The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

ما مي توانيم متحد عمل کنيم

محمد اعظمي

اخيرا در جريان تظاهراتي به مناسبت سالگرد ۲۲ خرداد در پاريس، بين شرکت کنندگان در اين حرکت، اختلافاتي بروز کرد که منجر به دخالت پليس شد. بحث پيرامون اين مساله به موضوعي داغ تبديل شده است. در خارج از فرانسه نيز گفتگوهاي مشابهي در جريان است و مباني و پرنسيپ هاي حرکات مشترک، موضوع بحث شده است. هر چند در يکساله اخير، هم در فرانسه و هم در ساير کشورها، مواردي از کار مشترک و همگاني موفق را تجربه کرده ايم، اما مشکلات و موانع فرا روي اين حرکات، کم نبوده است. دليل موفقيت تعدادي از اين حرکات و ناکامي برخي ديگر، در چيست؟ اصول و پرنسيپ هاي اين حرکات بر چه مبنائي استوار و با چه معياري قابل اجراست؟ اينها پرسش هائي است که دستيابي به پاسخي درست، مي تواند بستر و زمينه مثبتي ايجاد نمايد، براي فعاليت متحدانه در خارج کشور.
افزون بر اين، تا پيش از برآمد جنبش کنوني مردم ايران، درک روشن و مورد توافقي از مباني کار مشترک در تشکل هاي دموکراتيک، در سطح فعالان سياسي و حقوق بشري، وجود نداشته است. از اينرو کمتر با حرکات مشترک نيرومندي مواجه گشته ايم. اين مجموعه مرا بر آن داشت تا براي گشودن طرح بحثي پيرامون اين دو موضوع، نکاتي را بيان کنم. هدفم اين است که اين ايده ها در برخورد با نظرات مختلف تکميل و اصلاح و يا حتي در صورت لزوم، دگرگون شوند. انتظار دارم که فعالان حرکات اعتراضي با اين ايده ها با پيش داوري برخورد نکنند. در اين بحث نه مي خواهم تشکلي را از عرش به زير کشم و نه در اين کارم که جرياني را بر تخت نشانم. قصدم باز کردن گفتگو است، روي موضوعي که تجربه کافي پيرامون آن وجود ندارد. مي خواهم براي اين مشکل به کمک يکديگر راه باز کنيم.

الزامات، موانع و مباني کار مشترک در تشکل هاي دموکراتيک؟

حضور و فعاليت افراد و جريانات سياسي کشورمان در تبعيد تقريبا به درازي عمر حکومت جمهوري اسلامي رسيده است، اما به رغم اين اقامت طولاني و تلاش و مبارزه مستمر آنها، اين مجموعه نتوانسته اند فعاليت خود را، آنگونه که شايسته است، هماهنگ و متحد کنند. هنوز دوباره کاري و چندباره کاري ميدان دار است. ما، براي اهداف و وظايفي مشترک، پراکنده عمل مي کنيم و در مبارزه براي دموکراسي به اهميت نيرو براي عقب نشاندن ارتجاع توجه کافي نشان نمي دهيم. از اينرو تلاش هاي اين مجموعه، نتوانسته است چندان اثر اميدوار کننده اي به جا گذارد. در نتيجه کم نيستند افراد با تجربه اي که به بيهودگي کار سازمانگرانه رسيده اند. عده اي به صورت فردي فعاليت سياسي خود را پي مي گيرند و تعداد ديگر، درحالي که هنوز در درون سازمانها هستند، اما از حرکت و فعاليت بازمانده، چندان اثرگذار نيستند.
اين وضع را مجموعه عواملي پديد آورده است. يکي از مهمترين علل آن ناروشني در مباني کار مشترک و همگاني، عليه استبداد و براي دموکراسي است. هدف من در بخش اول اين نوشته، پرداختن به اين موضوع است.
تا پيش از برآمد جنبش کنوني مردم ايران در يکساله گذشته، عملکرد و پراتيک واقعي تشکل ها در خارج کشور حول دفاع از حقوق و مطالبات اقشار و طبقات مختلف مردم، زنان و جوانان و اقوام و مليت ها و اقليت هاي مذهبي متمرکز بوده است. همزمان اقدامات سرکوبگرانه حکومت را نيز افشاء مي کرده اند. اين دو وظيفه که در هم تنيده اند، با هدف جلب پشتيباني نهادها و مجامع دموکراتيک بين المللي و دولت هاي خارجي، از مبارزات مردم ايران صورت مي گرفته است. اما به اين وظايف واقعي در کار مشترک، کمتر توجه مي شد و بر اساس آن ها، همکاري و اتحادي شکل نمي گرفت. اگر به موضوعات مورد اختلاف فعالان سياسي در خارج از کشور، در اين دوره، توجه کنيم، مي بينيم اختلاف آنها کمتر ارتباطي با وظيفه فرا روي اين نهادها، داشته است. مختصات حکومت آينده، گذشته جريانات و در موارد اندکي حتي نگرش و جهان بيني ها، مبناي کار مشترک براي دفاع از مبارزات مردم ايران قرار مي گرفته است. در واقع به همان اندازه که در چارچوب وظايف واقعي اشتراک وجود دارد و اختلافات کمرنگ و عموما قابل چشم پوشي است، براي توافق روي مباني کار مشترک، اختلافات بسيار زياد است. چون اين مباني از نيازهاي مبارزه مشترک بيرون نيامده است، از مسائلي استنتاج گشته اند که ربطي به مبارزه کنوني آنها ندارد. در اين دوره فعالان سياسي عموما، براي همکاري و همگامي به اشتراک در وظايف اکتفا نمي کردند، به يگانگي در نظر آنهم در تمامي زمينه ها، چشم داشتند. از اين رو نه تنها امکان اتحاد در چارچوب اشتراک در وظايف به آساني شکل نمي گرفت، آنجا هم که تحت تاثير هم انديشي هاي بسيار زياد، اتحاد موقتي ايجاد مي شد، نمي توانست طولاني مدت دوام آورد. به اين دليل ساده که در جريان حرکت به طور طبيعي همان هم انديشان ديروز، امروز مي توانستند به اختلاف در نظر برسند. از آنجا که سنگ پايه اتحاد درست بنا نشده بود، طولي نمي کشيد که هر گرايش و نظري، صف جدا کرده به راه خويش مي رفت.
آشفتگي در مباني براي کار مشترک در خارج کشور به اين انجاميد که تشکل هاي دموکراتيک عموما به وظايف سازمان هاي سياسي پرداختند و در عمل نه موفق شدند کار خود را انجام دهند و نه وظايف ديگر را به سرانجام رسانند. تعداد تشکل هاي دموکراتيکي که در جايگاه خود مبارزه مي کردند چندان زياد نبود. بيلان کار ما در طي سالها اقامت در اين ديار اميدوار کننده نبوده است. اين تشکل ها به جاي اينکه وظايف واقعي را مبناي کار کنند، براي حضور و يا عدم حضور نيروها برنامه ريزي مي کردند. در مجموع به جاي آغوش گشودن براي کار مشترک، تهديد و برنامه ريزي براي جلوگيري از ورود نيروها مبنا مي شد. در کمتر منشوري است که مرزبندي با اين و يا آن جريان، در گوشه اي از آن گنجانده نشده باشد.
نتيجه کار نهادهاي دموکراتيک و تشکل هاي سياسي در جريان برآمد جنبش کنوني مردم ايران، به اين انجاميد که به شکل شايسته اي نتوانستند در محيط خارج کشور با نيروهائي که تازه وارد ميدان شده بودند، درهم آميزند. در مواردي که مبارزه اين دو به همديگر وصل نشد، نيروهاي تازه نفس به آساني آنها را با همه سوابق و تجاربشان به حاشيه راندند.
با اين توضيحات و با درس آموزي از تجاربمان در اين سي سال، فکر مي کنم که ضروري است در هر کشور تشکل دموکراتيک واحدي ايجاد شود. وظيفه اين تشکل ها که به طور کلي براي آزادي و دموکراسي مبارزه مي کنند، در اساس دفاعي است. دفاع از مبارزات مردم ايران. دفاع از خواست جنبش هاي مختلف: جنبش زنان، جوانان، کارگران، روشنفکران، اقوام و مليت ها، زندانيان و ...
اين نهادها از زاويه پذيرش دموکراسي و ميثاق هاي جهاني حقوق بشر و دفاع از حقوق مردم ايران، با قدرت حاکم درگير شده و افشاگري مي کنند نه بالعکس. اتخاذ خط مشي سياسي در قبال قدرت حاکم و طرح برنامه آلترناتيو در برابر آن، وظيفه جريانات سياسي است، که امر حکومت جايگزين را در دستور دارند و براي آن مبارزه مي کنند. براي روشن شدن بحث، موضوعي نظير انتخابات در ايران که هم تشکل هاي دموکراتيک و هم سازمان هاي سياسي مي توانند پيرامون آن، اظهار نظر کنند، نمونه مناسبي است. تشکل هاي دموکراتيک اگر بخواهند در چارچوب وظيفه خود عمل کنند، لازم است که انتخابات را از زاويه دموکراتيک و آزاد بودن و يا نبودن آن، مورد توجه قرار دهند. در حالي که سازمان هاي سياسي در اين حد متوقف نمي شوند، از اين فراتر رفته، نظر خود را براي شرکت در آن يا تحريم آن و يا حالت هاي ديگر، بيان مي نمايند. مثال ديگر سرکوب مردم و تبعيض در کردستان و يا بلوچستان را در نظر بگيريد. تشکل دموکراتيک اين سرکوب ها را افشا و محکوم مي کند، از حقوق و خواسته هاي دموکراتيک مردم و رفع تبعيض، به طور کلي دفاع مي کند، اما وظيفه ارائه طرح مشخص براي رفع تبعيض و تحقق مطالبات ملي و قومي و اينکه اين مطالبات در چه نوع حکومتي قابل تحقق است، از چارچوب وظايف تشکل هاي دموکراتيک و مدافع حقوق بشر خارج است.
از اين توضيحات من يکي از وظايف مهم در محيط خارج را، تلاش براي شکل دادن به يک نهاد دموکراتيک در هر کشور به جاي تشکل هاي متعدد دموکراتيک کنوني مي دانم. امروز تعداد اين تشکل هاي بي رمق در برخي از شهرها در يک زمينه مشخص نظير دفاع از حقوق زندانيان بيش از يکي است. ممکن است تلاش براي شکل گيري يک تشکل دموکراتيک در يک شهر ممکن نشود. در اين حالت بسيار اهميت دارد که اين تشکل ها فعاليت خود را هماهنگ نمايند. اگر در مناطقي وجود بيش از يک تشکل دموکراتيک قابل فهم باشد اما عدم هماهنگي در جاهائي که وظايف مشترک مي شود، قابل درک نبوده و نيست.
خلاصه اينکه وظايف تشکل عمومي و دموکراتيک دفاع از مبارزات مردم ايران است. طرح خط مشي سياسي در قبال حکومت و مختصات برنامه اي يک الترناتيو دموکراتيک نبايد مبناي وظايف براي اين تشکل ها قرار گيرد. اين وظايف که بسيار هم مهم هستند به عهده سازمان ها و احزاب و جبهه هاي سياسي است، که امر حکومت جايگزين را در برنامه دارند.

مباني کار مشترک براي اقدامات اعتراضي و مطالباتي؟

در شرايط کنوني که جنبش مردم ايران، اميد به استقرار دموکراسي را در دل ها زنده کرده است، تقويت اين جنبش در خارج از کشور به يکي از وظايف مهم فعالان و جريانات سياسي تبديل شده است. اين وظيفه در صورتي مي تواند با گذشت زمان نيرومندتر عملي شود، که اين فعاليت ها، با مباني و معيارهاي دموکراتيکي انجام شوند. بايد توجه داشت که مباني و پرنسيپ هائي که تشکل ها بر پايه آنها شکل مي گيرند، الزاما بر پرنسيپ ها و مباني يک حرکت اعتراضي عمومي، انطباق ندارند. جنبش کنوني مردم ايران دو نيروي اصلي دارد. يکي اصلاح طلباني که با استبداد کنوني-دستگاه ولايت فقيه- از زاويه دفاع از برخي خواسته هاي مردم و جنبه هائي از آزادي هاي سياسي مبارزه مي کنند، در عين حال جمهوري اسلامي را هم قبول دارند و دوم جريانات سکولاري که براي دموکراسي در مبارزه عليه استبداد شرکت مي کنند و جمهوري اسلامي را هم نمي خواهند. اين دو نيرو، دو پايه اصلي و دو عنصر کليدي سازنده ي جنبش کنوني اند. هر حرکت مشترکي عليه استبداد اگر به پرنسيپ هاي اصلي اين دو توجه نکند از جنبش مردم در داخل کشور فاصله مي گيرد و به تضعيف آن مي انجامد. از اينرو الزامي است که شعارها و مطالباتي مبناي حرکت عمومي-جنبشي- قرار گيرند که با پرنسيپ هاي اين دو نيرو مغاير نباشد. بنابراين، يکي از مباني اين حرکات جبشي در خارج کشور دفاع از مطالبات جنبش هاي اجتماعي و مبارزه با قدرت نقض کننده آنهاست. شعارهائي که کنار زدن جمهوري اسلامي را طرح کنند، فعلا نمي تواند به عنوان مبنا و پرنسيپ در اين حرکات جنبشي (که بسيج وسيع نيروهاي ضد استبداد را در مرکز توجه خود قرار داده است)، به عنوان شعار مشترک طرح شوند. حال در چنين صورتي همه کسان و جرياناتي که مبارزه براي طرح اين مطالبات را به سود برنامه و سياست خود مي دانند، دليلي ندارد با اين حرکات همراه نشوند.
اما اين تنها يک عنصر پايه اي از مباني ما براي مشارکت در حرکات اعتراضي است. ستون ديگري که به عنوان يک پرنسيپ دموکراتيک بايد مورد توجه قرار گيرد امکان نمايش تفاوت هاست، به شکلي که اولا اين تفاوت ها اساس حرکت و شعارها و خواسته هاي مشترک را زير سئوال نبرد يعني در حرکتي عليه اعدام، نمي توان شعار "اعدام بايد گردد" طرح شود ثانيا نمايش اين تفاوت ها نبايد شعارهاي حرکت مشترک را زير سايه و تحت الشعاع قرار دهد. در واقع تفاوت ها اگر بيش از توان و وزن شان منعکس شوند، غيردموکراتيک و غيرقابل قبول خواهد شد.
به نظر من مهمترين و ظريف ترين بخش اين سياست، عملي و اجرائي کردن نمايش تفاوت هاست. فکر مي کنم امروز افراد و جريانات مختلف امکان توافق روي اشتراکات را دارند، اما نمايش تفاوت ها، نکته ظريفي است که اجرا کردنش بسيار پيچيده و دشوار خواهد بود. دستيابي به راه حل براي اين موضوع پيچيده اولا به گفتگو نيازمند است. اهميت دارد که گفتگو به صورت اجلاس هاي حضوري، جلسات پالتاکي در سطوح مختلف (در سطح يک شهر يا کشور و يا کل خارج کشور)، به منظور تبادل نظر و راه يابي، سازماندهي شود ثانيا اين سياست بايد به محک عمل و تجربه درآيد و در جريان عمل، دائم نواقص آن برطرف شود. شايد نيازي به تاکيد نباشد نظراتي که بعضا روشن مي نمايد، در عمل با مسائل جديد و غير قابل پيش بيني روبرو گشته که نيازمند تدقيق مي شوند و ثالثا اهميت دارد با حسن نيت و انعطاف با بروز مشکلات برخورد شود. يعني عمل اين يا آن شرکت کننده به حساب يک جمع و يک گرايش نوشته نشود. در حالتي هم که اشتباهي از جانب اين يا آن گرايش رخ داد، تنها راه، گفتگو و باز هم گفتگوست. فراموش نکنيم اگر اين حکومت ناسازگار با زمانه توانسته است بر ما حکومت کند، يکي از دلايل اش، عمل و رفتار وحدت گريز ماست. در واقع يکي از ستون هاي اصلي عمود خيمه اين نظام، بر روي شکاف دروني مخالفان بنا شده است.
در ارتباط با مبنا قرار دادن اشتراکات و نمايش تفاوت ها، فکر مي کنم هر کس و جرياني که در اينگونه اقدامات شرکت مي کند، بايد در درجه نخست بازتاب دهنده سياست هاي مشترک باشد. شايد بهتر است توصيه شود که نمايش تفاوت ها را پس از قانونمند کردن آن انجام دهيم. براي قانونمند کردن تفاوت ها چند نکته به نظرم گفتني است: در يک حرکت همگاني بهتر است از همه گرايشات شرکت کننده در حرکت، که چارچوب اشتراکات را مي پذيرند خواسته شود شعارها و تاکيداتشان را مطابق ضوابطي که توسط هيئت مسئولان تنظيم مي شود، تهيه کنند. تصريح شود که توزيع اعلاميه و تراکت و اوراق تبليغي در اين مراسم ها، آزاد است. اعلام شود که در بلندگو فقط شعارهاي مشترک داده خواهد شد. در جلو صف فقط پرچم ايران و پلاکاردهاي پارچه اي حاوي شعار مشترک قرار خواهد گرفت. حمل پرچم و يا پلاکاردهاي پارچه اي که تفاوت ها در آنها انعکاس دارد، فقط در آخر صف قابل قبول است.
براي بيان موانع و نارسائي ها، ناگزيرم روي مشکلاتي که در پاريس ميان فعالان سياسي بروز کرده است، متمرکز شوم. ميدانم برخي از اين مشکلات و بحث ها در ساير کشورها نيز عينا وجود دارد. اميدوارم در اين زمينه ساير دوستان نيز مسائل خود را با تکيه بر تجاربي که در عمل کسب کرده اند، منتشر کنند، تا امکان دستيابي به يک جمعبندي فراهم گردد.
در اقداماتي که تاکنون انجام شده است، برخي تشکل ها اصل "تکيه بر اشتراکات و نمايش تفاوت ها" را نادرست مي دانند. استدلال آنها اين است که نمايش اين يا آن تفاوت را قبول ندارند. براي نمونه پرچمي را که توسط سلطنت طلبان به نمايش گذاشته مي شود، نمي پذيرند. احزاب اروپائي را هم شاهد مي آورند که مثلا حرکت با برخي جريانات راست را برنمي تابند. در واقع سخن آنها اين است که حق ماست که با يک جريان حرکت کنيم يا حرکت نکنيم. حق داريم زماني که مسئوليت يک راهپيمائي را به عهده داريم، ضوابط براي آن را خود مشخص کنيم.
اين حکم که دعوت کننده مثلا يک راهپيمائي حق دارد ضوابطي براي آن تعيين کند، زير سئوال نيست. سئوال اين است که کدام ضابطه مثبت و دموکراتيک و کدام منفي و سکتاريستي است. بحث اين است که براي يک تظاهرات که دفاع از جنبش مردم در داخل کشور را هدف خود قرار مي دهد به نيروهائي که هدف مشترک را مي پذيرند، بايد امکان نمايش تفاوت ها را داد يا نمايش تفاوت ها، ممنوع است. اگر جنبش مردم در داخل کشور رنگارنگ است، چگونه بايد اين رنگارنگي را در صفوفمان در خارج کشور به نمايش بگذاريم. بحث حقوقي اينجا فرعي است. چگونگي استفاده از اين حق اهميت دارد. ما در سال هاي گذشته، زماني که با اين يا آن جريان حرکت مشترک کرده و يا ديگري را تحريم مي نموديم، بدون شک حق داشته ايم و از حق خود استفاده مي کرده ايم. اما استفاده نادرست از حق، خود ما و جنبش ما را تضعيف نمود. امروز ما نمي خواهيم ياران و دوستانمان در يک تشکلي نظير کميته مستقل ضد سرکوب شهروندان ايراني- پاريس از حق خود غلط استفاده کنند. آنان حق دارند، اما ما هم وظيفه داريم نگذاريم آنان تضعيف شوند، چون تضعيف آنان را تضعيف خود و تضعيف جنبش مردم مي دانيم. براي ما رها کردن اين ياران شايد آسان ترين راه باشد، اما ما خود به اختيار، به چنين انتخابي دست نمي زنيم. چون راه دستيابي به دموکراسي و مبارزه با استبداد کنوني را دشوار مي دانيم. ما زماني که در روزهاي نخست سال پيش، يبشترين نيرويمان با هم بود، باز کمر استبداد را نتوانستيم بشکنيم. طبيعي است براي زمين گر کردن استبداد و استقرار دموکراسي، به نيروي وسيعتري نيازمنديم. نابخردانه است که در اين شرايط صف از هم جدا کنيم.
براي بيان مشکل، من چگونگي برگزاري سالگرد ۲۲ خرداد را در پاريس، به عنوان نمونه، برمي گزينم. از نظر من سالگرد بيست و دوم خرداد مي بايست توسط تمامي آنهائي که پشتيبان جنبش مردم ايران هستند، گرفته مي شد. در پاريس برخي از دوستان ما با اين استدلال که ۲۲ خرداد "سالگرد شکل گيري و تولد تشکل ما است" يا با هر استدلال ديگري، از برگزاري مشترک سالگرد اين روز طفره رفتند. اين فکر و اين رفتار هر چند در ديگر کشورها يکسان ظاهر نشده است، قابل قبول نيست. به اين دليل ساده که غيردموکراتيک است. اساسا اهداف و وظايف، ترکيب نيرو را تعيين مي کنند. منطقا در هر حرکت، تمامي جريانات و افرادي که آن را قبول دارند موظف اند با هم و همراه هم، اقدام کنند. اگر چنين نکنند غيرطبيعي و پرسش برانگيز خواهد بود. تنها زماني مجازيم که در مبارزه تنها حرکت کنيم که اهداف و سياست هاي مختص خود داشته باشيم. سالگرد بيست و دوم خرداد مربوط به همه کساني است که خود را جزئي از جنبش مردم مي دانند. دليلي ندارد يک جريان خود را صاحب آن بداند. نظير چنين برخوردهاي غلطي را، فعالان جنبش هاي اجتماعي ما در گذشته زياد داشته اند. همين چند سال پيش در جنبش دانشجوئي در داخل کشور نمونه هائي از اين رفتار نسنجيده ديده شد. در ۱۶ اذر، روز دانشجو، جريانات مختلف جداگانه اين روز را گرامي داشتند. چپ ها، تحکيم وحدت و .. هر کدام به تنهائي مراسم برگزار کردند. البته مورد تهاجم حکومت هم قرار گرفته و سرکوب شدند. اشاره ام به اين تجربه از اينروست که بگويم، در روز دانشجو، بايد همه دانشجوياني که براي آزادي فکر و انديشه، و براي امکان دستيابي آزادنه به اطلاعات و دانش و علم مبارزه مي کنند، مي بايست دست در دست هم پيش روند. ۱۶ آذر روز دانشجوست که با شعار "اتحاد، مبارزه و پيروزي" شناخته شده است، نبايد مرکز نمايش تفاوت ها شود.
در سالگرد ۲۲ خرداد نيز هيچ دليلي براي جدا حرکت کردن وجود نداشت. زماني که جرياني نظير کميته ضد سرکوب به تنهائي فراخوان به راهپيمائي مي دهد بقيه جريانات را با مشکل مواجه مينمايد. اگر در اين فراخوان شرکت کنند، که شرکت هم کردند، حرکت به آنها تحميل شده است. اگر صف ديگري راه مي انداختند، صف جداگانه توجيهي نداشت. يعني هر دو حالت، برايشان نامطلوب است. پس خشت اول را دوستان ما کج نهادند. شکي نيست که برگزاري سالگرد ۲۲ خرداد و دعوت به تظاهرات و راهپيمائي، حق اين دوستان بوده است، اما ايراد آنها استفاده غيردموکراتيک از اين حق است. در همين روز ۲۲ خرداد در برخي از کشورهاي ديگر چون اطريش و آلمان تلاش شده بود همه با هم ۲۲ خرداد را برگزار کنند و موفق هم عمل کرده بودند. اين دوستان بايد بگويند به چه دليل در کشوري مثل فرانسه برگزاري آن به شکل جمعي خطاست؟ مواردي مثل حرکت نکردن حزب کمونيست با جريانات راست مثال درستي نيست. چون نه راست مي خواهد با حزب کمونيست حرکت کند و نه حزب کمونيست مي خواهد با آنان کار مشترک کند. به اين دليل ساده که نقطه اشتراکي با هم ندارند.
مساله ديگري که اخيرا توسط دوستان کميته مستقل ضد سرکوب شهروندان ايراني-پاريس به کار گرفته مي شود، مراجعه به پليس است. اين شيوه که در ميان فعالان دموکراتيک تاکنون سابقه نداشته است، مشکلاتي ايجاد کرده و مناسبات را کدر نموده و پرسش انگيز شده است. اين اقدام نيز باز نبايد از زاويه حق و حقوق ارزيابي شود. اين عمل چنان دافعه اي ايجاد کرده است که اصل موضوع در ابهام قرار گرفته است. خصوصا در پاريس در مواردي پاي پليس به ميان کشيده شده است، که اساسا با اخلالي در مراسم روبرو نبوده ايم. کساني که به پليس مراجعه مي کنند توجه ندارند که مراجعه به پليس آخرين راه حل است، آن هم فقط در شرايطي که گروهي عزم به برهم زدن مراسم جزم کنند و گفتگو هم اثري نداشته باشد. در چنين حالتي مراجعه به پليس قابل فهم است. اما زماني که تعدادي از شرکت کنندگان قصد برهم زدن را نداشته باشند راه حل فقط گفتگوست. حتي اگر اين افراد مجاب هم نشوند، اتفاق عجيبي رخ نخواهد داد.آنان چنان در جمع ايزوله خواهند شد که تکرار اينگونه اقدامات برايشان دشوار خواهد شد.

چهارشنبه ۲ تير ۱٣٨۹
برابر ۲٣ ژوئن ۲۰۱۰

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration