The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

انکار واقعيت به دوري از حقيقت مي رسد

محمد اعظمي



در باره اسناد کنگره دهم راه کارگر

22/10/2005
چندي پيش در مطلبي با عنوان " آرمانگرائي و تخيل يا برنامه و سياست؟ " به قصد گفتگو پيرامون اسناد سياسي کنگره دهم راه کارگر نظراتم را بيان داشتم. اساس آن نوشته در چهار محور: آزادي عقيده و بيان ، اوضاع سياسي، آالترناتيو جمهوري اسلامي و سياست هاي ائتلافي راه کارگر، تنظيم شده بود. انتظارم اين بود، باب بحثي گشوده شود و حول آن گفتگوئي شکل گيرد. اما با کمال تاسف با واکنش تند دوست عزيز آقاي شهاب برهان مواجه شدم که در مقاله اي با عنوان " دفاع از علنيت براي پوشاندن حقيقت" از همان آغاز عزم به بستن بحث و کشاندن آن به بي راهه جزم کرده است. لحن چنان عصبي وواژه ها به اندازه اي تند است که در مواردي فهم مطلب زير انبوهي از ناسزا دشوار است. براي حصول به نتيجه کوشيده ام از گام گذاشتن در آن بي راهه ها بپرهيزم و از آن ناسزاها در گذرم وسخنم را روي مساله اصلي متمرکز نمايم.
اما پيش از پرداختن به اصل موضوع، بر دو نکته تاکيد دارم:
اول اينکه آنچه که در مطلب " آرمانگرائي و تخيل يا برنامه و سياست " آمده است نظر من – محمد اعظمي – است. سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران در اين باره مسئوليتي ندارد. شهاب برهان در نوشته خود به اين نکته توجه نکرده و نظرات مرا با سازمان درهم آميخته و در مواردي آنرا مخدوش کرده است. اين رفيق در پاسخ خود به نوشته من از زبان " خواننده اندک هوشيار " به سازمان اتحاد فدائيان خلق تاخته و نسبت هاي ناروائي به اين جريان زده است. من آگاهانه در اينجا بدان نخواهم پرداخت. بحث را روي مسائل مطروحه در کنگره دهم راه کارگر- که شهاب برهان آنهارا مختص راه کارگر ندانسته است- پي مي گيرم. بررسي انتقادات به سازمان اتحاد فدائيان خلق نياز به بحث جداگانه اي دارد.
اما موضوع اسناد سياسي کنگره دهم راه کارگر، موضوع گفتگوي ماست. قرار نيست در اين گفتگو عملکرد سازمان اتحاد فدائيان يا جريان ديگري بررسي شود. حتي اگر همه ادعاهاي شهاب برهان در مورد اتحاد فدائيان خلق هم درست باشد باعث نمي شود که اشکالها و ايرادهاي راه کارگر از بين رود. شکست ها ويا پيروزي هاي ديگران نمي تواند ضعف ها ويا قدرتهاي راه کارگر را توجيه نمايد.
ديگر اينکه شهاب برهان در نوشته خود وانمود مي کند که قصد من خصومت و بي احترامي به رفقاي راه کارگر است. من چنين قصدي نداشته و ندارم و توهين به هيچ فرد و يا جرياني را جايز نمي شمرم. طبعا اين نوع نگاه، شامل راه کارگر هم مي شود که يکي از نيروهاي جنبش چپ است. اما درک و برداشت من از تقويت و تضعيف با اين رفيق متفاوت است. من بخش هاي مختلف اين جنبش را فرقه هاي جدا از هم و بيگانه باهم نمي دانم، آنان را فرقه هائي که در مقابل يکديگر چون تن واحد عمل کنند و هم قسم شوند که يک صدا ازفرقه خود دفاع کنند، نمي بينم. فکر مي کنم اين جنبش چند پاره، در نهايت يک تن واحد است که هر کدام از بخش ها از مجموعه اي ساخته شده اند، با عقايد و افکار و احساسات متنوع و متفاوت. اين اجزا يک شکل نيستند ويک قد و اندازه ندارند. اينان نه واکنش ها ي يکسان در برابر کنش ها دارند و نه راه حل هايشان يگانه است در مقابل مسائل. از اينرو مي بايست دائم يکديگر را نقد و از طريق گفتگو کامل و کم نقص شوند. از نقد نيزدر پي تضعيف و تخريب نيستم. کساني که نقد را براي کوبيدن بکار مي گيرند قبل از هر کس خود کوبيده مي شوند. من برخلاف ادعاي اين دوست عزيز قصد" کندن سردوشي هاي راه کارگر" نداشته ام. برعکس فکر مي کنم سياست هاي ذهني و انزواجويانه کنوني اگر ادامه يابد براي راه کارگر سردوشي باقي نمي ماند تا ديگران قصد به کندن آن کنند. روش وسياست هاي کنوني راه کارگر تاثير گذار نيست. دفع مي کند. شاهد آن هم همين دعوت شما به گفتگو است. در حرف و براي رفع تکليف دعوت به گفتگو مي کنيد اما اولين ندا را چنان با تهمت و افترا و ناسزا در گلو خفه مي کنيد که هيچ شير پاک خورده اي جرات وارد شدن به اين ميدان نکند. کجا ديده ايد دعوت به گفتگو کنند اما همين که کسي قلم برداشت و نظر خود نوشت، با چنين واژگاني به استقبال شتافت. گفته اتان را دوباره برايتان نقل مي کنم شايد با خواندنش به خود آئيد. مي گوئيد: محمد اعظمي " ... تهمت هائي با لحن و غيضي کين توزانه زده است که به چرک و خونابه يک دمل ترکيده بر روي کاغذ شبيه تر است تا نوشته آدمي که حرفي براي گفتن دارد. در اين بخش مي خواهم به اين عقده گشائي ايشان پرداخته و علت دهن باز کردن اين دمل در اين زمان بخصوص را توضيح دهم " آيا بيشتر از اين، فحش و ناسزا سراغ داريد؟ برزبان راندن اين ناسزاها زيبنده يک فرد مسئول نيست. چرا بر زبان مي رانيد! روشن نيست شما دعوت به جنگ کرده ايد و يا براي گفتگو آغوش گشوده ايد؟ شايد قصد کرده ايد که کسي وارد ميدان نشود، مگر به تعريف و تمجيد از کنگره دهم!
شما درست مي گوئيد آنجا که در نوشته خود گفته ايد " محمد اعظمي سال هاست که دلچرکيني اش از راه کارگر بخاطر کنار کشيدن از مذاکرات وحدت حزبي دو سازمان را در هر فرصتي به رخ مي کشد.... " اين گفته شما در مورد من صحيح است. راستش را بخواهيد از اين در حيراتم که شما چقدر راحت وحدت گريزيتان را بر زبان مي رانيد. گويا افتخاري است که توافق وحدت را کاغذ پاره اي بدانيد. اين شيوه ناپسند است. تا کي مي خواهيد به کنار رفتن تان از اتحادها بباليد و چقدر مي خواهيد به وحدت گريزيتان بنازيد و با تنهائي خود بسازيد ؟
اما در رابطه با موضوع اصلي مورد بحث، شهاب برهان در نوشته خود مي گويد محمد اعظمي " به موضوعات متعددي پرداخته است و من در باره سه تاي آن ها نکاتي را – هر يک در نوشته اي جداگانه – خواهم گفت. موضوع اول که در اين بخش به آن مي پردازم، ممنوعيت آزادي عقيده و بيان در راه کارگر است. دومي انزواجوئي راه کارگر و سومي بي خردي مبارزه براي آلترناتيو سوسياليستي در برابر جمهوري اسلامي "
شهاب برهان در بخش نخست نوشته اش با کمي دستکاري و با پذيرش مواردي از انتقادات و توجيه برخي اقدامات از زير سئوال اصلي گريخته است. من به نوشته ايشان بازخواهم گشت. اما براي تمرکز بحث روي مساله اصلي به ناگزير تکرارمي کنم که سئوال مرکزي و انتقاد ا صلي من در بخش اول نوشته ام به اين بند اساسنامه راه کارگراست که مي گويد:
" ... مقيد بودن به چهارچوب برنامه و اساسنامه در مباحثات نظري در شرايط کنوني کنار گذاشته شود و بجز اعتقاد به سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي از طريق يک انقلاب توده اي، چهارچوبي براي مباحثات وجود نداشته باشد "
بر اساس اين حکم بطور موقت در مباحثات نظري - توجه کنيد در مباحثات نظري – مقيد بودن به چهارچوب برنامه و اساسنامه کنار گذاشته مي شود، اما اين محدوديت مباحثات نظري کماکان براي اعتقاد به سرنگوني رژيم از طريق يک انقلاب توده اي حفظ مي شود. سئوال اين است اين حکم قابل دفاع است يا مردود است. اگر قابل دفاع نيست لطف کنيد دست از توجيهات بيهوده برداريد. من در آن مطلب گفته ام مي بايست نيروي راه کارگرعليه چنين حکمي طغيان کند. در اينجا مي افزايم که اين توهين به اعضاي راه کارگر است که در درون سازمان شان به شکل قانوني و در اساسنامه از حق بحث آزادانه محروم شوند. اگر کسي از اين محدوديت دفاع مي کند پا به ميدان گذارد و گرنه مي بايست اين زنجير از انديشه اعضاي راه کارگربا حذف آن در اساسنامه، گشوده شود. شهاب برهان موافق اين محدوديت است ولي حرف خود مستقيم نمي گويد.
او در پاسخ به جاي اينکه صريح و روشن انتقاد را بپذيرد دست به توجيه زده ميگويداين قرار ضميمه " در کنگره اول ( 1370- 14 سال پيش ) تصويب شده است " و در ادامه افزوده است که " اساسنامه سازمان با اين که چند بار در راستاي گسترش و تعميق دموکراسي تشکيلاتي اصلاح شده است، باز هم از جهاتي نياز به تغييراتي دارد که برايش کار شده است، اما اولويت هاي سياسي فرصت لازم براي در دستور گذاشتن اساسنامه را نداده است " دوست عزيز! چرا موضوع را مي پيچانيد. همانگونه که پذيرفته ايد و اعلام کرده ايد که در گزارش کنگره " بهتر بود در صد آرا اعلام مي شد" لطف کنيد بگوئيد که بالاخره اگر فرصت لازم براي در دستور گذاشتن اساسنامه بدست آيد اين بند اساسنامه را کنار مي گذاريد يا با صاحت پاي آن مي ايستيد؟ افزون بر اين به نظر شما 14 سال که در فاصله اش 10 کنگره گذاشته ايد زمان کمي است ؟ آيا در اين 14 سال شما اين اندازه در مضيقه وقت بوده ايد که حتي نتوانسته ايد از طريق يک همه پرسي تکليف اين بند اساسنامه را روشن کنيد؟ خواهش مي کنم بگوئيد چند سال ديگر وقت لازم داريد که فرصت حذف اين جمله را پيدا کنيد. واقعا مشکل وقت داريد يا اشکالي در فکرتان مانع تغيير آن شده است؟ و بالاخره اشاره تان به تصويب آن در 14 سال پيش ازچه روست. درست است که اين مصوبه 14 سال پيش است، اما امروز هم اين محدوديت در اساسنامه شما حفظ شده و قانوني است. گفته ايد آنرا اجرا نمي کنيد و مرا شماتت کرده ايد که چرا ايراد گرفته ام. اين دليل نيست، عذر بدتر از گناه است. چرا با اسناد رسمي خود چنين مي کنيد؟ مگر اين توافقنامه وحدت با سازمان اتحاد فدائيان است که آنرا کاغذ پاره اي بيش ندانيد و به راحتي زيرش زنيد. اين اساسنامه شما يعني مهمترين سندي است که براساس آن مناسبات دروني شما تنظيم مي شود. دست کم به مصوبات خود احترام بگذاريد!
شهاب برهان به جاي اظهار نظر در باره اين محدوديتي که در اساسنامه مورد انتقاد قرار گرفته به دلايل و شرايطي پرداخته است که اين اصلاحيه وارد اساسنامه شده است اومي گويد " اين شرط زماني ضرورت پيدا کرد که پيش از کنگره اول گرايشي به خط استحاله رژيم ... در درون سازمان خودنمائي کرد" يعني چون عده اي در راه کارگر به خط استحاله گرايش پيدا کردند بحث سرنگوني ممنوع شده است. ببينيد استدلال چقدر محکم است!! مي گويد بدين دليل بحث سرنگوني ممنوع شده است که عده اي سرنگوني را زير سئوال برده امکان برخورد نظر به وجود آمده است. اساسا ارزش آزادي دراين است که براي نظر مخالف امکان طرح ايجاد مي کند. زماني که همه موافق باشند آزادي چندان اهميتش لمس نمي شود. رفيق شهاب آزادي عقيده و بيان را عوضي فهميده است. مي گويد زماني که مخالف ظاهر شد – گرايش به خط استحاله - امکان بحث آزاد ممنوع شده است.از اين ممنوعيت براي بحث که بگذريم، اگر اين گرايش ظاهر نمي شد چه مي کرديد؟ اگر تغيير نمي داديد وضع بدتر بود. در اساسنامه شما تاکيد شده بود که " مباحثات بايد در چهارچوب برنامه و اساسنامه سازمان صورت بگيرد " يعني ممنوعيت فکر محدوده اش وسيع تر بود. گفته شده است که اين اصلاحيه براي عضوگيري آمده است. اين هم درست نيست چون در خود سند سخن بر سر محدوديت و چهارچوب براي مباحثات است نه عضوگيري و يا چيز ديگري.
شهاب برهان پس از توجيه و بازي با جملات به جاي پاسخ، راه حل را در حمله ديده است و مي گويد: اعظمي " موظف است که ادعاي خود مبني بر فقدان آزادي بيان در کنگره هاي نهم و دهم راه کارگر و اين که راه کارگري ها بخاطر بحث خارج از چهارچوب برنامه و اساسنامه " تنبيه مي شوند" بطور مستند اثبات کند " و پيش از اين نيزمي گويد" نه در کنگره نهم و نه در کنگره دهم تجديد نظردر سرنگوني رژيم يا کنار زدن آن با رفراندم يا به شيوه ديگري در دستور نبوده است تا مشمول " خط قرمز" شود "
پيرو وظيفه اي که اين دوست عزيز براي من تعيين کرده است دلايلم را بر مي شمرم. اميدوارم منصفانه بر مسند قضاوت نشيند:
نخست بگويم که من نگفته ام راه کارگري ها تنبيه مي شوند. چون راه کارگر در شرايطي نيست که اساسنامه اش را بتواند عملي کند. گفته ام با اين اساسنامه هيچ راه کارگري حق ندارد بحث بدون چهارچوب و آزاد داشته باشد. يعني اساسنامه به او حق نمي دهد. گفته ام اگر غير اين کند با اين اساسنامه ضابطه شکني است و تنبيه را درپي خواهد داشت. يعني اساسنامه امکان تنبيه مي دهد.
اما به دلايلم براي قيد و شرط در مباحث راه کارگر باز مي گردم:
اول اينکه شاهد و مدرک اصلي براي ادعاي من سند اساسنامه راه کارگر است که پيش از اين بدان اشاره داشتم. درست است که 14 سال پيش تصويب شده است اما امروز هم و تا زماني که کنار گذاشته نشود ناظر بر ساختار و تشکيلات راه کارگر خواهد بود. اين سند اگر 30 سال پيش هم تصويب مي شد، امروز حاکم بر مناسبات اعضا و ارگانهاي سازماني راه کارگر است. ازاينرو کنگره نهم و دهم را نيز شامل مي شود.
دوم نمي شود با اين ادعا که چون سرنگوني در دستور کنگره دهم نبوده است به دموکراتيک بودن کنگره حکم داد. چون دموکراتيک بودن و يا غير دموکراتيک بودن يک ضابطه و يا يک سياست را از خود ضابطه وسياست مي گيرند نه از در دستور قرار داشتن يا نداشتن شان. براي نمونه اگر 14 سال پيش راه کارگر حکم اعدام و سنگساررا تصويب مي کرد آيا امروز مي توانست از زير بار انتقاد به اين بهانه که در دستور کنگره نبوده است بگريزد؟ مگر مي شود شما حکم اعدام و سنگساردر برنامه خود داشته باشيد ولي با اين استدلال که اعدام و سنگساري در دستور اين کنگره نداشته ايد سياست ها و ضوابط خود را بي توجه به اين برنامه، قابل دفاع بدانيد.
سوم اينکه شهاب برهان در طول حيات راه کارگر يک مورد، فقط يک مورد را نشان دهد که انتقاد يکي از اعضاي اين جريان به برنامه و اساسنامه و يا سياست هاي رسمي راه کارگررا منعکس کرده باشند. آيا گرايشي که در راه کارگرخط استحاله رژيم را پي مي گرفت چه کساني بودند. چرا راه کارگر نظرات آنها رامنعکس نکرد. اين هم جزواسرار و مسائل دروني است که راه کارگرنمي خواهد " در هر شرايطي آنها را بر سر بازار پهن کند " ؟ شهاب برهان در تائيد وجود دموکراسي و بحث آزاد و دموکراتيک در جريان کنگره دهم به عنوان شاهد به دو نظرکه در ستون علني سايت راه کارگر درج شده است، اشاره کرده است. اما در ادامه مي گويد چون صاحب سند " نظر خود را در سند اوضاع سياسي و وظايف ( مصوب ) تامين شده اعلام کرد، قطعنامه اش را در کنگره پس گرفت" بسيار خوب، دوست عزيزاين هم که موافق اسناد رسمي بوده نه مخالف ودليل ديگري است در رد ادعاي شما.
به مواردي نيز اشاره شده است که خود راه کارگري ها نخواسته اند نظرشان منعکس شود. اين هم در يک تشکيلات قدرت نيست، نشان ضعف است. يک تشکيلات نيازمند است که اعضاي اش گفتگوي علني داشته باشند. صحبت هاي درگوشي و دروني خاص محافلي است که اعضاي آن به جاي هم نظر، هم قسم مي شوند. تشکل هاي سياسي با دوري ازاين خصيصه است که مي توانند ارزش هاي دموکراتيک را درتشکيلات خود تقويت کنند.
چهارم اينکه شهاب برهان در همين مقاله خود يعني 14 سال بعد از آن اساسنامه، ازهمان محدوديت به طور ضمني اما روشن دفاع کرده است. او چون فکر مي کند انتقاد من نه به محدوديت در مباحث، بلکه از اين زاويه است که راه کارگر براي چگونگي سرنگوني محدوديت ايجاد کرده است، در دفاع از راه کارگر مي گويد اين شرط گذاري در مباحثات در مقابل خط استحاله رژيم ضرورت يافت. و مي افزايد که " منظور غير قابل بحث بودن سرنگوني بود و نه چگونگي آن " بسيار خوب دوست عزيز! منظور من هم غير قابل بحث بودن سرنگوني است. درست به همين انتقاد دارم. به محدوديت بحث. حال اين محدوديت چه در باره سرنگوني باشد چه چگونگي سرنگوني. اين يعني انديشه را به زنجير کشيدن. اين يعني عدول از آزادي بيان وعقيده بدون قيد وشرط که وعده آن را به مردم داده ايد. مي دانيد که عدول ازاين ضابطه طبق مفاد اساسنامه – اگر اساسنامه براي طاقچه تهيه نشده باشد- تنبيه در پي خواهد داشت يعني طبق نام گذاري اساسنامه شما، با " اقدامات انضباطي " روبرو مي شود.
درست نيست حقايق واژگونه شوند. ممکن است با دست کاري در واقعيات امثال مرا عقب برانيد اما در نهايت نمي توان حقايق را براي همه پوشيده نگهداشت. شما در پاسخ انتقاد من از ندادن گزارش کنگره نهم راه کارگر دفاع کرده ايد. به گونه اي وانمود کرده ايد که کنگره نهم مباحث در دستورش مسائل دروني تشکيلات بوده است. دستور کار کنگره نهم چه بود؟ آيا به اسرار تشکيلاتي اختصاص داشت؟ درست مي گوئيد که کنگره نهم سياست گذاري نکرد. اما چرا نکرد؟ مگردر دستورکارش مسئله سياسي نبود؟ سرنوشت مسائل سياسي به کجا کشيد؟ آيا اين هم اسرار سازماني است يا اسرار سازماني شما چون کشي مي تواند به همه عرصه ها کشيده شود؟ دستور جلسه کنگره نهم را شايد ديگران ندانند، اما اعضاي راه کارگر که مي دانند. براي آنها چه پاسخي داريد؟ بيهوده ضعف گزارش دهي را که لانه در فکر شما دارد با اسرار سازماني و مسائل دروني درهم نکنيد. کسي از شما اسرار سازماني نخواسته است. يا حق شما را زير سئوال نبرده است که " مسائل تشکيلاتي خود را علني کنيد يا نکنيد". اما بدانيد که ديگران شما و ما را بر اساس چگونگي استفاده از اين حق قضاوت مي کنند. ديگران حق دارند براين پايه ما را قضاوت کنند.
پنجم اينکه از کنگره نهم به اين سو هيچ اقدام مشترکي با آن جرياناتي که در دوره پيش حرکت مشترک مي کرديد، انجام نداده ايد. آيا اين نشانه تغيير سياست نيست؟ درست است که کنگره نهم سياست گزاري نکرد، اما کميته مرکزي جديد سياست خود را تغيير داد. نگوئيد در کنگره دهم تغيير کرده است. در کنگره دهم اين تغيير رسما اعلام شد، اما اين سياست از کنگره نهم ناظر بر سياست هاي راه کارگربوده است. اين تغيير نه از گزارش شما، بلکه در عملکرد شما بازتاب داشته است. با اين سياست راه کارگر نتوانست با هيچکدام از متحدين پيشين خود يک اقدام مشترک انجام دهد. با اين سياست راه کارگر تنهاي تنها ماند.
اين هم سند و مدرکي که از من مي خواستيد. مي بينيد که بهتان نمي زنم، از اسناد و عملکرد خود شما مي گويم. اما چون شما خود با زبان خود و قلم خود آنها را نگفته و ننوشته ايد سر تان را زير برف کرده و در اين توهم ايد که ديگران نيز آنها را درعملکرد شما نمي بينند.
کفايت مي کند يا بازبه برهان بيشتري نياز داريد جناب برهان!




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration