The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

مردم نباخته اند

اخبار روز


پنج‌شنبه ۱۹ شهريور ۱٣٨٨ - ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۹


اخبار روز: آقاي تابان، مواضع اخبار روز، پيش و بعد از انتخابات را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

تابان: ارزيابي از مواضع ما را بايد خوانندگان انجام دهند، نه خود ما...


اخبار روز: شما قبل از انتخابات هر چهار کانديداي مورد تاييد شوراي نگهبان در انتخابات دهمين دوره ي رياست جمهوري اسلامي را «جزيي از وضعيتي که نيروي دموکراتيک در جامعه ي ما خواهان تغيير آن مي باشد» اعلام کرديد و سياست راي ندادن را درست ارزيابي کرديد، اما بعد از انتخابات، به سمت حمايت از موسوي و کروبي رفتيد...

تابان: درست تر آن است که گفته شود حمايت از اقدامات معيني از کروبي و موسوي. اين، سياست ما را بهتر مشخص مي کند.
اما بايد توجه کنيم شرايط بعد از انتخابات به طور کلي با شرايط قبل از انتخابات متفاوت شد. قبل از انتخابات، بازي در چهارچوب سيستم قرار داشت، و بعد از آن به خارج از اين چارچوب منتقل شد.
طبيعي است هر نيرو و يا جرياني، در جريان انتخابات هدف و يا هدف هايي را پيش روي خود قرار داده بود. آقاي خامنه اي هم راي چهل ميليوني مردم را مي خواست و هم حاکميت دوباره ي احمدي نژاد را. طرفداران موسوي و کروبي نيز، پيروزي آن ها به هر قيمتي را مي خواستند و کمتر حاضر بودند به وضعيت ساير نيروهايي که از شرکت در انتخابات محروم شده بودند و شرايط غيردموکراتيک انتخابات توجه کنند، طيف تحريم کنندگان انتخابات هم تنها همين شرايط غيردموکراتيک را برجسته مي کردند. آن ها در اين سال ها در واقع همواره مدل ثابت و تغييرناپذيري را در برابر هر انتخابات ارايه داده اند که گاهي موثر بوده و گاهي هم موثر نبوده است. اما در اين انتخابات، سياست ديگري شکل گرفت که به نام «مطالبه محور» مشهور شد و ما نيز خود را در اين چارچوب مي دانستيم. هدف اين سياست طرح هرچه گسترده تر مطالبات سياسي و اجتماعي و آزادي خواهانه بود. اين مطالبات از سوي هر کس و خطاب به هر کدام از کانديداها طرح مي شد، بايد مورد استقبال قرار مي گرفت. نمونه ي روشن آن، موضوع قتل عام سال ۶۷ بود که از سوي دانشجويان مطرح شد. آن ها که طرفدار پيروزي موسوي به هر قيمت بودند از طرح چنين مسايلي دلخور بودند و حتي آن را کار طرفداران احمدي نژاد اعلام مي کردند، زير فکر مي کردند باعث کسر آراي موسوي مي شود، اما سياست مطالبه محور از چنين مواردي استقبال مي کرد و آن را به سود فضاي عمومي سياسي مي دانست.


اخبار روز: اما بسياري از مطالبه محورها سرانجام در انتخابات به نفع يکي از کانديداها شرکت کردند و الان هم گفته مي شود اگر سياست مشارکت گسترده در انتخابات عملي نمي شد، اعتراضات به کودتاي انتخاباتي شکل نمي گرفت و مشروعيت حکومت اين طور زير سوال نمي رفت.

تابان: اين را بايد جزو تبليغات ارزان گذاشت. هيچ کس مردم را به شرکت در انتخابات دعوت نمي کرد، که بعدا به خيابان بريزند. اصلا به مردم مي گفتند بروي راي بدهيد تا مبارزه در خيابان لازم نباشد. مي گفتند برويد راي بدهيد تا سياست «سرنگوني» و «براندازي» تقويت نشود. اين ها را مي گفتند. مي گفتند اگر شرکت مردم در انتخابات گسترده باشد، امکان تقلب وجود نخواهد داشت. خوب هيچ کدام از اين پيش بيني ها درست نبود و همه اشتباه از آب در آمد. حالا اگر عده اي بخواهند اين وضعيت را نتيجه ي تلاش و سياست خود براي اصلاح حکومت وانمود کنند، البته عجيب نيست اما چندان اخلاقي هم نيست. چه کسي مي تواند پيش بيني کند که اگر سياست تحريم اجرا مي شد و مثلا هشتاد درصد مردم در انتخابات شرکت نمي کردند، آن وقت چه بحران هايي دامن حکومت را مي گرفت؟ اين ها البته قابل پيش بيني نيست. من چيزي که مي توانم بگويم اين است که مردم به صورت انبوه رفتند راي دادند و به حرف کساني مثل ما هم گوش ندادند، اما آخر سر نتيجه اي که از اين راي دادن گرفتند، با ارزيابي ما تفاوت چشمگيري نداشت و آن ارزيابي اين بود و هست اين حکومت را اين طور و از طريق صندوق راي نمي توان اصلاحش کرد... اين بزرگترين نتيجه گيري انقلابي است که اصلاح طلبان مايل نبودند صورت گيرد اما حالا صورت گرفته است و اتفاقا به دنبال يک حرکت اصلاحي هم صورت گرفته است.


اخبار روز: فکر مي کنيد مردم به اين نتيجه رسيده اند؟

تابان: مردم البته همه شان به نتايج مشابهي نمي رسند، اما مضمون مبارزات بعد از انتخابات همين بوده و هر چه هم جلوتر آمد به همين نتيجه گيري بيشتر نزديک شد. بسياري از نويسندگان دوآتشه ي اصلاح طلب، الان خيلي تندتر از کساني مي نويسند که از سال ها قبل همين ايده هاي به اصطلاح براندازي را مطرح مي کردند. در ميان مردم هم، مبارزات خياباني در اساس خود مبارزاتي ساختار شکن است. مردم وقتي به خيابان مي آيند که تقريبا از حل مسائلشان در چارچوب سيستم نااميد شده باشند.


اخبار روز: قبل از اين که به اينجا برسيم، مايلم بحث در مورد انتخابات را به نقطه ي معيني برسانيم. به نظر شما حکومت براي اين تقلب از قبل برنامه ريزي کرده بود؟

تابان: حکومت، البته بايد منظور همان جناح کودتاچي باشد. استراتژيست هاي جناح کودتا يک هدف داشتند و آن تسلط کامل بر قدرت و بيرون راندن جناح مخالف بود. براي اين هدف هم سناريوهاي مختلفي را پيش بيني کرده بودند که قطعا مطلوب ترين و بي خطرترين آن اين بود که احمدي نژاد حقيقتا در اين انتخابات پيروز شود. برخي ها نظرشان اين است که آن ها مي توانستند با يک ميرحسين موسوي که رايي تقريبا هم پاي احمدي نژاد آورده باشد هم کنار بيايند و او را به تدريج مثل خاتمي خنثي کنند و از کار بياندازند، اما در يکي دو هفته ي آخر اوضاع چنان جلو رفت که شکست سخت احمدي نژاد قطعي شده بود و آن ها براي اجراي کودتا آماده شدند.
آن ها اين برنامه را چنان جلو بردند که کار را براي هميشه يکسره کنند...


اخبار روز: يعني حذف اصلاح طلبان براي هميشه؟

تابان: قطعا آن ها فقط براي چهار سال ادامه ي حکومت احمدي نژاد، دست به چنين سرکوب گسترده و پرهزينه اي نزده اند. هدف اصلي اين کودتا پايان دادن به آن چيزي است که در ميان حکومتي ها به نام «جمهوريت نظام» معروف است. پيام اصلي کودتا به رقباي خود و مخالفين هم همين بوده است که دوران «جمهوريت» نظام اسلامي تمام شده است و اصلاح طلبان بايد ديگر خيال رقابت و انتخابات رقابتي و تصرف بخش هايي از قدرت را براي هميشه از سر بيرون کنند. به اين منظور آن ها نه تنها تقلب کرده اند، بلکه تيم اصلي و اول اصلاح طلبان را با سرکوب آشکار، متلاشي کرده اند. بعيد نيست تيم دوم و ذخيره ي آن ها را باقي بگذارند که در انتخابات هاي بعدي نقش «رقيب» و بازار گرم کن را اجرا کند. آن ها عين همين مساله را بدون خون و خون ريزي در جريان انتخابات مجلس هشتم هم انجام دادند و اجازه دادند يک تيم دسته دومي از اصلاح طلبان به مجلس برود، تيمي که مرزهاي ممنوعه را بشناسد و رعايت کند، خطري نباشد اما در عين حال ظاهر موضوع هم حفظ شود.


اخبار روز: اين نقشه پيش رفته است؟

تابان: درهم شکستن تيم اصلي اصلاحات تا حدودي انجام شده است. اما اين حکومت به دليل خصليت ايدئولوژيک و بسيار بسيار تنگ نظرانه ي خود، نمي تواند يک دست شود. حتي اگر اصلاح طلبان را کاملا حذف کنندف بخش هايي از «اصول گرايان اصلاح طلب» به تدريج نقش اصلاح طلبان فعلي را بر عهده خواهند گرفت. آرزوي حکومت يک دست در چنين حکومتي غيرممکن است.
علاوه بر اين، نقشه ي جناح کودتا در جاي ديگري با مشکل بزرگي برخورد کرد که آن مقاومت غيرمنتظره ي مردم و جنبشي بود که شکل گرفت. من فکر نمي کنم آن ها چنين مقاومتي را محاسبه کرده بودند...


اخبار روز: اما اين مقاومت هم ظاهرا مهار شده است...

تابان: من از مهار آن صحبت نمي کنم. خيلي چيزها تغيير کرده، اما قبل از آن مي خواهم روي اين موضوع تکيه کنم که البته فرصت هاي بزرگي از دست رفته است. در فاصله ي بيست و دو تا بيست و نه خرداد که خامنه اي به نماز جمعه آمد، فرصت طلايي براي شکست نقشه ي کودتا وجود داشت. اگر ميرحسين موسوي و البته در درجه ي بعد مهدي کروبي – که هواداران کمتري داشت - اصرار مي کردند مردم در خيابان بمانند و به ويژه روز ۲۹ خرداد خيابان ها را براي ظهور رهبر کودتا خالي نمي کردند، شايد وضعيت به صورت ديگري پيش مي رفت.


اخبار روز: چنين برنامه اي بود، اما بعدا لغو شد. مي گويند، موسوي و کروبي از برخوردهاي شديد و خون ريزي و کشتن مردم واهمه داشتند...

تابان: به اين گفته بايد با احتياط نگاه کرد. به نظر من نشستن آن ها در خانه در آن جمعه ي سياه، بيشتر ناشي از اميدواري نسبت به مواضع خامنه اي بود تا ترس از سرکوب گسترده. آن ها احساس مي کردند با يک هفته نمايش عظيم قدرت، رهبر حکومت، اگر هم به خواسته هاي آن ها تسليم نشود، اما عقب نشيني هاي مهمي مي کند. درست مثل همان اميدواري که خاتمي در سال ۷۶ داشت و فکر مي کرد به اتکاي بيست ميليون راي خود خامنه اي را به عقب نشيني و پذيرش «راي مردم» وا مي دارد. اما اين اميدواري ها در هر مورد نقش بر آب شده است.
دلايل زيادي هست که نشان مي دهد اصلاح طلبان کاملا به پذيرفته شدن آراي مردم از سوي رهبري و سران سپاه خوش بين بوده اند و به هيچ وجه انتظار چنين برخوردي را نداشته اند. همان شب ۲۲ خرداد که نتايج انتخابات را مي خواندند و در عرض چند ساعت ۱۴ ميليون راي براي احمدي نژاد اعلام کرده بودند، همين آقاي سعيد شريعتي که حالا استعفايش را در دادگاه از حزب مشارکت اعلام کرده اند، با بي بي سي گفتگو مي کرد و همه چيز را «طبيعي» مي خواند و مي گفت آراي خوانده شده از حاشيه ي شهرها و روستاهاست، و راي احمدي نژاد در همين حد مي ماند و از اين پس شاهد جهش ميليوني آراي موسوي خواهيم بود.
البته حقيقت اين است که هيچ کس انتظار چنين تقلب گسترده اي را نداشت، اما مي خواهم اين نکته را بگويم که اصلاح طلبان هيچ برنامه اي براي مقابله با کودتا نداشتند و باور نمي کردند تقلبي به اين گستردگي صورت بگيرد. در همان روزهاي اول با دستگيري هاي گسترده، سازمان آن ها کاملا از هم پاشيد. با اين حال اين اميدواري تا زماني هم که آقاي خامنه اي بيايد و دستور سرکوب را بدهد و به صداي بلند اعلام کند که از خواب بيدار شويد همه چيز تمام شده است، ادامه داشت... بعد از آن بود که ابتکار عمل به ميزان زيادي از دست اصلاح طلبان خارج شد و وضعيت روز به روز دشوارتر گرديد.


اخبار روز: قبل از اين که به ارزيابي جنبش مردمي و نقش آن برسيم، مي خواهم ارزيابي تان را از عملکرد ميرحسين موسوي و مهدي کروبي تا همين امروز بدانم.

تابان: هر ارزيابي از اصلاح طلبان را بايد در اين چهارچوب در نظر گرفت که آن ها ناخواسته وارد بازي مرگ و زندگي شدند. يعني رقيب حکومتي آن ها را به اين نقطه کشاند. بر اين اساس، بسياري از مواضع و اقدامات آن ها الزاما با شرايط قبل از انتخابات، اساسا متفاوت شد و چهره اي را از خود به نمايش گذاشتند که کمتر کسي انتظار داشت.
مهدي کروبي تا اين جا بسيار شجاعانه عمل کرده و افشاگري هايش نقش بزرگي داشته است. نامه ي مشهور او در مورد تجاوز به زندانيان در زندان ها، بزرگترين ضربه اي بود که بر مشروعيت حکومت وارد شد. اهميت و تاثير اين نامه را مي توان به نامه اي تشبيه کرد که قبل از انقلاب به نام رشيدي مطلق در روزنامه ي اطلاعات عليه آقاي خميني منتشر شد و خيلي ها آن را آغاز فروپاشي حکومت پهلوي مي دانند. حکومت جمهوري اسلامي هم بعيد است بتواند از اثرات اين نامه ي تکان دهنده و تاريخي رهآيي يابد. اما آقاي کروبي تا اينجا خصلت رهبري کننده ي يک جنبش را از خود نشان نداده است. او مبتکر و سازمانده آن که اين جنبش در اين شرايط مشکل بتواند دوام يابد و راه هايي براي بروز اعتراضات خود بيابد نبوده است و از اين رو نمي توان در او به عنوان رهبر و سازمانگر اين جنبش نگريست.
آقاي موسوي شايد اين خصيصه را داشته باشد. او از نظر مواضعي که اتخاذ کرده است، نسبت به دوران قبل از کودتا چند قدم جلو آمده، اما او بسيار محافظه کارانه عمل کرده است. من البته دشواري هايي را که ايشان با آن مواجه است و فشارهايي را که بر او وارد مي شود، به درستي نمي دانم. جبهه ي راه سبز اميدي که او مطرح مي کند، در واقع تلاشي بود که جنبش خياباني مردم را در قالب جبهه و تشکيلات اصلاح طلبانه اي در بياورد که حتي اگر موفق هم بشود، نمي تواند تاثيرات پابرجايي داشته باشد. مساله در مورد آقاي موسوي بيشتر از آن که ايده هايي که مطرح مي کند باشد، عدم حضور فعال و حتي مي خواهم بگويم هر روزه ي او در اين شرايط بحراني است.


اخبار روز: بيانيه ي يازدهم او را چطور ارزيابي مي کنيد؟

تابان: بيانيه ي يازدهم او، يک بيانيه ي خوب است. من مقدمات آن را که طولاني هم هست، کاري ندارم. آن جا آقاي موسوي حرف هاي خودش را زده است و از اعتقاداتش دفاع کرده است. نيروهاي ديگر هم بايد حرف هاي خودشان را بزنند و ايده هايشان را مطرح کنند. بر سر اين مسايل مثل قانون اساسي، جمهوري اسلامي و نقش مذهب در نيروهاي مخالف اختلاف نظر هست و بايد بحث ها صورت بگيرد و نظرات مختلف عرضه شود. اين جا محل رقابت است.
اما مهم اما آن ۹ ماده ي است که در پايان اين بيانيه آمده و به نظر من تفريبا همه ي مسائلي را که در اين مقطع براي کار مشترک بايد طرح کرد، طرح کرده است. ما در اخبار روز قبلا هم روي اين موضوع تاکيد کرده بوديم که نيروهاي مخالف کودتا عليرغم آن که نظرهاي مختلفي دارند و بايد نظرات خود را مطرح و بر سر آن ها رقابت کنند، اما در عين حال بايد موازيني را براي توافق و کار مشترک در نظر بگيرند که به نظر من نقطه ي مشترک فعلات فقط مي تواند برگزاري انتخابات آزاد باشد. اگر ۹ ماده ي مطرح شده ي آقاي موسوي را جمع بزنيم، از آن مخالفت با انتخابات فرمايشي اخير و تقريبا همين انتخابات آزاد بيرون مي آيد و از همين رو به نظر من مبناي گفتگو و توافق مي تواند باشد.


اخبار روز: دادگاه هاي فرمايشي را در کجاي اين وضعيت ارزيابي مي کنيد؟ چه اصراري است وقتي همه مي دانند که حرف هاي گفته شده در اين دادگاه دروغ است، باز هم آن ها را با اين پي گيري ادامه مي دهند؟

تابان: دادگاه هاي فرمايشي ضربه ي سنگيني به اصلاح طلبان وارد کرده و متاسفانه برگزاري آن ها به اين شکل ضربه ي روحي شديدي به جنبش اعتراضي زده است.


اخبار روز: يعني شما معتقديد بايد در زندان مقاومت مي شده است؟

تابان: من هرگز چنين حرفي نزدم. «اعتقاد» در اين مورد نقشي بازي نمي کند. من دارم روي اثرات سياسي و رواني اين دادگاه ها بحث مي کنم. ببيند، بحث بر سر اين نيست، که برخوردهاي گذشته با قربانيان شکنجه اشتباه بوده است، بحث بر سر اين نيست که نبايد شرايط زندانيان و محيط زندان را در نظر نگرفت، نبايد با قربانيان شکنجه همدردي کرد و به هر نحو کوشيد که بار آن ها سبک تر شود، بحث بر سر اين نيست که انتظار داشت هر کس زير شکنجه رفت، مقاومت کند. بحث من اين است که مقاومت نکردن و اعتراف کردن عليه خود را نبايد به يک «ارزش» تبديل کرد. الان نگاه کنيد به اين نامه هايي که چپ و راست و در خارج از زندان تحت عنوان «من هم اعتراف مي کنم» منتشر مي شود. اين ها براي چيست؟ براي اين که مي خواهد اين را تبديل به يک فرهنگ و يک ارزش بکند. با اين بايد مخالفت کرد. آيا در اين که جامعه تشنه ي جرقه اي از مقاومت در اين دادگاه ها بود، مي توان ترديدي کرد؟ وقتي عکسي از دست آقاي عطريان فر که من نمي دانم به طور اتفاق يا عمد، به صورت «وي» - يکي از علايم جنبش سبز – در دادگاه بالا رفته است هزاران بار تکثير مي شود و در اينترنت مي چرخد، مي توان تصور کرد که جرقه اي از مقاومت چه انعکاسي مي يآفت و چطور استقبال مي شد. جنبش مردمي ايران که بخش عمده ي آن را جوانان تشکيل مي دهند – و معمولا بي تحربه و عجول هم هستند – در اين روزهاي سخت بسيار نيازمند به علايمي است که نشان بدهد، ايستادگي و مقاومت در برابر کودتا ادامه دارد، اما متاسفانه اين را کمتر در جامعه مي بيند. آقاي موسوي جز با بيانيه هاي گاه به گاهي خود حضوري ندارد، دادگاه ها اين طور پيش رفته است، محافل اصلاح طلب رهنمودهايشان يا توخالي است و يا کمتر جنبه ي مبارزه جويانه دارد. جامعه ي ايران در اين شرايط بيش تر از هر چيز به نشانه هاي اميدوارکننده احتياج دارد...
با اين حال اين را هم بايد اضافه کنم که هر چند دادگاه ها يک ضربه ي روحي بود، اما از نظر اخلاقي و معنوي نتوانست به هدف هايي که حکومت مي خواست دست پيدا کند و به کودتاگران حتي کوچکترين حقانيتي بدهد.


اخبار روز: دوباره به سوال اصلي ام بر مي گردم، فکر مي کنيد مقاومت شکست خورده است؟

تابان: خيلي ها، به خصوص جواناني که با شتابي گيج کننده به خيابان ها آمدند و تظاهرات هاي ميليوني را شکل دادند، شايد انتظار داشتند که کار در همان هفته ي اول تمام شود، من نمي توانم بگويم اگر رهبران جنبش درست تر عمل کرده بودند، اين انتظار صددرصد بي جا بوده است. اما براي چنين کساني شايد حالا اين تصور به وجود آمده باشد، که مقاومت شکست خورده است. من اما اين طور فکر نمي کنم. مقاومت به تعبيري تازه شروع شده است. من يقين دارم که ايران عوض شده است و به قبل از ۲۲ خرداد ٨٨ بر نمي گردد. بزرگترين نشانه ي اين تغيير هم، تغيير کيفي در رابطه ي مردم با حکومت است. تا قبل از اين حوادث اکثريت بزرگي از مردم حتي آن ها که مخالف اين حکومت بودند، وجود آن را به اين يا آن نوع پذيرفته بودند. زندگي در زير سايه ي اين حکومت را هم پذيرفته بودند و تلاش مي کردند، اين يا آن گوشه ي آن – و در واقع زندگي خود را – بهتر کنند. الان اما چنين نيست. مردم ديگر اين حکومت را نمي خواهند، زندگي در زير سايه ي سرنيزه ي آن را نمي پذيرند. اين حکومت اکنون مثل بغضي در گلوي مردم گير کرده است، مردم بايد خود را از چنگال اين بعضي که دارد آن ها را خفه مي کند، نجات دهند. مردم و به خصوص جوانان اين حکومت را ذره ذره خواهند تراشيد، تا بالاخره آن را روزي و به طريقي محوش کنند.


اخبار روز: آيا فکر نمي کنيد زور مردم کافي نبوده و حکومت کودتا به سوي تثبيت خود مي رود؟

تابان: اگر حکومت کودتا تثبيت شده بود، اين طور از هر اجتماع کوچکي وحشت نداشت. آن ها براي برهم نخوردن آرامش مجبور شده اند عليه خودشان قيام کنند و مراسم هاي سنتي و مذهبي شان را هم لغو کنند که مبادا دوباره اوضاع از کنترلشان خارج شود.
زور مردم هميشه کافي است. اما مساله اين است که مردم نتوانستند به دلايل مختلف همه ي زور و نيروي خود را به کار بگيرند. من فکر مي کنم اين حکومت را فقط با تظاهرات خياباني نمي توان از ميان برداشت. اين حکومت، حکومتي است که سالهاست خودش را براي مقابله با چنين تظاهراتي آماده کرده و ديديم که در اين زمينه هم بسيار قدرتمندانه و هم بسيار بيرحمانه عمل کرده است.
چنين حکومت هايي وقتي از پاي مي افتند که شيرازه ي نظامشان از هم بپاشد و از نظر اقتصادي و اداري فلج شوند. تاکنون بارها در مورد نقش کاري اعتصاب تاکيد شده است. منتهي اعتصاب هاي فلج کننده معمولا به راحتي شکل نمي گيرند، آن ها بعد از يک دور مبارزات خياباني است که آغاز مي شوند و شعله مي گيرند.


اخبار روز: اگر بخواهيد اين نبرد مرگ و زندگي بين مردم و حکومت کودتا را به مسابقه اي – در واقع مرگبار – تشبيه کنيد، نتيجه را در حال حاضر چطور مي بينيد؟

تابان: هنوز در وسط چنين مبارزه اي هستيم. نه مردم باخته اند و نه حکومت برده است. يک نيمه ي سرنوشت ساز باقي مانده است که سرنوشت را رقم مي زند و در اين نيمه، امکانات دو طرف را بايد دقيق بررسي کرد.
حکومت کودتا امروز نه در ايران و نه در جهان مشروعيت ندارد. اين حکومت امکان رفرم هاي سياسي ندارد، هر رفرم سياسي مثل آتشي مي ماند که به انبار باروت سرايت کند. اين حکومت امکان هيچ رفرم اقتصادي ندارد. اقتصاد ايران بنا به گزارش هاي حتي نيمه رسمي خبرگزاري هاي داخلي در حال فروپاشي است و چشم اندازي هم اساسا براي حل بحران هاي آن وجود ندارد. وضعيت حکومت کودتا بسيار متزلزل است. پس فردا دانشگاه ها و مدارس باز مي شوند و کانون هاي تازه اي براي مقابله با کودتا شکل مي گيرند. کارخانه ها مثل انبار باروت مي مانند. روحانيون ناراضي اند، حکومت حتي مجبور شده است مراسم سنتي و مذهبي خود را تعطيل کند. سرکوب اگر کمي شل شود، خيابان ها دوباره محل اعتراض خواهند شد. فشار بين المللي در روزها و ماه هاي آينده تشديد مي شود.
اين ها امکانات جنبش آزادي خواهانه ي ما هستند. حکومت در برابر اين همه بحران و کانون هاي مقاومت، سلاح زيادي در اختيار ندارد. مي توانند بر حضور نظاميان باز هم بيافزايند و کشور را به سوي يک حکومت و دولت نظامي سوق دهند، اما هيج حکومتي نتوانسته است فقط به زور سلاح حکومت کند.
فکر مي کنم بحران هاي سيآسي و بحران هاي اقتصادي و فشارهاي بين المللي که اين حکومت با آن مواجه است و يا مواجه خواهد بود، چنان نيروي عظيمي را به ميدان خواهد آورد که ده تا سپاه پاسداران هم براي مقابله با آن کافي نخواهد بود. سوت پايان اين مسابقه قطعا با پيروزي مردم کشيده خواهد شد.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration