The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

سياست هاي ائتلافي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

اتحاد کار

اتحاد کار شماره 133 / دی 1384

در رابطه با سياست هاي ائتلافي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، وضعيت کميته اتحاد عمل براي دموکراسي در ايران، خروج راه کارگر از اين کميته، سياست سازمان در قبال ديگر نيروهاي ترقي خواه براي مبارزه مشترک در جهت استقرار دموکراسي و........ پرسش هائي طرح شده واز نشريه اتحاد کارپاسخ طلب کرده اند. هيئت تحريريه نشريه اتحاد کار، اين سئوالات را با پرويز نويدي مسئول روابط عمومي کميته مرکزي سازمان در ميان گذاشت. متن زير حاصل اين مصاحبه است که از نظرتان مي گذرانيم

اتحادکار- کنگره هشتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران طي قطعنامه اي تلاش براي شکل گيري يک آلترناتيو دموکراتيک و لائيک در برابر جمهوري اسلامي را مورد تاکيد قرار داد. مي خواستيم بدانيم که کميته مرکزي سازمان در اين راستا و برا ي تحقق اين مصوبه، چه کرده است؟
پرويز نويدي- سياست هاي ائتلافي نه فقط در اين کنگره، بلکه در تمامي کنگره هاي سازمان يکي از مباحث مهم و بحث انگيز ما بوده است. البته سياست ها ومصوبات ما و نظرات اعضا در سازمان، هيچگاه کاملا مغاير يکديگر نبوده و در برابر هم قرار نداشته است. عموم مصوبات ما در تکميل، تصحيح و تائيد سياست هاي پيشين بوده و در مجموع در راستاي يک خط فکري قرار داشته اند. ما از بدو شکل گيري سازمان بر مساله اتحاد و همکاري سازمانها که منطقا بايد بازتاب همکاري اقشار و طبقات مختلف باشد، تاکيد داشته ايم. به نظر ما تحولي که جامعه ايران بدان نيازمند است مختص يک گروه، قشر و طبقه معين نيست. در اين تحول نيروهاي طبقاتي و سياسي مختلف منافع مشترک دارند. از اين اشتراک منافع، ضرورت اتحاد و همکاري وهماهنگي در مبارزه براي غلبه بر پراکندگي بيرون مي آيد. با درک اين ضرورت سازمان ما به عنوان بخش کوچکي از اين جنبش، کوشيده است به سهم خود در جهت شکل گيري يک ائتلاف بزرگ بر مبناي پلاتفرمي که در آن مي بايست براي گرهي ترين و مبرم ترين مسائل جامعه پاسخ داشته باشد، حرکت کند. با چنين نگاهي ما همواره از اتحاد وهمکاري جريانات سياسي ترقي خواه بر مبناي يک برنامه استقبال کرده و کوشيده ايم در هر حرکتي هر چند کوچک حضور داشته به سهم خويش نقش ايفا نمائيم.
نتيجه اين تلاش ها نزديک به 10 سال پيش منجر به شکل گيري ائتلافي شد که با نام"اتحاد پايدار سياسي" معرفي شد. اين " اتحاد " بين حزب دموکرات کردستان ايران، سازمان کارگران انقلابي ايران- راه کارگرو سازمان ما شکل گرفت. البته قبل از اينکه چنين پلاتفرمي مورد توافق اين سه نيرو قرار گيرد، يک دوره حدودا دو ساله همکاري و اتحادعمل مشترک، بين اين سه تشکل جريان داشت و در همين دوره همکاري توانستيم يک زبان مشترک پيدا کنيم و اعتماد متقابل بين ما تقويت شد. همينجا لازم است بگويم در اين دوره سازمان فدائيان اقليت نيز در همکاري هاي مشترک حضور داشت ولي به دليل عدم توافق روي بند دوم پلاتفرم که در آن آمده است که" استقرار نظامي دموکراتيک و مردمي در شکل جمهوري و با انتخاب آزادانه اکثريت مردم ايران" از اين ائتلاف کنار کشيد. سازمان فدائيان اقليت تاکيد بر جمهوري در اين بند را نمي پذيرفت، با اين استدلال که جمهوري را جزء اشتراکات نمي دانست.
اين ائتلاف از آغاز ضمن اشتراکات داراي نقاط افتراق هم بود اما بر خلاف رسم رايج در گذشته که در هر همکاري اختلافات برجسته شده و ثقل زيادي پيدا مي کرد، در اين حرکت هر سه جريان مسئولانه با آگاهي از اختلاف ها و اشتراک ها، توافق کردند که که مبارزه مشترک را بر مبناي اشتراکات پيش برده و تلاش نمايند در جريان عمل نقاط افتراق را دقيق تر شناخته در جهت کم کردن دامنه آن بکوشند.

اتحاد کار- افتراق ها و اختلافات چه بودند؟
پرويز نويدي- مهمترين نقطه افتراق در رابطه با اين حرکت، به تلقي و درک ما از اين ائتلاف و آينده آن برمي گشت. حزب دموکرات کردستان ايران و ما در اين زمينه نظر حدودا مشترکي داشتيم. معتقد بوديم که در شرايط فعلي ضرورت دارد که حول خواسته هاي مردم و براي استقراريک حکومت دموکراتيک به جاي جمهوري اسلامي مي بايست ائتلافي شکل گيرد تا مبارزات مردم ايران بتواند هماهنگ و سازماندهي شود. اما از نظر راه کارگر تلاش براي تشکيل يک جبهه دموکراتيک رها کردن منافع طبقه کارگر و سازش با طبقات ديگر تلقي مي شد و تحت عنوان جبهه سازي هاي فرا طبقاتي رد مي شد. با وجود اين اختلاف مهم، هر سه جريان توافق کردند که تا زماني که اين مساله و اين اختلاف مانع پيشرفت مبارزه مشترک نشده است به همکاري ادامه دهند. با اين تاکيد که اولا هيچ يک از اين سه جريان اين ائتلاف را جبهه نمي دانستند و ثانيا براين نظر بودند که تا رسيدن به يک جبهه راه درازي در پيش است و ممکن است در جريان کار مشترک اين سه جريان نظراتشان بتواند به يکديگر نزديک شود.

اتحاد کار- چگونه اين دو درک و برداشت از ائتلاف و چشم انداز آن مي توانست رهگشاي مبارزه مشترک جاري شود. آيا اين اختلاف مانع فعاليت مشترک نمي شد و پيشرفت کارها را کند نمي کرد؟
پرويز نويدي- روشن است که پيشرفت وظايف با مانع روبرو مي شد و کند پيش مي رفت. در اين دوره چند ساله که ما همکاري مشترک داشتيم همواره سايه اين درک هاي متفاوت روي فعاليت ها قابل مشاهده بود. همانگونه که در جريانيد فعاليت "اتحاد پايدار سياسي" در قالب کميته اي به نام" کميته اتحاد عمل براي دموکراسي در ايران" پيش مي رفت. از همان روز نخست تشکيل چنين کميته اي، حتي نام آن موضوع اختلاف و کشمکش فراوان بود. سازمان راه کارگر متاثر از درک خود بر اين نظر بود که تشکيل چنين کميته اي در خدمت جبهه قرار مي گيرد و از اين زاويه با آن مخالفت مي کرد و نام آن را نيز نمي پذيرفت. سرانجام پس از کشمکش بسيار اين جريان نام اين کميته را که "اتحاد براي دموکراسي" بود نپذيرفت و به جاي آن روي" اتحاد عمل براي دموکراسي .. " توافق نمود تا از بار و وزن آن کم کند. يا در رابطه با سخنگو و اختصاص نيرو و امکانات براي ايجاد دفاتر در کشورهاي مختلف مقاومت زيادي صورت مي گرفت و اين مجموعه همه تحت تاثير تلقي هاي متفاوت به موضوع اختلاف تبديل مي شد و انرژي فراواني را مصروف خود مي کرد. در يک کلام مي توان گفت که از همان نخست در اين حرکت استخواني لاي زخم به جا ماند و همواره در اين چند ساله به صورت مانعي در جهت فعاليت کميته عمل مي کرد.

اتحاد کار- براي گسترش اين ائتلاف چه تلاشي صورت گرفت و حاصل آن چه بود؟
پرويز نويدي- از همان آغازکه تلاش براي شکل گيري يک ائتلاف دموکراتيک به جاي جمهوري اسلامي در دستور قرار گرفت ، هدف اين بود که چنين ائتلافي بتواند ظرفي براي همکاري مجموعه احزاب، سازمانها ، تشکل ها و شخصيت ها و فعالان منفرد سياسي تبديل شود. با اين فکر بود که در مقدمه اين پلاتفرم از همه اين نيروها تقاضا شده است که در شکل گيري چنين ائتلافي نقش ايفا کنند. به دليل چنين اعتقادي، با وجوديکه اين سه جريان بر سر پلاتفرم به توافق رسيده بودند اما انتشار آن را يکسال با اين هدف که بتوانند توافق نيروهاي بيشتري را جلب کنند، به تاخير انداختند. در اين زمان با ديگر جريانات صحبت شد. برخي از آنها با اينکه حرکت را مثبت مي دانستند اما براي همکاري و مشارکت در يک ائتلاف ترديد داشتند. بالاخره اين تلاش با امضاي سه جريان اعلام موجوديت کرد، با اين اميد که در جريان عمل بتواند خود را گسترش دهد. در جريان کار مشترک و طي تماس با تشکل هاي ديگر بالاخره کومه له- سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان ايران و شوراي موقت سوسياليست هاي انقلابي ايران براي همکاري و اتحاد، موافقت خود را اعلام کردند و در جلسه اي که بدين منظوردر ژوئن 2003 برگزار شد اين دو جريان با پذيرش مضمون پلاتفرم هشت ماده اي، خواستار به روز کردن و تدقيق آن بودند. در اين فاصله از طريق نمايندگان حزب دموکرات کردستان با خبر شديم که يکي از جريانات کردستان به نام اتحاد انقلابيون کردستان ايران خواهان پيوستن به اين ائتلاف شده است. که با پيوستن آن موافقت شد. اما در جلسه اي که با حضور 5 جريان يعني نمايندگان رهبري حزب دموکرات کردستان ايران، سازمان کارگران انقلابي ايران – راه کارگر، شوراي موقت سوسياليست هاي انقلابي ايران و ما براي تدقيق و به روز کردن بيانيه هشت ماده اي تشکيل شد به دليل اختلاف بر سر تغيير و يا حفظ نام اين ائتلاف، اين تلاش به نتيجه نرسيد. حزب دموکرات بر اين نظر بود که قبل از گسترش " کميته .... " هيچ تغييري نبايد در نام ايجاد شود.و اين مورد توافق دو جريان" کومله " و "شوراي موقت" قرار نگرفت. بدين ترتيب تلاشي که براي گسترش اين "کميته" از مدت‌ها پيش آغاز شده بود بدون دستيابي به نتيجه اي پايان يافت و کميته اتحاد عمل براي دموکراسي در ايران با بن بست و بحران گسترش روبرو شد. از اين پس براي ما ادامه کاري اين ائتلاف به صورت جدي زير سئوال رفت.

اتحاد کار- آيا براي گسترش کميته اتحاد عمل براي دموکراسي، سازمان ما پيشنهادي براي تغييرپلاتفرم هشت ماده اي آن داشته است؟
پرويز نويدي- ما مضمون اين پلاتفرم را قابل دفاع مي دانسته ايم و پيشنهادي براي تغيير در مضامين آن نداشته ايم.
اتحاد کار- اخيرا يکي از مسئولان راه کارگر ( آقاي شهاب برهان) در جريان پاسخ به مقاله انتقادي محمد اعظمي از کنگره دهم راه کارگر، چنين ادعا کرده است :
" چندي پيش که قرار بر توسعه اتحاد عمل پايدار سياسي بود، هيات نمايندگي سازمان اتحاد فدائيان خلق پيشنهاد حذف عبارت " سرنگوني" از قرار داد اتحاد عمل و جايگزيني آن با يک عبارت دو پهلو را به نشست آورد که با مخالفت سرسختانه هيات هاي نمايندگي راه کارگر و حزب دموکرات کردستان روبرو شد"
در اين مورد يعني پيشنهاد حذف عبارت سرنگوني و جايگزيني آن با يک عبارت دو پهلو چه مي گوئيد؟
پرويز نويدي- براي من روشن نيست چرا چنين ادعائي شده است. خوشبختانه امروز بسياري از گفتگوها به صورت مکتوب موجودند و مي توان در صورت لزوم و براي رفع برخي از ابهامات آنها را منتشر نمود.
اما در آن گفتگو که من نيز حضور داشته ام، ما براي تدقيق پلاتفرم هشت ماده اي اتحاد پايدار سياسي پيشنهاد کرديم که بند نخست آن که سرنگوني را به عنوان يک خواست در رديف ساير خواست ها عنوان کرده است ازبخش خواسته ها به مقدمه آن منتقل شود، چون سرنگوني از نظرما، شرط تحقق تمامي خواسته هائي است که در پلاتفرم قيد شده است از اينرو تاکيد بر آن در مقدمه پلاتفرم را دقيق تر و مناسب تر دانسته و همرديف قرار دادن آن با ديگر خواسته ها را بي دقتي مي دانستيم. بنابراين مساله حذف سرنگوني براي نه سازمان ما ونه حتي تا آنجا که من اطلاع دارم براي هيچکدام از اعضاي هيئت نمايندگي ما زير سئوال نبوده است.
اما آن "عبارت دو پهلو"ي مورد اشاره ايشان، عبارتي است که ما براي تدقيق پلاتفرم داده بوديم. آن عبارت دو پهلوي مورد تاکيد ايشان چنين است:
" ما همچنين ساير احزاب، سازمانها و شخصيت هاي سياسي اپوزيسيون که در راه بر چيدن بساط رژيم جمهوري اسلامي و تامين حق حاکميت مردم مبارزه مي کنند را به .. "
از اين فرمول يعني" برچيدن بساط رژيم جمهوري اسلامي"، دراطلاعيه ها و اعلاميه هاي کميته اتحاد عمل براي دموکراسي به کرات استفاده شده است. ودر تمام آن دوره که با راه کارگرفعاليت مشترک داشتيم روي استفاده از اين جمله توافق کامل وجود داشت و هر گز انتقادي از جانب هيچکدام از سه جريان مطرح نشد. من نمي دانم که اين رفيق مضمون و مفاهيم را مد نظر قرار مي دهد و يا برخي کلمات به خودي خود برايش مقدس است.
لازم مي دانم اضافه کنم که دقيقا عين اين جمله يعني برچيدن بساط رژيم جمهوري اسلامي بارها و بارها در اسناد رسمي خود رفقاي راه کارگر بکار رفته است.

اتحاد کار- پس از اينکه کميته اتحاد عمل نتوانست گسترش پيدا کند فعاليت اين کميته چگونه تداوم يافت؟
پرويز نويدي- کميته اتحاد عمل براي دموکراسي در ايران از يکطرف به دليل درک هاي متفاوت نيروهاي تشکيل دهنده اش از نظر فعاليت سياسي نمي توانست چندان تحرکي داشته باشد، خصوصا در شرايطي که اوضاع سياسي جامعه هر روز يک معضل را پيش مي کشيد و ضرورت دخالت و برخورد با آن را در دستور قرار مي داد، از طرف ديگربه دليل پافشاري حزب دموکرات کردستان در حفظ نام آن، مساله گسترش با بن بست مواجه شده بود. براي ما که امر گسترش اين کميته به منظور پاسخگوئي به مسائل جنبش بسيار مهم بود، فعاليت در اين چارچوب بدون گسترش آن را مفيد نمي دانستيم موجوديت آن برايمان به طور جدي زير سئوال رفت.

اتحاد کار- چرا اين بن بست را اعلام نکرديد؟
پرويز نويدي- ما فکر کرديم که مناسب تر است که فعلا فعاليت خود را با مسکوت گذاشتن اين کميته روي شکل‌گيري يک اتحاد وسيع متمرکز کنيم. چون ديگرظرفيتي در کميته اتحاد عمل براي دموکراسي که بتواند به يک ائتلاف بزرگ فرا برويد نمي ديديم. اعلام آن را به بعد و پس از شکل گيري اتحاد وسيع موکول کرده بوديم.
موضوع ائتلاف وسيع با حزب دموکرات کردستان و راه کارگر در ميان گذاشته شد. قرارشد تلاش ديگري مستقل از اين کميته براي شکل گيري اين اتحاد به صورت مشترک پيش برده شود. اين طرح با تماس گيري با سازمانها و احزاب دمکرات و چپ که از نظر ما در چارچوب پلاتفرم اتحاد پايدار سياسي بودند، آغاز شد. راه کارگر از همان ابتدا با ترديد موافقت نمود و عملا هيچ گامي براي هماهنگي برنداشت تا ماجراي پيام تبريک دبير کل حزب دموکرات کردستان، آقاي مصطفي هجري به جرج بوش رئيس جمهور آمريکا پيش آمد و راه کارگربا استفاده از اين موقعيت خود را رسما کنار کشيد.
ما نيز در نخستين گام، اتحاد عمل ها و موضع گيري هاي سياسي مشترکي را با حزب دموکرات کردستان ايران، سازمان فدائيان خلق ايران(اکثريت)، کو مه له- سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان ايران داشته ايم و قرار است براي تشکيل يک اتحاد وسيع متشکل از مجموعه جريانات سياسي، گفتگو و تبادل نظر صورت گيرد و در اين راستا گام هاي اوليه اي هم برداشته شده است.

اتحاد کار- با توجه به خروج راه کارگر از کميته اتحاد عمل... اين کميته وجود خارجي دارد يا نه؟
پرويز نويدي- کميته اتحاد عمل ... از نظر ما از همان زمان که گسترش آن با بن بست روبرو شد، موجوديت خود را از دست داد. از آن تاريخ به بعد عملا هيچ فعاليتي نداشته است. اما متاسفانه ما در جهت اعلام آن به جنبش هيچ اقدامي انجام نداديم. البته بهتر و متمدنانه تر اين بود که اعضاي تشکيل دهنده اين کميته جمعبندي مشترک خود را از اين تجربه اعلام مي کردند، حتي اگر به يک جمعبندي واحد نمي رسيدند.

اتحاد کار- اما راه کارگربه دلايل ديگري براي خروج خود از اين کميته اشاره کرده است.
پرويز نويدي- درست است. راه کارگر طي اطلاعيه اي دليل خروج خود از اين کميته را ارسال پيام تبريک مصطفي هجري دبير کل حزب دموکرات کردستان به جرج بوش رئيس جمهور آمريکا عنوان کرده است. راه کارگر اين اقدام را نقض ماده هشتم قرارداد اتحادعمل براي دموکراسي در ايران دانسته است. البته در همانجا گفته است که اين ارزيابي را با سازمان ما هم در ميان گذاشته اند، اما ما نسبت به" سياست جديد" حزب دموکرات کردستان مشکلي نداشته ايم.
در اين رابطه لازم مي دانم بگويم که کميته مرکزي ما هم پس ازاين پيام طي نامه اي به هيئت سياسي کميته مرکزي حزب دموکرات کردستان، انتقاد شديد و نگراني عميق خود را از اين اقدام و پيامدهاي احتمالي آن اعلام نمود و خواستار توضيح در اين باره شد. نمايندگان راه کارگر در جلسه مشترک هيئت نمايندگي سه جريان( حزب دموکرات، راه کارگر و ما) از اين موضع مطلع شدند. اختلاف در موضع ما با راه کارگر در اين زمينه اين بود که راه کارگر معتقد بود که اين موضع چرخشي است در سياست حزب دموکرات کردستان، اما ما اين ارزيابي را شتابزده مي دانستيم و معتقد بوديم که ارسال اين پيام با اين مضمون يک خطاي سياسي و يک اشتباه ديپلماتيک بوده است اما آن را يک سياست جديد نمي دانستيم. نمايندگان حزب دموکرات هم در پاسخ ما عنوان نمودند که هيچ تغييري در سياست آنها پديد نيامده است و حزب دموکرات کردستان کماکان بر سياست هاي قبلي خود پا فشاري مي کند.

اتحاد کار- چرا کميته مرکزي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران موضع خود را در رابطه با پيام تبريک به جرج بوش علني نکرد؟
پرويز نويدي- اگر ما هم اين ارزيابي را داشتيم که چرخشي در سياست حزب دموکرات بوجود آمده است حتما خود را موظف مي دانستيم که به صورت علني انتقاد کنيم و تبعات زيانبار آن را در سطح جنبش توضيح دهيم. اما ما از يکطرف چنين ارزيابي نداشتيم و از طرف ديگر شناخت ما از حزب دموکرات در يک پروسه طولاني و در جريان کار مشترک بدست آمده است، نه مجازيم و نه به خود حق مي دهيم که متحد ساليان دراز خود را با يک موضع گيري وبراي يک اقدام خطا، کنار بگذاريم و روي آن به آساني خط بکشيم. ما نمي توانيم ارزيابي خود را از ياران ديرينه مان و تاريخ آنها يکروزه تغيير دهيم. فکر مي کنم دوستان راه کارگر نيز در اين زمينه به خطا مي روند و اميدوارم هر چه سريعترحرکت خود را اصلاح کنند. اين برخوردهاي تند و شتابزده نه تنها ياران ديروز، که متحدين امروزمان را نيز در برداشتن گام مشترک با ما به ترديد مي اندازد.
افزون بر تمام اينها ارزيابي ما اين بود که از طريق يک نامه دوستانه اما صريح و انتقادي امکان تاثيرگذاري بر حزب دموکرات کردستان بيشترحاصل مي شود تا نامه سرگشاده. بگذريم از اينکه رفيق شهاب برهان که امروز ما را به خاطر علني نکردن اين نامه سرزنش مي کند در همان جلسه در مقابل سئوال يکي از نمايندگان حزب دموکرات که پرسيد چرا به جاي نامه افشاگرانه علني ، به صورت دوستانه انتقاد خود را با ما در ميان نگذاشتيد گفت: حقيقت اين است که بلافاصله بعد از انتشار پيام تبريک به جرج بوش برخي از رفقاي شناخته شده سازمان ما اقدام به برخوردهاي بسيار تندي کردند که اگر ما موضع نمي گرفتيم آن مواضع به حساب ما گذاشته مي شد. يعني موضع علني راه کارگر نه از يک اصوليت که از سرناچاري بوده است.

اتحاد کار- ارزيابي شما از فعاليت چندين ساله کميته اتحادعمل براي دموکراسي در ايران چيست؟
پرويز نويدي- اين ائتلاف از آنجا که به هدف اصلي خود در جلب همکاري مجموعه نيروهائي که در چارچوب فکري پلاتفرم کميته اتحاد عمل براي دموکراسي در ايران قرار داشتند نرسيد، با شکست روبرو شد.اما تجارب و نکات مثبتي هم از خود بجا گذاشت که نبايد چشم بر آنها فرو بست.
اولا اين اتحاد به مدت حدود ده سال حول پلاتفرمي شکل گرفت و فعاليت کرد که تا همين امروز نه تنها اساس آن زير سئوال نرفته بلکه روز به روز صحت مضامين آن بيشتراثبات شده است.
مجموعه نيروئي که اين اتحاد مد نظر داشت درهر تجمعي که قرار گرفته اند، حول پلاتفرم هاي مشابه اي متشکل شده و فعاليت کرده اند. اين از نظر من يک دست آورد محسوب مي شود.
ثانيا سازمان هاي تشکيل دهنده اين اتحاد در عمل نشان داده اند که مي توان و بايد عليرغم برخي اختلافات نظري، بر اساس اشتراکات بر سر اهداف مرحله اي با هم مبارزه مشترکي را در مقابل دشمن مشترک پيش برد. اين تجربه و اين درک از اتحاد در تضعيف سکتاريسم لانه کرده در صفوف جريانات دموکراتيک و انقلابي کشورمان، نقش ايفا نمود.
ثالثا اين فعاليت مشترک به ايجاد تفاهم و اعتماد متقابل بين نيروهاي تشکيل دهنده آن کمک فراواني کرد و اين سه جريان به مدت ده سال با زبان و کلامي مشترک آزادي، دموکراسي و عدالت را فرياد کردند.
اين حد از اعتماد متقابل در ميان اپوزيسيون دموکراتيک و چپ ايران کمتر وجود داشته و از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. به ويژه اگر توجه کنيم که اين اتحاد زماني شکل گرفت که شرايط براي اتحاد و ائتلاف مساعد نبود. بدنبال تحول دوم خرداد اختلاف شديدي نه تنها بين نيروهاي اپوزيسيون که در درون همه سازمان هاي سياسي بروز کرد و طيف بندي هاي جديدي را به وجود آورد.
حتي امروزکه اين اتحاد با بن بست روبرو شده و سازمان کارگران انقلابي ايران- راه کارگر از آن با اعتراض خارج شده است، ولي نحوه برخوردش با دو جريان ديگر بهيچ وجه دشمنانه نيست. اين بدين لحاظ اهميت دارد که در گذشته در همين جنبش، با اختلافات به مراتب کمتر برخي جدائي ها، به برخوردهاي دشمنانه اي کشيده مي شد و انرژي زيادي صرف به اصطلاح افشاگري مي گرديد.
من از اينکه اين حرکت نتوانست گسترش پيدا کرده و نيروي وسيعي از اپوزيسيون دموکراتيک و چپ را متشکل نمايد، بسيار متاسفم. ولي همچنان فکر مي کنم با هر دو متحدمان راه دراز و مشترکي در پيش داريم. سرنوشت ما تا حدود زيادي بهم گره خورده است. درک مسئوليتها ما را با ديگر نيروهاي متعلق به اين طيف در اشکال ديگري در کنار هم قرار مي دهد. ما ناگزيريم براي آزادي و عدالت صفوف خود را متشکل کنيم. بساط جمهوري اسلامي که بر سر راه استقرار دموکراسي ايستاده است، تنها با نيروي متحد مجموعه کساني که دل در گرو رهائي دارند برچيده مي شود. ما مي توانيم و بايد با درس آموزي از تجارب خود دوشادوش هم اين راه را بپيمائيم. گريزاز اين ممکن نيست.

اتحاد کار- با درس آموزي از اين تجربه شما چه موانع و مشکلاتي را بر سر راه شکل گيري يک اتحاد وسيع مي بينيد؟
پرويز نويدي- موانع برسر راه شکل‌گيري يک ائتلاف وسيع کم نيست. من به چند مساله که امروز برجسته شده و صف بندي حول آنها يا شکل گرفته يا در حال شکل‌گيري است اشاره مي‌کنم. اين مسائل گرهي از اين قراراند:
1- نحوه برخورد به رژيم جمهوري اسلامي ايران 2- مساله ملي 3- نحوه برخورد به نيروهاي سلطنت طلب و 4- موضوع دخالت آمريکا در منطقه و به ويژه در رابطه با کشور ما.
تا قبل از شکست اصلاح طلبان حکومتي در ايران مساله نحوه برخورد به جمهوري اسلامي به يک گره‌گاه اصلي تبديل شده بود و بخشي از اپوزيسيون به درجاتي متفاوت موضع دنباله روي از جناح اصلاح طلب را دنبال مي‌کرد وبه طورکلي آلترناتيو وضع موجود را در تحول دروني رژيم دنبال مي‌کرد. امروز خوشبختانه اين فکر تا حدي تضعيف شده است. مي‌گويم تا حدي چون هنوز هستند جرياناتي که از اين سياست نبريده‌اند و اصولا هيچ رسالتي براي جنبش توده اي و اپوزيسيون رژيم قائل نيستند.
در دوران حمله آمريکا به عراق و سقوط صدام حسين مساله دخالت آمريکا و از اين طريق سقوط ديکتاتورها و استقرار دموکراسي برخي از نيروها را به وسوسه انداخت و ما با يک گرايش پشتيباني از دخالت آمريکا در ميان نيروهاي چپ و دموکرات روبرو بوديم.
اخيرا هم مساله همکاري با سلطنت طلبان براي برانداختن رژيم جمهوري اسلامي ، گرايشي است که متاسفانه در ميان برخي از جريانات چپ و د

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration