The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

پاسخي شخصي به‌ کميته‌ مرکزي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

در حاشيه‌ي "پرسشهاي اتحاد فدائيان از حزب دمکرات کردستان


دوستان و رفقاي کميته‌ي مرکزي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران،

درودهاي صميمانه‌ي مرا پذيرا باشيد.

راقم اين سطور که‌ تعلق تشکيلاتي به‌ هيچ جريان سياسي ندارد، هم بيانيه‌ي حزب دمکرات کردستان و همه‌ موضعگيري شما را مورد مطالعه‌ قرار داده‌، اجازه‌ مي‌خواهد در ديالوگي صميمانه‌ با شما در پيوند با موضوع فوق‌الذکر شرکت ورزد، به‌ ويژه‌ اينکه‌‌ نسبت به‌ آنچه‌ که‌ شما مي‌گوئيد بي‌تفاوت نيست و حزب دمکرات کردستان را يکي از نزديکترين جريانات سياسي ايران به‌ شما مي‌داند و در چهارچوب منشوري که به‌ درستي‌ از آن سخن گفته‌ايد، خواهان رفع به‌ قول شما "ابهامات" به‌ منظور نزديکي و تشکيل ائتلاف آن حزب با‌ شما مي‌باشد.

دوستان فدائي، شما استنباط نموده‌ايد که‌ حزب دمکرات کردستان از سويي خواهان "کردستان بزرگ" شده‌ است و از سويي ديگر از غرب خواسته‌ که‌ در ايران نيز دخالت نظامي نمايد. به‌ يقين بايد گفت که‌ شما ـ خوشبختانه‌ ـ دراشتباهيد.

اينجا نمي‌خواهم با شما پلميک کنم و همداستاني و همراستايي شما با مثلث به‌ قول خودتان "ناسيوناليستهاي افراطي" ايراني، با "جمهوري" اسلامي و با حکمتيستهاي فاقد حکمت را به‌ رخ شما عزيزان بکشم. تنها مي‌خواهم به‌ اجمال برشمارم که‌ از نظر من تفاوت و شايد هم اختلاف شما با حزب دمکرات کردستان (و يقين دارم با حزب دمکرات کردستان ايران) در کجاست و در پايان هر بخش چند پرسش را خطاب به‌ شما مطرح نمايم.

1. شما يک سازمان سياسي چپ ـ و از نظر من ـ خوشنام ايراني و سراسري هستيد. از صميم قلب آرزوي اعتلا و نيرومندشدن هر چه‌ بيشتر سازمان شما را در گستره‌ي ايران دارم، آن هم نه‌ بعنوان صرفاً يک ايراني، بلکه‌ اتفاقاً به‌ ويژه‌ به‌ دلايل هم‌درکي و هم‌دلي و هم‌افقي همچنين بعنوان يک کُرد. من اطمينان دارم که‌ در آينده‌ شاهد تشکيل ائتلافي دمکراتيک از جمله‌ از شما و حزب دمکرات کردستان (هر دو بخش آن) و کومله‌ خواهيم بود. نحله‌هاي جنبش سراسري فدائي و جنبش ملي ـ دمکراتيک کردستان ايران دو پايه‌ي اصلي ائتلاف مردمي و دمکراتيک و حتي حکومتي در آينده‌ي ايران آزاد را تشکيل خواهند داد. اين اطمينان و اميد از نزديکي برنامه‌اي اين چند جريان سياسي سرچشمه‌ مي‌گيرد. اميد است با اين بحثها درک مشترک در مورد مسائل مورد بحث افزايش يافته‌ و در نهايت در خدمت آغاز بحث اتحاد و اثتلاف آنها قرار گيرد.

2. با همه‌ي اين اوصاف اشتباه‌ و نابجا خواهد بود که‌ انتظار داشته‌ باشيم که‌ اين احزاب ادبيات و به‌ويژه‌ رسالت و قرائت يکسان از رويدادها داشته‌ باشند. همانطور که‌ عجيب نيست که‌ شما منظرگاه‌ ايراني به‌ مفهوم سراسري آن داشته‌ باشيد، اشتباه‌ هم نيست که‌ حزب دمکرات کردستان از منظرگاه‌ کردي و مصالح عمومي و ملي مردم کردستان رويدادها را مورد سنجش قرار دهد و موضع بگيرد. در اين چهارچوب اين نه‌ حق، بلکه‌ حتي وظيفه‌ي حزب دمکرات کردستان (و حزب دمکرات کردستان ايران و احزابي که‌ خود را در طيف کومله‌ تعريف مي‌کنند) مي‌باشد، براي جلب پشتيباني بين‌المللي و به‌ويژه‌ غرب و سازمان ملل و مجامع ديگر بين‌المللي و آري، حتي دولتهاي غربي براي مبارزه‌ي مردم کردستان در ايران، عراق، ترکيه‌ و سوريه‌ تلاش کنند. ممکن است براي شما مسأله‌ي‌ فلسطين اصلي باشد (اعلاميه‌اي ويژه‌اي را به‌ آن اختصاص مي‌دهيد) و اما مسأله‌ کردستان ترکيه و سوريه‌ و عراق‌ فرعي و ثانوي. بسيار خوب، اين حق شماست، هر چند براي من غيرقابل فهم است، اما توقع آن از احزاب کردستان ايران بجا نيست. از شما مي‌پرسم تاکنون چند سازمان سياسي "ايراني" و به‌ اصطلاح "سراسري" در ارتباط با بمبارانهاي پي‌درپي کردستان توسط ترکيه‌ و ايران براي حفظ ظاهر هم که‌ شده‌، از خود عکس‌العمل نشان داده‌ و اعتراض نموده‌اند؟! شما مي‌پنداريد که‌ احزاب کردستان نيز بايد چنين باشند؟! اگر چنين است اين پنداري اشتباه‌ است. به‌ هر حال، سخن گفتن از کردستان ترکيه‌ و عراق و سوريه‌ سخن گفتن از ظلم تاريخي، از استثمار و استعمار يک ملت واحد است، حال اين ملت در جغرافياي سياسي يک کشور واحد باشد يا نه‌. اين سخن به‌ معناي افتادن در "دام" "کردستان بزرگ" نيست و در هيچ جايي از بيانيه‌ي مورد بحث اشاره‌اي به‌ آن نشده‌ است. همه‌ي احزاب مطرح و اصيل کردستان ايران خواهان دستيابي به‌ حقوق مردم کردستان در چهارچوب ايران، ايران دمکراتيک و فدرال، مي‌باشند. من نيز سعادت خود را در ايران و با شما و با ماباقي ايرانيان جستجو مي‌کنم، در همان حال که‌ نمي‌توانم نسبت به‌ سرنوشت پاره‌هاي ديگر کردستان بي‌تفاوت باشم.

3. شما نوشته‌ايد که‌ اين موضع با موضع قبلي اين حزب و حزب دمکرات کردستان ايران و دکتر قاسملو فاصله‌ دارد. اصلاً و ابداً چنين نيست. بطور مشخص دکتر قاسملو از هيچ تلاش ديپلماتيکي براي جلب چنين پشتيباني دريغ نکرد و اين اتفاقاً يکي از برجسته‌ترين دغدغه‌ها و خدمات وي بوده‌ است. تا جايي هم که‌ موضوع به‌ حزب دمکرات کردستان ايران برمي‌گردد، شايد کافي باشد نامه‌ي آقاي مصطفي هجري به‌ بوش يادآوري شود. تازه‌ آن نامه‌ از آن سنخي بود که‌ شايد بتوان به‌ آن ـ دست کم به‌ لحاظ لحن ـ ايراد گرفت. بيانيه‌ي حاضر با اجازه‌ي شما به‌ مراتب پخته‌تر و سياسي‌تر مي‌باشد و اتفاقاً اتفاق نظر کلي در جنبش کردي و روشنفکران کردستان در آن وجود دارد. به‌ هر حال، تغيير موضعي در آن قابل رؤيت نيست. شايد آنچه‌ در آن نو باشد شفافيت کلام است که‌ مورد تأييد اين ناچيز نيز است.

4. شما به‌ تناقض موضع حزب دمکرات کردستان اشاره‌ فرموده‌ايد. جا دارد اينجا از شما پرسيده‌ شود که‌ شما تا کجا به‌ شعار "حق تعيين سرنوشت" که‌ در اين نامه‌ نيز از آن سخن رانده‌ايد، به‌ جد باور داريد؟ مگر نه‌ اين است که‌ اين اصل مشمول حق جدايي و استقلال کردستان نيز است؟ يقيناً جرياني که‌ صادقانه‌ به‌ حق تعيين سرنوشت يک ملت اعتقاد ژرف و واقعي داشته‌ باشد، استقلال يک ملت را "دام" نمي‌نامد، حتي اگر جانبدار آن نباشد. در ضمن مگر خود شما نمي‌گوئيد که‌ تاکنون تمام رهبران وکادرهاي اين حزب بر‌ حل مسأله‌ي کرد در چهارچوب ايران دمکراتيک و فدرال تأکيد داشته‌اند؟ پس چرا به‌ توهم و انگ جدايي‌طلبي قوس زده‌ايد و بطور ضمني گفته‌ايد که‌ اين حزب در "دام" (!) "استقلال کردستان" افتاده‌ است؟! آيا اين حزب در دام "کردستان بزرگ" افتاده‌ است يا شما در دام بزرگتر به‌ قول خودتان "ناسيوناليسم افراطي"؟!

5. جا دارد از شما پرسيده‌ شود: حال خود شما چه‌ کاري ـ ‌ خارج از بحث تجريدي و شعار "حق تعيين سرنوشت" ـ براي اين ملت 40 ميليوني، ملتي که‌ صرف نظر از اينکه در چهارچوب مرزهاي کنوني‌ ايران باشد يا نه‌، اساساً ايراني‌تبار نيز است، انجام داده‌ايد؟ مگر شما يک سازمان آزادي‌خواه‌ و برابري‌طلب نيستيد؟ شما در حمايت از فلسطين ـ به‌ حق ـ جداگانه‌ اطلاعيه صادر مي‌کنيد، خلق و ملت خودي کردستان را اما از يــاد بـرده‌ايـد!!‌ اصلاً مستحضر هستيد که‌ در کردستان ترکيه‌ چه‌ مي‌گذرد؟ مي‌دانيد که‌ درگيري حکومت اقليم کردستان با حکومت مرکزي عراق و دولت آمريکا سر چيست؟ اگر مي‌دانيد، موضع شما در آن باره‌ چيست؟ از اوضاع کردستان سوريه‌ اطلاع داريد؟ در کناره‌هاي نوار غزه‌ با فراافکني اسلامگرايان فوق ارتجاعي ترکيه‌ اتفاقي مي‌افتد، روشنفکر ايراني در دفاع از ملت فلسطين (که برخلاف ملت کرد‌ از پشتيباني غرب و شرق، کمونيست و اسلامي) برخوردار است، اعلاميه‌ صادر مي‌کنند، اما بمبارانها و توپ‌بارانهاي ممتد کردستان توسط دو دولت سرکوبگر ترکيه‌ و ايران را آن قدر با اهميت نمي‌دانند، کاغذپاره‌اي را برايش سياه‌ کنند. اين آزاديخواهي نيست، عين بي‌عدالتي است! آري دوستان فدائي، اگر بحث انتقاد و گلايه‌‌ باشد، روشنفکران کردستان سينه‌اي آکنده‌ از اين انتقادها دارند. بر کردستان در آسمان پرستاره‌ ستاره‌اي روا داشته‌ نمي‌شود، چه‌ رسد به‌ حق کشته‌نشدن زير توپها و بمبهاي ترکيه‌اي و ايران، حتي از سوي آناني که‌ خود را مدافع آن معرفي مي‌کنند. من يکي از منتقدان صريح پ. ک. ک. بوده‌ام، اما بس ناجوانمردانه‌ و غيرانساني يافتم که‌ در جهان 200 دولتي، دولتي يافت نشد رهبر آن را پناه‌ دهد. و اين نه‌ از نادرستي سياستهاي وي که‌ از مظلوميت اين ملت بي‌پناه‌ و بي‌دوست حکايت دارد. اين نامه‌ي شما نيز ناخواسته‌ اين برداشت را تقويت مي‌کند.

6. شما نوشته‌ايد که‌ حزب دمکرات کردستان "چشم به‌ راه‌ قدرتهاي خارجي براي نجات مردم کرد در کردستان ايران" دوخته‌ است. اينجا نخست بايد گفت که‌ بحث حزب دمکرات کردستان يک بحث کلي است و منحصر به‌ کردستان ايران نيست. دوم اينکه‌ از بيانيه‌ ـ چنانچه‌ با سوء ظن ناسيوناليستي و ضدامپرياليستي غيردمکراتيک مورد توجه‌ قرار نگيرد ـ "چشم‌دوختن به‌ قدرتهاي خارجي" برداشت نمي‌شود، بلکه‌ تلاش به‌ جلب توجه‌ جهاني به‌ وضعيت ملتي پاره‌پاره‌ شده‌ و تحت ستم. و سوم اينکه‌، آري، به‌ اقرار،‌ بين شما و حزب دمکرات کردستان در امر حمله‌ي غرب و ناتو به‌ حکومتهايي چون ليبي و صدام تفاوت ديد وجود دارد. اينکه‌ چنين حمله‌هايي براي دفاع از منافع مردم اين کشورها نبوده‌ و نخواهد بود نيز امري مسجل و بديهي است. اما اخذ اين استنباط از آن که‌‌ گويا چنين حمله‌هايي الزاماً در تضاد با منافع مردم اين کشورها قرار دارند، نيز اشتباه‌ است. و به‌ويژه‌ اين استنباط شما اثباتاً نادرست است که‌ گويا برچيدن ديکتاتوريها از سوي غرب ناگزير به‌ ديکتاتوريهاي ديگر مي‌انجامد! سرنوشت عراق هنوز معلوم نيست، لذا نمي‌توان در مورد آن چنين حکمي داد. به‌ هر حال تصور نمي‌رود که‌ تازه‌ هيچ نظام ديکتاتوري چون حکومت صدام بتواند بر آن مستولي يابد. مضاف بر اينکه،‌ کردستان عراق زير چکمه‌هاي صدام چيزي براي ازدست‌دادن نداشت و اما با سرنگوني صدام به‌ کمک آمريکا موقعيت آن بطور کيفي متفاوت شده‌ است. ناديده‌ گرفتن اين نکته‌ حکايت از درايت سياسي ندارد. به‌ هر حال آنچه‌ که‌ امروز ما شاهد آنيم، هر چه‌ باشد و رضايت‌بخش نيز نباشد، ديکتاتوري نيست. بي‌انصافي مطلق هم است که‌ به‌جان‌هم‌افتادن گروههاي ارتجاعي شيعه‌ و سني طرفدار حکومت اسلامي ايران و اقمار حکومت اسلامي عربستان را به‌ حساب آمريکا و سيستم عراق گذاشت. خوب، در چند کشور ديگر، حمله‌ي غرب و ناتو به‌ ديکتاتوري انجاميده‌ است؟ در آلمان؟! در ژاپن؟! در يوگسلاوي؟! دوستان عزيز، اين مائيم که‌ بايد شما را فرابخوانيم تا ابهامات موجود در ارتباط با انديشه‌ي ضدامپرياليستي و ضدآمريکايي ضددمکراتيک احتمالي خود را برطرف نمائيد. اظهرمن‌الشمس است که‌ بخشي از چپ ايران هنوز گرفتار در دام ضدآمريکايي دوران جنگ سرد و زاده‌ي بلوک شرق و احزاب کمونيستي آن و حزب توده‌ي ايران و تازه‌گيها انديشه‌ و فرهنگ غرب‌ستيزي و در واقع تمدن‌ستيزي اسلامگرايان هست. دوستان، بديهي است که‌ کردستان نمي‌تواند از شکاف غرب و حکومتهايي چون "جمهوري" اسلامي بهره‌ نگيرد (همانطور که‌ از تضاد دولتهاي حاکم بر کردستان همواره‌ بهره‌ جسته‌ است). چرا بايد حکومتهاي ارتجاعي و فاشيستي ترکيه‌ و ايران براي سرکوب جنبش کردستان همراهي کنند و مورد پشتيباني ضمني و مستقيم آمريکا نيز قرار گيرند و اما جلب پشتيباني همين آمريکا ـ حال با هر انگيزه‌اي که‌ از سوي وي عملي گردد ـ براي خنثي کردن ائتلاف منطقه‌اي ضد جنبش کردستان اشتباه‌ باشد؟ و باز در پايان خدمتتان عرض کنم که‌ جنبشهاي مدني ايران تاکنون نشان داده‌اند که‌ مردم ايران به‌ تنهايي قادر به‌ رهايي از يوغ حکومت اسلام در ايران نيستند و جنبش آنها مي‌تواند و احتمالاً ناچار است با حمايت ـ از جمله‌ نظامي ـ غرب همراه‌ گردد. در شرايطي که‌ جنبش اعتلا کند و در معرض سرکوب خشن حکومتي قرار گيرد، نمي‌توان و نبايد با همراهي نظامي غرب که‌ شما سهواً "دخالت نظامي" مي‌ناميد، مخالفت نمود. انکارناپذير است که‌ بزرگترين دشمن مردم ايران و مانع د‌ستيابي ايران به‌ دمکراسي، حکومت اسلامي ايران است، حکومتي که‌ از هيچ تلاشي براي نابودي جنبش حق‌طلبانه‌ي مردم کشورمان پرهيز ننموده‌‌ است. پس چرا بايد با ساقط کردن چنين رژيمي از سوي طرف ثالثي مخالفت نمود، چنانچه‌ خود قادر به‌ آن نباشيم؟ خوب، اين امر به‌ درجات بسيار بالاتري براي جنبش کردستان نيز صدق مي‌کند که‌ نه‌ با يک حکومت فاشيستي، بلکه‌ چهار فقره‌ از آنها روبرو بوده‌ است؟ تحليل شما اين استنباط را به‌ دست مي‌دهد که‌ شما گزينه‌ي سوريه‌ را که‌ تاکنون قريب 3000 نفر از مردم مدني را کشته‌، به مورد ليبي که‌ ديکتاتور آن چون صدام مخفي و فراري است، ترجيح مي‌دهيد. اين اصل و اساس تفاوت نگرش شما با احزاب کردستان است. فراموش نکنيم که‌ اپوزيسيون ليبي نيز در آغاز با "دخالت" غرب در ليبي مخالفت مي‌ورزيد، بعد پي‌درپي پيام مي‌فرستاد که‌ چرا ناتو به‌ حکومت ليبي حمله‌ نمي‌کند و يک چتر حفاظتي هوايي براي درامان ماندن از حملات هوايي حکومت قذافي ايجاد نمي‌کند. ناتو به‌ اين ندا پاسخ مثبت داد و اگر نمي‌داد، آقاي قذافي جانهاي بازهم بيشتري مي‌گرفت، بدون اينکه‌ سرنگون شود، همان خطري که هم‌اکنون‌ در سوريه‌ي بشار اسد‌ نيز وجود دارد. در پايان براي رفع ابهام تأکيد مي‌شود که‌ عدم مخالفت با حمله‌ي نظامي و حتي دعوت به‌ آن مطلقاً ـ باز تکرار مي‌شود ـ مطلقاً به‌ اين مفهوم نيست که‌ گويا از غرب انتظار مي‌رود مردم ايران يا کردستان را رها کند. خير، حمله‌ي غرب تنها مي‌تواند نقش کمکي براي يک جنبش واقعاً موجود داشته‌ باشد، جنبشي که‌ در معرض نابودي توسط يک رژيم قهار و شياد قرار دارد. بنابراين محور اصلي و نيروي محرکه‌ جنبش مردمي است و رهايي نهايي توسط آن. همانطور که‌ مي‌دانيد، در کردستان عراق نيز يک جنبش بالفعل وجود داشت. اين جنبش، اما، بدون همگامي ناگزير آمريکا و متحدين آن قادر نبود، از شر رژيمي چون صدام خلاص شود که‌ سر ستيز نه‌ تنها با کردستان داشت، بلکه‌ همچنين با غرب و همسايگان جنوبي و شرقي و غربي خود. آيا مي‌بايست با اين نزاع و همخواني اتفاقي و شايد مقطعي مصالح مردم عراق و غرب سر ستيز داشت و به‌ بهاي بقاي چنين رژيمي با "دخالت" غرب عناد ورزيد؟ اين امر در ارتباط با حکومت اسلامي ايران صدق مي‌کند، حکومتي که‌ جناياتش اگر بيشتر از جنايات حکومت صدام نبوده‌ باشد، کمتر نبوده‌، حکومتي که‌ هزاران هزار نفر از اسيران سياسي را تنها در چند روز قتل عام نمود، حکومتي که‌ جنايات فجيعي در کردستان خلق نمود، حکومتي که‌ مرز نشناخته‌ و هر جايي که‌ دستش رسيده‌ جنايت کرد‌ و تعداد زيادي از فرزانگان ايران و برجسته‌ترين رهبران کردستان ايران را چنين ناجوانمردانه‌ کشت ... نه‌ آمريکا و نه‌ حکومتهاي دمکراتيک (حال از نظر شما هر حکومتي‌ دمکراتيک باشد)، هر "شيطاني" هم که‌ بخواهد به‌ مردم ايران و کردستان در امر رهائي‌ ياري رساند، حال هر دليل و انگيزه‌ و مصالحي در آن داشته‌ باشد، يقيناً با مخالفت من روبرو نخواهد شد، چون آن را در تضاد با مصالح مردم ايران و کردستان نمي‌دانم... (اين موضوع بحثهاي طولاني‌تري را مي‌طلبد. اما چون وعده‌ داده‌ شده‌ بود که‌ بحث اجمالي باشد، فعلاً به‌ همين قدر اکتفا مي‌شود.)

30 سپتامبر 2011

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration