The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

قتل تعمدي خانم هاله سحابي توسط جمهوري اسلامي

علي جلال


همچون همه ايرانيان از اين جنايت ضد بشري جمهوري اسلام و قتل اين انسان شريف بسيار بسيار اندوهگينم، من نيز مانند همه از ژرفاي جان تسليت مي گويم، اما آيا بايد تسليت گفت يا نه !

- جنايت در پي جنايات! عليه بشريت! بطور شبانه روزي، کين توزانه، در نفرت از ايرانيان.

ـ هنگام آن است که همچون زمان کاوه، همه عليه اين ضحاک خون آشام، سيد علي خامنه اي، بپا خيزيم، طومار اين دشمنان ايران و ايراني را در هم بپيچيم

او کشته شده است! او زن بوده است! او انسان بسيار شريفي بوده است ، او فقط مي خواسته احساسات بسيار خصوصي و انساني خود را باپدر بزرگوارش در آخرين وداع ابراز دارد احساست دختري در مرگ پدرش، او فقط مي خواسته جنازه پدرش را تشييع کند، هر چه هم جباران شرط و شروط کرده بودند، پذيرفته بودند(متاسفانه): مراسم نگيريد! در شهر نياييد! در بيرون شهر (لواسان) بمانيد! حرف نزنيد! شعاري ندهيد! هيچکس را هم نگذاريد لب بگشايد! سکوت کامل کنيد! فقط ساعت ۶ صبح عزاداري کنيد! و ...؛ !! بازهم به جنازه پدرش حمله کردند آنرا دزديدند، دختر را با ضربات بر زمين انداختند چنان شنيعانه بر پهلو وانش کوفتند تا جانش بگرفتند.

آري اين و بسيار بيش از اين که براي بيانش واژگان نداريم ولي همه به گوش جان ميشنويم و به چشم جان مي بينيم. باعث چنين بر انگيختگي مردم ما در مقياس ملي شده است

همه ميدانند که اين جنايات همه به دستور سيد علي خامنه اي است. او سالهاست که اين چنين فرزندان اين ملت رامي کشد. بويزه از خرداد ۸۸ به اين سو. ملاي آدم خواري را قاضي القضات اسلام کرده است تا اگر در افسانه ها ضحاک روزي ۲ ايراني را قرباني خويش ميکرد، بنا به آمار، آنها روزي ۳ ايراني اعدام مي کنند، در کوي و برزن چوبه هاي هاي دار

مي کارند، عفو بين الملل ميگويد تعداد اعدام هاي مخفي بيش از اعدامهاي علني است.

قدرتي نا محدود در اختيار او (خامنه اي) است. همه تاريخدانان يکي از دلايل آدم کشي هاي وسيع توسط فرمانوايان جنايتکار را ناشي از ترس آنان مي دانند. يکي از علتهاي اساسي ترس، جهل و نا آگاهي است، ملاها، بيسواد و جاهل اند، اما بدتراينکه ، آنها بيسواداني هستند که خود را "بحر العلوم"، "علامه" و ...؛ مي دانند؛ از اين رو در هر جامعه اي، بيش از هر کسي، مدعي هستند. بدين سبب اصولا جاه طلب و خود خواه اند، پس برخلاف عوام، که اگر بيسواد باشند اما اقلا ادعايي ندارند. ولي به خاطر موقعيت و خصوصيت ملاها، جوامع در خطر آن هستند که اينها، يعني بيسوادترين و بي فرهنگترين کسان، مصدر اموري شوند.

کساني که از نزديک سيد علي خامنه اي را ميشناسند، مي دانند که ترسو و جبون بودن همراه با جاه طلبي مفرط از بارزترين خصوصيات اوست. ايران کشور ثروتمند و مهمي است، اين همه در دست طبقه حاکمه متمرکز شده است. از همان آغاز کسب قدرت توسط خميني، توطئة افراد حکومتي عليه يکديگر شروع شد، مرکز اصلي اين توطئه بيت خود خميني بود(۱). بعد از خميني، "رهبري" را به خامنه اي دادند. آنزمان نه جهموري اسلامي چون امروز ارگانهاي سرکوب خود را سازمان داده بود(پس هنوز خود را کاملا مستقر نمي ديد). نه حجت الاسلام خامنه اي خود را چنان "مستقر" مي ديد. پس خامنه اي چه به دليل آغشتگي خود به توطئه هاي "سرکردگان" در دوره خميني، چه بنا به خصوصيات فردي خود، دو چالش عمده پيش رو داشت: ترس! و جاه طلبي!. جاه طلبي او براي تثبيت تمام کمال خود به عنوان حاکم مطلق بلامنازع(ولايت مطلقه)، او که مي دانست به هيچوجه موقعيت اجتماعي خميني، و همچنين سلطه بلامنازع او به اطرفيان خود، را ندارد. براي تثبيت موقعيت خود ، به فاسد کردن بيشتر اطرافيان و وابسته کردن آنها به خود پرداخت. واما ترس! ، او نه فقط از توطئه هاي درون بيوت فاسدِ، گنده ملايان، در هراس بود و هست (و واقعي هم است). بلکه، چون زمان شاه را بخوبي لمس کرده و مانند اکثر ملايان مردم را نيز "مي شناخت"، ترس از مردم! وحشت اصلي او بود و هست ، آري از روزي که خامنه اي بر تخت "ولايت مطلقه" تکيه زد، مشغوليت اصلي ذهن او، که ديگر جنبه رواني و ماليخوليايي پيدا کرده است، ترس از "مردم" و "قيام مردم" بوده و است. اين ترس در آغاز جنبه ذهني داشت اما کم کم و طبيعتا با بروز خارجي نفرت مردم از رژيم جنبه واقعي به خود گرفت. و ديگر از قيام ۲۲ خرداد ۸۸ به بعد مي توان تصور کرد که، همِۀ شبهاي او، با کابوس قيام مردم و سرنگوني "خاندان خود" ، سحر مي شود. در طي اين اين ۲۳ سال ولايت، او در بين ديکتاتورهاي فاسد تاريخ در يک مورد نمره "بالا" مي گيرد و آن "هنر" ش در فاسدتر کردن حکومتيان، در چينـش فاسدترين آنها، در اطراف خود، به طرزي که چنان در زدوبند وسوء ظن نسبت به يکديگر و داراي پرونده هاي فساد و جنايت و ...؛ هستند که، اگر جنب بخورند، نابود ميشوند، (مگر روزي، عده قابل ملاحظه اي از آنها، باهم، بر او بتازند. عاقبت برخي از خلفا!)

آن لشگر تا مغز استخوان فاسد که در اطراف خود چيده، او را با "خدا" برابر مينهند (۲). اين چنين قدرتي در دست اين چنين آدمي که کابوس سرنگوني خودش و خانواده اش، او را لحظه اي رها نمي کند.منشا اصلي ترين خطر براي مردم ماست. او از هر جنبنده اي وحشت دارد. اگر باد، برگي را درهوا بجنباند، پاسدارهاي ولايت! آنرا، "ژ ۳" باران مي کنند. او ديکتاتور ديوانه بينظيري است، همگنان تاريخي او، از "آدمهاي سازمان يافته " مي ترسيدند، او از همه چيز در هراس است؛ از کتاب، سينما، ويدو، آنتنهاي تلويزيون، راديو، هر برگ کاغذ نوشته، تلفن همراه، کامپيوتر(انترنت)، مدرسه، دانشگاه، کارگر، محصل، دانشجو، معلم، استاد ، شعر، شاعر، نويسنده، کارگردان، وکيل، آوازخوان، فوتبال، فوتباليست، پزشک (برادران اعلايي)، درويش! و ...؛ او هر بامداد با ناله "شبيخون!شبيخون!" از خواب مي جهد و تا شام آنرا جيغ مي زند.

آهاي مردم! آيا از زنده ياد سحابي و همفکران او وفا دارتر به "نظام" پيدا ميشود؟(۳) جز اينها، همه ديگر "وفا داران نظام" از روي جيره خواريشان "وفادارند".

در تظاهراتهاي 88 چقدر، اين مرد بزرگوار (که اينجانب، واقعا به او احترام مي گذارم)؛ نگران سرنگوني رژيم بود

(متاسفانه مخالف سرنگوني جمهوري اسلامي بود )، خانواده اش و گروه سياسي اش چقدر در برپايي و تقويت جمهوري اسلامي کار کرده بودند!

- جنازه او در خارج از شهر تهران در ساعت ۶ بامداد، در ميان عده معدود مرد و زن سالخوده که از خود سحابي "آرامش خواه"تر هستند. چه خطري مي توانست داشته باشد، که مورد هجوم سپاه خامنه اي قرار مي گيرد. وحشت از جنازه او تا به کجاست که براي "بازداشت" آن!! حتي دخترش، زني ۵۵ ساله را، بايد کشت ؟!!. آري اين ماهيت جمهوري اسلامي است.

اينطور مردم ما را مي کشند، ، بيش از دو سال است که اينهمه ايرانيان بيگناه را اعدام مي کنند . و امروز ديگر کسي شکي ندارد که همه بفرمان خامنه اي است . آنگاه صدر اصلاح طلبان، خاتمي، خامنه اي را در اين دو سال "مظلوم" مي نامد!!.

در ديماه ۸۸ ،دانشجويان مشهد را کشتار کردند، در بهمن، ۲۱ نفر را تنها در دو روز اعدام کردند، پنج زنداني سياسي را در اوين اعدام کردند(۱۳۸۹)، در بهار و تابستان اين سال در مشهد اعدامهاي مخفي بيداد ميکرد(و تا کنون نيز)، خامنه اي يکي از معروفترين جلادان قتل عام ۶۷، آخوند اژه اي را به دادستاني کل گمارد، اودر سال ۸۹ ، ۵۰۰ نفر را در در زندان وکيل آباد مشهد مخفيانه قتل عام کرد (گويا بيشترشان زنداني عادي ، و اعدامها هنوز ادامه دارد) (۴). اصلاح طلبان پيرو خاتمي هيچ نگفتند، آنها در تمام اين مدت خواهان "آزادي زندانيان" شدند، آنها موذيانه حرف مي زنند، آنها مي دانند که زندانيان عضو "احزابِ" مبعلق به آنان را، شکنجه نمي کنند، مرتب مرخصي مي دهند، و حکم اعدام تهديدشان نمي کند(خوشبختانه)، از اين روي آنها تنها از "آزادي زندانيان" ،صحبت مي کنند،و نه از توقف اعدامها! خاتمي و پيروانش در اين دو سال يک کلمه يکبار نگفته و نمي گويند "بس است جنايات! بس است اعدام! متوقف کنيد اعدامها را .." خاتمي و اصلاح طلبان پيرو او مساله اصلي شان حفظ اين حکومت است، آنها "ميدانند"! که اين حکومت براي "ماندن" بايد اعدام کند!، معلم جوان آزاده اي(فرزاد) را از روي کينه اعدام مي کنند؛ خاتمي و اصلاح طلبان پيرو او مطلقا سکوت مي نمايند ( چه "وجدان" هايي!!؟ ). آنگاه خاتمي از مردم مي خواهد "خامنه اي" را ببخشيد!!. با خانم وکيل فرهيخته اي، نسرين ستوده ، آنچنان مي کنند، او را با آن تن نحيف در برابر چشمان فرزندان خردسالش در تمام مدت دادگاه دستبند مي زنند. آيا اين جز نشانه جبن و وحشت است؟ که ملايان و بيشتر از همه شان، خامنه اي از ملت ايران دارند ؟ . يک طرف مردم بي دفاع ما صرفا به خاطرمشايعت جنازه پدر، پدرِ وفادار به جمهوري اسلامي،( آنهم در حاشيه منزل و نه در وسط شهر)، توسط سپاه خامنه اي کشته ميشوند؛ طرف ديگر رئيس اصلاح طلبان به مردم مي گويد "خامنه اي را ببخشيد! يک طرف، قدرت پاسدار و بسيجي و لباس شخصي، آدم کشان حرفه اي، و در راسشان سفاکي با قدرت"قانوني" مطلقه، که شب و روز در فکر تجهيز سپاه خو عليه ايرانيان است که همه پول اين مملکت را به خارجه ميدهد تا براي سپاه جرار خود کلاه خود و سپر، دستگاه پخش

گاز هاي سمي، زرهپوش براي له کردن مردم، انبوهي موتور براي يورش مغول وار پاسدارها به مردم بيدفاع و ... فراهم کند. جانبي ديگر مردمي شريف، ايراني، که جز هوش و استعداد ودانش خود در برابر اين ايران ستيزان چيزي ندارند . و سالهاست در اين راه مبارزه مي کنند، و در اين دو سه سال گذشته جنبشي با شعار "آزادي، استقلال، جمهوري ايران" بره انداخته اند، که بدرستي ابتدا خاورميانه را بر انگيخت، تا جمهوري اسلامي را بخوبي از درون و بيرون محاصره کند، و آنگاه بزيبايي تمام، آنرا "درهم فرو بريزد"، قرار دارد. در اين ميان خاتمي و پيروانش مي کوشند با فريب مردم را عقب برانند و دستآوردهاي آنان را از آنان بستانند. آنها مي گويند

گذشته ها گذشته "همه" سرجاي خودمان بر گرديم. يعني روز از نو روزي از نو، خاتمي و پيروانش زير سايه ولايت مطلقه فقيه به قدرت برگردند، مردم را با "نازونوازش" به قربانگاه "خامنه اي" ببرند فعاليتهاي اتمي مشکوک بکنند، که حاصلش اينهمه ضرربه ايران شد(۵)، بر پايه "حکم حکومتي"، با مردم عمل کنند، بودجه شوراي نگهبان را ده برابر کنند، و دوباره با برپايي انتخابات تقلبي (۶) همچون دور نهم رياست جمهوري "جانور ديگري، احمدي نژاد ديگري" را به حکم آقا و بيت فاسد آن بر گرده مردم سوار کنند. واين همه به خاطر "اسلام ناب محمدي"

چه نکبتي بر آسمان ايران سايه افکنده است.

سخن پاياني: نخست اينکه قتلِ هاله سحابي توسط جمهوري اسلامي، عمدي و با نقشه قبلي و توسط ماموريتي معين بوده است؛ به چند دليل:

الف- ماهيت رژيم بنا به ۳۱ سال .

ب- استراتژي رژيم در کشتار جوانان در قيام ۸۸، همه شهدا، با شناسايي قبلي و گزينشي و توسط تير تک تير اندازان معين، کشته شدند.

ج- شهادت شاهدان موثق، که ضارب هاله، نحوه عمل و فرار او را ديدند.

د- شهادت دکتر معالج.

ه ـ دفن سراسيمه او، شبانه، توسط رژيم

دوم - سخني با زنده ياد سحابي. آقاي سحابي!

شما همواره در چارچوب انديشه خود صادقانه مبارزه کرديد. اينجانب خود را از همه مبارزين صادق در راه مردم ايران، حقيقتا و فروتنانه کوچکتر مي دانم اما با نظر شما در مخالفت با "سرنگوني اين رژيم" مخالف بوده و هستم، شما عنوان مي کرديد که ايران براي شما اصل است، شما عنوان مي کرديد که رفتن "جمهوري اسلامي" براي بقاي ايران مضر است، بنده عرض کردم و عرض مي کنم که در مرحله کنوني "اصلي ترين دشمن ايران"، "اصلي ترين خطر براي بقاي ايران" همانا "جمهوري اسلامي، جمهوري اسلامي و جمهوري اسلامي " است. من جايي نديدم که شما به صراحت "اصلي ترين خطر براي بقاي ايران" در شرايط کنوني را بنماييد. ولي فرض کنيم منظور، خطر تجزيه ايران باشد. عرض اينجانب به همه "دلنگرانهاي" واقعي تجزيه ايران اين است: اگر شما راه جلوگيري از "تجزيه ايران" را، سرکوب و کشتار مردم مناطق ملي ميدانيد آنگاه شايد "حق" با شما باشد که بقاي جمهوري اسلامي را بخواهيد زيرا الحق که هيچ حکومتي "بهتر" از او، کردان و بلوچان و اعراب جنوب و ... را نمي تواند "کشتار" کند. وگرنه! عرض مي کنم که عامل اصلي تفرقه و جدايي، عامل اصلي و مشوق اصلي بيگانگان در طمع به ايران و...؛ جمهوري اسلامي! جمهوري اسلامي! و جمهوري اسلامي! است. آقاي سحابي جدا از اين بحث، بايد عرض کنم که مساله اصلي اين است که جمهوري اسلامي ماهيتا و از روي آگاهيِ بنيانگزار و رهبران کنوني آن رژيمي ضد ايراني است، با کمال تاسف بايد عرض کنم که شما و همفکران شما اين حقيقت را بخوبي ميدانيد. اين چيزي نيست که احتياج به کشف و شهود داشته باشد آنها خود از روز اول بارها ضديت خو با ايرانيت را گفته و عمل کرده اند، اين روزها وقتي که باند احمدي نژاد(با همه کودني) پي برد که، ايران و عشق به ايران در دل تک تک ايرانيان از قويترين عشق هاست .(البته احمدي نژاداهداف شرورانه دارد) ، آنگاه بازهم، همه ديدند چگونه دست اندرکاران اصلي اين رژيم از هر طرف به "ايران و ايرانيت" علنا تاختند، آقاي سحابي اگر شما بخواهيد در مورد اين سخنان من احتجاج بورزيد آنگاه يک پرسش از شما مي کنم: آيا قبول داريد که جمهوري اسلامي مي گويد که اصل براي او "اسلام" است و نه "ايران"؟ آنگاه در اين صورت؛ آيا به نظر شما تنظيم سياست (داخلي و خارجي) بر پايه "اسلام سران رژيم، از خميني تا کنون" در تقابل و ضديت (و اقلا در دراز مدت) با "منافع ايران" نخواهد بود؟ و نخواهد شد؟(کما اينکه در اين سي سال شده و شما بطور تک تک به آن اشاره کرده ايد: ادامه ۶ سال جنگ بعد ازبازپس گيري خرمشهر، به خاطر "اسلام"بود، اين همه خسارت عليه ايران پيرامون فعاليتهاي اتمي، ناشي از تنظيم سياست بر پايه "منافع اسلام! ولو ايران فدا شود" بوده و است، بذل و بخشش نفت و گاز ايران به پاکستان و هند و ترکيه و سوريه ـ بنا به گفتار خود شما ـ؛ بر پايه برتر نهادن "منافع اسلام" است، تمام سياست خارجي که توازن استراتژيک ايران و همسايگان را به طرز خطرناکي به ضررما به هم زده ومي زند و فاجعه اين است که جمهوري اسلامي بدتر از هر نيروي ضد ايراني مستقيما همسايگان را به ضرر ايران تقويت مي کند، بنا به "منافع اسلام! بالاتر از ايران و بالاتر منافع ايران است" انجام شده و مي شود.) سخن آخر در اين مورد اين که: به گمان من، اگر نگويم همه اين موارد ولي بسياري از آنها را شما در عمق وجود خود مي دانيد اما پذيرش آن خيلي خيلي خيلي برايتان سخت است. چطور مي شود کساني که يک عمر شعارشان دفاع از ايران و ملي گرايي و پيروي از مصدق بود، سر انجام به دست خود ضد ايراني ترين حکومت از بعد از حمله اعراب(و چنگيز و تيمور) به ايران، را بر ايران حاکم کردند. آقاي سحابي حقيقتا متاسفم از اينکه بگويم امروز جمهوري اسلامي دختر شما را با نقشه از پيش تعيين شده کشت، من واقعا اعتقاد دارم که اين چنين قتلي شدني نبود و نيست مگر بر پايه "منافع اسلام! برتر از ايران است"، البته بر کسي پوشيده نيست که "منافع اسلام" در اساس منافع "نظام" است

سوم: سخني با کساني که خود را ملي-مذهبي مي نامند، آقايان هموطنان! بديهي است امروز روي سخنان بالا (سخني با زنده ياد سحابي)، با شماست. پس اينک بر پايه آنچه گفته شد آخرين جمله اين مقال را عرض مي کنم: اگر مساله قتل خانم هاله سحابي، به دست جمهوري اسلامي، امروز يک مسله ملي است که به همه ايرانيان مربوط شده است(بدرستي)، آنگاه، بدون تعارف ، اگر! سياست هاي شما نيز، در "تشجيع" قاتلان، به انجام اين جنايت ضد بشري و ضدملي، نقش داشته، پس شما هم به سهم خود مسئوليد، و از امروز به بعد هم، از همه بحث و استدلال سياسي گذشته هر ايراني يي ، ديگر اکنون پس از سي سال، اين امر را به خوبي در يافته که از قضا، جمهوري اسلامي با کساني که خود را به او نزديک کنند، يا با او از در "مدارا" در بيايند، بدتر و بدتر، و بي رحمانه تر رفتار مي کند؛ شما بعد از اين جنايت فجيع باز تسليم شديد "تا او را شبانه دفن کنند، اين کارتان بسيار بد بود و خلاف روحيه زنده ياد "ايراندخت" هاله .

علي جلال ۰۳/۰۶/۲۰۱۱ برابر با ۱۳ خرداد ۱۳۹۰

۱) نگاه کنيد به خاطرات ايت الله منتظري
۲) ) http://www.aftabnews.ir/vdcf1cdymw6d0ta.igiw.html ‍
( ۳،۵، ۶ ) مصاحبه هاي عزت الله سحابي از جمله مصاحبه منتشره در "جرس"تاريخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۹,
(۴) اولين بار، حجت الاسلام احمد قابل که خود در فروردين ۸۹ در اين زندان، زنداني بوده خبر اعدام مخفيانه در اين زندان رافشا کرد



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration