The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي ومنافع مردم ايران

علي جلال

مطلب زير پاسخهاي اينجانب به پرسشهاي نشريه کار- آنلاين ميباشد که پيشتر در آن نشريه درج شده است

فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي و:
منافع مردم ايران
ابرقدرتها
سازمان ملل متحد
و نيروهاي ترقيخواه ايران

اهداف جمهوري اسلامي از فعاليت هاي اتمي اش چيست؟

ـ مساله مرکزي اين مبحث، بمب اتمي است، کشورهايي که قدرتهاي بزرگ ناميده مي شوند اکنون نزديک به ۶۰ سال است که به بمب اتمي دست يافته اند. هدف نهايي اکثر اين کشورها از دستيابي به بمب هسته اي، تامين جايگاه برتر سياسي خود در جهان و استثمار کشورهاي ديگر بوده و هست. اين کشورها معاهده منع گسترش سلاح هاي اتمي را امضا کرده اند، ولي هرگز به آن پايبند نبوده و سلاح هاي اتمي خود را گسترش داده اند، و حتا آنرا به ديگران نيز رسانده اند (آمريکا و فرانسه به اسرائيل، آگاهانه تکنولوژي توليد بمب اتمي داده اند)، در دهه هاي اخيرغير از اسرائيل کشورهايي ديگري مانند هند و پاکستان هم بمب اتمي ساخته اند، بنا به نظر منابع غربي، اسرائيل ۲۰۰ موشک مجهز به کلاهک اتمي آماده پرتاب دارد. بديهي است که ما همراه با همه نيروهاي صلح طلب جهان مخالف سلاح هاي اتمي و خواهان نابودي همه آنها مي باشيم. ما بويژه خواهان نابودي سلاح هاي اتمي دولت اسرائيل و پاکسازي منطقه خاور ميانه از سلاحهاي اتمي هستيم. ما کشورهايي که اسرائيل را به بمب اتمي مجهز کرده و همين امروز قطعنامه هايي را که خواهان انجام بازرسي آژانس بين المللي اتمي از تاسيسات اتمي اسرائيل هستند را رد مي کنند و مانع اعمال آن قعطنامه ها مي شوند را محکوم مي کنيم (در صدر اين کشورها ، آمريکا، فرانسه، انگلستان و … قرار دارند)، ما کشورهاي مزبور و دولت اسرائيل را مسولين اصلي قرار دادن منطقه ما (خاور ميانه) در معرض خطرات اتمي مي دانيم.

و اما وضعيت رژيم حاکم بر ايران

من مي کوشم موضوع را با با طرح پرسش هايي دنبال کنم

پرسش ۱- جمهوري اسلامي در فعاليت هاي اتمي خود تا کجا مي خواهد پيش برود؟

۱/۱- جمهوري اسلامي مي گويد بدنبال دستيابي به بمب اتمي نيست،

۱/۲- جمهوري اسلامي مي گويد مي خواهد به فن آوري هسته اي در چارچوب قوانين جهاني، دستيابد، اما نهادهاي جهاني (آژانس بين المللي انرژي اتمي) که بايد رعايت اين “قوانين جهاني” را کنترل کنند، اعلام مي کنند که جمهوري اسلامي فعاليت اتمي خود را از چشم آنان پنهان کرده، و هنوز هم ابهاماتي وجود دارد.

۱/۳- رئيس جمهور اين رژيم بارها از هسته اي شدن کشور، ابرقدرت بودن ايران ، ورود ايران به باشگاه کشورهاي هسته اي به صراحت و پي در پي حرف زده، معني حداقلي حرفهاي احمدي نژاد مي تواند: دستيابي به توانمندي فراهم کردن (توليد) بمب اتمي، باشد.

۱/۴- آقاي اوباما ريس جمهور آمريکا از هنگام روي کار آمدن همواره صريحاگفته که: “حق ايران در فعاليت هاي اتمي صلح آميز را به رسميت مي شناسد، فقط جمهوري اسلامي در مذاکراتي مستقيم و بدون پيش شرط، اطمينان هاي لازم داير بر اينکه جمهوري اسلامي بسوي بمب اتمي نخواهد رفت را ارائه دهد”. اين رويکرد دولت اوباما جمهوري اسلامي را آشفته کرد بطوري که اين رژيم دست به هر کاري براي برهم زدن اين جهت گيري دولت آمريکا زد. اخيرا نيز آقاي اوباما در مصاحبه با BBC ي فارسي، همين نظر را باز به صراحت تکرار نمود. پاسخ جمهوري اسلامي اين بود که: “دولت آمريکا عامل فاجعه ۱۱ سپتامبر است”

۱/۵- جمهوري اسلامي ايران ماهيتا با عصر کنوني در تضاد است از اين روي ماهيتا ميرااست، دست اندرکاران رژيم طي اين سالها به تجربه، ميرندگي خود را لمس کرده اند، اما علت آنرا در بيرون خود و ناشي ازدشمني دو دشمن خود مي پندارند: مردم ايران و غرب (…آمريکا). آنها فکر مي کنند که با “قدرت اتمي” شدن خواهند توانست غرب و آمريکا را به تعامل با خود واداشته و در اينصورت “باخيال راحت به سرکوب مردم پرداخته آنها را به انقياد محض وادار کنند”. خلاصه: آنها مي پندارند که با اتمي شدن رژيم را از مرگ مي رهانند.

مجموعه رفتار و کردار جمهوري اسلامي، يک آدم سياسيِ ترقي خواۀ مردم دوستِ ايرانخواه را به اين نتيجه مي رساند که جمهوري اسلامي منطقا مي خواهد اقلا به “امکانات تهيه” بمب هسته اي دست يابد.

پرسش ۲: – اگر جمهوري اسلامي امکان دستيابي به سلاح اتمي را داشته باشد آيا مي توان در حد آسايش بخشي اميد داشت که به آن مجهز نخواهد شد، يعني از تجهيز به آن خود داري خواهد کرد؟”

۲/۱- جمهوري اسلامي از بدو تاسيس در امور کشورهاي ديگر دخالت ميکند، خواهان اعمال زور و فشار به دولت هاي کشورهاي مسلمان نشين (و در واقع جهان عرب) مي باشد، خود را مرکز و مرجع کشورهاي عرب منطقه (تحت عنوان کشورهاي مسلمان)، ام القرا مي داند.

۲/۲- اين سياستهاي تحريک آميزجمهوري اسلامي از جمله عوامل جنگ هشت ساله بود. که جمهوري اسلام ۶ سال از آن را با تلاش براي تصرف خاک عراق و رفتن بسوي بيت المقدس، يعني کاملا تجاوز کارانه و با هزينه نابودي ايران، به درازا کشاند.

۲/۳- کشور اسرائيل با ما هم مرز نيست تا بحال هيچ اقدام تجاوزکارانه عليه ايران انجام نداده است. همه سران رژيم اسلامي ازبدو تسلط شوم خود بر ميهن ما ايران، رسما و علنا و مکررا مي گويند که مي خواهند “اسرائيل نابود شود” و تعجب آور است که آنها در عين حال مرتب يادآوري مي کنند که اسرائيل يعني آمريکا (و حتي مي گويند که اداره آمريکا، بدست اسرائيل است) بدين ترتيب آنها باور دارند که سخنانشان عليه اسرائيل در واقع عليه آمريکا است.

۲/۴- دولت اسرائيل رسما با دولت سوريه درحالت جنگ است زيرا پس از جنگ رمضان ۱۹۷۱، بين دو کشور صرفا آتش بس برقرار است. جمهوري اسلامي به اصرارخود با سوريه، کشور درحال جنگ با اسرائيل، پيمان حمايت نظامي استراتژيک مي بندد.

آري رژيم حاکم بر ايران با دست خود و تعمدا کشور ما را در صف مقدم جنگ (احتمالي) با اسرائيل قرار مي دهد. بدون اينکه اسرائيل تا بحال هيچ عمل تجاوز کارانه اي عليه کشور ما کرده باشد. واين در حالي است که سران رژيم مرتب اعلام مي کنند که اسرائيل يعني آمريکا.

۲/۵- در دين اسلام حکمي است که بنا بر آن مسلمانان بايد به اندازه دشمن خود و بيشتر به سلاح مجهز باشند. در “قانون” اساسي جمهوري اسلامي آمده است1، و جمهوري اسلامي شب و روز فرياد دشمني بينان کن با اسرائيل سر مي دهد، و اسرائيل به سلاح اتمي پيشرفته مجهز است.

۲/۶- در آخرهاي جنگ با عراق وقتي جمهوري اسلامي همه موجودي ايران را در راه سراب تصرف کربلا، رفتن به بيت المقدس و … بر باد داد، سرکرده وقت پاسدارهابه خميني نامه مي نويسد و خواهان دستيابي به بمب اتمي مي شود (اين نامه را رفسنجاني منتشر کرده است)

۲/۷- اکثريت غالب مردم ايران بنا به تجارب سي ساله خود به اين باور قطعي رسيده اند که جمهوري اسلامي به هيچ قول و قرار و عهد و پيماني وفادار نيست براي حفظ “نظام” (حفظ حکومت خود) دست به هرکاري مي زند، يعني بفرض اگر امروز همه سران رژيم چيزي را قبول کنند، انجام يا عدم انجام کاري را لازم و واجب بدانند، همين فردا مي توانند، بر عکس آن عمل کرده و حکم به لزوم و وجوب عکس آنها را صادر کنند

بنا به اين موارد، پاسخ من به پرسش ۲، نه! است. يعني از جوابهايم به دو سوال پيشين، رويهم چنين نتيجه ميگيرم که:

۳- خطر تجهيز جمهوري اسلامي به بمب اتمي مردم ما را تهديد مي کند و اين خطرجدي است، اين خطري است بنيان کن که در تاريخ ما سابقه نداشته. توضيحات بيشتر:

۳/۱- اکثريت مردم به تجربه سي ساله خود مي دانند که جمهوري اسلامي احترام هيچ اصل و اساسي، هيچ آيين و منش انساني را ندارد، جان انسانهابراي اوهيچ ارزشي ندارد. بويژه آماده است تاجان ايرانيان از کودک و جوان و پيررا فداي “بقاي” خود و يا “اسلام” کند.

۳/۲- جمهوري اسلامي از آغاز تسلط خود بر ايران، با فتنه گري هاي خود در رابطه با کشورهاي خارجي، ميهن ما را همواره زير تهديد جنگي کشورهاي ديگر قرار داده است: عراق، اسرائيل، آمريکا. اگر جمهوري اسلامي به بمب اتمي دستيابد، آنگاه کشور ما، مردم ما و بودوداشت ما بطور پيوسته زير تهديد حمله اتمي خواهند بود.

۳/۳- در نبرد دو کشور اتمي برنده وجود نداشته، هرکشوري که زودتر و ناگهاني حمله کند شانس پيروز شدن دارد.

۳/۴- جمهوري اسلامي و منافع ملي

براي جمهوري اسلامي چيزي بنام “منافع ملي”، يا منافع مردم ايران وجود ندارد. يک چيز و فقط يک چيز، يک منفعت و فقط يک منفعت براي اين رژيم ارتجاعي معني دارد و آن حفظ حيات ننگينش بهر قيمت است و اين همان “فرمول” معروف “حفظ نظام اوجب واجبات است”، مي باشد. جمهوري اسلامي از آغاز بر پايي خود همواره از “منافع نظام”، “مصلحت نظام” صحبت کرده، اين رژيم هرگز سخني از “منافع ملي” نمي گويد جز در مواردي که افراد و سرکردگان زبون آن شخصا احساس تهديدي عليه زندگي خود بکنند( مثلا وقتي دولت آرژانتين حکم جلب بين المللي برخي از آنان را صادر کند و …). اينجانب با قطعيت مي گويم تا بحال يک مورد و يک مورد نبوده که جمهوري اسلامي از منافع ملي ايران به صرف منافع ملي وبا هدف دفاع از “منافع ملي”، دفاع کرده باشد. نسبت برخورد رژيم جمهوري اسلامي با “منافع ملي” ايران در بسياري موارد همان نسبت برخورد سران مرتجع برخي کشورهاي عربي منطقه با “منافع ملي” ايران است. که اين اتفاقي يا نسبتي من درآوردي نيست پايه هاي آن به چند مساله بر مي گردد، تيتروار:

۳/۴۱- آموزش ملاها: که در تمام آن يک برگ راجع به ايران و تاريخ، جغرافيا، هنر، ادبيات و… آن؛ نيست و همه اش عربي و راجع به زبان، تاريخ، ادبيات و …؛ عرب است.

۳/۴۲- دشمني حوزه و ملاهاي نوع خميني (و آموزش ديدگان اين ديدگاه) با ملي گرايي، و مفهوم مدرن “ملت ايران” که لزوما با ايران باستان و عظمت هاي آن پيوند مي يابد. و اينکه آنها، بر شمردن ارزش هاي ايرانِ پيش از مسلمان شدن را، در تقابل با اسلام مي بينند.

۳/۴۳- بنا به آنچه گفته شد و بنا به آموزش هاي ملايان (که گفته شد) و بنا به آرزوهاي سران رژيم در بدست آوردن سرکردگي “مسلمانان” (که عمل امنظور اعراب هستند و نه مثلا افغانستان يا اندونزي و …؛) جمهوري اسلامي در رعايت تمايلات ارتجاعي سران عرب نيز، از هرچه بوي ايرانيت مي دهد، ابراز بيزاري مي کند.

۳/۴۴- وزارت خارجه رژيم از آغاز ضمن اينکه مثل کليت آن، اجتماع آدمهاي بيسواد، ملاها، و لمپنها بوده اما بويژه از کساني پر شده بود، که در محيط هاي عربي خارج از ايران بزرگ شده بودند. حتي شواهدي است که نشان مي دهد که بعضي از آنان مي توانند اصلا عرب غير ايراني بوده باشند. از خوانندگان مي خواهم لحظه اي سه کشور را در نظر بگيرند: الف، سين و جيم، جيم خيلي قوي است، شايد از نظر نظامي قويترين، و با سين در وضعيت جنگي قرار داردو امروزه بخشي از خاک سين را نيز اشغال کرده است ، جيم تا بحال هيچ اقدام نظامي عليه الف نکرده، اما سين هر سال در اتحاد با پنج کشورهمسايه الف براي جدا کردن بخشي از خاک کشور الف بيانيه امضا، و صادر، ميکند. آنگاه الف مصرف نفت سالانه سين را مجاناتقديم ميکند و بطرز باور نکردني خود داوطلبانه متعهد مي شود که براي باز پس گيري خاک سين، حتي با جيم وارد جنگ، شود. آري در اينجا، الف جمهوري اسلامي، سين سوريه و جيم اسرائيل است. هيچکس نمي تواند درتاريخ جهان دولتي مانند جمهوري اسلامي که تا اين حد عليه منافع ملت،”منافع ملي” و خائن به آن باشد، پيدا کند. دولت سوريه اکنون ۲۰ سال است که هر سال با کشورهاهي عرب خليج فارس علنا پيمان مي بندد که بخشي از خاک ايران (جزاير سه گانه) را جدا کرده و به کشور امارات بدهد.

۴- ما و فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي

بنا به آنچه عرض شد نتيجه مي شود که فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي آبستن خطرات بنيان کني براي ميهن ما و مردم ما است. فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي، بودوداشت ايران را به نابودي تهديد مي کند، تهديدي که در سراسر تاريخ پر فراز و نشيب ما، بي سابقه مي باشد، اپوزيسيون ترقي خواه بايد آگاه سازي، افشاگري، بسيج نيرو و اعمال فشارعليه رژيم، پيرامون فعاليت هاي هسته اي اش را در صدر برنامه خود قرار دهد، دستيابي جمهوري اسلامي به بمب اتمي، که هرگزمباد، مساوي است با گروگان گرفته شدن کل ايران و مردم آن توسط حکومتي بغايت جنايتکار است که در اينصورت ، نجات بسيار مشکل وکم بخت خواهد بود، متاسفانه تا امروزنيروهاي ترقي خواه ايران به ميزان درخور به اين مساله نپرداخته اند که جدا از ضعف عمومي ما، دو علت ديگر ميتواند داشته باشد: ضعف معرفت و نابينايي در “منافع ملي”. به نظر من بخش بزرگي از اپوزيسيون و حتي نيروهاي کمونيست و سوسياليست در مقابل چنين موضوع سرنوشت ساز تاريخي، درآز “منافع ملي”، بيناييِ خرد خود را از دست داده اند. در حاليکه اينجا عرصه اي است که کمونيست ها بايد ضمن آگاه کردن مرتب و وسيع مردم از خطرات نابودکننده فعاليتهاي اتمي رژيم ماهيت ضد مردمي و ضد ملي “منافع ملي” مورد نظر سياسي-مذهبي هاي ايران را افشا کنند.

۵- ابر قدرت ها و فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي

ابرقدرت بودن يعني داشتن تواني بطور عيني بالاتر از بسياري ديگر، اين توان از وسعت خاک، داشتن جمعيت بالا، داشتن اقتصادي قوي وشکوفا، دارا بودن توان نظامي بر تر و…؛ مي باشد از اين ميان “قدرت اقتصادي” نقش درجه اول دارد. ابر قدرت ها منافع استراتژيک جهاني دارند. دستياني کشور جديدي به بمب اتمي، تجديد نظر در اين استراتژي را الزامي مي کند.

کشوري جديد که مي خواهد يا ممکن است به بمب اتمي دستيابد مي تواند در يکي از سه حالت زير باشد: يا در روند توسعه خود بطور واقعي در حال قدرتي برترشدن است، مثل هند، که در اين صورت روند مذاکرات و معاملات و هماهنگ سازي ها با او پيشتر و در روند توسه آغاز شده، و اين با روند ترميم استراتژي جهاني ابرقدرتها منطبق است. و يا کشور دستيابنده به بمب اتمي در مدار يکي از ابرقدرتهاي موجود است. مثل اسرائيل که در مدار آمريکا است (بود)، کره شمالي که در مدار چين است، و پاکستان که دولت آمريکا رسما اعلام کرده که بر تسليحات اتمي پاکستان کاملا کنترل دارد، محاسبه پذير بودن رفتار نظامي-اتمي احتمالي اين کشورها را همان ابرقدرتي که کشور مزبور در مدارش است توضيح مي دهد. بيرون از اين دو حالت يعني دولتي همچون جمهوري اسلامي که از نظر توان بالفعل توليد اقتصادي در يکي از پايينترين سطح ها در دنياست، از نظر رعايت حقوق بين الملل سوابق بسياربدي دارد، هيچ کشوري در دنيا به سياست خارجي آن اعتمادي ندارد، از روز اول روي کار آمدنش براي همه شاخ و شانه مي کشد. از روز اول دستيابي به قدرت به تهديد کشورها و فتنه انگيزي در آنها پرداخته. از روز اول تا کنون همه سرکردگانش رسما و علنا آرزوي نابودي يکي از کشورهاي منطقه را سر مي دهند، پس بديهي است که رفتار اتمي جمهوري اسلامي با موقعيت ابرقدرتها در تضادي آشتي ناپذير قرار مي گيرد. تا جاييکه ابر قدرت در تاريخ بوده، معني اش بر “سر جاي خود” نشاندن ديگران ولو بزور نظامي بوده است. بويژه زماني که آنها احساس کنند که اين “ديگران” با منافع استراتژيک آنها در رويارويي قرارگرفته اند.

۶- سازمان ملل متحد

ارگاني جهاني براي تنظيم روابط بين ملت ها درعرصه بين المللي، پس داراي سه بخش، داوري، قوانين (تدوين قوانين) و اجرايي، مي باشد. تا کنون در تنظيم روابط بين افراد يک جامعه، در تحليل نهايي، اين تعادل موجود بين استوانه هاي قدرت در آن جامعه است. که قانون را “اجرا” مي کند، و حتي تا حدي “داوري” را تعيين مي کند. قدرت اجرايي سازمان ملل، “شوراي امنيت” آن است. در پايان جنگ دوم، براي اينکه ديگر جنگ جهاني رخ ندهد. يا امکان رويداد آن کنترل شود، نخست بايد ابر قدرتها کنترل مي شدند. در شرايط آن موقع جهان ابر قدرت ها را ابر قدرتها مي توانند “کنترل” کنند، پس شوراي ابرقدرتها، شامل قدرتهاي پيروز در جنگ باضافه “چين” تشکيل شد، با اين قرار اساسي بين خودکه: « آنها حق دارند که همه مسائل جهان رابين خود به بحث گذاشته، تصميم گيري کنند، به شرط اينکه هيچکدام راي مخالف نداشته باشند (حق وتو)، در اينصورت تصميمات آنها براي جهان “لازم الاجرا” است». سپس منشور و قوانيني ناظر بر حقوق پايه اي انسانها و ملتها و روابط بين ملتها تدوين شد، و شوراي “ابرقدرتها” بر خود نام “شوراي امنيت” نهاد. براين پايه “سازمان ملل متحد” با عضويت داوطلبانه ملل، تبعا بر پايه پذيرش آن “شوراي امنيت” و منشور و قوانين، شکل گرفت. آيا چنين سازمان مللي دمکراتيک بود يا هست و اينکه انسانهاي دمکرات و ترقي خواه و همچنين ملتها چگونه بايد به آن برخورد کنند؟ در شرايط آن موقع جهان و وجود بلوک کشورهاي سوسياليستي، و تضاد آن با بلوک امپرياليستي، اعضاي شوراي امنيت (قوه مجريه سازمان ملل)، در بسياري موارد همدست نبودند، در نتيجه ملتها نيزمي توانستند ازآن سودمند شوند. با پايان جنگ دوم، ملل مستعمرۀ کشورهاي امپرياليستي، يعني اکثريت ملل جهان، با مبارزاتي سخت، خود را آزاد کردند، تاريخ آنها بخوبي نشان مي دهد که تقريبا همه آنها، در تمام دوره نبرد رهايي بخش خود، و مهمتر از آن در پي ريزي کشور و ملت نوين خود، به کمکهاي سرشار کشورهاي ي سوسياليستي متکي بودند. به بيان ديگر شوراي امنيت سازمان ملل عملا به مثابه ارگاني جهاني، کم و بيش دمکراتيک عمل کرده است. اما امروزه همسويي منافع دولتهاي تشکيل دهنده شوراي امنيت خيلي زياد است. اقتصاد همه آنها مبتني بر سرمايه داري است، آنها مي توانند در غارت جهان همدست شوند.حکومت پيشين آمريکا اعلام کرد که مفهوم سازمان ملل، پي افکنده پس از جنگ دوم، به پايان رسيده، با ناديده گرفتن شوراي امنيت، آمريکا به عراق حمله کرد و ادعاي خود را واقعيت بخشيد. شوراي امنيت سازمان ملل کنوني، سرانجام، عملا، به تجاوز آمريکا و انگستان به عراق جنبه “قانوني” بخشيد. حمله نظامي کشورهاي عضو “ناتو” و سايرين(کانادا، استراليا، ژاپن، چک (به رياست جمهوري واس لاوهاول!)، لهستان و..)، به افغانستان با تصويب شوراي امنيت سازمان ملل بوده است. تمام “دلايل” و يا ادعاهايي که اين حمله را توجيه مي کند از “دلايل” وادعاهايي که “اتحاد شوروي” در توجيه دخالت نظامي در ۱۹۷۹ در افغانستان مي آورد ضعيف تر است. امروزه شوراي امنيت در آفريقا عليه برخي آفريقايي هاي جنگ سالارو ديکتاتور دخالت کرده ، حتي برخي از آنان را دستگير محاکمه و زنداني ميکند، در حاليکه اين دولت هاي اروپايي هستند که در اکثر اين کشورها نيروي نظامي داشته و در همه امور آنها، دخالت مستقيم دارند، درکشورهاي غني آفريقاي سياه جنگهاي ويرانگر داخلي سالها است در جريان است، اکنون ۱۵ سال است آمريکا در سومالي حضور نظامي داشته و اين کشور( شاخ آفريقا) که اهميت استراتژيک دارد در جنگ داخلي خون چکان است. شوراي امنيت در رابطه با سودان و مساله “دارفور”، غوغا کرد، دستوردستگيري رئيس جمهور سودان را صادر نمود. مردم دنيا ميزان آگاهيشان از زمان ومکان و چگونگي در گيريها در آفريقا بسيار کم است در حاليکه همه مردم شاهد جنايات ضد بشري دولتها اسرائيل در رابطه با فلسطيني ها هستند. اما تا به حال حتي يک اعلاميه در محکوميت اعمال اسرائيل، از سوي شوراي امنيت صادر نشده. به نظر من در شرايط جهان امروزي، ما به عنوان يک سازمان سياسي خواهان دمکراسي و عدالت، نمي توانيم شوراي امنيت سازمان ملل

را تائيد کنيم. اما دولتها از لحاظ ديپلماتيک نبايد با شوراي امنيت مخالفت کنند. سطح رشد نيروهاي مولده جهان کنوني، مدتهاست به حدي رسيده که “جهاني شدن” عينيت يافته، که از جمله نمود هاي آن شکل گيري “هم انديشگي جهاني” است. امروزه جهان از جنبه بنيانهاي عيني خود بسيار دمکراتيک تر از گذشته است. اما روبنا هاي آن هنوزکهنه مانده اند، که بايد نو شوند. ما بايد به اتکاي هم اند يشگي جهاني، در پرتو انقلاب “رسانه “اي، جانب عينيت بالنده جهان را گرفته، و براي نوسازي بنياد هاي جهاني (مانند سازمان ملل و …) مبارزه کنيم.

۷- ما و تصميمات شوراي امنيت سازمان ملل (در رابطه با فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي)

۷/۱- بنا به آنچه پيش ازاين گفتم، تصميمات شوراي امنيت، در چارچوب منافع ابر قدرتهااست.

۷/۲- منافع جهاني ابر قدرتها در کل با منافع ملتها در تضاد است.

۳/ ۷- ماها بطور بالفعل سازمانهاي کوچکي هستم، به اين معني که پيوند کمي با مردم خود داريم. ۷/۴- حتي اگر ما در برخي تصميمات شوراي امنيت همسويي هايي با منافع مردم ما ببينيم بايد کاملا توجه کنيم که در واقعيت و به طور کلي، اين تصميمات در چارچوب منافع استراتژي ابرقدرتها است و تابع آن “کليت” ميباشند . ۷/۵-بنابه آنچه گفته شد، تاييد “ما” ( “ما” در مختصات کنوني خودمان ) بر تصميمات شوراي امنيت سازمان ملل نمي تواند در سوق دادن آن “تصميمات” کمي به اين سو و يا آن سو تاثيري داشته باشد، در عوض آنها(ابرقدرتها) مي توانند نيروي ما(ولو تاثيرات معنوي-سياسي ما) را به ميل خود “مصرف” کننده، و البته که با ما بسيار دشمن هستند، وامکانات تبليغي و خبر پراکني اشان برجهان مسلط است. ۷/۶-آنچه گفته شد به اين معني نيست که ما بايد “شوراي امنيت ” را بايکوت کنيم! نه! بر عکس من معتقدم ما بايد با تکيه به نيروي “هم انديشگي

جهاني”، سازمانها و بنيادهاي دمکراتيک جهان، و در ائتلاف با سازمان ها و احزاب ترقي خواه ايراني، پيشنهادهاي خودمان براي اعمال فشار کشورهاي جهان به جمهوري اسلامي، را به سازمان ملل ارائه داده، و براي تصويب آنها تبليغ و مبارزه کنيم. ۷/۷- اين سخنان به اين معني نيست که هيچوقت، در هيچ شرايط و تعادل قوايي، نمي توان و نبايد به بهره گيري از سازمان ملل و مصوبات آن پرداخت، خير! مثلا بر خورد احزاب کرد در عراق دررابطه با حمله آمريکا به آن کشور، را بايد به عنوان حالت ويژه پنداشت. ۷/۸- در سطرهاي پيشين گفتم که فعاليت هاي اتمي رژيم با منافع استرتژيک آمريکا (و ابرقدرتها) در تضاد است از اين روي آمريکا و همپيمانانش بهر قيمت در برابر آن ميايستند ولو به بهاي جنگ ، من در مقالات پيشين خود در باره اين جنگ احتمالي، که در حد نابود کننده اي ويرانگر خواهد بود توضيح داده ام، مسئول درجه اول چنين وضع احتمالي جمهوري اسلامي است، اما ما نبايد دنبال چنين استراتژيي بيافتيم. ما نميتوانيم ناديده بگيريم که در آمريکا (و جاهاي ديگر و در جمهوري اسلامي هم)، نيروهاي جنگ طلبي هستند که حياتشان در بمباران کردن جهان و کشتن مردمان است. آيا در ميان ما کسي است که به اهداف حمله آمريکا و انگليس و…به افغانستان اعتماد داشته باشد..

۸-”راه حل” ها

۸/۱- براي باز داشتن کشوري از فعاليت هاي اتمي مشکوک راه حل قطعي وجود ندارد ۲ /۸- فعاليت هاي کنوني اتمي جمهوري اسلامي خطر نابود کننده عليه مردم ايران دارد، براي مردم جهان بسيار خطرناک است، با منافع استراتژيک ابرقدرتها بويزه آمريکا در تضاد آشتي ناپذير است. ۸/۳-بايد با همه توان عليه فعاليتهاي اتمي رژيم مبارزه کرد، تنها راه، عقب راندن جمهوري اسلامي در کليت آن است. ۸/۴- جمهوري اسلامي تا بحال نشان داده که فقط در مقابل زور عقب نشيني ميکند . جمهوري اسلامي ميگويد “حفظ نظام واجبترين واجبات است” اساس فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي نيزاز جمله براي اين واجب ترين واجبات يعني براي نجات “جمهوري اسلامي” از “ميرايي” است!! پس تا رژيم، “خودِ نظام” را در خطر نبيند از فعاليتهاي اتمي خود عقب نشيني نمي کند. ۸/۵- بدين ترتيب براي بازداشتن جمهوري اسلامي، به “زور” نياز است منبع اصلي اين “زور”، دو نيرو ميتواند باشد: يا مردم ايران به اضافه نيروهاي “هم انديشگي جهاني” يا “ابرقدرتها” ، اين جانب در مورد ابرقدرتها و اهداف آنها توضيح دادم ، من با هيچکدام از اقدامات آنها اصولا موافق نيستم، با هر اقدامي که به ضرر مردم ما باشدمخالفم. ماضمن اينکه جمهوري اسلامي را مسئول اصلي هر اقدام ابرقدرتهاعليه کشور خود ميدانيم، اعلام ميکنيم که در برابر هر اقدام نظامي عليه کشورما، مي ايستيم و همزمان درمبارزه عليه جمهوري اسلامي، در برابر مهاجمان نيز خواهيم ايستاد.

۹- چه بايد کرد

همانطور که گفتم: “تنها راه، پس زدن جمهوري اسلامي است” و تنها نيرويي که به بهترين روي توانا بر اين کار است، مردم ايران مي باشند. همه بايد با کمک مردم ما، بطور پيوسته جمهوري اسلامي را پس برانيم، در همه زمينه ها و بر سر همه مسائل اجتماعي و نه فقط مستقيما بر سر مسائل اتمي. اينجانب از سالها پيش همين نظر را داشتم، به گمانم قيام سال ۸۸ هم نشان داد که چگونه مردم ايران آماده اند و قوي وآگاه هستند و چگونه مي توانند جمهوري اسلامي را عقب برانند که از جمله به تضعيف او در فعاليتهاي اتمي اش منجر ميشود، که شد. جمهوري اسلامي بلاي مرگ زا براي مردم ايران و حتي جهان است. تنها راه، از ميان برداشتن آن است و او عقب نمي نشيند مگر هستي ننگين خود را در خطر احساس کند.

۱۰-چه خواهد شد.

آنچه مسلم است است مردم ما جمهوري اسلامي را ازميان خواهند برداشت و خود و جهان را آسوده خواهند کرد ما آرزو مي کنيم و همه تلاش خود را بکار ميبريم که با زور مردم ما مانع از سرانجام يابي کرد و کارهاي اتمي مشکوک جمهوري اسلامي شويم. بنا به آنچه گفته شده، و تجربه نيز نشان مي دهد اين احتمال که جمهوري اسلامي در برابر زور و هنگامي که “نظام” را درخطر ببيند تسليم شود (با خفت) کم نيست. اما اگر به هر دليل آمريکا به ايران حمله نظامي کند، اين حمله احتمالا محدود به مراکزمعدودي نخواهد بود. زيرا: فرض کنيم حمله احتمالي آمريکا محدود باشد، آنگاه يا جمهوري اسلامي عليه آمريکا واکنش نظامي انجام مي دهد يا نه، اگر حرکتي نکند آنگاه بايد تا آخر عقب برود، که اين تقريبا به معني پايان کارش است. اما اگر واکنش جنگي نشان دهد، آنگاه يک رشته حملات متقابل رخ ميدهد، خب چنين روندي به چه سمت مي رود؟ شکست آمريکا؟ پاسخ ما به اين سوال مهم نيست! مهم پاسخي است که استراتژيست هاي آمريکا از هم اکنون به چنين “روند” احتمالي مي دهند. منطقا و متاسفانه پاسخ آنها اين خواهد بود که درصورت حمله بايد کاري کرد که رژيم نتواند “جُنب” بخورد! حالا اگر تهديدهاي تا کنوني جمهوري اسلامي، دايربر: “حملات استشهادي بر عليه آمريکا در همه جهان”، “حمله به قواي آمريکا در عراق، افغانستان و شيخ نشين ها”، “بستن تنگه هرمز مسير عبور ۴۰% نفت منطقه” و ….؛ را نيز بيافزاييم، مي توان به يکي ازحالات احتمالي حمله آمريکا، که احتمالش کم هم نيست، انديشيد: بمبباران بسيارسنگين، از جمله بمبهاي هفتصد تني، ناگهاني، شديد، بي وقفه، شبانه روزي، همه مراکز نظامي، بيوت “آقايان”، بويژه “رهبر”، سکونتگاه سرکردگان سپاه و رژيم، مراکزاحتمالي اتمي، همه تاسيسات ارتباطي، مخابرات،، تمام شبکه برق، راه ها، پلها، صنايع…؛ و متاسفانه تجربه نشان مي دهد (يوگوسلاوي، عراق و …) که: بيمارستانها، مراکز آموزشي و يقينا مناطق مسکوني و خانه و زندگي مردم نيز بمباران خواهد شد. در طول اين عمليات بي امان خبرگزاري ها و رونامه هاي معروف کشورهاي “دمکراسي” در دفاع از “منافع ملي” دولتهاي متبوع خود “تحت عنوان نداشتن خبرنگار در ايران، سکوت خواهند کرد.

۱۱- انجمن ها و گرههاي مدافع صلح

بديهي است ما نيز همراه اکثريت مردم صلح دوست جهان، ضد “جنگ” و جنگ طلبان هستيم. ما ضمن مخالفت شديد با هر اقدام نظامي عليه کشورما، نيز اعلام مي داريم که خطر اصلي عليه مردم ايران، خطرنا بود کننده عليه ايران، فعاليتهاي اتمي جمهوري اسلامي است، از اينروي به نظر ما صلح طلبي واقعي بايد همراه با محکوم کردن فعاليت هاي اتمي جمهوري اسلامي باشد. بويژه از طرف انجمن ها ايراني، در غيراين صورت تلاشهاي آنان مورد بهره برداري رژيم در جهت توسعه فعاليتهاي اتمي اش قرار خواهد گرفت.

اين نوشته تلاشي بود براي پاسخ به پرسشهايي، فکر ميکنم به اساس آنها پرداخته ام،و اما ديگرسوالها :

س – فکر مي کنيد تحريمها اين بار نتيجه مورد انتظار کشورهاي اعمال کننده را به بار آورند؟

ج – نميدانم

س-آيا در اين “کشاکش هسته اي” شانس بردي براي جمهوري اسلامي مي بينيد؟

ج – نه. سياست جمهوري اسلامي عين سياست آن در جنگ با عراق است، در آن موقع از “حق تنبيه متجاوز، خون بر شمشير پيروز است و ….” صحبت مي کرد. و اکنون هم از “حق هسته اي و… “؛ در حاليکه در سياست و بويژه در سياست بين المللي اين نه، “حق” بلکه تعادل قوا و برآيند “منافع” و.. …است که حرف آخر را مي زند.

س-آيا وضع به طور اجتناب ناپذيري دارد به سمت افزايش تنشها و احتمالاً خشونت و درگيري کشيده مي شود يا راه حل مسالمت آميزي هست؟

ج – رييس جمهور آمريکا بارها و به صراحت گفته که مساله اصلي اين است که جمهوري اسلامي در مذاکرات مستقيم، بدون پيش شرط، به قدرتهاي بزرگ اطمينان دهد که که فعاليت هاي اتمي اش مسالمت آميز است. جمهوري اسلامي از آغازروي کار آمدن اوباما با تمام توان خود کوشيد تا در روش برخورد صلحجويانه او اخلال کند، سران رژيم به سرکردگي شخص خامنه اي و دستگاه هاي تبلغاتي آن با دروغ پراکني هاي هيستريک از آغاز مي کوشند که مثلا اوباما را “دروغگو” جلوه دهند و …؛ آنان با تمام توان مي کوشند تا مگر آمريکا را “عصباني” کرده و از “شر” پيشنهادهاي صلح آميز آنها “رها” شوند. همانطور که گفتم جمهوري اسلامي در فعاليت هاي اتمي خود اهداف شومي دارد از اين روي از مذاکرات شفاف و بيواسطه صلح آميز، گريزان است. افزون براين، تجربه نشان مي دهد، که جمهوري اسلامي بدون زور وفشار بر سر “عقل” نمي آيد.(نگاه کنيد به بند “چه خواهد شد” در اين مقاله)

س – نظرتان نسبت به تحريم هشت تن از مسئولان جمهوري اسلامي به خاطر نقض حقوق بشر توسط امريکا چيست؟

- در اين مورد که خامنه اي و احمدي نژاد و ديگر سران جمهوري اسلامي نيز بايد مشمول اين تحريمها شوند، چيست؟

- (در صورت توافق با اين ايده) آيا اين موجب محدوديت امکانات براي ديپلماسي نمي شود؟

ج- رژيم ايران رژيمي ارتجاعي و فتنه گراست چه بسا حکومت کشورهاي ديگر حق داشته باشند از لحاظ حقوق بين الملل و يا حتا درمواردي در دفاع از حقوق بشر عليه اين رژيم اقدام کنند، اما، ما همچون حزبي سياسي مردمي ايراني، نمي توانيم تصميمات حکومت کشورهاي خارجي عليه رژيم حاکم بر ايران را تاييد کنيم. ما خودمان و پيشاپيشِ مردم مان، همراه آنان همراه همه نيروهاي مردمي و پيشرو ايراني، اين رژيم را کنار خواهيم زد. (در شرايطي که يک برآمد نيرومند مردمي درميدان پديد باشد. و نيرويي سياسي در جايگاه رهبري آن، موضوع دگرگون خواهدبود).
پاورقي:
۱* جمهوري اسلامي در قانون اساسي خود در اصل ۱۵۱ چنين نوشته :
و اعدو الهم ما استطعتم من قوه . .



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration