The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

مسئله ملي در ايران واقعي است

احمد آزاد



انتشار يک مطلب وکاريکاتوري در روزنامه « ايران» به تاريخ 22 ارديبهشت امسال، که در آن جمله‌اي به زبان ترکي آمده بود، اعتراضات وسيعي را در شهرهاي آذربايجان دامن زد. حرکتهاي اعتراضي اوليه روز 25 ارديبهشت از دانشگاهها آغاز شد و جمعي از دانشجويان دانشگاه‌هاي اروميه و تبريز در اعتراض به آن کاريکاتور ، در مقابل دفاتر مديريت دانشگاهها دست به تجمع زدند. روز بعد اين حرکتها گسترده‌تر شد و دانشجويان زنجاني نيز به اين اعتراضات پيوستند. دانشجويان خواهان عذرخواهي رسمي مدير مسئول اين روزنامه و برخورد قانوني با دست اندرکاران روزنامه و نويسنده اين مطلب بودند. اعتراضات دانشجويان در محدوده دانشگاه‌ها باقي نماند و به سرعت ابعاد وسيعتري به خود گرفت و به حرکتهاي اعتراضي در سطح شهرهاي اروميه و تبريز کشيده شد و مردم نيز با دانشجويان همراه شدند. به تدريج مردم شهرهاي ديگر آذربايجان چون خوي، نقده مشکين‌شهر و ... نيز با برپائي تجمعات و راهپيمائي در سطح شهرها، به اين موج اعتراضات پيوستند. ابعاد حرکتهاي اعتراضي چنان وسيع شد که احمدي نژاد ناگزير سفر خود به آذربايجان غربي را لغو کرد.
تظاهرات مردم ادامه يافت و روز دوشنبه اول خرداد ماه، تظاهرات وسيع مردم تبريز از سوي دولت به خشونت کشيده شد و نيروهاي انتظامي با حمله به تظاهرکنندگان، تلاش در پراکنده کردن مردم و جلوگيري از راهپيمايي آنها کردند. در نتيجه اين حملات تعدادي از مردم زخمي شده و بسياري نيز دستگير شدند.
در واکنش به اعتراضات مردم آذربايجان ، حکومت در روز دوم خرداد روزنامه «ايران» را توقيف و کاريکاتوريست اين روزنامه ، مانا نيستاني را دستگير و راهي زندان کرد. همچنين تني چند از مقامات با حمله به روزنامه ايران و کاريکاتوريست آن ، سعي در دلجويي از مردم نمودند. عليرغم اين ژست دولت، اعتراضات ادامه يافت. در تهران مردم و دانشجويان آذري در مقابل مجلس دست به تظاهرات زدند. تظاهرات در دانشگاه‌‌ها و شهرهاي آذربايجان تا بيش از يک هفته ادامه يافت و در غالب موارد به درگيري با نيروهاي انتظامي کشيده شد. در جريان اين درگيري‌ها بر اساس اعلاميه‌ها و گزارشهاي منتشره چندين نفر کشته، بسياري زخمي و مجروح و صدها نفر نيز دستگير و زنداني شدند. بدنبال افول تظاهرات، نيروهاي امنيتي حکومت، دستگيري‌هاي وسيعي را در بين فعالين سياسي، نويسندگان و روزنامه‌‌نگاران آذربايجان آغاز کردند. از سوي ديگر بسياري از شخصيتهاي ملي، فرهنگي، دانشگاهي، احزاب و سازمانهاي سياسي اپوزيسيون ضمن صدور اعلاميه و حمايت از حرکت‌هاي اعتراضي مردم آذربايجان، بر لزوم استقرار دمکراسي در ايران و تضمين رعايت حقوق مليتها و اقوام ساکن ايران تاکيد کردند.

اعتراض محدود دانشجويان چند دانشگاه در تبريز و اروميه به انتشار مطلب «چه كنيم كه سوسكها، سوسكمان نكنند» و کاريکاتور همراه آن در روزنامه ايران، در فاصله کمتر از يک هفته، به تظاهراتي گسترده در غالب شهرهاي آذربايجان انجاميد، که در غالب موارد با دخالت مامورين امنيتي و انتظامي رژيم به خشونت کشيده شد. حرکتهاي اعتراضي مردم براي بيش از يک هفته در صدر اخبار سياسي روز قرار گرفت و تا آنجا پيش رفت که خامنه‌اي را نيز ناگزير به واکنش نمود. اين وقايع يک بار ديگر نشان داد که تا چه حد «مسئله ملي» در ايران جدي است و تا چه حد ادامه حاکميت استبدادي حکومتداران اسلامي و بحران فزاينده سياسي و اقتصادي حاکم بر ايران، زمينه ساز تشديد اين مسئله مي‌باشد.
براي بسياري از ناظران بيروني، ابعاد واقعه با محمل آن همخواني ندارد. انتشار يک کاريکاتور ساده و بيان يک جمله ترکي از زبان يک سوسک، آنچنان مهم و توهين آميز نمي‌نمايد که توجيهي براي ابعاد تظاهرات و سرکوب و دستگيريهاي گسترده بعدي آن باشد. اما واقعيتها، وراي تمايلات و ارزيابي‌ها، عمق بحران و خطرات آن را به نمايش گذارد.
فلات ايران سرزميني است کهن سال که در طول بيش از چند هزار سال تاريخ مدون، مسکن اقوام گوناگون و چهار راه عبور و مرور آنان بوده است. در طول تاريخ هر يک از اين اقوام به زور شمشير و درايت روساي خود، براي مدتي بر تمام يا بخشي از آن حکم رانده‌اند. سده پاياني حکومت قاجار، دوران تحول ساختاري جامعه کهن ارباب و رعيتي و عبور به جامعه‌اي نوين و امروزي است. « انقلاب مشروطه» با شعار «حکومت قانون» بر زوال ساختار کهن مهر مي‌کوبد و بيانگر تلاشي مي‌شود براي استقرار قانون و دمکراسي. «دولت – ملت» ايران شکل مي‌گيرد، مرزهاي آن تثبيت مي‌شود و حکومت مرکزي سازمان داده مي‌شود. اما ظرفيتهاي محدود جامعه ايران و رشد ناچيز نيروهاي اجتماعي‌ ضامن استقرار و بقاي دمکراسي، به همراه دخالت‌هاي قدرت‌هاي خاجي عملا شکلگيري دمکراسي را دشوار مي‌کنند. اين در حالي است که حکومت مرکزي و دستگاه اداري نوين آن مستقر و تثبيت زبان و فرهنگ و دين رسمي به سياست اصلي زمامداران تبديل مي‌شود. در اين بين وجود اقوام گوناگون در درون مرزهاي رسمي، با زبان، فرهنگ، مذهب و آداب و رسوم متفاوت سدي در راه اجراي اين سياست تلقي شده و از اين زمان نديده گرفتن اين تفاوتها و تا حد ممکن تلاش در از بين بردن آنها و يکسان سازي فرهنگي، زباني در دستور کار حکومت‌هاي ايران قرار گرفته و تبعيضات قومي آگاهانه و ناآگاهانه متداول مي‌شود.
در طول يک‌صدسال گذشته، حکومتهاي مرکزي ايران عمدتا بي‌کفايت، نالايق و فاسد و غالبا وابسته به بيگانگان بوده و براي حفظ حکومت و امتيازات خود، به زور و سرکوب متوسل شده اند. در طول يک قرن، جز سالهاي کوتاه دهه بيست شمسي و آن هم به صورت محدود، هيچگاه در جامعه ايران آزادي و دمکراسي وجود نداشته و حقوق بشر به راحتي نقض شده است. طبعا حق تعيين سرنوشت نيز چون ديگر حقوق و آزادي‌ها دمکراتيک وجود نداشته و ندارد و هر زمان نيز که آرزوي آن از سوي مردمي بيان شود، به سرعت سرکوب شده و مي‌شود. در حالي که همه مردم ايران فارس، آذري، کرد، عرب..... زير چکمه‌هاي حکومتهاي ديکتاتوري مرکزي روزگار مي‌گذرانند و هر نداي آزاديخواهي با گلوله و زندان پاسخ داده مي‌‌شود، مردمان غير فارس بايد علاوه بر همه اينها، فرهنگ و زبان و مذهب رسمي و مسلط را بپذيرند و بالاجبار به آن تن دهند. هر آنگاه نيز که زبان به اعتراض گشايند، از سوي حکومتداران و ناسيوناليستهاي دو آتشه متهم به جدائي طلبي و تجزيه طلبي مي‌شوند.
کليد درک چرايي ابعاد وسيع تظاهرات مردم آذربايجان از درک اين ويژگي يا به قول ادبيات سياسي، «ستم دوگانه» مي‌گذرد. آذربايجاني‌ها نيز چون لرها، تهراني‌ها، رشتي‌ها، کردها، کرماني‌ها، بلوچ‌ها و ..... زير فشار يک حکومت مذهبي بيکفايت، دزد و فاسد و جنايتکار قرار دارند. مشکلات اجتماعي، فقر، بيکاري، فحشا، اعتياد و ديگر معضلات اجتماعي در همه ‌جاي ايران برگرده مردم سنگيني مي‌کند. تلاش معاش و تامين مايحتاج روزمره خود و خانواده، تامين آموزش، بهداشت لازم و غيره در چنين شرائطي بسيار دشوار است و فقدان امنيت و بي‌ثباتي چشم‌انداز آينده را براي اکثر مردم ايران تيره کرده است. نارضايتي از اين حکومت وسيع و همه‌گير شده است. در عين‌حال توزيع ثروت ها و امکانات ملي نيز يکسان نيست. نگاهي گذرا به آمار و ارقام رسمي کشور در مورد چگونگي توزيع اشتغال و بيکاري، کارگاه‌هاي صنعتي، تاسيسات زيربنايي، خدمات بهداشتي، درماني، آموزشي، مسکن و .... بر حسب استانها به روشني نشانه‌ها و عوارض نابرابري و تبعيض در حق مليتهاي مختلف را بر ملا مي‌سازد. به اين وضعيت دشوار، احساس اهانت و سرخوردگي زباني و فرهنگي و پايمال شدن هويت قومي براي اقوام غير فارس نيز اضافه مي‌شود و ابعاد نارضايتي عمومي را به مراتب گسترده‌تر مي‌کند. در چنين شرائطي است که يک کاريکاتور ساده مي‌تواند جرقه‌اي شود که آتش نارضايتي وسيع مردم را شعله‌ور نمايد. بايد دقت داشت که اين مسئله اختصاص به امروز و آذربايجان ندارد. ديروز افشاء نامۀ منتسب به معاون رئيس جمهوري درباره« عرب زدايي »، تظاهرات وسيعي را در خوزستان موجب شد، يا پريروز پخش سريال «امام علي» از تلويزيون رژيم، اعتراض اهل تسنن در کرمانشاه و جاهاي ديگر را به دنبال آورد و يا پس‌پريروز .......
اکثريت قريب به اتفاق مردمي که در تظاهرات شهرهاي آذربايجان شرکت کرده بودند، نه دشمن آزادي بيان و نشر انديشه بودند ونه دشمني با روزنامه يا روزنامه نگار داشتند. آنها خواهان دستگيري روزنامه نگاران و بستن روزنامه‌ها نبودند. برعکس اساس خواسته‌هايشان حقوقي هستند که سالها است از آن محروم‌اند. خواست آزادي و دمکراسي، يک خواست عمومي است که اين بار در قالب خواسته‌هاي ملي به ميدان آمد. اما حکومت دقيقا همانگونه که انتظار مي‌رفت بجاي پاسخگويي به خواسته‌هاي آنها، ابتدا روزنامه را بست و بعد هم روزنامه‌نگار را زنداني کرد، گويا که مشکل مردم آذربايجان روزنامه ايران و روزنامه‌نگار بود. رژيم حاکم نه فقط اجازه بيان نارضايتي‌ها و طرح خواسته ها را نداد، بلکه تظاهرات آرام مردم را نيز مورد حمله قرار داد. پرواضح است که طرح و ابراز خواسته‌ه‌اي عادلانه ملي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي و تلاش براي تحقق مطالبات صنفي و سياسي نبايد در تقابل و تعارض با آزادي بيان و انديشه و مطبوعات قرار گيرد. آزادي انديشه و بيان، در زمره آزادي‌هاي اساسي و زمينه و بستر اصلي طرح و اعلام و پيگيري ديگر خواسته‌ها و مطالبات است. محدود ومخدوش کردن اين آزادي، بستن روزنامه‌ها و حبس روزنامه‌نگاران و خاموش کردن صداي انتقادات و اعتراضات و حق‌طلبي‌‌ها، کار رژيم هاي خودکامه، بويژه از نوع مذهبي آن ، است که نمي‌خواهند و نمي‌توانند به خواسته‌هاي مردم پاسخ دهند. فراموش نبايد کرد که مبارزه متحدانه مردم اعم از کرد، فارس، ترک، ترکمن، بلوچ و عرب عليه رژيم فاسد و بيدادگر حاکم، عمر آن را کوتاه‌تر خواهد ساخت.
اکثر مردم آذربايجان همچون ديگر اقوام ساکن ايران، کردها، عربها، بلوچها، .. تجزيه طلب نيستند و در پي جدايي از ايران نمي‌باشند. برعکس مي‌خواهند همچون يک ايراني از حقوق برابر با ديگر ايرانيان برخوردار باشند. رفع تبعيض و برابري حقوق خواست اين حرکت‌هاي گسترده بود. برابري حقوق در بهره برداري از ثروتهاي ملي، برابري حقوق در آموزش زبان مادري، در تکلم به اين زبان در منطقه‌اي که در آن زندگي مي کنند، در اداره شهر و ده و استان خود، ، در رشد و گسترش جامعه و .......
وجود تمايلات جدايي‌طلبانه در تمامي حرکتهاي قومي در ايران، امري است غيرقابل انکار. اما اين تمايلات هنوز در اقليت قرار داشته و از نفوذي در بين مردم برخوردار نيستند. بي‌توجهي به خواسته‌هاي ملي و ناديده گرفتن آنها به بهانه‌هايي چون جدايي‌طلبي و تجزيه‌طلبي از يک‌سو و يا متهم کردن اين خواسته‌ها به ناهمخواني با زمانه کنوني ، نه تنها مشکلي را حل نمي‌کند بلکه برعکس بيش از پيش به تمايلات جدايي‌طلبانه ميدان داده و دست آنها را در قانع کردن مردم به اينکه تنها راه رسيدن به حقوق شان از مسير جدايي ميگذرد ، باز خواهد گذاشت. همچنين بايد دقت داشت که مسئله را به حوزه دعواي زباني و مسئله زبان فارسي و ترکي و عربي نبايد کشاند. مسئله بر سر زبان فارسي و غناي اين زبان و تسلط تاريخي آن در حوزه فلات قاره ايران نيست. بلکه مسئله بر اجبار ديگران به پذيرش زبان رسمي است. وگرنه کمترکسي با نياز مردم ايران به يک زبان مشترک، که تاريخا فارسي بوده، مشکلي دارد.
از سوي ديگر بخشي از روشنفکران با تکيه بر رشد نئو ليبراليسم در جهان کنوني و تلاش ملتها در شکل دادن به واحدهاي اقتصادي – سياسي بزرگ فراملي، براي مقابل با تهاجم روز افزون نئو ليبراليسم جهاني و بويژه امريکا، «مسئله ملي» در ايران را يک بحث کهنه و قديمي ارزيابي کرده و از اين زاويه با تکيه بر حقوق شهروندي در چارچوب يک جامعه دمکرات، مسئله ملي را بيشتر در محدوده تمايلات فرصت طلبانه از يک‌سو و تداوم دگماتيسم چپها و تبليغات سياسي مي‌بينند. حتي اگر بپذيريم که در جهان امروز، تعريف ملت به مفهوم متداول آن بتدريج منسوخ شده و جامعه امروزي بيش از هر زمان ديگر به سوي «جهاني شدن» پيش مي‌رود و نئوليبراليسم با درهم شکستن مرزهاي ملي، عملا «منافع ملي» را بتدريج بي‌معنا مي‌کند، اما هنوز در جامعه‌اي که ابتدايي‌ترين حقوق دمکراتيک در آن نقض مي‌شود، خواسته‌هاي ابتدايي و اوليه همچنان موضوعيت خود را حفظ کرده و تا زماني که پاسخي مناسب نگيرند، به عنوان عاملي مهم در تحولات اجتماعي نقش بازي خواهند کرد. در همين يک‌ماه گذشته دو واقعه مهم از اين دست در اروپا رخداده است: اولي شکل‌گيري کشور مستقل «مونته نگرو» است ( بدنبال يک همه‌پرسي) و ديگري اعطاي حقوق بيشتر در اداره ايالت «کاتالوني» به مردم اين ايالت از طريق يک همه پرسي بوده است. صرف‌‌نظر از اين که خواست واراده ما چه باشد، همان‌طور که تجربيات امروزه جوامع دمکراتيک اروپايي هم آشکارا نشان مي دهد، مسئله «ملي‌گرايي» و حتي فراتر از آن « ولايت گرايي» و «منطقه‌گرايي» همچنان موضوع روز است و به اين زوديها منسوخ نخواهد شد.
اعتراضات اخيرمردم در آذربايجان نشان داد که عليرغم هر تحليل کلي و عمومي از اوضاع جهان و منطقه، مسئله ملي در ايران بايد در چارچوب ويژه ايران، تاريخچه شکلگيري دولت جديد ايران، تحولات يک صد سال اخير، ناديده گرفته شدن حقوق ابتدايي اقوام و مليتهاي ساکن ايران و سياست‌هاي تبعيض‌آميز حکومتهاي وقت و تلاش دولت هاي مرکزي در حقنه کردن زبان، فرهنگ و مذهب رسمي به ديگر اقوام، مورد بررسي قرار گيرد. کوشندگان راه آزادي و طرفداران دمکراسي در ايران بايد واقعيت «مسئله ملي» در جامعه امروز ما را بپذيرند و براي حل عادلانه آن بصورت دمکراتيک و مسالمت آميز تلاش کنند. وگرنه انکار اين مسئله نهايتا به تقويت جريانات شوونيستي و ارتجاعي از هر طرف کمک کرده و زمينه را براي دخالت قدرتهاي خارجي هم مساعدتر مي‌سازد.
حل مسئله ملي جز از طريق استقرار دمکراسي و تضمين حقوق و آزاديهاي فردي و جمعي و از جمله حق تعيين سرنوشت، راه‌حل ديگري ندارد. اتحاد داوطلبانه و آگاهانه اقوام و مليتهاي ساکن ايران، تنها راه حفظ ايران به عنوان يک واحد سياسي –اقتصادي و اجتماعي در قالب يک کشور است.

اول تير 1385/ 22 ژوئن 2006

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration