The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

ايران، دانشگاه بي دفاع

انحلال دانشگاه علوم پزشکي ايران

سيزدهم آبان ۱۳۸۹ برابر با چهارم نوامبر ۲۰۱۰

انحلال ضربتي و يک‌شبه‌ي يکي از بزرگ‌ترين و معتبرترين دانشگاه‌هاي علوم پزشکي کشور، نه اولين اقدام اين‌چنيني اين دولت است و نه احتمالاً آخرين آن‌ها خواهد بود. بعد از پنج سال و نيم که از روي کار آمدن دولت حاضر مي‌گذرد، بايد آموخته باشيم که چنين تصميمات ناگهاني و ظاهراً خلق‌الساعه‌اي، نه استثناهايي موردي و گذرا، که بخشي از سبک مديريت «ما مي‌توانيم»اي دولتمردان حاکم است. نگرش حاکم بر اخذ و اجراي چنين تصميماتي اين است: «تغيير غير منتظره را در سريع‌ترين و شوک‌آورترين شکل ممکن اجرا کن و پايش سفت بايست؛ دير يا زود، آب‌ها از آسياب مي‌افتد و مردم خواهند پذيرفت». با اين ديد، اين تصميمات، اتفاقاً نه ناگهاني و خلق‌الساعه، بل‌که برنامه‌هايي هستند که با دقت تمام (در مقياس ايراني‌اش البته) و آمادگي کافي طراحي و اجرا مي‌شوند؛ هرچند، به برکت هويت امنيتي- نظامي ساختار حاکم، با رعايت اصول پنهان‌کاري و حفاظت اطلاعات، تا آخرين لحظات از ديد عموم و حتا بسياري از خواص پنهان باقي مي‌مانند. نمونه‌هاي به مراتب بزرگ‌تر اجراي اين سياست را مي‌توان در اقداماتي مانند انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، انتقال سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري، عزل رييس فدراسيون فوتبال و از همه مهم‌تر، مهندسي اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري 88 ديد.
با اين ديد، بررسي موردي انحلال دانشگاه ايران، فرصتي است براي شناخت اين پديده و احياناً افزايش آمادگي براي مقابله با موارد مشابه در آينده. با توجه به اين که انحلال دانشگاه ايران به استناد دستور معاونت توسعه‌ي مديريت و سرمايه‌ي انساني رياست جمهوري انجام شده است، احتمالاً بايد آن را بخشي از برنامه‌ي کلان‌تر نظام و فراتر از تصميم يک‌شبه‌ي وزير بهداشت ديد، به خصوص که وزرا و به ويژه وزير بهداشت، براي اتخاذ چنين تصميم بزرگي با پي‌آمدهاي غير قابل پيش‌بيني و خارج از حوزه‌ي تخصصي‌شان، اختيار و صلاحيت کافي ندارند. به نظر مي‌رسد بخش‌عمده‌اي از اين ماجرا به سياست کلان دولت براي خلوت كردن پايتخت، کاهش تعداد کارمندان دولت در تهران، محدود کردن بيش از پيش دانشگاه‌ها، کاهش تعداد دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران، ايجاد آمادگي رواني در جامعه براي شنيدن خبر انحلال دانشگاه‌ها، تمرکزگرايي در اداره‌ي کشور و مانند اين‌ها برمي‌گردد. به دلايل مختلفي که به آن‌ها اشاره خواهيم کرد، دانشگاه ايران طعمه‌ي مناسبي براي اجراي اين تصميم بوده و در نهايت، قرباني اجراي آن شده است:

يک) خصوصيات دانشگاه علوم پزشکي ايران:

دانشگاه ايران كوچك‌ترين، تخصصي‌ترين و جوان‌ترينِ دانشگاه‌هاي سه‌گانه‌ي علوم پزشكي در شهر تهران بود. در مقايسه با دانشگاه‌هاي تهران و شهيد بهشتي، دانشگاه ايران به دليل نداشتن دانشكده‌هاي غير پزشكي و به ويژه رشته‌هاي فني و علوم انساني، دست‌کم در نماي بيروني، دانشگاهي کم‌دردسرتر و غير سياسي‌تر به شمار مي‌رفت‌ (هرچند در واقعيت، فعاليت‌هاي سياسي دانشجويان اين دانشگاه در بسياري از موارد اگر بيش‌تر و ارزش‌مندتراز دانشجويان ديگر دانشگاه‌ها نبوده، کم‌تر هم نبوده است؛ براي مثال مي‌توان به راه‌پيمايي سال گذشته‌ي دانشجويان بيمارستان رسول اکرم در اعتراض به سرکوب راه‌پيمايي‌هاي اعتراضي پس از انتخابات اشاره کرد). علاوه بر اين، در شرايطي كه دانشگاه‌هاي تهران و شهيد بهشتي حاميان قدرت‌مندي مانند دكتر صدر و دكتر مرندي در لايه‌هاي بالاي سياسي دارند، دانشگاه ايران فاقد پدرخواندگان قدرت‌مند و بانفوذ اين چنيني بوده و هست.

دو) بي‌ثباتي مديريتي:

تحولات چند سال اخير، دانشگاه ايران را در يکي از ضعيف‌ترين و شکننده‌ترين شرايط تاريخ زندگي‌اش قرار داده بود. پنج سال پيش و با روي کار آمدن دولت نهم، در حالي که رياست دانشگاه تهران به مدير نسبتاً کارآمد و قدرت‌مندي مثل دکتر باقر لاريجاني سپرده شد، رياست دانشگاه ايران به يکي از ضعيف‌ترين، ناکارآمدترين و بي‌تجربه‌ترين مديران دانشگاه‌هاي کشور، دکتر مهدي فتحي، رسيد که دست بر قضا و بر خلاف عرف مرسوم دانشگاهي، نه استاد دانشگاه ايران، که عضو هيأت علمي دانشگاه تهران بود! حاصل سوء مديريت و ناکارآمدي اين فرد، سقوط وحشت‌ناک شاخص‌هاي عمل‌کردي دانشگاه ايران در طول سال‌هاي 84 تا 87 و نارضايتي گسترده‌ي استادان، کارکنان و دانشجويان دانشگاه ايران بود، به نحوي که يک سال مانده به پايان عمر دولت نهم، آش آن چنان شور شد که صداي آش‌پز هم درآمد و وزير وقت بهداشت در اقدامي کم‌سابقه، کم‌تر از يک سال مانده به پايان عمر دولت، دکتر فتحي را عزل و دکتر سيد عباس حسني را جاي‌گزين وي کرد. اين تغيير، اگر چه به دليل نبود سياست كلاني براي بهبود شرايط و نيز تقارن با فضاي سياسي ماه‌هاي پيش و پس از انتخابات 88، در عمل تغيير عمده‌اي در شرايط دانشگاه به وجود نياورد، به دليل حسن شهرت و محبوبيت فردي دكتر حسني و تغييرات محدود اما ملموسي كه در سبك و سياق مديريتي دانشگاه به وجود آورد، عموماً با استقبال استادان، كاركنان و دانشجويان دانشگاه ايران مواجه شد.

با اين حال، عمر رياست دكتر حسني نيز چندان طولاني نبود و به فاصله‌ي كوتاهي بعد از روي كار آمدن دولت دهم، وي به وزارت بهداشت منتقل شد تا به عنوان معاون توسعه‌ي مديريت و منابع وزير مشغول به كار شود؛ تغييري كه به نظر مي‌رسد هم‌زمان با تغييرات مديريتي سطح ستادي وزارت بهداشت، جزئي از برنامه‌ي كلان دكتر لاريجاني براي كنترل كامل وزارت بهداشت و دانشگاه‌ علوم پزشكي ايران بوده باشد. جانشين دكتر حسني، دكتر سيد علي ابطحي بود كه با وجود اين که بسياري او را منتسب به جريان راست سنتي مي‌دانند، در سطح دانشگاه به عنوان فردي تسليم و تابع قدرت شناخته مي‌شد كه بدون وفاداري به ايدئولوژي و خط مشي فكري خاصي حاضر با هم‌كاري با هر دولتي (از مديريت در شير و خورشيد سرخ شاهنشاهي تا داشتن پست در دولت‌هاي سازندگي و اصلاحات و احمدي‌نژاد) بوده و هست. يكي از اولين تصميمات دكتر ابطحي –كه با وجود اين كه مدت‌هاست سن قانوني بازنشستگي را پشت سر گذاشته، بر خلاف رويه‌ي مرسوم اين دولت، هم‌چنان با حمايت‌هايي پنهان بازنشسته نشده است- تعويض ناگهاني و يك‌شبه‌ي تعداد زيادي از معاونان دانشگاه بود. اكنون و در سايه‌ي تحولات اخير مي‌توان فهميد كه دکتر ابطحي، دانسته يا ندانسته، معاوناني را برکنار کرد كه در شرايط كنوني امكان داشت در مقابل انحلال دانشگاه، مقاومت بيش‌تري بكنند. حاصل مجموعه‌ي اين تحولات پنج‌ساله، بي‌ثباتي شديد مديريت هم‌راه با حاشيه‌نشيني بخش عمده‌اي از تيم مديريتي دانشگاه بود كه در نهايت، آن را براي قرباني شدن در فرآيند ادغام آماده كرد.

سه) تشكيل استان البرز:

با تشكيل استان البرز و جدا شدن شهرستان‌هاي كرج، ساوجبلاغ و نظرآباد از استان تهران، دانشگاه ايران بخش عمده‌اي از شبكه‌ي بهداشت و درمان خود را كه در اين شهرستان‌ها مستقر بود از دست داد. اين تغيير منجر به كوچك‌تر شدن و از دست دادن سهم مهمي از منابع سازماني و نفوذ سياسي دانشگاه ايران شد. بايد در نظر داشت كه به جز شهر تهران، در ديگر شهرستان‌هاي استان تهران، مقامات محلي و نمايندگان مجلس، نقش عمده‌اي در پذيرش يا عدم پذيرش تغييراتي از اين دست دارند. بنابراين، خارج شدن سه شهرستان فوق از زيرمجموعه‌ي دانشگاه ايران، پيشاپيش باعث خنثا شدن بخش عمده‌اي از مخالفت بالقوه‌ در مقابل اين تصميم شد.

چهار) نقش دكتر لاريجاني:

يكي از اساسي‌ترين بازي‌گران پروژه‌ي انحلال، دكتر باقر لاريجاني، رييس جاه‌طلب و قدرت‌مند دانشگاه علوم پزشكي تهران و برادر رؤساي قواي مقننه و قضاييه‌ي جمهوري اسلامي است. دكتر لاريجاني در سال 84 در شرايطي به اين سمت منصوب شد که خود را شايسته‌ترين گزينه براي پست وزارت بهداشت مي‌دانست، اما به دليل موقعيت سياسي و اختلافات خانواده‌ي لاريجاني با رييس دولت، ناگزير به رياست دانشگاه تهران بسنده کرد. لاريجاني از همان زمان برنامه‌هاي گسترده‌اي را براي افزايش نفوذ خود در سطوح مديريتي وزارت بهداشت آغاز کرد که بخش عمده‌اي از آن، تلاش براي نصب مديران منتسب به دانشگاه تهران در مديريت‌هاي مياني وزارت بهداشت بود، هرچند تا پايان عمر دولت نهم، اين تلاش با موفقيت چنداني توأم نبود. نقطه‌ي اوج پيروزي لاريجاني اما در برکشيدن دکتر مرضيه وحيد دستجردي به عنوان وزير بهداشت دولت دهم بود. کساني که با اين دو نفر آشنايي دارند، به خوبي مي‌دانند که دکتر دستجردي –که در بخش عمده‌اي از عمر کاري خود، مرؤوس دکتر لاريجاني بوده- به هيچ عنوان از توان مديريتي و استقلال رأي لازم براي تصدي پست وزارت بهره‌اي ندارد و در عمل، نقشي بيش از عامل اجرايي سياست‌هاي دکتر لاريجاني نداشته است (گفته مي‌شود ذکر مستقيم همين موضوع توسط معاون سابق توسعه‌ي مديريت وزارت بهداشت، منجر به برکناري وي شده است).

روي کار آمدن دکتر دستجردي، فرصت ايده‌آلي را در اختيار دکترلاريجاني قرار داد تا سياست قديمي خود را براي تصرف کامل وزارت بهداشت عملي کند. در اجراي اين تصميم، چند ماه پيش در اقدامي مشابه انحلال دانشگاه ايران، ساختار وزارت بهداشت به صورت ناگهاني و در جهت عکس تحولات ده‌ساله‌ي اخير، ظرف يک شب به طور اساسي تغيير کرد و از جمله، در اقدامي غير منتظره، معاونت سلامت منحل و بعد از حدود ده سال مجدداً به دو معاونت بهداشت و درمان منفک شد. هدف پشت پرده‌ي اين تغييرات به ظاهر ساختاري، حذف مديران مياني غير وفادار به دانشگاه تهران، و به ويژه تيم مديريتي نسبتاً يک‌دست منتسب به دانشگاه ايران بود که بخش عمده‌اي از قدرت اجرايي وزارت بهداشت را در اختيار داشتند. حاصل اين تصميم، که تقريباً مصادف با تغيير رييس دانشگاه ايران بود، يک‌دست شدن تقريبي وزارت بهداشت به نفع دانشگاه تهران و از دست رفتن نفوذ مديريتي دانشگاه ايران در اين وزارت‌خانه بود. به اين ترتيب، دانشگاه ايران در چند ماه اخير، پشتيبانان خود را در سطوح مديريتي وزارت بهداشت که مي‌توانستند اجراي تصميم انحلال را با مشکل مواجه کنند نيز از دست داد و بيش از پيش به سوژه‌ي مناسب پروژه‌ي انحلال تبديل شد.

پنج) ضربه‌ي آخر:

اين که کدام فرآيند پشت پرده به اتخاذ تصميم نهايي جمعه‌ي گذشته و انحلال ضربتي و کودتاگونه‌ي دانشگاه ايران انجاميد مشخص نيست. هم‌چنين معلوم نيست که فرمان نهايي اين حمله از زبان چه کسي صادر شده است، اگرچه با توجه به ابعاد امنيتي و سياسي اين تصميم و پي‌آمدهاي بالقوه‌ي آن، احتمال اين که اين تصميم صرفاً در سطح وزارت بهداشت اتخاذ شده باشد، عملاً نزديک به صفر است. با اين حال، در طول چهار روزي که از اين حادثه گذشته، تا کنون عالي‌رتبه‌ترين مقامي که علناً مسؤوليت اين تغيير را بر عهده گرفته، شخص وزير بهداشت بوده و مقامات بالاتر، از جمله رييس و معاونان دولت، در مورد اين موضوع سکوت مشکوکي اختيار کرده‌اند (که بعدتر به آن اشاره خواهيم کرد). به هر شکل، در سطح داستان، اخبار موجود مسؤوليت عمده‌ي اين تغييرات را متوجه دکتر دستجردي و به ويژه دکتر لاريجاني مي‌داند که با استناد به مصوبه‌ي مرداد ماه معاونت توسعه‌ي مديريت رياست جمهوري، مديريت اجرايي اين تحول را بر عهده گرفته‌اند.

دکتر لاريجاني که ظاهراً از مدت‌ها پيش براي تصاحب دانشگاه ايران و بسط قدرت دانشگاه تهران (از جمله به انگيزه‌ي ارتقاي رتبه‌ي اين دانشگاه و بردن آن به جمع 100 دانشگاه برتر جهان) خيز برداشته بود، چنان که مي‌دانيم، با اقدامي ضربتي و کمابيش نظامي و در فاصله‌ي نيمه‌شب جمعه تا ظهر شنبه (به مشابهت الگو با انتخابات سال 88 توجه کنيد)، در عمل اقدام به «تصرف» دانشگاه ايران کرد: برکناري شبانه‌ي مدير کل حراست دانشگاه ايران، مستقر شدن در دانشگاه ايران در ساعات اوليه‌ي صبح شنبه همراه با تيمي از حراست (و گفته مي‌شود بسيج دانشجويي) دانشگاه تهران، تغيير شبانه‌ي آدرس اينترنتي دانشگاه ايران و انحراف آن به آدرس دانشگاه تهران، صدور سريع ابلاغ‌هاي جديد براي معاونان و رؤساي دانشکده‌هاي دانشگاه ايران (و به ويژه، انتصاب معنادار معاونت پشتيباني دانشگاه ايران به عنوان معاون پشتيباني جديد دانشگاه تهران)، تغيير نام و آرم سردر دانشگاه ايران و صدور پيام براي استادان و دانشجويان دانشگاه ايران، همه در فاصله‌اي کوتاه، حاکي از آمادگي و برنامه‌ريزي قبلي براي اجراي اين تصميم هستند.

اين در حالي است که با توجه به اين که ظاهراً دانشگاه ايران بين دو دانشگاه تهران و شهيد بهشتي تقسيم شده است، بايستي مديريت فرآيند تقسيم نيز به صورت متعادلي بين رؤساي اين دو دانشگاه تقسيم مي‌شد، اما نگاهي به مديريت فرآيند تصرف فيزيکي دانشگاه ايران و نيز رجوع به شنيده‌ها و سر زدن به سايت دانشگاه شهيد بهشتي و مقايسه‌ي آن با سايت دانش‌گاه تهران نشان مي‌دهد که چنين شور و شوقي به هيچ عنوان در نزد رييس و معاونان آن دانشگاه به چشم نمي‌خورد. اين بي‌ميلي دانشگاه شهيد بهشتي، تا حدي به اين خاطر است که بر خلاف دانشگاه تهران -که بخش‌هاي آموزشي، پژوهشي و پشتيباني دانشگاه ايران را تصاحب کرده- سهمي از غنايم انحلال دانشگاه ايران که به دانشگاه شهيد بهشتي رسيده (معاونت‌هاي بهداشتي و درماني) چيزي جز دردسر و کار اجرايي و غير آکادميک ندارد. اما احتمالاً بخش بزرگ‌تر اين بي‌ميلي به دليل نگراني اين دانشگاه از اين شايعه است که در مرحله‌ي بعدي، نوبت خود دانشگاه شهيد بهشتي خواهد بود که با دادن دانش‌کده‌ها و مراکز تحقيقاتي خود به دانشگاه تهران و گرفتن فعاليت‌هاي خدماتي بهداشتي و درماني از دانشگاه تهران، عملاً منحل و مبدل به «سازمان سلامت شهر تهران» و در مقابل، دانشگاه تهران تبديل به تنها دانشگاه علوم پزشکي شهر تهران شود. اين که بر اساس شنيده‌ها، دکتر لاريجاني در ابلاغ‌هايي که در سه چهار روز اخير امضا کرده، به نحوي بي‌سابقه و غير قانوني، عنوان خود را «رييس دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي- درماني تهران بزرگ» ذکر کرده، نشان مي‌دهد که نگراني مديران دانشگاه شهيد بهشتي (و حاميان آنان در مجلس مانند دکتر مرندي) چندان بي‌مورد نيست.

پيش‌گام شدن و اشتياق دکتر لاريجاني براي تصرف دانشگاه ايران را مي‌توان با دو فرضيه توجيه کرد: فرضيه‌ي اول اين است که دولت در اجراي سياست‌هاي خود نظير کنترل دانشگاه‌ها، خلوت‌سازي پايتخت، کاهش امنيت رواني طبقه‌ي متوسط، کم کردن تعداد دانشجويان، تست امکان‌سنجي تعطيل کردن دانشگاه‌ها، و نيز داشتن بهانه براي امنيتي کردن فضاي دانشگاه‌ها در آستانه‌ي 13 آبان و 16 آذر (با وجود اين که در دانشگاه تهران هيچ تجمع اعتراضي‌اي برگزار نشده، پليس ضد شورش و نيروهاي امنيتي در اطراف اين دانشگاه نيز حضور محسوسي داشته‌اند) به نقطه‌ي عملياتي کردن اين تصميم براي دانشگاه ايران رسيده و مناسب‌ترين و باانگيزه‌ترين گزينه براي اجراي اين تصميم را دکتر لاريجاني و نماينده‌اش در وزارت بهداشت، دکتر دستجردي، يافته است. در اين فرضيه، دولت و دکتر لاريجاني بر سر اين که انحلال دانشگاه ايران براي هر دو طرف دربردارنده‌ي منافعي کليدي خواهد بود به توافق رسيده‌اند و دکتر لاريجاني با حمايت کامل و چراغ سبز دولت و داشتن انگيزه‌هاي شخصي و سازماني کافي براي اجراي اين تصميم پيش‌قدم شده است.

فرضيه‌ي دوم اما کمي پيچيده‌تر و مبتني بر اين فرض است که دولت به دلايل مختلف، از جمله اختلافات مشخص با برادران لاريجاني، از ابتدا مخالف قدرت گرفتن بي‌سابقه‌ي دکتر لاريجاني و تيمش (از جمله دکتر دستجردي) بوده و به همين دليل، از اشتياق دکتر لاريجاني و وزير بهداشت براي تصرف دانشگاه ايران استفاده کرده و –به تعبير دکتر مرندي- عملاً با انداختن پوست خربزه زير پاي آن‌ها (حمايت غير علني و غير مکتوب از اجراي اين برنامه) آنان را براي اجراي اين تصميم «جلو انداخته است» تا با يک کرشمه دو کار برآورد: دانشگاه ايران به دست دکتر لاريجاني منحل مي‌شود؛ با بالا گرفتن اعتراضات دانشجويي و سياسي (مثلاً در مجلس)، رييس دولت پا پيش مي‌نهد و با اعلام اين که مصوبه‌ي معاونت رياست جمهوري حرفي از انحلال نزده بوده و اقدام دکتر دستجردي و دکتر لاريجاني «خودسرانه» يا «غير مدبرانه» بوده، اين دو نفر را برکنار و خود را از شر دو مدير تحميلي راحت خواهد کرد؛ سپس، بسته به شرايط، از بين دو گزينه‌ي زير يکي را انتخاب خواهد کرد: يا با لغو مصوبه و بازگرداندن شرايط به حالت قبل، براي خود مشروعيتي به عنوان حامي دانشگاه و جامعه‌ي دانشگاهي خواهد تراشيد و يا با توجه به اين که «به هر حال، کاري است که شده و ديگر نمي‌شود آن را به حالت قبل بازگرداند»، با گذراندن مصوبه‌اي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شائبه‌ي «غير قانوني» بودن اين اقدام را هم از بين خواهد برد. سکوت چندروزه‌ي رييس دولت و معاونان وي، اشاره‌ي دکتر مرندي به انداختن پوست خربزه زير پاي دکتر دستجردي، اشاره‌ي دکتر ابطحي به اين که مصوبه‌ي مردادماه معاونت رياست جمهوري حرفي از «انحلال» دانشگاه نزده، و در نهايت، بيانيه‌ي 18 نفر از نمايندگان مجلس مبني بر درخواست لغو اين تصميم (که دست بر قضا، در بين آنان نمايندگاني غير مرتبط با حوزه‌ي سلامت و به شدت نزديک به رييس دولت نيز به چشم مي‌خورند)، احتمال اين فرضيه را تقويت مي‌کنند.
با اين شرايط، به نظر مي‌رسد تنها چيزي که با قطعيت مي‌توان گفت اين است که بازي هنوز تمام نشده و به ويژه در لايه‌هاي پنهان قدرت، تکاپوي قابل توجهي بر سر اين موضوع جريان است. تحولات روزهاي آينده و به خصوص وارد شدن علني مجلس و رييس دولت و معاونانش به بازي، نشان خواهد داد سير تحولات به کدام سو خواهد رفت.

وبلاگ دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي ايران


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration