The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

چرا کانون نويسندگان ايران، غير قانوني است؟

محمد اعظمي


اخيرا کانون نويسندگان ايران، در دفاع از آقاي فريبرز رئيس دانا، يکي از اعضاي خود، نسبت به غيرقانوني اعلام کردن "کانون" اعتراض نموده و نوشته است که کانون نويسندگان ايران خود را غير قانوني نمي داند. بسته به اينکه درک و دريافت از قانون چه باشد به نتايج متفاوتي مي رسيم. به نظر من قوانين را نبايد محدود به فرمولها و کلمات درج شده در متون کتاب ها و جزوات دانست. در درجه نخست مجريان اين مفاد هستند که به قانون جان داده، معنا و مفهوم مي بخشند. هر چند گاهي اين مجريان، متاثر از مبارزه مردم ناگزير مي شوند قوانين را بازتر يا بسته تر تفسير کنند، اما در نهايت مجريان شايد نقشي فراتر از خود متن قانون، ايفا کنند. در حال حاضر نيز اين نيروها و نهادهاي وابسته به جمهوري اسلامي هستند که قوانين را تفسير و اجرا مي کنند. زماني که بنا به نوشته خود کانون نويسندگان ايران، جرم يک نويسنده و اقتصاددان در اين مملکت "شركت در مراسم سالانه‌ي بزرگداشتِ محمد مختاري و محمد‌جعفر پوينده، جان‌باختگان راه آزادي، در گورستان امامزاده طاهر، داشتن افكار ماركسيستي به استناد تبليغ براي چهره‌هايي چون صمد بهرنگي و خسرو گلسرخي، تدوين بيانيه بر ضد سانسور،‌ درخواست آزادي وكلاي زنداني، اعتراض به برخوردهاي غيرانساني با بازداشت‌شدگان رويدادهاي پس از خرداد ۱۳۸۸، محكوم كردن سركوب ساكنان شهر اشرف و . . . " اعلام مي شود و هيچ مرجعي از اين حکومت نسبت به اين "اتهامات" اعتراضي نمي کند، معناي آن اين است که در جمهوري اسلامي نه تنها کانون نويسندگان غير قانوني است، بلکه سخن گفتن از صمد بهرنگي و خسرو گلسرخي هم جرم محسوب مي شود. پس از سي و چند سال که از حاکميت جمهوري اسلامي مي گذرد بايد برايمان روشن شده باشد که عليه سانسور صحبت کردن در حکومتي که بدون سانسور نمي تواند دروغ تحويل مردم دهد، "جرمي" نابخشودني است. از حکومتي که نويسندگان آزاده اي چون محمد مختاري و محمد جعفر پوينده را در روز روشن مي ربايد و بعد آنها را به غيرانساني ترين شيوه ها مي کشد، چه انتظاري مي توان داشت؟ آيا در اين حکومت با اين مختصات، بزرگداشت اين نويسندگان جانباخته بايد آزاد اعلام شود؟ مگر در بزرگداشت افرادي که جانباخته اند صحبت از قاتل و يا قاتلان آنها به ميان نمي آيد؟ آيا اين انتظار که قاتلان اجازه دهند تا نويسندگان و روشنفکران و فعالان سياسي جامعه، دست آنها را رو کنند، منطقي است؟ اگر حکومت اين ظرفيت را داشت، نيازي به ربودن محمد مختاري و پوينده و به قتل رساندن آنها نداشت.

در جمهوري اسلامي صحبت از آزادي حتي در محدوده خود جريانات حاکم نيز نابجاست. کانون نويسندگان به عنوان يک نهاد صنفي که مهمترين وظيفه اش دفاع از آزادي انديشه است، اگر بخواهد به وظيفه خود پايبند بماند به ناگزير با جمهوري اسلامي در ستيز قرار مي گيرد. اين نهاد وظيفه مبارزه با جمهوري اسلامي و اتخاذ مشي در قبال حکومت را به عهده ندارد. برخورد با قدرت، وظيفه جريانات سياسي است. اما از آنجا که علت وجودي کانون نويسندگان ايران توليد فکر و بيان انديشه است، مهمترين وظيفه اين نهاد دفاع از گردش آزاد و تبادل نظر و تجربه خواهد بود. و اين خود يعني آتش انداختن به جان نظامي که بنيادش بر اختناق و تزوير و دروغ بنا شده است. اين کانون نيازمند است از جوهر هستي خود دفاع نمايد. يعني موظف است که از آزادي انديشه و بيان بي‌هيچ‌ حصر و استثنا و مبارزه با سانسور، دفاع کرده و مخالفت با سركوب را پيگيرانه دنبال نمايد. زماني که دفاع از اين پرنسيپ ها اساس فعاليت "کانون" را بسازد، طبيعي است که تجاوز به حقوق اعضاي آن نيز بايد تحمل نشود. آقاي فريبرز رئيس دانا عضو کانون نويسندگان به جرم اظهار نظر در باره يارانه ها در جريان مصاحبه با راديو بي بي سي دستگير شد. هدف از دستگيري اين اقتصاد دان، ارعاب روشنفکران و مردم بود تا صدائي به اعتراض در جامعه بلند نشود. کانون نويسندگان اگر به اعتراض صدايش را بلند نکند، علت وجوديش زير سئوال مي رود. قانوني بودن اين اعتراض و دفاع از آزادي هم ربطي به قوانين جمهوري اسلامي ندارد. اين قانون مشروعيت اش را از انسان آزاد مي گيرد. آزادي حق انسان و جزئي از هستي اوست. محدود کردن آن، غير قانوني است و ضدبشري است. حکومتي که قوانين اش مغاير مفاد جهاني حقوق بشر تنظيم شده است، صلاحيت قضاوت در اين زمينه ها را ندارد.. از اينرو وظيفه خو مي دانم همراه با نويسندگان کشورمان اعلام کنم که غيرقانوني دانستن کانون نويسندگان توسط حکومتي که بنيادش بر نقض قوانين نهاده شده است، بي ارزش است.

در حکومتي که اظهار نظر هم تحمل نمي شود، نويسندگان، به خاطر حرف زدن بازداشت مي شوند و به جرم نوشتن، ربوده و اعدام مي گردند، کانون نويسندگان هم بايد غير قانوني باشد. در کادر قوانين چنين حکومتي، اعلام غيرقانوني بودن کانون نويسندگان چندان عجيب نيست. شايد قانوني اعلام کردن آن هم در اين رژيم و با اين قوانين، چندان رهگشا نباشد. مشکل اساسي جامعه ايران، حکومت جمهوري اسلامي است. تا اين حکومت پابرجاست، اراده ولي فقيه عين قانون و بالاتر از هر قانوني است. کانون نويسندگان، روشنفکران، و فعالان سياسي جامعه نبايد انتظار و توقع "بي جا" از اين حکومت داشته باشند!! جمهوري اسلامي حتي به بالاترين مقامات خود نيز رحم نکرده است. تمامي روساي جمهورش را خوار و ذليل کرده است. همه آنها يا خائن بوده و يا خائن شده اند و يا فتنه گر از آب درآمده اند. آخرين آنها هم که هنوز اسما و رسما بر کرسي رئيس جمهوري مملکت تکيه دارد، منحرف اعلام شده است. باندهاي فاسد قدرت هر روز در حال توطئه عليه يکديگرند. همين آقاي احمدي نژاد که با تقلب و توطئه و پشتيباني شخص خامنه اي رئيس جمهور شد، امروز چنان ذليل شده است که مراسم سخنراني او را هم در سالگرد مرگ خميني، تحمل نمي کنند. اطرافيانش احضار و دستگير مي شوند. دستگاه ولايت که مبلغ تزوير و خرافات شعبده بازي است، تازه فهميده است که باند احمدي نژاد رمال و جن گير است.

اين رفتارهاي جمهوري اسلامي با تمامي زشتي و پلشتي اش، باز قابل فهم است. باندهاي مختلف حکومت براي دستيابي به قدرت با هدف چنگ اندازي به رانت هاي مختلف از جمله پول هنگفت نفت، دستخوش جنون شده اند. هيچ چيز جز قدرت و پول را نمي شناسند. اما آنچه که بيش از همه اينها دردناک است، اين است که حکومت با رفتار خود به تدريج فاجعه را براي ما به امري طبيعي بدل کرده و يا دارد به امري عادي بدل مي کند. هاله سحابي را در مراسم تشييع پدرش به قتل مي رسانند. يک قتل عمد و آشکار! هر چند صداهائي به اعتراض بلند شد، اما چندان پر طنين نبود که گوش مستبدان را بيازارد. پس از آن، هدي صابر را در زندان مي کشند. باز فرياد پر طنيني بلند نشد. عده اي هم وارد بحث هاي بي ربط در رابطه با مرگ او شده اند. مساله اين است که يک زنداني در جريان اعتصاب غذا کشته شده است. آيا طبيعي است؟ اگر حتي از دستگيري بدون ارتکاب جرم او هم بگذريم، مسئول جان زندانيان، زندانبانان هستند. از اينرو مسئول مستقيم مرگ هدي صابر جمهوري اسلامي است. چند روز پيش هم منصوره بهکيش را دستگير کردند. در جمهوري اسلامي، ۵ تن از خواهران و برادرانش اعدام شده اند. داماد اين خانواده، سيامک اسديان نيز، توسط همين رژيم به خاک افتاده است. معمولا بسياري از حکومت هاي مستبد نسبت به بازماندگان خانواده هايي که تعدادي از آنها به قتل رسيده اند، نرمشي نشان مي دهند. اين حکومت منصوره بهکيش را هم دستگير کرد تا چهره زشت خود را بيشتر بر همگان نشان دهد. بزرگترين "خطاي" منصوره بهکيش اين است که بر مزار جانباختگان گل مي کارد و اين خار چشم حکومت شده است. پيش از اين ها نيز، سياهه جنايت حکومت کم نبوده است. اگر از کشتارهاي اوليه هموطنان عرب و کرد در خوزستان کردستان بگذريم، کشتار سال ۱۳۶۰ در سراسر ايران و قتل عام زندانيان سياسي در سال ۱۳۶۷ و قتل هاي زنجيره اي و باز، کشتارهائي که هر ساله در سراسر ايران از مشهد و تهران گرفته تا شيراز و اصفهان، از خوزستان و بلوچستان گرفته تا کردستان، همه جزو اعمال حکومتي است که به خاطر ريال، امروز به جان يکديگر افتاده و مشغول دريدن يکديگرند. در عين حال، لحظه اي از جنايت دست برنمي دارند. تيغ سرکوب مرتب به گردن آزاديخواهان است که کشيده مي شود. ما سرکوب را در اين سالها تحمل کرده ايم. اکنون دليلي براي تحمل اين سرکوب ها نداريم. امروز امکانات براي عقب نشاندن حکومت بسيار افزايش يافته است. از اين جنايات نبايد گذشت. نگذاريم جنايت را برايمان به امري عادي و طبيعي بدل کنند. بيش از اين بارها گفته و امروز مي خواهم بيافزايم که پايه ها و ستونهاي استبداد بر روي شکاف هاي درون اپوزيسيون ترقي خواه بنا شده و برجا مانده است. هر نيروئي که در اين راستا گامهاي عملي به پيش برندارد، به استحکام و استمرار حکومت ياري مي رساند.

هفدهم ماه ژوئن ۲۰۱۱



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration