The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

جنبش دانشجوئي، توانائي ها و محدويت ها

محمد اعظمي

تا چند روز ديگر 16 آذر فرا مي رسد. اين روز، همواره فرصتي بوده است براي طرح خواسته هاي جنبش دانشجوئي. فرصتي که اگر با آن درست برخورد شود، مي توان گوشه اي از قدرت جنبش دمکراسي را به حکومت نشان داد. اين حکومت هر قدمي که در گذشته براي دفاع، برداشته است، آن برج و باروهائي که براي حفاظت از خود ساخته است، همگي يکي در پس ديگري، با هشياري مردم فرو ريخته اند. از روز قدس گرفته تا 22 بهمن، همه، بلاي جان دستگاه ولايت شده اند. کافي است اين جنبش، بر اصول و پرنسيپ هاي تا کنوني خود پافشاري کند تا با تداوم جنبش، شيرازه دستگاه سرکوب از هم گسيخته شود. مگر مي توان بر مملکتي حکومت کرد، اما شب و روز در حال آماده باش بود؟ کافي است مروري کنيم به مواضع سران حکومت و فرماندهان نظامي آن، تا ترس و واهمه و نگراني را در لابلاي کلماتشان ببينيم. به راستي اين‌ها که چنين تهديد مي کنند، از چه مي ترسند؟ در همين 16 آذر، روز دانشجو، ببينيد چگونه شمشير را از رو بسته‌اند. اين همه احضار و دستگيري براي چيست؟ واهمه از کيست؟ اين تهاجم اگر از سر ترس نيست، لزومش چيست؟
آري مي‌توان از فرصت هائي نظير 16 آذر براي عقب نشاندن و به تسليم کشاند دستگاه ولايت استفاده کرد، مشروط بر اينکه گام هايمان را سنجيده برداريم. نه از امکانات و توانائي هاي حکومت غافل شويم و نه چشم بر ضعف هاي آن ببنديم. نه توهمي به توان مردم نشان دهيم و نه قدرت جنبش توده اي را، ناديده گيريم.
با توجه به اهميت استفاده از فرصت ها، کوشيده ام در اين نوشته با نگاهي به رويداد 16 آذر و ويژگي هاي جنبش دانشجوئي، به نکاتي در باره امکانات و محدوديتمان، در سالگرد 16 اذر، براي عقب نشاندن دستگاه ولايت، اشاره کنم:

16 آذر چگونه رخ داد؟
56 سال پيش ، براي نخستين بار، در 16 آذر سال 1332 گارد ويژه نظامي، وارد دانشگاه تهران شد و در پي اعتراض دانشجويان، سه تن از آنان را با گلوله از پاي درآورد. ماجرا اينگونه بود که پس از کودتا، جامعه ناآرام شده بود. محاکمه دکتر مصدق در 17 آبان و تجديد رابطه با دولت استعماري انگليس، احساسات مردم و خصوصا دانشجويان را برانگيخته بود. در فاصله 28 مرداد تا 16 آذر چندين بار دانشگاه به عنوان اعتراض، تعطيل شده بود. در 21 آبان ماه در اعتراض به محاکمه دکتر مصدق اعتصاب عمومي صورت گرفته بود. در 15 آذر نيز پس از اعلاميه مشترک دو دولت ايران و انگليس، کلاس هاي درس دانشگاه، در مخالفت با اين تجديد رابطه، تعطيل شد. ديدار ريچارد نيکسون معاون رئيس جمهور آمريکا از ايران، که قرار بود 18 آبان صورت گيرد، فضاي جامعه را پليسي تر کرده بود. نظاميان به فرموده دربار شاهنشاهي، قصد زهرچشم گرفتن از دانشجويان را داشتند تا در زمان حضور نيکسون در تهران، آرامش برقرار باشد. درگيري لفظي دو دانشجو در صبح روز 16 آذر با چند سرباز گارد در بيرون دانشگاه، بهانه سرکوب را به دست داد. نيروهاي گارد براي دستگيري آنها وارد دانشگاه مي شوند و آن دو دانشجو را از کلاس بيرون مي برند. ورود سربازان به کلاس درس، با اعتراض رئيس دانشکده روبرو مي‌شود و بدستور مهندس عبدالحسين خليلي رئيس وقت دانشکده، کلاس هاي درس تعطيل مي‌شود. دانشجويان پس از خروج از کلاس به دادن شعار عليه گارد مي پردازند. فرماندهان گارد نيز فرمان آتش مي دهند که در نتيجه تيراندازي آنان، سه دانشجو بنام هاي مهدي شريعت رضوي، احمد قندچي و مصطفي بزرگ نيا در محوطة دانشگاه تهران به قتل مي رسند.
از آن سال سياه به بعد، هر ۱۶ آذر نمادي شد براي مبارزه عليه ديکتاتوري و دفاع از خواست هاي آزاديخواهانه دانشجويان. اين سنت، از آن روز تا به امروز، هنوز پابرجاست. دانشجويان در طول 56 سال گذشته کوشيده اند شانزده آذر هر سال را با مهم ترين مسائل سياسي، گره بزنند و به خواست ها و شعار هاي خود، رنگ و بوي حوادث آن سال را بدهند. شانزده آذر امسال نيز از اين منظر مي تواند ويژگي هاي خاص خود را داشته باشد.

ويژگي هاي جنبش دانشجوئي؟
براي شناخت جايگاه و رسالت جنبش دانشجوئي، توجه به چند ويژگي آن اهميت دارد.
اولين ويژگي وضعيت طبقاتي دانشجويان است. دانشجويان، جزو يک قشر و يا طبقه تعين يافته اي نيستند. افزون بر اين، دوران دانشجوئي موقت و گذراست. در هر سال تعداد قابل توجهي دانشجو وارد دانشگاه مي شوند و در همان حدود، دانشجو از دانشگاه خارج شده، وارد جامعه و پذيرش مسئوليت زندگي مي شوند. به دليل تغيير ترکيب آنها و موقتي بودنشان، استرتژي و برنامه سياسي براي اين نيرو با ساخت و بافت آن سازگار نيست.
دومين ويژگي اين است که دانشجويان از اقشار و طبقات مختلف اجتماعي آمده اند، از بالاترين تا پائين ترين لايه هاي اجتماعي، در ميان دانشجويان وجود دارد. از مليت هاي مختلف در ترکيب آن حضور دارد. به لحاظ جنس، مذهب و عقيده، زبان و فرهنگ، متفاوت و متنوع اند. اين رنگارنگي و تنوع، زمينه پذيرش برخوردهاي دموکراتيک را در ذهن آنان بارور مي کند و همين بستري است که جنبش دانشجوئي را ناگزير مي کند براي رشد خود به دمکراسي تکيه کند. گرايشي که دموکراسي را ناديده گيرد و نتواند مناسبات دموکراتيکي ايجاد کند، ايزوله شده و در حاشيه قرار خواهد گرفت.
سوم اينکه اين نيرو هنوز وارد جامعه و پذيرش تعهد نشده است. سن جوان آنها و نداشتن مسئوليت شغلي و خانوادگي، از سوئي آنها را مستقل بارآورده و در تصميم گيري جسور مي کند و از سوي ديگر چون نوخواهي و نوگرائي و مخالفت با سنتها و رفتار و عادات قديمي و کهنه در ميان اين نسل بالاست، موجب مي شود که آنها به سوي تغيير، بدون ملاحظه کاري کشيده شوند. اين مجموعه، زمينه پذيرش حرکات تند و راديکال را در ميان آنها بالا مي برد. در واقع اين ويژگي، تيغ دو لبه اي است که هم آسيب پذيري آنها را بالا مي برد و هم در شرايطي که جنبش عمومي افت کرده است مي تواند روحيه جنبش را براي تدوام مبارزه، زنده نگهدارد.
و بالاخره دانشجويان در طول حيات شان، پيشرو حرکات سياسي و تحولات اجتماعي بوده اند. امروز اين نيرو، هم به لحاظ کمي و هم کيفي، اثرگذارتر شده است. به لحاظ کمي، حدود بيش از دو ميليون و سيصد هزار دانشجو داريم که تا اقصي نقاط روستاها حضور دارند. بلحاظ کيفي هم، به دليل اينکه جمع هستند، جسارت بيشتري براي بيان خواسته هايشان پيدا مي کنند و از سوي ديگر، به دليل داشتن امکان گفتگو، مي توانند بياموزند و آموزش دهند. در واقع اين امکان طبيعي جمع شدن در يک مکان، به ويژه در کشوري مثل ايران، که احزاب سياسي و تشکل هاي دموکراتيک و مستقل يا ممنوع هستند و يا با محدوديت هاي بسياري روبرو هستند، بهترين فرصت را براي گفتگو و رشد و تصميم گيري جمعي فراهم مي آورد. البته اين خطر هم وجود دارد که به دليل اين امکانات، توقع و باري که بر دوششان نهاده مي شود، بيش از ظرفيت آنها باشد و آنها را از جايگاه واقعي شان دور کند. بي جهت نيست که جنبش دانشجوئي در ايران در غياب احزاب، به جاي آنها عمل کرده و در زماني که احزاب حضور داشته اند، نهادهاي دانشجوئي به شکلي، تبديل به يکي از اندام هاي آنان شده اند.

خواسته هاي جنبش دانشجوئي؟
جنبش دانشجوئي عموما دو رشته خواسته دارد. يک رشته، خواست هائي است مربوط به درس و دانشگاه و شرايط زيستي دانشجويان. از مسائل مربوط به مديريت دانشگاه تا مسائل مربوط به کلاس و خوابگاه، که اصطلاحا در مقوله صنفي رده بندي مي شوند. بخش ديگري از خواسته ها، به حوزه فکر برمي گردد. دانشجو چون با دانش، با علم و با فکر سروکار دارد، نيازمند فضا و شرايطي است براي گردش آزاد نظر، براي گفتگو و ديالوگ و براي بحث و تحقيق. يعني نوع فعاليتش نيازمند يک فضاي باز سياسي است. نيازهاي تحصيلي اش، او را استبداد ستيز مي کند و مسئله نقد قدرت را در دستور کارش قرار مي دهد. در واقع فرا گرفتن علم و الزامات آن، دانشجو را پرسشگر، انقلابي و سنت شکن بار مي آورد.
اينکه، اين دو خواست چگونه تلفيق مي شوند و وزن هر کدام تا چه اندازه است، به عملکرد قدرت حاکم بستگي دارد. يعني بسته به اينکه فضاي تنفس سياسي چگونه است، وزن هر کدام ازاين رشته وظائف سنگين تر يا سبکتر مي شود. جدا از اين، حکومت هاي مستبد همواره از طرح کوچک ترين خواست ها هم جلوگيري مي کنند. در چنين حکومت هائي خواست هاي نوع اول به سرعت مي توانند به خواست هائي از نوع دوم تبديل شوند. يک اعتراض صنفي مستقيما با واکنش حکومت به يک اعتراض سياسي تبديل مي شود. اساسا حکومت هاي استبدادي، عموم مسائل را، به مساله امنيتي تبديل مي کنند. بدون توجه به اين که دانشجو چه مي گويد و چه خواستي دارد، نگاه حکومت هاي استبدادي به دانشجوي منتقد، نگاهي است به يک عنصر مخالف برانداز . امروز حکومت کشورمان به دليل عملکرد سرکوبگرانه اش، براي دانشجويان خواست هائي را که در حوزه سياسي قرار دارند، برجسته کرده است. بي جهت نيست که دانشجويان امروز در صف مقدم پيکار عليه خفقان و بيداد قرار دارند. در فضاي سياسي کنوني عملا، وظايف مربوط به امورات صنفي به گوشه اي رانده شده است و هر آنچه در دستور دانشجويان قرار گرفته ، سياسي و در ارتباط با عقب نشاندن استبداد است.

توانائي ها و محدوديت هاي جنبش دانشجوئي؟
امسال 16 آذر در شرايط متفاوتي برگزار مي شود. جامعه ما بعد از انتخابات خرداد ماه تاکنون، تجربه جديدي را پشت سر مي گذارد. جنبش اعتراضي عليه کودتاي انتخاباتي سيماي جامعه ما را تغيير داده است. در عرض چند ماه، اغلب جنبش هاي اجتماعي بر بستر يک جنبش همگاني فعال شده اند و جنبش دانشجوئي در اين ميان يکي از فعال ترين بخش هاي آن است. اگر تا کنون 16 آذر فقط توسط دانشجويان برگزار مي شد، امسال مشارکت دانشجويان در اين حرکت بيشتر و گسترده تر و در مقياس عموم دانشگاه هاست. نشانه چنين ادعائي، جنب و جوش دانشجويان در اغلب دانشگاهها در سراسر کشور است، که با صدور اعلاميه ها و بيانيه هاي گوناگون، اعلام حضور کرده اند. از سوي ديگر اين حضور را مي توان از واکنش ارگانهاي سرکوب و امنيتي حکومت که تهاجم به دانشجويان و احضار و دستگيري دهها تن از آنان را در پي داشته است، نتيجه گرفت. افزون بر اين، امسال 16 آذر و جنبش دانشجوئي از توجه و پشتيباني جنبش مردم نيز برخورداراست. در خارج کشور نيز ايرانيان، در اکثر نقاط دنيا به مناسبت اين روز تجمعات و راهپيمائي هاي همبستگي گذاشته اند.
مردم پس از کودتاي انتخاباتي از هر فرصتي براي بيان اعتراضات خود استفاده کرده اند. تجمعات روز 16 آذر در دانشگاهها هم مي تواند يکي از اين فرصت ها باشد. البته اهميت دارد که تفاوت اين روز با روزهاي قدس و 13 آبان ديده شود. تفاوت در اين است که 16 آذر روزي است دانشجوئي. در حالي که روز قدس و 13 آبان روزهائي هستند که سال ها توسط حکومت برگزار شده اند و مهر حکومت را با خود داشته اند. طي سي سال گذشته رژيم مردم را در اين روزها بسيج کرده و مشارکت مردم را قدرت خود تلقي مي کرده است. اما 16 آذر در طول حکومت جمهوري اسلامي و از همان حدود شش دهه پيش، روزي ضد استبدادي بوده که دانشجويان با بزرگداشت اين روز، طلب داد و آزادي مي کرده اند. از اينرو مردم براي شرکت و حمايت از جنبش دانشجوئي نمي توانند به وسعت و گستردگي روزهاي قدس و 13 آبان در آن شرکت کنند. اين را پيشاپيش بايد ديد و فتيله انتظارات را پائين نگهداشت و نگذاشت حکومت از اين وضع، امتيازي به کيسه خود بياندازد. افزون بر اين دستگاه ولايت به دليل زير سئوال رفتن مشروعيت اش توسط مردم، مي خواهد به هر ترتيب جلوي حرکات اعتراضي مردم را سد کند. 16 آذر يکي از روزهائي است که مي پندارد امکان مهار آن، به دليل مشخص بودن مکان تظاهرات، وجود دارد. به همين خاطر دور از انتظار نيست که براي کم دامنه کردن آن، بيش از هر سال نيرو بسيج کند. براي رژيم بسيار مهم است که روز 16 آذر برگزار نشود. اگر توجه کنيم تظاهرات و اجتماع مردم در روز 13 آبان با توجه به بسيج وسيع حکومت، وسعت روز قدس را نداشت. اينکه در ابعاد قدس مردم حضورشان به چشم نخورد، بدين خاطر بود که نيروي سرکوب در محل گردهمائي مخالفان، که پيش از تظاهرات مشخص شده بود، متمرکز شدند و نگذاشتند مردم اجتماع کنند. حکومت با عوام فريبي اين را پيروزي خود تلقي کرد. در حالي که به لحاظ مشارکت مردم در تظاهرات و اعتراض به دستگاه ولايت، تفاوت چنداني با روز قدس نداشت. در واقع نيروي زيادي در 13 آبان شرکت داشت ، اما نتوانست در يک مکان جمع شود. و چون برنامه اي براي چنين حالتي وجود نداشت، قدرت واقعي مردم به ديده نيامد.
اهميت دارد با توجه به مشخص بودن محل دانشگاهها، از راهکارهائي استفاده شود که سياست حکومت را خنثي و يا کم اثر کند. جمهوري اسلامي از مدتها پيش تهاجم به فعالان دانشجوئي را آغاز کرده و تعداد قابل توجهي از آنان را به زندان انداخته است. بعيد نيست اساسا روز 16 آذر را تعطيل اعلام کرده و درب دانشگاه ها را ببندد. ما هدفمان برگزاري با شکوه 16 آذر در دانشگاههاي سراسر کشور است. اما اگر حکومت مانع از اين کار شد، در چنين حالتي، دو راه بيشتر در مقابل جنبش وجود ندارد. يا بايد از برگزار مراسم 16 آذر صرفنظر کرد، که بعيد است جنبش دانشجوئي چنين راهي را برگزيند و يا از هم اکنون به فکر پخش شدن در سطح شهر افتاد و به تظاهرات موضعي بدون خشونت روي آورد. که بايد براي آن آماده بود.
البته مي دانيم تا جنبش مستحکم نشده و استمرارش تضمين نشود، بهتر است پوشش حرکات مردم، مطمئن تر باشد. در ايران امروز، مناسبت براي تظاهرات، کم نداريم. از روزهاي عمومي چون 22 بهمن تا مناسک مذهبي، بسيار زياد است. تضعيف روحيه حکومت و به تسليم کشاندن آن و ايجاد تزلزل در سيستم سرکوب، با تدوام اعتراضات ميسر است. با ادامه مبارزه مردم است که امکان حضور گسترده مردم در روزهائي نظير 16 آذر، که روزي ضد استبدادي است، افزايش مي يابد. توجه داشته باشيم، ارابه اي که تابوت دستگاه ولايت را به سوي گورستان حمل مي کند، به راه افتاده است. مهمترين وظيفه ما اين است که نگذاريم چرخ هاي اين ارابه، از پيشروي، باز ماند.

شعار ما در 16 آذر؟
انتخاب شعار مناسب در اين روز اهميت زيادي دارد. حکومت براي ترساندن مردم تيغ سرکوب را تيز کرده است. برخي از جريانات با ديدن موج اعدام و محکوميت و زندان، صحبت از بازگشت به دوره سال هاي 60 را مي کنند. واقعيت اين است که نه اين حکومت، حکومت دهه 1360 است و نه مردم همان. جهان نيز به گونه ديگري با حکومت رفتار مي کند. به اينها همه بايد نقش رسانه هاي مردمي را افزود که هيچ خبري را مخفي نگه نمي دارند. امروز تنها اشتراک اين دو دوره، خواست حکومتگران براي سرکوب است. يادمان نرفته است که در دهه 60 کمترين آمار اعدام ها، دو رقمي بود. آنهم در هر ماه چندين بار اتفاق مي افتاد. برخي روزها کشته ها و اعدامي ها از رقم صد مي گذشت. امروز اعدام يکنفر هم، به درستي، با واکنش داخلي و بين المللي روبرو مي شود. همين هم در اين دوره و زمانه زياد است. جنايت جنايت است و بايد با تمام نيرو در برابرش ايستاد و نگذاشت سران حکومت با روياي کشتن و از ميدان بيرون راندن مخالفان، آسوده سر بر بالين گذارند. حکومت در آن سال ها که روزانه دهها نفر را به جوخه اعدام مي سپرد، حدودا يکپارچه بود. امروز جدا از نيروهاي چپ و آزادي خواه، بسياري از همان افرادي که در بافت حکومت بودند در صف اپوزيسيون آن قرار گرفته اند. در اين دوره بيشترين زندانيان و محکومين سياسي را اصلاح طلبان حکومتي و يا روزنامه نگاراني که در نشريات رسمي، قلم مي زدند تشکيل مي دهد. در صف مخالفان نخست وزير دهه 60 قرار دارد. رئيس جمهور و رئيس مجلس دوره هاي پيش، ايستاده اند. انشقاق تا مغز استخوان نظام امتداد يافته تا آنجا که فردي چون رفسنجاني که جايگاهش در طول سي سال گذشته در اين نظام بي بديل بوده است، در صف مخالفان قرار گرفته است. مگر حکومت با چنين جثه اي مي تواند بدون دشواري و بحران هاي حاد، کارهاي مشابه سال 60 انجام دهد. به اين ها همه بايد افزود که در دهه 60 رسانه اي که صدايش به مردم برسد و از حقيقت دفاع کند وجود نداشت. امروز هر اقدام پنهاني حکومت و هر حرکت و عمل پادوهاي آنها، پيش از آنکه از طريق دستگاههاي حکومتي به گوش مقامات برسد توسط خبرنگاران مردمي به وسعت شهروندان جهان منتشر مي شود. مقامات حکومت نيز امروز، بسياري از اخبار را از اين طريق دريافت مي کنند. انتشار اين اخبار در اين ابعاد، اجازه فريبکاري را به سردمداران حکومت نمي دهد. از اينرو سخن از بازگشت حکومت به دوره 60 چندان دقيق نيست. اما حکومت تيغ خود را تيز کرده و در نظر دارد سرکوب را با تمام نيرو پيش ببرد. ما براي پيشروي نيازمنديم نقشه هاي حکومت را ببينيم و براي مقابله با آن چاره انديشي کنيم. در همين رابطه اهميت دارد جنبش دانشجوئي در 16 آذر همچون دوره هاي پيش به خواسته هاي عمومي مردم توجه کافي نمايد. پيوند خواست جنبش دانشجوئي در اين مقطع با مهمترين خواست مردم مي تواند هم اين جنبش را از حمايت مردمي برخوردار کند و هم حکومت را به عقب بنشاند. به نظر مي رسد شعار محوري جنبش دانشجوئي در 16 آذر اگر روي توقف اعدام، توقف سرکوب و آزادي زندانيان سياسي متمرکز شود، در پيشرفت جنبش به سوي آزادي بسيار موثر خواهد بود. اين يکي از شعارهاي جنبش مردم ايران است. توجه کنيم که جنبش دانشجوئي بخشي از جنبش مردم است و توان آن محدود است. نبايد آنچه که جنبش مردم با همه وسعت اش برابر خود نهاده، عينا در برابر جنبش دانشجوئي بگذاريم و از او انتظاري غير واقعي طلب کنيم. جنبش زنان، کارگري، جوانان، اقوام و مليت ها، دانشجويان هر کدام مسائل خود را دارند. اين مجموعه، جنبش عمومي مردم ايران را شکل داده اند. قرار دادن وظيفه عمومي مردم روي دوش هر کدام از اين جنبش ها، تا زماني که به طور کامل و دقيق جامعه به مرحله اي پا نگذارد که " پائيني ها نخواهند و بالائي ها نتوانند"، به جاي پيشروي، مي تواند به تضعيف جنبش بيانجامد. شکي نيست که ما به پشتوانه جنبشي که سربرآورده است، قدم در راهي مي گذاريم که محور اصلي خواست عمومي جنبش مردم ايران با خواست جنبش هاي مختلف، نزديک و يگانه شود.
و سخن پاياني اين که نيروهاي پاسدار حکومت در پي سرکوب دانشجويان به بهانه هاي مختلف هستند. آن ها براي ضربه زدن به جنبش، از هيچ اقدامي کوتاهي نمي کنند، همانگونه که تاکنون نيز از کشتار و تجاوز و شکنجه و ... فروگذار نکرده اند. مسئوليت حکم مي کند که دانشجويان را تنها نگذاشت و با حمايت از آنها و مشارکت در مبارزه شان، خواب و خيال استبداد حاکم را برآشفت. از سوي ديگر بسيار اهميت دارد که جنبش دانشجوئي ضمن ايستادگي و مبارزه، از هر گونه عمل واکنشي، در برابر تحريکات حکومت خودداري کند و در هر اقدامي، منافع عموم جنبش را در نظر داشته باشد. ۱۶ اذر را بايد نه فقط از نظر تعدد تجمعات و وسعت شرکت کنندگان، بلکه از نظر طرح خواسته ها و انضباط در برگزاري آن نيز به يک نمونه برجسته جنبش جاري مردم ايران در حوزه جنبش دانشجوئي مبدل ساخت.

جمعه 13 آبان 1388




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration