The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

مباحث تدارک کنگره، بازنگري درمباني سازمانگري

محمد اعظمي

‏1-سازمان اتحاد فداييان خلق ايران با تاريخچه خود از راههاي دور مي آيد. از ‏گروهي با مشي مسلحانه در دهه پنجاه، ‏از يک سازمان چپ با پايگاه گسترده توده ‏اي در سالهاي اول انقلاب، از انشعابات متعدد، از مهاجرت و کار در تبعيد و ‏‏نهايتا از بهم پيوستن برخي از آن تکه پاره ها به همديگر و اکنون اقامتي تقريبا ‏طولاني در خارج ايران.‏
از 24 سالي که از انقلاب گذشته است،ما مهاجرين حدود هفت سالي در ايران و ‏هفده سال در خارج از آن زيسته ايم. ‏درک و سناختمان از ايران مستقيم نيست. ‏بواسطه آندسته از رسانه هاي تصويري و صوتي است که در وجه غالب ‏آغشته به ‏سياستهاي قدرتهاي خارجي و رژيم جمهوري اسلامي اند. طي اين دوره جامعه ما ‏تغييرات بنيادين را از سر ‏گذرانده است. انقلاب ايران شکست خورده است و ‏مردم دست بکارند تا آن نيرويي را که بالا نشاندند،پايين کشانند. از ‏سوي ‏ديگراوضاع دنيا نيز دگرگون شده است. " سوسياليسم عملا موجود" در صحنه ‏زندگي ديگر موجود نيست. ما نه ‏به آن بنيادهايي پاي بنديم که براساس آن مدل ‏هاي سوسياليستي شکل گرفت و نه آنرا روشن و بي پرده رد کرده ايم. از ‏کنار ‏آنها گذشته ايم و بدانها بطور جدي نپرداخته ايم. در کنار اينها رشد تکنولوژي و ‏پيشرفت وسايل ارتباط جمعي بويژه ‏اينترنت، چهره جهان را دستخوش تغييرات ‏کيفي کرده است. ما پا بپاي اين تغييرات شگرف گرچه تا حدودي تغيير کرده ‏‏ايم اما اساسا نتوانسته ايم گامهاي خود را با آن هماهنگ کنيم. در گذشته پرسش ‏هايمان کم و يقين هايمان زياد بود و براي ‏بسياري از سوالات پاسخ حاضر و ‏آماده داشتيم. امروزاما، اين روند معکوس شده است بدين معني که پرسش ها ‏زياد و ‏يقين ها به حداقل ممکن رسيده است. ساختار تشکيلاتي ما بر پايه مدلهاي ‏احزاب سنتي چپ پايه ريزي شده و عليرغم ‏تحولات بسياري که در اين مدت ‏رخ داده است ولي هنوز ما همان ساختار قديمي را کمابيش حفظ کرده ايم. البته ‏در اين ‏زمينه هم تغييراتي داشته ايم. دمکراسي تشکيلاتي در باور و عملمان در ‏قياس با پيش رشد چشم گيري داشته است و ‏هدايت و رهبري به سبک و سياق ‏قديم در بين ما تا حدودي منسوخ شده است اما عليرغم اين ها، فاصله امان با ‏زمانه ‏هنوز کم نيست. نشريه مان کليشه اي است و مطالبش حتي اعضاي سازمان ‏را جذب نمي کند. از اينترنت بهره چنداني ‏نمي بريم و شيوه کارمان کماکان ‏عقب مانده است. نتيجه اينکه طي سالهاي اقامت مان در خارج جذب نيروي مان ‏نادر و ‏در ميان جوانان نزديک صفر بوده است. در عوض در تمامي اين سالها نيرو ‏از دست داده ايم. افزون بر اين در درون ‏تشکيلات، اکثريت اعضاي سازمان در ‏رابطه با آنچه که فعاليت تشکيلاتي مي ناميم اش، کم تحرک اند. اين در حالي ‏‏است که در بيرون از تشکيلات، ميل به کار سازمان يافته تشديد شده است. ‏کساني که سالها کارسازمانيافته را رها کرده ‏بودند، به فعاليت جمعي سياسي روي ‏خوش نشان مي دهند. روند در تشکيلات ما سازمان گريزي است، در بيرون از ‏‏تشکيلات سازمان يابي. اين تناقض بصورت برجسته اي قابل رويت است. افرادي ‏که در درون تشکيلات کم تحرک اند، ‏در بيرون از آن يعني در محدوده هايي ‏که تاکنون آنرا فعاليت تشکيلاتي تعريف نکرده ايم، پر تلاشند. در کمتر تشکلي ‏‏است که افراد سازمان در آن نقش قابل توجهي نداشته باشند. در انجمن هاي ‏دمکراتيک، در کانون ها و تجمع هاي ‏سياسي، در سايت ها و ... اعضاي سازمان ‏اثر گذارند.‏
‏2-سازمان اتحاد فداييان خلق ايران نسبت به بسياري از فعاليت ها ي دمکراتيک و ‏سياسي ديد مثبتي دارد. راه اندازي ‏يک سايت را مي ستايد، فعاليت در کانون ها ‏و تجمع هائي که در جهت شکل دهي و آلترناتيو حرکت مي کنند و راستاي ‏‏حرکتشان در چارچوب سياستهاي ائتلافي سازمان است، مثبت و مفيد مي داند. ‏فعاليت در انجمن هاي دمکراتيک و ‏تشکل هاي زنان را تشويق مي کند و ... با ‏وجود اين در کارنامه اعضاي سازمان اين فعاليت ها کمتر ثبت مي شود. ‏گويي ‏اين همه تلاش و صرف انرژي و مشارکت در اين حرکات، امري است که به ‏عملکرد سياسي اعضاي تشکيلات ‏مربوط نمي شود. بدتر از اين، در مواردي ديده ‏مي شود که در ارزيابي ها و کلام ها، قضاوتي منفي نسبت به مشارکت ‏اعضاء در ‏اين گونه فعاليت ها، وجود دارد.‏
اين وضعيت برخي از اعضا را با تناقض روبرو نموده است. اينان خود را در درون ‏ناکارا و در بيرون اثر گذار مي ‏بينند. بنابراين بسيار طبيعي است که فاصله از کار ‏تشکيلاتي زياد شود و تمايل به کار در درون کانون هايي در خارج ‏از تشکيلات ‏که فعاليت در آنها بازتاب مثبت و قابل رويتي پيدا مي کند، در ميان اعضاي اين ‏سازمان جان بگيرد. ‏
‏3-مشکلات سازمان اتحاد فداييان خلق ايران از کل جنبش جدا نيست. البته ما ‏ضعف ها و مسائل خاص خود مان را نيز ‏داريم. راه حل شسته رفته اي نه ما داريم ‏و نه از ديگران ديده ايم و نه قادريم به تنهايي بدان دست يابيم. اما مي توانيم در ‏‏جهت غلبه بر برخي از ضعف ها و نارسايي ها گام برداريم.‏
تلاش براي دستيابي به يک سياست روشن، بازسازي ساختار تشکيلات، نو و ‏امروزي کردن ابزارها و مدرن کردن ‏شيوه کار، مي تواند براي کاستن از دامنه ‏مشکلات مفيد و موثر باشد. در اينجا من بحثم را روي بازسازي ساختار ‏تشکيلات ‏متمرکز مي کنم.‏
اما پيش از آن و در ارتباط با آن، ما نيازمنديم تا فرا روي نيروهاي تشکيلات چشم ‏انداز اميدوار کننده اي گشوده شود. ‏امروز کانونها و تشکل ها ي کوچک تقريبا ‏بي اثر اند. افزون بر اين امکان حفظ حياتشان نيز دشوار است. هر تجمعي ‏براي بقا ‏و براي ادامه کاري با نيروي قوي و برنامه برآمده از دل جامعه و پاسخگو به نياز ‏هاي مردم، مي تواند اثر ‏گذار باشد. شعارهاي زيبا در نهايت مسکني است که قبل ‏از آنکه انرژي زا و اثرگذار باشد، آرامش بخش و انفعال ‏زاست. قوت ما تا کنون ‏اين بوده که کمتر در آرمان ها در جازده ايم. پا برزمين داشته ايم و از آرمان ها ‏براي تغيير ‏واقعيت ها انرژي گرفته ايم. اما اين براي اثرگذاري کافي نيست، با ‏نيروست که مي توان در مقياس کل جامعه اثر گذار ‏شد. مي بايست از قد و قواره ‏هاي چند ده نفري و چند صدنفري خارج شد. امروز بيش از هر زمان ديگري ‏عددهاي ‏بزرگ مي توانند لب به سخن بگشايند. از اينرو نيازمنديم که به کانون ‏هاي بزرگ اثر گذار بينديشيم و کليه تمهيدات لازم ‏براي تحقق چنين هدفي را ‏بکار بنديم. پيرامون اين موضوع درمطلبي تحت عنوان « گره کور جمهوريخواهان ‏کجاست ‏‏» منتشره در « اتحادکار» شماره 116 من چارچوب نظراتم را بيان داشته ‏ام. دراينجا لازم مي دانم بارديگر تاکيد کنم ‏که وحدت که جاي خود دارد ، حتي ‏شکل گيري هرگونه اتحادعمل واقدام مشترک نيز اگر بناست با سخت گيري هاي ‏بي ‏مورد گذشته همراه شود ، ره بجائي نخواهدبرد. اين براي کل چپ ايران جاي ‏پرسش ، مکث و انديشه دارد که باداشتن ‏نيرويي تا بدين حد گسترده ، سازمانها و ‏تشکلهايي اينچنين ضعيف دارند. هيچ دليل قانع کننده اي براي ادامه اين ‏‏پراکندگي وجود ندارد. راه را مي توان يافت بااين شرط که براي پيمودن آن عزم ‏رهروانش جزم شده باشد. کافي است ‏چشم هاراگشود واز ديوارهاي مصنوعي ‏سکت ها گذشت تا همنظري و همراهي درآنسوي اين حصارها بهتر ديده شود. ‏‏اشتباه نشود اين حصارها تنها بدور تشکل ها کشيده نشده است. هرفرد خودنيز ‏درحصاري گرفتار است. حصاري که هم ‏به لحاظ قدوقامت و هم استقامت اگر ‏بلندتر ومقاوم تر از حصار تشکل ها نباشد ، کوتاه تر و سست تر نيست. اما اين ‏‏حصارها بغايت مصنوعي و ديوارهاي بي اندازه پوشالي و فروريختني است. من ‏فکر مي کنم عمر اين بلوک ها رو به ‏پايان است حتي اگر هيچ تلاشي نکنيم فرو ‏خواهند ريخت. نقش ما کوتاه کردن زمان فروريزي است. از ايفاي چنين ‏نقشي ‏دريغ نورزيم.1‏
‏4-گفتيم ساختار تشکيلات نيازمند بازبيني و نوسازي است. اگر ساختار ظرفي ‏است که فعاليت هاي ما در آن کارا و ‏اثرگذار مي شود، بنابراين ساختار ‏تشکيلات مي بايست با مضمون فعاليت هايمان هماهنگي داشته باشد. هرکجا که ‏‏فعاليت ما مفيد و مثمر ثمر است، در همانجا نيازمنديم ظرف مناسب آنرا پديد ‏آوريم و در جاهايي که ظروف مان زنگ ‏زده و بي مصرف است، بدون زنگ ‏زدايي ، سلامت فعاليت هايمان به خطر خواهد افتاد.‏
‏ اکنون بخشي از انرژي نيروهاي تشکيلات سازمان اتحاد فداييان خلق ايران در ‏انجمن ها، مجامع و کانون هاي ‏فرهنگي، دمکراتيک و سياسي متمرکز شده است. ‏اگر اين فعاليت ها را مفيد مي دانيم چرا اين ظروف را دور مي زنيم ‏و بر اين ‏بخش از عملکردمان چشم مي پوشيم، به سخن ديگر لازم است آن مراکز و ‏کانونهايي که اهداف و سياستهايشان ‏با برنامه و خط مشي سازمان هم راستاست، ‏فعاليت در آنها جزيي از وظايف تشکيلاتي محسوب شود. در اين صورت ‏‏الزامات چنين فعاليتي مي بايست ديده و رعايت شود. اگر چنين ايده اي پذيرفته ‏شود آنگاه فکر مي کنم که فرد در اين ‏کانونها مستقلانه تصميم مي گيرد، اما در ‏حوزه هاي تشکيلاتي براي ‏
مشورت و هماهنگي حول فعاليت در اين کانونها بحث و تبادل نظر صورت مي ‏گيرد. البته تشخيص هم راستايي خط ‏مشي و اهداف اين کانونها با برنامه سازمان ‏توسط ارگانهاي سازماني اتخاذ مي شود.‏
مساله مهم ديگري که در نوسازي ساختار مدنظر است، مبناي قرار دادن تمايل و ‏علائق افراد در تقسيم کار تشکيلاتي ‏است. يعني بجاي رهبري، کميته مرکزي و يا ‏ارگانهاي سازماني، فرد در نهايت تعيين مي کند که داوطلب کار کردن در ‏کدام ‏عرصه از فعاليت هاي سازماني است. ارگانهاي تشکيلاتي نقش هماهنگي و ‏مشورتي در اين زمينه ايفا مي کنند، ‏بدين ترتيب هيچ عرصه اي از فعاليت ‏تشکيلاتي و يا حوزه و گروه کاري فعاليت در آن براي اعضاي سازمان مسدود ‏‏نمي شود. کسي که مايل است انرژي اش را در نشريه بگذارد چرا بايد مجبور به ‏فعاليت در روابط عمومي و يا ‏کميسيون زنان شود؟‏
گرچه تشکل هاي سابق عموما دستخوش تغييراتي شده اند ورفرمهايي راپذيرفته ‏اند اما درنهايت ارگان هاي بالاتنر ‏تصميم مي گرفتند که چه وظيفه اي توسط چه ‏ارگاني يا افرادي انجام شود. درواقع در واگذاري وظايف ، اجبار دست ‏بالا را ‏داشت. ما نيازمنديم اين سبک وسياق تصميم گيري تغيير نمايد و فرمان تصميم ‏گيري صدوهشتاد درجه گردانده ‏شود. بدين معني که پذيرش وظيفه بصورت ‏داوطلبي واختياري ، جايگزين اجبارشود. شايد چندان نياز به استدلال نباشد ‏زماني ‏که اجبار حاکم است بويژه درشرايطي که اتوريته بعنوان الزام اجرائي اجبار ‏زيرسئوال است ، افراد از انجام ‏وظيفه اجباري به درجات متفاوت سرباز مي زنند و ‏خود را نيز پاسخگو نمي دانند. درعوض آن مرکزي که درظاهر ‏بيشترين قدرت ‏تصميم گيري را دارد ، آسيب پذيرترين نقطه شده وسيبل مي شود. عموما اين ‏مراکز بيشترين وظايف را ‏بدوش مي گيرند وپرتلاش ترين کانون فعاليتهاي ‏تشکيلاتي اند. اما همواره دراين سيستم کار ، اين مراکز بشکلي « ‏بدهکار » ‏اعضاي تشکيلات اند. درگذشته ها که دموکراسي درون تشکيلاتي وجود نداشت ‏اين مراکز از قدرت واقعي ‏برخوردار بودند و اتوريته لازم براي اعمال قدرت ‏وسپردن وظيفه را نيز داشتند. باتغيير شرايط و جاري شدن ‏دموکراسي در درون ‏تشکلها ، واگذاري وظيفه بصورت اجباري غيرقابل اجرا شده است. مي بايست ‏براي پاسخگو ‏کردن همه اعضا و براي شکفتن استعدادها و خلاقيت ها افراد ‏بتوانند بااراده و اختيار وظايف را بصورت داوطلبي ‏انتخاب کنند. سيستم گذشته ‏اشکال اساسي داشت اما بي تناقض و هماهنگ بود. اجبار با اتوريته همراه بود. ‏سيستم کنوني ‏، هم اشکال اساسي گذشته را دارد و هم متناقض و ناهماهنگ ‏است يعني درحاليکه اجبار براي واگذاري وظيفه وجود ‏دارد ، اتوريته اي پشت ‏آن نيست. از اينرو مي بايست تناقض را بسود يک سيستم کارا يعني پذيرش ‏داوطلبي وظايف ، ‏حل کرد.‏
مساله ديگري که درساختار کنوني به دموکراتيزه کردن و نتيجتا به رشد خلاقيت ‏ها و انجام بهتر وظايف کمک مي کند ، ‏توزيع قدرت درتمامي سطوح تشکيلات ‏است. عالي ترين و قدرتمندترين ارگان تشکيلات کنگره سازماني است. کنگره ‏‏تجلي اراده اعضاي سازمان و مظهر دموکراسي است. اين ارگان سرنوشت حزب ‏و سازمان را رقم مي زند. اختيار بود ‏ونبود سازمان ، سياست و ساختار آن و ‏اهداف و وظايفش بردوش اين ارگان است. پس از مهاجرت ، سازمان ‏‏اتحادفدائيان خلق ايران تقريبا بطور مرتب کنگره هايش را برگزارکرده است. ‏باتوجه به امکانات جديد مي توان اشکال و ‏راههايي را يافت که اعمال اراده کل ‏اعضاي سازمان بيشتر شود. در غياب کنگره ، قدرت اين نهاد مي بايست متناسب ‏با ‏وظايف سپرده شده به ارگانها و افراد ، بين آنها توزيع شود. تاکنون غير ازاين ‏عمل کرده ايم. درغياب کنگره قدرت به ‏کميته مرکزي سپرده مي شد. نماينده و ‏مفسر تصميمات کنگره در تمامي عرصه ها ، کميته مرکزي بود. اين مساله مي ‏‏بايست دستخوش تغيير وتحول شود. درخارج از کشور واحدهاي کشوري در ‏منطقه تحت مسئوليت خود نماينده کنگره ‏وبراساس مصوبات آن ، تصميم گيرنده ‏اصلي اند. گروههاي کاري نبز درعرصه کارخود درچارچوب مصوبات کنگره ‏‏تصميم گيري خواهند نمود. شوراي هماهنگي ( بجاي کميته مرکزي ) از ميان ‏اعضاي سازمان توسط کنگره انتخاب مي ‏شود. وظيفه برخورد با روندهاي سياسي ‏و تشکيلاتي درسطح کل نهادهاي کشوري و سياست هاي جهاني را ‏درچارچوب ‏مصوبات کنگره به عهده دارد. همچنين نظارت برپيشرفت کارها توسط گروههاي ‏کار و واحدها و ‏هماهنگي امور از ديگر وظايف اين ارگان است. اين ارگان ‏درصورت مواجهه با اختلال و عدم پيشرفت کار از طريق ‏کنگره فوق العاده يا ‏همه پرسي نظر سازمان را مشخص مي نمايد. در داخل کشور نيز نيروهاي ‏تشکيلات بصورت عدم ‏تمرکز مي توانند فعاليت کنند و خط اصلي را از ‏مصوبات کنگره مي گيرند. اين واحدها دررابطه با شوراي هماهنگي ‏براي ‏معضلات راه يابي خواهند نمود.‏
مساله ديگري که دراين نوشتار مدنظر است ، تغييري است که مي بايست در ‏رابطه عضو وسازمان درساختار تشکيلات ‏پديد آيد. تاکنون بنا به تعريف ‏دراحزابي مشابه ما عضويت با حضور درحوزه سازماني مفهوم بود و حوزه ‏نيزبعنوان ‏واحد پايه ، اساس فعاليت سازمان را مي ساخت. اين نگاه به فعاليت ‏تشکيلاتي از نظر من مي بايست دستخوش تغيير ‏شود. عضو حزب نه با حضور ‏درحوزه که با پذيرش وظيفه و انجام آن تعريف مي شود. بدين ترتيب اعضاي ‏سازمان ‏برمبناي پيشبرد وظايف ،کارشان سنجيدني است. وظايف سازماني نيز به ‏افراد يا گروههاي کاري ويا واحدهاي سازماني ‏سپرده خواهد شد. گروههاي کار ‏يا براساس پروژه هاي مشخص شکل مي گيرند يا دردرونشان وظايف بصورت ‏پروژه ‏اي واگذار مي شود. اين پروژه ها هدف ، وظيفه ، نيرو ، امکانات و زمان ‏تحقق شان مي بايست روشن باشد. براي ‏پيشبرد پروژه ها اختيار کامل و آزادي ‏عمل براي انجام آن وجود دارد. پروژه ها يا درکنگره ها به تصويب مي رسند و ‏يا ‏با توافق شوراي هماهنگي به اجرا درمي آيند. نکته قوت کار براساس پروژه اين ‏است که نتيجه هر پروژه اي قابل ‏ارزيابي است. پروژه ها زمان دارند. وظايف ‏ابدي و ازلي و غيرقابل سنجش در پروژه جايي ندارد. افزون براين پروژه ‏ها زمينه ‏رشد خلاقيت را افزايش مي دهد.‏
در صورت پذيرش اين نوع نگاه به فعاليت هاي سازماني، ساختار و ‏اساسنامه سازمان متناسب با اين درک ‏اصلاح خواهند شد. براي نمونه در اساسنامه ‏حقوق و وظايف افراد و ارگانها از جمله کميته مرکزي، دستخوش تغيير ‏مي شود ‏و يا ارگان مرکزي ( اتحاد کار) ارگان کميته مرکزي نخواهد بود و...‏

‎________________________________________‎

‏1- نگاه وحدت خواه من براي برخي از ياران و دوستان عزيزم از زاويه غيرعملي ‏بودن آن پرسش انگيز است. من ‏ضمن پذيرش دشواري اين راه براين باورم که ‏مشکلات پيشبرد وحدت نيروهاي چپ از تلاش براي شکل گيري يک ‏اتحاد از ‏نيروهاي جمهوريخواه بيشتر نيست. آن موانع و نگاه هاي سخت گيرانه اي که ‏شکل گيري « اتحاد » را سدکرده ‏است درصورت از ميان برداشته شدن ، راه ‏وحدت چپ را نيز هموار مي نمايد.‏

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration