The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

مصر، تونس، خاور ميانه و نزديک، هندوستان، مبارزه طبقاتي

برگردان ناهيد جعفرپور

مصر، تونس، خاور ميانه و نزديک، هندوستان، مبارزه طبقاتي ....
مصاحبه با کيندله اينديا و نوام چامسکي
Kindle India / Zcommunications
سئوال: پروفسور چامسکي شما در باره بحران اخير تونس، مصر و مناطق ديگر خاورميانه و نزديک چه فکر مي کنيد؟
چامسکي: قدمت بحران هاي جهان عرب واقعا به خيلي پيش تر برمي گردد. اين شرايط ما را بياد زماني مي اندازد که جهان هنوز استعماري بود. در سال هاي 50 رئيس جمهور آمريکا آيزنهاور و دولتش بروشني اين را بيان نمودند. در يک بحث و گفتگوي داخلي ( که امروز ديگر فاش شده است) وي از تيمش سئوال کرد که چرا در جهان عرب يک " کارزار نفرت" عليه ما در جريان است. کارزاري که از سوي دولت هاي اين کشورها شروع نشده است زيرا که آنها کم و بيش بي خطرند بلکه اين کارزار از سوي بخشي از مردم اين کشورها به پيش برده مي شود. از اينجا بود که مهمترين طرح آمريکا يعني طرح " شوراي امنيت ملي" بروي کاغذ آورده شد ـ با اين نتيجه که: آمريکا در جهان عرب به واقع بعنوان نيروئي ديده مي شود که سخت ترين و بدترين ديکتاتور ها را تشويق مي کند و با اين کار توسعه دمکراسي در اين کشورها را سد نموده تا کنترل بر ذخاير آنان را بدست آورد ـ در اين اينجا منظور ذخايز انرژي زا است. همچنين در اين برنامه قيد شده است که اين نگاه در بخش اعظمش کاملا درست است و ما بايد همچنان بکارمان ادامه دهيم.
مروان المعشر ( افسر ارشد اسبق اردن که اکنون رئيس تحقيقات بنياد کارنيگ با تم خاورميانه است ) همين اخيرا در زمان خيزش در مصر گفت :" تا زمانيکه انسانها رفتاري پاسيو و همراه با سکوت داشته باشند و تحت کنترل باشند، هيچ مشکلي پيش نخواهد آمد و ما مي توانيم هرکار که مي خواهيم انجام دهيم. شايد آنها از ما متنفر شوند اما خوب اين مهم نيست و نقشي بازي نمي کند. با اين حال ما مي توانيم هرکاري که خواستيم انجام دهيم".
بنا براين اين پرنسيب تنها براي جهان عرب و هندوستان صادق نيست. براي آمريکا هم صادق است. در واقع اين خود پرنسيبي استاندارد براي سلطه گرائي است. طبيعتا تا کنون پيش آمده که انسانها زنجير هاي خود را پاره کرده اند. آنچه که در حال حاضر در مصر مي گذرد با وجود اينکه غمناک است اما غير معمول هم هست. همواره پيش مي آيد که آمريکا و ديگر قدرت هاي امپرياليستي مجبور شوند بگذارند تا ديکتاتور هاي مورد علاقه شان سرنگون شوند زيرا که ديگر نمي توانند آنها را نگه دارند. قواعد بازي اي وجود دارند که در موردي مثل مصر دنبال شده اند. به اين صورت که از ديکتاتور تا زماني پشتيباني کن ـ مطابق برنامه المعشر ـ که آرامش در کشور برقرار است و مشکلي وجود ندارد. اگر ديگر در آن کشور آن ديکتاتور قابل نجات نيست وي را کنار بزن و اعلاميه اي صادر کن که در آن از عشق ما به دمکراسي و عشق به آزادي سخن ها آورده شده باشد ـ درست طبق روش ريگان ـ در کنار اين مسئله تلاش کن تا آنجا که امکان دارد بسياري چيزها از سيستم سابق را نجات دهي. دقيقا اين سناريو را در حال حاضر ما در مصر تجربه مي کنيم. همانطور که گفتم همواره اين مسئله در حال تکرار است.
سئوال: آيا اعتقاد داريد که در هند هم يک چنين خيزشي رخ خواهد داد؟ يا طوري ديگر سئوال کنم چه چيزي جلوي هند را مي گيرد ؟
چامسکي: به هندوستان نگاه مي کنيم. از سوئي در آنجا يک خيزش بزرگ در حال وقوع است و بخش اعظمي از اين کشور شعله ور شده است. مناطق قبيله نشين بلند شده اند و ارتش هندوستان مشغول اين است آنها را شکست بدهد.
سئوال: يعني شما اين دو قيام را به موازات هم مي بينيد؟
چامسکي: من فکر مي کنم سئوال واقعي در رابطه با هندوستان اين است که ... از يک سو تصويري بسيار رنگي از هندوستان وجود دارد. براي بخشي از مردم اين صادق است. در هر حال هند کشوري پهناور است. بنا براين براي بخشي از مردم اين امر صادق است اما درست سه چهارم مردم بنظر من از اين امر خارجند. تعداد ميليادر هاي هند رو به افزايش است و همچنين تعداد خودکشي دهقانان خرد. بررسي ميان مصر و مناطق قومي هندوستان را بنظر من نبايد تنها در اتفاقات اخير انجام داد بلکه بايد در بررسي رنج گسترده اي ديد که ميليون ها انسان در در اينجا و آنجا تجربه مي کنند.
سئوال: کاملا درست است. شکاف عميقي ميان طبقات وجود دارد.
چامسکي: در هند اين شکاف غمناک است. رنج و بدبختي در آسياي جنوبي.......
سئوال: و اين شکاف امروز در حال رشد است.............
چامسکي: بله در حال رشد است. اگر جهاني ببينيم بدترين شکل از مدتهاي طولاني است. خوب به: Human Development Index سازمان ملل نگاه کنيد. آخرين بار زمانيکه من نگاهي به آن کردم هندوستان در درجه 120 قرار داشت و اين 20 سال پيش بود. يعني آغاز به اصطلاح "رفرم ها".
سئوال: از اين زمان همواره سقوط وجود داشته است؟
چامسکي: خوب سئوال اينجاست که تا کي مردم رفتاري همراه با سکوت و پاسيو خواهند داشت بصورتي که به مشکلاتشان توجهي نشود؟
سئوال: آقاي پروفسور چامسکي خانم آروندهاتي روي بخاطر " تهيج مردم" دچار مشکلات شد زيرا که او گفته بود مردم کشمير حق خود گرداني و تعيين سرنوشت دارند. نظر شما در اين باره چيست. از همه مهمتر در باره کشمير؟
چامسکي: در ابتدا مي خواهم بگويم که هندوستان مي بايست از آرونداهاتي روي تجليل مي کرد. وي مي بايست مورد تقدير و تجليل قرار مي گرفت زيرا که وي سمبلي است براي نشان دادن بزرگي هندوستان. اين واقعيت که وي بخاطر " تهيج مردم" مورد فشار قرار گرفت به اندازه کافي ناراحت کننده است. اين نفرت سازمانيافته و خشم سازمانيافته بر عليه او به واقع شرم آور است. خانم آرونداهاتي روي شخصيت بسيار عالي است.
آنچه که به کشمير ربط دارد بر مي گردد به زمان تقسيم کشور. همه در اين مسئله مسئولند. طبيعتا هندوستان از گذاشتن رفراندوم خودداري نمود. مسئله اي که در رابطه با اين تقسيم بندي بود. هندوستان اين منطقه را در اساس از آن خود کرد. در اختلافات بعد از آن مرزهاي " خط کنترل" ايجاد گشت. آنزمان خشونت و ستم بسيار اعمال شد. اواخر سال هاي 80 انتخابات شد که در آن تقلب شد. بعد از آن قيام شد که با خشونت سرکوب گشت. و در بخش کشمير زير کنترل هندوستان ده ها هزار نفر کشته شدند و همين طور شکنجه و ساير ابزار وحشتناک بکار گرفته شد. کاملا مسئله اي وحشتناک بود.
آرونداهاتي روي در مقاله اخير خود نوشته است که کشمير نظامي ترين منطقه جهان است. از آن زمان تا کنون تلاش هاي فراوان شده است تا انتخاباتي تحت کنترل انجام پذيرد زيرا که هندوستان مي خواهد کنترل خويش را بر کشمير تثبيت کند. در واقع تنها کافي است که دقيق نگاه کنيم تا ببينيم که خواست خودگرداني و حق تعيين سرنوشت ( در اين يا آن شکلش. امکانات بسياري وجود دارد) بسيار ضروري است. با اين وجود اين سئوال وجود دارد که چگونه ميشود آنرا پياده نمود. پياده کردن اين خودمختاري مسئله اي کوچک نيست. اما با اين وجود مي شد بدنبال راه حلي عاقلانه براي مناطق مختلف کشمير تلاش نمود. مناطق متفاوت مسلما منافع متفاوت و اهداف متفاوت را دنبال مي کنند.
سئوال: در باره جنبش مائوئيستي هندوستان چه فکر مي کنيد؟ آيا اين جنبش از مردم بومي براي خودگرداني دفاع مي کند يا اينکه مسئله آنها مبارزه انقلابي کمونيستي براي کنترل و قدرت سياسي/اقتصادي است؟
چامسکي: خوب. در آغاز مي خواهم از اين مسئله جلوگيري کنم که گويا من در باره اين تم خيلي چيزها مي دانم. نه اينطور نيست. اما تا آنجائي که من مي دانم هر دو درست است. انقلابي هاي مائوئيست در هند وجود دارند که خود را مائوئيست مي خوانند ـ حال هرچه که مي خواهد باشد ـ اما بستري هم در ميان اين ملت وجود دارد. مناطقي که در اساس اقوام در آن زندگي مي کنند. در اينجا مردمي زندگي مي کنند که بيشترين رنج ها را و بيشترين ستم ها را تحمل مي کنند ونحوه زندگي خودشان و اشکال اجتماعي خودشان را دارند. جوامعي که خوب هم عمل مي کنند. در جنگل ها، در قبيله ها. در اساس دولت هند تلاش مي کند به اين مناطق دست يابد تا اساس زندگي آنها را بگيرد و ذخايرشان را از آنان بربايد. اما انسانها در اين مناطق مبارزه و مقاومت مي کنند. آنها مي خواهند اساس زندگي شان را نجات دهند. يک چنين مسائلي را ما همه جا در تمام جهان مي بينيم.
در تابستان گذشته من در کلومبياي جنوبي بودم و در آنجا از روستاهاي مورد مخاطره ديدن کردم و جوامعي را که تحت فشار زياد قرار داشتند، ديدم. کلومبيا در سرتاسر جهان تنها کشوري است که بيشترين رانده شدگان داخلي را دارد. البته بعد از سودان. دليل اين رانده شدن ها حملات به غالب مناطق سرخپوست نشين است. ساکنين روستاهاي آنجا دقيقا رفتاري مثل بوميان هندي دارند. آنها تلاش مي کنند امکاناتي پيدا کنند تا ... يکي از دهکده ها که من از آن ديدن کردم براي مثال مردم تلاش کرده بودند يک کوه نزديک روستا و يک قطعه جنگل طبيعي دست نخورده را از دست شرکت هاي ساختماني دولت نجات دهند. زيرا که در غير آن صورت جوامعشان و اساس زندگي شان مورد مخاطره قرار مي گرفت. بعلاوه تلاش شد که سرچشمه هاي آب آنها را قصب کنند. آنها فقيرند اما طريقه زندگي شان خوب عمل مي کند. آنها مي خواهند به همانگونه زندگي کنند که تا کنون کرده اند و آنهم بدلائل خوب. اين پديده را مي توان در تمامي جهان ديد. در کوه هاي آپالاچن آمريکاي شمالي قله کوه ها براي يک شکل بشدت ارزان استخراج ذغال سنگ مورد سوء استفاده قرار مي گيرند. در اين راه رودخانه ها و سيستم زيست محيطي و کليه جوامع آنجا زير چرخها له مي شوند. مردم مقاومت مي کنند. من فکر مي کنم که يک چنين چيز هائي در مناطق قومي و قبيله اي هندوستان اتفاق مي افتند. تلاش تب آلود بدنبال ذخاير ـ بدون توجه به پيامدهاي آن براي انسانها و محيط زيست ـ جزئي از پديده جهاني است.
سئوال: بله بنحوي اين خود ادامه تاريخ مليت هاي بومي هندوستان است. از سال هاي 60 جنبش هاي انقلابي سازمانيافته در ميان مردم تحت ستم اين مناطق وجود دارد. ....
چامسکي: بله و اين خود با جنبش هاي Naxili آغاز گشت که طبيعتا مسئله اي مهم بودند. در برخي از مناطق مانند بنگال شرقي آنها نقش مهمي براي اصلاحات ارضي و استواري زندگي اجتماعي دهقاني و... بازي کردند. همانطور که گفتم من چيز زيادي در اين باره نمي دانم. با اين وجود آنزمان من ازبرخي از اين روستاها به همراه دوستي ديدن نمودم. وي وزير دارائي کشورش بود من اتفاقي زماني که وي در آمريکا تحصيل مي کرد با وي آشنا شدم. ما هر دو از " پنچايت" در بنگال غربي ديدن کرديم و در آنجا چيزي هاي بسياري ديديم که ما را تحت تاثير قرار داد.
سئوال: دولت ملي ما همواره هرچه بيشتر مانند کنسرن هاي بزرگ عمل مي کنند.آيا اين روند ادامه خواهد داشت يا اينکه جهاني سازي در مسير تاريخ تغيير خواهد نمود؟
چامسکي: من فکر مي کنم که در حال حاضر همه جا در جهان روند هاي بسيار پيچيده اي در حال اجرا مي باشند ـ با اين وجود نه در تمامي دولت هاي ملي. از همه روشن تر اين مسئله خود را در آمريکاي لاتين نشان مي دهد. جائي که در 10 سال گذشته قدم هاي تعيين کننده در راه استقلال برداشته است. همچنين قدمهاي اساسي در راه وصل نمودن پهنه جامعه به روند هاي سياسي. آمريکاي لاتين بر عليه مشکلات جدي داخلي مبارزه نمود. اما هيچ تشابه اي با هندوستان ندارد. اين جزيره ثروت در ميان فقر بيحد و رنج بي حد. هندوستان در واقع توسعه اي بر خلاف مسير آمريکا لاتين دارد. دولت هاي ثروتمند بسيار توسعه يافته ـ برخي از آنها در فضاي آسيا قرار دارند و راه خود را مي روند. به آمريکا و انگليس و بخش اعظم جهان نگاه مي کنيم. چيزي که شما گفتيد " دولت ملي ما هر چه بيشتر مانند کنسرن هاي بزرگ عمل مي کنند" درست است حتي اگر با محدوديت هائي. به اين مفهوم که آنچه که ما در ساير نقاط جهان مي بينيم همينطور در چين و هندوستان در واقع يک تغيير قدرت است. قدرت از کارگران گرفته مي شود و بدستان مديران و سرمايه گذاران و مالکيت هاي شخصي و حرفه اي هاي با دست مزد بالا و برگزيدگان و غيره مي افتد. همه جا يک شکاف عميق طبقاتي وجود دارد.
براي مثال آمريکا را در نظر مي گيريم. نابرابري در ايالات متحده آمريکا هيچگاه از سال هاي 20 به اين سو اين چنين بالا نبوده است. اگر دقيق نگاه کنيم هيچگاه به اين شدت نبوده است. اين خود نتيجه بهره وري شديد قشري بسيار کوچک مردم است. اين قشر شامل مديران، گردانندگان بورس ها و.. در واقع يک درصد از مردم است. تمرکز قدرت اقتصادي ( توسط کنسرن ها و توسط سيستم مالي) دست در دست تمرکز قدرت سياسي قرار دارد. اين تمرکز قدرت در بخش اقتصادي بشدت روي روند جهاني تاثير مي گذارد. سياست و دولت/کنسرن ها در دهه گذشته بر بسياري از بخش ها تسلط يافته اند. از سياست مالياتي " فيشکال پوليتيک" تا طراحي قوائد داخلي کنسرن ها که با همراهي دولت انجام مي پذيرند و غيره و غيره. تمامي اينها کمک مي کنند تا شکاف طبقاتي هرچه بيشتر شوند. اين واقعيت کنوني است و اين واقعيت به مقدار زيادي با خشم و نارضايتي انسانها رابطه دارد. طبيعتا ما در اينجا در باره اوضاع مردم " جهان سوم" صحبت نمي کنيم اما درآمد مردم کشورهاي ثروتمند در 30 سال گذشته در حاليکه ثروت اين کشورها بشدت افزايش داشته است، سقوط نموده است. مردم در بدبختي زندگي نمي کنند اما زندگي آنها سخت شده است. تم بيکاري بخش اعظم مردم اين کشور ها را مورد هدف قرار داده است. درجه بيکاري در آمريکا در سطح سال هاي دپريسيون قرار دارد ـ بهبودي به هيچ وجه در چشم انداز وجود ندارد. وضعيت در آمريکا بشدت خراب است. در انگليس و کشورهاي متفاوت ديگر اوضاع بهتر نيست. يا در چين. در آنجا هم اين شکاف عميق وجود دارد. چين را اگر بطور جهاني نگاه کنيم در اين مورد وضعيتي بسيار افراطي دارد و هند هم که در هر حال موضوعي خاص خودش است...
سئوال: آيا همه مردم آگاهند که در يک جامعه طبقاتي زندگي مي کنند يا اينکه آنها اين مسئله را از روي ميل بفراموشي مي سپارند؟

چامسکي: مردم جامعه آمريکا و " طبقه تجاري" از آگاهي طبقاتي بسياري برخوردار مي باشند. در اساس آنها مارکسيستي هستند. اگر تو کتاب هاي تخصصي اقتصادي را ملاحظه کني اين احساس به تو دست مي دهد که داري آن کتاب کوچک قرمز را مطالعه مي کني. آنها در اين کتاب ها در باره خطر سازماندهي پهنه جامعه و و عواقب آن براي صاحبان صنعت و غيره صحبت مي کنند. آنها تلخ ترين مبارزه طبقاتي را تجسم مي کنند. اين سال هاي اخير بسيار غمناک بودند. و اما آنچيزي که به بقيه مردم آمريکا بر مي گردد، مسئله کاملا روشن نيست. در آمريکا کلمه " طبقه" بشدت تابو شده است. آمريکا يکي از محدود کشورهائي است که در آن ................
سئوال: کلمه "طبقه" يک تابوست؟
چامسکي: بله. تابو شده است. همه فکر مي کنند که آنها به اقشار مياني تعلق دارند. يکي از دوستان من در کالج دولتي تاريخ درس مي دهد. در اولين روز آغاز ترم جديد وي برخا از دانشجويانش سئوال مي کند که آنها به چه طبقه اجتماعي تعلق دارند؟ در اساس وي اين پاسخ را مي گيرد: پدر من درزندان است بنا براين من جزء اقشار مياني ام و يا اينکه چون پدر من با بورس تجارت مي کند جزء طبقات فوقاني است. تصورات کلاسيک در باره وابستگي طبقاتي از مردم رانده شده است. اما با اين وجود هر تصوري هم که داشته باشند آنها مي دانند دنيا دست کيست و موضوع از چه قرار است. مردم خيلي خوب مي دانند که آيا آنها رئيسند يا فرمانبردار. آنها اين را خوب مي فهمند که آيا آنها در روند هاي تصميم گيري نقشي بازي مي کنند يا نه. اين آن مهمترين چيزي است که اختلاف طبقاتي را مشخص مي کند.
سئوال: شما چه پيامي براي خواندگان ما داريد؟
چامسکي: پيام من اين است ـ آن چيزهائي را که من گفتم روي قلبتان فشار نياورد بلکه به اين فکر کنيد که در مصر در ميدان تحرير فعالان مردم تظاهرات نموده اند و شهامت و مصمم بودن را نشان داده اند. اين خود يکي از هيجان انگيز ترين مثال هاي تا کنوني است. اين انسانها بدنبال هيچ رهبري راه نيافتادند. بنظر من غمناک ترين همين بعد وسيع خودمختاري بود: انسانها گروه هاي دفاع از خود تشکيل داده بودند تا بدينوسيله خود را در مقابل آدم هاي دولت محافظت کنند. آنها گروه هائي را تشکيل دادند تا سياستي جديد را طرح ريزي کنند و با ديگران در رابطه بمانند. بله اين چنين بايد حرکت شود تا بتوان نتيجه اي را بدست آورد. مي دانيد برخي اوقات زماني که جنبش مردم توسعه مي يابد و پيشرفت مي کند رهبران هم خود را نشان مي دهند و اين غالبا مسئله خوبي نيست. زيرا که خوب نيست کسي اختيارش را کامل بعهده کسي ديگر بگذارد ـ به توصيه ها و پيشنهادات و.. ديگري ـ در اساس هر کسي پاسخ ها را خود بايد بيابد. زيرا که پاسخ هاي تعيين کننده تنها از سوي خود اين انسانها داده مي شوند.







[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration