The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

اتحاد جمهوري خواهان آري، اما حول کدام سياست؟

احمد آزاد

تلاش براي اتحاد جمهوري خواهان دمکراتيک و لائيک در يکسال گذشته، نسبت به سال هاي قبل، شدت بيشتري ‏يافته و جمع هايي مختلفي با تنظيم پلاتفرم و با دعوت از ديگران براي غلبه بر پراکندگي، کوشش هايي را آغاز ‏کرده اند. لزوم اتحاد و سازمان يابي نيروهاي گسترده و پراکنده جمهوري خواهان دمکرات و لائيک، در شرايط ‏بحراني کنوني ايران و منطقه، بيش از هر زمان ديگر احساس مي شود. تلاش هاي تا کنوني نيز بسيار ارجدار بوده و ‏يقينا بايد دنبال شود. اما دقيقا در همين شرايط است که، خطر عجله کاري و سهل انگاري و نديدن موانع تشکل اين ‏نيروها، واقعي است . براي تضمين ادامه کاري، بهتر است که اين تلاش ها بايد گام هاي سنجيده همراه شده و از هر ‏گونه شتابزدگي، به هر بهانه خودداري گردد. ‏
قبل از هر چيز بايد پذيرفت که جمهوري خواهان دمکرات و لائيک علاوه بر گستردگي شان، از تنوع فکري – سياسي ‏بسياري برخوردار بوده و و تجربه و سوابق مختلفي را پشت سر خود دارند. اين تنوع ضمن آن که نقطه قوت اين ‏نيروها است، اما هم زمان مسئله تشکل يابي و «همه با هم» را با مشکلات جدي روبرو مي کند. ضمن آن که اين سوال ‏مطرح است که اصولا سازمان يابي همه اين نيروها در يک جمع بزرگ درست است؟ پاسخ آرزوي بزرگ، آري ‏خواهد بود! ولي، پاسخ واقع بينانه، ناممکن بودن و نادرست بودن چنين آرزوي بزرگي را استدلال خواهد کرد. شايد ‏اين جمع گسترده بتواند حول سرنگوني رژيم همگام شود، ولي تنوع نظرات و راه حل هاي اين جمع، براي چگونگي ‏گذار از اين رژيم به يک جمهوري سکولار عرفي متکي بر راي مردم و چگونگي چنين حکومتي، امکان يک اتحاد وسيع ‏و همگاني را ناممکن ساخته و در عين حال امکان شکلگيري مستقل گرايشات مختلف جمهوري خواهي را با دشواري ‏هايي روبرو خواهد ساخت. نگاهي به تلاش هاي تا کنوني، خود توضيح گر اين مدعا است.‏
در مجموعه تلاش هاي گوناگون درخارج از کشور، دو حرکت برجسته شد و نظرات موافق و مخالف را به سوي خود ‏جلب کرد. بيانيه « جمهوري اسلامي، جمهوري لائيک و موضع ما» ( منتشره در ارديبهشت سال 1380) و بيانيه « ‏براي اتحاد جمهوري خواهان» ( منتشره در بهار 1382) . در چند ماه اخير پيرامون چرايي جدايي اين دو بخش و ‏ارزيابي از امکان اتحاد اين مجموعه، بحث هايي جاري شده و همچنان ادامه دارد. سوال اصلي اين است که ريشه ‏اختلاف اين دو گرايش در چيست؟ آيا امکان اتحاد اين دو گرايش وجود دارد؟ چه بايد کرد تا اين دو گرايش بتوانند ‏متحد شوند؟
آقاي مهدي فتاپور، از اعضاء فعال « براي اتحاد جمهوري خواهان» در مقاله اي با عنوان «اتحاد جمهوري خواهان ، ‏نياز تحولات دمکراتيک»، منتشره در تاريخ 6 آبان در نشريه اينترنتي ايران امروز، به طرح نظرات خود پيرامون لزوم ‏اتحاد گسترده همه جمهوري خواهان مي پردازد. ايده اصلي نوشته وي بر بي دليل بودن پراکندگي جمهوري خواهان ‏در ايران و آمادگي زمينه هاي اتحاد اين نيروها استوار است. آقاي فتاپور براي استدلال بحث خود، از بيانيه « براي ‏اتحاد جمهوري خواهان» ، يا بهتر است گفته شود از انتقاداتي که به اين بيانيه شده بهره گرفته و با پاسخ به اين ‏انتقادات، دلائل خود را ارائه مي کند. نويسنده به انتقادات گوناگون پاسخ مي دهد، اما در بين آنها يک مورد از اهميت ‏اساسي برخوردار است و بواقع محور اصلي استدلالات آقاي فتاپور و ديگر دوستاني است که چون ايشان معتقدند ‏که امروز شرايط لازم براي « همه با هم جمهوري خواهان» فراهم است. مسئله جايگاه « سياست» در امر وحدت ، که ‏با عنوان « اتحاد بر سر وحدت در سياست» آورده شده است. ‏

موانع قديمي اتحاد‏
‏ سال ها است که بحث حول «مباني اتحاد نيروهاي سياسي» ادامه دارد. نظرات گوناگوني در اين زمينه وجود داشته و ‏دارد و دلائل مختلفي براي توضيح پراکندگي نيروهاي سياسي برشمرده مي شد و مي شود. اين سوال هميشه طرح ‏بود که مباني اتحاد نيروهاي سياسي نظري است يا سياسي ؟ آقاي فتاپور در نوشته خود غير مستقيم مسائل نظري ‏‏– تاريخي را مباني وحدت شناخته است . ايشان در ابتداي بحث خود مي نويسد:« در سالهاي گذشته تحولات نظري ‏بزرگي در درون همه شاخه‌هاي جمهوريخواهان رخ داد. اين تغييرات آمادگي نظري براي پذيرش اتحاد در درون آنان ‏را گسترش داد. تحولات نظري درون شاخه‌هاي مختلف جمهوريخواهان آنها را بگونه‌هاي متفاوت به ضرورت مبارزه ‏مشترک در راه دمکراسي و مقدم بودن اين مبارزه بر همه اختلافات تاريخي ، برنامه‌اي متقاعد ساخت.» به ديگر سخن ‏در طول سال هاي گذشته اختلافات نظري - تاريخي و برنامه اي، علل عدم اتحاد نيروهاي سياسي جمهوريخواه بوده ‏است. که خوشبختانه در اين اواخر اين نيروها تحولات نظري يافته و آماده همکاري با يکديگر شده اند. استدلال ‏فتاپور در اين زمينه نادرست است. در سال هاي گذشته اختلافات تاريخي يا نظري در بين جمهوري خواهان وجود ‏داشته و هنوز نيز وجود دارند و کاهش نيز نيافته اند. تحولات جهاني و بويژه از بين رفتن اردوگاه سابق ‏سوسياليستي، تغييراتي را در نوع نگاه به جهان و روند تحولات حاصل شده است. ولي اين تغييرات بنيانهاي نظري را ‏زير و رو نکرده و هنوز «مبارزه کار و سرمايه» پابرجا است، اگر چه اشکال متنوع تري بخود گرفته است. اما ‏مهمترين تغيير براي ما، تغيير شرايط سياسي درايران در سال هاي اخير و به تبع آن سياست ها است. در سال هاي ‏گذشته عامل اصلي اختلاف در بين جمهوري خواهان، موضع سياسي هر يک در قبال حکومت جمهوري اسلامي و ‏سير تحول آن بوده است. بخشي از اين نيروها معتقد به امکان تحول دمکراتيک از درون حکومت اسلامي بودند و ‏بخشي به چنين تحولي باور نداشتند. در شش سال گذشته بخشي از جمهوري خواهان سياست حمايت از اصلاح ‏طلبان و همگامي و همکاري با آنها را دنبال مي کردند. در حالي که بخش ديگري از جمهوري خواهان اميدي به اصلاح ‏طلبان نداشتند و مجموعه حکومت جمهوري اسلامي را مانع تحقق دمکراسي در ايران مي دانستند. همين اختلاف ‏سياسي عامل عدم همکاري اين دو بخش از جمهوري خواهان شد و نه صرفا سوابق تاريخي يا اختلافات نظري. ‏
آقاي مهدي فتاپور بهتر از هر کس ديگر در جريان شکلگيري « کميته اتحاد عمل براي دمکراسي» ، اهداف اين جمع و ‏تمايل آنها به حضور سازمان اکثريت در اين جمع مي باشد. خود ايشان خوب مي دانند که دليل رد دعوت از سوي ‏سازمان اکثريت، بند اول بيانيه « قرارداد اتحاد پايدار سياسي» ناظر بر سرنگوني رژيم بود. سازمان اکثريت در آن ‏زمان با تغيير حکومت اسلامي مخالف بود و سياست اتحاد با اصلاح طلبان حکومتي را دنبال مي کرد. به همين دليل ‏هم بسيار طبيعي مي نمود که اين دعوت را رد کند. اما از سوي ديگر و در همان زمان، سه سازمان ديگر که سياستي ‏مشابه سازمان اکثريت را دنبال مي کردند، همراه با اين سازمان موافقت نامه اي را براي همکاري هاي گسترده تر ‏بين خود امضاء کردند. نه در آن رد دعوت و نه در اين توافق نامه همکاري، سوابق تاريخي يا اختلافات نظري نبود ‏که نقشي اساسي بازي مي کرد. بلکه سياست و اتحاد حول سياست مشخص محور تصميم گيري بود. ‏
شکست اصلاح طلبان و به تبع آن شکست سياست اتحاد با اصلاح طلبان، خود بخود يک بخش از اختلاف بين ‏جمهوري خواهان را حل کرد. بطور مثال سازمان اکثريت در آخرين کنگره خود سندي را به تصويب مي رساند که ‏در آن بر لزوم تغيير حکومت و شکلگيري يک آلترناتيو دمکراتيک تاکيد مي شود. اين تغيير سياست زمينه لازم را ‏براي همکاري بين جمهوريخواهان آماده مي کند. مسئله چو حل گشت ، آسان شود!!‏
بديگر سخن نه در گذشته اختلافات نظري يا تاريخي عامل اصلي پراکندگي بود و نه در اين سال ها آمادگي نظري ‏براي اتحاد حاصل شده است!! تغيير عمدتا درعرصه سياست بوده است و بس. در آينده نيز چنانچه تغييري در ‏سياست رخ دهد و اختلاف سياسي در حد سياست گذاري بروز کند، جمعهاي ديگري با ويژگي هاي ديگري شکل ‏خواهند گرفت.‏

اتحاد بر اساس وحدت در سياست: ‏
نويسنده با اتکاء به پيش فرض قبلي ( اختلافات نظري – تاريخي در گذشته مانع اتحاد ها بوده است و اکنون حل و ‏فصل شده!) ، در تداوم استدلال خود ميگويد: « بر اتحاد وسيع قانونمنديهايي حاکم است که با قانونمنديهاي حرکت ‏يک سازمان کوچک از بنيان متفاوت است. اتحاد وسيع بدون پذيرش گوناگوني نا ممکن است. اين واقعي است که ‏اتحاد بدون وجود راستاهاي سياسي واحد امکان پذير نيست. ولي چنين راستاهاي واحدي امروز وجود دارد. تمايزات ‏مابين نيروهاي سياسي جمهوريخواهي که با رژيم جمهوري اسلامي و سلطنتي مخالفند امروزاز قماش تفاوت‌هايي ‏نيست که در ابتداي انقلاب مابين نيروها وجود داشت و آنان را رو در روي هم قرار ميداد» . بديگر سخن اتحاد بايد ‏حول سياست باشد، ولي چون امکان تحقق يک سياست واحد وجود ندارد، راستاي سياسي جايگزين سياست ‏مشخص مي شود. «راستاي سياسي » چيست؟ ‏
اما در ابتدا روشن نيست منظور نويسنده از تمايزات در ابتداي انقلاب چيست؟ روشن نيست که منظور نويسنده از « ‏قماش متفاوت» چيست؟ آيا منظور اختلافي است که بين حکومت خميني در سال هاي اول انقلاب و اصلاح طلبان ‏سال هاي اخير مي بيند؟ يقينا بين حکومت خميني و اصلاح طلبان اختلافات بسيار است. ولي موضوع بحث ما ‏اختلافات صوري و ماهوي اين دو نيست که خود بحثي است طولاني، بلکه موضوع بحث مباني اتحاد نيروها است که ‏آيا حول سياست است يا نه؟ وقتي از سياست صحبت مي کنيم، يقينا يک پايه آن نوع نگاه، ارزيابي و موضع نسبت ‏به حکومت است.‏
کسي نمي تواند انکار کند که در سال هاي اوليه انقلاب، اختلاف سياسي عمدتا بر محور چگونگي برخورد به حکومت ‏مي چرخيد. بطور مثال نگاهي کنيد به صفبندي هايي که در سال هاي 59-60 حول حمايت از حکومت خميني و يا ‏مخالفت با آن شکل گرفت. در آن سال ها بخشي از نيروهاي سياسي در حکومت خميني، ويژگي ضد امپرياليستي مي ‏ديدند و سياست «اتحاد و مبارزه» با حکومت را دنبال مي کردند و بخشي ديگر با اين سياست موافق نبودند. در آن ‏سال ها نوع نگاه به حکومت خميني، علت اصلي اختلاف نيروها بود و وحدت و اتحاد نيروها هم از همين زاويه ‏ارزيابي مي شد. همچنان که پس از دو خرداد 76، بخشي از اپوزيسيون جمهوري خواه، گرانيگاه تحولات در ايران را ‏در حکومت ديده و بدنبال همگامي با آن بودند. همانگونه که در بالا نيز گفته شد، دقيقا از همين زاويه نيز برخي اتحاد ‏ها و همکاري ها شکل گرفت. ‏
‏ يک اتحاد وسيع قانونمندي هاي خود را دارد که قابل مقايسه با يک جمع کوچک نيست. دقيقا از همين زاويه هم يک ‏جمع کوچک مي تواند نه صرفا برپايه توافق سياسي که با تکيه بر عوامل ديگري چون روابط عاطفي، توافقات نظري ‏يا اهداف مشترک و غيره شکل گرفته و سال ها هم دوام يابد. براي نمونه همين سازمان هاي سياسي فعلي که عليرغم ‏اختلافات نظري فاحش، به حيات خود ادامه مي دهند. براي يک اتحاد وسيع اما عوامل فوق کارساز نيست، بلکه اهداف ‏مشترک و سياست است که محور تجمع خواهد بود. اما کدام سياست و به چه معنا است «راستاي سياسي»؟
اکنون که از نظر نويسنده اختلافات تاريخي – نظري حل شده است!! اختلاف در سياست نبايد مانع اتحاد شود. ‏ناهمگوني مواضع سياسي بين جمهوري خواهان نيز غير قابل انکار است. از سوي ديگر هر جنبش يا حرکت سياسي ‏بايد بتواند اعمال سياست کند. براي حل اين معادله دو مجهولي «فرمول راستاي سياسي» ارائه مي شود. در اين ‏فرمول يک هدف سياسي عام که مورد قبول جمع وسيعتري است، مثلا« جمهوري خواهي» ، محور راستاي سياسي ‏قرار گرفته و تمام جمهوري خواهان مي توانند حول اين راستا بدور هم گرد آيند. اما ناهمگوني طيف جمهوري ‏خواهان، به اختلافات سياسي معيني منجر خواهد شد که قاعدتا به قوت خود باقي مانده و استقلال سياسي خود را ‏حفظ خواهد کرد. مثلا درانتخابات آينده بخشي معتقد خواهند بود که بايد در انتخابات شرکت کرد و بخشي با شرکت ‏در آن مخالفت خواهند کرد. بدين ترتيب پيام سياسي جمهوري خواهان ايران به مردم چه خواهد بود؟ شرکت در ‏انتخابات يا تحريم وسيع انتخابات؟
‏ سوال اين جا است که آيا چنين جمعي با چنين راستاي عامي، اساسا مي تواند سياست گذار باشد؟ براي آن که ‏سياستي موثر باشد، بايد روشن و بدون ابهام ارائه گردد. در چارچوب يک «راستاي سياسي» آيا مي توان پاسخ ‏روشن سياسي داشت؟ ‏
تداوم کار چنين حرکتي با دو حالت ممکن روبرو است: 1- يک گرايش، اکثريت معيني کسب کرده و عمدتا سياست ها ‏ي خود را پيش مي برد( البته با رعايت تمام موازين دمکراسي منجمله راي گيري در اتخاذ سياست)، که اين همانا ‏قالب و کارکرد سازمان هاي سياسي و احزاب است. ديگران نيز به حضور در اين اتحاد تا اطلاع ثانوي ادامه خواهند ‏داد. 2- گرايش هاي سياسي متفاوت، متناوبا اکثريت نسبي را حائز شده و سياست خود را از طريق روش هاي ‏دمکراتيک به کرسي مي نشانند. حاصل کار تغييرات مداوم در سياست گذاري است که خود از کارآيي و جدي بودن ‏يک حرکت سياسي خواهد کاست. و طبعا تداوم حضور در آن تا اطلاع ثانوي، موقت خواهد بود. در بدترين حالت ‏نيز تابلويي خواهد بود براي برخي از جريانات و عناصر سياسي که با توجه به شرائط روز، سياست هاي فرصت ‏طلبانه خود را دنبال کنند. براي «راستاي سياسي» چشم اندازي جز اين نمي توان متصور بود.‏
آقاي مهدي فتاپور بايد پاسخ دهد که اگر صرفا «راستاي واحد سياسي» براي اتحاد جمهوري خواهان کافي است و ‏چنين راستايي نيز وجود دارد، چرا پس از گذشت بيش از هشت ماه از انتشار بيانيه «براي اتحاد جمهور يخواهان» ‏تنها يک گرايش از جمهوري خواهان اين سند را امضاء کرده است؟ آيا دليل مخالفت بخشي ديگر از جمهوري خواهان ‏با اين سند، همانا موضع سياسي «مثبت» آن نسبت به اصلاح طلبان درون حکومت نيست؟ آيا تداوم سياست حمايت ‏از اصلاح طلبان در بيانيه فوق الذکر يک موضوع ثانوي و کم اهميت است که مي تواند تحت الاشعاع امر « راستاي ‏واحد سياسي» قرار گيرد؟ چه سياست هاي ديگري مي تواند در درون اين راستا قرار گيرد؟ آيا «سرنگوني »يا ‏‏«تغيير رژيم» در چارچوب «راستاي واحد سياسي » قرار مي گيرد؟ چنين به نظر مي رسد که اکنون دو سياست « ‏سرنگوني رژيم» و « حمايت از اصلاح طلبان» هر دو در يک راستاي واحد سياسي قرار گرفته اند!! ‏

چه خواهد شد؟
روند سازمان يابي جمهوري خواهان، روندي است ناگزير. گرايشات گوناگون جمهوري خواهان بتدريج در اشکال ‏مختلف سازمان خواهند يافت. کوشش در اتحاد جمهوري خواهان حول سياست هايي ناروشن ، مبهم و «گرد شده» ‏در يک «راستاي سياسي» کمکي به سامان يابي اين نيروها نخواهد کرد. درست تر آن است که گرايشات مختلف حول ‏سياست هاي روشن و مشخص سامان يابند و آنگاه اين گرايشات قادر خواهند بود حول مشترکات خود، هماهنگ ‏شوند. نشست اول « براي اتحاد جمهوري خواهان » نيز از اين قاعده جدا نيست. زماني مي توان اين نشست را موفق ‏آميز ارزيابي کرد که، به ابهامات موجود در بيانيه اوليه پاسخ داده و سياست روشني را در قبال حکومت ايران و ‏روند گذار به يک حکومت دمکراتيک متکي بر راي مردم، اتخاذ کرده باشد. طبعا اميدوارم که اين تغييرات در جهت ‏اتخاذ يک سياست مشخص و روشن دررد کليت حکومت جمهوري اسلامي به مثابه مانع اصلى برقرارى دموکراسي ‏در ايران باشد. اما برکنار از خواست اين يا آن فرد، اين واقعيت اين نيروها خواهد بود که مهر خود را بر سند نهايي ‏اين اجلاس خواهد زد. ‏


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration