The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

داستان دزد وملا

محمود بهنام

خميني، در موعظه‌هاي سياسي-‌ ‏مذهبي مکرر خود، با اشاره به تقوا و منزه ‏بودن روحانيون، چند بار حکايتي را با اين ‏‏مضمون نقل کرده بود که روزي مردم طلبه‌اي ‏را در حين دزدي دستگير مي‌کنند و مؤمنان ‏خبر آن را پيش مجتهد و ‏مرجع تقليد مي‌برند و ‏او مي‌گويد که اين شخص دزدي است که به ‏لباس روحانيت درآمده است و گرنه روحاني ‏که دزد ‏نمي‌شود! سوژة اصلي فيلم جنجال ‏برانگيز و پرفروش «مارمولک» که در ‏ارديبهشت امسال در سينماها به نمايش ‏‏درآمد، همين حکايت است. ‏
داستان فيلم از اين قرارست که دزد ‏سابقه‌داري به نام رضا، که نقش مارمولکي را ‏بر بازويش خالکوبي کرده و به ‏‏«رضا ‏مارمولک» معروف شده است، در پي انجام ‏عمليات سرقت در اثر حادثه‌اي زخمي و در ‏بيمارستان بستري ‏مي‌شود. مأموران پليس ‏وي را رديابي کرده و براي دستگيري او به ‏بيمارستان مي‌آيند ولي رضا مارمولک با ‏پوشيدن ‏لباسهاي آخوند هم اتاقش در آن ‏بيمارستان، از چنگ مأموران مي‌گريزد. او بعد ‏از فرار هم لباس آخوندي را از تن در ‏‏نمي‌آورد و بلکه مي‌خواهد از «مزاياي» آن هم ‏بهره‌مند شود. در ادامه ماجراهاي مضحک، او ‏امام جماعت مسجدي ‏مي‌شود. موعظه مي‌کند ‏و دعواي زن و شوهري از اهل محل را پايان ‏مي‌دهد... و در نهايت نيز به «خدا» راه پيدا ‏‏مي‌کند. سرانجام مأموران وي را شناسائي ‏کرده و ظاهراً در صدد دستگيري او بر مي‌آيند ‏و فيلم با پاياني معلق به انتها ‏مي‌رسد.‏
کارگردان اين فيلم کمال تبريزي، از ‏فيلم سازان با سابقه و مورد تأييد دستگاههاي ‏حکومتي است که، پيش از اين، اغلب ‏‏ساخته‌هاي او، مانند «شيدا»، «ليلي با من است» ‏و «مهر مادري»، فيلمهايي با مضمون «دفاع ‏مقدس» (جنگي) و يا ‏دربارة مسائل عاطفي و ‏خانوادگي بوده است. تهيه کنندة آن هم ‏منوچهر محمدي است که از عناصر پرنفوذ و ‏شناخته شدة ‏صنعت سينماي ايران در دوران ‏جمهوري اسلامي به حساب مي‌آيد. سازندگان ‏‏«مارمولک» که به گفتة خودشان فيلمي با ‏هدف ‏‏«دفاع از روحانيت» ساخته‌اند، در عين حال، ‏نگاهي هم به گيشة سينماها داشته‌اند، در ‏پرداختن به چنين ‏موضوعي، در شرايط حاکم، ‏جسارت آشکاري نيز از خود نشان داده‌اند. ‏بهرام بيضائي، نويسنده و سينماگر مستقل و ‏‏نامدار ايران، چند سال پيش در ارتباط با ‏مشکلات فيلم سازي در ايران، به اين مسئله ‏هم اشاره کرده بود که هر فيلمي که ‏ساخته ‏مي‌شود به نوعي به قشر يا صنفي که داراي ‏اتحاديه و تشکيلات خود نيز هستند ‏برمي‌خورد و اين هم مانع ‏مضاعفي ايجاد ‏مي‌کند. اما فيلم مارمولک به «صنف»ي ‏مي‌پردازد که نه تنها اتحاديه بلکه ارکان عمدة ‏حکومت را در ‏دست خود دارند و بنابراين ‏نزديک شدن به آنها، در رسانه‌ها، خطرات ‏فراوان دارد. به نوشتة منتقد سينمايي «شرق» : ‏‏‏«فکر نکنيد مارمولک فقط شما را مي‌خنداند. در ‏اين فيلم چيزهائي مي‌بينيد که غير از کمال ‏تبريزي و هم محلي‌هايش ‏اگر کس ديگري آنها ‏را به تصوير مي‌کشيد، الان نزديک عيدي حالي ‏برايش باقي نمانده بود». در هر حال، ‏کارگردان با ‏استفاده مناسب از يکي از ‏شگردهاي شناخته شده سينما و تئاتر، يعني ‏موقعيتهاي متناقض، و با بهره‌گيري از بازي ‏خوب ‏پرويز پرستويي («حاجي کاظم» فيلم ‏‏«آژانس شيشه‌اي») در نقش سارق حرفه‌اي و ‏روحاني قلابي، توانسته است فيلمي ‏شاد و ‏موفق از نظر بينندگان بي‌شمار آن بسازد. ‏‏(چندسال قبل هم، کارگردان تازه‌کاري به نام ‏رضا ميرکريمي، فيلم ‏‏«زير نور ماه» را، که ‏زندگي طلبة جواني را در وضعيت امروز ايران ‏به تصوير مي‌کشيد، ساخته بود که در يکي از ‏‏بخشهاي جانبي فستيوال «کن» در سال 1380 ‏نيز نشان داده شد ولي چون نمايش آن در ‏داخل با محدوديت شديدي ‏روبرو گرديد، ‏بنابراين سر و صداي زيادي هم برنيانگيخت).‏
اما اکران عمومي «مارمولک» با ‏کشمکش و جنجال بسياري روبرو گشت. اين ‏فيلم همة «مجوز»هاي لازم را دريافت ‏کرده و ‏تبليغات مربوط بدان نيز در بهمن و اسفند ‏گذشته انجام گرديده و موعد نمايش آن هم ‏تعطيلات نوروزي امسال ‏تعيين شده بود. اما ‏در آن هنگام از نمايش آن جلوگيري شد، بدون ‏آنکه حکم «توقيف» رسمي فيلم از جانب ‏دستگاهي ‏صادر شده باشد. برخي از مسئولان ‏وزارت ارشاد، از تعويق اکران آن به بهانة ‏‏«محرم و صفر» صحبت کردند ولي ‏واقعيت آن ‏بود که اختلاف بين «علما» در اين باره که اين ‏فيلم بالاخره به سود ملايان است و يا به ‏زيانشان، هنوز ادامه ‏داشت. با وجود اعلام ‏صريح سازندگان که اين فيلم قبلاً به وسيلة ‏وزارت اطلاعات، دستگاه قضائي و سازمان ‏بازرسي ‏کل کشور، ملاحظه و تأييد گرديده ‏است و با اينکه اعطاي جايزه به آن در ‏جشنواره رسمي و دولتي «فجر» در سال ‏‏گذشته و حتي حمايت برخي رسانه‌هاي کاملاً ‏سنت‌گرا (مثل روزنامة رسالت) از آن، ‏نشانه‌هاي ديگري از تأييد ‏‏«مارمورلک» بود، ‏ولي مخالفان همچنان خواستار سانسور بخش ‏زيادي از فيلم و يا توقيف آن بودند. کمال ‏تبريزي، در ‏مصاحبه‌اي با خبرگزاري «فارس»، ‏با تأکيد مجدد بر اين که امکان دارد «که خداي ‏ناکرده از نظر عده‌اي اين فيلم در ‏ظاهر در ‏استهزاي روحانيت باشد – که البته به طور ‏قطع اين طور نيست - ولي اين فيلم در ‏لايه‌هاي زيرين خود به ‏شدت از روحانيت دفاع ‏مي‌کند»، خواهان دخالت وزارت ارشاد و پايان ‏دادن به توقيف فيلم خود شد.‏

‎ ‎

سرانجام با تلاشهاي اين وزارتخانه و ‏‏«کسب نظرات برخي از روحانيون شناخته ‏شده و مطلع از مسائل فرهنگي و ‏اجتماعي، به ‏دليل دغدغه و حساسيتي که نسبت به شأن ‏والاي روحانيت وجود دارد»، و با حذف «چند ‏ديالوگ» که به ‏قول تهيه‌کنندة فيلم «ايجاد ‏سوءتفاهم در انتقال مضمون به مخاطب ‏مي‌کرد»، اکران عمومي «مارمولک»، در دوم ‏‏ارديبهشت، آغاز شد و، همانطور که پيش‌بيني ‏مي‌شد، به پرفروشترين فيلم تبديل گرديد.‏
اما آغاز نمايش فيلم در سينماها نيز ‏پايان جنجال «مارمولک» نبود. زيرا که نه تنها ‏بخشي از آخوندها و پيروان آنها، ‏کماکان ‏مخالفت خود را با آن ابراز مي‌کردند بلکه، ‏فراتر از آن و صرفنظر از اينکه نيت واقعي ‏سازندگان چه بوده ‏است، خود نمايش اين ‏فيلم، فرصت و بهانة مناسبي را براي استهزاي ‏روحانيت و مسخره کردن ملايان به وسيلة ‏مردم، ‏و خصوصاً جوانان، به وجود آورد. نه ‏تنها سالنهاي تاريک سينما و يا محافل ‏خصوصي و خانوادگي، که تاکسيها و ‏‏اتوبوسهاي شهري هم مکاني براي متلک ‏پراني، لطيفه‌گويي و طنز پردازي دربارة ‏آخوندها شد. «مرزهاي مقدس» و ‏‏«خطوط ‏قرمز»ي که اينان آنهمه در ايجاد و حفاظت ‏آنها مراقبت کرده بودند، بيش از پيش ‏خدشه‌دار گرديد.‏
پس از حدود دو هفته از شروع اکران ‏‏«مارمولک»، آيت‌الله جنتي، دبير شوراي نگهبان، ‏علناً وارد معرکه شد و ضمن ‏انتقاد شديد از ‏نمايش اين فيلم، رسماً خواستار توقيف آن ‏شد. بعد از او نوبت آيت‌الله مکارم شيرازي و ‏بعضي ديگر از ‏آخوندهاي سرشناس بود که ‏نمايش «مارمولک» را «توهين» به لباس ‏روحانيت اعلام کردند. ملا حسني، امام جمعة ‏‏اروميه، نيز ساختن اين فيلم را به «عوامل ‏نفوذي آمريکا و استکبار جهاني» نسبت داده و ‏آنها را به باد حمله گرفت. بعد ‏از قم و مشهد، ‏در اروميه و رشت هم نمايش آن متوقف ‏گرديد. هفته‌اي بعد از آن، يعني پيش از پايان ‏ارديبهشت هم، ‏اکران عمومي «مارمولک» در ‏تهران و ديگر شهرهاي کشور، به طور کلي، ‏متوقف شد.‏
تهيه و نمايش «مارمولک»، جر و ‏بحثهاي برخاسته پيرامون آن و، نهايتاً، توقيف ‏آن، لايه‌هاي گوناگون سانسور حاکم را ‏به ‏نحو برجسته‌اي نمايان ساخت. لاية نخست اين ‏سانسور و خود سانسوري متوجه همة ‏فيلمهاست. لاية مضاعف آن ‏مربوط به سوژة ‏‏«روحانيون» و «روحانيت» است که به صورت ‏تابويي درآمده که نزديک شدن به آن «ممنوع» ‏است ‏حتي اگر به نيت دفاع از «روحانيت» ‏باشد. لاية سوم اما به رابطة ميان آخوند و ‏دزد، و به طور کلي، رابطة بين ‏روحانيت و ‏تبهکاري، برمي‌گردد که وارد شدن به آن به ‏منزلة ورود در «حوزة فشار قوي» است. اين ‏حصارهاي ‏تودرتوي ساخته و پرداختة ‏حکومت ملايان براي مصون نگهداشتن آنها از ‏هرگونه تعرض و انتقاد، وحتي شبيه سازي ‏در ‏قالب فيلم، البته اختصاص به سينما ندارد و ‏ساير عرصه‌هاي هنري و فرهنگي نيز، کم و ‏بيش، مشمول همين ‏سانسورهاست. ترسيم ‏طرح و کاريکاتور ملايان، به طور کلي، ممنوع ‏شده است. زنداني شدن کاريکاتوريستي که ‏طرح ‏فوتباليست او را سانسورچيان به خميني ‏تشبيه کرده بودند و بازداشت طراح ديگري که ‏تصويري از يک تمساح را به ‏کنايه از آيت‌الله ‏مصباح کشيده بود، تنها نمونه‌هاي بسيار ‏شناخته شدة عملکرد اين سانسور و سرکوب ‏است. در کتابي که ‏اخيراً به صورت يک جلد از ‏مجموعه قصه‌هاي فولکلوريک ايران انتشار ‏يافته، در برخي از اين قصه‌ها که به نحوي با ‏‏آخوندها مرتبي بوده، سانسورچيان وزارت ‏ارشاد، مؤلفان را ناچار به «تغيير» و «اصلاح» ‏در آنها کرده‌اند. مثلاً عنوان ‏يکي از اين قصه‌ها ‏‏«روباه و ملاي طمعکار» بوده که در اثر ‏سانسور به «روباه و ميرزاي طمعکار» تغيير ‏يافته است. ‏
برخلاف همه خطوط قرمزي که توسط ‏خميني و ميراث خواران وي کشيده شده و ‏ميشود و بر خلاف ادعاي حکايت ‏مورد استناد ‏خميني که «روحاني دزد نمي‌شود»، در امثال، ‏حکايات، فرهنگ عامة مردم و ادبيات اين ‏سرزمين، نه چنان ‏حريم و مصونيت مقدسي ‏براي ملايان، به عنوان يک صنف و قشر ‏اجتماعي، وجود داشته و نه اين صنف در ‏مورد ‏ارتکاب دزدي و بزهکاريهاي ديگر از ‏ساير صنفها مستثني بوده است. همة آخوندها ‏دزد نيستند، اما از نظر دزدي، فساد ‏مالي و يا ‏انواع ديگر تبهکاريها، تفاوت زيادي بين اين ‏قشر و اکثر اقشار ديگر جامعه وجود ندارد. ‏تفاوت قابل ملاحظه ‏در اين باره شايد آن باشد ‏که اينان که وظيفة «ارشاد»، «امر به معروف و ‏نهي از منکر»، «آخرت سازي» و نظاير ‏اينها را ‏بر عهده دارند، منکرات و خلافکاريهايشان را، ‏به شکلي پوشيده‌تر و پيچيده‌تر، انجام ‏مي‌دهند.‏
در آن دوران که ملايان، نه همة ارکان ‏حکومت، بلکه قضاوت، اوقاف، ثبت و ضبط ‏اسناد، و قيموميت وغيره را در ‏دست داشتند، ‏غالباً در بين توده‌هاي مردم به «رشوه‌خور»، ‏‏«وقف خور» و يا «مال يتيم خور» شهرت ‏داشتند. ‏ناصرخسرو، به عنوان مثال، آنان را ‏چنين معرفي مي‌کند:‏
‏«اين قوم که اين راه نمودند شما را ‏ زي آتش جاويد دليلان شما ‌اند
اين رشوت خواران فقها اند شما را‏ ابليس فقيهست گر اينها فقها اند
از بهر قضا خواستن و خوردن رشوت‏ فتنه همگان بر کتب بيع و شرا اند‏
رشوت بخورند آنگه رخصت بدهندت‏ نه اهل قضا اند بل از اهل قفا اند».‏
فرياد خواجه حافظ از دست واعظان، ‏زاهدان و محتسبان که «چون به خلوت ‏مي‌روند، آن کار ديگر مي‌کنند» همواره ‏بلند ‏است. و سعدي ملاحظه کار و گزيده‌گوي نيز ‏در «بوستان»ش، ماهيت و کارکرد آنان را ‏نشان مي‌دهد:‏
‏«نه پرهيزگار و نه دانشورند ‏ همين ‏بس که دنيا به دين مي‌خورند».‏
اما در اين ايام که ملايان بر همة ارکان ‏حکومت چيره گشته‌اند امکان اين را پيدا ‏کرده‌اند که هم از «توبره» و هم از ‏‏«آخور» ‏بخورند. يعني در سلک روحانيت و يا در مسند ‏اختصاصي قضاوت به حقوق و اموال مردم ‏دست درازي کرده ‏و يا در حاصل دزديهاي ‏ديگران شريک شوند و يا، در مقامات ‏حکومتي، به دارائيها و ثروتهاي عمومي که ‏آنها را به ‏عنوان «غنائم جنگي» خود تلقي ‏مي‌کنند، مستقيماً دسترسي پيدا کنند.‏
سانسور و سرکوب حاکم، البته، مانع ‏از آنست که دامنه و ابعاد واقعي دزديها و ‏چپاولگريهايي که امروز به وسيلة ملايان ‏حاکم ‏و وابستگان و شريکان آنها صورت مي‌گيرد، ‏کاملاً آشکار شود. اما همان اندازه که اخبار ‏فساد و تخلفات برخي از ‏آنها، توسط دستجات ‏رقيب، در رسانه‌ها انعکاس مي‌يابد، از رواج ‏اينگونه تبهکاريها حکايت مي‌کند. آخرين نمونه ‏از آنها ‏رسوايي بزرگ معروف به پروندة ‏‏«شهرام جزايري و شرکا»، در سال 1380 بود ‏که هنوز هم «مختومه» نشده است. ‏در اين ‏قضيه آشکار شد که جدا از دزدان و رشوه ‏بگيران مکلا، تعداد زيادي از آيت‌الله‌ها و ‏آخوندهاي ريز و درشت ‏رژيم نيز رشوه‌هاي ‏کلاني از شهرام جزايري و همدستان وي ‏دريافت کرده‌اند. پيش از آن، در سال 1377، از ‏‏سوءاستفادة مالي گسترده‌اي در خود ‏دادگستري تهران، به رياست حجت‌الاسلام ‏رازيني، پرده برداشته شد که طي آن ‏معلوم ‏گرديد، رازيني، طبق حکم خامنه‌اي، در ‏حسابهاي سپردة اماني اشخاص در نزد ‏دادگستري، دست برده و ميلياردها ‏ريال از ‏اين طريق جا به جا شده است. نمونه‌‌اي ديگر ‏از اينها «فعاليتهاي اقتصادي» آيت‌الله شرعي، ‏نمايندة سابق مجلس ‏و از مسئولان «جامعة ‏مدرسين» است. وي با مشارکت عده‌اي ديگر ‏از ملايان و نزديکانشان، «مؤسسة اقتصادي ‏‏فاطميه» را در قم ايجاد کرده و به فعاليتهاي ‏گوناگوني پرداخته و بزرگترين بيمارستان اين ‏شهر، «بيمارستان شهيد ‏بهشتي»، را در اختيار ‏خودگرفته بود. ‏
اما پس از مدتي اين مؤسسه ‏‏‏«ورشکسته» اعلام شده و بيمارستان مزبور ‏‏نيز تعطيل گرديده و چکهاي بي‌محل آيت‌الله ‏‏‏شرعي يکي بعد از ديگري برگشت مي‌خورد، ‏‏کارکنان اين بيمارستان، بعد از دوندگيهاي ‏‏بسيار، موفق مي‌شوند که ‏مسئولان دولتي را ‏‏به تحويل گرفتن اين بيمارستان و پرداخت ‏‏دستمزد و حقوق معوقه خود، متقاعد کنند. ‏‏سرانجام مبلغ 9 ‏ميليارد ريال از خزانة دولت ‏‏جهت پرداخت بخشي از مطالبات کارکنان ‏‏بلاتکليف بيمارستان اختصاص مي‌يابد. اما ‏‏اين ‏مبلغ نيز، با تباني دادگستري قم، به حساب ‏‏آيت‌الله شرعي واريز مي‌شود و سر کارکنان ‏‏بازهم بي‌کلاه مي‌ماند. ماههاي ‏دي و بهمن ‏‏سال گذشته دادگستري قم و ساختمان مرکزي ‏‏قوه‌ قضائيه در تهران، صحنة تجمع و اعتراض ‏‏گستردة اين ‏کارکنان بود که حقوق آنها ‏‏آشکارا پايمال گرديده است.‏
اما قضية سوءاستفاده و دزديهاي «آقا ‏‏زاده‌»ها، با بهره‌گيري از مقام و موقعيت ‏‏سياسي و مذهبي پدرانشان، خود داستان ‏‏‏مفصل ديگري است که فهرست طولاني از ‏‏فرزندان و بستگان هاشمي رفسنجاني (که ‏‏اخيراً نيز پروندة مالي مهدي ‏هاشمي در ‏‏ارتباط با «استات اويل» نروژ در مطبوعات ‏‏داخلي و خارجي بازتاب يافته است) و ‏‏‏«خاندان»هاي واعظ ‏طبسي، مقتدائي، ملکوتي، ‏‏محفوظي و ... را در بر مي‌گيرد.‏
با آغاز و پايان نمايش «مارمولک»، ‏‏ظاهراً همة طرفهاي درگير اين ماجرا به نتيجة ‏‏‏«مطلوب» خود نائل شدند : ‏مخالفان آن ‏‏بالاخره توانستند صدور حکم توقيف آن را به ‏‏دست آورده و از «اهانت» بيشتر به روحانيت ‏‏جلوگيري کنند. ‏موافقان آن سرانجام موفق ‏‏شدند که چند هفته آن را به روي پرده بياورند ‏‏و بدين طريق از «شان والاي روحانيت» دفاع ‏‏‏نمايند. سازندگان فيلم هم به رکورد فروش ‏‏کم‌نظيري دست يافتند ضمن آنکه نسخة ‏‏ويدئويي آن هم همچنان دست به دست ‏‏‏مي‌چرخد. در اين ميان، بينندگان فيلم هم ‏‏لحظاتي را به شادي و تفريح گذرانده و، در ‏‏سالن سينماها و يا خلوت خانه‌ها، به ‏ريش ‏‏آخوندها خنديدند. اما بساط سانسور و ‏‏سرکوب و «خطوط قرمز» تحميلي همچنان ‏‏پابرجاست و داستان دزداني که ‏به لباس ‏‏آخوندي درآمده‌اند و يا آخوندهايي که وارد ‏‏جرگة تبهکاران شده‌اند کماکان ادامه دارد.‏

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration