The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

کدام شرايط، کدام تشکل کارگري، کدام راهبرد

جمشيد مهر

مقدمه
امروز موضوع مبارزات کارگران، تشکل مستقل کارگري و چگونگي برپائي آن توسط کارگران و راهبردهاي اين تشکلها در ميان کارگران و فعالين کارگري از زواياي گوناگون مورد بحث و بررسي بوده و الزامات جنبش کارگري پاسخگويي به اين موضوع را به ضرورتِ روز تبديل کرده است.
چنانچه بخواهيم از نوعي تقليد و کليشه برداري از پيدايش اين تشکلها در کشورهاي ديگر پرهيز کنيم، و نخواهيم بدون توجه به وضعيت و شرايط عام سياسي و اقتصادي و اجتماعي ايران و شرايط خاص (عيني و ذهني) طبقة کارگر ايران، يک رشته الگوها و طرحهايي را جهت تشکل و سازمان‌يابي کارگران ايران (جامعه‌اي که فرصت و امان آن را نيافته که حتي تجربة سنديکائي و يا اتحاديه‌اي را به مدتي طولاني از نزديک لمس و مشاهده نمايد. جامعه‌اي که اصلاً در شرايط حاضر حق انتخاب آزاد را ندارد. و در جامعه‌اي که به عبارتي فعلاٌ هر شکلي از تشکل مستقل کارگري برايش فرصتي مغتنم خواهد بود.) مورد توجه قرار دهيم، بي‌گمان مسئلة اصلي در اين نهفته است که آيا طراح و پيشنهاد دهنده و يا نسخه نويس براي اين تشکلها، از واقعيات ملموس کار و زندگي و مبارزة کارگران ايران در وضعيت کنوني آغاز مي‌کند و يا با بررسي و مطالعة تجربيات ديگر جوامع در اين عرصه، طرح و يا الگويي را پيشنهاد مي‌کند؟ و يا برعکس، طرح و الگويي را از ذهن خود يا کتابها و يا از شرايط جامعة محل زيست خودش اخذ کرده و بدون توجه به شرايط واقعي کارگران ايران مي‌‌خواهد آن را در جامعة ما پياده کند؟ مطلب حاضر تلاش دارد طرح بحثي را در اين باره بگشايد.
مبارزه و تلاش کارگران ايران براي دستيابي به زندگي بهتر، شرايط کار مناسبتر و حقوق دمکراتيک و انساني و رهايي خود و جامعه از چنگال ديکتاتوري و استبداد، تحقق آزادي و دمکراسي و عدالت اجتماعي، ره صد ساله را پشت سر گذاشته است. از نقش کارگران در انقلاب مشروطه با ايجاد نخستين اتحادية کارگران چاپ در دهة 1280 در تهران تا نقش تعيين کنندة اين طبقه در پيروزي انقلاب بهمن 57 و مبارزات بي‌وقفة کارگران تا امروز، اين مبارزة صدساله فراز و فرودهاي بسياري را پس پشت نهاده است و عليرغم شرايط اختناق، سرکوب، شکنجه و اعدام، پيگرد نهادهاي پليسي بورژوازي و دولتهاي آن و حتي همکاري دولتهاي سرمايه‌داري جهاني در سرکوب جنبش کارگران، هيچگاه اين مبارزات از حرکت باز نمانده و هر آنگاه که مجالي دست داده در دفاع از آزاديهاي دمکراتيک، بر پاية تشکلهاي کارگري و پيگيري اهداف و مبارزة همگام و همراه با ساير جنبشهاي اجتماعي ايران مجدانه کوشيده است.
تجربة گذشته از زاوية تحقق و برپائي تشکلهاي کارگري لااقل بر دو نکتة کليدي اشاره دارد :
اولاً، مبارزه براي برپائي تشکلهاي کارگري خود مؤلفه‌اي از روند يک مبارزه گسترده‌تر اجتماعي براي آزاديها و حقوق دمکراتيک (آزادي تجمع، آزادي بيان، آزادي مطبوعات، حقوق شهروندي و ...) است.
ثانياً، ميان مبارزة اقتصادي کارگران و مبارزات سياسي آنها ديوار چين وجود ندارد. به عبارت ديگر مبارزات و مطالبات اقتصادي کارگران يعني خواسته‌هاي مربوط به دستمزد، شرايط فروش نيروي کار، بهبود شرايط محيط کار و ...، که بنيان نظام کارمزدي را مورد تعرض قرار نمي‌دهد و به معناي ديگر در نظام سرمايه‌داري قابل تحقق‌اند، کارگران را در رودرروئي با سرمايه داران قرار داده و تضاد آشتي ناپذير منافع آنان با منافع بورژوازي را برملا مي‌کند. به عبارت ديگر مبارزه براي تحقق همين خواسته‌هاي اقتصادي بيانگر تناقض بنيادي بين کار و سرمايه است.
و از آنجا که در هر جامعه مبارزة طبقاتي محرک اصلي تغييرات در آن جامعه خواهد بود، مبارزة کارگران براي ايجاد تشکلهاي صنفي وقتي به گسترش و تقويت صفوف کارگران و رودرروئي آنان با طبقة سرمايه دار منتهي مي‌گردد، مي‌تواند در ميدان سياست تأثيرگذار باشد و آن را در جهت دمکراتيک‌تر شدن سوق دهد.

1-اتحاديه، ظرف سازمان‌يابي طبقة کارگر در سطح اقتصادي
اتحاديه در دنياي سرمايه‌داري به معناي سازمان‌يابي کارگران به عنوان فروشنده نيروي کار، براي مذاکره و مبارزه و تقابل با خريدار نيروي کار است. به عبارت ديگر اتحاديه تشکلي است که از حقوق فروشندگان نيروي کار دفاع مي‌کند. اين نوع از سازمان‌يابي کارگران بيانگر مبارزه در عرصة اقتصادي است، نتيجتاً تشکلي که مبارزة اقتصادي را به جلو خواهد برد، تشکل اتحاديه‌اي است.
اتحاديه‌ها، مبارزه‌اي عمدتاٌ موردي و مشخص و ملموس و محدود را پيش مي‌برند. اگرچه اصولاً ذات و خصلت اين مبارزه اقتصادي است ولي بلافاصله بايد تأکيد کرد که اولاً نبايد آن را به معناي غير سياسي بودن اين مبارزه تلقي کرد و ثانياً به هيچوجه نافي مبارزة سياسي اين طبقه نخواهد بود.
همچنين بايد يادآور شد که هرگاه مبارزة اقتصادي بتواند به مبارزه‌اي در سطح ملي و در تقابل دو طبقة اصلي جامعه رشد و تحول يابد به مبارزه‌اي سياسي بدل خواهد شد.
در نگاهي عميقتر، مبارزة اقتصادي، هدف ايجاد و برقراري اتحاد بين کارگران را از پائينترين لاية آن پي مي‌گيرد. حصول اين اتحاد تنها از طريق تأمين منافع مشخص، شفاف، موردي و ملموسِ فرد- فرد کارگران در يک تجمع بزرگ قابل دستيابي و ممکن خواهد بود، و نتيجتاً اتحادية تودة کارگران را از حالت تفرّق و انفراد بيرون آورده و به يک گروه اجتماعي داراي موضع معين و ملموس و واحد بدل مي‌کند. به عبارت ديگر از طريق اتحاديه انگيزه، کشش و گرايشِ به وحدت در ميان کارگران بر رقابت و عوامل موجد اين رقابت غلبه خواهد يافت.
سازمان‌يابي کارگران در حوزة اقتصاد بسيار آسانتر است. تنها در عرصة مبارزة اقتصادي است که مي‌توان بيشترين تعداد کارگران را سازمان داد. و بايد تأکيد کرد که در هر شرايطي نفس مبارزة سازمان‌يافته و متشکل، نماد و بيانگر عقلانيت، رشد و بلوغ سياسي طبقة کارگر است.
اتحاديه يا تشکل مستقل به اين مفهوم که کارگران با شرکت داوطلبانه، آزادانه، آگاهانة خود آن را به وجود مي‌آورند، آن را هدايت و رهبري مي‌کنند. و با توجه به ساختار آن که از کارکردي دمکراتيک برخوردار است، به هيچوجه تحت اتوريتة سياسي يا حقوقي دولت و حزب قرار نخواهد گرفت. بدون شک اين نوع تشکلها و مبارزة اقتصادي براي مبارزة طبقة کارگر لازم است، اما کافي نيست.
مبارزة اتحاديه‌اي مبارزه‌اي است که ذاتاً داراي محدوديت است و عرصة مبارزة آن دفاع از سطح معيشت کارگران خواهد بود.

2- نگاهي به چگونگي مبارزات کارگران
زمينة مبارزه امروز کارگران و مبارزه عيناً جاري آنان، مبارزه‌اي تدافعي و بر سر بود و نبود و هست و نيست کارگران است. در اين باره همين قدر کافي است که بگوئيم فقر روزافزون و فزاينده، اضافه‌کاري مفرط که حتي گاهي (به دلايل معين) با ميل کارگران انجام مي‌گيرد، دو يا سه شيفت کار کردن، دو يا سه شغله بودن، دلالي و مسافر کشي، دستفروشي و بساط کنار خيابان، امتناع سرمايه داران و کارفرمايان از پرداخت حقوق ماهانه و به تعويق افتادن حقوق کارگران تا نزديک به دوسال و بيشتر، بيکاري و بيکار سازيهاي گسترده بدون بيمة بيکاري و يا حداکثر با بيمة بيکاري بسيار کوتاه مدت و مقطعي و بي‌آيندة کار و ...، همه و همه نشانگر اين وضعيت مي‌باشند.
به عبارت ديگر طبقة کارگر ايران در شرايط فعلي مثلاً براي يک قانون کار مترقّي که حقوق حقه و نيازهاي آنان را تأمين کند مبارزه نمي‌کنند. بلکه براي خارج نشدن از شمول قانون کار موجود تلاش مي‌کنند.
بر اساس آمار و شواهد انکار ناپذير، وجه غالب، فراگير و عمده مبارزات کارگران در طي چندسال گذشته و مشخصاً در دو سال گذشته، حول اعتراض در جلوگيري از اخراج کارگران، حفظ اشتغال و کار، پرداخت حقوق معوقه ماهانه، تلاش براي جلوگيري از تعطيلي کارخانجات بوده و اين علائم همه نشانگر تدافعي بودن مبارزة کارگران و تهاجم همه جانبه وگستردة رژيم و سرمايه داران است.
مبارزة کارگران در طي روندي اشکال مختلف قانوني و غيرقانوني را آزموده است. اشکالي مانند اعتراض و اعتصاب و تحصن در کارخانه، راهپيمائي و بستن راههاي ارتباطي، به دست‌گيري مديريت کل کارخانه و اخراج مديران، گروگان گيري مديران و مسئولان و صاحبان کارخانه‌ها، تجمع در مقابل دفاتر مرکزي کارخانجات در تهران، اجتماع و اعتراض در مقابل نهادهاي دولتي مانند وزارت کار و سازمان تأمين اجتماعي، مجلس شوراي اسلامي و کشاندن اين اعتراضات و اعتصابات به خيابانها و ملاء عام و بين مردم را آزموده است. ولي غالباً به حداقل نتايج يا نتايج پايدار و مؤثر دست نيافته است. يعني بکارگيري عاليترين اشکال مورد اشاره در بالا نيز حتي دستآورد مؤثر و پايداري در ارتباط با مسئلة کار و زندگي آنها به دست نداده است.
به عبارت ديگر مبارزات تا کنوني کارگران با اين شکل و متد و شيوه و گستره، بهبود قابل توجهي در اوضاع غيرقابل تحمل کار و زندگي آنان فراهم نياورده است، و يا حداقل نتوانسته تهاجم و تعرض رژيم را متوقف يا دفع کند.
اصلي‌ترين دليل اين ناکاميها با توجه به حجم و کميت و سطح مبارزه کارگران، پراکندگي و غير متشکل بودن کارگران است. کوتاه سخن اينکه مبارزه کارگران از تشکل مستقل و توده‌اي برخوردار نيست و يا اينکه مبارزة کارگران در شرايط کنوني از يک مبارزه متشکل، سازمان يافته، آگاهانه، توده‌اي، فراگير، چندين گام فاصله دارد. بر اين اساس کارگران بايد در اندازه و مقياس توده‌اي متحد شوند، و براي دستيابي به اين مهم بايد بتوانند در سطح مبارزة اقتصادي متحد و متشکل شوند.

3-تشکلهاي کارگري رژيم و بي‌اثر شدن آنها
تشکلهاي کارگران رژيم مانند خانة کارگر، انجمنهاي اسلامي شوراهاي اسلامي کار و حراست و بسيج و غيره، همگي به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم مجري سياستهاي رژيم جمهوري اسلامي هستند. ماهيت، مضمون و عملکرد اين تشکلهاي رژيم از ماهيت وجنس خود رژيم برمي‌خيزد. و نه تنها تشکلهاي زرد کارگري نيستند، بلکه با تأکيد بايد گفت آنها تشکلهائي دولتي و براي سرکوب مستقيم و غيرمستقيم جنبش کارگران به وجود آمده‌اند. يکي از وظايف اصلي آنها جلوگيري از تشکيل و تکوين تشکلهاي مستقل کارگري است.
بعد از دوم خرداد جهتگيريهاي خانة کارگر و به همراه آن انجمنهاي اسلامي و شوراهاي اسلامي کار دچار تغيير شده است. خانة کارگر در تعريف جديدي ازخود، بر الزامات گسترش فعاليت صنفي، جدائي ميان فعاليت صنفي کارگران و فعاليت سياسي آنها و ارائة چهره‌اي نو از اين تشکلها و رژيم انگشت مي‌گذارد.
عليرضا محجوب دبيرکل خانة کارگر در سال 79 در گفتگوئي چنين اعلام مي‌کند : «تا سه سال پيش تشکيلات خانة کارگر يک تشکل صنفي – سياسي بود. اما از آن وقت تاکنون در اين جهت حرکت کرديم که يک تشکيلات تمام عيار صنفي داشته باشيم. اکنوي شماي کلي ما يک تشکيلات تمام عيار اتحاديه‌اي است.»
حسن صادقي رئيس کانون عالي شوراهاي اسلامي کار، وظيفه و رسالت خانة کارگر را چنين بيان مي‌کند:
«رسالت اصلي خانة کارگر، دفاع از حقوق صنفي کارگران است.» محجوب دربارة ايجاد اتحاديه‌ها مي‌گويد : «تلاش ما اين است که براي تسريع امور کارگري در هر رشتة کاري اتحاديه تشکيل دهيم.» و دربارة مسير حرکت آيندة خانه کارگر مي‌گويد : «اساس چنين اصلاحي پيش بردن شوراها به سمت اتحاديه‌اي شده است. اين بايد مسير حرکت آيندة شما باشد.»
وي در جاي ديگري دربارة پيگيري تشکيل اتحاديه‌ها و چگونگي اجرائي کردن و ساختار تشکيلاتي اتحاديه‌ها مي‌گويد: «سعي ما اين است که اتحاديه‌هايي متفاوت در صنايع مختلف شکل مي‌گيرد... بر طبق اين اساسنامه، مراجع رسيدگي کننده به کار اتحاديه، کانون شوراهاي کار استان تهران خواهد بود.»

در همين رابطه اسماعيل محمدولي از مسئولين روزنامة کار و کارگر در مورد حرکت جديد روزنامة کار و کارگر مي‌گويد که از اين پس حرکت روزنامه در جهت «شفاف کردن حقوق قانوني کارگران در زمينة اعتصابات صنفي به مثابه يک حق مسلم است.» سرحدي زاده وزير کار اسبق رژيم مي‌گويد «اگر بخواهيم حق اعتصاب را از کارگران بگيريم آيا توان اين کار را داريم.» در پس اين تغييرات، احزابي مانند حزب اسلامي کار، حزب اسلامي رفاه کارگران و اتحاديه‌هاي زيادي ساخته و پرداخته مي‌شوند.
پس از دوم خرداد تلاشهاي «جبهةمشارکت ايران اسلامي» براي ايجاد تشکلهاي کارگري دست‌ساز و فرمايشي و همچنين براي از ميدان بدرکردن رقيب و علاوه بر آن پاسخگويي به ملزومات نئوليبراليسم و تلاش براي اجراي برنامه‌هاي بانک جهاني و صندوق بين‌المللي پول و فراهم کردن شرايط سرمايه گذاري خارجي، منجر به ايجاد تشکلهاي کارگري وابسته به جبهة مشارکت گرديد. از آن جمله مي‌توان به انجمن صنفي روزنامه نگاران، انجمن صنفي رانندگان وسايل نقليه سنگين، کانون سراسري انجمنهاي صنفي کارگري رانندگان حمل و نقل جاده‌اي کشور، کانون عالي انجمنهاي نفي کارگران، اتحادية کارگران واحدهاي داروئي – بهداشتي آرايشي، اتحادية پرستاران بيمارستانها و ... اشاره کرد.
و در راستاي همين اقدامات مي‌توان به توافق نامة اخير وزيرکار و نمايندة «سازمان بين‌المللي کار» در خصوص ايجاد تشکلهاي کارگري و تأکيد در مورد جدايي نقش تشکلهاي صنفي کارگري از شوراهاي اسلامي کار اشاره کرد.
تغيير سياست نهادهاي کارگري رژيم (در گسترة اين نهادها يعني تشکلهاي خانة کارگر، انجمنهاي اسلامي، تشکلهاي جبهه‌هاي مشارکت و احزاب کارگري ايجاد شده به وسيلة جناحهاي مختلف رژيم و ...) از يک سو بيانگر اين مسئله است که ديگر با روشهاي گذشته نمي‌توان کارگران را سرکوب کرد و اين نهادها ديگر اعتباري ميان کارگران ندارند و آنچنان ميان کارگران رسوا هستند که به ضد خود تبديل مي‌شوند. و از سوي ديگر بيانگر سياست تازه‌اي است که حلقة اصلي آن را تلاش براي جلوگيري از پيدايش و برپائي هرگونه تشکل مستقل کارگري، تلاش در ايجاد جدائي بين مبارزة صنفي و مبارزات سياسي کارگران، به بيراهه کشاندن و هرز بردن مبارزات و اعتراضات کارگران، به وسيلة همنظر و همسو نشاندن اين تشکلها با مطالبات کارگري و يا به نوعي کسب حق پدرخواندگي و خود را تنها مدافع کارگران وانمود کردن، و همچنين کاستن از فشارهاي بين‌المللي و تطبيق ظاهري و آرايش چهرة رژيم با الزامات و عرف بين‌المللي خواهد بود.
اينک بسياري از مسئولين خانة کارگر، عناصر رژيم و حتي چهره‌هاي کارگري جناح محافظه‌کار رژيم نيز موضوع ايجاد تشکلهاي کارگري، حق اعتصاب (البته از نوع حرفه‌اي و قانونمند) را طرح و به زعم خود پيگيري مي‌کنند.
عليرغم تهاجم و تعرض و سرکوب مداوم جنبش کارگري در سالهاي گذشته، تغيير سياستهاي رژيم و نهادهاي کارگري آن با هردليل، طرح و هدفي که بيان و اعمال شود، روشنگر يک مسئلة اصلي و اساسي و غير قابل مهار است. آن مسئله، موضوع مبارزه عيناً جاري طبقة کارگر ايران است و به عبارت ديگر جنبش اعتراضي و مبارزة کارگران تحت کنترل تشکهاي کارگري دولتي و رژيم نيست و مبارزة کارگران ايران ضمن بهره‌برداري از تضادها و درگيريهاي نهادهاي کارگري رژيم و دعواهاي آنها بر سر هر موضوعي که باشد و از جمله براي ساختن سنديکاهاي دولتي و يا شوراهاي اسلامي، اين موضوع را با قاطعيت اعلام مي‌کند که نه خانة کارگر و ارگانهاي وابسته به آن و نه وزارت کار و تشکلهاي مرتبط با آن، نماينده و سخنگوي کارگران ايران نيستند و کارگران ايران اساساً کليت رژيم را مانعي در برابر دستيابي به تشکلهاي واقعي کارگري و همچنين ديگر خواستها و مطالبات خود مي‌دانند.

4- سرمايه داران و جمهوري اسلامي چرا و کدام تشکل کارگري را براي کارگران برپا مي‌کنند؟
امروز رژيم و ارگانهاي کارگري آن در يک هارموني و هم‌آهنگ با هم، مي‌خواهند براي کارگران و به نيابت کارگران براي آنها تشکلهاي کارگري و اتحاديه‌اي تشکيل ‌دهند. اشاره‌اي کوتاه به بستر و شرايط جهاني و همچنين شرايط ايران و تأثير اين دو بر هم و علاوه بر آن استدلال ارائه شده از سوي مسئولين و کارگزاران سياستهاي کارگري رژيم دربارة برپائي و سرهم کردن تشکلهاي کارگري از يک سو بيان کننده اهداف اصلي و ماهيت حرکات و سياستهاي کارگري رژيم و ارگانهاي کارگري آن است و از سوي ديگر نشان دهندة بنياد و عواملي است که جنبش کارگري بر آن پايه مي‌تواند سياست روشن و اهداف خود را با دقت برگزيند و دنبال کند.
بحراني مزمن و ساختاري نظام جهاني سرمايه‌داري، کنار گذاشتن دولتهاي رفاه، پيدايش نئوليبراليسم و سياستهاي اقتصادي نئوليبرالي و پيشبرد گسترش خصوصي سازي، کوچک و محدود سازي دولت و حذف نقش دولت در اقتصاد و تعيين خط مشي اقتصادي، مطلوبيت و گسترش نظام بازار آزاد، بکارگيري انعطاف پذيري و گسترش شرکتهاي خدماتي واگذاري کارگر، انجماد و کاهش دستمزد و کاهش هزينه‌هاي اجتماعي، رفاهي، آموزش و پرورش و بهداشت، تلاش در جهت سوق اتحاديه‌ها براي درک و رعايت ضرورتهاي سرمايه و نهايتاً هم‌آهنگي و سازش با سرمايه و همچنين تطبيق منافع کارگران با سودآوري سرمايه است. بکارگيري نظريه و الگوي نظريه و الگوي «کورپوراتيسم» به عنوان نظريه‌اي دربارة رابطة دولت مدرن و جامعه که تداوم و باز توليد جامعه را در گرو اصل هم‌آهنگي و وفاق و وحدت طبقات مي‌داند، و البته وفاق و هم‌آهنگي و وحدت طبقاتي آنگاه حاصل مي‌شود که طبقات اجتماعي و با تأکيد، دو طبقة اصلي جامعه (سرمايه داران و کارگران) و نهادهاي طبقاتي سرمايه و کار نسبت به حقوق و وظايف متقابل شناخت داشته باشند و منافع اين طبقات تأمين باشد. چرا که تأمين منافع اين دو طبقة اصلي، براي ممانعت و جلوگيري از همه و هرگونه تعييرات ساختاري در نظام سرمايه‌داري خواهد بود. و بر اين اساس مذاکرات دسته‌جمعي سه جانبه ميان دولت، اتحاديه‌هاي کارفرمائي و سنديکاهاي کارگري براي حل و فصل مسائل مربوط به سياستهاي اقتصادي (سياست قيمتها، دستمزدها، برنامه ريزي و سرمايه گذاريها و...) و تبلور کورپوراتيسم و تضمين کننده وحدت و ثبات جامعه خواهد بود. و در نهايت تلاش براي تبين غيرطبقاتي از دولت، و نتيجتاً بکارگيري نظريه‌هايي مبتني بر «وفاق اجتماعي» و «فضيلت مدني» بازگوکنندة شرايط جهاني است.
در ايران نيز با توجه به جايگاه ايران در نظام جهاني سرمايه‌داري و بحران ساختاري مزمن سرمايه‌داري ايران و بکارگيري سياستهاي اقتصادي نئو ليبرالي و همچنين الزامات سازمان تجارت جهاني و شاخصها و معيارهاي سازمان بين‌المللي کار و علاوه بر آن سياستهاي بانک جهاني و صندوق بين‌المللي پول، بن بست سياستهاي اقتصادي – اجتماعي و ضد مردمي رژيم و بحران همه جانبه و تعميق يافته و جنبش اعتراضي طبقة کارگر، منعکس کنندة دلايل روي آوري رژيم به سياست تشکيل تشکلهاي وابستة کارگري از بالا مي‌باشد. به طور مثال، روزنامة نوروز به مناسبت روز کارگر 81 مي‌نويسد : «نگاهي به روند موقعيت کشورهاي توسعه يافته در زمينة حل مسائل و مشکلات صنعت و عوامل وابسته به آن نشاندهندة اين واقعيت است که همدلي و وفاق و درک متقابل بين تشکلهاي صنفي کارگري و کارفرمايان و رعايت قوانين ... بهترين پاسخ را به حل مسائل و معضلات کارگران و توليد داده است.» و يا «بسياري از مطالبات نيروي کار چنانچه در قالب اصول متداول علمي و کارشناسي تئوريزه گردد.» قابل حصول خواهند بود.
در نمونه‌اي ديگر حسين سرافراز دبير کل حزب اسلامي رفاه کارگران، حزب وابسته به جناح محافظه‌کار و شرکاء مي‌گويد : «بدون ترديد پويائي صنعت و رفع موانع و مشکلات پيشاروي آن در گرو همدلي و وفاق ميان کارگران و کارفرمايان مي‌باشد.» و يا در پيام مشترک سه وزير کار و امور اجتماعي، وزير صنايع و معادن و وزير تعاون به مناسبت روز جهاني کارگر در ارديبهشت 81 آمده است: «اميدواريم جامعة کار و توليد با توسعه و تعميق سه جانبه‌گرائي و با تقويت تشکلهاي مستقل صنفي و با رويکرد صنفي و اقتصادي در عرصة کار و توليد، رفع مشکلات و آسيب شناسي توليد را مد نظر قرار دهند.»
وزير کار صفدر حسيني درمصاحبة مطبوعاتي خود در ارديبهشت 82 با روزنامة همشهري مي‌گويد : «تقويت و توسعة نهادهاي کارگري مستقل از دولت فراهم و اصلاح بخشي از قانون کار در اين مسير ممکن شده است.» همچنين خواجه نوري معاون وزير کار به روزنامة همشهري مي‌گويد : «با اين اصلاحات، نقش و وظايف سنديکاها از شوراهاي اسلامي جدا مي‌شود و شوراهاي اسلامي کار عهده دار نقش مشارکتي، در واحدهاي اقتصادي خواهند بود.»(ارديبهشت 82)
بر اساس آنچه در بالا ذکر شد، نوع و اهداف تشکلهائي که رژيم تلاش مي‌کند براي کارگران ساخته و پرداخته کند به گونه‌اي حقيقي روشن مي‌شود. و دليل تغيير چهره و تغيير آرايش و سياستهاي جديد رژيم نمايان مي‌گردد.
اما طبقة کارگر ايران افزون بر تجربة مبارزات در دوران رژيم شاهنشاهي، در طي بيست و پنج سال گذشته به خوبي درک کرده که به دست آوردن آزاديها و برخورداري از تشکلهاي مستقل و توده‌اي کارگري و برپائي آنها و بهبود شرايط کار و زندگي کارگران و زحمتکشان در چارچوب رژيم جمهوري اسلامي ميسر و دست يافتني نيست. اين موضوع را عملکرد 25 سالة اين رژيم و خصوصاً 6 سال گذشته به روشني اثبات کرده است.
اگر مناسبات سرمايه‌داري و توليد کالائي، بدون تضمين وتحقق حقوق سنديکائي يا اتحاديه‌اي کارگران و تضمين آزادي فروش نيروي کار به مثابه عمده‌ترين کالا در جامعة سرمايه‌داري، باز توليد نخواهد شد، و اگر شروط اصلي برپائي اتحاديه‌هاي واقعي کارگري استقرار بي‌چون وچراي آزاديهاي اجتماعي و سياسي و دمکراسي در جامعه است، ماهيت اين رژيم با اين همه ضديت دارد و اين رژيم خود ضد آزادي و دمکراسي و مشارکت اکثريت کارگران در زندگي و ضد اراده و تصميم سياسي و اقتصادي آنان و همچنين و مهمتر از همه ضد استقلال تشکلهاي کارگري است.
نتيجتاً برپائي تشکلهاي مستقل و توده‌اي کارگري زماني فراهم مي‌گردد که کارگران ايران ضمن هم‌آهنگ کردن مبارزات خود براي دستيابي به مطالبات و خواستهاي خود، همزمان مبارزه‌اي را براي از پيش پا برداشتن اين مانع اصلي، متشکل و متحد گسترش دهند.


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration