The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

درنگي کوتاه بر بيانيه قطع فوري اعدامهاي سياسي

محمد اعظمي

ششم خرداد ۱۳۸۹ برابر با بيست و هفتم مه ۲۰۱۰
اخيرا متن بيانيه اي با امضاي گروهي از فعالان سياسي و فرهنگي در اعتراض به اعدام هاي اخير منتشر شده است که به رغم برخي نکات مثبت، داراي نواقصي است که برخورد با آن را، از زاويه درک قانونمندي هاي فعاليت مشترک، ضروري يافتم.
جانمايه اين بيانيه در مقدمه آن به صورت حکمي بسيار روشن و درست و قابل دفاع، چنين بازتاب يافته است:
" ما امضا کنندگان اين فراخوان بر اين باوريم که اعدام مجازاتي غير انساني است. صدور هر حکم اعدام صدور يک فرمان براي ارتکاب قتل است"
به نظرم با اين حکم، عموم فعالان سياسي و فرهنگي موافقند. امروز کمتر فرد يا جرياني را مي توان يافت که ادعاي آزاديخواهي داشته باشد، اما لغو حکم اعدام را نپذيرد. اگر اين حکم مبناي تنظيم متني کوتاه قرار مي گرفت بسياري از گرايشات فکري در اپوزيسيون جمهوري اسلامي را مي توانست عليه اعدام همگام کند. با تاسف "بيانيه" به اين هدف پايبند نمانده و با ورود به تحليل حاکميت و عناصري از مشي سياسي، راه همگامي را، براي مخالفان اين تحليل، بسته است. براي من اين ابهام هنوز وجود دارد که چرا تنظيم کننده يا تنظيم کنندگان بيانيه کوشيده اند خواسته هاي يک گرايش معين را، که در تضاد با افکار و عقايد گرايشات ديگر است، وارد متن کنند. گاهي پيش آمده است که موضوعي در يک متن به سهو و در نتيجه کم دقتي وارد شود. اما زماني که پيش از انتشار يک متن، تصميم گيرندگان از ابعاد حساسيت روي برخي احکام مطلع مي شوند و باز براي گنجاندن نظر و تحليل خود پافشاري مي کنند، آنگاه بايد تصميم را آگاهانه دانست. اين حق هر فرد و يا جرياني است که نظر خود و يا گرايش خود را تبليغ و منتشر کند. اين کار نه تنها نکوهيده نيست، ارزشمند نيز هست. چون تلاشي است براي بيان نظر و به چالش کشيدن ديدگاههاي ديگر. اما زماني که هدف فراتر رفتن از اين يا آن گرايش در دستور گذاشته مي شود، آن زمان گنجاندن نظر يک گرايش و ديدگاه در متني که براي نيروهاي گسترده تنظيم مي شود، نقض غرض است. بدون شک، تلاش براي تنظيم چنين متن هائي براي همگام کردن ايرانيان با دشواري زيادي روبروست. افرادي که همت به جمع آوري امضا مي کنند انرژي و وقت قابل توجهي را صرف مي کنند و زحمات زيادي مي کشند. اين کار ارزشمند و قابل تقدير است. وظيفه ماست که بکوشيم حتي المقدور از ايرادات جزئي درگذريم و بيشترين روحيه همکاري و همياري را با آنها نشان دهيم. اما اين زحمات نبايد پرده اي روي ضعف ها و تلاش براي کم دامنه کردن آنها بکشد. هر عمل و اقدامي با هدف و حاصل کار آن اندازه گيري مي شود. در عين حال تلاش دست اندرکاران يک اقدام جمعي زماني به بار مي نشيند که منطق کار جمعي درک و فهم شود. اين بيانيه، بر اساس متني که براي امضا کنندگان ارسال شده بود، جمع آوري وسيع امضا با مشارکت طيف هاي گوناگون اپوزيسيون مخالف اعدام را، به عنوان هدف، در برابر خود قرار داده بود. به نظر مي رسد در تنظيم متن دوستان تصميم گيرنده، از اين هدف دور شده، شعار "همه با من" را راهنماي خود قرار داده اند. به باور من همراه شدن افراد با افکار متفاوت تنها زماني عملي است که اولا اشتراکات مبناي تنظيم بيانيه قرار گيرد. بدين معنا که سياست و شعاري مغاير پرنسيپ هاي امضاکنندگان در آن گنجانده نشود ثانيا اشتراکات آنقدر مهم باشند که همراهي و همگامي صاحبان افکار متفاوت را مقرون به صرفه و الزامي کند. با رعايت اين دو اصل، باز هم هستند افرادي که به دلايل تاريخي و بعضا واهي از همراهي بگريزند. اينگونه افراد را عمل ما جذب يا دفع خواهد کرد. ما نيازمنديم صف همگامان خود را پرشمارتر کنيم نه اينکه آتش به خرمن زمينه هاي مناسب نيز، بزنيم و توجيه و بهانه اي براي تنگ تر کردن تنفس تنگ نظران به دست دهيم .
متاسفانه بيانيه که در مخالفت با اعدام تنظيم شده، از چنين روشي پيروي کرده است. چشم بر جانمايه مثبتي که در مقدمه انعکاس يافته فرو بسته و با ورود به حوزه تحليل حاکميت و مشي سياسي از دو اصل فوق فاصله گرفته است. از چشم چه کسي پنهان است که برخي از جريانات سياسي سرکوب و اعدام را نتيجه سياست اين يا آن فرد و يا اين يا آن نهاد در جمهوري اسلامي نمي دانند. کل جمهوري اسلامي را با محوريت دستگاه ولايت و شخص خامنه اي مسئول اين جنايات مي شناسند. بنا براين تاکيد بر عدم اعتماد به قوه قضائيه در حالي که امروز بيشترين جريانات بر مسئوليت کل نظام در رابطه با اين اعدامها انگشت مي گذارند براي چيست؟ طرح اين حکم که :
"ما به دستگاه قضائي جمهوري اسلامي ايران کوچک ترين اعتمادي نداريم و آن را ابزاري در دست نهادهاي نظامي و امنيتي مي شناسيم. دستگاه قضائي امنيت را از تک تک شهروندان ايران سلب کرده است."
به چه معناست؟ در کشور ما ايران، بر اساس قانون اساسي و ساختار واقعي قدرت، قواي مقننه و مجريه و قضائيه چندان استقلال راي ندارند. استقلال اين قوا فقط در آنجائي است که مطابق و در موافقت با منافع کل نظام تصميم مي گيرند. به محض خروج از خط قرمزهاي نظام، کارت قرمز خواهند گرفت و تصميم آنها وتو خواهد شد. قوه قضائيه از قضا از وابسته ترين و گوش بفرمان ترين آنهاست. در اعدام هاي اخير نيز به دليل حساسيت روي اوضاع سياسي، تصميم را از بالاي سر اين ارگان گرفته اند. اين تصميم قضائي نبود، سياسي بود. براي يک تصميم سياسي حتي در کشورهائي نظير فرانسه نيز، هر چند به نادرست، در مواردي ديده شده است که ارگان هاي سياسي در امر قضائي، دخالت کنند. در کشوري مثل ايران خرابي بيش از اين هاست. استقلالي وجود ندارد که دخالت معنا پيدا کند. سياسي بودن اين تصميم در بيانيه هيئت سياسي-اجرائي سازمان فدائيان خلق ايران(اکثريت) چنيين بازتاب يافته است:
"اعدام جانباختگان فرزاد کمانگر، علي حيدريان، فرهاد وکيلي، شيرين علم هولي و مهدي اسلاميان، تصميم سياسي بالاترين مقامات رژيم ولايت فقيه بود که با واکنش مشترک منتقدان و مخالفان حکومت روبرو شد"
از اين جريان بدين خاطر نقل قول آوردم که کادرهاي سازمان اکثريت در تنظيم اين نامه نقش داشته اند. به لحاظ شمار امضا کنندگان، باز اعضاي اين سازمان ثقل سنگيني دارد و بالاخره جرياني است که پيرامون مضامين اين بيانيه پيش از اين، موضع خود را اعلام کرده است.
اکنون جدا از نادرستي موضع "بيانيه" پيرامون نقش قوه قضائيه در اعدام هاي اخير، سئوالم از امضا کنندگان اين متن اين است که چه لزومي داشت پيرامون اين مساله موضع گيري شود. دليل ناديده گرفتن تذکر ديگران پيش از انتشار متن، که به حذف گرايشات ديگر انجاميد، چه بود؟ آيا اکنون با حذف گرايشات ديگر به هدف خود رسيده ايد؟ توجه داشته باشيد که منظورم اين نيست که در "بيانيه" مي بايست تحليل ما وارد شود. نه چنين چيزي را درست نمي دانم. سخن اين است که در اينگونه بيانيه هاي سياسي که همگامي حاملان انديشه هاي مختلف هدف اصلي آن است، لزومي به وارد شدن در تحليل سياسي نيست. ورود به اين مباحث با مشارکت وسيع در تناقض است. اين دو در دو مسير سير مي کنند. هر چه به تحليل و مشي سياسي نزديک شويم دامنه همکاري کوچکتر خواهد شد و تعداد حذف شدگان افزون تر.
تصميم گيرندگان جمع آوري امضا و تنظيم کنندگان بيانيه، در جان و تن آن روحيه يک مشي سياسي و نگاه به حاکميت از ديد يک گرايش را تزريق کرده اند و احکام را با آگاهي از نتايج آن در متن گنجانده اند. براي نمونه نوشته اند: "اين اعدام ها را اقدام عليه وحدت ملي" مي دانيم. اين حکم براي چه گنجانده شده است؟ شکي نيست حکومت ضد ملي جمهوري اسلامي مي خواهد عليه وحدت ملي اقدام کند. اگر بداند اين اقدامات به وحدت ملي آسيب مي زنند آن را پرشمارتر هم خواهند کرد. اما واقعيت غير از اين است. اين جنايات ملت را متحدتر کرد. مگر اينکه کسي اين حکومت را بخشي از ملت بداند. در اين حالت است که مي توان نتيجه اين اعدام ها را عليه وحدت ملي دانست. در حالت ديگري نيز مي توان اين ادعا را پذيرفت. يعني در حالتي که نگران تجزيه طلبي مليت هاي ديگر باشيم و حکومت را هم نماينده فارس ها تصور کنيم. در چنين حالتي اعدام ها عليه وحدت ملي خواهند بود. چون فارس ها کردها را کشته اند!!
با اين حکم نيز نه تنها بخشي از گرايشات اپوزيسيون موافق نيستند، حتي شماري از امضا کنندگان نيز مواضع متضادي با آن داشته اند. هيئت سياسي- اجرائي سازمان اکثريت در اين باره در بيانيه خود پس از اعدامهاي اخير اعلام نمود که:
" اکنون صف‏بندي ضد استبدادي را فراخ‏تر مي‏يابيم و افق را براي شکل گيري اتحاد ملي، روشن‌تر."
دوست عزيزم بهزاد کريمي يکي از کادرهاي موثر اکثريت و از امضا کنندگان بيانيه نيز به درستي مي گويد:
"فردا که بر کتاب تاريخ اين سرزمين، صفحه مرگ جانگداز فرزاد کمانگر- اين آموزگار دلسوخته را صمد بهرنگي ها- و جهار جانباخته ديگر نوزدهم ارديبهشت سال 1389 گشوده شود، بر بالاي آن، تيتر را چنيم خواهند خواند: مرگي که دروازه را براي تحکيم همبستگي ملي فراختر کرد"
اين ها احکام درست و قابل دفاعي است. اما پرسش من اين است که چگونه دو موضع متضاد با يکديگر قابل جمع شدند؟ خصوصا امضا کنندگان اين دو متن بهتر است دلايل اين مواضع ناهمخوان را توضيح دهند. باز پيشنهاد ندارم در اين متون عمومي وارد تحليل شويم. تاکيدات گرايش ما و گرايش مخالف ما در جاي خود مي تواند طرح شده و پيرامون آنها گفتگو سازمان داده شود. جاي اين نظرات در اين متون نيست. در اينجا هدفم طرح اين مبحث است که براي کار جمعي بايد روحيه آن را داشت. مگر کسي به عمد کار مشترک با طيفي از اپوزيسيون را مضر به حال مشي سياسي خود و برنامه آتي مورد نظر خود بداند.
5 خرداد 1389 برابر 26 مي 2010



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration