The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

در ضرورت تداوم «ديالوگ» براي سازمان يابي از پايين

امين حصوري

بيست و سوم آبان ۱۳۸۹ برابر با چهاردهم نوامبر ۲۰۱۰

مقدمه: از تاريخ اول تا سوم اکتبر 2010 در دانشگاه آزاد برلين همايشي با موضوع سازمان يابي مستقل و فرامحلي جوانان و دانشجويان خارج کشور برگزار گرديد (به دنبال فراخواني عمومي براي گفتگوي جمعي پيرامون اين موضوع). در ساعت پاياني روز سوم همايش، در خصوصِ چگونگي ارائه گزارشي از اين همايش به فضاي عمومي، توافق شد که هر يک از شبکه ها و گروههاي محلي حاضر در همايش و همچنين فعالين منفرد، در صورت تمايل گزارش-روايت هاي مستقلِ خود را تدوين و منتشر کنند. اين تدبير براي پاسخ به اين دغدغه بود که با توجه به تنوع طيف هاي فکري حاضر در همايش، انتشار گزارش يکه اي از آن، نمي تواند لزوما در توافق کامل با قرائت هاي همه شرکت کنندگان از محتوا و روند همايش باشد؛ از طرفي با اين روش هيچ جمعي (حتي جمع اوليه تدارک همايش) از جايگاهي مرجع براي تصوير سازي از اين همايش برخوردار نخواهد شد. ضمن اينکه تنوع گزارش ها، به رغم تضادهاي احتمالي در برخي ملاحظات، بي ترديد سويه هاي بيشتري از اين «رخداد» را در معرض آگاهي و قضاوت عمومي قرار خواهد داد.بر اين اساس، نوشتار حاضر روايتي است که نگارنده به عنوان يکي از شرکت کنندگان همايش ديالوگ و نيز يکي از افراد جمع تدارک برگزاري، در اختيار مخاطبان-علاقمندان احتمالي قرار مي دهد [ساير گزارش ها به همراه مجموعه مقالات/سخنراني هاي ارائه شده در همايش، در وبلاگ «ديالوگ» قابل دسترسي است (1)].

تصوير کلي:مطابق فراخوان منتشر شده [دعوت به گفتگو (2)]، همايش حول موضوعات اعلام شده در چهار پنل برگزار گرديد;
- در نيمروز نخست (جمعه 12 تا 19) پس از گشايش و اعلام برنامه، «ضرورت هاي سازمان يابي مستقل و فرامحلي جوانان و دانشجويان ايراني خارج کشور» در قالب 8 مقاله/سخنراني طرح گرديد: چهار مقاله در هر نوبت و به دنبال هر يک پرسش و پاسخ از مولفان. طبق برنامه پيش بيني شده، بخش پاياني هر نيمروز/ پنل مي بايست به بحث آزاد ميان حاضرين حول موضوع مورد بررسي در پنل اختصاص يابد و وزن ويژه اي به آن داده شود. اما متاسفانه در پايان نيمروز اول زمان چنداني براي پرداختن به اين مهم باقي نماند.

- نيمروز دوم (شنبه 11 تا 14:30) به بازخواني تجارب گذشته ي سازمان يابي جوانان و دانشجويان خارج کشور اختصاص داشت. در اين مورد تجربيات شکل گيري و اقدامات شبکه ها يا گروههاي شهري جوانان در برلين، هلند و پاريس و بروکسل/بلژيک ارائه شد. در مقالات/ سخنراني هاي ارائه شده در اين پنل، تجربه متشکل شدن و حضور در جنبش اعتراضي سهم عمده اي داشت. در عين حال يکي از سخنراني ها نيز بر بازخواني نقادانه تجربه کنفدراسيون دانشجويان و محصلين ايراني تمرکز داشت و در گزارش دوستان بلژيک نيز ضمن مرور سوابق فعاليت هاي آنان، به پيشينه ي برخي تلاش ها براي تشکل يابي فعالين سياسي جوان در سطح اروپا (سال 1387 تا اوائل 88) اشاره شد. متاسفانه باز هم به دليل تاخير يکساعته در آغاز برنامه، فرصتي براي بحث آزاد باقي نماند و بنا بر آن نهاده شد که بحث آزاد به انتهاي پنل بعدي (تجارب بين الملل) منتقل شود.

- نيمروز سوم (شنبه 15:30 تا 19) به مرور برخي از تجارب بين المللي در حيطه سازمان يابي جوانان و دانشجويان اختصاص داشت. بر خلاف ساير پنل ها که سخنرانان از کساني بودند که در پاسخ به فراخوان به گفتگو، مقاله اي ارسال کرده و خود در همايش حاضر بودند، سخنرانان اين پنل، به عنوان نمايندگان برخي سازمان هاي بين المللي، از سوي جمع تدارک همايش انتخاب و دعوت شده بودند. برنامه پس از مقدمه مفصل مجري پنل در باره شرايط کلي ايران و وضعيت حقوق بشر، با سخنراني نمايندگاني از اتحاديه سراسري دانشجويان اروپا، اتحاديه دانشجويي روماني و شاخه آلماني شبکه اتک ادامه يافت. بخش ويژه و پاياني اين پنل گزارشي بود از وضعيت پناهجويان ايراني در ترکيه که توسط يکي از فعالين ايراني بر اساس مشاهدات مستقيم وي (به همراه يک گزارش تصويري و پيشنهاداتي براي کمک رساني) ارائه شد. [در پايان پنل بين الملل پس از پرسش و پاسخ از ميهمانان، در زمان باقي مانده از اين نيمروز، بحث آزاد به تعويق افتاده پيرامون موضوع پنل دوم (بازخواني تجارب سازمان يابي) انجام شد]
- روز سوم (يکشنبه 11:00 تا 19:30) برنامه به طور عمده به بحث از الگوهاي سازمان يابي از پايين گذشت. هر چند بخشي از زمان صرف گفتگو از نحوه پيشبرد اين پنل و به ويژه تصميم گيري در مورد چگونگي پايان دادن به همايش گذشت که درباره اين آخري که مورد مناقشات و اختلافات جدي قرار گرفت، در ادامه صحبت خواهم کرد. در مجموع در اين پنل در کنار مقالات ارائه شده، که هر يک از زاويه اي به موضوع الگوهاي سازمان يابي پرداخته بودند (اغلب در قالب هاي کلي و يا در مواردي ارجاع به الگوي کنفدراسيون)، سه الگوي مشخص براي سازمان يابي از پايين مطرح شد که امکان بحث و گفتگوي جمعي را تا حدي که زمان اجازه مي داد فراهم کرد. هر چند اين الگوها هم کمابيش طرح هايي کلي بودند که دقيق و روشن تر شدنِ آنها مستلزم بررسي ها و نقادي هاي مفصل است. چيزي که در عمل به دليل محدوديت زماني در روز سوم همايش اتفاق نيفتاد.

پايان همايش ديالوگ يا آغاز ادامه ي آن:در روز سوم نحوه ي پايان بردن همايش، طوري که دستاورد قابل اتکايي براي تداوم حرکت جمعي فراهم کند، خود به موضوعي جدل انگيز بدل شده بود، که به بحث هايي زيادي دامن زد. عده اي بر اين باور بودند که اين همايش بايستي به يک سازمان يابي عملي بر اساس يکي از الگوهاي طرح شده يا تلفيق بهينه اي از آنها (با توافق جمعي) ختم شود. بر اساس تعبير اين جمع، اساسا هدفِ اعلام شده ي همايش و نيز توافقات جلسات عمومي تدارک برگزاريِ همايش معطوف به همين پايان بندي بوده است. در سوي مقابل جمع بزرگتري بر اين باور بودند که اقدام براي سازمان يابي از پايين مهمترين افقِ اين همايش و روندِ ديالوگ جمعيِ آغاز شده با آن است؛ ولي هيچ توافقي و اعلامي براي دست يافتن به اين سازمان يابي در پايان اين همايش وجود نداشته است. ضمن اينکه در عمل به دليل فشردگي برنامه ها و کمي وقت، بررسي همه جانبه الگوها و رسيدن به الگوي بهينه اي که ضامن کيفيت نوينِ اين سازمان يابي و گسترش دموکراتيک و استمرار آن باشد، ميسر نيست و لذا تامين چنين انتظاري ناممکن است. طرفداران رويکرد اول، اين رويکرد (دوم) را فرصت سوزي تلقي کرده و تاکيد مي کردند که چنين ديدگاهي ناشي از متوهم بودن نسبت به امر «ديالوگ» و اين باور ضمني است که صرف ديالوگ مي تواند پاسخ و راهگشاي موقعيت کنوني باشد (باوري که مي تواند به مسير پايان ناپذيري از ديالوگ هاي بي فرجام بيانجامد). قابل انکار نيست که براي معدودي از شرکت کنندگان، حضور در اين همايش از سر برخي کنجکاوي ها و يا در دنباله ي رويه ي مالوفِ حضورِ انفعالي در سمينارهاي معطوف به مسائل ايران بوده است. شايد براي عده ي معدود ديگري صِرفِ ديالوگ و هم انديشيِ جمعي پيرامون موضوع اين همايش، به خودي خود هدف بوده باشد. اما به گمان من بسياري از حاضرين (خواه فعالين منفرد و خواه اعضاي فعال شبکه ها و گروههاي محلي جوانان و دانشجويان)، هزينه ها و دشواري هاي اين سفر را با اهداف وسيع تري متحمل شدند. اين عده قطعا ديالوگ را نه فقط پيرامون سازمان يابي از پايين، بلکه در جهت آن تلقي کرده اند. اما اين درک و حسِ همدلي نسبت به ضرورت سازمان يابي از پايين، به معناي پذيرش عموميِ اين باور نيست که چنين امري لزوما در پايان يک همايش سه روزه تحقق پذير است (آن هم در ميان کساني که با خاستگاههاي فکري و اجتماعي مختلف براي نخستين بار، در جريان بحث از پديده اي نامشخص و نامتعارف، با يکديگر و ديدگاههاي هم آشنا مي شوند). مگر آنکه تصور بسيار ساده انگارانه اي نسبت به سازمان يابي از پايين و دشواري ها و محدوديت هاي آن بر جمع غالب بوده باشد.

وانگهي متن فراخوان منتشر شده (دعوت به گفتگو پيرامون ... ) و فراخوان تکميلي نيز به خوبي مويد آن است که اين همايش به عنوان نقطه ي آغازي بر يک فرآيند سازمان يابي از پايين در ميان جوانان و دانشجويان خارج کشور قلمداد شده است؛ در عمل هم همايش ضمن فراهم کردن بستر اوليه براي گفتگويِ جمعي از اين ضرورت و بررسي راههاي پاسخ گويي به آن، با ايجاد زمينه ي ارتباط مستقيم و شناخت و اعتماد ميان فعالين جوان کشورهاي مختلف، امکانات عيني تداوم جدي تر بحث ها در جهت سازمان يابيِ عملي را فراهم ساخته است. کما اينکه در ساعات پاياني همايش اين توافق جمعي حاصل شد که جمع حاضر بر ضرورت متشکل ساختن خود براي شکل دادن به شبکه ي گسترده اي از همکاري ها و همراهي هاي مشترک (ميان جوانان و دانشجويان خارج کشور) تاکيد داشته و آغاز چنين پروسه اي را بر مبناي ايده ي سازمان يابي از پايين اعلام مي دارد؛ در عين حال دستيابي به الگوي مشخصي از سازمان يابي که بيانگر ساختار و ويژگي هاي اين ظرف فعاليت هاي مشترک باشد، مستلزم تداوم اين ارتباطات و بحث هاست. به همين دليل طرح پروژه هايي نظير برگزاري يک «مدرسه تابستاني» يا راه اندازي «دانشگاه زيرزميني» مورد استقبال حاضرين قرار گرفت. همچنين براي پيگيري مسير تعيين ساختار و ويژگي هاي سازماني يابيِ مطلوب، راههايي براي ادامه ي حرکت ديالوگ با تمرکز بر بحث «الگوهاي سازمان يابي از پايين» پيشنهاد شد که در اين ميان به طور مشخص تداوم جلسات اينترنتي (با جمعي وسيع تر) و نيز تدارکِ برگزاري همايش بعدي (در مقياس بزرگتر) با همين محور مورد تاکيد قرار گرفت. در عين حال بسياري از حاضرين متعهد شدند که در اين فاصله ايده ي ديالوگ (سازمان يابي مستقل و فرامحلي جوانان و دانشجويان) را خواه در سطح شهرها و شبکه هاي محليِ افراد و گروههاي شرکت کننده در همايش و خواه در ميان ساير گروهها و شبکه هاي موجودِ جوانان گسترش دهند.

دستاوردها و کاستي ها:

ملاحظات: بر طبق ليست اساميِ ثبت نام شده در محل همايش، مجموعا 72 نفر در همايش حاضر شدند که برخي از آنها در همه روزها حضور نداشتند. پراکندگي جغرافيايي شرکت کنندگان شامل کشورهاي آلمان، فرانسه، هلند، ايتاليا، بلژيک، دانمارک، سوئد، اتريش و کانادا بوده است. اکثريت شرکت کنندگان (به جز 6-5 نفري که احتمالا حس کنجکاوي شان بر معيار احترام به درخواست دعوت کنندگان چربيده بود) جوان بوده و يا در محدوده ي سني اعلام شده از سوي فراخوان دهندگان قرار داشتند [طبق توافق قبلي، جز موارد احتماليِ اخلال در کار همايش، جلوگيري از ورود افراد در دستور کار نبود؛ بالعکس، بنا بر احترام و اعتماد متقابل بود]. گرايشات فکري و سياسي شرکت کنندگان بسيار متنوع بود و طيف وسيعي از انديشه هاي راست، ميانه و چپ را با درجات مختلفي از پراکندگي و تفاوت در بر مي گرفت. با اين حال اين همايش را نمي توان در قالب هاي سياسي متداول دسته بندي کرد: همايش مشخصا از نوع گردهمايي متداول «سبز»ها (به معناي رايج، آن گونه که در يک سال و نيم اخير در جمع هاي جوانان خارج کشور باب شده) نبود؛ گرچه از طيف هاي فکري متمايل به سبز (قطعا با تعابير متفاوت از نماد سبز) هم در آن حضور فعالي داشتند. همايش «حقوق بشري» به معنايي که اين روزها عده زيادي سرفرازانه مفهوم استعلاييِ «غيرايدئولوژيک» بودن را از آن مراد مي کنند نبود؛ گر چه بي ترديد کسان زيادي بودند که مايلند مشي سياسي خود را اين گونه تعريف/ تصوير کنند. همايش، اجتماعي از فعالين چپ هم نبود (يا تجمع «سرخ» ها، آن طور که ناميدنش مرسوم شده)؛ اگر چه بخشي از جمع تدارک برگزاري آن از فعالين مستقل چپ (با گرايش هاي گوناگون) بوده اند [در عمل پاره اي از تندترين انتقادات به روند همايش و سمت و سوي آن نيز از سوي بخشي از فعالين چپ صورت گرفت]. شايد تنها خصلت عامِ حاکم بر فضاي اين همايش که در سخنراني ها و بحث هاي انجام شده هم نمود آشکاري داشت، تاکيد بر استقلال عمل در حوزه کنشگري سياسي بود؛ يعني باور به ضرورت کار جمعيِ گسترده ي مستقل از منابع و نهادهاي قدرت و يا در جهت قدرت. به نظر مي رسد اين ويژگي که قبلا در فراخوانِ اين همايش هم با عبارت هايي نظير «ضرورت سازمان يابي از پايين» يا «تلاش در جهت پايان دادن به بازتوليد چرخه هاي سلطه» مورد تاکيد ويژه اي قرار گرفته بود، يکي از دلايلي بود که برخي از فعالين وابسته به شبکه هاي دانشجويي (جوانان) برون مرزيِ اصلاح طلبان، آشکارا به تحريم يا بايکوت آن برخيزند و حتي در مواردي به تخريب علني آن اقدام کنند. به طبع در غياب اين واکنش غير اخلاقي، همايش به لحاظ کمي مي توانست با استقبال بيشتري از سوي فعالين مستقل روبرو شود؛ البته اتخاذ چنين رويکردي از سوي کساني که عمل و جايگاه سياسي خود را از ديرباز تا کنون در پيوند با بخشي از نهادهاي قدرت تعريف کرده اند، تا حدي قابل فهم است (اگر چه در تناقض با داعيه هاي دموکراتيک و فرا ايدئولوژيکِ آنان).دستاوردها: در يک نگاه کلان، گرد هم آوردن حدود هفتاد نفر با ديدگاهها و گرايشات سياسي متفاوت از نقاط مختلف اروپا براي بحث حول موضوعي معين خود دستاورد مهمي محسوب مي شود. ديالوگ جمعي اگر چه هدف نهايي نيست، اما در اين فضاي پر آشوب و با توجه به ضرورت هاي عيني موجود براي کنش سياسي جمعيِ مستقل و گسترده (فرامحلي)، خود يک عمل سياسي (پراکسيس) مشخص محسوب مي شود، که مقدمه اي الزامي براي مراحل بعدي سازمان يابي است. نحوه ي پيشبرد بحث ها که همگان در آن امکان مشارکت و دسترسي برابر به تريبون براي بيان آراي خود داشتند، از نقاط قوت اين سمينار بود که به رغم وجود اختلاف آرا، در حفظ خصلت دموکراتيک اين حرکت موثر بوده است و به نوع خود شاهدي بود براي امکان پذير بودن گفتگوي جمعي در جايگاههاي برابر، به رغم هم نظر نبودن. محتواي همايش که معطوف به پروردن طرحي نو براي سازمان يابي مستقل و از پايين بود، ماهيت جسورانه اي داشت که که در مقايسه با بسترهاي مرسوم و متداول سازمان دهي هاي از بالا و الصاقي، دريچه اي را به روي تجربه ي نويني در اين حوزه گشوده است؛ به ويژه آنکه روند شکل گيري «ديالوگ» به سانِ يک ايده جمعي و پروسه ي گسترش و تعميق آن (که آغاز آن به اواخر سال 2009 باز مي گردد)، به لحاظ الگوهاي ارتباطي و تصميم گيري و اجرايي، خود تجربه بسيار موفقي بود از آنچه ديالوگ در صدد بنا کردن آن در سطحي وسيع تر بوده است (اين فرايند شامل جلسات مداوم بحث هفتگي، نشست عمومي مقدماتي آمستردام، نشست هاي محلي شبکه هاي شهريِ همراه، نشست عمومي کوبلنز -که به تدوين فراخوان عمومي انجاميد- و سرانجام مراحل تدارک همايش برلين بوده است). تدارک و برگزاري همايشي پرهزينه با حفظ استقلال از منابع مالي وابسته به نهادهاي قدرت، دستاورد مهمي است که با تلاش مداوم جمع اوليه تدارک همايش و مشارکت بسياري از شرکت کنندگان ميسر گرديد. اصرار به مشارکت هر چه بيشتر شرکت کنندگان در پيشبرد بحث ها و تصميم گيري ها، از جمله دريافت بازخورد (فيد بک) از شرکت کنندگان در طي اجراي هر نيمروز و سياليت نسبي براي لحاظ کردن نظرات در پيشبرد بهتر برنامه در نيمروز بعدي، تلاش مثبتي بود در جهت از ميان برداشتن فاصله ي دو جايگاه ميهمان/ميزبان و اساسا حذف چنين جايگاههايي، که تا حد زيادي جو حاکم بر همايش را از همايش هاي يکسويه و بي انعطاف يا سمينارهاي آکادميک متمايز ساخت و از ايجاد خرده-ساختارهاي سلطه در درون همين همايش جلوگيري کرد. تاکيد ويژه بر روي مشکلات پناهجويان ايراني در ترکيه، علاوه بر اهميت حياتي موضوع و نيز ابعاد انساني آن، از زاويه سمبوليک هم اقدام مثبتي بود که با دست نهادن بر هم ريشه بودنِ دردهاي ما، مي تواند در رشد همبستگي و پيوند در ميان جوانان ايراني خارج کشور موثر باشد. در نهايت مهمترين دستاورد همايش اين بود که سازمان يابي از پايين را از يک دغدغه و ايده ي اوليه در ميان حلقه هايي محدود از جوانان، به يک ضرورت و برنامه ي رو به تکامل (پروژه مشترک) در جمع هاي بزرگتر و متنوع تري بدل کرد که از ظرفيت هاي لازم براي فراگير شدن در سطح هر چه وسيع تري در ميان جوانان و دانشجويان برخوردار است.

کاستي ها: مهمترين کاستي از نظر من ناکافي بودن زمان براي وزن دادن بيشتر به قسمت بحث آزاد در بخش نهاييِ نشست هاي هر نيمرزو بود که فرصت هم انديشي و تعامل فکري بيشتر را از ما سلب کرد. قطعا مي توانستيم بيشتر به زمانبندي برنامه پايبند بمانيم و حتي مي توانستيم با جا انداختن اهميت بخش بحث آزاد، برنامه هاي روزانه را اندکي زودتر آغاز کنيم. در حاليکه در هر سه روز، برنامه با يک ساعت تاخير آغاز شد. يکي از موانع يا محدوديت هايي که غلبه بر اين معضل را ناممکن مي ساخت، فاصله بسيار زياد سالن برگزاري همايش از محل اسکان شبانه بود.
از فرصت فراخي که طي دو شب اقامت در هاستل در اختيار داشتيم، مي توانستيم براي ادامه دادن بحث ها و تعميق آنها در فضايي صميمانه تراستفاده کنيم. هر چند اين اتفاق در جمع هاي محدودي رخ داد، اما مي شد به گونه اي وسيع تر براي آن تدارک ديد و کيفيت بحث ها را غني تر ساخت؛ به ويژه آنکه در همان نيمروز اول، کابوس کمي وقت و فشردگي برنامه خود را نماياند.
متن مکتوب سخنراني ها و مقالات تنها طي روز نخست در اختيار حاضرين قرار گرفت. در دو روز بعدي به دليل حجم کارهاي به هم فشرده و تعطيلي مراکز چاپ و تکثير، اين وعده عملي نشد، در حالي که در صورت تحقق مي توانست به درک بهتر و پيشيني از محتواي سخنراني ها بيانجامد و در تعميق بحث هاي پس از آن موثر واقع شود (در واقع چنين متن هايي را حتي مي توان هفته اي پيش از آغاز همايش از طريق ايميل يا اينترنت در اختيار شرکت کنندگان قرار داد، هر چند تعداد قابل توجهي از مقالات، در چند روز آخر مانده به همايش دريافت شد).
به رغم فضاي غالب پراکندگي و بي اعتمادي در خارج کشور و با وجود گمانه پراکني هايي که از سوي عده اي عليه اين همايش و فراخوان دهندگان آن صورت گرفت، مي توانستيم بهتر و وسيع تر اطلاع رساني کنيم تا گروههاي هر چه بيشتري را به هم انديشي و مشارکت در پي گيري اهداف اين همايش جلب کنيم. درباره چگونگي پوشش رسانه ايِ همايش به قدر کافي بحث نکرديم تا به درک نسبي مشترک و روشني از اهداف و محدوديت هاي آن برسيم، طوري که حداقل هاي باورهاي ما را نيز تامين کند. اختلافاتي که پيرامون گزارش اول راديو زمانه در همان زمان اجراي همايش بروز کرد، تا حد زيادي برآمده از اين آسان گيري بود.
پنل بين المللي به جز سخنراني نماينده سازمان اتک و بخش ويژه در مورد پناهجويان ترکيه، دو سخنراني ديگر عملا به اعلام حمايت هاي فرمايشي شباهت داشت. داشتن پيوند با تشکل هاي سراسري دانشجويان در نقاط مختلف دنيا ضروري است، اما چيزي که ما در اين زمان به آن نياز داشتيم آگاهي از پيشينه هايي بود که در سطوح و حوزه هاي مختلف، تجربه هاي موفقي از سازمان يابي از پايين را رقم زده اند. به نظر مي رسد به قدر کافي براي جستجو و انتخاب مدعوين مناسب براي اين قسمت دقت/وسواس به خرج نداديم.
به طور پيشيني براي نحوه پايان دادن همايش با حفظ امکان تداوم اهداف آن تعاملي در ميان جمع برگزار کننده صورت نگرفت. شايد با بررسي امکانات پيش رو و طرح آنان در طي همايش با شرکت کنندگان، با سهولت بيشتر و کيفيت بهتري مي شد بر سر راهکار مناسب در اين خصوص به توافق جمعي رسيد. در اين صورت مي توانستيم در روز پاياني همايش در خصوص راهکارهاي مورد توافق براي تداوم و پيشبرد اهداف همايش، حدي از برنامه ريزي مقدماتي را به طور مشترک انجام دهيم و بر مبناي آن از ميان علاقمندان حاضر، تقسيم کار اوليه اي را سامان دهيم. فقدان اين دورنگري، اکنون آهنگ بسيار کندي را بر روند برنامه ريزي اجرايي در جهت تداوم کار بر همه ما تحميل کرده است.
به طور حتم دستاوردها و کاستي ها و ملاحظات جانبيِ متعدد ديگري هم وجود دارد که مطمئنا در گزارش هاي ساير دوستان لحاظ خواهد شد؛ روايت هايي که به رغم تفاوت ها و اختلافات در نگرش ها و سوگيري هايشان، نهايتا يکديگر را صيقل داده و تکميل مي کنند.

سوم نوامبر 2010

پانوشت ها:

1) نشاني دريافت مقالات و گزارش هاي مربوط به همايش در وبلاگ ديالوگ: http://youthdialog.blogspot.com/2010/10/blog-post_18.html
2) متن فراخوان همايش با عنوان «فراخوان به گفتگو/ پيرامون چرايي و چگونگي سازمان يابي مستقل و فرامحلي جوانان و دانشجويان خارج کشور» :http://youthdialog.blogspot.com/2010/08/blog-post.html






[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration