار سياسي». اگر ساز و کار و آئين‌نامه يا اساسنامه مشخصي که مناسبات بين فرد و جمع و ميان نهادها و بخشها و حوزه هاي آن جمع را بصورت دمکراتيک تعريف و معين کند، در ميان باشد آنگاه مي‌توان اميدوار بود که احتمال اتخاذ تصميمات نادرست کاهش يابد. در نبود چنين ساز و کار و ساختار معيني، يا اصولا تصميمي (درست يا نادرست) اتخاذ نمي‌شود و يا اين که تصميمات متخذه جامعه عمل نمي‌پوشد و کاري پيش نمي‌رود.
نيرويي که خواهان استقرار ازادي و دمکراسي در ايران است، بايد و موظف است از تحزب دفاع کند. اشتباه نشود، دفاع از تحزب به معني دفاع از احزاب موجود نيست. هر فعال سياسي مي‌تواند به دلائل متعدد نسبت به احزاب موجود نقد داشته باشد، ولي نبايد بين نقد احزاب موجود و نقد « تحزب» خط مستقيم کشيد و از آن به طرح هاي اتوپيک رسيد.

ائتلاف گسترده
ايده اوليه تجمع جمهوري خواهان دمکرات و لائيک افق وسيعتري از شکلگيري يک حزب جديد را درنظر داشت. نه اين که اين جمع نمي‌تواند به يک حزب جديد فرارويد. در اين راه يقينا با مقاومت کمي از سوي فعالين تشکيلاتي ( چرا که آنها به تشکيلات خود بازمي گردند) و مخالفت شديدتر فعالين منفرد ( بدليل ذهنيت منفي پيش گفته) روبرو خواهد شد. اما شدني است و احتمالا نه يک حزب، که چندين حزب شکل خواهند گرفت. اما بايد دقت داشت که هدف از اين تلاشها، شکلگيري تجمعي فراتر از ساختن حزب جديد بود. هدف شکلگيري يک تجمع وسيع از فعالين سياسي بود که خواهان برکناري اين حکومت و شکل‌گيري يک حکومت جمهوري سکولار و دمکراتيک هستند.
براي رسيدن به اين هدف به اعتقاد من تنها راه، ائتلاف وسيعي از فعالين سياسي جمهوري خواه دمکرات و لائيک، متشکل از احزاب و انجمنهاي سياسي و افراد مي‌باشد. چنين اشکالي از ائتلاف تازگي نداشته و در جنبش هاي انقلابي ديگر تجربه شده است. من قبلا در چند نوشته در سال قبل، پيرامون اين موضوع، به طرح بحث پرداخته و جنبه هاي مختلف آن را باز کرده و همچنين به نمونه هايي از اشکال همکاري احزاب، سازمانهاي سياسي و افراد اشاره کرده بودم. بطور مثال در مقاله اي با عنوان يک پاي «گام مشترک ما» احزاب سياسي هستند! ( عصر نو 16اسفند 1382) ضمن طرح مسئله يک ائتلاف وسيع به چند نمونه زير اشاره کردم :
«کنگره ملي افريقا» (ANC) در آفريقاي جنوبي، که به شکل يک «جبهه» متشکل از شخصيتها، احزاب سياسي و نهادهاي صنفي عمل کرده و مي کند و سوابق و عملکرد آن تا حدودي بر همگان آشکار است. «حزب کارگران» برزيل که هر چند زير عنوان حزب فعاليت مي کند ولي، درواقع ائتلاف وسيعي از احزاب و سازمانهاي مختلف چپ و رهبران و فعالين سنديکايي و جنبشهاي اجتماعي است. بعد از پيروزي «لولا» نيز مطالب بيشتري راجع به چگونگي تشکيل و کارکرد اين «ائتلاف» در دسترس است. در آمريکا، که کانون اصلي تشکيل و تجربه انواع و اقسام نهادها و ائتلافهاي سياسي و اجتماعي و صنفي است، به دو نمونه مشهور مي توان اشاره کرد. يکي « ائتلاف رنگين کمان» (Rainbow Coalition) که با همگرايي و همکاري جناح چپ «حزب دمکرات» آمريکا و گروه وسيعي از شخصيتها و افراد و کانونهاي دفاع از حقوق مدني، مبارزه عليه نژادپرستي، حفظ محيط زيست، انجمنهاي دانشجويي، سنديکاهاي کارگري و ... ايجاد شده است. و ديگري«ائتلاف مسيحي» (Christian Coalition) که از گرايش راست «حزب جمهوري خواه» و انجمنها و نهادهاي مختلف راست افراطي و مذهبي آمريکا تشکيل گرديده، مي توان نام برد. درفرانسه و به عنوان آخرين نمونه از تجارب دردسترس، از «چپ مردمي» (La Gauche Populaire) مي توان نام برد که در همين اواخر و در ارتباط با انتخابات منطقه اي، با ائتلاف «حزب کمونيست» فرانسه، «کانون چپ جمهوري خواه» و «کميته شهروندان» و تعداي از شخصيتها به وجودآمد.»

پايان سخن
طراحي ساختار جمهوري خواهان دمکرات و لائيک نياز به تعريف روشن از هويت اين جمع دارد. ابتدا بايد پذيرفت که هدف شکل‌گيري ائتلافي است که بيشترين تعداد فعالين سياسي اين طيف را در اشکال گوناگون بدور خود جمع خواهد کرد. دوم بايد پذيرفت که براي اين مهم نياز به اتميزه کردن تشکلهاي موجود براي گردآوري آنها در يک تجمع جديد نيست، بلکه مي‌توان ائتلافي از احزاب و سازمان‌ها، کانونها و فعالين منفرد سياسي را سازمان داد. سوم آن که اين جمع، يک جنبش نيست بلکه چنين جنبشي وجود دارد و در داخل و خارج ازايران در حال رشد است و اين تلاشي است براي سروسامان دادن به تجمع بخشي از اين مجموعه گسترده. لازمه اين کار اما باور به چنين ائتلافي از يک سو و تلاش پيگير و جدي در اين راه، از سوي ديگر دارد.
ايجاد تشکلي سياسي از فعالين منفرد، در واقعيت امر آغاز پروسه شکلگيري يک حزب است. اگر چه در ابتدا افراد با نظرات گوناگون در آن جمع شوند، ولي روند آن به سمت شکلگيري يک حزب جمهوري خواه دمکرات-لائيک، ان هم عمدتا از فعالين سياسي چپ، خواهد بود. متاسفانه ايده هاي مطرح شده تاکنون خود را غالبا به جمع فعالين منفرد چپ محدود کرده و از اين زاويه هم بيشتر به حضور احزاب چپ در اين اتحاد برخورد مي‌کنند. جبهه جمهوريخواهي در ايران بسيار وسيع است و علاوه بر معتقدين به سوسياليسم، نيروهاي بسيار ديگري نيز وجود دارند. هر نيروي اجتماعي حول خواسته هاي خود متشکل مي شود و با ديگران همکاري مي‌کند. اين ايده، که امروز در ذهن برخي از دوستان ديده مي‌شود، که گويا مي‌توان همه عناصر منفرد چپ و ليبرال ملي و دين باور لائيک را به «صفت فردي» در يک تشکل جمع کرد، اتوپي است. تجربه يک سال گذشته نيز نشان داد که جز برخي از فعالين سياسي چپ، کسان ديگري به اين جمع نپيوستند. هيچ نيروي سياسي ديگري به شکل منفرد وارد اين جمع نشد و نخواهد شد.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration