The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

ما چه ميگوييم ؟

علي جلال




ما چه ميگوييم ؟
رفقاي گرامي براي کنگره ما در اين ماه، سه مطلب ارائه شده من تاکنون فرصت کردم که نظر خودم را در باره اوضاع ميهن بگويم :"قيام ۲۳ خرداد و ....."؛ اکنون نيز در فرصت باقي مانده توانستم بخشي از نقدي که به نوشته رفيق قاسم دارم را بنويسم. اما فکر کردم شايد بهتر باشد تادر ابتدا چکيده اي از تحليل خودم را براي با ز شدن بيشتر زوايا و نشان دادن اختلاف ديدگاه ها، و براي آسان کردن مطالعه مقايسه اي نيز بياورم از اين روي اين نوشته
فعلا دو بخش دارد: ۱ - من چه ميگويم ۲- نگاهي به نوشته ر . قاسم ج ـ....

الف - من چه ميگويم ؟
۱- ما يک سازمان مارکسيستي هستيم ترمينلوژي خودمان را داريم که در آن "مفاهيم " و مقولات معني معيني دارند مثلا "دمکراسي " ، زير بنا،"روبنا "، ملت ، "منافع ملي "، طبقات و ...معني خاصي دارند. اما طبقات اجتماعي ديگري مثلا "بورژوازي " هم چه بسا همين مفاهيم را بکار ببرد ولي معاني ديگري از آنها دارد. مارکسيست بودن يعني هيچ چيز "وحي منزل " نيست همه چيز در تغيير است و همه چيز قابل تجديد نظر اما تا موقعي که در باره مقوله اي ‎، تجديد نظري يا باز تعريفي ارائه نشده ، آن مقوله به همان معني هميشگي خود مفهوم ميشود.
۲ - ما بنا به انديشه و متد تحليل خود از جامعه خويش ، مرحله تاريخي رشد آن، و اصلي ترين نياز (نياز هاي ) اين رشد، اصلي ترين مانع در برابر اين"اصلي ترين نياز " در مرحله کنوني و ...؛ تحليلي داشته و داريم
۳ - پس از مباحثي در باره "جنبش هاي اجتماعي" و برامد آن ، سرانجام جنبش اجتماعي بزرگي سربرآورد
۴-يک سازمان جدي سياسي نخست بايد تحليل هاي و تصميمات خود را با آنچه به طور عيني در جامعه سر برآورد، روياروي نهد و آن تحليل ها و تصميمات را به محک تجربه اجتماعي رويداده ( يعني جنبش )، بزند و از آنجا تئوري راهنما براي جنبش جاري، تدوين کند.
۵ -بر پايه آنچه در بالا آمد مشخصا چنين ميشودگفت :
۱- تحليل سازمان ما اين بود که "دمکراسي " اصلي ترين نياز اين مرحله از رشد جامعه ماست
و مانع اصلي دربرابر آن "جمهوري اسلامي" است. "جمهوري اسلامي " غير قابل اصلاح است (نظر غالب ) ، اکثريت غالب مردم از رژيم متنفر هستند و ...؛ در کنگره در باره برآمد جنبش هاي اجتماعي بحث شد. ما انتخابات رياست جمهوري ۸۸ را تحريم کرديم.
آيا اينها درست بود ؟
آنچه در بالا گفته شد مثل فرضيه ميباشد . روش علم در تحقيقات علمي چگونه است ؟
محقق در باره پديده مورد بررسي، در آغاز دانسته هاي(گمانه هاي ) تا کنوني را کار پايه قرار ميدهد اين کار پايه را "فرضيه " مينامند، بعد بايک سري آزمايش (تجربه )، فرضيه مزبور محک زده ميشود يعني بطور "عيني"، "در واقعيت خارجي " از طرق آزمايش مورد بررسي قرار ميگيرند آنچه از آن فرضيه در اين آزمايش ها درست در بيايد جمع بندي شده و آنگاه آنرا "تئوري علمي " مينامند.بدون آزمايش(تجربه ) تئوري علمي بدست نميايد. آيا انجام آزمايشات در جامعه براي يک محقق شدني است ؟ آري و نه!
در جامعه نميتوان همچون آزمايشگاۀ اشيا يا پديده هايي که در حد انسان يا پايين تراز آن هستند دست به آزمايش زد. اما درجامعه آزمايش، با دقتي کاملا علمي، صورت ميگيرد. "تحولات اجتماعي"، "آزمايش ها ي علمي" در سطح جامعه هستند که توسط آزمايشنماي تاريخ طبيعي جامعه انجام ميشود اين
از اتفاقات (تجربه هاي)بسيار نادري در هستي است (بسيار مهمتر از اتفاقات(تجربه هاي ) نادري چون خسوف و کسوف ) که لزوما بايد مورد مطالعه جامعه شناسي علمي،وبطريق اولي موردمطالعه سازمانهاي مارکسيستي جدي،
همچون عالي ترين "عينيات"، قرار گيرد. قيام ۲۳ خرداد و جنبش پيامد آن بدرستي داراي چنين نقشي است. يعني "عالي ترين عينيات"، "عالي ترين آزمايش"ها، "عاليترين تجربه"هايي هستند که ميتوانند و بايد توسط ما از فرضيه (تحليل )هاي ما از جامعه ما، "تئوري علمي" سياسي-انقلابي -اجتماعي فراهم آورند. بر اين پايه است که اينجانب لازم ديدم تا در نوشته خود"قيام 23 خرداد...."، به تحليل تشريحي داده هاي اين جنبش بپردازم. برخي تئوري هاي مارکسيستي حقانيت شان طي تحولات يکصد و پنجاه سال اخير چنان پي در پي توسط تحولات جامعه بشري ثابت شده که تئوريسين هاي بورژوازي هم اکنون از آن ميراث مفت خواري ميکنند. آنان هم از اهميت پايه ايِ جامعه شناختيِ جنبش هايِ اجتماعي،از مضمون، نيروهاي طبقاتي متفاوت شرکت کننده و ... صحبت ميکنند اما بطور ذهني(سوبژکتيو) و اين بنا به ماهيت طبقاتي آنهاست. آنان وقتي از مضمون جنبش ، يا از طبقات شرکت کننده در آن و يا ... صحبت ميکنند، داده هاي عيني که از دل جنبش استخراج شده باشد ارائه نميدهند. بلکه بطور خود غرضانه و از پيش خود در باره: "مضمون جنبش"، "نيرو هاي آن" و ....؛ اظهار نظر ميکنند.آري به سخن اصلي برگرديم. من در نوشته خود بر پايه تحليلي عيني نشان دادم که :
۱-قيام ۲۳ خرداد در ضمن اعتراضي بود به اين فريب که: "از طريق شرکت در انتخابات ميتوان در اين رژيم رفرم کرد " يا اقلا اينکه "شرکت در انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ " ثابت کرد که " رفرم در اين رژيم از طريق سرکت در انتخابات اصولا ممکن نيست ". اکنون همه! "شعار انتخابات آزاد ميدهند " اندکي صداقت حکم ميکند که نيروهاي سياسي" دعوت کننده مردم به شرکت در انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ " اعتراف کنند که وعده هاي آنان به مردم در اين باره که با شرکت انبوه درانتخابات ميتوانند درحکومت ودولت تغييرات معنا داري به وجود بياورند غلط بود"
پس قيام و جنبش آن بطور عيني ثابت کردند که" تحريم انخابات ۸۸ " درست بود. شعار انتخابات آزاد پيش از هر چيز به معناي اين است که در انتخابات هاي "جمهوري اسلامي" اصولا نبايد شرکت کرد. حال نيروهايي که در "انتخابات ۲۲ خرداد" مردم را دعوت به شرکت ميکردند بايد توضيح دهند که چه چيزي در جمهوري اسلامي تغيير کرده که آنان به چنين نتيجه اي رسيدند و چرا پيش از ۲۲ خرداد نميشد به چنين نتيجه اي رسيد؟!
۲ -جمهوري اسلامي در شامگاه ۲۲ خرداد با فيلم و مستندات از شرکت انبوه مردم درانتخابات رياست جمهوري ، به دنيا اعلام کرد ۲۴ مليون ايراني، با %۶۳آرا احمدي نژاد را برگزيدند؛ بديهي است که ايران دچار خطر بزرگي شده بود. بديهي است رژيم با اين تقلب بزرگ و دزدي آراي "۴۰ مليوني" و "۲۴مليوني "، نقشه هاي بسيار خطرناک عليه ايران و ايرانيان داشت. وگرنه چرا مردم اينگونه قيام کردند؟ قيام آنان صرفا از روي خشم و يا مثلا بيخردانه نبود. کما اينکه همه "دعوت کنندگان" بر اينکه خرد و شعوربرمردم شرکت کننده در قيام و جنبش مسلط بودو است اعتراف دارند و آنرا ميستايند. پس اين مساله که اقلا در شامگاه ۲۲ خرداد نتيجه "شرکت در انتخابات" براي ايران فاجعه بار بود ترديدي نميتوان داشت. از اين روي از سازمان هاي سياسيِ غير حکومتي، که مردم را دعوت کرده بودند تا درانتخابات شرکت کنند سوال کوچکي داريم : در شامگاه ۲۲ خرداد(توجه کنيد! در همان
شامگاه) با شنيدن اعلام نتايج به شرح فوق، چه احساسي داشتيد آيا هيچ خود را در آفرينش اين فاجعه مسئول ميديديد ؟؟.
آري مردم مجبور شدند براي جبران اين شکست، اين "فاجعه "، هستي خود را به خطر بياندازند مردم با تحمل "خسارات هاي بسيار گران " خطر را زدوده و ... ؛ پس بديهي است که "دعوت کنندگان مردم به شرکت در انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ " بخاطر خسارات زيادي که ايران و ايرانيان ديدند مسئول و خطا کار هستند و بايد پاسخگو باشند در واقع کشاندن مردم هر چه بيشتر و به هر طريق به پاي صندوق ها در اصل طرح اصلاح طلبان حکومتي به مثابه آخرين تلاش براي حذف نشدن بطور قطعي ازقدرت بوداز طريق بهره برداري از رانت
حکومتي راه انداختن تبليغات يک جانبه "شرکت در انتخابات " با هدف به ميان کشاندن مردم در دعواي خود و حاکميت. آنان بخشي از حکومت جمهوري اسلامي هستند و اصولا نيروي "ضد مردم و دشمنان مردم" ميباشند.
اين پروژه ضد مردمي اصلاح طلبان با کمک شايان توجه سياسي -مذهبي هاي "ملي" انجام پذيرفت
۳ - مضمون جنبش: مبناي علمي تعيين مضمون جنبش همانا "شعارهاي " جنبش است. "....راي مرا پس بگير"، "......راي تو پس ميگيرم "، "مرگ بر ديکتاتور " و "استقلال ، آزادي ، جمهوري ايراني" از معروفترين شعار هاي جنبش هستند. اولي به دليل آنکه از همان روز اول از طرف همه تظاهرکنندگان، در خرداد و تير سرداده شد و دومي از اول تا هميشه سرداده شد و ميشود . سومي در مرحله دوم برآمد جنبش (پس از استراحت مرداد ماه و تدارک)، در شهريور (روز قدس رژيم )بطور انبوه، در تهران، اصفهان، شيراز و کرمانشاه سر داده شد و با مخالفت صريح اصلاح طلبان حکومتي و سياسي-مذهبي ها قرار گرفت. اين سه شعار بيانگر آن است که
3،1 - شرکت در انتخابات ۲۲ خرداد خطا بودو شرکت در انتخابات هاي جمهوري اسلامي در چهارچوب کنوني اصولا غلط است. 2،3 -مردم براي برپايي دمکراسي به ميدان آمدند(مرگ بر ديکتاتور) ‎ ۳/ ۳ عامه مردم با کليت "جمهوري اسلامي " مخالفند؛ "جمهوري اسلامي "، ايراني نيست و بايد آنرا با" جمهوري ايران" جايگزين کرد . پس مضمون جنبش توده ها درستي تحليل سازمان ما داير بر اينکه "جمهوري اسلامي" عامل اصلي همه بد بختيها است پس بايد سرنگون گردد و "دمکراسي" نياز اصلي ايران است را ثابت ميکند.
- پس به نظر من از اين روي، ازاين پس موضوعاتي از قبيل: "دمکراسي نياز اصلي جامعه ايران است"؛ عامل اصلي همه بد بدبختيها، رژيم "جمهوري اسلامي" است و بايد سرنگون گردد؛ شرکت در انتخابات جمهوري اسلامي اصولا غلط است. به تئوريهاي علمي بدل شده اند.
ديگر تحليل هايي که از اين جنبش نتيجه ميشود و بايد راهنماي عامل ما قرار گيرد
۱- جنبش ما ناشي از جامعه مدني ايران است از اين روي شکست ناپذير، و در بطن جامعه بطور خود پوي گسترش يابنده است
۲-همه کساني که "دمکراسي "را ضرورت اجتناب ناپذير رشد ايران ميدانند و دربرابر خواست جاگزيني "جمهوري اسلامي با "جمهوري ايراني" نمي ايستند در صف مردم ميباشند.
۳-بديهي است که هنوزعده اي از مردم ممکن است به جمهوري اسلامي متوهم باشند، بايد تلاش شود تا همراه با رشد جنبش توهم شمار هر چه بيشتري از آنان بشکند
۴ -در مرحله کنوني دشمن اصلي جنبش ما جناح خامنه اي - سرکردگان سپاه است
۵ -اصلاح طلبان حکومتي از آنجا که بخشي از "جمهوري اسلامي " هستند جزء دشمنان مردم ايران ميباشند. اگر گذشته افراد و نيروها را به تصميم دادگاهي عادلانه واگذار کنيم آنگاه ان دسته از حکومتياني را که : اولا در برابر جناح خامنه اي-سرکردگان سپاه ،ايستادگي ميکنند. ثانيا خواهان دمکراسي هستند و ثالثا رسما اعلام دارند که به راي مردم در نفي جمهوري اسلامي ، تن ميدهند. جزء نيروهاي "در کنار" مردم و نه جزو مردم بايد به حساب آورد.
نيروهاي سياسي -مذهبي که در برپايي "جمهوري اسلامي" مسئوليت دارند ( برخي از آنان هنوز به اين نقش خود افتخار ميکنند)، و امروز با خواست مردم براي جايگزيني "جمهوري اسلامي " مخالفت کرده خواهان حفظ جمهوري اسلامي ميباشند ، جزء صف مردم نيستند. امروز آنها ضد مردم نيستند بلکه آن ها ر ا بايد نيروهاي "در کنار مردم" بحساب آورد برخي از احزاب آنان،که ميخواهند که باپسوند"ملي"خوانده شوند؛ درجريان
انتخابات اخير از هر شيوهاي براي کشاندن مردم به دعواي اصلاح طلبان و جناح غالب رژيم از طريق هل دادن مردم بسوي صندوقها، استفاده کردند و از اين روي نسبت به خسارات وارده به مردم مسئولند. در جريان جنبش کنوني آنان براي پس کشيدن جنبش مسالمت جوي مردم هر تلاشي کردند. مبارزه نظري با آنان و افشاي تاکتيک هاي آنان در حمايت ازاساس رژيم (که در بسياري موارد بصورت پوشيده و ناجوانمردانه طراحي ميشود) از وظايف مهم ما در اين مرحله است
-اساس استراتژي ما در اين مرحله از مبارزه بايد:
تجهيزو تقويت صف مردم و پيوست دادن هر چه فعال تر جنبش هاي ويژه : کارگران، خلقها و .... با جنبش همگاني؛ مبارزه نظري با نيروهاي کناري ، کشاندن هر چه بيشتر نيروهاي خامنه اي -سرکردگان سپاه به بيطرفي ، دامن زدن هر چه بيشتر به تضاد در ميان نيروهاي جناح خامنه اي -سرکردگان سپاه ميباشد.
شعاري که در راستاي اين استراتژي و پيش برنده آن است:الف - "انتخابات آزاد با حق داوطلب شدن همه ايرانيان و بر اساس معيارهاي جهاني"؛ ب - "به راي گذاشتن جمهوري اسلامي" ميباشد
آري؛ اکنون همه مجبورند اقلا شعار "انتخابات آزاد" را بدهند، آنان فضا را مغشوش ميکنند تا پشت اين عبارت کوتاه و جذاب درک هاو نيات واقعي خود را پنهان کنند. منظور کروبي و موسوي، انتخابات آزاد در چارچوب همين "جمهوري اسلامي" است. سياسي -مذهبي ها استراتژي شان آن است که: اگر قرار باشد درها باز شوند
ابتدا تنها به اندازه اي که آنها بروند تو ، باز شوند. تا آنها بتوانند "براي نجات ايران " با رفرم هاي مشعشع و با پشتوانه قدرت سرکوب سپاه و بسيج و ....؛ جنبشهاي کارگران ، خلقها و ..؛ را سرکوب کرده آنگاه "يواش "، "يواش" به مردم ايران "دمکراسي" مرحمت کنند. ما با قرار دادن اين نيروها در مقابل شعار " "انتخابات آزاد با حق داوطلب شدن همه ايرانيان و بر اساس معيارهاي جهاني" آنها را مجبور به موضع گيري کرده و مچشان را بازمي کنيم.
-پرسش ديگر در برابر شعار "انتخابات آزاد" اين است: حالا فرض کنيم انتخابات آزاد شد! خب چه چيزي را ميخواهيد به راي آزاد مردم بگذاريد؟ "رياست جمهوري "؟!، "مجلس" ؟!؛ و يا ....؟! خب چگونه ؟! با نظارت استصوابي ؟!، با ولايت فقيه و "حکم حکومتي "؟! با ...؟! و يا نه ميخواهيد در "قانون" اساسي تجديد نظر کنيد ؟! خب در اين صورت ر چرا کل آن را (يعني اصل جمهوري اسلامي را )به راي نگذاريم ؟!
آري شعار "به راي گذاشتن جمهوري اسلامي" با هدف به چالش کشياندن نيروهاي "کناري" طرح ميشود ضمن اينکه اساسا از استراتژي ما که بر پايه مضمون جنبش تئوريزه شده، نشآت گرفته است

ب ـ نگاهي به نوشته ر. قاسم
من در نوشته پيشين کوشيدم شرح دهم مردم چه ميخواهند. براي پي بردن به اين نياز من روش علمي را ياد آوري کردم . روشي که مطلقا توسط همه دانش پژوهان در همه اکناف جهان بکار برده ميشود.که مبتني بر فرضيه و آزمايش(تجربه ) است که طي پروسه اي، تئوري علمي را بوجود ميآورد . در برخورد به جنبش کنوني، "فرضيه" را ميتوان تحليل هاي ما تا آن موقع و "آزمايش" را خود "جنبش " و مضمون آن در نظر گرفت. پس "فرضيه " (# تحليل ) را به محک تجربه (جنبش، خواست ها، اقشار و طبقات ...) بايد زد بر اين پايه که بنظر من کاملا علمي است معلوم شد که:
۱ - مضمون اصلي قيام ۲۳ خرداد نفي ديکتاتوري (مرگ بر ديکتاتور )، خواست "دمکراسي "، و اعتراض به و يا ابراز تاسف از "شرکت در انتخابات" بود(پس گرفتن راي )
۲ -در تظاهرات هشت ماهه مردم با شعارهاي گوناگون و بطور مشخص با شعار "استقلال، آزادي، جمهوري ايراني" خواستار جايگزيني "جمهوري اسلامي" با "جمهوري ايراني " ميشوند.همينجا پندي متواضعانه: اين شعار ها را
که مردم براي آنها نقد جان را داو زدند نميتوان به سکوت يا فراموشي گذاشت. به هزار و يک دليل نخست آنکه يقينا مردم باز هم با طنين و قدرت بيشتر آنرا فرياد خواهند کرد.شايد گوش "ناشنوايان" را بخراشند! دوم آقايان "ملي -مذهبي" آنقدر از شعار هاي ساختار شکن ناليده اند، ناله هايi فراموش نشدني !
اما وظايف ! شايد به نظر برسد که اين نتيجه گيري ها و تبعا وظايف ناشي از آن چندان پيچيده نباشد! نه! مشکل اين است که از همان آغاز اين نيروهاي سياسي-مذهبي ايران (اکثريتشان، با درجات متفاوت ) بودند که راه را براي خميني باز کرده و او را به قدرت رسانده دستگاه سرکوب او را سازمان داده و...کردند، آنچه که همه دانند. مشکل بعدي اين بود و هست که، اين ها مردم را ول نميکنند با هزار و يک حيله طي اين سي سال مثل سايه اي شوم همواره کوشيده و ميکوشند که مبارزات مردم را فشل کنند و به هر ترتيبي است در مبارزات مستقلانه مردم عليه رژيم اسلامي اخلال کنند، آري دشمن اصلي(بطور کلي ) براي مردم آشکار است آنهم کليت
"جمهوري اسلامي" است. مردم ديگر چندان توهمي به اصلاح طلب ها هم ندارند اما گروه هاي باصطلاح "ملي -مذهبي" چون حيات خود به حيات "جمهوري اسلامي" گره خورده ميپندارند، رفتن آنرا رفتن خود ميدانند و رفتن خود را رفتن ايران مينامند. اما باز مشکل فراتر از اين است در بين نيروهاي چپ و يا اقلا سکولار هم چنين کسان و چنين نيروهايي داريم که از لحاظ تاريخي اول دنبال خميني "رهبر فرزانه انقلاب" بودند بعد دنبال اصلاح طلبان اکنون بيشتر دنبال موسوي-کروبي و سياسي-مذهبي ها (و بطور مشخص "ملي -مذهبي" ها)هستند و هر بارسير تحولات دستشان رو ميکند باز سعي ميکنند با سخنان مبهم به ميدان بيايند. من حرفم اين است که: دشمن اصلي مردم برايشان شناخته شده است :"جمهوري اسلامي". اما "اينها "! اينهايي که درکنار مردم و در ميان مردم ميکوشند تا مردم رافشل کنند اينها را بايد پاييد. اما بپردازم به نوشته ر. قاسم، من پيشتر نوشته ر. قاسم را باز نويسي کرده و براي رفقا فرستاده بودم، همراه اين نوشته يکبار ديگر آنرا ميفرستم.متن باز نويسي من دقيقا همان نوشته ر.قاسم است فقط عبارت دسته بندي شده است
پرشسها
۱ - نوشته ايد: سر لوحه کار ما: بسيج همۀ نيروها و جنبش هاي مدني براي تغيير وضعيت کنوني است
پرسش :آيا همين امروز آقاي موسوي هم در "سر لوحه کار"ش تغيير "وضعيت کنوني" نيست ؟
۲ -نوشته ايد: هدف مقدم ما : اعمال حق حاکميت ملت و زميني و پاسخگو کردن قدرت به شهروندان است
پرسش :آيا همين امروز آقاي موسوي هم نميگويدکه " اعمال حق حاکميت ملت و پاسخگو کردن قدرت به شهروندان" از اهداف اوست ؟
۳ -نوشته ايد:در راس برنامه عمل ما انتخابات آزاد قرار دارد! شعار محوري ما: انتخابات آزاد ا ست
پرسش :آياآقاي موسوي از مدتها قبل و همين امروز هم نميگويدکه "تحقق انتخابات آزاد " در راس برنامه قرار دارد ؟
۴ - در " برنامه عمل ما" ، فقط "انتخابات آزاد" و "اجزاء لاينفک برنامه عمل ما : خواسته هاي کارگران و زحمتکشان در شرايط حاد بحران اقتصادي حاکم بر کشورمان، مطالبات و مبارزات براي آزادي پوشش و آزادي انتخاب شغل و برخورداري از موقعيت برابر با مردان در همه امور، مطالبات مليت ها و اقوام، خواسته هاي فرهنگي، مذهبي، جنسي، طبقاتي و ... هستند " را آورده ايد:
پرسش: آيا همه آنچه را که اينجا گفته ايد همين امروز در چارچوب برنامه هاي اعلام شده کروبي و موسوي نميگنجد؟
ياد آوري ميکنم که شما حتي نميگوييد" حق آزادي پوشش براي زنان" جزء لاينفک "برنامه عمل" شما است. بلکه ميگوييد: "مطالبات و مبارزات براي آزادي پوشش" جزء....

۵ - نوشته ايد: "چشم انداز ما در گذار به دمکراسي و استحکام آن: به رسميت شناختن استقلال موسسات و نهادهاي صنفي، علمي، پژوهشي، مذهبي، اقتصادي و اجتماعي از دولت و محدود نمودن حوزه قدرت دولتي در چارچوب قانون،تقويت جامعه مدني، ايجاد و گسترش نهادهاي مدني، تقويت خودحکومتي مردم در سطوح مختلف، ...است " .
آيا با آنچه تا بحال آقايان موسوي و کروبي گفته اند و بيانيه داده اند مورد فوق کاملا در برنامه آنان نميگنجد ؟

آري خيلي وقت گرفت تا من نوشته شما را "باز نويسي " کنم زيرا همينطوري فهم آن مشکلتر بود: بله! در نوشته شما در جا هاي متفاوت بدون رعايت تقدم و تاخري از "برنامه عمل ما " "هدف مقدم ما "، "هدف مرحله اي ما "، "هدف ما "، "برنامه سياسي ما "، "سرلوحۀ کار ما "، و ......؛ سخن گفته ايد آيا از نظر شما اين ترم ها معاني دقيقا مشترکي در جنبش دارند يا نه؟ در هر حال از شما ميخواهيم که اين "ترم"ها
و تفاوت بين آنها و رابطه بين آنها و ترتيب بين آنها،را از نظر شما، برايمان بگوييد. يعني شما ميخواهيد اول از همه، کدام را پياده کنيد: برنامه عمل ؟ سرلوحه کار ؟ هدف مقدم ؟ و يا هدف مرحله اي ؟! و يا ....؟را
و به چه ترتيب ؟
- چرا ميپرسيم:" آيا ....همين امروز در برنامه موسوي هست ؟ يا نه ؟" ؟ ممکن است کسي بگويد: خب باشد! خواست هاي ما (اقلا در مرحله کنوني) در چارچوب برنامه موسوي باشد! چه اشکالي دارد ؟ يک اشکال اين است که از شما ميپرسند: در شرايطي که سياسي-مذهبي ها، رسانه هايي که خود را سخنگوي "جامعه جهاني" مينامند و کلي "مفسر " و "رييس و يا عضو فلان و بهمان موسسه در فلان کشور اروپايي" همه و همه اصرار دارند که اقايان کروبي و موسوي و ...؛ رهبر "جنبش سبز " هستند و شما هم جنبش را سبز ميدانيد و معتقديد که: "تا کنون آقايان ميرحسين موسوي و مهدي کروبي ...نقش بارزي در گسترش و دامنه اين جنبش داشته(اند )". خب پس چرا نميگوييد که شما هم رهبري آنان را (اقلا در لحظه کنوني ) قبول داريد؟ و اما اگر پاسخ پرسش ما منفي است توضيح دهيد چرا به چه دليل ؟
ر.قاسم در نوشته خود آورده ايد:
" جايگاه جنبش چپ در جنبش کنوني:
با حضور فعال خود جنبش آزاديخواهانه را تقويت کند
... تاکيد بر اختلافات خود با نيروهاي ديگر در درون جنبش کنوني، به ويژه مدافعان حفظ نظام موجود،
بايد خواستار رعايت بي کم و کاست بيانيه جهاني حقوق بشر، ابطال مفاد مغاير با اين منشور درتمامي قوانين شويم بايد خواستار جدائي دين از دولت، برابرحقوقي همه شهروندان فارغ از جنسيت، مذهب و مليت و قوميت آنان شويم........"
6 –ميگوييد: "بايد بر اختلافات خود با نيروهاي ديگر در درون جنبش کنوني، به ويژه مدافعان حفظ نظام موجود، تاکيد کنيم "
پرسش : آيا در ميان خواست هاي شما که در بالا آورده ام (شماره ۱ تا ۵ ) هيچ نشاني از تفاوت بين شما و "مدافعان حفظ نظام موجود"، هست؟ (حالا "نيروهاي ديگر" بماند) اگر هست نشان دهيد کدام است؟
و اگر ضروري است که مردم بر " اختلافات شما با نيروهاي ديگر در درون جنبش کنوني، به ويژه مدافعان حفظ نظام موجود" آگاه باشند. چگونه و از چه طريقي؟ آيا در درجه اول اين وظيفه شماست که مردم را از آن "اختلافات" آگاه کنيد يا نه مردم بايد خود بامراجعه به "اسناد " شما به آن "اختلافات" پي ببرند.اگر اين "اختلافات" جدي است و واقعا وجود دارد چرا خود را در شعار ها و خواست هاي شما (اقلا در مرحله کنوني ) نشان نميدهد؟

۷ - نوشته ايد: "پيش شرط هاي برگزاري انتخابات آزاد: آزادي زندانيان سياسي، آزادي مطبوعات و رسانه ها، آزادي عقيده و بيان و آزادي فعاليت احزاب مخالف نظام موجود و ابطال تمامي قوانين تبعيض آميز در اين زمينه است. تامين (اين) پيش شرط هاي لازمۀ برگزاري انتخابات آزاد است" .
پرسش: اينکه گفته ايد که: "در راس برنامه عمل ما انتخابات آزاد قرار دارد" آيا منظورتان آن است که در هيچ انتخاباتي شرکت نميکنيد مگر اينکه پيش شرط هاي آن، به گفته شما، : "آزادي زندانيان سياسي، آزادي مطبوعات و رسانه ها، آزادي عقيده و بيان و آزادي فعاليت احزاب مخالف نظام موجود و ابطال تمامي قوانين تبعيض آميز در اين زمينه ". تامين شده باشد. آيا ميدانيد که حتي در اوج قدر قدرتي خميني، وقتي که ميتوانست توده ها را (در مقياسي که ميدانيد) به خيابان بياورد او و "جمهوري اسلامي" هر گز " آزادي فعاليت احزاب مخالف نظام " را نپذيرفت. آيا فکر نميکنيد که در چارچوب "قانون اساسي فعلي " تحقق چنين خواستي
بعيد به نظر برسد. و اگر پاسخ شما به پرسش اينجانب منفي است. يعني اينکه شرکت شما در انتخابات ها منوط به تامين اين "پيش شرط ها نيست ". آنگاه اين دسته از انتخابات ها که شما پيش از تامين "پيش شرط ها" در آنها شرکت ميکنيد تبعا "در راس برنامه عمل " شما قرار ندارد . پس منظور از "راس برنامه عمل" چيست؟
رفيق قاسم نوشته شما اصلا شايسته سازمان ما نيست ايرادات آن بسيار بنيادي است نکات گفته شده در بالا فقط بنا به ضيق وقت براي من، اشاراتي است به تناقضات ذاتي آن که اميدوارم در فرصتي به آن بپردازم

ج -در باره مطلب "گروه کار کنگره ، متاسفانه تا اين لحظه فرصت نقد نشد اما با چند بر خواندن؛ دراين نوشته چيزي که تفاوت اساسي با نوشته ر .قاسم باشد نديدم به اين دليل و بنا به تجربيات گذشته فکر ميکنم که اين دو نوشته
در کنگره به "تفاهم " برسند

با تشکر علي جلال ۲۷ / ۰۷/۲۰۱۰






[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration