The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

جنگ فاجعه است . هنوز هم مي توان جلو فاجعه را گرفت ، چگونه

اکرمی رضا


 20 ارديبهشت 1385 10مه 2006

بدنبال سپردن پرونده هسته اي جمهوري اسلامي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ،نگراني نسبت به پيامدهاي ناگوار آن به مشغله اکثريت مردم و نيروهاي اپوزيسيون رژيم تبديل شده است.
اين نگرانيها واقعيست و بايد هم نگران بود.رفتن اين پرونده به شوراي امنيت سازمان ملل از ابتداء خواست دولت جرج بوش ، و دشواري وي در رسيدن به چنين مرحله اي ، در شرايط گفتگوهاي نمايندگان جمهوري اسلامي با هيئت سه جانبه اروپائي بر هيچ صاحب نظر سياسي پنهان نبود.
تعويض سياست و باند پيگيري کننده اين پرونده در ايران و بدنبال آن رگبار سخنان آشکارا تحريک آميز محمود احمدي نژاد در هر مناسبت ، نسبت به اسرائيل ،آمريکا و غرب ، همان «نعمت الهي » بود که جناح حاکم در آمريکا براي آن روز شماري مي کرد.
چرا رفتن پرونده به شوراي امنيت براي دولت آمريکا چنين با اهميت شده است ؟ مگر حمله اين کشور به عراق عليرغم مخالفت اين نهاد صورت نگرفت ؟ کليد مسئله در همين جاست . درست است که دولت بوش توانست در ظاهر هم شده مؤتلفين يا شرکاي جرمي در اين بي قانوني بين اللملي براي خود دست و پا نمايد ،اما به هيچ وجه موفق نشد و باز هم نخواهد شد تا افکار عمومي جهان و حتي مردم آمريکا و انگليس( به عنوان دومين قدرت درگير در عراق) را متقاعد نمايد که گسترش دمکراسي و صلح جهان و پيشگيري از مخاطرات جنگ و تروريسم در گرو لشکر کشي به عراق و سرنگوني رژيم صدام حسين بوده است.
آمريکا امروز شاهد اين واقعيت است که بر خلاف تصور اوليه ،اشغال يک کشور تنها آغاز ماجراست .هزينه جاني و مالي اين لشکر کشي که سر به فلک مي زند ،پاياني بر آن متصور نيست و از همه مهمتر نيروهائي که مي توانستند به عنوان متحد ، گرهي از اين معضل بگشايند ،بيشتر، دل در گرو شکست وي دوخته اند و هيچ ابتکار و پيشنهادي را براي برون رفت از بحران موجود پيشنهاد نمي کنند.
بنا براين تلاش به منظور ايجاد يک اجماع جهاني در برخورد با ايران علي القاعده مي بايست مقدمترين درسي بوده باشد که دست اندر کاران جنگ در عراق از آن گرفته باشند .به ويژه اگر اين تجربه را در کنار نمونه ديگري ،که اتفاقا ،باز هم در همسايگي کشور ما ،يعني افغانستان قرار دارد قرار دهيم ،اهميت موضوع بيشتر روشن خواهد شد.
در افغانستان نيز کار نيروهاي خارجي و دولتي که تحت الحمايه آنها به سر کار آمده است در درگيري با نيروهاي مخالف فيصله نيافته است ، اما هزينه چنين جنگي ،عليرغم اينکه به رهبري آمريکا انجام گرفته است بر دوش ماليات دهندگان اکثر کشور هاي جهان و از جمله حقوق بگيران و زحمتکشان آمريکائيست.
اگر چنين نتيجه گيريهائي درست باشد بايد گفت که پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت رفته است تا روندي چون پرونده القاعده و طالبان در افغانستان را طي کند ، البته با تمام پيچيدگيها و فراز و نشيبهايش .
مي دانيم نه ايران افغانستان است ( اگر چه اينجا هم طالبان نوع ايراني بر سر کارند)ونه پرونده به سادگي انجام يک عمليات تروريستي، که مرتکبين آن، خود مسئوليت کار را به عهده گرفته اند . اما اينجا نيز به نظر مي رسد ، ابعاد نقشه قرار است به قامت ماجرا دوخته شود.
قرار دادن ماجراي هسته اي جمهوري اسلامي در بند 7 منشور سازمان ملل ،هر گاه صورت واقعيت به خود به گيرد براي آن مي توان يک جنگ پيشگرانه راه انداخت ،چرا که خود پيشاپيش بر به خطر افتادن صلح جهاني ، يا به عبارت عريان تر وقوع يک جنگ جهاني دلالت خواهد داشت.
آنچه تا کنون از مجموعه مذاکرات و رفت و بر گشت ها بر مي آيد بر خلاف تصورات باطلي که دل در گرو اختلافات دروني شوراي امنيت بسته اند – عليرغم اينکه بسياري از اين اختلافات واقعيست و ريشه هاي عميق سياسي و اقتصادي و ژئوپليتک دارد— رأي به ورود اين پرونده براي رفتن به شوراي امنيت به معني با اهميت تلقي کردن خطرات ناشي از غني سازي اورانيوم و تحقيقات هسته اي در ايران تحت حاکميت فعلي (لااقل براي ساير دول ، اگر براي آمريکا انگيزه هاي ديگري را هم در نظر بگيريم )بوده است و تا زمانيکه چرخ سياست در ايران بر اين پاشنه مي چرخد ، هيچ نرمشي در جهت آرام تر شدن روند تصميمات شوراي امنيت قابل تصور نيست .
اگر چه عمر آغاز تحقيقات هسته اي در ايران به سالهاي پاياني نظام سلطنتي بر مي گردد ،و وسوسه هاي پا گذاشتن در راه تبديل شدن به کشوري اتمي به دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني ،زمانيکه وي در ديدارش از پاکستا ن ، بمب اتم اين کشور را به عنوان بمب اتم جهان اسلام مي ستود ، اما رفتن پرونده به شوراي امنيت سازمان ملل از جمله شاهکارهاي کشتيبانان پس از انتخابات نهمين دور رياست جمهوري اسلامي در ايران مي باشد.
اينان که اکثريت قريب به اتفاقشان از «برکت» جنگ هشت ساله ايران و عراق از سربازي به سرداري رسيده اند به تنها چيزي که فکر نمي کنند نتايج دهشت بار درگير شدن در يک جنگ ديگرو خانه خرابي ميليونها انسان در ايران و طبعات منطقه اي آن مي باشد.
بررسي اين پرونده در شوراي امنيت سازمان ملل هنوز هم مي تواند متوقف شود . از جنگ دولت ايالات متحده آمريکا عليه ايرا ن ،حد اقل تحت اين عنوان مي توان جلو گيري کرد ، به شرطي که ما ايرانيان خرد را جاي شعار. منافع و مصالح دراز مدت کشور رابه جاي غرور کاذب ناسيوناليستي و خود فريبانه و بالاخره بدست گرفتن سرنوشت خود به دست خود به جاي سپردن مقدرات کشور به يک اقليت مرتجع و ماجراجورا در مرکز توجه خود قرار دهيم .
در بازار رجز خواني کنوني ،با پيش انداختن مترسکي همچون احمدي نژاد ، با رديف کردن مانور هاي پي در پي نظامي (در حاليکه جنبيدن يک پشه در دنياي امروز از چشم مخترعين ابزارهاي به نمايش در آمده پنهان نيست ) نه تنها هيچ کمکي بدور کردن کابوس جنگ بر فراز کشور ما نخواهد کرد ، بلکه همگي وسيله ايست جهت رفع اختلافات موجود در ميان تصميم گيرندگان بين اللملي و سرعت بخشيدن به تنگ تر کردن حلقات سياسي ، اقتصادي و نظامي بدور ايران .
به ياد داشته باشيم زمانيکه قرار بود افکار عمومي جهان را نسبت به ضرورت از پاي در آوردن رژيم صدام حسين بسيج کرد ابتداء ماشين تبليغاتي جنگ طلبان از وي پنجمين قدرت نظامي جهان تراشيد، و زمانيکه که به قول معروف آش پخته شد و ديگر نوبت برداشتن «غده سرطاني» رسيد ،گفته شد با يک عمليات چند روز ه ،آنرا جراحي خواهيم کرد.
مردم و نيروهاي اپوزيسيون ايران متأسفانه در تصميم گيري پيرامون اين مهمترين فاجعه احتمالي در حال وقوع نيز کمترين نقشي ندارند .ملتي دست و زبان بسته به مسلخ برده مي شود ،بدون اينکه حتي حق فرياد زدن داشته باشد .
اما تأسف بار تر اينکه برخي از آنها همانطور که پيشتر اشاره اي رفت ،ديروز در فرداي فتح خرمشهر قرباني سياستي گرديدند که خواب گذرا ز کربلا و رسيدن به «قدس شريف » را در سر مي پروراند و امروز زير شعار تا « آخر ايستاده ايم »و «انرژي هسته ايم حق مسلم ماست » سينه مي زنند ،گروهي که خود را اصلاح طلب مي دانند و ظاهرا با سياستهاي کنوني توافق چنداني ندارند ،نه تنها براي مخالفت خود دست به اقدامي نمي زنند ،بلکه گوش به زنگ هستند تا اگر قهرمان شعار، جناب احمدي نژاد خواست رسيدن به« دروازه تمدن هسته اي» را به نام خود کند اينان نيز سرشان بي کلاه نماند و گوي سبقت را بر حريف بربايند .
و اين روز ها البته در خارج از کشور نيز باز بحث و نظر و «عمل» گرم است . قسم خرده هاي «ضد امپرياليست » بي اينکه بر شرايط مشخص حاکم بر منطقه ما ،نقشه هاو خوابها و بالاخره ضرورت پائين کشيدن فتيله فتنه نظر داشته باشند ،در کار راه انداختن تظاهرات ضد امپرياليستي و لابد قرار دادن آقاي بوش در مقابل افکار عمومي غرب ،که تقريبا کمترين نقشي در شرايط اجماع جهاني نخواهد داشت مي باشند ،و البته عوامل رژيم اسلامي و اسلام گرايان رنگا رنگ نيز در اينگونه موارد« تعامل و تساهل » پيشه مي کنند و برخي رفتارهاي غير اسلامي آنها را به حرمت خدمتشان مي بخشند در اينگونه گردهمائيها شرکت مي کنند يا خود به سازماندهي آن مشغولندو گروهي ديگر که قدرت به هر غيمت را ،حتي به غيمت جنگ وويراني ،در سرلوحه کارشان قرار داده اند ،در کار سنگين تر کردن حجم پرونده اند.
امروز در جامعه مطبوعاتي و سياسي ايران (و همچنين مطبوعات بين المللي ) اعم از داخل و يا خارج هزاران صفحه پيرامون پرونده هسته اي ايران نوشته مي شود و در هر يک از آنها گوشه اي از واقعيت اين پديده پيچيده منعکس است ، اما متأسفانه در بسياري از آنها صرفا تفسير وقايع مي شود و در مواردي ديگرشاهد انواع و اقسام رهنمودها هستيم که ،از دفاع از حق و حقوق صحبت مي شود ،از يک بام و دو هوا ي مجامع بين المللي که اظهر و من الشمس است و غيره بدون اينکه بر کانون بحران موجود وراه برون رفت از آن انگشت بگذارند و به سهم خود بکوشند تا اگر در تصميم گيري صاحب هيچ حقي نيستند لا اقل آتش بيار معرکه اي که از آن گريزانند نشوند.
در جائيکه امروز اين پرونده قرار دارد . هر نظري که نسبت به چگونگي آن داشته باشيم به نظر مي رسد تنها يک راه حل وجود دارد و آنهم تعليق موقت غني سازي اورانيوم در ايران ،تا زمانيکه شرايط بين المللي مساعد از سر گيري مجدد تحقيقات فراهم شود .
باز کردن درب تمامي مراکز اتمي به روي بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي و بستن اين پرونده و کشاندن سران رژيم به ميدان اصلي مبارزات و مطالبات مردم در ايران در راستاي برقراري يک رژيم دمکراتيک و مستقل و برخوردار از حق حاکميت بر سرنوشت خود درصحنه داخلي و بين المللي مي باشد .
باز کردن هر جبهه اي با هر انگيزه اي صورت بگيرد نه تنها براي ممانعت از جنگ حاصلي نخواهد داشت ،بلکه به باز کردن شکاف جديدي در صفوف نيروهاي چپ و دمکرات ايران و نهايتا به دنباله روي از اين يا آن جبهه جنگ سالار و يا منزوي شدن کامل آنهاخواهد انجاميد.
فعلا که تمام مباحث مربوط به ايران به مقوله انرژِي هسته اي گره خورده است (گويا در اين کشور نه از سرکوب و جنگ اجتماعي - رواني خبريست و نه بيکاري و فقر بيداد مي کند و...) تنها يک شعار مي تواند آتش اين فتنه را لا اقل تا مرحله اي ديگر به خواباند و آنهم شعار« تعليق تحقيقات هسته ايست »در مقابل «انرژي هسته اي حق مسلم ماست ». که دومي در ذات خود و از آنجا که مطابق قوانين بين المللي حق طبيعي هر کشوريست ، خود دلالت برنا بساماني حاکم بر کشور مي دهد.
ما بايد از هر طريقي که ممکن است (که فکر مي کنم براي نيروهاي اپوزيسيون مناسبترين آن، بي واسطه ترين ،يعني مذاکره مستقيم و رو در روست با نهادهاي بين المللي ،احزاب وحتي مسئولين کشورها) مخالفت خود را نسبت به مداخله در امور داخلي ايران و از جمله هر شکل از دخالت نظامي اعلام نمائيم ،اما انرژي خود را تماما درنقطه اي متمرکز نمائيم که فعلا مانع واقعي حل بحران مي باشد که همانا عقب نشيني مسئولين جمهوري اسلامي از موضع کنونيست.
شعار« نه به جمهوري اسلامي »و« نه به جنگ امپرياليستي » که اين روز ها در بعضي گردهمائيها از طرف برخي از دوستان پيش کشيده شده است اگر چه جايگاه اين افراد و نيروها را در ميانه اين دو ديوار بازتاب مي دهد ،اما از آنجا که در مقطع مشخص کنوني، کانون حل بحران را نشانه نگرفته است ،مي تواند به ضد اهداف طرفداران آن تبديل شود.
اگر شانسي براي عقب راندن سران رژيم اسلامي وجود داشته باشد با تلاش مردم ايران حاصل خواهد شد .تا همينجا مطبوعات رژِيم حتي گردهمائيهاي نيروهاي ضد جنگ و مداخله نظامي درعراق را با آب و تاب زياد بعنوان پشتيباني از سياستهاي اتمي خود در بوق و کرنا مي کنند ،بي توجهي نيروهاي اپوزيسيون به اين تبليغات، کمکي به مبارزه ضد جنگ مردم که مي بايست در داخل کشور براه بيفتد و متوجه رفع فتنه انگيزيهاي مسئولين جمهوري اسلامي باشد نمي کند.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration