The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

ياد مادر انصاري گرامي باد

کميته مرکزي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

يکسال است که مادر انصاري(خانم عصمت يوسفي)، يکي از مادران سوگوار گلزار خاوران، از ميان ما رفته است. او يکي از مادران رنجديده اي بود که چندين سال از زندگي خود را در جستجوي فرزندانش، پشت حصار زندان هاي تهران و خرم آباد گذراند. در همان سال هاي اوليه به قدرت رسيدن جمهوري اسلامي، طعم تلخ خشونت حاکمان تازه به قدرت رسيده را چشيد. سه فرزندش مسعود و منصور و ايراندخت انصاري و دامادش، جمشيد سپهوند، به جرم آزاد انديشي، دستگير و روانه سياهچال هاي زندانهاي مخوف جمهوري اسلامي شدند. مدتي نگذشت که نخست، در مهرماه ۱۳۶۴ با پيکر بي حان جمشيد سپهوند (همسر ايران انصاري) مواجه شد. جمشيد را پس از اين که پاهايش را به وحشيانه ترين شکل ممکن شيار زدند و دستش را شکاندند، در مقابل جوخه تيرباران قرار دادند. هنوز لباس سياه جمشيد را بر تن داشت، که در ارديبهشت ۱۳۶۶، فرزندش مسعود را، در حالي که در اثر شکنجه هاي قرون وسطائي به شدت آسيب ديده بود، به جوخه مرگ سپردند. مسعود انصاري به هنگام دستگيري عضو مشاور کميته مرکزي سازمان فدائيان خلق ايران بود. او يکي از قربانيان رژيم جمهوري اسلامي بود، که حتي پزشکان بيمارستان زندان، حالش را وخيم و ماندنش را در زندان، خطرناک تشخيص داده بودند. اما جمهوري اسلامي به جاي اين که او را براي درمان آزاد کند، به جوخه مرگ سپرد، تا سند زنده جنايتش را از ديده ها پنهان نگهدارد.
مادر انصاري که انساني بردبار و قويدل بود، در جستجوي مزار مسعود، به گورستان هاي تهران شتافت و بالاخره در خاوران، جسد او را يافت. او که از محل دفن مسعود حدودا مطلع شده بود، خاک هاي تازه را براي يافتن اش، کنار مي زند و هنگامي که تن بي جان فرزندش را، که با لباس دفن شده بود، لمس مي کند، پس از ديدن چهره اش و اطمينان از شناسائي و محل دفن او، دوباره با دلي شکسته و خونبار و سينه اي از خشم و نفرت مالا مال، به خاکش مي سپرد.
او جزو نخستين سوگواراني بود که در شرايط سکوت سال هاي دهه شصت، نگذاشت ياد جانباختگان راه آزادي به فراموشي سپرده شود. تقريبا در تمامي سال هاي پس از کشتار شهريور 1367 ، يکي از مادراني بود که هميشه با مرارت و سختي، خود را به خاوران مي رساند و گل بر خاک جانباختگان مي گذاشت و نهال هاي شکسته از تهاجم استبداد را، دوباره بر مزارها مي نشاند. او گل و سبزه را با اين آرزو بر مزار جانباختگان راه آزادي مي کاشت، که ياد آنان را در آن شرايط سکوت، زنده نگهدارد.
افزون بر اين، مادر انصاري در عموم سالگردها و مراسمي که براي جانباختگان در خانه ها برگزار مي شد، حضوري فعال داشت. او کوشيد به سهم خود با تداوم مبارزه عليه بيداد، جوانه هاي اميد را در دل رهروان راه آزادي، بنشاند. با اين آرزو که در پرتو مبارزه همه آزاديخواهان، لبخند شادي بر لبان مردم ميهنمان، شکفته شود.
مادر انصاري از زنان فداکاري بود که سادگي و انساندوستي اش در اولين برخوردها قابل رويت بود. کمتر کسي است که در همان نخستين برخورد، مهر مادرانه اش را در اعماق دل و جان خود حس نکرده باشد. او با آرزوي روشن شدن حقايق و سپردن جنايتکاران به دست عدالت، سر برخاک نهاد و به عنوان يک مادر دادخواه، انتظار خود را براي فراموش نشدن جنايات جمهوري اسلامي با همه افراد و جريانات آزاديخواه در ميان مي نهاد و آنان را به مبارزه براي دستيابي به آزادي تشويق مي نمود.
مادر انصاري از زحمتکشان صادق و پرمهري بود، که با مسئوليت و بردباري تمام در تربيت و آموزش فرزندان خود از هيچ تلاشي دريغ نورزيد. حاصل اين تلاش اما، طعمه کينه ديکتاتوري و اختناق شد و مستبدان حاکم فرزندان "مادر" را بازداشت، شکنجه، زنداني و اعدام نمودند. سايه سنگين و غمبار جنايت جمهوري اسلامي، تا آخرين لحظات زندگي با او همراه بود. داغ اندوه از دست دادن فرزند و دامادش را، حتي گذشت زمان نيز نتوانست التيام بخشد.
کميته مرکزي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران در اولين سالگرد درگذشت مادر انصاري، با آرزوي برچيده شدن بساط چوبه هاي دار و با اين اميد که هيچ آزاده اي به خاطر عقايد و انديشه اش، به بند کشيده نشود، ياد اين سوگوار داغدار گلزار خاوران را گرامي مي دارد؛ خواست زنده نگاهداشتن خاطره فرزندان دلير همه مادران داغدار وطنمان را پاس مي دارد؛ بر ادامه راه فرزندان جانباخته آنان پاي مي فشارد و خود را موظف و متعهد مي داند که براي دادخواهي و ظلم و بيدادي که بر آن ها و ديگر ياران ما و همه آزاديخواهان کشور، مادران، همسران و فرزندان اين سرزمين رنجديده، رفته است، لحظه اي از تلاش و مبارزه، باز نماند.
کميته مرکزي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
هفتم اسفند ۱۳۸۹ برابر ۲۶ فوريه ۲۰۱۱



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration