The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

شلاق پدرسالار بر جان زنان: از نسرين ستوده تا فرانک فريد و سميه توحيدلو

آزاده دواچي

شلاق پدرسالار بر جان زنان: از نسرين ستوده تا فرانک فريد و سميه توحيدلو
جمعه ۲۵ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱

آزاده دواچي

مدرسه فمينيستي: شلاق ات را زمين بگذار، اين سميه توحيدلوست همان زني که تا پوشيدن رداي استادي دانشگاه چند قدم بيشتر فاصله ندارد. حکم ات را پاره کن، اين نسرين ستوده است همان وکيل قانونمدار جنبش زنان که هيچ گاه بدون استناد به قانون خودت، حرفي نزده است. بگير و ببندت را تمام کن، اين فرانک فريد است، همان زن فرهيخته مسالمت جو که براي پاسداشت حقوق هم جنسان اش و نيز حفظ زبان مادري اش، جز قلم و اشعارش را به کار نگرفته است.

بعد از گذشت دو سال از روزهاي پرتب و تاب براي هر يک از ايرانيان و به خصوص فعالان مدني و سياسي، هنوز به شنيدن اخبار دستگيري ها و احکام سنگين عادت نکرده ايم. هر روز با دلهره، اخبار را مرور مي کنيم و مثل هر روز پر تنش ديگر، در فضاي مجازي نام يکي از دوستانمان را در شمار دستگير شدگان و احضار شدگان مي يابيم. درحالي که بسياري از فعالان مدني به ويژه فعالان مدني در زندان هستند، بسياري درد مهاجرت را برجان خريده اند و بسياري ديگر يا ممنوعيت خروج از کشور دارند يا ممنوعيت از کار و شغل و... تنها عده قليلي در داخل ايران مانده اند که گاهي انگار نفس هايشان هم شمرده مي شود، فعاليت هايشان زير ذره بين است و مدام براي کوچکترين فعاليتي بازجويي و احضار مي شوند. هنوز زخم هاي ما از دستگيري ها و زنداني شدن

دوستانمان التيام نيافته است که دوباره و دوباره خبرهاي دستگيري کساني را مي شنويم که جرم شان مشخص نيست.

بازداشت هاي موقت، ديگر آنقدرها هم موقت نيست و عمرشان گاه به يکسال مي رسد، دستگيري هاي پي در پي و اجراي احکامي که گاهي از شنيدن آنها تن هايمان مي لرزد و ديگر حرفي براي گفتن باقي نمي گذارد. فرقي نمي کند چه کسي باشي: نويسنده، شاعر، پژوهشگر، مترجم يا فعال اجتماعي، ولي انگار بايد همچون يک فعال سياسي که مبارزه مسلحانه مي کند، مدام بايد احساس خطر کني. هنوز عزيزاني جون بهاره هدايت ، مهديه گلرو ، شبنم مدد زاده ، عاليه اقدام دوست ، محبوبه کرمي .... بسياري ديگر محکوم به گذراندن دوران حبس خود هستند بسياري از زنان هنرمند هم بازداشت و محاکمه شده اند و وضعيت کساني چون مرضيه وفامهر بعد از گذشت سه ماه بازداشت موقت به اتهام هاي واهي هنوز مشخص نشده است .

و در اين سو باز هم مايي که دور نشسته ايم و اخبار را مرور مي کنيم، کاري جز آه کشيدن و صبر کردن به اميد اين که اين روزهاي پر از دستگيري به سر خواهد آمد، نداريم. با خود مي گويم پس کي قرار است که اين روزها تمام شوند و يک بار هم که شده بر صفحات اينترنت خبر دستگيري عزيزي حک نشود.

بازداشت فرانک فريد مترجم ، نويسنده و فعال حقوق زنان

بازداشت فرانک فريد که در پي دستگيري بسياري از فعالان مدني در آذربايجان در اعتراض به خشک شدن درياچه ي اروميه صورت گرفت، يکي از همين خبرهاي تاسف برانگيز روزهاي اخير است. در هر جايي که اتفاقي مي افتد و مردم براي اعتراضي مسالمت آميز به حقوق طبيعي خود گردهم مي آيند، اولين ضربه ي آن متوجه فعالان مدني و به ويژه جنبش زناني ها مي شود، و در اين ميان براي زندانبانان مهم نيست که اين فعالان، در آن اعتراض شرکت داشته اند يا نه.

«فرانک فريد»، نويسنده، مترجم، از مدافعين حقوق زنان ايراني، از اعضاي بنيانگزار کمپين يک ميليون امضاء و همگرايي جنبش زنان براي طرح مطالبات در فضاي انتخابات، روز 12 شهريور 1390، در سه راه امين شهر تبريز به هنگام خريد، توسط نيروهاي امنيتي بازداشت مي شود. دستگيري اين پژوهشگر و نويسنده و مترجم نام آشناي جنبش زنان، همه را دچار ابهام و سردرگمي کرده است زيرا به راستي مشخص نيست که خانم فريد به چه جرمي بازداشت شده است. به راستي با تنگ کردن عرصه براي فعاليت هاي اين دسته از زنان پرکار و مسالمت جو، دولت ايران به دنبال چيست؟ و اساسا اين نوع برخوردهاي امنيتي و دستگيري خيل عظيم هموطنان آذربايجاني به جرم داشتن حساسيت بر محيط زيست شان و به بهانه يک اعتراض مدني و مسالمت آميز، به راستي به چه منظوري صورت مي گيرد؟ آيا اين نوع برخورد هاي امنيتي به بهانه ي اعتراض به درياچه ي اروميه و در نتيجه بازداشت هاي موقت کساني چون خانم فريد بدون توجيه قانوني مي تواند باعث بهتر کردن فضاي امنتي کشو ر و بازگرداندن آرامش شود؟ طبيعي است که چنين اتفاقي نخواهد افتاد.

حکم قطعي نسرين ستوده : حکمي ناعادلانه پس از يک سال رنج و مرارت

حکم ناعادلانه و قطعي نسرين ستوده به شش سال زندان و ده سال محروميت از وکالت، پس از يک سال تحمل زندان و اعتصاب غذا در ميان ديگر اخبار، نشانه بدي از اوضاع قضايي مملکت است. در چند روز گذشته درست هنگامي که يک سال از بازداشت نسرين ستوده مي گذشت، خانواده ي او ؛ همسر و فرزندانش براي بار چهارم موفق به ديدار او نشدند. برخوردهاي غير قانوني با خانواده ي نسرين ستوده و بازداشت چند ساعته کودکان اش باعث اعتراض نسرين ستوده و نيامدن او به سالن ملاقات شده است. نسرين ستوده بارها در زندان به خاطر حقوق قانوني اش دست به اعتصاب غذا زده است. تحمل اين همه رنج و روزهاي سخت نه تنها بر دوش نسرين ستوده که بر دوش حتي کوچکترين عضو خانواده ي آنها که تنها سه بهار از عمرش مي گذرد نيز سنگيني مي کند و من در تعجب ام که شانه هاي کوچک و نورسته اين نيما سه ساله چگونه تاب مي آورد.

نسرين ستوده در هيچ موقعيتي، در شادي و در غم نتوانسته است کنار عزيزانش باشد: نه در عزاي پدر و نه در جشن تولد کودکان اش. حال در برابر اين همه ناروايي و بي عدالتي بر نسرين ستوده، و گذر از اين همه درد و رنج، مي توان فهميد که چرا رضا خندان1 مي گويد که کمتر شدن حکم همسرش براي او و خانواده اش چندان فرقي نمي کند، چرا که آنان تنها در انتظار ديدن خانم ستوده هستند که چند هفته است حتي از ملاقات با او در زندان هم محروم شده اند . حکم نسرين ستوده تنها به خاطر دفاع از موکلانش حکمي غير منصفانه و غيرقابل قبول است، کاش کساني که در مسند قدرت هستند کمي هم انصاف به خرج مي دادند و حداقل خانواده ي نسرين را قرباني انتقام خود از وکلاي باسابقه و مسئولي چون نسرين ستوده نمي کردند.

اجراي حکم سميه توحيدلو : سندي از عناد با فعالان مدني

اما در اين ميان اين اخبار، اجراي حکم پنجاه ضربه شلاق سميه توحيدلو، از فعالان ستاد ميرحسين موسوي، خبر دردآور ديگري بود. سميه توحيدلو ۳۳ ساله و دانشجوي دکتراي جامعه‌شناسي در دانشگاه تهران، در اولين روزهاي پس از انتخابات مناقشه‌ برانگيز خرداد ۸۸ بازداشت و مدتي را در حبس سپري کرده بود. گويا سميه توحيدلو در برپايي زنجيره انساني سبز از راه آهن تا تجريش نقش مهمي داشت و همين «شلاق» زدن بر پيکرش را براي زندانبانان توجيه مي کرد. وي پس از اينکه با قيد وثيقه از زندان آزاد شد، به يک سال زندان و پنجاه ضربه شلاق محکوم شد که حکم يک سال حبس او بخشيده شد، اما حکم شلاق او همچنان باقي ماند تا اين که ديروز به شکلي نمادين در زندان اوين به اجرا درآمد.

سميه توحيدلو عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشکده فني سالهاي ۷۶ تا ۸۰ ، عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه تهران، دانشجوي دکتري جامعه‌شناسي دانشگاه تهران و نويسنده وبلاگ بر ساحل سلامت است.

اين اولين بار نيست که در مورد زنان زنداني به دلايلي همچون روابط نامشروع حکم شلاق اجرا مي شود، اما شايد بتوان گفت در چند سال اخير يکي از موارد معدودي بوده است که در مورد زني به جرمي سياسي حکم شلاق اجرا مي شود. پيش از اين حکم شلاق، در مورد زنان به دلايلي چون روابط نامشروع اجرا شده است. حکم شلاق پيش از اين نيز در مورد چندين تن از فعالان حقوق زنان صادر شده، اما در چند سال اخير خبري از اجراي حکم حداقل در رسانه ها نبوده است.

البته در ارديبهشت ماه 1378، حکم شلاق دو تن از فعالان زنان حقوق کارگري در سنندج به مورد اجرا درآمد و اين دو تن يعني سوسن رازاني و شيوا خيرآبادي در زندان مرکزي سنندج در استان کردستان شلاق خوردند: رازاني ۷۰ ضربه و خيرآبادي ۱۵ ضربه 2. اجراي حکم شلاق يکي از احکام غير انساني و عقب مانده است که هنوز در بسياري از کشورهاي اسلامي و از جمله ايران به واسطه ي حاکميت مذهبي و اقتدارگرا متاسفانه در قوانين جزايي وجود دارد و اجرا مي شود. اجراي حکم شلاق در قانون مجازات شرعي در مورد زنان با مردان متفاوت است، اما مسئله آن است که اجراي اين حکم نه تنها مخالف حقوق انساني است بلکه با بيانيه حقوق بشر که دولت ايران سالهاست به آن پيوسته، مغاير است. طبق قواني جزايي ايران در بسياري از موارد، حکم شلاق اگر حد نباشد مي تواند خريده شده و اجرا نشود.

اما در مورد خانم توحيدلو داستان متفاوت است چرا که اتهام وارده ايشان نه يک مورد شرعي بلکه موردي سياسي بوده است که به ندرت تاکنون اجرا شده است. گرچه خود سميه توحيدلو در توضيح حکمش مي گويد: "براي دوستانم که نگرانم شدند تنها بنويسم که اجراي حکم نمادين بود و به شيوه و شمايلي که در خاطر داشته اند و دارند نبوده است و لذا نگراني بابت هيچگونه درد و رد فيزيکي نداشته باشند. هرچند ناگفته هاي ديگري هست که باور دارم بايد در زماني گفته شود که اتفاقات بر احساسم و اخلاقم سايه نيافکنده باشد.."

اما سوال اينجاست که اجراي اين حکم حتي به صورت نمادين در مورد يکي از فعالان مدني با سابقه ي فعاليت در حوزه مدني چه معنايي جز سرکوب و خاموش نگه داشتن فعالان اجتماعي در ايران مي تواند داشته باشد؟ اجراي اين حکم که به نوعي توهين به مقام زناني چون سميه توحيدلو و ديگر فعالان حوزه هاي مدني و سياسي است، آيا معنايي جز ترس و وحشت از فعاليت هاي مسالمت آميز اين قشر از فعالان مدني دارد؟ کساني که تنها جرم شان مبارزه در انتخابات به نفع يک کانديدا بوده است آيا شايسته ي اين گونه رفتارها از سوي قوه ي قضاييه هستند؟ سميه توحيدلو دانشجوي دکتراي جامعه شناسي و از زنان مذهبي و تحصيلکرده ي ايراني است که تاکنون فعاليت هاي زيادي در حوزه هاي مختلف سياسي و اجتماعي داشته است و اجراي اينگونه احکام و مجازات ها چگونه مي تواند ضربه اي بر پيکر فعالان مدني و سياسي در داخل ايران وارد نکند؟

با پيگيري اخبار شلاق و حکم و بازداشت در مورد فعالان حوزه هاي مختلف و به ويژه فعالان زن در حوزه هاي گوناگون، مي توان به اين نتيجه رسيد که قوه ي قضاييه و حکومت همچنان سياست قهرآميز خود را در مورد فعالان سياسي و مدني که در دوسال گذشته با شدت و حدت پي گرفته است، همچنان ادامه مي دهد. اما سؤال اينجاست که اگر فعاليت هاي مدني و مسالمت آميز فعالان در حوزه هاي مختلف احکام سنگين چون شلاق، زندان و تبعيد و دستگيري هاي پي در پي ادامه يابد، چگونه مي توان انتظار داشت که همين فعالان به فعاليت هاي خود ادامه دهند و براي بهبود وضعيت جامعه بکوشند؟ به عنوان مثال وقتي که فعالان زنان در حوزه فعاليتي خود احساس امنيت نکنند و مدام با نوشتن هر مقاله، هر فعاليت و يا حتي نوشتن شعر و آثار هنري مدام احضار و يا باز جويي شوند ، چگونه مي توانند در خانه هاي خود براي ادامه فعاليت هايشان احساس امنيت کنند؟

موقعي که وکلايي چون نسرين ستوده که از يک سال گذشته تاکنون سخت ترين شرايط را سپري کرده اند و فقط رنج زندان را متحمل نشده اند بلکه مدام خانواده ي انها از جمله همسر و فرزندان شان در معرض برخوردهاي خشونت آميز قرار گرفته اند، چگونه مي توان انتظار داشت که ساير وکلا به وظيفه ي خود که همان دفاع از حقوق موکلين خود عمل کنند؟ اينگونه برخوردهاي قهرآميز نه تنها شرايط شغلي وکلا، نويسندگان، فعالان مدني و حقوق زنان را در معرض خطر قرار مي دهد و آنها را از فعاليت مستمر و پيگير در حوزه هاي مختلف اجتماعي که همانا به نفع تمامي افراد جامعه است مأيوس و دلسرد مي کند، بلکه خانواده هاي آنان را تحت فشار قرار داده و امنيت رواني فرزندان آنها را که همان سازندگان اين مرزو بوم هستند به خطر مي اندازد. به نظر مي رسد که اگرقوه ي قضائيه همچنان سياست قهرآميز خود را با اجراي احکام سنگين و دستگيري هاي پي در پي در مورد فعالان زنان با اتهامات نامشخص امنيتي متوقف نکند، فعاليت هاي مسالمت آميز اجتماعي در ايران با مانعي سنگين روبه رو خواهد شد که نه به نفع حکومت و نه به نفع آينده ي مردم و کل نظام اجتماعي و سياسي در ايران است.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration