The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نتايج انتخابات و سياست اتحادها

محمد اعظمي

به مناسبت سي و سومين سالگرد بنيان
گذاري جنبش فدايي ، سازمان فداييان خلق ايران-اکثريت ، جشني درتاريخ شنبه 28 فوريه در شهربن/آلمان برگزارنمود. بخش نخست اين مراسم به گفتگوي سياسي حول « اتحاد براي شکل گيري يک آلترناتيو جمهوري خواه ، دموکراتيک و سکولار» اختصاص داشت.
متن سخنان محمداعظمي ، نماينده سازمان اتحاد فداييان خلق ايران را به آگاهي مي رسانيم.


پيش از آغاز سخنانم ، بجا مي دانم ياد بنيان گذاران سازمان فدايي و همه ياران و آزاديخواهاني راکه براي دفاع از حيثيت و حرمت انسان ها جان باختند، گرامي بدارم.
صحبت امروز من نگاهي است به انتخابات از زاويه تاثير آن برسياست اتحادها و ملاحظاتي است درباره شکل گيري آلترناتيو جمهوري اسلامي.
نمايش انتخابات همان گونه که پيش بيني مي شد باتسخير قاطع کرسي هاي مجلس توسط محافظه کاران به پايان رسيد. از آنجا که اين موضوع چهره جامعه را تغيير مي دهد از زاويه تاثير آن برسياست اتحادها که موضوع بحث امروز است بدان مي پردازم:
1- انتخابات درجمهوري اسلامي به جز يک دوساله اول هيچ گاه آزاد نبوده است. عليرغم اين ، شرايط براي نيروهاي معتقد به نظام تاحدي مناسب و امکان شرکت نيروهاي خودي در شش دوره پيشين مجلس وجود داشته است. دراين انتخابات تيغ شوراي نگهبان گردن نيروهاي شاخص اصلاح طلبان رابريد و براي نخستين بار اين نيرو از شرکت درانتخابات محروم شد. بدين ترتيب بارديگر حکومت جمهوري اسلامي نشان داد که ظرفيت تقسيم قدرت و ثروت با نزديکان خود را هم ندارد. اين مساله بويژه براي نيروهايي که تحول دموکراتيک از درون نظام را پي مي گرفتند قاعدتا بايد حاوي درس هايي باشد.
2- بخشي از اصلاح طلبان که درانتخابات شرکت کردند ، به حريف باختند. شواهد حاکي از آن است که ساير اصلاح طلبان درصورت دريافت اجازه براي شرکت درانتخابات ، بازهم بازنده صحنه بودند. نتيجه انتخابات شوراهاي شهر و عدم حمايت مردم از حرکت اخير نمايندگان مجلس ، از دلائل چنين ادعايي است. راي « نه « به اصلاح طلبان نه تنها راي منفي مردم به عملکرد آنان ، بلکه نفي توهم تغيير از درون رژيم توسط اصلاح طلبان هم بود.
3- طبق آمار رسمي دولت جمهوري اسلامي ، ميزان مشارکت مردم درانتخابات کمتر از تمامي دوره هاي پيشين بوده است. هرچه از روستاها به سمت شهرها ، بويژه شهرهاي بزرگ مي رويم ميزان مشارکت مردم کمتر است. رژيم اين حد از مشارکت را دليل مشروعيت خود قلمداد کرده است. اين ادعاي دروغين چون طبق آمار رسمي خود رژيم ، 15 درصد آرا، باطله بوده است. بنابراين مشارکت با احتساب اين آرا کمي از چهل درصد درمي گذرد. افزون براين کوس رسوايي تقلبات رژيم برسرهرکوه و برزني است. فقط درچندين حوزه ميزان مشارکت مردم از صددرصد واجدين شرايط بيشتر شده است. اما مهم تر از همه اينها مشروعيت رژيم با ميزان مشارکت سنجيده نمي شود ،با آراي کانديداهايي که رژيم را نمايندگي مي کنند ، قابل سنجش است. که البته آراي اين کانديداها هم عموما زير 15 درصد حائزين شرکت درانتخابات است. يعني رژيم راي نمايندگانش کمتر از آراي باطله است. فاصله ميزان مشارکت مردم با آراي نمايندگان قدرت حاکم ، کم نيست. اين نيرو که به دليل تهديد، شايعه پراکني، فريبکاري و...به پاي صندوق هاي راي آمده اساسا بدليل نبود آلترناتيو و نداشتن چشم انداز به چنين اقدامي وادار شده است. اپوزيسيون جمهوري خواه مي بايست باديدن اين مشکل ، موقعيت حساس و مسئولانه خويش رادريابد و براي فشردن صفوف خود از تمامي توان و ظرفيتش بهره گيرد.
4- تسخير قوه مقننه توسط محافظه کاران، اولين نتيجه اش تضعيف کل حاکميت است. بيرون رانده شدن اصلاح طلبان از قدرت کل حکومت را تضعيف و اپوزيسيون را تقويت مي کند. چون زماني که دو نيرودرگيرند، تضعيف يک طرف ، خودبخود تقويت طرف مقابل را درپي دارد. از سوي ديگر درشرايطي که بخشي از حکومت به صفوف اپوزيسيون رانده شده است و درصورتي که اگر اپوزيسيون برنامه و مشي سياسي روشني داشته باشد امکان جذب بخشي از اين نيرو وجود دارد. افزون براينها با حذف اصلاح طلبان از اين پس ، حکومت بدون ضربه گير درمقابل مردم قراردارد.
5- پس از دايرشدن مجلس هفتم، شکاف دربين محافظه کاران دررابطه با مردم جامعه و جهان غرب پديدارشده و با گذشت زمان عمق خواهدگرفت. جامعه بحراني است. اقتصاد ورشکسته است. دخالت درزندگي خصوصي مردم زياد است. حق کشي ها ، باندبازي ها مردم را به ستوه آورده و فشار برمطبوعات و رسانه ها روشنفکران را عاصي کرده است. زنان و جوانان بويژه ، از مجموعه اجحافات و و فشارها آماده انفجارند . بخشي از حکومت با مواجه شد ن با اين وضع در پي تعديل برخي فشارها و رعايت حداقل هائي در عرصه حقوق مدني است اما در مقابل ، خشک مغزاني که تا کنون از جانب همين نيروها حمايت مي شد ند ، با اجراي اين سياست ، دين و ايمانشان را بر باد رفته مي بينند . و مي خواهند بر فشارها بيفزايند . باندهائي که تا کنون يکه تاز ميدان بود ند از ميدان خارج کردنشان ساده نيست. و اين يکي از کانون هاي درگيري است .
در رابطه با جهان بيرون هم برخي از محافظه کاران مصلحت اند يش ، در پي عادي سازي روابط با جهان غرب هستند . پس از تسخير مجلس قول و قرارهاي خود را با برخي از دولت ها گذاشته اند. پذ يرش و رعايت برخي نرم هاي جهاني از جمله پذ يرش لفظي و اجراي سر و دم بريده معا هدات و ميثاق هاي بين المللي و دست برداشتن از حمايت برخي گروه هاي تند رو از الزامات چنين رابطه ايست . اما خشک مغزان اين سياست را تهاجم به مقدسات خود مي دانند . جمهوري اسلامي تا کنون نت سازش را بشکل د يگري کوک کرده است و گوش شنوندگانش را با آهنگ ديگري عادت داده است ، نمي تواند براحتي در دستگاه ديگري بنوازد و اگر بنوازد نمي تواند با مقاومت و اعتراض مواجه نشود.
با دهان گشودن شکاف در بالا دو نتيجه از آن ممکن است گرفته شود اول اينکه بخشي از نيروهاي اپوزيسيون که تاکنون يکي از افشاکنندگان محافظه کاران بوده اند با ديدن اين وضع باز ممکن است گرانيگاه تحول را در بالا جستجو کنند با اين تفاوت که امثال حسن روحاني و رفسنجاني را در جايگاه اصلاح طلبان قرار دهند. مي بايست پيشاپيش براي مقابله با چنين تفکر انحرافي هوشيار بود.
دومين نتيجه اي که از بروز اين شکاف توجه بدان بايد داشت نوع برخورد حکومت با جنبش مردم است. محافظه کاران که همواره ميل به سرکوب و تشد يد خفقان داشته اند و امروز هم دارند در اين دور قادر به سرکوب در ابعاد گذشته نيستند . شکاف در بالا تيغ سرکوبشان را کند مي کند. ولي امروز رشد اگاهي و شعور مردم ايران در قياس با ده سال پيش تفاوت چشمگيري کرده است . مردم اجازه رفتار ده سال پيش را به رژيم نمي دهند. افزون بر اين شرايط جهاني نيز براي پيشبرد سياست سرکوب مناسب نيست .
با اين توضيحات به موضوع اتحاد ها مي پردازم.
اتحاد هاي سياسي :
موضوع مورد بحث اتحاد براي شکل گيري يک آلترناتيو جمهوري خواه دموکراتيک و سکولار است . نه ما و نه هيچ نيروي ديگري طرح روشن و آماده اي در اين رابطه نداريم . فکر مي کنم سازمان دادن ديالوگ و گفتگو مي تواند ما را در رسيد ن به راه حل ياري رساند . درک من از اتحاد ، همکاري گرايشات ونحله هاي گوناگون حول يک برنامه سياسي است که در آن نوع نگاه به قدرت حاکم و مختصات آلترناتيو مساله مرکزي است . بنا براين همکاري براساس برنامه و مشي سياسي شکل مي گيرد و برنامه نيز از دل نيازوسطح خواسته هاي مردم جامعه بيرون مي آيد . در اين چارچوب اتحاد مي بايست حول عام ترين اهداف مشترک شکل گيرد . به بيان ديگر هيچکدام از نيروهاي «اتحاد « نمي بايست مفادي از برنامه را مغاير با اعتقادات خود ببينند .
با اين درک از اتحاد ، در طرح مورد نظر من براي شکل گيري يک آلترناتيو اهميت دارد به چند موضوع توجه شود:
اول اينکه اکثريت افراد و جرياناتي که در خارج از کشور براي شکل گيري يک آلترناتيو جمهوريخواه تلاش مي کنند نيروهاي يک حزب واحدند. اينان مي بايست براي فعاليت دريک حزب واحد ره جويي کنند. بنابراين مشکل اصلي اين نيرو برنامه براي اتحاد نيست، کما اين که اغلب برنامه تجمعات مختلف به يکديگر بسيارنزديک است. مشکل اين نيرو عمدتا به روش ها و منش هاي ، به بي اعتمادي ها و... برمي گردد. مشکل و موانع رواني است .راه حل نيز از دل عبور از اين سد مي گذرد که درحال حاضر به نظر مي رسد گفتگو و تبادل نظر براي نزديکي ، موثر باشد چراکه داوري ها و پيش داوري هاي بجا و نابجا بر روابط اين مجموعه سايه انداخته است.
دوم اين که نيروي موردنظر ما درداخل کشور و خارج مستقرند. طرح موردنظر ما درصورتي پاسخگوست که بتواند اين واقعيت را ببيند و در سازماندهي خود هردوبخش را مدنظرقراردهد.امروز امکانات ارتباطي به حدي است که فاصله فکري داخل و خارج مي تواند به حداقل ممکن برسد. فکر مي کنم امکان پذير است که نيروها درداخل و خارج از کشور حول يک برنامه و مشي سياسي متشکل شوند. درخارج جريانات و افراد مي توانند دريک تشکل گردهم آيند. درداخل نيز حول اين برنامه مي تواند واحدها و تشکل هاي متعددي شکل گيرد. اين واحدها مستقل عمل خواهند کرد. اما به اعتبار داشتن يک خط سياسي حدودا واحد مجموعه نيروهاي داخل و خارج درچند تشکل يک عملکرد حدودا واحد جبهه اي خواهند داشت.
سوم اين که درخارج کشور نيروهاي سياسي بخشي درتشکل ها و انبوهي نيز خارج از تشکل هاي سياسي فعاليت مي کنند. طرح سازماندهي يک آلترناتيو نمي تواند هيچ کدام از اين دورا ناديده گيرد.
باتوجه به سه ملاحظه فوق من مي کوشم با نگاهي به تجمع جمهوري خواهان لائيک و دموکرات ( بيانيه پاريس ) و براي اتحادجمهوري خواهان ايران ، نکات موردتاکيدم را دررابطه با اتحاد تشکل هاي سياسي ، که تعدادي از آنها درکميته اتحادعمل براي دموکراسي فعالند، بيان کنم.
جمهوري خواهان لائيک و دمکرات ( بيانيه پاريس): اين نيرو در مقطع انتخابات دوم رياست جمهوري با مرزبندي روشن با هر دو جناح حاکميت طي بيانيه اي که به امضاي نزديک به دويست نفر رسيد، اعلام موضع نمود. افراد اصلي و موثر اين جريان هم در آنزمان روشن نبود چه مي کند و هم اکنون اعلام نکرده است چه مي خواهد. گرچه هر چه زمان گذشته است، روشن تر شده اند. نيروهاي اين بيانيه از امضاء کنندگان آن بسيار فراترند. نيروي وسيعي در کشورهاي مختلف وجود دارد که خود را متعلق به اين فکر مي داند. طيف نظري تشکيل دهنده اين جريان بسيار گسترده است که در سه گرايش فکري مي توان آنها را دسته بندي نمود. يک گرايش اساساً به آلترناتيو اعتقاد ندارد. اين گرايش خود را ضد قدرت معرفي مي کند و وظيفه طرح و تبليغ برخي ارزش هاي دمکراتيک و عام حقوق بشري براي خود قائل است. گرايش ديگر آلترناتيو سوسياليستي را قبول دارد. اما چون زمينه طرح آن وجود ندارد با گرايش اول در مخالفت با فعاليت براي طرح آلترناتيو هم کلام مي شود. گرايش سوم، گرايشي است که براي يک آلترناتيو جمهوري لائيک و دمکراتيک مبارزه مي کند. اين گرايش قوي ترين نيروي اين تجمع را تشکيل مي دهد. ويژگي اين تجمع اين است که نيروي غير تشکيلاتي در ايجاد آن نقش تعيين کننده را داشته است. مشارکت افراد تشکيلاتي در اين تجمع تاکنون بسيار ضعيف بوده است. البته اخيراً تعدادي از افراد جريانات مختلف سياسي براي همکاري و همفکري با نيروهاي اين تجمع، بحرکت درآمده اند.
مشکل اصلي اين تجمع اين است که نيروهاي موثرش هنوز به هدف و نقشه واحد نرسيده اند. همچنين به امر اتحادهاي سياسي آرماني مي نگرند. بدين معني که ضوابط سخت گيرانه اي براي امر اتحاد ها در نظر مي گيرند. چرخ حرکت اين نيرو بسوي آينده توسط عاطفه اش به گذشته، بازداشته مي شود. افزون بر اينها، در اين طيف نيروها و شخصيت هاي سياست ساز و سياست شناس به اندازه کافي وجود ندارد.
براي اتحاد جمهوري خواهان ايران: تشکلي است که کمتر از يکسال است با يک بيانيه اي که به امضاي حدود هزار نفر رسيده، اعلام موجوديت کرده است. نکته قوت اين نيرو اين است که جمعي براي شکل دادن به آن نقشه کشيده و هم کلام بوده اند. موتور اصلي و استخوان بندي اين تجمع از افراد تشکيلات هاست. اين گرايش در ابتدا براي اتحاد وسيع همه جمهوري خواهان پا به ميدان گذاشت. اما به الزامات آن توجه نداشت و برنامه و مشي يک گرايش را فراروي خويش نهاد. پس از اولين همايش اش در برلين بيشتر روشن شد که اين نيرو هم به لحاظ برنامه و هم به لحاظ ترکيبي که براي شوراي همآهنگي آن برگزيده شده است، يک گرايش جمهوري خواهي را نمايندگي مي کند. تلقي نيروهاي تشکيل دهنده اين تشکل از اتحاد جمهوري خواهان يکسان نيست. در ابتدا سه گرايش در آن وجود داشت. يکي آنرا جنبش مي دانست. پس از برگزاري همايش برلين اين گرايش از ميدان خارج شده است. امروز دو گرايش در آن وجود دارد. يکي آنرا جبهه مي پندارد و ديگري در جايگاه حزبش مي نشاند. بنظر مي رسد اين گرايش که کمتر بصورت علني بميدان آمده است، ميدان دار واقعي و خط دهنده اصلي است. در خط مشي سياسي اين گرايش، توهم نسبت به اصلاح طلبان حکومتي وجود داشت. بدليل حضور اقليت نيرومندي که جمهوري اسلامي را در کليتش رد مي کند و آنرا مانع استقرار دمکراسي در ايران مي داند، برنامه اين جريان متناقض شده است. به لحاظ مضمون برنامه، شکل اصلي، نوع نگاهش به حقوق مليت هاست. بنظر مي رسد در آينده اين مسئله بسود نظري که به حقوق خلق ها بي توجه اند و در اين تجمع چيره اند، حل شود. اما به لحاظ مشي سياسي در قبال جمهوري اسلامي، ايده امکان تحول دمکراتيک در درون رژيم هرچه بيشتر تضعيف و غيرقابل دفاع مي شود. تمامي شواهد نشان دهنده اين است که اين جريان به سمت تشکيل يک حزب جمهوري خواه، پيش مي رود. نيروهاي ناهمساز نيز برخي جذب و حل مي شوند و برخي دفع خواهند شد.
نکته ديگري که بعنوان يک تفاوت مي توان روي آن تاکيد کرد، نوع نگاه آنها به امر مسالمت و عدم خشونت است. اين گرايش بدرستي بر مخالفت خود با عدم خشونت تاکيد کرده است. من تا آنجا که به بيان نوع نگاه ما به اين امر بر مي گردد، با اين تاکيدات کاملاً موافقم. مشکل من با اين گرايش اين است که مخالفت ما با عدم خشونت را جايگزين ارزيابي از شکل تحول مي کنند که در اساس به قدرت حاکم مربوط مي شود. در جامعه ما، جمهوري اسلامي تاکنون شکل تحول را خشونت آميز کرده است.
کميته اتحاد عمل براي دمکراسي: اين تشکل تنها کانون تجمع سازمان هاي سياسي اپوزيسيون جمهوري خواه ايران است. برنامه عمل آن که 8 سال پيش نوشته شده است، گرچه محدوديت هاي زمان خود را دارد، اما مضمون عمومي آن قابل دفاع است. تغيير شرايط و مساعد شدن زمينه فعاليت مشترک باعث شد که اين کميته هم فعالتر در عرصه سياسي حضور پيدا کند و هم در جهت گسترش گام هايي بردارد. ما فکر مي کنيم مي بايست حول مضمون پلاتفرم کميته اتحاد عمل، آنرا گسترده نمود. آنچه که براي ما اساس است، شکل دادن به آلترناتيوي دمکراتيک است. براي شکل گيري آلترناتيو نيز مي بايست سازمان هايي که برنامه اشان به يکديگر نزديک است، گام هايشان را همآهنگ کنند. شکل دادن به يک اتحاد وسيع از سازمان هاي جمهوري خواه بسهم خود راه را بر اتحاد سازمان ها و افراد و شخصيت هايي که در اشکال ديگري فعاليت سياسي دارند، هموار مي نمايد. مضمون برنامه گرايش فکري ما با مضمون برنامه جمهوري خواهان لائيک و دمکرات در يک چارچوب قرار دارد. همانطور که مشکلات مان نيز از يک جنس اند. من فکر مي کنم زمان آن فرا رسيده است تا سازمان هاي سياسي و افرادي که به صورت ديگري فعالند، در جهت متحد شدن در يک تشکل نوع جبهه اي گام بردارند. از اينرو ما مي بايست اين سياست را هم در بين احزاب و سازمان هاي سياسي و هم در تجمع هايي که در جهت سامان دادن و همآهنگ کردن خود فعالند، فعالانه پي بگيريم.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration