The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

چرا ما به يك تشكيلات نياز داريم؟

مارتا هارنكر ترجمه / ف. راستي

همان طور كه پيشتر به تحليل اين مساله پرداختم، به علت اشتباهات و انحرافات چپ در قرن بيستم،وبحران سياست وسياستمداران از يك سو، و وجود عمل رزمنده و اصيل بعضي جنبشها و كنشگران جديد اجتماعي از سوي ديگر، گرايشي فزاينده- در جهت كنار گذاشتن احزاب سياسي و حتي تا حد كمتري تمركز و رهبري در مبارزه در حال شكل گرفتن است.
برخي ميگويند در مرحله كنوني ما ميتوانيم بدون احزاب، مبارزهمان را به پيش ببريم و وظيفهي چپ بايد در راه هم جهت كردن منافع اين گروهها و اقليتها- نژاد، جنس، امتيازات جنسي و فرهنگي از هر نوع- حول يك هدف مشترك محدود شود. آنها در تاييد گفتارشان به عملكرد جنبش عليه جهاني شدن اشاره ميكنند: به عنوان نمونه "در اعتراضهاي سياتل در 1999 آن چه كه ناظران را متعجب ساخت اين بود كه گروههايي كه قبلا به نظر ميرسيد كه مخالف يك ديگر باشند- اتحاديهها، طرفداران محيط زيست، گروههايي كليسايي، آنارشيستها و غيره هيچ ساختار متمركز و متحدكنندهاي كه تفاوتهاي آنها را كنار بگذارد و يا تحت تابعيت خود قرار دهد با يك ديگر عمل كردهاند".(۱)
اما مديريت موفق تظاهراتي عليه جهاني شدن، يا جنگ در عراق يك چيز است و موفقيت در سرنگوني يك حكومت و استفاده از قدرت سياسي براي ايجاد يك مدلي از جامعه كه بديل سرمايهداري باشد چيز ديگر. من با پيشنهادي براي هماهنگ كردن اين كنشگران اجتماعي مخالفتي ندارم و با كساني كه اين پديده را امري منفي ميدانند موافق نيستم. اما كاملا با نظر مورخ بريتانيايي اريك هابسباوم موافقم كه مجموعهي اين اقليتها، اكثريت ثابتي را تشكيل نميدهد، اين گروهها صرفا به خاطر يكي بودن منافع بلاواسطه‌يشان با هم متحد ميشوند، اين اتحاد، بسيار شبيه اتحاد دولتهايي است كه موقتا در جنگ عليه دشمن مشتركي با هم ائتلاف ميكنند و بعد از دستيابي به هدف مشترك، اتحادشان از هم ميپاشد".(۲)
اما افراد بي شمار و تودهاي از اعضاي چپ غيرمتشكل، وسيلهاي براي هماهنگ كردن مطالبات متفاوت و متعدد خويش، كانال‌هايي براي اظهار نارضايتي به شكل سازمانيافته، يا ايجاد فضاهايي براي تقابل اجتماعي كه از هزاران شكل بيان اعتراض گرفته تا تبديل شدن به خطر واقعي براي بازتوليد نظام، در اختيار ندارند. چرا چنين امكاناتي وجود ندارد؟ اول به خاطر اين كه، تحول به طورخودبهخودي اتفاق نميافتد، عقايد و ارزشهاي حاكم در جامعه سرمايهداري- كه نظم موجود را عقلاني و توجيه ميكند- به سراسر جامعه گسترش مييابد و حداكثر تاثير خود را بر بخشهاي متنوع مردمي باقي ميگذارد. دوم چون لازم است كه يك برنامهي اجتماعي در مقابل سرمايهداري صورتبندي كنيم، برنامهاي براي جامعهاي ديگر. سوم ما بايد قادر باشيم قويترين نيروهايي را كه با اين تحول مخالفت ميكنند به طور كامل درهم بشكنيم. و شكست آنها بدون يك سازمان سياسي كه پيشنهادها را صورتبندي كند و به ميليونها نفر ارادهي واحد ببحشند" ناممكن است، (۳)
در عين حال كه همزمان عملكردهاي رهاييبخش گوناگون را متحد و هماهنگ ميكند. اثرات ايدئولوژي حاكم با توجه به نكتهي اول بايد به خاطر داشته باشيم "نظري كه مردم درباره جهان دارند به طور تاريخي تكوين يافته است". اين جهانبيني به عنوان عقل متعارف شناخته شده و به ميزان كم يا بيشتري تحت تاثير ايدئولوژي طبقه حاكم شكل گرفته- در جهاني كه يك ايدئولوژي بورژوايي، بر آن حاكم است. اين امر به خصوص در بين بخشهايي از مردم صادق است كه فاقد سلاح نظري براي فاصله گرفتن انتقادي نسبت به اين ايدئولوژي اند.

دستكاري توافق
ديگر كسي توانايي وسايل ارتباط جمعي جديد را براي تاثيرگذاري بر افكار انكار نميكند. وسايل ارتباطي جمعي، كه هر چه بيشتر در دستهاي كمتري متمركز ميشوند وظيفه‌ي "جهت دادن به افكار و عقايد" در چارچوب قابل قبول براي طبقه حاكم را به عهده دارند و از اين رو"هر چالش ممكن در مقابل امتياز و اقتدار موجود" را منحرف ميكند قبل از اين كه اين چالش "بتواند شكل و نيرو بگيرد".(۵) طبق نظر چامسكي بورژوا ليبرالها براي قبول بازي دموكراتيك فقط يك شرط قايل ميشوند: اين شرط كه به وسيله كنترل وسايل جمعي "توافق را دستكاري كنند" و "گلهي سرگردان را رام كنند".(۶)
با تبديل سياست به بازاري براي عقايد طبقات حاكم- انحصار توافق دستكاري شده در اختيار اوست - اسلحه لازم براي هدايت زنان و مردان را در جهت احزابي كه منافع آنها را حفظ ميكند در دست دارد. بازار آزاد به آزادي افكار نميانجامد گرچه آنها ميخواهند ما را وادار كنند كه آن را باور كنيم. همان طور كه بنيامين گينزبرگ گفته است:"دست پنهان بازار به اندازهي مشت آهنين دولت ميتواند به ابزار قدرتمندي تبديل شود" (۷) اين پژواكي است از حكم چامسكي كه قبلا نقل شد كه "تبليغ براي دموكراسي همچون چماقي براي دولت تماميتگرا عمل ميكند". (۸)
اين به تنهايي توضيح ميدهد كه چرا محافظهكارترين احزاب كه از منافع يك اقليت بسيار كوچك از جامعه حمايت ميكند از لحاظ كمي به احزاب تودهاي تبديل شده است، (۹) و توضيح ميدهد كه چرا پايهي اجتماعي حمايت آنها حداقل در امريكاي لاتين در فقيرترين بخش حاشيه شهر و مناطق روستايي است.
اين سازوكار براي دستكاري توافق نه تنها هنگام مبارزه انتخاباتي مورد استفاده قرار ميگيرد بلكه بسيار زودتر آغاز به كار كرده است، زندگي روزانهي مردم را از طريق خانواده، آموزش، فرهنگ و تفريحات تحت تاثير قرار داده است. اين يك امر داده شدهاست كه "موثرترين و تبلغ با دوام" سياسي آن نوعي است كه خارج حوزهي سياسي و بدون استفاده از زبان سياسي انجام ميگيرد".(۱۰)
به همين دليل است كه مردم بايد در معرض تجارب و منابع اطلاعاتي ديگري قرار بگيرند تا به آنها كمك كند كه جهانبيني خود را تغيير دهند، به دلايل بنيادي استثمار خود دست يابند و در نتيجه راه رهايي خود را كشف كنند. اين بدان معنا نيست كه در بعضي شرايط، مردم نتوانند از خواب غفلت بيدار شوند و منافع واقعي كه بخشهايي مختلف اجتماعي را به حركت وا ميدارد كشف كنند. اين چيزي است كه طي دورهي تحولات بزرگ اجتماعي و انقلابات رخ ميدهد. طبقات حاكم ماسك خود را بر ميدارند و شيوههاي مبارزه خود را آشكار ميكنند. مردم سياسي ميشوند و با آهنگي حيرت انگيز ميآموزند.(۱۱)
كودتاي نظامي در 11 آوريل 2002 عليه رييس جمهوري كه به طور دموكراتيك انتخاب شده بود يعني هوگو چاوز به مردم اجازه داد كه هويت هر كس را به روشنايي دريابند: نقاب از چهره افسران ارشد هوادار كودتا و نيروهاي مسلح كنار زده شد، مقاصد فاشيستي بسياري از سياستمداران اپوزيسيون و بسياري از مدعيان دموكراسي به روشني بر ملا شد. سطح آگاهي سياسي و رنجشهاي مردمي به شكل فوقالعاده افزايش يافت مردم طي چند روز چيزهايي ياد گرفتند كه بسيار بيش از آن چه طي سالها از كتابها ميتوانستند بياموزند.
دانش مستقيم و دانش غيرمستقيم
اين مساله ما را دعوت ميكند كه به اختلاف بين دانش مستقيم و دانش غيرمستقيمي توجه كنيم كه كنشگر اجتماعي از آن برخوردار است. نوعي از دانش وجود دارد كه كارگران و بخشهاي فقيرتر اجتماعي به طور عام ممكن است در اثر مسايلي كسب كنند كه با آن روبهرو اند. به همين علت اهميت دارد كه انقلابيون بر دانش اجتماعي و تاريخي تاكيد كنند كه توسط مردم انباشت ميشود: عقايد، ارزشها، باورها، اشكال سازماندهي و مبارزه و شيوههاي كار. اما نوع ديگري از دانش وجود دارد كه آنها از دسترسي مستقيم به آن محروم اند، براي بخشهاي فقيرتر، بسيار دشوار است كه خود به درك جهاني مبارزه طبقاتي در كشورشان و در بقيهي جهان دست پيدا كنند.
سازمانهاي غيرماركسيستي غالبا تمايل دارند كه به اين دانش غيرمستقيم ارزشي بيش از حد آن قايل شوند، بخش اعظم آن را از تحقيقات آكادميك نتيجه ميگيرند و به شيوههاي ديگر توليد دانش كم بها ميدهند، نظير دانشهايي كه بر تجربه مستقيم و عمل اجتماعي و جمعي استوار است. گرايشي وجود دارد كه اهميت هر گونه دانشي را انكار ميكند كه بخش تحت ستم از طريق تجربه مستقيم به دست ميآورد. "اهميت تجربه مستقيم براي توليد دانش نفي ميشود به خصوص هنگامي كه مساله مربوط به تجارب اجتماعي زنان و مردان معمولي است". (۱۲) همان طور كه كارلوس روييز اشاره ميكند اين نگرش تحليل واقعيت را در انحصار روشنفكران قرار ميدهد.
اين امر حقيقت دارد كه برخي در جهت مخالف راه افراط را در پيش ميگيرند و ارزش تجربه غيرمستقيم را به عنوان تنها منبع دانش بيش از حد خود بها ميدهند و نياز براي يك ديدگاه انتقادي و كلي از شرايط ملي و بينالمللي را مورد تمسخر قرار ميدهند. لازم است كه هر دو تز افراطي را مردود اعلام كنيم: تز پيشاهنگ روشنگر، و تودههاي بي سرو پا. اولي تصور ميكند كه تنها سازمان سياسي قادر به شناخت حقيقت است: حزب وجدان، مخزن عقل و تودهها يك بخش عقب مانده را تشكيل ميدهند. سويهي ديگر افراط در ستايش از پايهي تودهاي است. اين ديدگاه به طور عمده توان اجتماعي جنبشهاي اجتماعي را بيش از حد بها ميدهد. اين ديدگاه بر اين باور است كه اين جنبشها خودبسنده اند و دخالت هرگونه سازمان سياسي را بدون تمايز رد ميكنند. و بدين ترتيب غالبا تفرقه در جنبش تودهاي را دامن ميزنند.
براي كمك به تحول اجتماعي عميق تشكيلات لازم است كه در آن "تحليل سياسي به عنوان تركيب يك روند جمعي تكوين دانش در دستور كار قرار گيرد، تحليل سياسياي كه در آن تجربه مستقيم و ارزيابي از واقعيت جهاني از يك چشمانداز نظري با هم ادغام ميشود"(۱۳)

تدوين يك برنامه اجتماعي به عنوان بديل سرمايه
در درجه دوم يك سازمان سياسي لازم است چون براي طرح يك برنامه كه بديلي در برابر سرمايه باشد نياز به سازمان را مورد تاكيد قرار ميدهد. ما پيشتر مشاهده كردهايم كه اين وظيفه به زمان، تحقيق و دانش نسبت به شرايط ملي و بينالمللي احتياج دارد. اين امري نيست كه طي يك شب بتوان آن را سازمان داد و در جهان پيچيدهاي كه در آن زندگي ميكنيم مساله به مراتب دشوارتر ميشود. اين چشمانداز بايد در يك برنامه گنجانده شود كه نظير قطبنماي جهتيابي براي ملوانان براي يك تشكيلات عمل ميكند. برنامه به ما اجازه ميدهد كه براي اجتناب از گمراهي، راه درست را كشف كنيم، با اطمينان به پيش برويم، بين آن چه كه اكنون بايد انجام دهيم و آن چه كه بايد در آينده انجام شود تمايز قابل شويم، و بدانيم كه چه گامها و چگونه آن را برداريم. بسياري از برنامهها كه بر روي كاغذ بسيار انقلابي اند ميتوانند در طول راه به مانعي بدل شوند اگر مردم آن را به عنوان پرچمي براي مبارزات بلاواسطهشان مورد استفاده قرار ندهند. اين برنامه به جاي گردآوري نيرو باعث گريز آنها ميشود.
يكي از رايجترين اشتباهات چپ در بعضي از بخشهاي انقلابي امريكاي لاتين ناتواني در تدوين يك برنامه حداقل است كه از تحليل عميق شرايط مشخص كشور مورد پرسش، منطقه و جهان نتيجه ميشود، وظايف بلاواسطه را مشخص ميكند، وظايفي كه حزب را قادر ميسازد وسيعترين اقشار تودهاي را در برابر عمدهترين مانع و مشكلي بسيج كند كه در اين لحظه در برابر جنبش انقلابي قرار دارد.
نياز به ايجاد ارادهي واحد در بين ميليونها نفر
در مرحله سوم يك سازمان سياسي لازم است زيرا بايد قادر باشيم بر نيروهاي بسيار نيرومندتري قايق آييم كه در مقابل تحول مقاومت ميكند كه ما براي آن مبارزه ميكنيم. همان طور كه قبلا گفتم اين امر بدون سازماني كه پيشنهادها را صورتبندي كند و قادر باشد به ميليونها نفر ارادهي واحدي ببخشد ناممكن است.(۱۴) يعني سازماني كه عملكردهاي رهاييبخش گوناگون را حول هدف مشترك تمامي كنشگران هماهنگ كند و وحدت ببخشد. وقتي از اتحاد سخن ميگوييم به "گردهمآمدن"، "وحدت" كنشگران مختلفي كه حول هدفهايي مشترك جمع شده فكر ميكنيم. وحدت هيچ گاه به معناي "يك شكل شدن"، يا "همگون شدن" نيست و نه به معناي سركوب اختلافات، بلكه به معناي عمل مشترك است بر اساس خصوصيات
متفاوت هر گروه.
جنبش ضدجهاني شدن يا ضدجنگ رنگارنگ است(۱۵) و بايد چنين باشد، اما من فكر نميكنم اين امري نو به شمار آيد: همان طور كه هارت و نگري ميگويند تمام انقلابات پيروزمند رنگارنگ بودهاند و دقيقا به سبب آن كه قادر بودند كنشگران مختلف را حول هدف واحدي متحد كنند پيروز شدهاند. تمامي آن چه كه براي تحليل شعارهايي كه به پيروزي آنها منجر شد نياز داريم: صلح، نان و آزادي در روسيه، مبارزه عليه ديكتاتور زمانه در كوبا و نيگاراگوئه. اين كه تفاوت بين كنشگراني كه در مبارزه شركت داشتند بعدا نيز مورد احترام قرار گرفتهاند امر ديگري است.
تاريخ بسياري از قيامهاي مردمي در قرن بيستم به طور وسيع ثابت ميكند كه ابتكارات خلاق تودهها براي سرنگوني رژيم حاكم به تنهايي كافي نيست. آنچه كه در ماه مه 1968 در فرانسه رخ داد يكي از هزاران نمونهاي است كه اين نظر را مورد 1987 ، انفجار - تاييد قرار ميدهد. موارد ديگري كه از نظر زماني و مكاني نزديكتر اند قيامهاي مردمي در هائيتي در 1988 اجتماعي در ونزوئلا و آرژانتين در دههي 90 را ميتوان نام برد كه تودهي تهيدست شهري بدون هيچ رهبري مشخصي به پا خاستند، شاهراهها و شهرها را تسخير و فروشگاههاي مواد غذايي را غارت كردند. عليرغم بزرگي و رزمندگيشان اين جنبشها در سرنگوني نظام حاكم موفق نبوده‌اند.
از سوي ديگر تاريخ انقلابات پيروزمند هر بار تاكيد ميكند كه بايد يك سازمان سياسي وجود داشته باشد كه در درجه اول قادر به پيشبرد يك برنامه بديل ملي باشد كه مانند چسب براي متنوعترين بخشهاي مردمي عمل كند و در درجه دوم قادر به تمركز نيروي آنها در حلقه تعيينكننده باشد يا به سخن ديگر در ضعيفترين حلقه دشمن. همان طور كه تروتسكي گفته است اين سازمان سياسي پيستوني است كه بخار را در لحظهي قطعي متراكم ميكند، به آن فرصت پراكندگي نميدهد بلكه آن را به نيروي محركه لوكوموتيو تبديل ميكند.
اگر عمل سياسي بخواهد موثر باشد و جنبش اعتراض و مقاومت و مبارزه مردمي بخواهد به اهداف خود عليه نظام موجود دست يابد لازم است كه يك عامل سازماندهي در توانايي جهت دادن و وحدت بخشيدن به ابتكارهاي متعددي شكل بگيرد كه به طور خودجوش به وجود ميآيد و قادر است ابتكارات بيشتري تشويق را كند. انسجام استوار تشكيلاتي فقط ظرفيت عيني براي عمل به وجود نميآورد، بلكه يك فضاي دروني ايجاد ميكند كه تشكيلات را قادر ميسازد در رخدادهاي مهم مداخله نيرومند داشته باشد و از فرصتهاي ايجاد شده به خوبي استفاده كند. مهم است كه به خاطر داشته باشيم كه در سياست درست عمل كردن به تنهايي كافي نيست، بلكه بايد در لحظهي مناسب درست عمل كرد و از نيرويي برخوردار بود كه ايدهها را به عمل تبديل كند.
اگر اين امر وجود نداشته باشد، احساس فقدان يك سازمان مستحكم و عدم ثبات موجب ميشود كه به علت فقدان انضباط قادر به اجراي تصميمات نباشيم و اين به نوبهي خود تاثير منفي برجاي ميگذارد كه خود امري فلجكننده است. من ترديدي ندارم كه بسياري از كساني كه مايل به بحث در خصوص نياز به ابزارهاي سياسي نيستند اين ابزارها را با ضددموكراتيك بودن، اقتدارگرا بودن، ديوانسالار بودن و حزب واحد يك پارچه همسان ميكنند كه البته آنها به درستي آن را مردود اعلام ميكنند. من اعتقاد دارم كه اين خيلي مهم است كه ما به اين مانع ذهني فايق شويم چون همان طور كه پيشتر نوشتهام معتقدم كه نميتوان مبارزه موثري بر عليه نظام موجود سلطه انجام داد و نه جامعه بديل سوسياليستي به وجود آورد، بدون وجود سازماني كه قادر به گردآوري تمام كنشگران و وحدت اراده عمل آنان حول اهدافي باشد كه پيش روي خود قرار ميدهند.
اين امري است متناقض كه هارت و نگري در عين حال كه اين امر را ميپذيرند كه ما در يك "شرايط جهاني جنگي" به سر ميبريم، و دموكراسي كاملي كه ميخواهيم هنوز بايد به وجود بيايد، و اعمال قهر به عنوان دفاع فعال از خود در برابر قدرتهاي امپراتوري امري موجه است، انبوه بسيارگونه "يك پروژهي سازماندهي سياسي است كه تنها از طريق كاركردهاي سياسي به دست ميآيد"(۱۷) و "بايد بتواند تصميم بگيرد و به طور مشترك عمل كند".(۱۸) معهذا اين نظر را نميپذيرند كه بايد "نقطه كانون فرمان و اطلاعات براي چگونگي اجراي تصميمات توسط عمل مشترك وجود داشته باشد " و در اين خصوص پيشنهادي ارائه نميكنند. چون من با اين نويسندگان توافق دارم كه چپ بايد احياء و اصلاح شود بايد صرفا بر اساس عملكردهاي جديد، اشكال جديد سازماندهي و مفاهيم جديد اين هدف تحقق يابد(۱۹). من در فصل ديگر ديدگاه خودم را در مورد ابزار جديد سياسي كه به آن نياز دارد توضيح ميدهم.
من مطلقا ترديدي ندارم كه براي به اجرا گذاشتن اين ايدهها ما بايد اشكال جديد بيان سياسي جستجو كنيم يا با احياي دوباره احزاب موجود، هر جا كه ممكن باشد، يا با ايجاد ابزار سياسي جديد. چون سياسي كردن به معناي حزبي كردن نيست، بلكه به معناي تحول كساني كه از بيعدالتي و ستم رنج ميكشند به سوژههايي است كه مصمم اند نقش خود را در تغيير شرايط ايفا كنند، ما نبايد ضرورتا درباره فرمولهاي سنتي براي يك حزب جديد بيانديشيم هنگامي كه درباره نياز به ايجاد يك ابزار سياسي بحث ميكنيم.
يادداشتها:
-1 هارت و نگري، انبوه بسيارگونه، ص . 217
. -2 اريك هابسباوم، چپ و سياست هويت، نيولفتريويو شماره 217
-3 لنين ، فروپاشي انترناسيونال دوم در مجموعه آثار جلد . 21
-4 مصاحبه در هاوانا با ليتو مارين و نلسون بوتيرز ماه مه . 1989
Necessary illusions pp.vii ، -5 نوام چامسكي
-6 نوام چامسكي، كنترل رسانهها، ص . 14
The Capitiv Public pp 86- -7 بنيامين گينزبرگ 9
. -8 منبع 6 ، ص 17
9-Juan Antonio, Tercer Mileno, p 58 .
-9 همانجا ص . 62
-10 "طي يك انقلاب ميليونها نفر از مردم طي يك هفته بيش از يك سال عادي از زندگي خوابآلود آموزش ميبينند. چون در زمان تحولات شتابان به
ويژه در زندگي تمام مردم روشن ميشود كه طبقات مختلف چه هدفي را تعقيب ميكنند و از چه نيرويي برخوردارند و چه روشهايي به كار ميبرند".
.( درسهاي انقلاب لنين مجموعه آثار جلد 25 ، ص 227 .(انتشارات پروگرس، مسكو، 1964
11-C.Ruiz, La centralidad de la politica p.15.
-12 همانجا.
-13 منبع 10 ، ص . 251
-14 "نوع مشترك انسان در جريان گردش شكل ميگيرد يك ارفئوس رنگارنگ با قدرت بيكران" هارت و نگري انبوه بسيار گونه يادداشت 28 ، ص
361.
-15 همانجا ص . 238
-16 همانجا ص . 226
-17 همانجا ص . 223
-18 همانجا ص . 222
. -19 همانجا ص 220


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration