The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نواي موسيقي خياباني، رگــه عصيان جوانان

مجله هفته

دستم را بروي اسلحه ام ميفشارم،

چرا که قصد جانم را کرده اند

مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده

مي کوشم به سيم آخر نزنم

اينجا درست مثل يک جنگل است

و بعضي وقت ها تعجب مي کنم

که چگونه مي توان جان سالم بدر برد

(بخشي از ترانه “پيام” از آثار “گرند مستر فلش” و گروه “فوريوس فايو“)

امروزه براي بخش هاي مختلف مردم روشن مي شود که هنر نمي تواند از سياست جدا باشد. روشن ميشود که کنسرت دادن جوانان در خيابان ها با چهره هاي جدي، تکامل اشکال ديگري از موسيقي کوچه و خيابان است*، تلاشي است براي شکستن محدوديت هاي فردي،اجتماعي.

روشن مي شودکه هنرمندان خياباني و آثارشان را نمي توان سرکوب کرد، آن هم نه بر مبناي ويژگي هاي هنري و تکنيکشان، بلکه عمدتاً بر مبناي مضمون و محتواي رفتارشان. موسيقي اي که با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود، توجه افراد را به خود جلب ميکند.

آيا موسيقي اين جوانان، آنان را به آگاهي نزديک مي سازد؟

آيا اين نوع موسيقي آنان را به مبارزه تشويق مي کند؟



موسيقي خياباني که اوائل به شکلي محدود توسط افراد تک تک و يا گروههاي کوچک در محدوده خاصي اجرا مي شد از سال ۱۳۸۰ پا به عرصه گسترده فرهنگ شهري گذاشت. نظام ارتجاعي، اسلامي ــ فاشيستي سرمايه داري با استفاده از اهرمهاي فشار خود بر اين جوانان، سعي مي کند بر خصلت شورشگر و نوانديش آنان تاثير بگذارد و سبک و قالب فعاليت هايشان را در خدمت تبليغ ايده هاي ارتجاعي و باب ميل خود قرار دهد.که خوشبختانه تا کنون نتوانسته است.تشکيل اين گروه ها پاسخي ضروري به تعرضات و سرکوبگري هاي مداوم حکومتعليه جوانان به حساب مي آمد. گروه هاي موسيقي خياباني که از دل مبارزات مردم در اين سال هاي اخير شکل گرفت.

……

مدت هاست در سطح شهر بر سرخيابانها، پارک ها، روي پل هاي عابر پياده و…. به افراد و گروه هاي دو تا سه نفره (دختريا پسر) برمي خوريم که با سازهاي موسيقي خود در گوشه اي نشسته يا ايستاده آهنگ مي نوازند. جواناني ۱۸ تا ۲۵ساله و عمدتا با تيپ هاي مدرن، به جرئت مي توان گفت بيشتر آنان فرزند طبقات زحمتکش جامعه هستند، جواناني که حاضر نيستند در برابر ظلم و بيدادگري که گريبان جامعه را فرا گرفته سر خم کنند و براي مبارزه با بيکاري، دلبستگي به موسيقي، آزادي هاي فردي و…. به موسيقي خياباني روي آورده.

ـ نمي دونم بايد خوشحال باشم يا ناراحت وقتي خيابان شلوغ ونک را بالا ميروم و از گوشه تاريکي صداي ساز دهني و گيتار ميآيد؟

- کنار خيابان روي سکوي سيماني نشستهاند…

با خودم کمي کلنجار مي روم تا کمي با احساساتم کنار بيايم…. به آنان نزديک مي شوم چيزي در قلبم فرو ميريزد اما لبخندي روي لبم سنگيني ميکند. چند قدمي که دور ميشوم، قطعهشان تمام ميشود، وسوسه ميشوم که برگردم؛ دعوتشان کنم به چاي،

: خوشحالم که موسيقي شما جوانان به خيابان ميآيد، خوشحالم که اين تابو کمکم شکسته ميشود. در عين حال ناراحتم، چون مي آيند و مي ريزند و غرورتان را پايمال مي کنند.

به هر صورت با هم به سرعت دوست مي شويم و آنان که دلي پر داشتند پيشنهاد گفت و گو را مي پذيرند. اينان که به تازگي دستگير شده و آزاد شده بودند اينبار مکان خود را عوض کرده و به اينجا آمده بودند. در ادامه به اين گفتگو مي پردازيم.

چند وقت است که موسيقي را به خيابان آورده ايد؟
من از کودکي با موسيقي آشنا شدم ولي طي دو سال اخير با آن رشد کردم و در اين مدت به نواختن سه تار، سنتور، ساز دهني، سازهاي کوبه اي، گيتار و به صورت حرفه اي هارمونيکا «ساز دهني» پرداختم.

مدت ۴ سال است که مشغول نوازندگي به صورت مدرن درخيابان هستم که به نوازندگان خيابان (موسيقي خياباني) معروف شده ايم.

چه چيز باعث شد که به اين کار بپردازيد؟
در سال هاي ابتدائي که شروع به نوازندگي در خيابان کردم در فکر مسائل اقتصادي بودم ولي در اين دو ساله از انتخابات ۸۸ به اين سو به فکر گسترش هنر مردمي از طريق موسيقي و به کمک ساز دهني ام هستم، نا گفته نماند که فعاليت من و تمام کساني که به صورت مدرن مشغول نوازندگي در سطح خيابان هاي پايتخت اين کشور هستيم جنبه اعتراضي پيدا کرده. اعتراض به اينکه چرا در ايران به هنر مترقي بها داده نمي شود و هنرمندان و جوانان تحت فشار قرار مي گيرند.

از دوستان هنرمندتان قبلا کسان ديگري اين کار را کرده بودند؟
بله. ما خودمان تقريباً ۵ سال پيش براي اولين بار دست به اين کار زديم و ۴ سال است که بصورت حرفه اي اين کار را انجام مي دهيم و در حال حاضر حدود ۱۵ نفر نوازنده حرفه اي خياباني را کاملا مي شناسيم و با آن ها ارتباط نزديک داريم و هر کدام از آن ها نوازندگان سازهائي از قبيل گيتار، سازدهني، ويلن، ويلن سل، ترومپت، ساکسوفون، آکاردئون، تار و سه تار هستند.

خاطراتي از جريان کار و برخوردهاي مردم داريد؟
- طي ۴ سالي که گذشت هر روز مان خاطره اي بوده، هر لحظه کسي از جلوي ما رد مي شود چند ثانيه اي مي ايستد و گوش به صداي موزيک مي دهد سري تکان مي دهد و مي گويد زيباست.

شيرين: در يکي از روزهاي مهر ماه سال ۸۹ مشغول به نواختن بوديم خانمي ميانسال که بسيار پوشش زيبائي داشت ۳۰ دقيقه مشغول گوش دادن آهنگ هاي ما بود. کارمان که تمام شد نزديک آمد. گفت مرسي، روي هنر شما هيچگونه قيمتي نمي توان گذاشت. من هنرمندم. آهنگي که زديد مال من بود. دست توي کيف کرد و ساز دهني را در آورد، خانم سيمين غانم بود، خيلي شريف بود.

يک خاطره تلخ: پس از روزهاي پائيز ۸۸ سه شنبه صبح ساعت ۷٫۳۰ خانمي ۴۵ ساله که خيلي مسن تر نشون مي داد نشسته بود و فقط گوش مي کرد و مي گريست. کارم که تمام شد جلو آمد دستش را در کيف کرد عکس پسر جواني را در آورد. اين پسرمه. ۲۴ سالش بود. اونم ساز دهني ميزد، ماشين بهش زد و مرد. امروز چهلم اش، منتظر دخترم هستم که بريم سر خاکش.

آيا ماموران شهرداري يا نيروي انتظامي مزاحمتي برايتان ايجاد کرده اند؟
اولين روزهائي که که شروع به کار کرده بوديم براي همه جالب بود. گاهي نيروهاي کادري، انتظامي را مي ديديم که با لذت گوش ميکردنند (در واقع هنوز توجيه تئوريک نشده بودند ـ جافک). ماموران شهرداري هم به همين شکل. بعد از مدتي ماهيانه اي را حدود ۰۰۰/۱۰۰ تومان به شهرداري پرداخت مي کرديم ولي يک سال است که شديداً از طرف نيروي انتظامي با ما برخورد مي شود. به طور مثال هفته پيش*

به چه نوع موسيقي علاقه داريد؟ آيا همان نوع موسيقي را در خيابان عرضه مي کنيد يا سليقه عمومي را در نظر مي گيريد؟
مي دونيد موسيقي ما در خيابان عمدتاً بدون کلام است مگر در رستوران ها و يا بعضي از محافل خصوصي، ما بيشتر به موسيقي مردمي گرايش داريم و البته که سليقه مردم را هم در نظر داريم. خوب ما تنها براي دلمان نمي نوازيم. بالاخره موضع مخاطب است که ما را اميدوار نگه مي دارد. اما دل مشغولي هاي خود را هم داريم. ما از طريق همين موسيقي خياباني توانسته ايم کلي از نوجوان و جوانان را به سازها و موسيقي خود جلب کنيم و در واقع هزينه هاي خود را نيز به صورت خصوصي تامين کنيم.

آيا خيابان را سکوي پرشي براي ادامه فعاليت تان مي بينيد؟ مثلا بيرون دادن آثار زيرزميني؟ يا عادت کردن به رابطه مستقيم با مردم؟
ما و من هيجان را دوست داريم. دلمان مي خواهد هر جا مي خواهيم اجرا کنيم، نمي خواهيم مانند افراد زير زميني مخفيانه کار کنيم و بترسيم. ما زنده هستيم و زنده اجراء مي کنيم. جلوي مردم و در ديد مستقيم آن ها. خوب قبلا گفتيم ما در حال حاضر اينجا زندگي مي کنيم و مخاطب ما هم به علت خياباني بودن موسيقي مان همين مردم و جنب و جوش آن هاست، سکوي پرش ما همين مردم هستند.

آيا موسيقي شما هم اعتراضي است و يا همين به خيابان آمدن تان را نوعي اعتراض مي بينيد؟
بله موسيقي ما اعتراضي است، ما معترضيم! زيرا در هيچ جاي دنيا با هيچ هنرمندي اينطوري که در اينجا برخورد مي شود، نمي شود. اينجا براي شعور و هنر جوانان ارزشي قائل نمي شوند. اينجا ما هر روزه به شکل هاي مختلف تحت فشاريم چه از نظر اقتصادي، فرهنگي، آزادي هاي فردي و اجتماعي. ما دوست داريم که اين موسيقي را زنده مردم حس کنند و باهاش ارتباط بر قرار کنند.

چقدر در مورد تاريخ موسيقي اعتراضي در سطح دنيا آگاهي داريد؟ آيا الگويي داريد؟
در مورد سابقه تاريخي موسيقي اعتراضي اطلاعات زيادي ندارم اما مي دانم يک سبک موسيقي بود که توسط سياهپوستان به وجود آمد و در واقع نوعي سلاح مبارزه جوانان با تبعيض نژادي بود و به دليل بيان مشکلات زندگي به موسيقي گتو شهرت يافت. اما مي توانم از گروه پينک فلويد نام ببرم و آهنگ اعتراضي معروف راجر واترز به نام ديوار، که باعث شد راجر واترز و پينک فلويد در ايران بسيار طرفدار پيدا کنند. و کمي نزديک تر مي توانم به نمونه هاي هنر اعتراضي در ايران مثل محسن نامجو و شاهين نجفي اشاره کرد که حالا مهاجرت کرده اند. به خاطر همان مسائلي که قبلا در موردش گفتگو کرديم. اما اگر بخواهيم تعريفي از موسيقي زير زميني ارائه بدهيم بايد بگويم که ترانه ها و اشعار در آن مضامين سياسي، اجتماعي و اعتراضي دارند و عمدتا عليه ارزش ها و رفتارهاي کهنه اجتماعي شورش مي کنند.

در مورد موسيقي پاپ رايج در ايران و خارج چه فکر مي کنيد؟ در مورد موسيقي زيرزميني در ايران چه نظري داريد؟ خودتان را جزئي از اين حرکت مي دانيد؟
موسيقي پاپ در ايران هم رايج است، ولي دست و پا بسته، چرا موسيقي پاپ در اروپا آزاد است؟ حتي در افغانستان هم آزاد است. اما در ايران دست و پاي تمام هنرمندان بسته است. فرقي ندارد چه هنري داشته باشي! نويسنده، کاريکاتوريست، طراح، نوازنده، خواننده و…. ما خودمون را جزء موسيقي خياباني مي دانيم و در واقع موسيقي زير زميني هم جزء موسيقي اعتراضي است.

اما همانطور که گفتم ما زنده اجراء مي کنيم . جلوي هر کس هم مي ايستيم و بارها هم ما را به بازداشتگاه انداخته اند. دوستاني دارم که در سبک راک فعاليت مي کنند و به خاطر اينکه برخورد شديد تري با آن ها مي شود بعضي وقت ها مجبور براي تمرين به زير زمين ها، بيابان ها، گاوداري ها بروند. يکي از درد دل هاي ساده آن ها اين است که اگه ما خارج بوديم کسي با ما کاري نداشت! هم تمرين بود و هم اجراء. فکرکن کنسرت بزرگ راک خودت را داشته باشي با نوازندگان ايراني!!

در صورت مواجهه با فشار و سرکوب آيا به اين فکر مي افتيد که از هنر خودتان براي افشاي اين فشارها يا اعتراض به آن ها استفاده کنيد؟ تا آنجايي که مي دانم تا به حال در موسيقي زيرزميني اثري توليد نشده که مستقيما به اين موضوع بپردازد و جنبه مقاومت هنر در برابر سرکوبگري را موضوع اثر قرار بدهد.

خوب مگه تا حال چيکار کرديم؟ فشار که هر روزه است. از اين خيابان به اون خيابان ، از اين کوچه به اون کوچه. مداوم در حال درگيري و گريز هستيم. اما اينکه از هنرمان براي افشاي اين فشارها استفاده مي کنيم با قاطعيت ميگم آره. همين گفتگو با شما يک نوع افشاگري است! مگه غير از اين است؟ بگذاريد بگم زماني که ما همدوش مردم در خيزش هاي ضد حکومتي شرکت مي کرديم براي چه بود؟ وقتي ما ملودي هاي مردمي را مي نوازيم، مثلا وقتي سر اومد زمستون را مي زنيم چه چيزي رو مي خواهيم بگوييم؟ زماني که اي ايران را مي نوازيم چي؟ اما اينکه ما اثري خاص بيرون داده باشيم، نه؟ مي دونيد چرا؟ چون ما بيشتر موزيک بدون کلام مي زنيم. اما با اين حال ما تا کنون ۱۵ نفرهستيم که تقريباً هماهنگ به پيش مي رويم و در مناطق مختلف شهر پخش هستيم . و چقدر خوب مي بود که ما مي تونستيم يک مجموعه اي داشته باشيم. حالا داريم کارهائي مي کنيم اميدواريم که بتوانيم. و موضع آخر اينکه بعد از فرو کش کردن اعتراضات مردم موسيقي ما بيشتر رو آمده و طرفدار پيدا کرده و مي توان گفت به نوعي مردم بيشتر با آن احساس همبستگي مي کنند. شايد هم يکي از دلايل حمله به ما هم رويکرد مردم به ما باشه!!

*اين نوع موسيقي شکل هاي مختلف دارد. بخشي به شکل تک نفره و بخشي دو سه نفره و به صورت کوچه بازاري اجراء مي شود. بيشتر در اتوبوس ها، محلات و….. به اجراء در مي آيد. و از نظر تکنيکي بار علمي کمي دارد. شکل قديمي اين موسيقي در ادوار گذشته به شکل تصنيف بيان مي شد. شکل جديد موسيقي خياباني در حال ثبت شدن و تاريخچه پيدا کردن از طريق سي دي و يا فايل هاي اينترنتي است. شکل ديگري از اين موسيقي که اينک در حال گسترش است کيفيت بالاتري دارد و در واقع توسط ارکستري از جوانان کاملا آشنا به علم موسيقي و به صورت تخصصي در مکان هاي باز اجراء مي شود.


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration