The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

پاسخ که نه ، چند کلامي در جواب سئوال رفيق نادر

اکرمی رضا


با قدر داني از رفيق نادر که نوشته هاي مربوط به « طرح ما در رابطه با ائتلاف ها و وحدت حزبي»را مورد ملاحظه قرار داده است و از آنجا که توجهات خود ر ا با اين پرسش به پايان برده است که : « آيا رفقا ي کميسيون و رفقا رضا و سهراب مي توانند با پاسخ به سئوالات بالا مواضع خويش را روشن تر سازند؟» وظيفه خود مي دانم که اگر چه ، پاسخي به سئوال کليدي او که به واقع سئوال همه ماست ندارم ، چند نکته اي را که در واقع محرک من در ورود بدين بحث بوده است را با رفيق نادر و ساير تعقيب کنندگان اين مبحث در ميان بگذارم .
من زماني از وجود اين مبحث در دستور کار کنگره مطلع شدم که يکي از رفقاي مسئول تدارک بحث از من خواست تا در گروه کاري که به همين منظور تشکيل مي شود شرکت نمايم . اولين واکنش من به اين مقوله اين بود که ما در اين زمينه کمبود سياست نداريم ، مشکل ما و نه تنها سازمان ما ،بلکه ساير محافل چپ و دمکرات خارج از کشور، مشکل پيشبرد سياست است .و در اين جا اضافه مي کنم که چون وجود داريم و چون بايد اين موجوديت را معني نمائيم ،با مباحث و مقولاتي خود را درگير ميکنيم که تاريخچه بيست ساله تبعيد و مشکلات همين اجتماعات که روز به روز هم کوچکتر شده اند را با خود حمل مي کند و با تأسف بسيار بايد گفت که مشغلههاي کنوني بسياري از ما امروز حتي توده گسترده ايرانيان خارج از کشور هم نيست ،چرا که از آنها هم دور افتاده ايم .
براي اينکه از موضوع اصلي دور نيفتم باز مي گردم به جوابي که براي ايجاد گروه کارو حضورم دراين گروه دادم. پاسخ رفقا اين بود که در فاصله تعين سياستهاي قبلي و امروز دوري و نزديکيهائي در مناسبات سازمانهاو احزاب روي داده و لازم است که ما متناسب با اين تغييرات براي دوره آتي وظايف مشخص تري را در پيش روي خود قرار دهيم .در همان گفتگوهاي اوليه اين نکته نيز روشن شد که از ديد برخي رفقا يکي از همين جابجائيها نزديکيهائيست که بدنبال مواضع گنگره فوق العاد ه سازمان فدائيان خلق ( اکثريت ) با مواضع سازمان اتحاد فدائيان خلق بوجود آمده است . به طوريکه براي برخي از رفقا ،هر گاه چنين نزديکي برنامه اي و سياسي وجود داشته باشد ،تداوم جدائي فعلي بي معني مي نمود . من شايد با همان نگرشي که کما بيش در نوشته رفيق نادر هم منعکس است فکر نمي کرد م و هنوز هم فکر نمي کنم که وحدتهائي از اين دست گشايش جديدي در کار اين مجموعه ها باز مي کند و بدون اينکه بخواهم ارزش هر نوع جمع شدن را – ولو سه فرد منفرد براي ايجاد يک کار مشترک به يک واحد سه نفره تبديل شوند – ناديده بگيرم به نظرم مي رسد بار ديگر بخش زيادي از همين نيروي محدود را که مي بايست براي اجتماعي شدن ، رو به بيرون از خود داشته باشد را در خود درگير خواهد کرد . واين به نفع هيچ يک از بخشهاي اين جنبش و در اين جا به طور مشخص ما و سازمان اکثريت نيست. و البته اين نيز يک تفاوت ديگري را در ميان ما بازتاب مي دهد که ناشي از ارزيابي ايست که هر يک از ما از موقعيت کنوني خود و تجمعاتي که در آن مشغول فعاليتي هستيم دارد .
من فکر مي کنم نه تنها جنبش فدائي ديگر نمي تواند بازتاب شرايط پايانه رژيم پهلوي باشد بلکه نبايد خود را در موقعيت سالهاي اوليه پس از انقلاب فرض نمايد و تصور داشته باشد که به اعتبار خط و خطوط و يا موقعيت آن روزگار مي تواند منشأ اثر و نفوذ گردد .همه ما مي دانيم که ساختار ،بافت جمعيتي ،صف بنديهاي اجتماعي- سياسي ،مشغله هاي فکري و فرهنگي و در يک کلام کل سيماي زندگي ايران امروز دگر گون شده است و البته تغيير اوضاع جهاني نيز برهيچ کس پوشيده نيست و البته در چنين جامعه اي يک بلوار وسيع در پيش روي يک نيروي معتقد به آزادي ،دمکراسي ،مدرنيته ،لائيسيته و طالب عدالت اجتماعي باز است تا به عنوان يکي از نيروها ي مطرح در جامعه ، حرفي براي زدن داشته باشد . من فکر مي کنم بخشهائي از اين جنبش فدائي که موضوع بحث کنوني ما هستند مي توانند به سهم خود توان و تجربه خود را در ايجاد يک جنبش بزرگتر چپ و دمکرات به کار گيرند.
در هر حال آنچه در نوشته فوق آمده است پاسخي است به سئوال مشخصي که از طرف رفقائي مبني بر بررسي امکان وحدت با سازمان اکثريت مطرح شده بود و از آنجا که خواسته شده بود که هر يک از ما پاسخ خود را به صورت کتبي به گروه کار ارائه نمائيم ،روي کاغذ آوردم و باز از آنجا که فکر مي شد طرح علني آن به مباحث نشست ما کمک بيشتري ميکند ،روي سايت سازمان قرار گرفت ،بدون هيچ بسط و تفصيلي .من هم همچون رفيق نادر معتقدم بايد به نتايج مباحث پيشين ما و از جمله چند وحدتي که پيش از اين پشت سر گذاشته ايم نگريسته شود . در بحثهاي همين گروه کار نه به طور کامل ،اما اين جا و آنجا به همين تجارب نيز اشاراتي داشته ام . متأسفانه ما دراين گونه موارد هم ، که هم اقدام مستقل خود ما بوده است و هم نتايج مثبت و منفي آن تا حدودي قابل بررسي است به اندازه کافي مکث نمي کنيم .
من چون هنوز با رفيق نادر دراين زمينه صحبت مشخصي نداشته ام نمي توانم نسبت به اين پيشنهاد وي اظهار نظري داشته باشم که مي گويد : « بايد وحدت را پيش از ان که محدود به جنبه تشکيلاتي کرد بر مبناي يک استراتژي سياسي روشن مبتني ساخت. اگر پرسيده شود اين مباني کدامند پاسخ بي ترديد من اين است که نمي دانم ولي بايد پايه هاي دموکراسي را مورد مطالعه و بحث قرار داد.»
اما مي توانم به رفيق نادر به گويم که من نيز به محض اينکه نسبت به سه موضوع پيشنهاد شده از طرف رفقا براي دستور کار گنگره مطلع شدم ، که شامل مقوله ساختار و اساسنامه ،سياستهاي ائتلافي و اتحاد و و حدت و بلاخره ارزيابي سياسي مي گردد مورد اول و دوم را غير لازم مي دانستم و بر مورد سوم نيز تبصره اي داشتم بدين صورت که از ارزيابي سياسي نسبت به همه زمينه ها خود داري کنيم و به طور مشخص بر زمينه هائي مکث نمائيم که حضور سياسي ما را مثمر ثمر تر مي سازد و در فعاليت امروز و دو ساله آتي ما راه گشا هستند . اما رفقاي کميته مرکزي بنا به تصميمات پيشين خود در پي تدارک موضوعاتي بودند که ظاهرا غير قابل تغيير بود و اظهار نظر کوتاه من به مقوله ائتلافها و اتحاد ها نه از روي مرکزي تلقي کردن «وحدت تشکيلاتي» و يا « زنده باد تشکيلات بزرگتر» که مشارکت در تدارک بيشتر آنچه به هر حال به نشست ارائه مي گردد بود .
باز هم اين فرصت را غنيمت مي شمارم و تأکيد مي کنم هر چه بيشتر از فرماليسم فاصله بگيريم و انرژي جمع محدود خود را در مسيري بکار گيريم که راه را براي حد اکثر گفتگو با نيروهاي هم سرنوشت با خود باز نمايد .در هر زمينه اي که فکر مي کنيم نيروي ائتلافي و يا وحدت ما مي تواند در تقويت کارها مؤثر تر باشد و از دوباره کار ي جلوگيري نمايد پا پيش بگذاريم و دست همکاري بدهيم .بدون اينکه لزوما در يک تشکيلات واحد گرد آمده باشيم .
براي فعاليتهاي خود و يا مشترک زمان و معيار داشته باشيم . نه معيار ذهني و کلي ،بلکه حاصل ملموس و قابل سنجش و همزمان تا جائيکه مي توانيم « پايه هاي دموکراسي را مورد مطالعه و بحث قرار دهيم » .
20ژوئن 2006



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration