The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

بيانيه شماره 17 موسوي، قدرت ها و ضعف ها

محمد اعظمي


آقاي مير حسين موسوي بيانيه شماره 17 خود را منتشر نمود. در اين بيانيه پس از توضيحاتي مقدماتي، راه حل هاي پنچگانه اي براي غلبه بر بحران ارائه شده است. نکات برجسته و قابل تاکيد در مقدمه آن را مي توان چنين برشمرد:
موسوي در بيانيه شماره 17 خود اعلام نموده است، که حرکت مردم در روزهاي تاسوعا و عاشورا بدون صدور اعلاميه از جانب خاتمي، کروبي و من انجام گرفته است. او مي گويد تهديد، سرکوب و ارعاب مردم جواب نمي دهد، حتي کشتن ما (موسوي و کروبي) هم مشکل را حل نمي کند. به مسئولان نظام پيشنهاد مي دهد که به جاي سياست سرکوب، وجود بحران را بپذيريد تا راه حل برايش پيدا شود. او افزوده است که راديکال شدن شعارها، در نتيجه خشونت حکومت صورت گرفته است و از حق مردم براي دفاع از خود، پشتيباني کرده است. مي گويد حکومت هم خودش خشونت مي کند و هم از طريق رسانه ملي و نمايندگان نظام، خشونت را تبليغ و مردم را تشويق به درگيري مي کند. در ادامه بيانيه آمده است که سهامدار کردن سپاه پاسداران به فساد مي انجامد. و اعلام کرده است بدترين حرمت شکني کشتن مردم در اين روزهاست. از جنبش سبز نيز اين تعريف را ارائه داده است: "من لازم مي دانم قبل از آنکه راه حل خودم را براي خروج از بحران مطرح سازم ، برهويت اسلامي و ملي و مخالف سلطه بيگانگان و وفادار به قانون اساسي ما و جنبش سبز تاکيد نمايم".
در رابطه با راه حل براي خروج از بحران نيز به 5 خواست اشاره دارد که به اختصار اينگونه اند: نخستين مساله اعلام مسئوليت پذيري مستقيم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائيه است. گفته است دولت بايد پاسخگوي مشکلاتي باشد که براي کشور ايجاد کرده است. دومين بند آن، تدوين قانون شفاف و اعتمادبرانگيز براي انتخابات هاست. قانوني که شرکت همه ملت را عليرغم تفاوت در آراء و انديشه ها تضمين کند. تاکيد کرده است که مجالس اوليه انقلاب مي تواند به عنوان الگوئي مورد توجه قرار گيرد. سومين خواست براي خروج از بحران، آزادي زندانيان سياسي و احياي حيثيت و آبروي آنها عنوان شده است. چهارمين موضوع، آزادي مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه هاي توقيف شده و بالاخره پنجمين بند بيانيه، به رسميت شناختن حقوق مردم براي اجتماعات قانوني و تشکيل احزاب و تشکل ها و پايبندي به اصل 27 قانون اساسي ذکر شده است.
اين بيانيه چند روز پس از تهاجم افسارگسيخته حکومت در روز عاشورا، در شرايط بس حساسي صادر شده است. تهاجمي که با وحشيگري و قتل و خشونت همراه بود. در اين تهاجم، خواهرزاده موسوي را نيز به شکل کاملا علني به قتل رساندند تا پيام روشن دستگاه ولايت، ملکه ذهن موسوي و فعالان شناخته شده اين جنبش شود. تمام اين اقدامات براي ارعاب مردم و با هدف عقب نشاندن آنها و براي خاموش کردن صداي فعالان جنبش صورت گرفت. در چنين شرايطي، نفس صدور بيانيه و ستودن ايستادگي و مقاومت مردم، مثبت و قابل دفاع است. من جدا از برخي ابهامات و اشکالات اين بيانيه، بر اين باورم که مي بايست از اين ايستادگي و جوهر خواسته هاي دموکراتيک طرح شده در آن، قاطعانه دفاع نمود.
مهمترين مساله بحث انگيز اين بيانيه، نخستين بند آن است. اين بند از دو سو مورد تائيد قرار گرفته و برداشت متضادي از آن شده است. جريانات حکومتي مخالف دولت، اما گوش به فرمان رهبر، نظير رضائي از بيانيه، عقب نشيني از موضع پيشين را استنباط کرده و آن را تائيد کرده اند. بسياري از اصلاح طلبان و بخشي از جريانات لائيک نيز از آن، برداشت متفاوتي کرده، مضمون آن را مثبت و قابل دفاع دانسته و نتيجه اجراي اين بند را برکناري دولت فرض کرده اند. به نظر من جدا از انگيزه و روش دسته نخست، اين ادعا که اين بند، عقب نشيني از موضع پيشين موسوي است، سخن نادرستي نيست. فراموش نکرده ايم که درست پس از اعلام نتيجه انتخابات، موسوي از ابطال انتخابات سخن راند. با گذشت مدتي او به درستي، نامشروع بودن دولت را طرح و از آن دفاع کرده است. اکنون در بند نخست اين بيانيه، جدا از مضمون درست يا غلط آن، و جدا از نتيجه و عاقبت اجراي چنين خواستي، دولت احمدي نژاد به صورت نه چندان صريح، به رسميت شناخته شده است. همين که گفته مي شود دولت بايد پاسخگوي مشکلاتي باشد که براي کشور ايجاد کرده است يعني اين که دولت ديگر غيرمشروع نيست. از دولت غير مشروع که پاسخگوئي و مسئوليت پذيري در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائيه نمي خواهند. بنابراين، بند نخست بيانيه عقب‌نشيني است از مواضع تا کنوني. به باور من برخي از جريانات اصولگرا که بر اين نکته انگشت گذاشته اند، چندان پرت نمي گويند. از سوي ديگر بسياري از اصلاح طلبان مضمون اين بند را مثبت دانسته و نتيجه اجراي آن را به سود مردم ارزيابي کرده اند. اين سخن هم نادرست نيست. اما ابتدا بايد پذيرفت که عقب نشيني صورت گرفته است، يا نه، پس از آن به نتيجه مثبت آن پرداخت. ايراد اين است که ما پيشرفت جنبش را ملاک قرار نمي دهيم. واژه ها برايمان اصل مي شوند. عقب نشيني، سازش و .. از اين جمله اند. مگر عقب نشيني همواره غلط است؟ آن عقب نشيني که امکان پيشروي ايجاد کند مي تواند بسيار هم مثبت و قابل تحسين باشد. از اينرو نيازمنديم بدانيم که اين عقب نشيني کار درستي بوده يا به ضرر جنبش تمام مي شود. من فکر مي کنم مساله اي که در بند نخست بيانيه مورد تاکيد قرار گرفته، يک عقب نشيني از مواضع پيشين بوده، براي ايجاد شکاف در صفوف نيروي مقابل. مي دانيم که در جريان انتخابات، بخشي از اصولگرايان، دولت کنوني را قبول نداشتند. اما در جريان حرکات مردم و پيشرفت جنبش به تدريج در موضع دفاع از کل نظام قرار گرفتند که نتيجه آن در عمل، به همراهي با دولت کنوني هم، امتداد مي يافت. سياست طرح شده در بند نخست بيانيه، صف بندي درون اصولگرايان را تغيير داده، اتحاد کاذب و اجباري آنان را به هم زده و به ايجاد شکاف در صفوف آنان دامن خواهد زد. بدون شک اين شکاف به سود جنبش خواهد بود. اکنون بايد ديد که اين عقب نشيني زيانش به دستاورد هاي آن مي چربد يا نه. بر اين باورم که اگر موسوي و کروبي و خاتمي بر مواضع تا کنوني خود ايستادگي کنند، که تجربه و عملکرد تا کنوني آنها، بر ايستادگي شان گواهي مي دهد، در صف مقابل شکاف ايجاد شده و اراده واحد آنها براي سرکوب تضعيف مي شود. از اينرو به نظرم چنين مي رسد که اين اقدام به سود جنبش تمام شده و بايد اين تاکتيک را هوشمندانه ارزيابي نمود.
اما قوت اصلي بيانيه اين است که چهار بند از خواسته هاي پنجگانه آن، به انتخابات آزاد و الزامات آن اختصاص يافته است. طرح انتخابات آزاد به عنوان راه حل، يکي از نکات قدرت اين بيانيه است. اين بيانيه با طرح اين خواسته، صرفا در موضع نفي قرار نمي گيرد. به صورت اثباتي بر يکي از مهمترين اهدافي انگشت مي گذارد که مي تواند جنبشي وسيع حول آن شکل گيرد. اهميت طرح چنين خواستي براي جنبش کنوني ما در اين است که امکان وحدت در عين تکثر را فراهم مي کند. اين خواست امکان همصدائي، همراهي، و اتحاد بين جريانات و گروهبندي هاي مختلف با حفظ رنگارنگيشان ايجاد مي کند. نکته اي که اهميت دارد بدان توجه شود اين است که در اين بند از بيانيه، صحبت از اصلاح قانون انتخابات، به ميان نيامده است. تدوين قانون انتخابات مورد تاکيد قرار گرفته است. يعني تدوين قانوني که شرکت همه ملت را عليرغم تفاوت در آراء و انديشه ها تضمين کند. در پي آن به مواردي اشاره شده است که همگي براي يک انتخابات آزاد لازمند. من پيش از اين در باره اهميت طرح شعار انتخابات آزاد سخن گفته ام. چند روز پيش نيز در مطلب مشترکي که همراه دوست گراميم، بهزاد کريمي، منتشر نموديم اهميت اين خواست را چنين مورد تاکيد قرار داديم:
" خواست انتخابات آزاد، ادامه و تکامل طبيعي و منطقي جنبشي است که با ابراز و اعلام "حق راي " ميليونها شهروند ايراني سر بر آورد ، در اعتراض به تعرض حکومت زور و تقلب به اين حق شهروندي شعله ور شد ، و اينک با ايستادگي اش در برابر سرکوب استبداد حاکم، عزم خود به پيروزي را نشان همگان مي دهد. انتخابات آزاد، مي تواند و بايد به شناسنامه اين جنبش شهروندي تبديل شود و به هويت آن بدل گردد تا شور و شعور جنبش براي پيش روي هدفمند را جلا دهد. انتخابات آزاد، نشانه حقانيت مردم ايران درنزد افکار عمومي جهاني است. در اين وضعيت انزواي بين المللي رژيم و آمادگي شرايط جهاني براي تحت فشار قرار دادن آن به خاطر نقض خشن و فاشيستي حقوق بشردر ايران و ماجراجويي هاي منطقه اي و بين المللي، انتخابات آزاد آنسان رويکردي است که دولت ها و نهادهاي بين المللي را در چالش با حکومت خامنه اي مي تواند به دفاع از مبارزه مردم ايران کشاند..."
اما ضعف اين بيانيه در اين است که تاکيدات مثبت خود را در زمينه آزادي انتخابات، با الگوي مجالس اوليه پس از انقلاب، معنا مي کند. اين مجالس به جز مجلس نخست که در چارچوب انتخاباتي آزاد قرار داشت، ساير انتخابات، اساسا غير دموکراتيک بوده، الگو قرار دادن آنها ابهام آفرين خواهد شد. اين مجالس به هيچوجه قابل پذيرش نبوده و نيستند. آنها دقيقا همان مجالسي هستند که مطابق قانون اساسي غير دموکراتيک و تبعيض آميز جمهوري اسلامي، شکل گرفته اند.
مورد ديگر صحبت کردن از آزادي اجتماعات و پايبندي به اصل 27 قانون اساسي است. در اصل 27 قانون اساسي، آزادي اجتماعات مشروط پذيرفته شده است. اين امکان فقط شامل اجتماعاتي است که مخل به مباني اسلام نباشند. يعني اين همان اصلي است که بر اساس آن به کروبي رئيس مجلس پيشين و موسوي ،نخست وزير سابق هم، اجازه راه پيمائي داده نشد. مفسر اين اصل افرادي چون جنتي هستند.
ضعف ديگر اين بيانيه اين است که بار ديگر آقاي موسوي رنگارنگي جنبش سبز را که پيش از اين بارها مورد تائيد قرار داده بود از ياد مي برد و جنبش سبز را دوباره اسلامي معرفي مي کند. او مي گويد: "من لازم مي دانم قبل از آنکه راه حل خودم را براي خروج از بحران مطرح سازم ، برهويت اسلامي و ملي و مخالف سلطه بيگانگان و وفادار به قانون اساسي ما و جنبش سبز تاکيد نمايم". هيچکس از آقاي موسوي نمي خواهد که از اعتقادات اسلامي خود دست بشويد. ايشان هم خوبست چتر اسلام را بالاي سر کساني که مسلمان نيستند، اما جنبش سبز را قبول دارند، نگيرد. زبان و فرهنگي که خصوصا طي اين چند ماهه آقاي موسوي به کار گرفته است، با زبان حاکمان جمهوري اسلامي، فاصله زيادي دارد. چنين سخنان و برخوردهايي، زبان او را به حاکمان کنوني نزديک مي کند.
شنبه 22 ديماه 1388 برابر با دوم ژانويه 2010

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration