The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

براي دستيابي به طرحي پيرامون اتحاد سياسي و وحدت حزبي

محمد اعظمي



سازمان ما، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، از سالها پيش براي استقرار دموکراسي و دستيابي به آزادي و عدالت اجتماعي مبارزه کرده و دراين دو زمينه سياست خود را تدوين و بيان داشته است. اما به نظر من تلاش هاي ما به نتيجه اميدوارکننده اي نرسيده است. اگر اين ارزيابي پذيرفته شود، اولين پرسش اين است: چرا ؟
اين چرائي، يکي از سئوالاتي است که يافتن پاسخي براي آن در دستور کنگره هفتم قرار دارد. افزون بر اين، با نگاهي به عملکرد گذشته، بناست که طرح و پروژه خود را در رابطه با اتحاد سياسي و وحدت حزبي، تهيه کنيم تا کنگره بتواند پيرامون آن تصميم گيري کند.
در ارتباط با اين مسائل، کميته مرکزي سازمان، کميسيوني تشکيل داد تا طرح خود را در اين زمينه براي کنگره آماده نمايد. اعضاي کميسيون تصميم گرفتند تا دستيابي به يک طرح، نظرات خود را مکتوب کرده در سايت درج نمايند تا هم اعضاي کميسيون و هم اعضا و علاقمنداني که اين بحث ها را دنبال مي کنند، در جريان کم و کيف بحث ها، تغيير احتمالي نظرات و چگونگي دستيابي کميسيون به جمعبندي قرار گيرند. من نظرم را در مطلبي با عنوان "نگاهي به مباني سازمانگري، نوسازي ساختار" که در سايت اتحاد کار دربخش " در راه کنگره هفتم" موجود است، بيان کرده ام. در اين يادداشت نکات مورد تاکيدم را در تکميل آن مطلب بر مي شمرم:
نخستين پرسش در رابطه با پراکنده و ضعيف عمل کردن ما (جريانات سياسي ترقي خواه) چرائي و علت اين ضعف است. يعني براي اينکه بتوانيم در آينده ضعيف عمل نکنيم مي بايست پاسخ دهيم که مشکل چه بوده است که امروز در اين نقطه ايستاده ايم. آيا مشکل در سياست هاست يا در اجراي آنها و يا در هردو؟ من بر اين نظرم که در هر دو زمينه مشکل داشته ايم. يعني هم در زمينه اتخاذ سياست، مشکل داشته ايم وهم در اجراي آن لنگيده ايم. بسته به مورد ثقل اين يا آن سنگين تر يا سبک تر بوده است. البته تاکيد بر ضعف ها نبايد روي تلاش هاي فراوان و صادقانه سازمان سايه اندازد. ما در قياس با ديگر جريانات در اين زمينه تلاش هائي کرده وجايگاهي داريم که خطاست ناديده گرفته شود. در اينجا تمرکز بر ضعف ها براي يافتن راه غلبه بر آنهاست و نه بررسي عملکرد ما در کليت اش. در يک بررسي جامعو همه جانبه، قوت هاي ما جايگاه خود را دارد و قابل چشم پوشي و حذف نيست.
براي اينکه امکان بحث و نتيجه گيري سهل شود من بحث خود را در دو حوزه اي که در قبال آن سياست اتخاذ کرده ايم به تفکيک بيان مي کنم. سياست ائتلافي در قبال مجموعه نيروهاي دموکراتيک و مساله همکاري نيروهاي چپ با همديگر. اين دو، گرچه در جريان مبارزه سياسي و در زندگي واقعي در همديگر تنيده شده اند، اما به دو حوزه فعاليت تعلق دارند. نيروهاي مدافع دموکراسي بسيار گسترده تر از نيروهاي طرفدار عدالت اجتماعي اند. يا به بيان ديگر نيروي عدالت اجتماعي بخشي از نيروي دموکراسي را مي سازد نه همه آن را. از اينرو اهداف و وظايف ايندو الزاما يکسان نيست.
اما پيش از پرداختن به اين دو حوزه، مايلم تاکيد کنم که درک من از سياست، ارائه مجموعه اي از راهکارها و راهبردها براي تحقق هدف مشخصي است. بدين خاطر براي اتخاذ سياست، نيازمنديم که شرايط سياسي، نيرو و امکانات خود را بسنجيم. سياستي که شرايط و نيرو و امکانات در آن منظور نشود پايش از زمين کنده شده، در قلمرو آرمان و آرزو، جايگاهي آسماني و غير قابل سنجش پيدا مي کند. که البته اين مشکلي است که چپ ايران در گذشته با آن دست به گريبان بوده و امروز هم بخشي از چپ به شمول ما، به درجات متفاوت گرفتار آن است. گر چه ما در جريان مبارزه، با نگاه نقادانه به عملکرد خود در اين زمينه گام هاي نسبتا بلندي برداشته ايم، اما هنوز به طور کامل از آن فاصله نگرفته‌ايم. اينکه ما در تعيين سياست، آرمان هايمان را مد نظر داشته و در آن راستا و براي نزديک شدن بدان اتخاذ سياست کنيم، بحث درست و قابل دفاعي است، اما خطاي بسياربزرگي است که آرمان و آرزو را به جاي واقعيات نشانده، مبناي اتخاذ سياست کرده با آن سياست کنيم.
کنگره ششم سازمان ما، در رابطه با شکل گيري يک اتحاد سياسي براي استقرار دموکراسي، به جاي تنظيم يک پلاتفرم، بر مضامين آن اينگونه انگشت گذاشت:
" سازمان ما براي شکل گيري يک آلترناتيو دموکراتيک و لائيک در برابر جمهوري اسلامي مبارزه مي کند. جمهوري اي که در آن آزادي هاي سياسي، مدني و فردي مطابق اعلاميه جهاني حقوق بشر وساير بيانيه ها و ميثاق هاي بين المللي با روشني بيان شود. در اين جمهوري که قدرتش را از راي آزاد و برابر شهروندان کسب مي کند، جدائي کامل دين و هر نوع ايدئولوژي از دولت و برابري حقوق زنان و مردان، تامين حقوق وارتقاي سطح زندگي کارگران و مزد و حقوق بگيران و رعايت حقوق دموکراتيک مليت هاي ساکن ايران از پرنسيپ هاي خدشه ناپذير است. در سياست خارجي، اين جمهوري بر اساس احترام به حقوق ساير ملل و رعايت فواعد و قوانين بين المللي، خواهان گسترده ترين رابطه با دول ديگر است. "
با روشن کردن چنين ايده‌هايي به صورت تاکيد بر مضامين، ما امکان گفت و شنود ثمربخش تري با جريانات سياسي مي توانيم داشته باشيم. پيش از اين، چنين نکرديم. هم اين مضامين در شکل يک پلاتفرم فرموله شد و هم در مهمترين هدف آن، که شکل گيري يک اتحاد براي دموکراسي بود، هدف اتحاد، مبهم ماند و راه برداشت هاي متفاوت را بازگذاشت. اين ابهام يکي از عوامل اصلي شکست "اتحاد عمل براي دموکراسي" بود. شايد بتوان گفت که يکي از بزرگترين خطاهاي ما در جريان شکل گيري آن، همين مبهم گذاشتن هدف اين تجمع بود. پذيرش اين ابهام سبب شد که تلاش هاي بسيار ارزنده مسئولان سازمان در اين زمينه زايل شود. اين ابهام انرژي رفقاي راه کارگر را نيز بي حاصل نمود. اين رفقا که پيشرفت کار را مغاير برداشت خود مي ديدند تمام انرژي شان را صرف ترمز کردن و جلو نرفتن کارها مي کردند تا نکند عملي يا اقدامي بوي اتحاد يا جبهه از آن به مشام برسد. در واقع راه کارگر چون استخواني لاي زخم اين" اتحاد عمل" باقي ماند. و ما به اين وضع تن داديم و براي تداومش تلاش بسيار کرديم. اين کار ما خطا بود و نمي توانست چندان دوام آورد، همان گونه که نياورد. شايد اگر ما پاي آن قرارداد نمي رفتيم به نتيجه بهتري دست مي يافتيم. و راه همکاري حتي با راه کارگر، به شکل ديگري باز مي شد.
مشکل ديگر ما در آن دوره فرموله کردن خواسته ها در قالب يک پلاتفرم بود. اين پلاتفرم که هشت ماده داشت وجودش براي آن جمع که قرار نبود جبهه اي سياسي باشند لازم نبود. مجموعه وظايفي که آن جمع پيش مي برد در قالب مضامين مشترک قابل اجرا بود و شايد در چنين چارچوبي امکان همکاري با ديگران بيشتر فراهم مي شد.
براي شکل گيري يک اتحاد با هدف استقرار دموکراسي، سياست ما از کنگره ششم به اين سو دستخوش تغييراتي شد و در جهاتي بر ضعف هاي گذشته تا حدودي غلبه کرديم. در اين دوره، اساس ضعف به شرايط سياسي و متحدان ما برمي گشت، اما ما به سهم خود مي توانستيم با مشخص کردن پروژه هايي مشخص، با تامين نيرو و امکانات آن، گام هايي هر چند کوچک به جلو برداريم. به تجربه ما ديده ايم هر کجا پروژه مشخصي در دستور بوده، خوب عمل کرده ايم. تفاوت چنداني هم نمي کرده است که صاحب پروژه ما باشيم( شرکت نشريه اتحاد کار درجشن اومانيته) يا ديگران (12 فروردين، روز" نه " به جمهوري اسلامي ) در هر دو خوب عمل کرده ايم. رفيق مسئولي که در 12 فروردين به اعتراف همه، کارش خوب و قابل تقدير بود، همان رفيق در پيشبرد وظيفه در قبال اتحاد، کارنامه قابل دفاعي ندارد. از اينرو من فکر مي کنم در رابطه با شکل گيري اتحادي براي دموکراسي، ما نيازمند داشتن پروژه و نيروي پيشبرنده آن هستيم.
جمعبندي مي کنم. به عنوان درس از گذاشته مي توان به اين نکات تاکيد کرد:
- براي شکل گيري اتحاد سياسي، روشني در هدف و توافق روي آن، اصل خدشه ناپذيري است. همچنين ضروري است در وظايف عمومي نيز ابهام وجود نداشته باشد.
- تنظيم پلاتفرم براي يک "اتحاد"، تا زماني که "اتحاد"ي شکل نگرفته باشد، به جاي گشايش در کار، مانع پيشرفت وظايف و گسترش آن مي شود.
- ما به سهم خود و براي انجام موثر وظايف مي بايست براي هر دوره، وظايف را به صورت پروژه هائي جلو خود گذاشته، براي تحقق آنها تلاش کنيم.
- به اين ها مي افزايم که تا آنجا که هدف زير سئوال نرود ما بايد به سهم خود براي دستيابي به توافق نرمش نشان دهيم. و به جاي اصل کردن واژه ها مضامين را برجسته کنيم.
با درس گيري از عملکرد گذشته خود، امروز در پي اتحاد گسترده اي هستيم. چهار جريان تا کنون اعلام آمادگي کرده و اقدامات مشترکي نيز انجام داده و مي دهند. ضروري است اين حرکات مشترک ادامه يابد و هم زمان براي شکل گيري اتحاد گسترده‌اي از جمهوري خواهان براي استقرار دموکراسي تلاش ها پي گرفته شود.

************************

اگر در رابطه با شکل گيري اتحاد براي دموکراسي، مشکل اصلي ما در دوره گذشته سياست نبود ، در رابطه با همکاري و همگرائي نيروهاي چپ، مانع اصلي ما ابهام درسياست نيز هست. اين ابهام همواره تقريبا در تمامي دوره هاي گذشته در سياست هاي ما وجود داشته، و يکي از موانع انجام وظيفه در اين عرصه بوده است. کنگره ششم نيز همان ابهامات را در مصوبه خود حفظ کرده و آن را چنين بازتابانده است:
" سازمان ما براي شکل گيري ائتلاف يا اتحادي از نيروهاي چپ متشکل از سازمان ها، محافل و افراد علاقمند تلاش مي کند.
مباني اوليه و يا موارد اشتراک حداقل براي شکل گيري اين ائتلاف، که از يکسو هويت چپ آن را تعريف و از سوي ديگر امکان تصميم گيري و حرکت جمعي را ميسر مي کند عبارتند از: طرفداري از سوسياليسم به عنوان آلترناتيو سرمايه داري – تلاش براي تامين حقوق و منافع اکثريت مردم يعني کارگران و زحمتکشان – مبارزه براي برچيدن بساط جمهوري اسلامي.
نيروهائي که مي توانند در اين ائتلاف شرکت کنند، در اساس، بر پايه همان مباني فوق تعيين مي شوند. ائتلاف چپ فعاليت در سه عرصه عمده زير را مد نظر قرار مي دهد: دفاع از خواست ها و مبارزات کارگران و زحمتکشان و طرح و تبليغ مواضع و ديدگاه چپ در مورد مسائل سياسي، اجتماعي و اقتصادي- تلاش براي ايجاد و گسترش اتحاد دموکراتيک و لائيک و تقويت موقعيت چپ ها در درون آن – کوشش براي تعريف و تدقيق ديدگاه هاي برنامه اي و استراتژيک چپ در جهت همگرائي بيشتر."
يکي از مشکلات بزرگي که جريانات سياسي را از دخالت گري باز مي دارد، ابهام در سياست هاست. ما به تجربه ديده ايم هر کجا که سياست هايمان روشن بوده است، قدرتمند عمل کرده ايم. سير حرکت ما در زمينه اتحادهاي دموکراتيک از نمونه هاست. در اين زمينه هر کجا و هر کس شرکت داشته است تقريبا درچارچوب مورد نظر سازمان حرف زده و عمل کرده است. درست در نقطه مقابل آن، در زمينه کار مشترک جريانات چپ با همديگر، تاکنون نتوانسته ايم اقدام موثري انجام دهيم. علت آن ناروشني و ابهام در سياست بوده است. قطعنامه مصوب کنگره ششم نيز ابهام را حل نکرده است. شايد به دليل همين ابهامات بوده است که سازمان تا کنون در اين عرصه هيچ اقدامي نتوانسته است انجام دهد. بيلان کار ما در اين مورد در حد تقريبا صفر است. هيچ داوطلبي براي اين وظيفه وجود نداشته است. هر کس به دليلي از انجام آن گريخته است. دليل آن هم روشن است. نه جريانات چپ نقدي وجود داشت و نه سياست روشني. از اين سياست، حتي در بين کساني که به آن راي داده اند، درک ها يکساني وجود نداشته و ندارد. ازجرياناتي که در اين تعريف گنجانده مي شوند، طي دوره دو ساله گذشته، سازمان راه کارگر از همکاري با ما کنار کشيده است. کو مه له براي خود اولويت هاي ديگري داشته است. شوراي موقت سوسياليست ها هنوز براي همکاري و اتحاد عمل با سازمان اکثريت مشکل دارد. مي ماند سازمان اکثريت، که با اين جريان نيز، ما آمادگي چنداني براي همکاري در چارچوب " شکل گيري ائتلاف يا اتحادي از نيروهاي چپ " نداشتيم. ما بدون اينکه مصوبه اي در کنگره داشته باشيم کار دو جانبه با سازمان اکثريت تا امروز نکرده ايم. براي همکاري با سازمان اکثريت در چارچوب وظايف چپ ها، ما به کاتاليزور نياز داشتيم که در دوره گذشته، آن را نيافتيم.
براي شکل گيري"اتحاد چپ"، در همان ابتدا استدلال اين بود که چون زمينه وحدت حزبي وجود ندارد، ضروري است چپ ها در سطوح ديگري دست به تبادل نظر و همکاري بزنند. طرح اتحاد چپ که توسط عده اي از رفقا پيشنهاد مي شد، پشتوانه اش اين استدلال بود. اين طرح هيچگاه آنگونه که مدافعانش در نظر داشتند در کنگره ها به تصويب نرسيد. همواره ناقص به تصويب رسيده است. کنگره ششم نيز آن را سر و دم بريده به تصويب رساند.
اگر از ابهام در تعريف "ائتلاف يا اتحادي از نيروهاي چپ" بگذريم، زماني که زمينه وحدت حزبي وجود نداشته باشد، چپ ها نيازمندند در سطحي پائين تر از وحدت تشکيلاتي، در اشکال مختلف همکاري کرده و تلاش کنند نيرومند تر در ائتلاف هاي دموکراتيک نقش به عهده گيرند. اين ايده کاملا قابل دفاع است. مشروط به اينکه مانعي بر سر راه جريانات چپي که امکان وحدت کردن را دارند، ايجاد نکند. من هم از وحدت جريانات و نيروهائي که امکان و زمينه وحدت را دارند، دفاع مي کنم و هم در کنار آن، از هماهنگي و اتحاد و ائتلاف آن بخش از چپ ها که امکان وحدت را ندارند، پشتيباني مي کنم. البته هماهنگي ما در اشکال و سطوح مختلف اما، در همان سه زمينه برشمرده شده در قطعنامه کنگره ششم قابل پذيرش است.
با اين درک هيچ دليلي وجود ندارد که جريانات چپي که در يک چارچوب نظري قرار دارند، گفت و شنود براي وحدت را آغاز نکنند. به نظر من گام برداشتن شجاعانه در راستاي وحدت، راه همکاري چپ ها با همديگر و راه حضور قدرتمندشان در ائتلاف هاي دموکراتيک را باز مي کند. جرياني که امروز ازشروع گفت و شنود براي وحدت دفاع نکند، به احتمال زياد پاي هيچ عمل مشترکي هم با ديگر چپ ها نخواهد آمد. اگر مباحثه براي وحدت آغاز شود، تحقق آن به پروسه اي نياز دارد که از حالا نمي توانيم آن را کوتاه يا بلند کنيم. طبعا تا دستيابي به وحدت ما قادريم و نياز داريم که فعاليت هاي خود را هماهنگ کنيم. يعني براي حرکت مشترک پس از کنگره هفتم، بين اعضاي کميسيون اختلاف وجود ندارد. شايد اختلاف در جهت و راستاي اين همکاري ها قابل رويت باشد.
با اين توضيحات من فکر مي کنم سازمان ما نياز دارد که درطرح خود در حد کليات درجا نزند.هم سياست خود را روشن بيان کند وهم نيروهاي موجود آن را برشمرد.
من کوشيده ام هم در اين مطلب و هم در مطلب " نو سازي ساختار" نظرم را به طور کلي بيان کنم. در اينجا اضافه مي کنم که از جريانات چپي که مورد نظر ماست، سازمان راه کارگرحتي براي هماهنگي سياسي و نظري در چارچوب چپ مشکل دارد. اگر مايل به همکاري در اين زمينه و در هر سطحي باشد ما از آن استقبال مي کنيم. سازمان کومه له به لحاظ وحدت مشکل دارد. اگر بپذيرد، ما استقبال مي کنيم. اما اين جريان همکاري در چارچوب چپ را قبول دارد. بايد راهها و روش هايي که اين همکاري را موثرتر مي کند، شناخت و روي آن توافق کرد. شوراي موقت سوسياليست‌ها به نظر مي رسد براي وحدت مشکلي با ما نداشته باشند، اما به يقين با وحدت بزرگي که در آن سازمان اکثريت حضور داشته باشد، مخالفند. اين جريان هنوز اتحاد عمل با اکثريت را براي خود حل نکرده است. ما از وحدت و همکاري در چارچوب چپ با اين جريان دفاع مي کنيم. اما خطاست که سياست هاي خود را به محدوديت هاي آنان مشروط کنيم.
با سازمان اکثريت ما به لحاظ سياست و برنامه براي وحدت مشکل نداريم. مشکل ما با اين جريان موانع رواني است که بايد در جهت برطرف کردن آنها آگاهانه تلاش کنيم. از اين رو با سازمان اکثريت ما مي توانيم براي وحدت وارد مذاکره شويم. پروسه آن پس از شروع، چشم انداز روشن تري پيدا مي کند.
دو جريان جمهوري خواهان دموکراتيک و لائيک و اتحاد جمهوري خواهان نيز هنوز تکليف خود را روشن نکرده اند. از اينرو با آنها به عنوان جريان نمي توانيم برخورد کنيم.
از اين جريانات اگر بگذريم، ما با تعداد زيادي افراد و کادرهاي فعال سياسي چپ مواجه هستيم که در ظرف يک تشکيلات بزرگ انرژي آنها بهتر و موثرتر مي تواند به کار آيد.
من در رابطه با اين موضوع نظرم را در مقاله" استبداد سياسي، دگم هاي نظري و وحدت حزبي" توضيح داده ام در اينجا به لحاظ روش پيشبرد، طرح مورد نظرم، به نکات زير تاکيد مي کنم:
1- در ابتدا فکر مي کنم ضروري است ما درک خود را از چپ تعريف کنيم. من در آن نوشته درک خود گفته ام. سپس ما به عنوان سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، اعلام کنيم که آماده گام برداشتن در جهت وحدت هستيم و چپ ها را فرابخوانيم تا در صورت توافق، آن ها نيز نظرشان را اعلام نمايند.
2- ارزيابي من اين است که بجز سازمان اکثريت، بقيه آن را نمي پذيرند. از جريانات موجود فقط ما و اکثريت پاي وحدت هستيم. اگر اکثريت هم جانبداري خود را از وحدت اعلام کند، مذاکره براي وحدت آغاز مي شود. در اولين گام بايد ليست کادرها و افراد چپ منفرد مشخص شود و از آنها دعوت کنيم که در اين پروسه، از همان آغاز مشارکت کنند. از ساير کساني که ما نتوانسته ايم آنها را شناسائي و دعوت مشخص کنيم، از طريق يک بيانيه دعوت کنيم تا در مباحث وحدت که علني صورت خواهد گرفت، مشارکت کنند.
3- کميسيوني از دو سازمان و فعالان غير تشکيلاتي انتخاب شود و پروسه وحدت را سازماندهي کند. اين کميسيون در مشورت با همه شرکت کنندگان در مباحث براي وحدت، موضوعات مورد نظر براي توافق را مشخص و مباحث را سازمان مي دهد.
4- مرحله نهائي اين پروسه اگر با مانعي برخورد نشود برگزاري کنگره وحدت خواهد بود
با توجه به اين طرح، قاعدتا نبايد جاي نگراني باقي بماند. اين پروسه با حل مشکلاتش به انتها مي رسد. افزون بر آن فکر مي‌کنم اگر پروسه را منطقي آغاز کنيم، آنگاه راه براي هماهنگ کردن نظر و عمل و فعاليت مان، با ساير جريانات چپ در تمامي ابعاد آن گشوده مي شود.

19/05/2006

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration