The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

هفت ويژگي اسلامگرايان جنبش سبز

مجيد محمدي

در طول جنبش سبز بسياري از نيروهاي عرفيگراي مذهبي و غير مذهبي از حمايت همه جانبه و نامشروط از موسوي و کروبي و خاتمي و به طور کلي اصلاح طلبان مذهبي خود داري و نيز با سخنان و مواضع برخي از نيروهاي مذهبي داخل و خارج کشور مخالفت کرده‌اند. ريشه‌ي اين مخالفت‌ها نگراني از مصادره‌ي جنبش سبز توسط اسلامگرايان و نيروهاي مذهبي باورمند به اسلام سياسي و جمهوري اسلامي است؛ يعني همان احساسي که نيروهاي چپ، ليبرال و غير مذهبي از مصادره‌ي همه جانبه‌ي انقلاب ۱۳۵۷ و اسلامي اعلام کردن آن و سپس انحصار قدرت پس از استقرار رژيم تازه داشتند. آيا اين احساس در شرايط امروز زمينه‌اي در واقعيت دارد؟ چگونه و با چه ملاک‌هايي مي توان اسلامگرايان را از غير اسلامگرايان مذهبي تشخيص داد؟

اسلامگرايان سبز

اسلامگرايان ِ مخالف حکومت يک واقعيت سياسي‌اند و نمي توان وانمود کرد که وجود ندارند. اسلامگرايان سبز نيز همانند ديگر اسلامگرايان بر اين باورند که بايد با کسب قدرت به اجراي آنچه از اسلام مي فهمند و پياده کردن ارزش‌هاي اسلامي در حوزه‌ي عمومي اقدام کنند. تفاوت آنها با اسلامگرايان حاکم آن است که آنها فهم ديگري از اسلام دارند؛ فهمي که ضرورتا مداراجويانه و انسانگرايانه و غير خشونت‌گرايانه ، مردمسالارانه و منطبق با حقوق بشر نيست. اينان با عقب راندن دين به حوزه‌ي خصوصي و جدايي دين و دولت کاملا مخالف‌اند و معتقدند ارزش‌هايي را که به نام ارزش‌هاي اسلامي مطرح مي کنند بايد بر جامعه حاکم باشد. اسلامگرايان بشدت با روابط آزاد ميان انسانها، همجنسگرايي، آزادي افراد در انتخاب نوع پوشش خويش، آزادي افراد در نوشيدن و خوردن، آزادي در مخالفت با اديان در حوزه‌ي عمومي، حذف کامل سانسور، آزادي رسانه‌ها بدون قيد و شرط‌هاي مذهبي و امتيازات خاص براي دينداران، و مانند آنها مخالف‌اند.

بيش از آن که رگه‌هاي اسلامگرايي در بيانيه‌هاي رهبران جنبش سبز در داخل کشور مايه‌ي نگراني باشد، مواضع اسلامگرايان خارج کشور و نحوه‌ي برخورد آنهاست که چنين نگراني‌اي را دامن زده است. رگه‌هاي اسلامگرايي مثل باور به جمهوري اسلامي يا قانون اساسي آن در سخنان موسوي و کروبي با توجه به موقعيت آنها و نيز تاکيدشان بر تکثر نيروهاي جنبش، نامداراجويانه تعبير نمي‌شود اما مواضع اسلامگراياني را که در خارج کشور مستقر هستند و هيچ گونه فشار سياسي بر آنها اعمال نمي شود و در بيان آرا و عقايدشان آزادند نمي‌توان اين گونه فهميد.

مصادره‌ي جنبش

اولين مشخصه‌ي اسلام گرايان سبز، اسلامي و مذهبي اعلام کردن اين جنبش و مخالف سکولاريسم معرفي کردن اکثريت فعالان جنبش به نحو پيشيني است. اعلام خود به عنوان اتاق فکر جنبش يا ادعاي در اختيار داشتن "خرد جمعي جنبش سبز" توسط برخي از اسلامگرايان چنين احساسي را منتقل مي‌کند. اسلامگرايان علي رغم سکوت اکثر مراجع شيعه يا حمايت بسياري از آنها از حکومت ولايت فقيه، رهبري جنبش را به مراجع شيعه نسبت مي دهند. زمان صدور و ادبيات و تعبير و تفسير اطلاعيه‌ي پنج روشنفکر مذهبي چنين تلقي‌اي در ميان فعالان جنبش سبز به وجود آورد که گروهي از اسلامگرايان در کنار ديگر نيروهاي مذهبي که ميان خود نيز توافقي ندارند در خارج مي خواهند دست بالاتر را در برابر گروه عرفيگراي غير مذهبي در اختيار داشته باشند. اين اطلاعيه بدون مشاوره با ديگر نيروهاي مخالف خارج کشور صادر شد و ادبيات تهاجمي برخي از امضا کنندگان عليه نيروهاي عرفيگرا چنين تلقي‌اي را دامن زد. در يک جامعه‌ي آزاد افراد به صورت منفرد و گروهي مي توانند مواضع خويش را آشکار کنند اما مخاطبان نيز مي توانند با توجه به بافت و سياق بيانيه‌ها و اطلاعيه ها و زمان صدور آنها به تحليل و تفسيرشان بپردازند.

انقلاب، همانند جنبش اجتماعي، دمکراسي و جمهوري و پارلمان و جامعه‌ي مدني و هزاران تعبير اجتماعي و سياسي ديگر اسلامي و غير اسلامي ندارد. تنها در چارچوب ايدئولوژي اسلامگراي دوران انقلاب ۱۳۵۷ بود که همه چيز بايد اسلامي مي شد. اسلامي معرفي کردن جنبش سبز گامي ديگر در جهت اسلامي کردن امور با کنش معطوف به قدرت است و نبايد آن را يک نام گذاري صرف تلقي کرد. اسلامگرايان مخالف هيئت حاکمه‌ي موجود به دنبال تاسيس دمکراسي در ايران نيستند بلکه مي خواهند امتيازات را از يک گروه از مذهبي‌ها به گروهي ديگر منتقل سازند. آنها ولي جائر را نفي مي کنند تا به زعم خود ولي غير جائر را با همان امتيازات و سازوکارها به جاي وي بگذارند.

مخالفت با ساختار شکني

از آنجا که از نگاه حکومت و نيز اسلامگرايان هر که با آنها نباشد عليه آنهاست، هر گونه مخالفت با مباني رژيم، بر اندازي و ساختار شکني است. بدين ترتيب فعالان جنبش نمي‌توانند مرز روشني ميان شعارها و نماد‌هاي ساختار شکنانه و غير ساختار شکنانه ترسيم کنند. از سوي ديگر، افرادي که براي يک راهپيمايي يا تظاهرات به خيابان مي آيند و براي اين کار هزينه مي‌دهند (حتي جان خود را) براي بيان آرا و عقايد خود مي‌آيند و نه آرا و عقايد افراد ديگر. اصلاح طلبان مذهبي که نمي‌خواهند در داخل و توسط حکومت بر انداز معرفي شوند (تاکتيکي که هيچ گاه موفق نبوده) در انواع تظاهرات و مراسمي که سبزها حاضر شده‌اند از قبل نگران بوده‌اند که مبادا مخالفان نقطه‌ي اصلي يعني جمهوري اسلامي يا ولايت فقيه را هدف بگيرند.

بر حسب اخلاق و قانون کسي حق ندارد به کسي يا گروهي بگويد اين شعار را بدهيد يا آن شعار را ندهيد. مخالفان يک شعار تنها مي توانند به پيامدهاي آن اشاره کنند. پرسش‌هاي جدي معترضان از کساني که خود را محور راستي و درست بيني مي دانند ان است که: کساني که اين حکومت را نمي‌خواهند چرا نبايد قادر باشند خواستار همه پرسي در مورد اصل نظام باشند؟ اين حکومت چه کارهاي ديگري بايد بکند تا مستحق نفي و طرد باشد؟ چه کسي حق دارد که برخي شعارها را انحرافي و برخي ديگر را سر راست معرفي کند؟

هيئت حاکمه وضعيت موجود را تنها ساختار ممکن و تنها هنجار مقبول معرفي و مقابله با آن را هنجار شکني معرفي مي کند. مخالفان نيز با اين انحصار طلبي ارزشي و هنجاري مخالفند. در اين حال، تنها عرف شرکت کنندگان و فضاي غالب بر اين عرف است که مي تواند معرف ارزش‌هاي غالب بر جامعه يا جنبش باشد. اسلامگراياني که خود را شاقول جنبش تصور کرده و به کشف انحرافات مشغول هستند بيشتر نگران منافع موجود و موقعيت سياسي آينده‌ي خود در حکومت هستند تا مسير جنبش سبز.

سخن گفتن غير مستقيم با حکومت

اسلامگرايان مخالف حکومت به جاي سخن گفتن با مردم و معترضان در بسياري از موارد به طور ضمني با حکومت جمهوري اسلامي سخن مي‌گويند و تلاش مي کنند برادري خود و خودي بودن يا برانداز نبودن خود را به آن اثبات کنند. محکوم کردن مخالفان و کساني که با هم يک بيانيه را امضا کرده‌اند جز فرستادن سيگنال به حکومت مبني بر اين که "ما از جنس اين‌ها نيستيم"، "ما مي خواهيم تحت الطاف شما روزي به قدرت بازگرديم"، "ما برانداز نيستيم، با ما طور ديگري رفتار کنيد" معني ديگري نمي دهد. همان طور که کارگردان منتخب سيمرغ بلورين جشنواره‌ي بيست و هشتم فجر به حکومت- و نه مردم- مي گويد که "ما را تحمل کنيد، ما چشم و گوش شما هستيم" اسلامگرايان سبز نيز با حمله به بخش ديگري از مخالفان به حکومت مي گويند که "بهتر است در مقابل اين براندازان و ملحدان با ما کار کنيد."

بازگشت به مباني عامگرايانه‌ي اسلامگرايي

اسلامگرايان عميقا باور دارند که نيروهاي سکولار در جامعه‌ي ايران رقمي نيستند. اين سخن اگر در سال ۱۳۵۷ در اوج اسلامگرايي زده مي شد شايد وجهي داشت، گرچه هيچ تحقيق علمي وزن نيروهاي سياسي را در دوره هاي مختلف نشان نمي دهد. اسلامگرايان براي اثبات اينکه قدرت به آنها تعلق دارد از اينجا شروع مي کنند که جامعه‌ي ايران ديني است، بدون آن که روشن کنند مردم ايران در چه حدي و تا کجا و در چه محدوده‌ها و چگونه و در چه قالب‌هايي ديني‌اند. سپس اين گزاره مي آيد که "مسلمانان به مسلمانان اعتماد مي‌کنند " و بنا براين براي اين که يک جنبش در ايران به پيروزي برسد بايد جلوداري را به روحانيت يا روشنفکران ديني سپرد.

گزاره‌ي سومي که اسلامگرايان از دو گزاره‌ي فوق بيرون مي آورند آن است که "راه اصلاح، اصلاح مذهبي است." بنابر اين معلمان و هاديان ديني بايد زمام امور جامعه را در اختيار بگيرند. آنها بر اين باورند که "مردم عادي به روحانيت بيش از روشنفکران مذهبي اعتماد مي کنند." بنابر اين "براي پيروزي جنبش بايد هدايت آن را به جنبشي با هويت ديني با رهبري روحانيت داد." همه‌ي اين پيشفرض‌ها قابل مناقشه هستند و بر هيچ مبناي تجربي استوار نيستند.

در مورد جنبش نيز علي رغم سکوت قاطبه‌ي روحانيون و همراهي بسياري ديگر با حکومت، اسلامگرايان اکثر اعضاي جامعه‌ي روحانيت را در تقابل با رژيم تعريف مي کنند يا کساني را که سه دهه در سرکوب مخالفان دخالت مستقيم داشته‌اند جزء رهبران جنبش مي خوانند. همان طور که خميني و همراهانش در پيش از انقلاب ۵۷ در اقليت قرار داشتند ولي با اعلام مخالفت روحانيت با شاه مي خواستند بقيه را به صف خويش بياورند اسلامگرايان سبز نيز مي خواهند با اين تاکتيک غير موفق، روحانيون ساکت را به صف خود بياورند.

چه کسي يا چگونه؟

اسلامگرايان عليه مصداق ولايت مبارزه مي کنند و نه ولايت فقيه. آنها بر اين باورند که مصداق ولايت بايد برود چون به درستي به چوپاني خلائق نپرداخته و کسان ديگري مي توانند اين مقام را بر عهده بگيرند. مسئله‌ي اسلامگرايان چگونه حکومت کردن نيست بلکه اين است که چه کسي حکومت کند. از همين جهت آنان بر دوگانه‌ي ولايت عادل- ولايت جائر يا حکومت علوي-حکومت اموي يا رفتار حسيني در برابر رفتار يزيدي در تحليل‌هايشان پاي مي فشرند.

ادبيات تبعيض

اسلامگرايان ادبيات جمهوري اسلامي را در نفي دگر باشي و دگر انديشي يدک مي کشند، ادبياتي که مبلغ و مروج تبعيض و نقض حقوق افراد بوده است. آنها هنوز همجنس گرايان را همجنس باز، لا ادريون و غير مذهبي‌ها را بي‌دين و کافر، مواضع عرفيگرايان سبز را انحرافي و ساختار شکن، ومخالفان خود را ساده لوح و نادان معرفي مي کنند (کلمات اهميت دارند و بايد آنها را جدي گرفت). اسلامگرايان مخالف حکومت همانند ولي فقيه و هواداران او، انديشه و سبک زندگي خود را حق و سر راست و انديشه و سبک زندگي غير خود را باطل معرفي مي کنند.

ارزش‌هاي اسلامي که معلوم نيست کدام ارزش‌ها هستند و اسلامگرايان خود را حامل و مفسر آنها مي دانند يا وانمود مي کنند مبناي تبعيض در يک نظام اسلامي قرار مي گيرد. آنها که اين ارزش‌ها (همان باورهاي مورد نظر يک گروه از اسلامگرايان) را باور دارند در قدرت قرار گرفته و به آنها حق وتو داده مي شود و از امتيازاتي برخوردار مي شوند و در نهايت مي رسيم به همين جمهوري اسلامي موجود.

تک صدايي

تک صدايي اسلامگرايان سبز را از رسانه‌هاي آنان، از فهرست شعارهايي که براي هر تظاهرات عرضه مي‌کنند ، از انحرافي خواندن شعارهاي غير اسلامگرايان يا غير مذهبي‌ها، و از حملات آنها به رسانه‌هاي "ديگر" مي توان تشخيص داد. اسلامگرايان مي خواهند تنها خود را به عنوان صداي سبزها يا رهبران آن معرفي کنند و صداهاي ديگر را انحرافي يا ناچيز يا نادان مي خوانند (هنوز حاکم نشده‌اند که مانند حکومت، مخالفان خود را جاسوس و وابسته به اجنبي بنامند).


Gozaar, Freedom House
1301 Connecticut Ave., NW, Fl. 6
Washington, DC 20036

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration