The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

حملات نظامي بشردوستانه

ناهيد جعفرپور

بسياري امروز بر اين باورند که جنگ ليبي از سوي دولت هاي غربي بخاطر تحقق حقوق بشر در ليبي انجام پذيرفت و موضعي درست بود. اين موضع گيري در واقع بيانگرعدم شناخت درست ازواقعيت سياست جهان و نگاهي سطحي به اين واقعيات است. امروز ديگر بر کسي پوشيده نيست که دولت هاي غربي همواره تنها زماني به اقدامات جنگي متوصل مي شوند که منافعشان و يا بهتر بگوئيم حکومت هاي متحدشان ديگر منفعتي براي آنها نداشته باشند و بکار نيايند.
اگر که فرض کنيم به واقع حقوق بشر براي دولت هاي غربي مهم است وبر فرض محال تصور کنيم که پناه بردن به راه حل شوراي امنيت، يعني به راه انداختن لشکرکشي، تنها راه ازنفس انداختن حکومت هايي است که دست به کشتارعمومي عليه مردم مي زنند، پس خيلي پيش از اين بايد قطعنامه هائي بر عليه : ايران، سوريه، عربستان سعودي، يمن، بحرين و..... صادر مي شد و در برابر حکومت هائي چون حکومت ايران، سوريه که امروز مخالفان را چنين سرکوب مي کنند و يا بحرين که درخيابان هاي اين کشور مبارزات مسالمت آميزمردم را با ارتش وتانک و توپ به خاک وخون مي کشد، مقابله مي شد ويا عليه رژيم يمن که تنها در يک روز بيشماري ازتظاهرکنندگان راتوسط نيروهاي سرکوبگربه قتل رساند دست به اقدام نظامي زده مي شد و يا منطقه پروازممنوع را برعليه اسراييل درغزه، که مردم بي دفاع فلسطين را درحملات پي درپي هوايي به قتل مي رساند، از تصويب شوراي امنيت مي گذراند. اين هم ديگر بر کسي پوشيده نيست که کشورهاي غرب چشم خود را دربرابراعمال جنايت کارانه حکومت هاي متحد خود بسته اند وتنها دربرخي مواقع، براي فريب افکار عمومي، دست به انتقاد هايي بي خاصيت مي زنند.. در عوض اجازه داده مي شود تا کشوري چون بحرين در شوراي همکاري هاي خليج براي سرکوب اپوزيسيون وارد عمل نظامي شود. اعضاي اين شورا همچنين قطر است که در جنگ ليبي جانب ناتو را گرفت. کامرون نخست وزير بريتانيا در تاريخ 20 ماه مه 2011 وليعهد بحرين را که شخصيتي بهتر از قذافي نيست پذيرفت و با وي ملاقات نمود. همچنين در بحرين ارتش مستقر شده آمريکا در اين کشور تا کنون هيچ تلاشي براي اجراي حقوق بشر در اين کشور ننموده است. جالب اين جاست که عربستان سعودي پيشنهاد کمک مالي به مصر مي کند اما تنها به شرطي که مبارک و زنش از مصونيت در مقابل مجازات بهره مند شوند. (1) هيچ جنگي مثل جنگ ليبي مثالي براي رقابت قدرت سياسي ميان قدرت هاي اين جهان نيست.
سارکوزي رئيس جمهور فرانسه در سال 2007 در زمان معرفي پروژه اش بنام « اتحاديه مديترانه اي» گفت:» فرانسه بايد به خاطر داشته باشد که اين پروژه قدرتي در فضاي مديترانه خواهد بود». (2) روزنامه فرانکفورتر آلگماينه مي نويسد (3) قدرت روز افزون کشورهاي شمال و شرق اروپا را مي بايست در مقابل يک تمرکز جنوبي قرار داد. تمرکزي که رهبريتش دست فرانسه باشد». عکس العمل آنگلا مرکل به اين پروژه چنين بود :» يک چنين حمله اي به موضع قدرتي آلمان در اتحاديه اروپا مي تواند محرک سقوط اروپا باشد».(4) از « پروژه مديترانه» يک « پروژه اتحاديه اروپا بيرون آمد: مرکل باعث شد تا سارکوزي « پروژه مديترانه» را متوقف سازد. (5) با انقلاب هاي عربي « اتحاديه مديترانه» تکيه گاه عربي خويش را از دست داد (6) زيرا مبارک در کنار سارکوزي شخص دوم « اتحاديه مديترانه» بود. اين چنين بود که شورش هاي ليبي فرصتي مناسب شد تا رهبريت فرانسه مجددا مطرح گردد. در واقع سرنگوني قذافي در پايان سال 2010 در برنامه وجود نداشت همينطور سرنگوني همکاران قذافي در مصر يا تونس. حتي نام وي (قذافي و ليبي) از ليست کشورهاي تروريسم « محورهاي شر» برداشته شده بود. ليبي کشوري مطمئن براي فروش نفت با قيمت بازار جهاني بود و درآمد حاصل از نفت بخش اعظمش در بخش هاي بزرگ اروپا و آمريکا سرمايه گذاري شده بود و پناهندگان فقر از آفريقا و سواحل دور مديترانه با تائيد سياستمداران ريز و درشت آلماني در اردوگاه هاي متفاوت پناهندگي مستقر شده بودند. (7) در عوض اين سرمايه گذاري ها از اين کشورها و همچنين از آلمان تسليحات و تجهيزات نيروي پليس به ليبي وارد مي شد. براي مثال در سال 2007 کنسرن تسليحاتي فرانسوي/آلماني « ا آ د اس» با ليبي يک قرار داد بزرگ به مبلغ 168 ميليون يورو بست. درفاصله سال 2008 و 2009 دولت آلمان تحت صدراعظمي آنگلا مرکل ارزش قرار داد تسليحاتي به ليبي را به 13 برابر افزايش داد. طبق تخمين انستيتوي بين المللي صلح استهکلم قذافي موفق شد بين سال هاي 2003 تا 2008 در حدود 4،4 ميليارد دلار آمريکائي براي خريد تسليحات هزينه نمايد. اين مبلغ به همراه هزينه خريد تسليحات در سال هاي 2009 و 2010 بين 6 تا 8 ميليارد ديگر افزايش يافت. همکاري مشترک نظامي آلمان/ليبي ميان تري پوليس و ديگر کشورهاي ناتو هم دنبال شد. در سال 2009 وزير امور خارجه بريتانيا اعلام نمود که هم کاري مشترک دائمي با ليبي در بخش دفاعي وجود دارد. در اين فاصله سربازان بريتانيائي « نيروي ويژه « اير سرويس ويژه» آموزش بريگاد 32 ليبي را بعهده گرفت. ژنرال ديناميک کنسرن تسليحاتي آمريکا در سال 2008 از طريق شعبه بريتانيائي اش تکنولوژي ارتباطي به مبلغ 166 ميليون دلار آمريکائي به ارتش قذافي فروخت. اين کنسرن از سال 2004 ارتش بريتانيا را با سيستم ارتباطي « بومن» مسلح نموده است. که توسط اين سيستم زيگنال هاي ديجيتالي و زيگنال ها گ پ اس بکار گرفته مي شوند. طبق گفته اين کنسرن اين سيستم زيگنالي در سال 2005 در عراق کاربرد فعال داشته است. شرکت تسليحاتي بلژيکي اف ان هرستال به ليبي فشنگ و اسلحه گرم فروخته است. کنسرن هواپيماسازي فرانسوي داس سايولت هواپيماهاي شکاري قديمي ارتش ليبي را مدرنيزه ساخته است و......................
چه کسي مي بايست جنگ عليه ليبي را به پيش برد؟
فرانسه در اين باره موضعي کاملا روشن داشت: ناتو براي اين کار سازماني مناسب نبود. اين اقدام احتياج به قطعنامه اي از سوي سازمان ملل داشت. (8) اين چنين اين جنگ خارج از ساختارهاي ناتو آغاز گشت و ميان ارتش فرانسه و بريتانيا و آمريکا برنامه ريزي شد.
در آلمان خواست رهبريت فرانسه ثبت گرديد: درگيري هاي مسلحانه در ليبي کمک کرد تاخواست نقش رهبري فرانسه در اروپا بروشني با حمايت قابل توجه اي روبرو شود. براي اين منظور فرانسه همچنين از قدرت نظامي اش استفاده نمود و از اين روي گزارش نيروي هوائي فرانسه زماني رسيد که روئساي کشور و دولت در پاريس جلسه مشورتي داشتند. (9) فرانکفورتر آلگماينه در اين باره نوشت:» فرانسوي ها همين اخيرا به ساختار رهبريت نظامي اتحاديه بازگشته اند و به اين منظوردر ابتدا استفاده از عمليات ناتو را بلوکه نمودند و دليل اين کار را اعتراض موجود جهان عرب در مقابل اين اتحاد دانستند. بسياري از ديپلمات ها بر اين باورند که سارکوزي نمي خواهد نقش رهبريش در سايه قرار داشته باشد. (10) دو کشور به لحاظ نظامي قدرتمند و آماده براي عمليات با مشارکت بريتانيا وارد يک اتحاد بزرگ شدند.(11) دقيقا قبل از جنگ ليبي فرانسه و بريتانيا همکاري نظامي شان را خارج از ساختارهاي اتحاديه اروپا بطور دوطرفه تقويت نمودند. به اين مفهوم که آنان با يکديگر وارد پيماني شدند که طبق آن همکاري مشترک بر سر توسعه تسليحات اتمي، استفاده مشترک از هواپيما برها و تاسيسس يک ارتش مشترک براي عمليات بين المللي انجام مي پذيرد. (12) رولف کلمنت در بررسي خود در راديو آلمان مي گويد:»آمريکائي ها بسيار علاقمند بودند که نقش خويش را بعنوان پليس جهاني حفظ نمايند ـ بدون واشنگتن نبايد واقعه مهمي در جهان رخ دهد.... آنها مي خواستند روشن سازند که اروپائي ها در واقعيت به تنهائي قادر بکاري نخواهند بود. در واقع هر سه کشور قدرتمند در جنگ ليبي به دنبال منافعي روان بودند که در راه آن ليبي تنها يک وسيله بود. با زبان ديگر در اينجا به هيچ وجه براي برقراري حقوق بشر در ليبي جنگ نشد بلکه آنها در کنار نفت اما براي اهداف بالاتر و بزرگتري وارد اين اتحاد شدند يعني مبارزه براي رسيدن به توازن جديد ميان قدرت ها (13) و اين توازن تنها از طريق پيروزي نظامي ممکن است».
تجربه جنگ عراق نشان داد که ديگر قدرت نمائي از طريق نظامي نمي تواند کافي باشد. خواست حمله نظامي بايد از همه سو مورد پذيرش قرار گيرد و برسميت شناخته شود. در واقع اين خواست بايد جنبه حقوقي بخود گيرد. اين برسميت شناختن دخالت نظامي تنها مي تواند در سازمان ملل جنبه حقوقي بخود بگيرد. تائيد شوراي امنيت سازمان ملل به اين خواست جنبه قانوني بين المللي مي بخشد. همزمان کساني که در شوراي امنيت قدرت هاي جهان را نمايندگي مي کنند اين خواست را مورد پذيرش قرار داده و به آن رسميت مي بخشند ـ يا اين که آنرا قبول نمي کنند. درست بمانند مورد آمريکا در جنگ عراق در سال 2003 ـ .
بنابراين حکم شوراي امنيت سازمان ملل از يک مداخله نظامي يک عمل فداکارانه در خدمت « جامعه جهاني» نمي سازد بلکه بيشتر به اين خواست قدرت ها مهر قانوني مي زند. در حقيقت اين حکم خود توضيح اين است که تنها يک دايره کوچک از قدرتها در شوراي امنيت از اين حق برخوردارند تا مداخله نظامي را موفقيت آميز مورد تقاضا قرار دهند.
روسيه، چين، برزيل، هند و آلمان با موضع ممتنع خود از اينکه ادعاي فرانسه و بريتانيا بطور کامل برسميت شمرده شود خود داري نمودند. قدرت هاي وتو چون روسيه و چين همزمان از طريق راي ممتنع خود نشان دادند که آنها اين جنگ را بعنوان يک امتحان قدرت نمي خواهند. براي آنها « مورد ليبي» آنطور که پيداست ارزشي نداشت. با وجود راي گيري مثبت اما راي ممتنع اين کشورها تنها يک برسميت شناختن درجه دو بود و دقيقا اين مسئله خود يک اعلام خطري بود که از جانب آلمان داده شد. تائيد قطعنامه بدون شرکت آلماني ها در آکسيون نظامي براي قدرت هاي بزرگ نظامي اروپا نا مناسب بود. (14)
بنابراين جنگ هوائي با تصميم شوراي امنيت سازمان ملل بر عليه رژيم قذافي کسي که فرد مورد اعتماد غرب در فروش نفت، متحد غرب در مبارزه بر عليه مخالفان ديکتاتورها و سلاخ مردم ليبي است توانست برخي از احزاب بين المللي مترقي و حتي بسياري از چپ ها را هم در نظراتشات متزلزل سازد.
آيا مي توان در مقابل جنگي موضع گرفت که بر خلاف جنگ عراق در سال 2003 با منطق دفاع از حقوق ملت ها و با دلائل حقوق بشري انجام مي پذيرد؟
اينکه بخصوص سوسيال دمکرات ها و سبزها در آلمان با آن هيج مشکلي ندارند را در جنگ هوائي ناتو بر سر کوزوو بر عليه يوگسلاوي در سال 1999 ثابت کردند. اينکه دانيل کون ـ بنديت و مانش مفسر روزنامه تاتس اخيرا علاقمند بودند خود يک هواپيماي جنگي را بسوي ليبي به پرواز درآورند را مي توان در نوشته ها و مقالات آنها بخوبي ديد. در سال 2000 ـ يک سال بعد از جنگ کوزوو ـ روزنامه فرانکفورتر آلگماينه سايتونگ در پاورقي خود يک مقاله استثنائي را درج نمود. اين مقاله از سوي ديترز اس لوتز محقق صلح که امروز ديگر در حيات وجود ندارد با تيتر» جنگ طبق احساس» نوشته شد و در آن نويسنده دلائل جنگ کوزوو را در جنبه هاي گوناگون نقد نمود. اين مقاله دليلي بود براي يک سري از مقالات و همچنين کتاب هاي نويسندگان متفاوت که جنگ کوزوو را نقد نموده بودند. اما متاسفانه ناموفق. زيرا امروز طرد سيستماتيک طراحي شده آنزماني کوزوو/آلباني ها ( با دروغ هاي رسمي مقامات دولتي) توجيح مي شود و داستان سرائي مي گردد. روزنامه « سايتونگ فور ديوچلند» در تاريخ 22.3.2010 مقاله اي را از سوي راين هارت مرکل که در هامبورگ مدرس جرم شناسي و فلسفه حقوق است علني نمود که به اندازه مقاله ديتر اس لوتز از اهميت برخوردار است. در آغاز مقاله آمده است: قطعنامه 1973 شوراي امنيت سازمان ملل به تاريخ 17 مارس که راه حمله نظامي به ليبي را هموار نمود، حتي ابعاد و هدفش از مرزهاي حقوقي گذر مي کند. نه تنها مرزهاي نرم هاي مثبت که موتور توسعه حقوق ملت هاست بلکه پايه هاي آن يعني اصل هائي که بر محور آن هر گونه حقوقي ميان دولت ها وجود دارد. راين هارت مرکل اين مسئله را اين چنين تحليل مي کند که هرچه قدر هم که قطعنامه شوراي امنيت سخت گيري کند ميبايست ميان دو اصل را تفاوت گذاشت: ميان جلوگيري از جنايت سخت بر عليه حقوق ملت ها و طرفداري سخت از تصميم يک جنگ داخلي. وي يادآوري مي کند اين هدف که مستبدين را سرنگون نمود و قيام هاي مسلحانه را کمک کرد به هيچوجه عذر مشروعي براي حمله نظامي گسترده دولت هاي ديگر نيست».
بر مي گرديم به خود قطعنامه: ماده 42 منشور جهاني سازمان ملل به شوراي امنيت اين قدرت را داده است که وظيفه محافظت از مردم غير نظامي در مقابل حملات دولت هايشان را بعهده بگيرد. شوراي امنيت تنها مرجعي است که که در تصادمات گسترده داخلي ميان شورشگران و دولت ـ حال مي خواهد جنگ داخلي باشد يانه ـ دخالت کند. البته تا آنجائي که آکسيون هاي نظامي مرز هاي خود را گذر نکرده باشند تمامي کشورهاي همسايه موظف به رعايت کامل بي طرفي مي باشند. طبق ماده 42 منشور جهاني زماني مي تواند به آکسيون هاي نظامي ختم شود که اگر تهديدي يا شکافي در صلح جهاني و يا حملات نظامي بر عليه اين صلح وجود داشته باشد. اين فرمول بندي منظورش تصويري کلاسيک از جنگ ميان دولت هاست و پاسخي براي شورش هاي درون کشوري، قيام ها و يا کودتا ها که مثل هميشه زير پوشش « حق تعيين سرنوشت» در پيکره ممنوعيت دخالت و ضمانت حق بر سرزمين قرار دارد، نيست. در زمان مبارزات آزادي بخش ضد استعماري 1977 توسط دو پروتکل الحاقي به پيمان ژنو قوانين حقوق بشردوستانه اضافه شد و قانونيت گرفت. در آن پروتکل هاي الحاقي يک چنين « حملات نظامي بشردوستانه» در تصادمات درون دولت ها قيد نشده است.

براي اولين بار شوراي امنيت در سال 1991 مقرر نمود که شرايط خدشه دار شدن حقوق بشر در عراق با ابزار شوراي امنيت مبارزه گردد. به اين مفهوم که مردم کرد را در شمال عراق در مقابل حملات صدام حسين محافظت نمود. در قطعنامه آن يعني قطعنامه 688 صادره در آپريل 1991 ادعا شد که فشار بر عليه کردها صلح جهاني و امنيت منطقه را مورد تهديد قرار داده است. البته بدون توضيحات بيشتر و دلائل بيشتر. شوراي امنيت توانست چيني ها را که نمي خواستند اين قطعنامه را امضا کنند در ابتدا توسط موج عظيم آوارگان که از مرزهاي سوريه و ايران در حال حرکت بودند از خطر امنيت بين المللي متقاعد سازد و به راي دادن بکشاند. آن قطع نامه از اين روي هم آنچنان خطرناک نبود چون با وجود اينکه خودمختاري دولت درشمال را محدود مي ساخت اما اجازه حمله نظامي را نمي داد.

در جائي ديگر يعني يک سال بعد در سومالي زماني که موضوع بر سر اين بود که خشونت عمومي و حملات بر عليه مردم غير نظامي را خاموش کنند و راه فرستادن مواد غذائي و دارو را فراهم سازند. در آنجا شوراي امنيت در دسامبر 1992 قطعنامه 794 را تصويب نمود که طبق آن نيروهاي نظامي چند مليتي با دلائل خطر براي صلح جهاني به سومالي فرستاده شوند. اين مسئله تنها شرايط نا اميدانه اي را براي مردم سومالي به وجود آورد. همانطور که براي همه روشن است اين عمليات براي سربازان آمريکائي در سال 1994 با فاجعه ختم شد و حمله بشردوستانه نتوانست سومالي را آزاد کند. اما يکصدائي در قطعنامه اين زنگ خطر را داد که راه شوراي امنيت به بندر جديد تائيد حمله نظامي رسيده است. اين مسئله دوسال بعد خود را ثابت نمود آنهم زماني که شوراي امنيت در دسامبر 1994 با يک لشکر چند مليتي ـ بگو آمريکا ـ با قطعنامه 940 بر عليه رئيس جمهور هائيتي آريستيده براي سرنگوني وي فرستاده شد. در اينجا موضوع بر سر برقراري دمکراسي بود و از تهديد صلح جهاني و امنيت جهاني کلمه اي نام برده نشد.

بدينوسيله « حمله نظامي بشردوستانه» بعنوان ابزار شوراي امنيت تثبيت شد اما هنوز پنج سال نگذشته توسط هجوم ناتو به يوگسلاوي سابق مجددا از اين امر سوء استفاده شد. تلاش براي مشروع کردن بمباران يوگسلاوي تحت عنوان « حمله نظامي بشردوستانه» و دفاع از حقوق مردم يوگسلاوي اساسا پيش نرفت و تنها با اين امر از اقليتي ميليتانت دفاع گرديد. اين شکست باعث شد تا دبيرکل آنزماني سازمان ملل کوفي عنان کميسيوني را ايجاد کند که سوء استفاده از « حمله نظامي بشردوستانه» را متوقف سازد و آلترناتيو هائي را مشخص سازد. از آن کميسيون طرح مشهور:
Responsibility to Protect
بيرون آمد که حتي در سال 2005 در نشست عمومي سازمان ملل باعث صادر شدن يک قطعنامه شد. اين قطعنامه بر اين اساس تعيين شد که تمامي کشورها مسئولند تمامي شهروندانشان را در مقابل خدشه دار شدن شديد حقوق بشر محافظت نمايند و اگر در اين موقعيت قرار نگيرند که اين وظيفه را انجام دهند سپس اين وظيفه به عهده جامعه ملل قرار مي گيرد.
در نتيجه بقول طارق علي:» بمب هاي ناتو بر روي ليبي تلاشي بود از سوي غرب که سرمسئله « دمکراسي» مجددا ابتکار عمل را در دست گيرد ( بعد از اينکه ديکتاتور هايش سرنگون شدند). بمباران ها اما اوضاع را همواره وخيم تر نمودند. اين به اصطلاح تلاش براي اينکه جلوي « يک قتل عام» را بگيرند به قيمت جان صدها سرباز ليبي تمام شد. سربازاني که غالبا به اجبار به ميدان جنگ فرستاده شده بودند. به اين طريق قذافي مخوف موفق شد به صورت خود ماسک ضدامپرياليستي بزند و به جمع ضدامپرياليست هاي دروغين بپيوندد. متاسفانه در اين جنگ مردم ليبي به هر حال بازنده اند ـ آنهم بي تفاوت از اينکه پايان ماجرا در مجموع چه باشد. اين سرزمين تقسيم خواهد شد ( به يک کشور قذافي و يک کشور با عاملين غرب که در راس آن ها تجار انتخاب شده قرار خواهند گرفت). شايد غرب موفق شود همچنين ثروت هاي اجتماعي و مجموعه ذخاير نفتي اين کشور را هم تحت کنترل خويش درآورد. بنابراين اين همه نمايش «عشق به دمکراسي» و « عشق به حقوق بشر» ( درست بمانند حمله به ليبي) در صحنه هاي بازي ديگر منطقه اتفاق نيافتاده است.

[1] FAZ 16.5.2011: «حمله جديد به قاهره «
[2] www.botschaft-frankreich.de/IMG/sarkozy_کنفرانس سفيران -2.pdf
[3] Günter Nonnenbacher: «هشدار به اروپا»- 3.2.2011 faz.net
[4] Spiegel Online 5.12.2007: «مرکل هشدار به انشغاب در اروپا مي دهد»
[5] Spiegel Online 4.3.2008
[6] Siehe Anmerkung 3
[7] «Schäuble kritisiert- پشتيباني لافونتن»: FAZ.net 4.8.2004
[8] www.botschaft-frankreich.de/spip.php
[9] Rolf Clement im Deutschlandfunk: www.dradio.de/dlf/sendungen/themenderwoche/1421521/
[10] Nikolas Busse- شکاف هاي جديد اروپا: FAZ.net 23.3.2011
[11] Siehe Anmerkung 9
[12] www.fr-online.de/politik/paris-und-london-unterzeichnen-پيمان نظامي /-/1472596/4796986/-/index.html
[13] www.botschaft-frankreich.de/IMG/pdf_sarkozy_conf_amb.pdf
[14] Majid Sattar ايزوله شدن سياست وستروله: FAZ.net 19.3.2011


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration