The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

انتخابات،چشم انداز جنبش و رويکرد ما

محمد اعظمي



انتخابات بيست و دوم خرداد و حوادث پس از آن، چهره کشور را دگرگون ساخت. توازن نيروها را تغيير داد. شکاف را در درون حکومت عميق تر کرد و قدرت جنبش دموکراتيک مردم را عيان تر ساخت. اکنون با جنبشي روبرو شده ايم که عليه تقلب و راي سازي در انتخابات سربرآورده است. اين جنبش ريشه در سي سال حکومت اسلامي دارد، که پرداختن بدان، موضوع اين نوشته نيست. مي کوشم از مقطع انتخابات بدان بپردازم.
سه شگفتي انتخابات
انتخابات با دستکاري و جابجائي آرا، در ابعاد وسيع روبرو شد. آنچه که رخ داد شگفت انگيز بود. واکنش حکومت، مردم و دو کانديداي اصلاح طلب، هر سه، در نوع خود غافلگير کننده بود.
پيش از راي گيري کسي فکر نمي کرد که دستگاه ولايت اينگونه تقلب کند و در اين وسعت عليه دادخواهي مسالمت آميز مردم از خود وحشيگري نشان دهد. البته تا کنون، جنايت کم نکرده بود، اما اين بار به شکل گسترده، بخشي از مدافعان جمهوري اسلامي زير تيغ خشونت له شدند و شکنجه و تجاوز را به آنها هم سرايت داد. هم دستکاري مليوني در آرا و هم خشک مغزي و خشونت در سرکوب، قابل پيش بيني نبود.
شگفتي ديگر، ميزان و ابعاد ايستادگي مردم بود. مردم چنان وسيع و پرشور به ميدان آمدند که همه غافلگير شدند. حرکت مردم حيثيت ظاهري حکومت را براي خود طرفداران دستگاه ولايت زير سئوال برد و تحسين جهانيان را برانگيخت. در نتيجه اين ايستادگي جسورانه، براي نخستين بار پس از انقلاب، تقريبا اکثر دولت هاي جهان با مردم عليه حکومت همصدا شدند.
و بالاخره ايستادگي دو کانديداي اصلاح طلب، موضوع سومي بود که پيش از انتخابات روي آن ترديدها کم نبود. اصلاح طلبان تا کنون مقاومت شان تا مرز ديوار دستگاه ولايت بود. دستورات ولي فقيه، سران اصلاح طلب را به سکوت و در مواردي به تسليم مي کشاند. در اين دور، دو کانديداي اصلاح طلب روشن در برابر ولي فقيه ايستادند و تا کنون نيز نشاني از ترديد بروز نداده اند. اين سرسختي در برابر ولي فقيه و همراهي با مردم ، پيش از انتخابات، با شک و ترديد مواجه بود.
اين ضعف ما بود که جهت اوضاع سياسي را نديديم و از واکنش حکومت، مردم و دو کانديداي اصلاح طلب، غافلگير شديم.
به رغم چنين ضعفي، مي توان با دنبال کردن منطق سياست ها و تاکيدات متفاوت در قبال انتخابات، نزديکي و دوري رويکردها را به آنچه رخ داد، نشان داد.
واقعيت انتخابات
انتخابات سه مرحله دارد. مقطع راي گيري، دوره پيش و پس از آن. در اين انتخابات هر سه دوره، به روشني، قابل تفکيک بود.
در دوره پيش از راي گيري، تبليغات و طرح سياست ها عمده است. جريانات سياسي و کانديداها، نظرات و برنامه هاي خود را طرح کرده با نظرات و برنامه هاي ديگر کانديداها برخورد مي کنند. حکومت تلاش مي کند فضاي جامعه را آماده و حساسيت مردم را بالا ببرد. در انتخابات دهم رياست جمهوري، شيوه نويني براي طرح نظر و معيار براي سنجش کانديداها پيشنهاد شد، که فضاي انتخابات را پيش از راي گيري، تسخير کرد. اين شيوه که به گفتمان مطالبه محور شناخته و معرفي شد، تا آنجا نافذ افتاد که هم کانديداها و هم بسياري از جريانات سياسي به ويژه در داخل کشور را به واکنش واداشت. اين راهکار که جنبش هاي مختلف مردم در شکل گيريش نقش داشتند، بر کانديداها چنان اثر گذاشت که مساله مطالبات، موضوع اصلي مجادلات سياسي آنها شد. نه تنها کانديداهاي اصلاح طلب، دو کانديداي ديگر نيز نتوانستند از "شر" آن خلاص شوند. سياست مطالبه محور با گذشت زمان جاي خود را چنان باز کرد که در مقطع راي گيري توانست موسوي و کروبي را گام به گام ارتقا دهد، تا جائي که اين دو، تغييراتشان طي اين دوره ملموس بود. در مرحله نخست، مردم به تدريج به سوي شرکت در انتخابات کشيده شدند. دو عنصر سياست مطالبه محور و مخالفت با احمدي نژاد به ويژه زماني که با افشاگري هاي تلويزيوني همراه شد، در بسيج مردم و در جهت گيري آنها نقش داشت.
رويکرد تحريم
بدون شک عوامل زيادي در شکل گيري حرکت مردم موثر بوده اند، اما اگر بخواهيم از زاويه سياست در قبال انتخابات به آن بنگريم، تحريم در اين دور کم ترين نقش را داشت. اين سياست اگر پيش مي رفت – که فرضي غير واقعي است- باز حکومت تقلب مي کرد، اما مردم براي اين تقلب به احتمال زياد واکنشي مشابه حرکت کنوني نشان نمي دادند. همانگونه که در انتخابات مجلس هشتم، نشان ندادند. در دو سال پيش بنا به آمار خود حکومت در شهرهاي بزرگ، ميزان مشارکت حدود 30 در صد بود. مي دانيم که تحريم انتخابات، زماني که آلترناتيوي وجود نداشته باشد، از آن بدرستي نمي توان بهره گرفت.
از زاويه ديگر به سياست تحريم بنگريم. فرض کنيد نظير دوم خرداد 76 تقلب در اين ابعاد صورت نمي گرفت و موسوي انتخاب مي شد. من اطمينان دارم عموم جريانات چپ که موضع تحريم داشته اند، نه تنها مشارکت مردم را نادرست اعلام نمي کردند، بلکه آن را هم، از زاويه کنار زدن نمايده ولي فقيه، مي ستودند. اگر چنين است، چرا بايد سياست تحريم را تبليغ مي کرديم؟ در شرايطي که ارزيابي عموم جريانات چپ اين بود که مشارکت مردم بالاست، سياست بي تناقض مدافعان تحريم اين بود که در برابر مشارکت مردم در انتخابات موضع مي گرفتند، اين کار غلط بود، اما تناقض نداشت.
توجه داشته باشيم مجري سياست پيشنهادي ما مردم اند. بنابراين سطح مبارزه آنها يکي از مهمترين فاکتورهاست. اگر کار مردم مغاير پرنسيپ هاي ما نباشد ما موظفيم از آن حمايت کنيم. در اين دور مردم ميخواستند احمدي نژاد را کنار بزنند. اگر به فرض محال شرکت نمي کردند، او بدون دردسر بالا مي رفت. سياست کنار زدن احمدي نژاد با مشارکت مي توانست تامين شود و نه با تحريم، هر چند شرکت وسيع هم نتوانست عملا احمدي نژاد را ساقط کند، اما او را چنان خوار و بي اعتبار کرده، که همه مي دانند او با تقلب گسترده به پست رئيس جمهوري آويزان شده است. ممکن است گفته شود کسي اين وضع را پيش بيني نمي کرد. اين سحن درستي است. اما پيش بيني نکردن حرکت مردم، ناشي از هر چه که باشد، توجيهي براي رويکرد تحريم نمي تواند باشد. مساله کليدي اين است که اوضاع کنوني از چه رويکردي زاده شده است؟ از تحريم و يا از مشارکت وسيع؟
مهمترين ضعف انتخابات را غير دموکراتيک و تبعيض آميز بودن آن ميدانستيم. مدافعان رويکرد تحريم، شرکت در آن را دادن مشروعيت به حکومت و دامن زدن به توهم ارزيابي مي کردند.
در رابطه با غير دموکراتيک بودن انتخابات، اختلافي نيست. در ميان اپوزيسيون آزاديخواه سخني جز اين نبوده و نيست. پرنسيپ ساختن از آن براي رويکرد تحريم، مورد اختلاف است. اما در رابطه با مشروعيت، شايد امروز ديگر نيازي به استدلال نباشد که بگوئيم شرکت گسترده مردم الزاما به مشروعيت رژيم، نمي انجامد. اين انتخابات و مشارکت استثنائي مردم، مشکل را حل کرد. مشروعيت حکومت در ايران و جهان زير سئوال رفت. از اينرو يکي از مهمترين پايه هاي استدلال سياست تحريم، اين بار با شرکت گسترده مردم در انتخابات، فرو ريخت. کدام تحريم و در کدام نقطه دنيا به اندازه اين مشارکت، مي توانست چنين از حکومت سلب مشروعيت کند؟
پايه ديگر يعني مترادف کردن مشارکت با ايجاد توهم هم، امروز زير سئوال است. مردم در اين انتخابات براي کنار زدن احمدي نژاد بسيج شدند. يعني در درجه اول هدف نفي دولت امنيتي- نظامي حاکم بود. به کانديداهاي اصلاح طلب کمترين توهم وجود داشت. بي جهت نبود که در حرکات اعتراضي نسبت به تقلب، مردم جلوتر از کانديداها به ميدان آمدند. اين را امروز خود اصلاح طلبان کتمان نمي کنند. به رغم اينکه دو کانديداي اصلاح طلب، هم با روي آوري به برخي مطالبات مردم و هم، با تکيه به آنها، قابل قياس با دوره خاتمي نيستند، اما مردم عموما منتظر کانديداها نمي نشينند. اين کانديداهاست که خود را با آنها هماهنگ مي کنند.
مختصات جنبش
پس از تقلب بزرگ و دستبرد به آرا، جنبشي سر بر آورد، که هنوز "رقص شعله اش از هر کران پيداست". در روزهاي نخست عمدتا تهران و چند شهر بزرگ را به ميدان آورد، با گذشت زمان و تداوم آن، مي تواند دامنه اش به ديگر نقاط کشيده شود. اين جنبش براي دفاع از حق راي به ميدان آمد. نيروهاي شرکت کننده در آن به لحاظ خواسته ها متنوع بوده و برخا خواهان نفي کامل نظام و ولايت فقيه هستند، اما ثقل اصلي آن هنوز از رژيم جمهوري اسلامي نگذشته است. با گذشت زمان شعارها راديکال تر شده و بر ثقل نيروئي که از نظام فراتر مي رود، افزوده مي شود. در اين جنبش نيروهاي سکولار که خواهان جدائي دين از دولت اند، وسيع اند. اما اين نيرو، نه متشکل است و نه هنوز زير اتوريته جرياني قرار دارد.
به لحاظ ترکيب طبقاني در اين جنبش، طبقه متوسط مدرن شهري بار اصلي پيکار براي دستيابي به آزادي هاي فردي و اجتماعي را بدوش مي کشد. اين طبقه است که موتور اين جنبش را روشن کرده است و آن را با جانفشاني و دادن هزينه هاي سنگين به پيش مي برد. به لحاظ ترکيب جنسي و سني نيز اين زنان و جوانان هستند که با مشارکت پرشورشان نقش بسيار برجسته و بي بديلي ايفا کرده اند. البته ديگر گروه ها و طبقات اجتماعي در اين جنبش شرکت داشته و براي خواسته هاي عام آن مبارزه هم مي کنند، اما هنوز چون طبقه متوسط به ميدان کشيده نشده اند.
اتوريته اصلي را در اين حرکت توده اي، موسوي و کروبي دارند. ايستادگي آنها جنبش مردم را تقويت کرده است. اين دو، موقعيت خوبي در ميان مردم معترض پيدا کرده اند. دستگاه ولايت از 23 خرداد به اين سو سياست سرکوب و ايجاد ارعاب و ترس را در دستور گذاشته و سمت اصلي سرکوب آن متوجه اصلاح طلبان است. به رغم اين سرکوب و با وجود اينکه شکل مبارزه مردم تغييراتي نموده است، اما جنبش به حرکت خود ادامه داده و حکومت را مرعوب کرده است. گستردگي مبارزه مردم، استفاده از امکانات ارتباطي پيشرفته و مردمي، شکل مسالمت آميز مبارزه، سرکوب را دشوار کرده است. در حال حاضر حکومت تعادل رفتاري اش به هم خورده و دست به اقداماتي مي زند که در طول سي سال گذشته بي سابقه بوده است. تا جائي که امروز از هر تجمعي مي هراسد. نه تنها از تجمع مردم، در آنجاهائي که معترضان در آن فعالند واهمه دارد، حتي براي گردهمائي هاي حکومتي نظير روز قدس نيز نگران و پريشان است. هر تجمعي ممکن است به يک تظاهرات ضد حکومتي بدل شود.
تعميق شکاف در حکومت
شکافي که در راس هرم حکومت دهان گشوده است، در تاريخ جمهوري اسلامي بي سابقه است. در يکسو دستگاه ولايت و سپاه و نهادهاي امنيتي و نظامي قرار دارند و در سوي ديگر مردم و اصلاح طلبان ايستاده اند. نيروهاي ديگر حکومتي به درجات متفاوت از بلوک حاکم نارضي اند، اين نارضايتي به شکل طيفي است که بيشتر، در برخورد با دولت احمدي نژاد بروز پيدا مي کند. امروز بخش هاي قابل توجهي از مجلس، قوه قضائيه، شهرداري تهران و اصولگرايان با دولت همراه نيستند و هر کجا که امکان يافته اند چوب لاي چرخ آن گذاشته اند. رفسنجاني و نزديکانش با دستگاه خامنه اي مشکل دارند. اکثريت مراجع شيعه نيز با بلوک حاکم مخالف اند. اين مراجع در رژيم گذشته از مردم تغذيه کرده و خود را با آنها تنظيم مي کردند. امروز اما جيره بگير حکومت شده اند. در چند ساله اخير با قدرت گيري سپاه و نيروهاي امنيتي، از قدرت سياسي آنان کم شده است و همين باعث نارضايتي آنهاست. از سوي ديگر چون منابع مالي آنها توسط حکومت تعيين مي شود و بخش زيادي از آنها به فساد مالي هم آلوده اند، به درجاتي وابسطه اند. اين دو مساله مراجع را متناقض کرده است. به دليل نارضايتي از حکومت، در جريان انتخابات علني به دفاع برنخاستند. مخالفتشان نيز به دليل وابستگي مالي، بروز مشخصي نداشت.
اصلاح طلبان و اتکا به مردم
آنچه که امروز در حرکت موسوي و کروبي وجود دارد اما ديروز، در حرکت اصلاح طلبان و خاتمي مشاهده نمي شد، نه برنامه آنها، مهمتر و حياتي تر از آن، شيوه طرح خواسته ها و تکيه گاه مبارزه آنهاست. اصلاح طلبان و خاتمي برخي خواسته ها را پيش کشيدند که اگر متحقق مي شدند به سود مردم بود. اين خواسته ها پيش نرفت، چون فقط از طريق بالا، موضوع پي گرفته مي شد. امروز موسوي و کروبي برخي خواسته ها را به کمک جنبش مردم پيگيري مي کنند. اين ضعف در گذشته، پاشنه آشيل اصلاح طلبان بود. پشتوانه ايستادگي موسوي و کروبي اکنون، مبارزه مردم است. اينها به هر دليل، جنبش را قدرت خود مي دانند، به آن تکيه داده اند و مرتب فراخوان به ايستادگي اش مي دهند. توجه کنيم که اين تکيه به مبارزه مردم است که آنها را وادار مي کند که در مبارزه کنوني، خواست مردم را دم به دم، بيشتر در برنامه خود وارد کنند و آن را بازتاب دهند. در دوره 8 ساله اصلاحات آقاي خاتمي در همان ابتدا، سخنان خوب کم نگفت. با گذشت زمان شعارهاي او کم بار شد. شعار جامعه مدني در زير فشار دستگاه ولايت، سر از مدينته النبي در آورد. در حالي که کروبي و موسوي سخنان امروزشان با چهار ماه پيش، که وارد مبارزه انتخاباتي شدند، قابل مقايسه نيست. ايندو، بسيار پيش آمده اند. راز آن پس رفت و اين پيشرفت، در نوع نگاه به مردم و تنظيم رابطه با آن، فهميدني است. اين تفاوت مهمي است که برخي بدان توجهي ندارند و مي گويند: مشابه مفاد پلاتفرم پيشنهادي آقاي موسوي نيز قبلا در زمان آقاي خاتمي طرح شده بود و به اصلاح قانون انتخابات و تعريف جرم سياسي، اشاره دارند، که عليرغم کنترل قواي مجريه و مقننه توسط اصلاح طلبان، به تصويب نرسيد.
خاتمي دو قوه مجريه و مقننه را داشت اما نخواست براي برداشتن موانع، مردم را به ياري بطلبد. او و عموم اصلاح طلبان، خود را به حکومت نزديک تر مي ديدند تا به مردم. به امکان تغيير دستگاه ولايت توهم و دلبستگي داشتند و به دستورات ولي فقيه گردن مي گذاشتند. امروز به هر دليل، به اختيار يا از سر اجبار، کروبي و موسوي مردم را از حاکمان به خود نزديکتر مي بينند. و به جاي هماهنگي با مراکز قدرت در حکومت، خود را با خواسته هاي مردم هماهنگ مي کنند. اين تفاوت کمي نيست!
جنبش سبز و مختصات آن
آنچه که در ايران جاري است جنبشي است با خواسته هاي دم افزون. ديروز انحلال انتخابات بود، امروز استعفاي دولت کودتا و با پيشرفت جنبش، مي تواند از مخالفت با ولي فقيه به مخالفت با دستگاه ولايت و از آنجا به کل جمهوري اسلامي کشيده شود. اين جنبش امروز در وجه غالبش با نشان سبز معرفي شده است. اين رنگ در ابتدا و تا مقطع راي گيري و دستبرد به آراء، معرف طرفداران موسوي بود. پس از کودتاي انتخاباتي و حتي چند روز پيش از انتخابات در جريان تظاهرات کمربند سبز شمال تا جنوب تهران، به سرعت وسعت گرفت و در جريان اعتراضات به دولت کودتا، معرف جنبش کنوني مردم ايران شد. جنبش سبز از بيرون در معرض تهاجم دستگاه ولايت فقيه قرار دارد و از درون، موسوي از يکسو و برخي از ياران چپ و دموکرات ما، از ديگر سو، مانع گستردگي آن مي شوند. موسوي رنگ اين جنبش را به گذشته و به "آل عبا" مربوط مي کند و ياران چپ ما نيز آن را به موسوي و تعريف اش از اين سبز، محدود کرده اند. هر دو رنگارنگي آن و رنگين کمان افکار و عقايد مردم را، که عليه دولت کودتا به ميدان آمده اند، در يکرنگي سبز به تعبيري خاص، خلاصه مي کنند. هم موسوي تنوع را در بيانيه هاي خود پذيرفته و هم رفقاي ما به اين تنوع باور دارند. اما موسوي با کشيدن پارچه سبز آل عبا بر سر اين جنبش رنگارنگ، به محدود کردن آن مي رسد و رفقاي ما هم، اين جنبش رنگارنگ که نشان سبز را براي بيان رنگارنگي خود برگزيده تا بهتر ديده شود، با چوب آل عبا، از خود و خود را از اين جنبش، ميرانند. جنبش سبز را نيروهاي مختلف با ديدگاههاي متفاوت ساخته اند. بدون شک "راه سبز اميد" يکي از ستون هاي جنبش سبز است نه همه آن. گرايش موسوي نيرومند است اما مي دانيم که همه راي دهندگان به موسوي، چون او نمي اتديشند و او را نه به خاطر گذشته اش، به خاطر ايستادگي امروزش در برابر استبداد تائيد مي کنند.
اهميت دارد که جنبش سبز را با محتواي رنگين کماني آن، معرفي کرده و از آن حمايت کنيم. همزمان با هر ايده اي که رنگارنگي آن را زير سئوال برده و بخواهد از نشان سبز، ايدئولوژي و باور يکرنگ بسازد، مبارزه نمائيم.
افزون براين در رابطه با امر سازماندهي جنبش، تفاوت هائي ديده مي شود. جنبش ها را نمي توان در يک تشکيلات به زنجير کشيد و آنها را محدود نمود. ساختن تشکيلات براي اين جنبش ها، آنها را خفه مي کند. جنبش ها با اهداف عمومي اما مشخص به ميدان مي آيند. نيروهاي آن سيال اند. برنامه ندارند. عموما براي اعتراض و نفي به ميدان مي آيند از اينرو نمي توانند نقش آلترناتيو داشته باشند و در يک جبهه به بند کشيده شوند. نيروها، تشکل ها و جريانات متنوع سازنده جنبش ها، پيرامون اهداف عمومي، اما با درک و دريافت و سازماندهي خود به ميدان مي آيند و از به هم پيوستن اين نيروهاي متنوع و اين جويبارها، رودخانه خروشاني پديد مي آيد که اگر در مجراي درستي بيفتد خس و خاشاک مي شويد و اگر به کجراه در آيد، خانه و کاشانه مردم ويران کند.
گروهي براين باورند که راه کاميابي اين جنبش، سازمانيابي آن در يک تشکيلات است. با چنين درکي به دنبال پي ريزي ساختاري تشکيلاتي-جبهه اي- براي اين جنبش اند. دست زدن به ايجاد يک تشکيلات براي کل جبش، سم مهلکي است که به تدريج از دامنه آن ميکاهد. اين تشکل واحد، چه راه سبز اميد باشد چه يک جبهه براي دموکراسي، نيروي آن را غربال و محدود مي کند. اساسا جنبش را تشکل ها و محافل و افراد مختلف مي سازند. اين مجموعه در اهدافي عام مشترک اند.
تشکل ها با حضورشان در اين جنبش اثرگذار مي شوند و در مراحل بعدي امر هماهنگي جرياناتي که مهر خود را به جنبش زده اند ضروري مي شود. وظيفه ما اين است که بکوشيم همزمان با مشارکت در مبارزه و دخالت در سياست و جهت دادن و فرموله کردن مطالبات مردم، بلوک خود را عليه استبداد و براي استقرار دموکراسي مبتني بر جدائي دين از دولت و پذيرش حقوق برابر احاد ملت، آزادي هاي فردي و اجتماعي، انتخابات آزاد و.. ايجاد کنيم. صداي اين بلوک به مراتب بيشتر از عناصر تشکيل دهنده اش طنين و انعکاس خواهد داشت. با گام نهادن در اين راه ما مي توانيم در آينده نيروئي قابل محاسبه شويم. در حال حاضر که وزن محسوسي نداريم کسي ما را به حساب نمي آورد. ما اگر وزني داشته باشبم قابل حذف نخواهيم بود و خود مي توانيم مبتکر هم باشيم. آنچه که از هم اکنون قابل مشاهده است وجود نيرو و پايگاه نيرومند جريانات سکولار و لائيک در اين جنبش است. پتانسيل مردمي که به نفي حکومت مذهبي رسيده اند بسيار بالاست. و اين زمينه پذيرش يک جمهوري سکولار و ارزش هاي دموکراتيک را زياد کرده است.
سياست ما
جنبشي که سر برآوره است در نتيجه بحران اقتصادي و سياسي رخ داده است. تا مسائل مردم پاسخ نگيرند از پاي نخواهد نشست. امروز نرخ تورم در محدوه 25 در صد است. بيکاري از 15 در صد گذشته است. کارخانه هاي زيادي يا در آستانه تعطيلي قرار دارند و يا فعلا ادامه کاريشان زير سئوال است. قيمت نفت پائين آمده و رابطه با جهان بحراني و جذب سرمايه امکان پذير نيست. در زمينه سياسي نيز قلدري و زورگوئي به نهايت رسيده است. در اين شرايط سرکوب گسترده و وسيع هم پاسخ نداده است.
مهمترين وظيفه ما در شرايط کنوني کمک به تداوم اين جنبش است. در تدوام اين جنبش، امکان جذب ايده هاي آزاديخواهانه و عدالت طلبانه بسيار بالاست. در اين شرايط بيش از هر چيز اهميت دارد هر تجمعي را با اعتراض به ولايت فقيه و دولت تقلبي اش به پايان رساند. از تجمعات ورزشي تا حتي مناسک مذهبي. بسيار مهم است که با حضور در همه تجمعات استبداد را به چالش بکشانيم.
شعار هاي مردم بسته به شرايط دستخوش تغيير مي شود در اين شرايط شعارها ئي که عليه استبداد و ديکتاتوري و يراي آزادي داده مي شوند برد بيشتري دارند. در اين ميان مي توان برکناري دولت کودتا، دفاع از آزادي هاي فرد و اجتماعي و انتخابات آزاد را برجسته کرد و کوشيد براي دستيابي به اين شعارها به ائتلاف، همراهي و همصدائي رسيد .
شايد نياز به تاکيد نباشد که قرار دادن اهداف درازمدت در دستور روز، به دليل ذهني بودن و عدم انطباق با سطح مبارزه مردم، جنبش را به بيراهه انزوا و انفعال سوق مي دهد. از سوي ديگر خطاست اگر مبارزه در چارچوب نظام را با تائيد نظام يکي انگاشت. اکثر جريانات چپ هيچگاه به درستي به مبارزه زنان، جوانان، کارگران، معلمان و ساير اقشار مردم از زاويه اينکه در چارچوب نظام جمهوري اسلامي است يا نه، نگاه نکرده و نمي کند. ما مبارزات آنها را تائيد و تقويت کرده ايم. هيچ مبارزه اي در جامعه، بدون عبور از اين مراحل، که همگي در چارچوب نظامند، به فراتر از نظام ارتقا پيدا نمي کند. نخستين ضرباتي که به ديوار استبداد فرود مي آيد،در چهار ديواري نظام به آن وارد مي شود و سپس در مراحل بعد است که با رشد جنبش، مي تواند به فروپاشي آن بيانجامد.
بيانيه 9 ماده اي
مير حسين موسوي در يازدهمين بيانيه خود پس از مقدمه اي طولاني که بيشتر جهت گيري کلي خود را توضيح داده است به مطالباتي که در 9 بند فرموله شده، اشاره کرده است. در آن، مجموعه متناقضي منعکس است. از سوئي همان نگاه به گذشته را بازتاب داده است و بازگشت به اسلام ناب محمدي و دوران نوراني امام را مورد تاکيد قرار داده است و از سوي ديگر به آزادي ها و پذيرش تنوع باورها و نگرش ها و همزيستي گرايشات و سليقه ها و مذاهب و اقوام و اديان اشاره دارد. حتي تاکيدش بر قانون اساسي، اجراي آن بخش هائي است که به حقوق مردم اختصاص دارد.
آقاي موسوي مي بايست بداند که فاجعه سي سال حکومت جمهوري اسلامي امروز در برابر ماست. احمدي نژاد از دل اين سيستم زاده شده است. در دوران نوراني امام اگر کهريزک داير نبود در همين اوين اعمالي رخ مي داد که در مواردي ابعادش بسيار فراتر از امروز مي رفت. گذشته نه نقطه قوت، که چشم اسفنديار موسوي است. قوت ايشان اين خواهد بود که از گذشته بياموزد و با آن فاصله گيرد.
اما مفاد 9 بندي موسوي که براي بازگشت آرامش پيشنهاد داده است مفادي هستند که تحقق آنها به سود مردم است و ما مي بايست اين مبارزه را تقويت کنيم. هر چند که نوع بيان در مواردي چندان روشني و صراحت ندارد، اما خواسته ها مغاير اهداف و پرنسيپ هاي ما نيست.
اشتباهي که برخي جريانات در رابطه بااين 9 بند مي کنند، اين است که آن را بيانيه ائتلاف و يا جبهه در نظر گرفته اند. اگر از اين زاويه به اين 9 بند نگريسته شود، در آن کمبودهاي اساسي و ايرادات چشم گيري وجود دارد.
اينکه موسوي و همفکران او جمهوري اسلامي را مي خواهند روشن است. نمي توان با فکر آنها تا زماني که جدائي دين از دولت را نپذيرند و .. وارد يک تشکل جبهه اي شد. اما با اين نيروها مي توان همسوئي و همگامي عليه استبداد داشت. اين مساله هم، امروز و در اين لحظه در داخل کشور منتفي است. جريان موسوي اگر هم بخواهد، در اين لحظه درست نيست با اين اتحاد عمل، خود را در برابر دستگاه ولايت، آسيب پذير کند. اما امروز جريان موسوي عليه ولايت فقيه مبارزه مي کند و مبارزه آنها به سود مردم است. ما به اشکال مختلف در داخل و خارج کشور اين مبارزه را تقويت مي کنيم. البته اهميت دارد که ما نيروهاي چپ با هويت مشخص خود از مبارزه حمايت کنيم نه اينکه سياهي لشکر فکري باشيم که بر "جمهوري اسلامي نه يک کلمه بيش و نه يک کلمه کم" پاي مي فشرد.
به لحاظ ساختاري نيز آقاي موسوي از مراحل مختلفي گذشته است. اين بيانيه بيشتر به ساختارهاي جنبشي نزديکي دارد و از جبهه و حزب فراتر رفته است. اما هنوز درک التقاطي در زمينه ساختار نيز دربيانيه به چشم مي خورد.
اول اکتبر 2009




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration