The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

پيشرفت و تناقضات چپ برزيل

ترجمه و تلخيص: احمد آزاد

يکشنبه 3 اکتبر، بيش از 136 ميليون برزيل به پاي صندقهاي راي رفتند تا پس از هشت سال رياست جمهوري لولا، جانشين وي را انتخاب کنند. علاوه بر اين، انتخابات مياندوره اي نيمي از نمايندگان مجلس ملي، دو سوم مجلس سنا، انتخاب فرمانداران و نمايندگان مجالس 27 ايالت فدرال برزيل نيز در دستور کار اين انتخابات بود. اما مهمترين مسئله اين انتخابات، جانشين لولا بود. در اين انتخابات هيچ کانديدائي نتوانست حداکثر آراء را کسب کرده و انتخابات به دور دوم کشيده شد. خانم «روسف» کانديداي حزب کار برزيل، با کسب 47 درصد آرا، بيشترين شانس را براي برنده شدن در دور دوم انتخابات دارد. نامزد حزب سوسيال دمکرات، آقاي «خوزه سرا» با 32 در صد آراء نفر دوم شد. دور دوم انتخابات در ماه نوامبر برگزار خواهد شد و مبارزه انتخاباتي بين اين دو از هم اکنون تشديد شده است.
خانم «ديلما روسف» کانديداي رياست جمهوري حزب کار از پشتيباني کامل لولا برخوردار است. بر اساس نظرخواهي‌هاي انجام شده «لوئيز ايناسيو دو سيلوا» يا لولا با بيش از هشتاد درصد آراي موافق، محبوب‌ترين رئيس جمهور در تاريخ کشور برزيل مي‌باشد. اين محبوبيت يقينا عامل موثري در انتخاب خانم روسف خواهد بود.
هشت سال از زماني که «لولا»، رهبر حزب کار برزيل در انتخابات پيروز شد و بر صندلي رياست جمهوري نشست مي‌گذرد. براي اولين بار در تاريخ اين کشور، احزاب دست راستي، نمايندگان بورژوازي و سرمايه‌داري کلان و زمينداران بزرگ برزيل، تسلط خود بر قدرت اجرائي و دولت در برزيل را بطور مستقيم ازدست دادند. از سوي ديگر انتخاب يک سنديکاليست قديمي و رهبر حزب کارگر اميد فراواني را در دل کارگران، زحمتکشان و محرومان جامعه برزيل دامن زد، و در مقابل طبقه مسلط برزيل، سرمايه‌داران و زمينداران بزرگ با نگراني تمام در انتظار تصميمات حکومت جديدي ماندند. لولا با شعارهاي مشخصي که همانا بهبود زندگي محرومين جامعه و زحمتکشان بود به قدرت رسيد. اکنون هشت سال ازآن زمان مي‌گذرد و در اين هشت سال دولت لولا تحولات مهمي را در جامعه برزيل بوجود آورده است. اين تحولات چه بوده و چه تاثيري در جامعه برزيل داشته و تا چه حد لولا توانسته به آرزوي محرومان جامعه برزيل پاسخ دهد؟ در عين حال تجربه برزيل براي تمام نيروهاي چپ، که براي بهروزي جوامع خود مبارزه مي‌کنند، امکان خوبي است تا با بررسي آن، بر داده هاي خود بيافزايند.
مقاله زير ترجمه و تلخيص مقاله اي است با عنوان « پيشرفت و تناقضات چپ برزيل» نوشته «پيربوده»، استاد جامعه شناسي از دانشگاه کبک کانادا و محقق بين‌المللي در رابطه با توسعه در کشورهاي جهان سوم و بويژه برزيل، هند، فلسطين و افريقاي جنوبي، منتشره در سايت Memoire des luttes به تاريخ 6سپتامبر 2010، ميباشد.

پيشرفت و تناقضات چپ برزيل

هشت سال قبل، با انتخاب لولا، رهبر حزب کار برزيل، تحول جدي در اين کشور رخداد. در طول هشت سال گذشته نيز اقدامات دولت لولا در جهت اين تحول پيشرفت و اکنون انتخاب مجدد کانديداي حزب کار، خود از اهميت بسياري برخوردار است. بايد توجه داشت که برزيل در بيش از يک صد سال گذشته توسط سفيد پوستان ثروتمند اداره مي‌شد.
يکي از تغييرات مهم خروج بيش از 50 ميليون برزيل از فقر مطلق است. برنامه اجتماعي «صفر گشنه»، ميليون‌ها خانواده فقير برزيل را از طريق پرداخت کمک هزينه ماهيانه معدل 120دلار، پوشش مي‌دهد. بر طبق آمار در سال 1978، کمتر از هشت درصد خانوارهاي برزيلي از کمک هاي دولتي استفاده مي کردند. اين رغم در سال 2008 به 58 درصد افزايش يافته است. در مقابل اين کمک خانواده‌ها موظفند بچه‌هاي خود را به مدرسه فرستاده و برنامه واکسيناسيون آنها را کاملا اجرا کنند. خانواده‌ها بهتر تغذيه مي‌کنند و بچه ها بيشتر به مدرسه مي‌روند.
اين تحولات بويژه در شمال برزيل، منطقه فقير و سرزمين سابق برده‌گان افريقائي و بوميان، تاثير محسوسي داشته است. در اين بين اقتصاد برزيل رشد چشمگيري داشته و طبقه متوسط برزيل از اين رشد بهره‌مند شده و همزمان برزيل به جرگه ده کشور صنعتي و اقتصادي دنيا ارتقاء مقام يافته است.
در چنين شرائطي راست برزيل با مشکل جدي براي مقابل با حزب کار و چپ برزيل روبرو است. اگر چه در طول هشت سال حکومت لولا، سرمايه داري برزيل نه تنها مورد تهديد قرار نگرفت، بلکه با توجه به موقعيت کنوني برزيل در اقتصاد جهاني، موقعيتي به مراتب بهتر نيز بدست آورده است، ولي براي راست مسئله تسخير قدرت اهميت داشته و همچنان در جستجوي تسخير قدرت است.
برزيل قهرمان نابرابري اجتماعي در دنيا بود وهنوز هم چنين است. نابرابري اجتماعي د ربرزيل بسيار عميق است و يک درصد جمعيت برزيل بيش از پنجاه درصد ثروت‌هاي ملي را تحت کنترل خود دارند. محلات ثروتمندنشين در شهرهاي بزرگ همچون قلعه‌هاي تسخير ناپذير قرون وسطي در کنار هزاران حلبي‌آبادها، توسط ارتش خصوصي محافظت مي‌شوند. در کنار اختلاف طبقاتي، خشونت و اعمال نفوذ، بويژه در ايالات مختلف، فضاي سياسي برزيل را آلوده کرده است. اعمال نفوذ از طريق فساد، پرداخت رشوه، خريدن راي، وادار کردن مردم، بويژه در سطح منطقه‌اي و محلي، به راي دادن به فرد مورد نظر، باندبازي و هرگونه روشي که به حفظ نفوذ محلي کمک کند، در برزيل هنوز بيداد مي‌کند.
در کنار اين دو، نفوذ کليساي کاتوليک و تبليغات آن در پذيرش وضع موجود و اميد به وضع بهتر در جهان ديگر پس از مرگ، به نوعي جبرگرائي در بين مردم دامن مي‌زند. تبليغاتي که با پوشش تلويزيوني شرکتهاي بزرگ، که وسائل ارتباط جمعي را تحت کنترل دارند، کامل شده و نوعي فرهنگ پذيرش وضع موجود را در برزيل دامن مي‌زند.

هشت سال حکومت لولا به اين سيستم سه گانه، نابرابري عظيم اجتماعي، خشونت و اعمال نفوذ و تبليغات ايدئولوژيک مذهبي خسارات زيادي وارد کرده است، ولي نتوانسته آنها را از بين نبرده است. امروزه طبقه مسلط در برزيل از به قدرت رسيدن لولا ناراضي است و درپي آن است که به اين وضع خاتمه دهد، عليرغم آن که به حريم اقتصادي آنها تا کنون تعرضي نشده است.
در مقابل اين وضع است که عليرغم انتقادات و اختلاف نظري در ميان چپ برزيل و فعالين اجتماعي و سنديکايي، همگي در پشت سر کانديداي حزب کار گردآمده اند و با شعار «راي مخالف به راست» مردم را تشويق به شرکت در انتخابات و انتخاب خانم «ديلما روسف» مي‌کنند.

برکنار از موقعيت ويژه کنوني لولا و حمايت وي از خانم روسف، پيروزي بي دردسر حتمي نيست. در شهرهاي بزرگ بويژه در جنوب و سائوپولو(پايتخت)، برنامه‌هاي اجتماعي حکومت لولا چندان محسوس نبوده است. اين برنامه‌ها بيشتر به اقشار بسيار فقير جامعه کمک کرده است تا به زحمتکشان و طبقه متوسط شهري، که از پيش هم شغل ثابتي داشته و هم از خدمات اجتماعي بهره‌مند هستند. بويژه کارگران و کارمندان صنعتي-خدماتي و بخش دولتي که به يقه سفيدها معروف هستند کمتر از برنامه‌هاي اجتماعي لولا بهرمند شده‌اند، اگر چه بدليل توسعه اقتصادي برزيل ، وضعيت اقتصادي اين اقشار نيز غير مستقيم بهبود نسبي يافته است.
در اين بين بخشي از طبقه کارگر برزيل از رکود صنعتي و گاها پسرفت آن ناراضي‌هستند. سياست اقتصادي لولا عمدتا بر تقويت و استحکام بخش مالي و خدماتي، با سختگيري مالياتي و نرخ بهره بالا متمرکز بود. در طول هشت سال گذشته برزيل به صادرکننده اصلي «سويا» (سوژا) و گوشت در جهان تبديل شده است. سياستي که عمدتا به بهبود موازنه تجاري برزيل و بالارفتن ارزش اسمي نرخ رشد انجاميده است. خانم «روسف» تاکيد دارد که بيلان کار چه در زمينه افزايش اشتغال و چه در زمينه افزايش حداقل دستمزد مثبت بوده است. اما واضح است که توسعه اقتصادي هشت سال اخير شکننده است.
در واقع همانگونه که خود لولا بارها تکرار کرده، پيشرفت اجتماعي برزيل در کادر احترام و حفظ سياست‌هاي اقتصاد کلان حکومت‌هاي قبلي برزيل و در چارچوب سياست‌هاي اقتصادي فرموله شده توسط بانک جهاني و صندوق بين‌المللي پول بوده است. به يک معني برزيل در بازي اقتصادي کارت‌هاي خوبي کشيده است، ولي داده‌هاي بازي را نه تنها عوض نکرده، بلکه شکنند‌گي اقتصادي، سنت کشورهاي صادرکننده مواد اوليه، را هم بيشتر کرده است. اگرچه رشد قيمت مواد اوليه در بازار جهاني به برزيل کمک کرده تا از سودآوري و ثمربخشي بخش کشاورزي صنعتي و معادن بهره بسيار برد، اما نمي‌توان گفت که ساختار اقتصاد برزيل در اين وضعيت، برخلاف کشورهاي هند و چين، تقويت شده است.
از زاويه ديگر، حکومت لولا اصلاحات ساختاري مهمي در جامعه و اقتصاد برزيل انجام نداده است. بويژه اين مسئله در زمينه سياست‌هاي اصلاحات ارضي بسيار آشکار است. اين در حالي است که حزب کار از ابتداي دهه 1980 انجام اصلاحات ارضي را در برنامه تبليغاتي خود قرار داده بود. اگرچه مقاديري زمين تقسيم شده است، ولي بسيار ناچيز و محدود مي‌باشند. اين در حالي است که گروهاي صنعتي-کشاورزي، موقعيت خودشان را تقويت کرده‌اند. براي جنبش بي‌زمينان (MST) بيلان کار دولت لولا منفي است. اگر چه خود اذعان دارند که در اين مدت جنبش بي‌زمينان، در شرائطي که دولت فدرال امکان تهاجم به اقدامات آنها در اشغال زمين را محدود کرده است، از موقعيت بهتري براي مبارزه برخوردار شده‌اند.

کدام آلترناتيو؟
بحث عمدتا بر سر نگاه به وقايع هشت سال و نقد و بررسي آنها نيست، بلکه پرسش اصلي اين است که آيا لولا مي‌توانست کار ديگري کند. «فري بتو» از اعضاء حزب کار معتقد است که برزيل به اندازه کافي رشد کرده بود تا بتواند تغييرات جسورانه‌تري را بپذبرد. به نظر وي حزب کار بسيار سريع و بسيار سهل در مقابل فشار محافل مالي عقب نشست و از ايزوله شدن ترسيد و دولت لولا در عرصه اداره مالي «کاسه داغتر از آش» شد و با توليد ارزش افزوده عظيم، که ظاهرا براي کاهش بدهکاري‌ها بود، در واقع به اقشار مسلط (سرمايه دارن و زمينداران) علامت فرستاد که هيچگونه بازسازي در ساختار اقتصادي و تقسيم مجدد ثروت‌ها صورت نخواهد گرفت. با اين حال «بتو» معتقد است که بايد با حزب کار ادامه داد، و با سازماندهي بهتر فشار بيروني از طريق جنبشهاي اجتماعي و با سازمان دادن بحث‌ها در درون حزب تلاش خود را ادامه داد. البته جناح چپ حزب کار نقد جديتري بر بيلان هشت ساله لولا دارد.
طرفداران لولا از سوي ديگر معتقدند که نمي‌توان ساختار پانصد ساله و چيرگي طبقه مسلط ( زمينداران و بورژاوزي بزرگ) را يک شبه و به چشم به هم زدن عوض کرد. از سال 2002 غالب جنبش‌هاي اجتماعي و بخصوص سنديکاها در کنفدارسيون «CUT» متمرکز شده اند و اين کنفدارسيون با لولا رابطه تنگاتنگي دارد. بخش قابل توجهي از کادرهاي سنديکاليست و فعالين جنبش‌هاي اجتماعي جذب دستگاه دولتي لولا، در تمامي سطوح، شده‌اند. اين درهم آميختگي با دولت، عملا ظرفيت انتقادي آنها را کاهش داده است، ضمن آن که ترکيب طبقاتي اقشاري را که بطور سنتي دولت و دستگاه اداري کشور را اداره مي‌کردند، تغيير داده است.
از نظر اجرائي، سنديکاليست‌هايي که اکنون در دولت لولا مشغول به کار هستند، ادعا مي‌کنند که اين دولت در حال تغيير برزيل است. ابتکاراتي چون برنامه تسريع رشد، شامل سرمايه گذاري در زيرساختها، نه تنها هزاران شغل ايجاد مي‌کند، بلکه مدرن شدن اقتصاد را نيز هدف خود دارد. اين برنامه شرائطي همچون دوران «طلائي سي ساله» سرمايه‌داري پيشرفته را، در برزيل فراهم خواهد آورد. برخي از احزاب چپ، که با حزب کار، در يک ائتلاف انتخاباتي همکاري مي‌کنند، نيز با اين ارزيابي موافقند.
تجربه دو دوره حکومت لولا، اگر چه محدود، فضاي جديدي را براي فعاليت سياسي در برزيل گشوده است. پروژه لولا، که وسيعا در حزب کار پذيرفته شده، عبارت است از ايجاد يک حزب کارگري براي اتحاد وسيعي با چپ ميانه ، که قادر باشد تا بخش وسيعي از مردم را حول برنامه تحول جامعه از طريق ثبات و نه از طريق رودرروئي، دنبال کند. اخيرا لولا تاکيد کرده است که تروتمندان تا کنون به اين حد در برزيل آسوده نبوده‌اند. اين حرف لولا با پشتيباني مجله «کارتا کاپيتال»، نزديک به سرمايه داري و طبقه ممتاز جامعه برزيل، از لولا و لزوم ادامه وضع موجود با انتخاب «ديلما روسف» تائيد مي‌شود. ا زسوي ديگر برنامه لولا در پي جذب لايه‌هاي فقير جامعه (با استفاده از برنامه‌هاي اجتماعي) و همزمان دادن اطمينان به به لايه‌هاي ميانه جامعه از آزادي رشد و بهبود زندگي شان با فعاليتهاي اقتصادي از طريق مدرنيزه کردن دستگاه دولتي است. به اين ترتيب وي در پي جذب کادرها، روشنفکران، تکنوکراتها و فعالين جنبشهاي اجتماعي و .. مي‌باشد. وي در پي يک «اتحاد رنگين کمان » است.

اين سياست اتحاد «رنگين کمان» عملا حزب کار برزيل را در يک ائتلاف پيچيده‌ با بخشهاي مختلف سياسي حل خواهد کرد. در کوتاه مدت ائتلاف با حزب«جنبش دمکرات برزيل» (PMDB ) خواهد بود. اين حزب از دهه هفتاد در برزيل و در زمان حکومت نظاميان بوجود آمد و تنها حزب مخالفي بود که توسط آنها تحمل مي‌شد و به نوعي يک سيماي دمکراتيکي به نظاميان مي‌داد. اين حزب در بين نخبگان و طبقه ممتاز محلي نفوذ فراواني دارد و در حال حاضر اولين حزب در سطح شهرداري‌ها است. چرخش در حزب کار بسيار آشکار است، چرا که معاون رياست جمهوري خانم «روسف» ، کسي نيست جز «ميشل تنر»رهبر حزب «جنبش دمکرات برزيل»، که نوعا قهرمان سيستم باندبازي، فساد و بازي‌هاي پشت پرده محلي است. مشکل اين است که همکاري و يا وحدت با اين حزب، عملا سطح حزب کار برزيل را بويژه در زمينه اداره جامعه، نزول خواهد داد. حزب کار در سال 2005، از رسوائي خريد راي نمايندگان مجلس، آسيب ديد، بخصوص براي حزبي که مدام اعلام مي کند که به ارزشها خود وفادار است و با فشاد و رشوه مبارزه مي‌کند.
در حال حاضر، اين ائتلاف براي راست برزيل مشکل آفرين شده است. حزب «جنبش دمکرات برزيل»، نماينده لايه‌هاي مدرن طبقه مسلط (سرمايه داران و زمينداران بزرگ) است و راستها براي نگهداشتن وحدت صفوف خود با مشکل جدي روبرو هستند. براي بخشي از آنها، بهتر است که در ائتلاف با حزب کار، ولو با پذيرش برخي اصلاحات اجتماعي، بر روي ثبات اجتماعي تکيه شود. براي بخشي ديگر، برعکس همه کار بايد کرد، ولو با به خطر انداختن اقصاد کشور، تا اوضاع بي‌ثبات گردد، با اين هدف که از انتقال مرکز ثقل قدرت به سمت نخبگان جديد که از ميان طبقه مسلط قديمي‌ نيستند، جلوگيري شود.

ناروشني‌هائي در چشم انداز روشن
به احتمال زياد برنامه مورد نظر لولا در سال هاي آينده، نه چندان دور، پيش خواهد رفت، با رئيس جمهور «ديلما» و يا بدون وي. بخش‌هاي مختلفي با آين موافق هستند: مدلي که ايجاد شده، موفق بوده است و تغيير آن مخاطره آميز است. در عين حال عوامل ديگري وارد محاسبات مي‌شوند که مي توانند داده‌ها را عوض کنند. در درون حزب کار، اگر چه نه چندان در عمق سياستها، ولي بر روي آهنگ و نحوه تغييراتي که د رجريان است، اختلافاتي وجود دارد. حتي اگر فکر تغيير جهت سياستها موهوم باشد، اما نوعي راديکاليزاسيون دور از انتظار نيست. بطور مثال سياستهاي عمومي در سطح اقتصاد کلان، با کاهش اهميت بخش مالي (بويژه شاخص دلالي آن) توسط قوانين کنترلي دولت، مي‌تواند کمي شجاعانه تر باشد.
درمقابل بسيار بعيد به نظر ميرسد که ائتلاف حزب کار بتواند در موضوع اصلاحات ارضي گامي بردارد. بخش صنعتي-کشاورزي چنان در مرکز رشد اقتصادي قرار دارد که حکومت لولا مشکلات بزرگي براي آزاد کردن ميدان عمل براي دهقانان فقير و متوسط دارد. البته نمي‌توان گفت که برنامه‌هاي بازسازي «کشاورزي خانوادگي» قابل اجرا نيست. ولي بايد دقت داشت که دولت در سال 2006 بيش از 30 ميليارد دلار به بخش کشاورزي تجاري سوبسيد پرداخت کرد. در حاليکه در همان سال تنها يک پنجم اين رقم، 6 ميليارد دلار، براي کشاورزي خانوادگي بودجه در نظر گرفته شده بود. از سوي ديگر «جنبش بي‌زمينان» (MST ) هدف مقدم حملات طبقات مسلط و حتي بخشي از حزب کار نيز مي‌باشد. اين جنبش به تندروي و اقدامات غيرقانوني در اشغال زمينها متهم است. با اين حال «جنبش بي‌زمينان» همچنان در قلب جنبشهاي مقاومت اجتماعي قرار دارد.
از جانب عوامل خارجي، لولا تا کنون از يک محدوده آزادي عمل بهره برده است. پروژه امريکا و کانادا براي ايجاد منطقه آزاد تجاري بين امريکاي شمالي و امريکاي لاتين، در سال 2004 با شکست روبرو و دفن شد و از اين زاويه براي برخي ابتکارات محلي امکان ايجاد کرد. همچنين لولا از تضعيف موقعيت امريکا و اروپا در عرصه سياست بين‌المللي بهره برد و تلاش کرد تا در اين عرصه ابتکاراتي زده و برزيل را به عنوان يک عامل مهم در عرصه بين‌المللي تثبيت کند. اما بايد توجه داشت که در هر لحظه اين موقعيت استثنائي مي‌تواند تغيير کند.
امريکا با دقت وضعيت منطقه را دنبال مي‌کند و درانتظار فرصت مناسب خود است. فرصتي همچون سال گذشته که در هندوراس نصيبش شد. درگيرهاي منطقه اي و بويژه تلاش‌هاي امريکا براي تغيير حکومت «هوگو جاوز» مي تواند برزيل را در موقعيت حساس و نامناسبي قرار دهد. به هر حال موقعيت برزيل در عرصه بين‌المللي بسيار شکننده است.


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration