The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نکاتي در باره:جنبش سياسي اخير و چشم انداز آن

محمد اعظمي




يک- حرکتي که در ۲۵ بهمن امسال رخ داد، در تداوم خيزش مردم پس از تقلب در انتخابات رياست جمهوري اسلامي و بر زمينه سي سال تبعيض، سرکوب سياسي و تورم و گراني، فساد اقتصادي و اخلاقي بوده و بار ديگر نشان داد که جنبش کنوني مردم ايران، جنبشي است با خواسته هاي دموکراتيک و ضد استبدادي، که تا رسيدن به خواسته هاي خود، با افت و خيز ادامه يافته و با سرکوب از ميدان خارج نخواهد شد. خواست مردم شرکت کننده در اين جنبش، دستيابي به حق حاکميت بر سرنوشت خويش و پاسخگو کردن قدرت به اراده مردم است. براي دستيابي به اين خواست است که شعار نفي ولايت فقيه پر طنين شده است.
اين جنبش در پي اعتراضات مردم تونس و مصر و رشد مبارزات مردم خاورميانه عليه استبداد، جان تازه اي گرفته است. درخواست راهپيمائي از سوي موسوي و کروبي، با پشتيباني و همراهي جريانات سياسي و نهادهاي مدني و فعالان حقوق بشري، به کمک اينترنت و رسانه هاي ارتباطي جهاني، بار ديگر هزاران نفر را به خيابان ها کشاند. افزون بر اين ها، تحولات منطقه، شرائط را براي انعکاس اخبار جنبش در ايران، مساعدتر نموده است. مجموعه اين شرايط، دولت هاي غربي را، که پشت سر ديکتاتورهائي مثل بن علي و مبارک ايستاده بودند، در تنگنا قرار داده است و فشار افکار عمومي آن ها را وادار کرده است تا از خواست هاي جنبش هاي ضد ديکتاتوري پشتيباني کنند. براي جنبش سياسي کشورمان اهميت دارد اين شرايط مثبت را درک نموده و از آن بهره گيرد. روشن است که اين قدرت ها، دل در گرو منافع و مصالح خود دارند. تا ديروز بن علي و مبارک را ياري کرده و از آن ها پشتيباني مي نمودند، امروز با جنبش مردم تونس و مصر، همراهي مي کنند و براي جلب نظر شهروندان خود، ناگزيرند با اين جنبش ها همراهي کنند.
از سوي ديگر سرکوب خشن حکومت در طول ۲۰ ماه گذشته و حتي اعدام تعدادي از هموطنانمان، نتوانسته است مردم را از ميدان به در کند. در ۲۵ بهمن ماه، تهديدها و کشاندن نيروهاي انتظامي و بسيج و لباس شخصي هاي وابسته به حکومت، تنها از به هم پيوستن جويبار حرکت مردم و راه افتادن سيل خروشان جمعيت جلوگيري نمود. حکومت با تمام آمادگي و بسيجي که کرده بود، نتوانست بخشي از مردم را از آمدن به خيابان ها باز دارد. کميت حضور مردم در خيابان را، بايد متناسب با حکومت نظامي اعلام نشده در نظر داشت. واکنش عموم سران حکومت نشان داد که حرکت مردم، در همين ابعاد، آنان را غافلگير کرده است. آنان هرگز انتظار چنين واکنشي را نداشتند. واکنش ها، چنان مضحک و غير معمول بود، که نمايندگان مجلس که براي قانون گذاري و دفاع از قانون به مجلس رفته اند، کف بر لب در صحن علني مجلس "قانون گذاري" معرکه و دسته سينه زني با شعار "اعدام بايد گردد" راه انداختند و چنان اختيار از کف نهادند که رفتار اين واعظان قانون، با دسته هاي حزب الهي "عناصر خودسر" قابل تفکيک نبود.
دو- بخش قابل توجهي از مردم در تهران و تعدادي از شهرها به رغم مجموعه تهديدها به خيابان سرازير شدند. شعارهاي مردم با شعارهاي آقايان موسوي و کروبي يکسان نبود. درخواست اين دو براي راهپيمائي و دفاع از مردم مصر و تونس و عليه استبداد به طور کلي بود. اما، شعار عمومي کساني که به خيابان آمدند عليه شخص خامنه اي متمرکز بود. اين دو شعار به ظاهر متناقض، ولي در عمل، مکمل هم بودند. موسوي و کروبي نه مي توانستند و نه درست بود با شعار خامنه اي بايد برود، مردم را دعوت به خيابان مي کردند. پس از مدت ها فاصله گيري از خيابان، بايد بهانه مناسبي انتخاب مي شد. ۲۵ بهمن و دفاع از جنبش مصر و تونس، مناسب ترين موضوعي بود که امکان بسيج با حفاظ ايمني نسبي را در خود داشت. اين درخواست، حتي مقامات حکومت را هم براي پاسخ، به ترديد انداخت. از اينرو، مخالفت رسمي آنان اعلام نشد. تنها پس از ۲۵ بهمن و تائيد حرکت مردم توسط موسوي و کروبي، که با شعار محوري عليه ديکتاتوري و شخص خامنه اي همراه بود، حکومت بر ترديد خود فائق آمد و به حبس آنان در خانه هايشان، مبادرت ورزيد. اهميت کار موسوي و کروبي و همه آناني که در اين حرکت نقش داشتند، پافشاري بر حق مردم در تجمع و راهپيمائي بود. تجمع مردم در خيابان، با هر شعاري که دعوت شوند، امروز به مرگ بر خامنه اي ختم مي شود. که شد. حکومت هم از همين امر وحشت داشت. معناي دعوت موسوي و کروبي فاصله گيري قطعي از دستگاه ولايت بود. به خصوص مسکوت گذاشتن سقوط مبارک که در ۲۲ بهمن رخ داد، نقش برجسته اي در شعارها و خواسته هاي تجمعات در ۲۵ بهمن داشت.
سه- خواست عاجل اکثريت مردم ايران دستيابي به آزادي است. مانع اصلي تحقق اين خواست استبداد مذهبي حاکم و در راس آن دستگاه ولايت فقيه و شخص خامنه اي است. مردم در اکثريت خود به ويژه در شهرها از ادامه زندگي تحت اين رژيم قرون وسطائي و تبعيض هاي رنگارنگي که وجود دارد، به ستوه آمده اند و با اين دستگاه مخالف اند. اما مصاف با حکومتي که پول نفت را در جيب و زور سرنيزه را بر کف و فريب منابر و مساجد را در اختيار دارد و بر اين سه ستون، تکيه کرده است، براي مردمي که از هر گونه حقي، از حق تشکل، آزادي بيان و حتي پوشش هم محروم اند، دشواري هاي خاص خود را دارد. مردم مي خواهند که به استبداد پايان دهند، اما هنوز از ابزار نظر آزادانه و امکان ايجاد اراده متشکل براي اين کار محروم اند. دستگاه سرکوب عريض و طويل حکومتي، چون تار عنکبوتي ارکان جامعه را در چنگ خود گرفته است. از اين رو هر حرکتي که بتواند خفقان حاکم را به چالش کشيده و بدان، در اين شرايط با مختصات داخلي و بين المللي کنوني، ضربه‌اي وارد نمايد، راه پيش روي جنبش را هموار خواهد نمود. در ۲۵ بهمن، آن بخش از مردمي که خود را به خيابان رساندند و شعار خامنه اي بايد برود را سر دادند، به فرو ريختن ترس از سرکوب کمک کردند. کافي است که ديوار ترس ريخته شود تا ابعاد خشم و نفرت از اين همه تبعيض و سرکوب نمايان شود. جامعه ما ظرفيت اين را دارد که در صورت تداوم جنبش، تا تعيين تکليف با جمهوري اسلامي از حرکت باز نماند. از سوي ديگر، پيشرفت جنبش مرزهاي تحمل در چارچوب نظام کنوني را براي بسياري از پر و پا قرص ترين هواداران آن نيز در هم نورديده است. طرح شعارهائي عليه استبداد و شخص خامنه اي، نتيجه حضور مستقيم او در سرکوب جنبش مردم، طي نزديک به دو سال گذشته و بازتاب خواست مردم است. طرح اين گونه شعارها تابوي قدر قدرتي حکومت را در اذهان افراد بيشتري آسيب پذير کرده است. حرکت مردم، حتي در صورت سرکوب، به افت جنبش نخواهد انجاميد. کما اين که سرکوب حرکت مردم، در پي برآمد جنبش پس از انتخابات ۸۸، نتوانست جنبش را خاموش نمايد. جنبش مردم از خيابان عقب رانده شد، اما از تکاپو باز نماند. اکنون مجموعه عوامل داخلي و بين المللي به نفع استمرار مبارزات مردم و عقب نشاندن استبداد تغيير کرده است. انعکاس تحولي که در خاورميانه آغاز شده است بر ذهنيت مردم اثري مثبت به جا گذاشته است. مردم مبارک را ديده اند، که تا چند ساعت پيش از برکناري اش چه مي گفت. شاهد تهديدهاي بن علي يک روز پيش از فرارش بوده اند. اين تجارب از سوئي مردم را اميدوار مي کند و از سوي ديگر سردمداران حکومت را به واهمه انداخته، ترس از آينده را در ميان آن ها دامن مي زند.
چهار تداوم جنبش با مشارکت هر چه گسترده تر نيروهاي اجتماعي مختلف ميسر است. حضور فعال جنبش هاي اجتماعي مختلف از کارگران، زنان، دانشجويان، دانشگاهيان و ... تا جنبش مليت ها و اقوام در جنبش آزاديخواهي و دمکراتيک کنوني ضرورت موفقيت آن است. تاکيد بر اشکال مسالمت آميز و پرهيز از خشونت مهمترين مساله اي است که مي تواند از يک سو شرکت وسيع تر مردم را تامين نمايد، از سوي ديگر قهر و خشونت دولتي را به عامل مشروعيت زدائي هر چه بيشتر از حکومت تبديل کند. شکي نيست حکومت جمهوري اسلامي همانگونه که تا کنون رفتار کرده است با ترفندهاي مختلف در صدد است که خشونت را به مردم تحميل کند. تلاش ما بايد متوجه خنثي کردن چنين دامي و تبديل آن به ضد خودش شود. بايد بکوشيم نه تنها نيروهاي موجود را حفظ کنيم بلکه بر دامنه مشارکت اقشار و لايه هاي ديگر در اين جنبش افزوده شود. شعار مشترک و نقطه اتصالي که مي تواند اين نيرو را متحد کند انتخابات آزاد است. انتخابات آزاد با معيارهاي شناخته شده جهاني، البته با پيش شرط هاي آن، يعني آزادي احزاب و مطبوعات و اجتماعات و... تنها شعاري است که هر جريان سياسي بدون اين که از برنامه و سياست خود عدول نمايد، مي تواند پيرامون آن در جهت تحقق برنامه خود مبارزه کند. جنبش کنوني مردم، که در دو ساله اخير عليه زورگوئي به ميدان آمد، با تمام قدرت اش هنوز نتوانسته است استبداد را زمين گير کند. از اين رو بايد از يک سو روي يک شعار محوري و متحد کننده تاکيد کند، تا لايه هاي بيشتري را فعال کرده، وارد ميدان مبارزه نمايد و از سوي ديگر، نيازمند اين است که خواسته هاي مشخصي را هم از جنبش زنان، جوانان و دانشجويان، مليت ها و اقوام، کارگران و ... را طرح و از آن دفاع کند، تا بخش هاي وسيع تري از اين اقشار را در اين مبارزه سهيم کند.
پنج- هر جرياني که از حضور مردم در خيابان در روز ۲۵ بهمن، سرنگوني حکومت را انتظار داشته است، طبيعي است که حرکت را شکست خورده بپندارد. واقعيت اين است که مردم نمي خواهند، اما حکومت هنوز قادر است به کمک پول و زور خود، حاکميتش را نگهدارد. اما مجموعه عوامل به زيان حکومت عمل مي کند. با چنين زمينه اي حرکت ۲۵ بهمن دستاوردهاي متناقضي داشته است. اين حرکت، موجب شد که برخي اختلافات اصولگرايان، به حاشيه رانده شود و لايه نازکي از اصلاح طلبان نيز مرعوب شده زانوانشان سست شود. اما همسوئي جريان موسوي و کروبي را با بخش سکولار جامعه و جريانات چپ بيش تر از پيش نمود. افزون بر اين، پيوند اين مجموعه را با بخشي از مردم، که نيروي اثرگذار در جنبش کنوني اند، مستحکمتر کرد. اين حرکت باعث شد که نفوذ حکومت جمهوري اسلامي در ميان جريانات اسلامي منطقه و در سطح جهان تضعيف شود. به خصوص در شرايط کنوني که جنبش هاي منطقه در حال يارگيري اند، اين ضربه بسيار محکمي به تبليغات عوامفريبانه حکومت بود. اما صف بندي کنوني چه در ميان اصولگرايان و چه اصلاح طلبان، به سرعت تغيير خواهد کرد. حکومت با قطبي کردن فضاي سياسي، توانسته است به شکل موقت و در لحظه عناصر مياني و مردد درون نظام را مجبور به موضعگيري به نفع خود نمايد. توجه داشته باشيم که جنبش کنوني در خيابان ها، با وجود شرائط سرکوب شديد دو باره به ميدان آمده است. با سرکوب آشناست و درد آن را لمس کرده است. دچار خوش خيالي نيست. در زير سرکوب آزموده شده است. به همين خاطر از روبرو شدن با آن، يکه نخواهد خورد.
از سوي ديگر دهانه شکاف در راس هرم قدرت بازتر مي شود. درگيري هاي مجلس و قوه قضائيه با دولت و بلوک رفسنجاني با دولت و ولي فقيه، ريشه در منافع اقتصادي آنان دارد. اگر با يک توصيه و با يک تهديد امکان ختم آن وجود داشت، بسيار پيش از اين ها بايد موضوع اختلاف، منتفي مي شد. اين درگيري به خاطر ميلياردها پول نفت و امتيازها و رانت هائي است که با سکان قدرت پيوند خورده است. اين که رفسنجاني رياست مجلس خبرگان رهبري را واگذار مي کند و يا پسر او از رياست مترو تهران کناره گيري مي کند، نشان از اوج بحران در بالاست. در اين درگيري درست است که بلوک احمدي نژاد و دستگاه ولايت پيشروي کرده اند، اما اين کل نظام و قدرت حاکم است که ضعيف تر مي شود. ستون هايي که اين نظام را بر پا نگاهداشته بود،در حال فروريزي است. هر حرکتي در جامعه، با اين شرايط، بايد ديده و سنجيده شود.
شش- وظيفه ما اين است که بکوشيم همزمان با مشارکت در مبارزه و دخالت در سياست و جهت دادن و فرموله کردن مطالبات مردم، بلوک خود را براي استقرار دموکراسي ايجاد کنيم. تا زماني که به قدرتي تبديل نشويم حرفمان به گوش مردم نمي رسد و اگر هم رسانده شود، مردم ما را جدي نمي گيرند. در حال حاضر فضا براي شنيدن سخنان ما در جامعه هموار تر شده است. بايد تلاش کنيم حول چند محور مشخص منشوري براي جريانات طرفدار آزادي پيشنهاد نمائيم. اهميت دارد اين منشور در گام نخست از پرداختن به مسائل مورد اختلاف پرهيز نمايد و اين موارد را، به بحث و گفتگو و توافق، در هنگام عمل واگذار نمايد. اگر نتوانيم وارد صحنه شويم در بهترين حالت در انتهاي صف جنبش مردم، در حالي که دنيائي سخن براي مردم داريم، قرار خواهيم گرفت. آنچه که قابل شک و ترديد نيست پايگاه مناسب نيرومندي است که با ورشکستگي جمهوري اسلامي براي جريانات سکولار و لائيک در اين جنبش، ايجاد شده است. پتانسيل مردمي که به نفي حکومت مذهبي رسيده اند بسيار بالاست. و اين زمينه پذيرش يک جمهوري سکولار و ارزش هاي دموکراتيک را بسيار بالا برده است. اما اين بستر مناسب بدون حضور قدرتمند ما، بدون فشرده کردن صفوفمان، بدون يک سازمان گسترده و نيرومند، به زمين حاصلخيزي مي ماند که اگر وانهاده شود، علف هاي هرز در آن رشد خواهند کرد.
افزون بر اين، اهميت دارد در مبارزه مشارکت فعال داشته باشيم. مبارزه فقط عرصه اش خيابان نيست. گرچه خيابان يکي از مهم ترين آن هاست. مي بايست به مناسبت هاي مختلف از جمله به مناسبت چهارشنبه سوري، به طرق مختلف دست به حرکاتي زد که امکان سرکوب آن مشکل تر باشد. شب چهارشنبه سوري بدون شک خيابان عرصه اي است که در آن بايد رژيم را به چالش کشيد. اما در روزها و مناسبات ديگر، صحنه مبارزه مي تواند مکان هاي ديگري باشد.
پنج شنبه نهم مارس 2011

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration