The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

پيرامون کنگره دوازدهم , سازمان اکثريت

محمد اعظمي


چهارشنبه ۴ خرداد ۱٣۹۰ - ۲۵ مي ۲۰۱۱
"شوراي سردبيران کار آنلاين" با طرح يازده سئوال از تعدادي از شرکت کنندگان در کنگره دوازدهم "سازمان اکثريت"، پرسيده اند که: کنگره چطور بود؟ ضعفها و قوتهايش چي بودند، ضعيفترين و قويترين هايش چي؟ خوب تدارک شده بود يا نه؟ منظور، هم تدارک مضمون اش است هم تدارک اجرائي. دستور کارش چقدر پاسخ مسائل امروز بود؟ فرصت از دست رفته هم داشت؟ مشارکت حاضران در بحثها چطور بود؟ ميهمانان چي؟ اداره اش را چگونه يافتي؟ فکر مي کني چي از آن باقي بماند، چي به فراموشي سپرده شود؟ چي از آن آموختي؟ چه توصيه و پيشنهادي براي بهتر شدن کار داري؟ و حرف نگفته اي؟
براي من دشوار است به سئوالات، به شکل جداگانه پاسخ دهم. شايد مهمترين دليل اين ناتواني، به عدم حضورم در چهار روز کنگره مربوط شود. من متاسفانه دو روز در کنگره بودم و فقط در بحث وحدت حضور داشتم. که برايم مفيد و پرجاذبه بود. در ساير مباحث به شکل کامل، شرکت نداشتم. از اينرو، در اين يادداشت تنها به چند نکته، که در ذهنم نشسته است، اشاره دارم. اميدوارم قابل استفاده باشد.
"سازمان اکثريت" از جمله سازمان‌ هاي سياسي چپ ايراني است که کوشيده است از ضوابط تنگ و بورکراتيک حاکم بر مناسبات "احزاب برادر" فاصله بگيرد و مناسبات خود را نو و دموکراتيک نمايد. پس از فروريختن آن باورهاي گذشته و زير سئوال رفتن نگاه هاي بورکراتيک به مناسبات دروني تشکل ها، اين جريان چشمان خود را به روي مناسبات باز و دموکراتيک، گشوده است. هر چند پذيرش افکار متفاوت و احترام به نظرات يکديگر در "سازمان اکثريت"، گاهي چنان با گشاده نظري تحمل مي شود، که منطق کار جمعي و نفس احترام به ضوابط براي کارسازمانگرانه را مخدوش مي کند، اما در مجموع، پذيرش نظرات متفاوت و تلاش براي رعايت حق و حقوق دموکراتيک اعضا، از نقاط قدرت اين جريان است. برگزاري کنگره دوازدهم را بايد در اين چارچوب ارزيابي نمود. شايد در ميان جريانات سياسي، کمتر تشکلي بتوان يافت که چون اين جريان درهاي کنگره خود را به روي طيف گسترده اي از افراد و احزاب مختلف، گشوده باشد. اهميت اين موضوع در اين است، که حتي امروز هم کم نيستند جريانات چپي که به بهانه هاي مختلف، از جمله به بهانه امنيتي، تصميمات سياسي و نظري خود را در پشت درهاي بسته اتخاذ مي کنند. اين جريانات نه تنها از ميان تمامي متحدان خود هيچ کس را براي شرکت در جلسات خود قابل اعتماد نمي بينند ، فراتر از اين، از انتشار نظرات مختلف نيز واهمه دارند. نظرات متفاوت در درون اين جريانات فقط زماني راهي به بيرون باز مي کنند، که طرح انشعابي در ميان باشد.
در اينجا قصدم پرداختن به قدرت ها و ضعف هاي کنگره دوازدهم نيست، به شکل فشرده به نکاتم، که هم مي تواند در رده نقطه قوت و هم در صف ضعف ها دسته بندي شود، اشاره مي کنم:
اولين نکته اي که برايم پرسش انگيز است، موارد متعددي است که در دستور کار کنگره قرار داشت. زمان برگزاري اين کنگره چهار روز در نظر گرفته شده بود. طبق پيش بيني هيئت رئيسه، کنگره نيازمند 33 ساعت وقت بود تا به موضوعات در دستور بپردازد. اما همين زمانبندي هم، تناسبي با موضوع و تعداد شرکت کنندگان در جلسه، نداشت. براي نمونه به "بررسي گزارش سياسي از روند دو سال گذشته" 30 دقيقه وقت اختصاص يافته بود. يعني از 33 ساعت وقت مفيد، نيم ساعت به اين موضوع اختصاس داده بودند. در اين جلسه، هم اعضا و هم مهمانها، حق داشتند صحبت کنند. آيا نيازي هست که اثبات کنيم بررسي اوضاع سياسي طي دو سال گذشته، در نيم ساعت براي بيش از صد نفر شرکت کننده، ممکن نيست؟ "سازمان اکثريت" حداقل 12 کنگره برگزار کرده و طي اين سال ها، جلسات متعددي با شرکت کنندگان پر شمار، داشته است. بر اساس کدام تجربه رفقا اينگونه برنامه ريزي کرده بودند؟ ما روشنفکران و فعالان چپ ايراني، اگر بنا باشد پيرامون موضوعي که روي آن توافق نظر داريم، صحبت کنيم، به سادگي گريبان خود را از آن خلاص نمي کنيم. کافي است موضوعي فقط در دستور 5 نفر از ما قرار گيرد، تا حداقل يکروز تمام در تائيد، تدقيق، تکميل و تکرار حرف همديگر، سخن بگوئيم. اگر دست اندرکاران و سازماندهندگان کنگره نخستين بارشان بود که جلسه برگزار مي کردند، اين تعدد موضوع و اين زمانبندي، قابل فهم بود. اما متاسفانه بارها چنين جلساتي را سازماندهي کرده و احتمالا هر بار نيز با چنين مشکلاتي روبرو شده اند، ولي به نظر مي رسد از اتخاذ تصميم قاطعي براي عدم تکرار اينگونه خطاها، باز مانده اند.
فکر مي کنم مي توان از خرد جمعي يک نيرو، به اشکال و مکانيزمهاي دموکراتيک ديگري بهره گرفت. بسياري از اين مسائل خارج از کنگره قابل بررسي و تصميم گيري اند. نيازي به پرداختن به آنها در کنگره نيست. مي توان در مواردي که يک موصوع نياز به راي در جلسه کنگره داشته باشد، فقط براي راي گيري، در دستور کنگره گذاشته شود. همين قطعنامه سياسي که در دستور قرار گرفته بود و بعد کنگره دوازدهم آن را به شوراي مرکزي منتخب سپرد، مي توانست اين مراحل را طي نکند و از همان ابتدا همين گونه پيشنهاد شود. معمولا پرداختن به موارد متعدد در جمع هاي وسيع معنائي جز اين ندارد که يا به شکل فرمال تصويب شوند و يا بدون نتيجه از دستور خارج گردند.
دومين نکته مورد تاکيدم چگونگي ارتباط موضوعات در دستور با يکديگر و ضرورت پرداختن بدانهاست. در اين کنگره هم بحث وحدت چپ در دستور قرار داشت هم موضوعاتي که نافي امر وحدت بودند. پيش از هر چيز بگويم که اين بحث خوب و مثبت پيش رفت. شرکت کنندگان از زواياي مختلف سخن گفتند و سئوالات و ابهامات و نگراني ها با شفافيت و روشني بيان شدند. شايد مهمترين و مفيدترين موضوع کنگره دوازدهم، همين بحث وحدت چپ بود. در اين بحث، هم موافقان و مخالفان در "سازمان اکثريت" و هم مهمانها، خصوصا نمايندگان دو جريان ديگر: "شوراي موقت" و "اتحاد فدائيان"، به شکل فعال مشارکت نمودند و نظراتشان را بدون ابهام بيان داشتند. با توجه به مباحثي که پيش از اين، در ارتباط با وحدت شکل گرفته بود، ابعاد تصميمات پيرامون اين موضوع، براي شرکت کنندگان در کنگره روشن بود. از نمونه تصميماتي بود که راي دهندگان مي دانستند به چه چيز راي مي دهند. پيش از شروع گفتگو پيرامون وحدت، نام گذاري کنگره دوازدهم، در دستور قرار داشت، که شرکت کنندگان نخواستند نامي براي اين کنگره انتخاب نمايند. از نظر من مناسب ترين نام براي اين کنگره، همين بود. در راه وحدت و يا کنگره وحدت!
اما زماني يک جريان امر وحدت چپ را در دستور دارد و مي خواهد به سهم خود در جهت دستيابي بدان تلاش کند، مي بايست موضوعات در دستور آن، متناسب با چنين مساله اي انتخاب شوند. گذاشتن موضوع آئين نامه جديد براي کنگره هاي بعد، در دستور اين کنگره، براي نيروئي که چشم انداز وحدت ندارد قابل فهم است، اما براي جرياني که امر وحدت را جدي گرفته است، چندان قابل درک نيست. و يا "بررسي اسناد پايه اي" نظير "سند ديدگاهها و آماج ها" و "بررسي اساسنامه"، بهتر بود به شکل مشترک همراه با ساير نيروهاي متحد، پيش مي رفت تا از دوباره کاري و اتلاف انرژي پرهيز شود و هر کدام از اين جريانات، جداگانه، خود به اين امر نپردازند. ما با همديگر سهل تر به مسائل، پاسخ مشترک مي دهيم. من موضوعات در دستور کنگره دوازدهم را چندان در پيوند با وحدت چپ نمي ديدم.
سومين نکته اين است که جاي برخي از بحث ها، که بايد در کنگره انجام مي شد، خالي بود. بر کسي پوشيده نيست که پيش از کنگره، "سازمان اکثريت" با بحراني روبرو شد تا جائي که پلنوم کميته مرکزي اين جريان را به موضع گيري واداشت. به دنبال "نامه" فرخ نگهدار و اعلام برائت دو تن از اعضاي اکثريت، ف –تابان و احمد پورمندي، بحران در درون اکثريت پيرامون اين موضوع حاد شد. همين موضوع، که بهانه انشعاب در اتحاد جمهوري خواهان شد، سازمان اکثريت را زير فشار سنگيني قرار داده بود. در اين کنگره اين موضوع با اين همه تنش و مشکلات دروني و بيروني، مسکوت ماند. چرا؟ نامه به خامنه اي دو وجه داشت، که مي بايست بررسي شود. يک وجه آن تشکيلاتي بود. اهميت داشت اين اقدام و اقدامات مشابه به عنوان يک عمل سياسي، پذيرفته و يا رد شوند، تا تکليف به لحاظ ضابطه روشن گردد. هيچ چيز به اندازه ناروشني در ضابطه، روابط را تخريب نمي کند. مي توان با يک ضابطه موافق و يا مخالف بود. در اين دو حالت، تکليف روشن است. اما ضابطه ناروشن، موريانه اي است که به جان مناسبات افتاده و آن را از درون تهي مي کند. ابهام در ضوابط، بستر مناسبي پديد مي آورد براي رشد و نمو دسته بندي هاي ناسالم. دومين وجه آن، نظري بود. در کنگره بايد پيرامون مضمون نظري آن "نامه" به طور مشخص بحث مي شد. ممکن است افرادي در "سازمان اکثريت" نفس نوشتن اين نامه را يک عمل سياسي ندانند، اما کمتر کسي است که موضع آن نامه را، نظر رسمي اين جريان بداند. بنابراين جاي بحث نظري پيرامون اين موضوع، در همين کنگره بود. اين مساله در کنگره به صراحت طرح نشد، اما روي تمامي موضوعات، سايه انداخته بود. پرسش اين است که چرا به جاي رفتن روي اصل اين موضوع، شرکت کنندگان از پرداختن بدان اجتناب نمودند؟
چهارمين نکته روش پرداختن به مسائل در کنگره هاست. من فکر مي کنم براي جمع هاي وسيع، بسيار دشوار و تقريبا محال است که بتوانند روي مطالب طولاني تصميمي آگاهانه اتخاذ نمايند. توافق روي اين مطالب حتي براي جمع هاي بسيار محدودتر نيز دشوار است. به نظر من جمع هائي نظير کنگره، فقط مي توانند روي قطعنامه هاي کوتاه با احکام روشن اظهار نظرکرده و تصميم گيزي کنند. مطالب طولاني با توضيح و تحليل و تفسير را نبايد به جمع هاي بزرگ سپرد. کنگره پس از روشن کردن نظر خود به شکل احکام کوتاه و روشن، به جمع هاي منتخب و وظيفه بسپرد تا آن موضوع را توضيح دهند. قرار دادن مطالب با طول تفسير مربوط به زمانهائي است که دبير کل يک حزب گزارش سياسي خود را در جلسه قرائت مي کرد و شرکت کنندگان به جاي دادن راي، دعوت مي شدند که قيام کنند و يا کف بزنند. البته دل شير هم مي خواست که در مخالفت، بر صندلي بنشيني و يا کف نزني. نتيجه اش همان اتفاق آراء هائي بود که در کنگره ها و اجلاس هاي وسيع و مهم، همه شاهد و بعضا ناظرش بوديم. اکنون هم شرايط دگرگون شده و هم ما تغيير کرده ايم. اما برخي از همان رسوبات افکار گذشته، در پستوي ذهنمان باقي است و يا به اشکال ديگر در تن و جان مان، جاريست. ما به تجربه آموخته ايم که نبايد گزارشات و تحليل ها و سخنراني ها را با کف زدن تائيد نمود. کمتر کسي است که به سادگي آن عمل ديروز را بپذيرد. و شايد با فاصله گرفتن از آن دوران، برايمان همان رفتارها، عجيب آيد. امروز راي مشخص به پيشنهادات و مطالب، جايگزين کف زدن ها شده است اما چون هنوز تا حدي افکار سابق در اعماق ذهنمان حضور دارد، مثل سابق براي جمع هاي وسيع، مطالب و گزارشات مفصل مي نويسيم و اينها را به راي مي گذاريم. از آنجا که راي ها تا حدي واقعي شده اند و اين مطالب به تصويب نمي رسند برخي واژ ه هاي من در آوردي، براي تصويب مطالب، اختراع کرده ايم. "چارچوب" و "کليت" از جمله اين واژه‌هاست، که براي تصويب مطالب طولاني، بدان نياز پيدا کرده ايم. يعني مطلبي که راي نمي آورد، چارچوبش به راي گذاشته مي شود تا نظرات متفاوت را روي موضوع معيني به يگانگي غير واقعي برسانيم. اين "چارچوب" يعني چه؟ آيا واقعا چارچوب مورد نظر من همان چارچوب مورد نظر ديگري است. اگر نيست که نيست، بايد اين روش ها را به کنار نهاد. از اينرو من فکر مي کنم کار جمع هاي بزرگ فقط اظهار نظر روي احکام کوتاه و روشن است. اگر چنين شود ديگر نيازي نيست چارچوب و يا کليت مطلب به راي گذاشته شود.
و بالاخره در کنگره دوازدهم نمي دانم چرا امکان دخالت ديگران چندان ميسر نمي شد. علت آن چه بود هنوز درست برايم روشن نيست. تعدد موضوعات و وقت کم، علت اين موضوع بود و يا موضوعات در دستور اين کنگره بيشتر به بحث ها و مسائل دروني تشکيلات تنه مي زد، هر چه بود، دخالت نظري مهمان ها در جلسه بسيار ضعيف بود.
با آرزوي اينکه مسئولان و تصميم گيرندگان در "سازمان اکثريت" به سهم خود بکوشند همراه دو جريان ديگر مباحث وحدت چپ را به شکل دموکراتيک و علني آغاز کنند تا امکان دخالت نيروهاي هر چه وسيع تري را در پايه ريزي تشکيلات جديد فراهم نمايند. با اين اميد که آخرين باري باشد که براي کنگره سازمان اکثريت مطلبي بنويسم.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration