The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

"چهلمين سالگرد جنبش فدائي و سازمان "اکثريت

محمود بهنام

با فرا رسيدن چهلمين سال بنيانگذاري جنبش فدائي در ايران، مقالات و مصاحبه هاي متعددي راجع به گذشته و تاريخچه اين جنبش، از سوي اعضا و يا رهبران «سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)» و يا ديگر افراد و علاقه مندان، تا کنون انتشار يافته است. هر کدام از اين نويسندگان و يا گويندگان از زواياي متفاوت به اين موضوع پرداخته و يا تأکيدات و ارزيابي هاي مختلف خود را بيان کرده اند. حق بيان و ابراز آزاد و علني نظرات گوناگون، مسلمأ از آموخته ها و دستاوردهاي مهم اين چهل سال است که بايد آن را در درون سازمان «اکثريت» و در جنبش چپ بطور کلي پاس داشت. با اينهمه، پرسيدني است که موضع خود اين سازمان، که مي خواهد مراسم چهلمين سالگرد جنبش فدائي را هم برگزار کند، به عنوان سازمان، نسبت به پيشينه اين جنبش چيست؟
ناگفته پيداست که طي اين چهل سال، بواسطه تغيير و تحولات بزرگ جهاني و تحولات خود جامعه ايران و عوامل ديگر، دگرگوني هاي زيادي در افکار، سياستها و اقدامات سازمانها و فعالان چپ و از جمله در ميان جريانات طيف فدائي رخ داده است و امروزه کمتر کسي را مي توان يافت که عينأ و يا تمامأ از همان مواضع و خط مشي هاي گذشته پشتيباني کند. سمت و سو، شدت و ضعف و يا درستي و يا نادرستي آن دگرگوني ها، طبعأ موضوع اين نوشته نيست که پيرامون آنها تا به حال مطالب بسياري منتشر شده است. اين نوشته، همچنين قصد و گنجايش آن را ندارد که به بررسي و نقد تاريخچه سي ساله سازمان «اکثريت» بپردازد. چيزي که در اينجا مطرح است، تنها اين سئوال است که برخورد اين سازمان به گذشته جنبش فدائي و خصوصأ بخشي از آن که به عنوان «تاريخ مشترک» و يا به اصطلاح «تبار تاريخي» فدائيان خوانده مي شود، چگونه است؟
آنچه تا کنون در اين باره به نام سازمان «اکثريت» ارائه شده، مطلبي است با عنوان «نگاهي به تاريخچه سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، که در سايت اينترنتي اين سازمان هم نهاده شده است. اين مطلب که تاريخ نگارش (سپتامبر 2007) را هم در ذيل خود دارد، در اينجا بررسي مي شود. مبناي اين بررسي و داوري هم مقايسه اين مطلب با متني است که سازمان ما، «سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران» در اين زمينه، با عنوان «نگاهي مختصر به تاريخچه سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران»، در سايت خود منتشر کرده است: يعني يک بررسي تطبيقي از مواضع اين دو سازمان در مورد تاريخچه جنبش فدائي. (براي پرهيز از اطاله کلام نيز از آوردن نقل قول هاي طولاني در اينجا خودداري شده و از خوانندگان علاقه مند دعوت مي شود که جهت مقايسه عيني و کامل اين دو متن به سايتهاي اين دو سازمان مراجعه کنند).
در مطلب سه صفحه اي سازمان «اکثريت» راجع به تاريخچه آن، بخش مربوط به سابقه مشترک فدائيان، زير عنوان «از بنيانگذاري تا انقلاب بهمن 1357»، از سه پاراگراف کوتاه و در مجموع از 16 سطر تجاوز نمي کند:
پاراگراف اول، که از «نخستين گامهاي ... جنبش مسلحانه چپ انقلابي»، «حمله به يک پست ژاندارمري در جنگل هاي شمال ايرن» در 19 بهمن 1349 و «تأسيس سازمان چريکهاي فدائي خلق ايران توسط دو گروه اصلي اين جنبش» صحبت مي کند. پاراگراف دوم به «حملات شديد رژيم ديکتاتوري شاه به فدائيان خلق، به «ضربات» وارده به سازمان، تعداد قربانيان و پا برجائي سازمان» اشاره دارد. و پاراگراف سوم نيز از «ضربه 30 فروردين 1354» يعني ترور بيژن جزني و ياران در زندان شاه، «نقش مؤثر و فعال فدائيان در جريان انقلاب بهمن»، پشتيباني مردم و شناسائي فدائيان به عنوان «يک نيروي با اعتبار چپ مستقل» سخن مي گويد. همين و بس!
«تاريخچه» اي که سازمان «اکثريت» عرضه مي دارد، دوره هشت ساله (57-1349) آغاز و شکل گيري جنبش فدائي و مبارزات و مقاومتهاي فدائيان را اين گونه خلاصه، طرح و ارزيابي مي کند. به غير از اشارات گذرا به عناوين کلي «چپ انقلابي» و «مبارزه مسلحانه»، طبق اين تاريخچه، اصلأ معلوم نيست که آنهائي که اين جنبش را پايه گذاري کردند و آن مبارزات را در بيرون و در زندانهاي رژيم شاه پيش بردند، چه مي خواستند، چه مي انديشيدند، چه انگيزه ها و چه آرمانهائي داشتند؟ تاريخچه‌اي که از کشته شدن «نزديک به 300 فدائي توسط رژيم شاه» ياد مي‌کند، نمي گويد که اينها براي چه کشته شدند؟ هدف آنها از اين فداکاري‌ها و جانبازي چه بود؟ مطلبي که ترور ددمنشانه جزني و ياران را به وسيله «ساواک» شاه يادآور مي شود، هيچ اشاره اي به انديشه و اعتقادات آنها نمي کند. اين مطلب اساسأ روشن نمي کند که چرا فدائي‌ها از پشتيباني اقشار زيادي از مردم برخوردار و چگونه به عنوان «نيروي چپ مستقل» شناخته شدند؟
اما همان طور که در متن ارائه شده به وسيله سازمان ما (نگاهي مختصر به تاريخچه ...) آمده است، يکي از خصوصيات و محورهاي اصلي «کارپايه سياسي- نظري چريک هاي فدائي خلق»، «پذيرش انديشه مارکسيسم- لنينيسم به مثابه جهان بيني» بود. صرفنظر از اين که امروز ما، سازمان ما، سازمان «اکثريت» و ساير جريانات و فعالان فدائي، چه نظري نسبت به «مارکسيسم- لنينيسم» داشته باشيم، اين يک واقعيت مشخص تاريخي است که بنيانگذاران و اعضاي سازمان در آن مقطع، معتقد به اين ايدئولوژي بودند و اين واقعيت را به هيچ عنوان و بهانه‌اي نمي توان حذف يا کتمان کرد. همچنين جدا از اين که تحليلها و مواضع کنوني ما در مورد «امپرياليسم» چه باشد، واقعيت تاريخي مسلم اين است که مبارزه عليه امپرياليسم و وابستگان آن، يکي ديگر از محورهائي بوده که ديدگاه سياسي- نظري و هويت چريک هاي فدائي خلق را مشخص مي نمود.
«استقلال» در تحليل از موقعيت و شرايط مشخص جامعه ايران و اتخاذ سياست و همچنين «استقلال» نسبت به صف بنديهاي موجود در آن دوره در «جنبش جهاني کمونيستي»، يکي ديگر از ويژگي هاي اصلي جنبش فدائي بود.
فدائيان در آن زمان، ضمن ابراز همبستگي به «انترناسيوناليسم پرولتري»، مهمترين وظيفه ملي و انترناسيوناليستي خود را تلاش در راه «توسعه جنبش انقلابي در ايران» تلقي مي کردند. چنان که در تاريخچه تهيه شده از جانب سازمان ما بيان گرديده، مرزبندي و مقابله با سياستهاي «جزب توده ايران» در آن دوره، يکي ديگر از خصوصيات بارز جنبش فدائي بوده است. در واقع، چنان که مي دانيم، نقد و رد وابستگي و انفعال طلبي حزب توده و سياستهاي تسليم طلبانه و رفرميستي آن، يکي از انگيزه و دلايل اصلي پايه ريزي و شکل گيري جنبش فدائي بوده است. به علاوه، پيکارجوئي (ميليتانتيسم)، مبارزه قاطع و رو در رو با رژيم ديکتاتوري شاه و ترويج و تبليغ روحيه مبارزاتي، در دوراني که سکوت و سرکوب و خفقان مستولي گشته بود و همچنين صداقت در باورها، پايبندي به آرمانها و فداکاري در راه تحقق آنها، از جمله ويژگي‌هائي بود که هويت و کارنامه جنبش فدائي را تعريف و تعيين مي کرد. مجموعه اين خصلتها و خصوصيتها (که هيچ اشاره اي هم بدانها در تاريخچه عرضه شده به وسيله سازمان «اکثريت» ديده نمي شود)، بوده است که در مقطع انقلاب بهمن، اين جنبش را به عنوان يک «نيروي با اعتبار چپ مستقل» شناسانده و از حمايت توده‌هاي مردم برخوردار ساخته است. آنچه که به عنوان «سنت فدائي» شناخته شده، در برگيرنده همان ويژگي‌ها و کردارها بوده است.
بديهي است که منظور از تأکيد روي واقعيت‌هاي تاريخي حذف شده در تاريخچه نگاري سازمان «اکثريت» در اينجا، ارائه تصويري اسطوره‌اي و ايده آل از جنبش فدائي در آن دوره نيست. همان طور که در متن نوشته شده از جانب سازمان ما هم قيد شده، ابهامات و اشکالات و کمبودهاي بسياري نيز در عرصه هاي نظري، عملي و تشکيلاتي گريبانگير سازمان چريکهاي فدائي خلق ايران بوده که نه تنها در آن هنگام گسترش و تداوم فعاليتهاي آن را با مشکلات جدي روبرو مي ساخت بلکه، پس از انقلاب هم، به سهم خود، يکي از زمينه هاي بروز و تشديد اختلافات و انشعابات بعدي بوده است.
آنچه در سطور بالا آمد مربوط به بررسي و مقايسه دو متن تهيه شده از سوي دو سازمان فقط در مورد دوره هشت ساله پيش از انقلاب، يعني دوره اي که بعضأ «ميراث مشترک» همه جريانات طيف فدائي ناميده مي شود، بود. پس از انقلاب، که تنها در فاصله سالهاي 60-1358، چهار انشعاب در جنبش فدائي به وقوع پيوست، هر کدام از جريانات مسيرهاي متفاوت و گاهي متضادي را پيموده و هريک تحولات گوناگوني را پشت سر نهاده اند که طبعأ تاريخچه آنها را نيز از يکديگر متمايز مي‌سازد. با اين حد از اختلافات در مورد برخورد و ارزيابي تاريخي نسبت به «پيشينه مشترک» (که نمونه هائي از آن فوقآ بيان گرديد)، کاملا روشن است که اختلاف نظر پيرامون دوره سي ساله جدائي‌ها و پراکندگي هاي بعدي، بسي بيشتر خواهد بود. در هر صورت، بررسي و مقايسه بخشهاي ديگر تاريخچه سازمان «اکثريت» پيرامون سالهاي بعد از انقلاب، نيازمند فرصتي ديگر و نوشته طولاني تري است و در اينجا، فقط به چند نکته در مورد چگونگي و شيوه برخورد به گذشته اشاره مي کنيم.
مطالعه تاريخچه ارائه شده به وسيله سازمان «اکثريت» راجع به 40 سال گذشته، به ذهن خواننده‌اي ناآشنا چنين متبادر مي کند که گوئي همه آنچه طي اين سالها گذشته، همواره در مسير «رشد»، «ارتقاء» و «تثبيت» اين سازمان بوده و لاغير. به طوري که حتي وقتي که خود اين مطلب از «سالهاي بحراني» (دهه 60) سازمان صحبت مي کند، آن را هم «بحران رشد» و «زمينه ساز دگرديسي‌هاي ژرف» در سازمان مي‌خواند. حذف و سانسورهاي مصلحتي، يکجانبه نگري و خودستائي، صفاتي هستند که در بخشهاي زيادي از اين تاريخچه خود را نمايان مي سازند.
آشکار است که کساني که خود اين چهل سال را، در درون يا بيرون جنبش فدائي، از سرگذرانده‌اند و يا کمابيش از تحولات و تغييرات گذشته اين جنبش با خبرند، اين گونه يکجانبه نگري‌ها و تحريف‌هاي تاريخي را نمي پذيرند و يا اين که اساسأ اين نوع تاريخ نگاري را جدي نمي گيرند. اما آيا اينست آن «شناسنامه تاريخي» که رهبري «اکثريت» مي خواهد به نسل جوان ارائه کند؟!
در سال 1360، حزب توده ايران، به مناسبت چهل سالگي خود، کتابي منتشر کرد با عنوان «چهل سال در سنگر مبارزه». اين کتاب نيز، از نظر غالب فعالان فدائي در آن هنگام و براي بسياري کسان ديگر که آشنائي کافي با تاريخ سياسي معاصر ايران داشتند، نمونه‌اي ديگر از تحريفات تاريخي حزب توده بود. بر پايه اين کتاب، حزب توده نه تنها در طي 40 سال حيات خود همواره «برحق» بوده بلکه اصلأ خود اين حزب، «سنگ محکي» براي شناخت و تشخيص انقلاب و ضد انقلاب در آن دوره بوده است. در همان سال، رهبري حزب توده و اکثريت رهبري وقت سازمان «اکثريت»، تلاشهاي گسترده اي را براي اجراي طرح وحدت و در واقع، ادغام سازمان «اکثريت» در حزب توده آغاز کردند که به بحث و مجادلات بسياري هم در درون و بيرون فدائيان دامن زد (در اين باره، در تاريخچه مورد بررسي هم هيچ سخني در ميان نيست). آنها بر آن بودند که حزب توده و سازمان فدائيان (اکثريت)، «دو گردان جنبش جهاني کمونيستي» در ايران هستند که طبق مقتضات و توصيه‌هاي اين جنبش، بايستي به يکديگر بپيوندند. البته اين طرح وحدت، به دليل جاري شدن امواج سرکوب پي در پي جريانات سياسي به وسيله رژيم جمهوي اسلامي، مقاومت و مخالفت بخشي از رهبري و اعضاي سازمان (که به انشعاب ديگري انجاميد که در تاريخچه مذکور به آن هم اشاره‌اي نشده است) و دلايل ديگر به جائي نرسيد. اما به نظر مي رسد که آن همفکري‌هاي نزديک و آن همنشيني‌هاي کوتاه مدت با رهبري حزب توده هم، تأثيرات پايداري در زمينه شيوه تاريخ نگاري بر رهبري سازمان «اکثريت» بر جاي گذاشته است.
در پايان اين مقاله، اشاره به دو نکته ديگر نيز که بي ارتباط با موضوع اين نوشته نيستند، ضروري مي نمايد. نکته نخست اين که در آستانه چهلمين سالگرد جنبش فدائي، هيأت سياسي و اجرائي «سازمان اکثريت» از کميته مرکزي سازمان ما دعوت به برگزاري «مراسم مشترک» به همين مناسبت کرده و اکثريت کميته مرکزي سازمان نيز موافقت خود را با اين کار اعلام کرده است. با توجه به اختلاف موجود در مورد نوع نگرش و برخورد به گذشته، حتي گذشته اي که «تاريخ مشترک» اين دو جريان محسوب مي شود که در تاريخچه هاي رسمي و علني منتشره از سوي هر کدام از آنها نيز منعکس است، معلوم نيست که مبناي «مشترک» اين مراسم چيست؟ چه چيزي مشترکآ جشن گرفته مي شود؟ کدام «ميراث مشترک» است که در اين مراسم گرامي داشته مي شود؟ پيداست که برگزاري چنين مراسمي، با برگزاري يک آکسيون مشترک در مورد مسائل و مناسبتهائي که موضوع اختلاف نيستند و يا با صدور اعلاميه راجع به رويدادهائي که در برخورد به آنها اشتراک نظر بين دو و يا چند سازمان موجود است، فرق دارد. مراسم مشترک در جائي که خود موضوع و مضمون مراسم، به گواهي مواضع رسمي و اعلام شده دو سازمان، مورد اختلاف و مجادله است، چه معنائي دارد؟
نکته دوم اين که، سازمان ما طرحي را در زمينه همگرائي و وحدت چپ در دو کنگره گذشته خود تصويب و تأييد کرده است. در اين طرح وسيع وحدت چپ، سازمان «اکثريت» نيز جاي دارد و اين سازمان هم موافقت خود را جهت شرکت در اين پروسه اعلام داشته است. اماهنوز روند مباحثات وحدت آغاز نشده است. در اين روند، طبعأ ديدگاه هاي اساسي و مباني نظري و برنامه اي و ساختارهاي سازماني، در راستاي وحدت، مورد بحث و بررسي واقع مي شوند. يکي از آن ديدگاه هاي اساسي و نظري، ناظر به برخورد به گذشته، يعني گذشته چپ به طور کلي و گذشته جنبش فدائي به طور خاص است. همچنان که، بر اساس تجارب متعدد پيشين، اختلاف نظر در زمينه برخورد و ارزيابي گذشته موجب انشعاب در درون احزاب و سازمان هاي چپ گرديده، تلاش براي حصول توافق و اشتراک نظر پيرامون خطوط کلي سابقه تاريخي و عملکرد گذشته چپ نيز از الزامات همگرائي و وحدت ميان آنهاست. يعني در روند مباحثات وحدت، همراه با موضوعات برنامه اي و اساسنامه اي، موضعگيري نسبت به پيشينه چپ هم ضرورتأ مطرح مي شود. بنا براين، در حالي که هنوز مباحثات وحدت آتي بايد روشن کند که در زمينه برخورد به گذشته، اختلاف نظرات موجود تا چه اندازه قابل تلفيق و جمعبندي است و در نهايت، کدام نظر پذيرفته يا رد مي شود ويا اين که اشتراک نظري در اين باره حاصل مي شود يا نمي شود، اقدام به برگزاري مراسم مشترک سالگرد بنيانگذاري جنبش فدائي، در واقع، تلاشي براي دور زدن مباحث وحدت است و اگر هم به روند اجراي طرح وحدت وسيع سازمان، عملأ لطمه اي نزند، مسلمأ کمکي هم براي پيشبرد آن نخواهد کرد.

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration