The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

تحريم گسترده انتخابات ، نقطه پاياني است بر توهم مردمسالاري ديني

احمد آزاد

انتخابات هفتمين دور مجلس شوراي اسلامي در راه است و هر چه بيشتر به زمان برگزاري اين انتخابات نزديک مي ‏شويم، تبليغات حول شرکت يا تحريم آن تشديد مي شود. مسئله انتخابات در جمهوري اسلامي در چند سال اخير و ‏و بويژه پس از 2 خرداد 1376، جايگاه برجسته اي در مباحث اپوزيسيون يافته است. عمر اين بحث البته به درازاي ‏عمر حکومت اسلامي است و در طول اين سال ها اپوزيسيون را به دو صف طرفداران شرکت در انتخابات و مخالفين ‏آن تقسيم کرده است، که اما اين صف ها، به تناوب زمانه، دراز و کوتاه شده اند. بدنبال شکست اصلاح طلبان در ‏پيشبرد برنامه هاي خود و رويگردانيدن مردم از صندق هاي راي، صف مخالفين انتخابات در اپوزيسيون طويل شده ‏و دفاع از شرکت در انتخابات دشوارتر. اما هنوز جريانات و کساني يافت مي شوند که با حرارت تمام از شرکت در ‏انتخابات دفاع کرده و تحريم کنندگان را ادامه دهندگان روش هاي قديمي، تحريم کنندگان حرفه اي و امثالهم مي ‏خوانند. چهار ماه مانده به انتخابات مجلس هفتم مجددا سوال قديمي طرح مي شود: شرکت يا تحريم. اما به نظر من ‏اين بحث قديمي را بايد از زاويه ديگري باز کرد و به تحليل روشن از جايگاه انتخابات در جمهوري اسلامي و رابطه ‏آن با تحولات سياسي پاسخ داد.‏

انتخابات و جمهوري اسلامي
انتخاب يعني برگزيدن. در زمينه سياسي انتخابات به معني برگزيدن افرادي است براي اجراي يک برنامه سياسي. در ‏عرف عمومي انتخابات با آزادي آحاد ملت در انتخاب شدن و انتخاب کردن معني مي دهد و يکي از ابزار اصلي اعمال ‏حاکميت مردم است. مردم از طريق انتخاب نمايندگان سياسي، حکومت مورد نظر خود را تعيين کرده و در تعيين ‏سرنوشت خود مداخله مي کنند. اين واقعيتي است غير قابل انکار که آزادي و دمکراسي در جوامع نسبي است و طبعا ‏انتخابات آزاد نيز با توجه به اين نسبيت تعريف مي شود. ولي بايد توجه داشت که به قيمت هر « نسبيتي»، نمي توان ‏مهر تائيد بر هر انتخاباتي زد. انتخابات آزاد حداقل هايي را مي طلبد که در نبود آنها، آن انتخابات را نمي توان ‏‏«انتخابات » ناميد. «انتخابات غيردمکراتيک»، انتخابات به معني واقعي کلمه نيست بلکه نمايشي است از انتخابات.‏
در طول حيات جمهوري اسلامي، تنها يکبار، آن هم در اولين انتخابات مجلس جمهوري اسلامي، شرائط حداقل براي ‏يک انتخابات آزاد فراهم بود. هنوز احزاب و سازمان هاي سياسي مخالف در سطح جامعه فعال بودند و امکان معرفي ‏کانديدا و تبليغ براي اهداف برنامه اي خود را داشتند. مردم نيز مي توانستند بنا به تشخيص خود اين يا آن کانديدا را ‏براي نمايندگي مجلس انتخاب کنند. در انتخابات مجلس اول حتي برخي از چهره هاي سياسي غير اسلامي نيز در چند ‏حوزه انتخاباتي برنده شدند، که البته حکومت بعدا به بهانه هايي اعتبار نامه هاي آنها را رد واز حضور آنها در ‏مجلس جلوگيري کرد. ‏
از بعد از اين انتخابات، ما ديگر انتخاباتي به مفهوم يک انتخابات آزاد در جمهوري اسلامي نداريم. حکومت دست به ‏قلع و قمع مخالفين خود زد و در کوتاه مدتي اپوزيسيون رژيم يا راهي زندانها و چوبه هاي دار شدو يا سر از خارج ‏از کشور درآورد. انتخابات به حريم «خودي» حکومت محدود شد و جناح هاي رژيم بر سر کسب صندلي هاي مجلس ‏و پست هاي حکومتي، در معرکه انتخابات جمهوري اسلامي وارد مي شدند. از مجلس دوم تا مجلس ششم، يعني پنج ‏انتخابات مجلس شوراي اسلامي و شش انتخابات رياست جمهوري، بر همين منوال ادامه يافت و به تدريجي بي ‏اعتنايي عمومي را بدنبال خود آورد. در همين سال ها کمتر جريان و فرد سياسي ( حداقل در اپوزيسيون چپ و ‏دمکرات رژيم) در لزوم شرکت در انتخابات داد سخن مي داد و کسي نبود که با حرارت تمام بگويد که قرنهاست ‏‏"انتخابات" يک دستاورد محسوب مي‌شود و يک امکان براي تأثير و حضور صلح آميز در صحنه سياسي و يا از ‏اپوزيسيون بخواهد تا بلافاصله به برنامه‌ريزي پيرامون، کانديداتوري، تبليغات، و يا چگونگي ائتلاف‌ها و يا حمايت‌ها ‏بپردازد.‏
اين وضعيت کم و بيش تا انتخابات دوم خرداد 1376 ادامه داشت. شرکت گسترده مردم در اين انتخابات و نتايج آن ‏به ناگهان صورت مسئله را عوض کرد. بسياري در صف اپوزيسيون «انتخابات » را کشف کردند و تا آنجا پيش ‏رفتند که وسيله را به هدف تبديل کردند. انتخابات، که يک وسيله براي اعمال دمکراسي در جامعه است، به هدف ‏مبارزه مردم تبديل شد. همه چيز در «انتخابات» خلاصه مي شد. ناگهان «انتخابات» سمبل مبارزه مسالمت آميز، تنها ‏راه دسترسي مردم به دمکراسي و تنها پل صراط مردمان ايران زمين براي رسيدن به خوشبختي تعريف شد. طرفدار ‏‏«انتخابات» ، انساني فهميده ، با شعور، مدرن ، مسالمت جو و متمدن شناخته شد و مخالف «انتخابات» انساني عقب ‏مانده، عاشق قهر و خشونت و موجودي زيان آور براي بشريت تشخيص داده شد. ‏
سوالي که در اين دوره بارها طرح شد و بي جواب ماند اين بود که تفاوت ماهوي انتخابات پس از دوم خرداد 1376 با ‏انتخابات دوره قبل از آن چيست؟ در اين دوره نيز «انتخابات» به نيروهاي خودي و جناح هاي رژيم محدود بود. حتي ‏نيروهاي مذهبي نزديک به حکومت همچون نهضت آزادي و ملي – مذهبي ها هم نتوانستند در اين انتخابات ها آزادانه ‏شرکت کنند. دگرانديشان و اپوزيسيون رژيم که جاي خود دارند. چه تفاوتي بين انتخابات رياست جمهوري خاتمي با ‏رفسنجاني بود؟ جدا از موقعيت زماني ويژه، آيا در قواعد بازي انتخابات فرقي هم بود؟ آيا در آخرين انتخابات ‏رياست جمهوري، که خاتمي براي بار دوم انتخاب شد و چهار سال هم از دو خرداد مي گذشت، کانديداهاي ديگري از ‏نحله هاي مختلف فکري و سياسي، بجز جناح هاي رژيم امکان کانديدا شدن را يافتند؟ ‏
سوالاتي از اين دست را بسيار مي توان طرح کرد و روشن است که در تمام اين سال ها «انتخابات» در جمهوري ‏اسلامي آزاد نبوده و تنها محدود به جناح هاي درون حکومتي بوده است و بس. چنين انتخاباتي را در فرهنگ ‏سياسي، « انتخابات غيردمکراتيک» مي نامند. انتخابات غيردمکراتيک نمي تواند يک دستآورد براي حضور صلح آميز ‏در صحنه سياسي باشد. چرا که تنها به جابجايي مهره هاي حکومتي در قدرت منتهي شده و هيچ تحول کيفي را در ‏حيات سياسي جامعه حاصل نمي شود. ‏

انتخابات دوم خرداد و خود ويژگي آن در جمهوري اسلامي ‏
روشن است که نقد بالا نمي تواند توضيحگر انتخابات دوم خرداد 1376 باشد. براي توضيح آن در ابتدا بايد از فضاي ‏‏«مقدس» شده انتخابات خارج شد و با آگاهي به اينکه در آن انتخابات نيز تنها جناح هاي رژيم امکان شرکت داشتند و ‏قاعده بازي تغيير نکرده بود، به يافتن چرايي شرکت گسترده مردم پرداخت. انتخابات خرداد 1376 بر بستر يک ‏نارضايتي گسترده مردم از عملکرد حکومت اسلامي پس از نزديک به بيست سال و بويژه سياست هاي رفسنجاني در ‏هشت سال پس از جنگ، صورت گرفت. جناح غالب در حکومت، از يکسال قبل خود را آماده کرده بود تا با گرفتن ‏صندلي رياست جمهوري، حکومت خود را يکدست کند و براي اين پست ناطق نوري را کانديدا کرده بود. طرفداران ‏رفسنجاني و حزب کارگزاران تلاش مذبوحانه اي کردند تا بتوانند رفسنجاني را در پست رياست جمهوري ابقاء کنند. ‏و نهايتا اين تلاش ها نتيجه اي نداشت. همزمان جناح پر قدرت دهه اول حکومت اسلامي، که در دهه دوم از مراکز ‏اصلي قدرت کنار زده شده بود، مجددا بر بستر نارضايتي مردم و درگيري دروني حکومت، تلاش هاي خود را براي ‏بازگشت به دايره قدرت تشديد کرد. اين جناح بدليل رابطه وسيعتر با مردم و حضور برخي از چهره هاي موثرش در ‏ارگان هاي امنيتي و اطلاعاتي حکومت، از ابعاد نارضايتي تصويري روشن تر بدست آورده بود. اينان همزمان به اين ‏باور رسيده بودند که بدون تحولي در حکومت اسلامي با حداقلي از گشايش سياسي، تداوم اين حکومت با خطرات ‏جدي روبرو است. انتخابات مجلس پنجم اولين آوردگاه درگيري جناح هاي حکومتي در اين مورد بود. اختلافات ريشه ‏اي تر شده و محور عمده آن چگونگي ادامه حکومت اسلامي و حفظ نظام ديني در ايران بود. اين اختلافات بتدريج در ‏بيرون از حکومت بازتاب يافت. ‏
حرکت مردم در دوم خرداد دقيقا بر بستر اين اختلافات و در نارضايتي عميق مردم از حکومت قابل توضيح است. ‏عموم تحليل هاي سياسي بر اين نکته محوري تاکيد داشتند که هدف اصلي مردم از شرکت در اين انتخابات، گفتن ‏‏«نه» به جناح غالب حکومت بود. امکاني بدون خطر و با برد سياسي بسيار زياد. مردم از صندوق هاي راي، نه براي ‏انتخاب فردي بخصوص، که عمدتا براي اعلام راي منفي خود به حکومت استفاده کردند. بديگر سخن انتخابات دوم ‏خرداد 1376 نوعا يک رفراندوم غير مستقيم در مورد حکومت بود. شوک ناشي از آن نيز تا مدتها در صفوف جناح ‏خامنه اي ديده مي شد. انتخابات دوم خرداد، يک انتخابات آزاد نبود بلکه يک «انتخابات غيردمکراتيک » بود که توسط ‏مردم به يک رفراندم غير مستقيم تبديل شد. اين که جناح ديگر حکومت از اين واقعه به نفع خود استفاده کرد و کوشيد ‏تا در چهره يک آلترناتيو موثر، بر موج نارضايتي مردم سوار شود، امر ديگري است که از حوصله اين بحث خارج ‏است. ‏
سه انتخابات بعدي، انتخابات شوراهاي شهر و روستا، مجلس ششم و دوره هشتم رياست جمهوري، ملغمه اي بود از ‏تداوم حرکت اعتراضي و يک انتخابات غيردمکراتيک ولي مورد پذيرش بخشي از مردم. در اين سه انتخابات بخشي ‏از مردم همچنان سياست اعتراضي خود را با دادن راي به اصلاح طلبان و از اين طريق محدود کردن راي جناح ‏خامنه اي دنبال مي کردند. بخشي ديگر اما به اصلاح طلبان و امکان ايجاد تحول در رژيم از طريق آنان باور داشته و ‏با اين اميد به پاي صندق هاي راي رفتند، اگر چه که بتدريج از تعداد شرکت کنندگان کاسته مي شد. ‏
ناتواني اصلاح طلبان در پيشبرد برنامه هاي خود و ستروني آنها همراه با ساخت و بافت کاملا غير دمکراتيک ‏حکومت اسلامي، در عمل بي حاصل شدن آراي مردم را نشان داد. يک جناح ابزار قدرت را در اختيار دارد و جناح ‏ديگر از راي مردم براي بقا در قدرت استفاده مي کند. پرده آخر اين نمايش مسخره دمکراسي ديني در انتخابات دور ‏دوم شوراهاي شهر و روستا پايين آمد. به اين ترتيب «انتخابات» در جمهوري اسلامي به جايگاه اصلي خود ‏بازگشت، انتخابات غيردمکراتيک، نازا در عرصه سياسي و فاقد ارزش براي مردم. ‏
انتخابات براي حکومت هميشه دو کارکرد داشته است، تقسيم قدرت بين جناح ها و نمايش حکومتي متکي بر راي ‏مردم. اما انتخابات دوم خرداد 1376 و بهره گيري مردم از آن در بيان نارضايتي خود، استفاده ديگري بود از ‏انتخابات. اما نبايد از نظر دور داشت که حضور گسترده مردم در پاي صندوق هاي راي به هر حال، ابزار کافي براي ‏نمايش يک حکومت متکي به راي مردم را در اختيار حکومت قرار داد. حکومت از راي بيست ميليوني خاتمي، ‏سوءاستفاده بسيار کرده و چه در داخل و چه در خارج، چهره حکومتي قانوني متکي بر راي مردم بخود گرفته است. ‏مجلس ششم با اتکاء به آراي شصت درصد راي دهندگان ايراني تشکيل شده است و مشروعيت خود را بر انتخابات ‏همگاني قرار مي دهد. اين که اين دولت و مجلس تا چه حد به نياز ها و خواسته هاي راي دهندگان خود پاسخ دادند، ‏سوالي است مجزا که پاسخ آن با يک هيچ بزرگ داده مي شود. ‏
اهميت اين نمابش مشروعيت بويژه پس از 11 سپتامبر و تحولات منطقه و تشديد فشار هاي امريکا و ديگر مجامع بين ‏المللي بر حکومت ايران، چند برابر شده است. حکومت اکنون بيش از هر زمان ديگري نياز به ادامه اين نمايش ‏مشروعيت داخلي دارد. نمايش مشروعيتي که در سال هاي اخير بر حضور گسترده مردم پاي صندوق هاي راي ‏متکي بود. حضور اقليت ناچيز مردم پاي صندوق هاي راي انتخابات شوراهاي شهر و روستا، به اين نمايش ‏مشروعيت لطمه جدي زده است از همين رو نيز بار ديگر «انتخابات» مجلس هفتم اهميت بسيار پيدا کرده و محور ‏تاکيد همه جناح ها مي شود.‏
در اين مورد کافي است نگاهي کنيم به سخنان حميد رضا جلايي پور ، عضو حزب مشارکت در جمع گروهي از مردم ‏شهر جهرم فارس که مي گويد: «با توجه به وضع کنوني منطقه و دنيا همه جناحها و گروههاي سياسي بايد کاري ‏کنند که مردم با حضور در پاي صندوق هاي راي حمايت خود از نظام را نشان دهند. مهمترين هدف گروههاي اصلاح ‏طلب، شرکت گسترده مردم در انتخابات دور هفتم مجلس شوراي اسلامي است و ديگر اهداف در درجه دوم اهميت ‏قرار دارند.» ‏
نگاه امروز ما به انتخابات مجلس هفتم بايد بر بستر چنين شرايطي باشد و نه برپايه «تقدس» انتخابات. ‏
بديگر سخن «انتخابات» دور هفتم مجلس شوراي اسلامي، هدفي وراي کارکرد متعارف خود، انتخاب نمايندگان مردم ‏براي قانون گذاري، دارد. براي همه جناح هاي حکومت هدف اين انتخابات، از دست ندادن امکان ادامه نمايش ‏مشروعيت است. براي جناح خامنه اي اين به معني کاهش فشار مجامع بين المللي و دول اروپايي است. براي اصلاح ‏طلبان به معني تداوم بقا در قدرت و از دست ندادن پست هاي حکومتي است. اما براي مردم ما به معني تداوم اين ‏حکومت جنايتکار، بي لياقت، فاسد و ضد دمکراتيک مي باشد. ‏
اما عدم شرکت گسترده مردم در انتخابات، به معني فقدان مشروعيت کامل مجلس و دولت و بي اعتباري کامل اين ‏حکومت مي باشد. چنين اعلان رسمي، نه تنها در داخل ايران، خط قاطعي بر امکان تحول از درون رژيم کشيده و ‏زمينه تلاش هاي مستقل گروه هاي اجتماعي را براي پيشبرد يک مبارزه وسيع با حکومت در جهت استقرار يک ‏حکومت دمکراتيک در ايران را بيش از گذشته فراهم مي کند، بلکه در عرصه بين المللي نيز حمايت معامله گران ‏سرمايه داري از حکومت فعلي را محدود کرده و زمينه بيشتري براي بهره گيري از فشار بين المللي فراهم مي سازد. ‏

شرکت يا تحريم انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي را بايد در نقش اين انتخابات در پيامدهاي سياسي ‏آينده ديد. اگر در دوم خرداد 1376 شرکت گسترده مردم در انتخابات به يک بيان اعتراضي وسيع به حکومت ارزيابي ‏شد، اين بار تحريم گسترده اين انتخابات چنين نقشي را بر عهده دارد و فرياد اعتراض مردم را به گوش جهانيان ‏خواهد رساند. ‏
سلب مشروعيت تمام و کمال ، هم خود مردمي که در اين مبارزه شرکت کرده اند را در مقابل وظايف جديدي قرار ‏مي دهد ، و هم نهادهاي بين المللي را متوجه مسئوليتهاي خود در جهت پشتيباني از حق حاکميت مردم مي نمايد. ‏

تلاش براي هرچه گسترده شدن تحريم اين انتخابات، وظيفه عاجل اپوزيسيون است. ‏

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration