The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

نمايش ناگوار فمنيسم نوليبرال ايران

اکرم پدرام نيا

اين روزها که زنان جهان براي رسيدن به حقوق خود به شيوه‌هاي گوناگون و نو مي‌جنگند و در هر بخش از اين کره‌ي خاکي، از سرزمين‌هاي عربي گرفته تا لندن، از يونان تا اسپانيا و تا ويسکانسن آمريکا و قلب بازار سرمايه‌داري، وال استريت، زنان کارگر، کارمند، رنگين‌پوست، بي‌کار و مادران بي‌همسر در برابر نابرابري‌هاي جهان سرمايه‌داري ايستاده‌اند، دوستاني چون خانم شهلا لاهيجي همکاري با جهان سرمايه‌داري آن‌هم از نوع نوليبراليسم آن را توصيه مي‌کنند و براين باورند که «تعريف و تبيين خاصي از امپرياليسم که در اواخر قرن نوزدهم توسط برخي از نظريه‌پردازان مارکسيست صورت گرفت امروز با توجه به تحولات ساختاري و عميق دنياي سرمايه‌داري، مي‌تواند بازخواني و اصلاح و حتي ابطال شود.»۱ در اين نوشته، به همين منظور و براي پيشگيري از هرگونه گمراهي نخست مي‌کوشم امپرياليسم را تعريف کنم و سپس گفته‌هاي ايشان را بررسي نمايم. البته اهداف نهفته در پس اين نمايش ناگوار نيز بايد بررسي شود که اميدوارم دوستان ديگر به آن بپردازند.
به گفته‌ي هري مگداف، براي پرهيز از گمراهي بايد تعريف دقيق و درستي از امپرياليسم ارائه داد.٢ با اين همه، در اين‌جا من به همان تعريف فرهنگ‌نامه‌ها از امپرياليسم بسنده مي‌کنم تا پابرجايي آن را در همين قرن بيست‌ويکم نشان دهم. در بيش‌تر واژه‌نامه‌ها «امپرياليسم» عبارتست از ايجاد يا حفظ نابرابري اقتصادي، فرهنگي و روابط اقليمي براساس رابطه‌ي سلطه و پيروي.۳ و اين تعريف نه از زبان مارکسيست‌ها يا چپ‌هاي جهان است که همان‌طور که گفته شد از واژه‌نامه‌هايي گرفته شده که به گفته‌ي پاول سوييزي، نويسنده‌هاي آن‌ها بيش‌تر گرايش به راست دارند.۴ حال بنا به همين تعريف آيا قدرت‌هاي بزرگ جهان که امروز بيش از پيش به نابرابري‌هاي اقتصادي و فرهنگي دامن زده‌ و در روابط اقليمي از هيچ‌گونه عدالتي پيروي نمي‌کنند، امپرياليست خوانده نمي‌شوند؟ بنابه گفته‌ي هري مگداف «برخي نخبه‌ها و اهل قلم ترجيح مي‌دهند که امپرياليسم را متعلق به تاريخ و گذشته بدانند، نه حال. مثلا از ديدگاه آن‌ها فرانسه را هنگام اشغال ويتنام و جنگ با مبارزان استقلال‌طلب ويتنام مي‌توان امپرياليست خواند. همين‌طور براي جنگ آمريکا عليه اسپانيا امروز مي‌شود واژه‌ي امپرياليسم را به‌کار برد، ولي در مورد جنگ آمريکا با مردم فيليپين، کوبا و پورتوريکو (و من اضافه مي‌کنم، با مردم عراق، افغانستان و ليبي) ديگر واژه‌ي امپرياليسم قديمي‌ست،»٢ گرچه سرشت و هدف همه‌ي اين جنگ‌ها يکي‌ست. واقعيت اين است که در سياست کنوني آمريکا هيچ‌گونه تفاوت اساسي با سياست‌هاي خارجي «امپرياليسم قرن نوزدهم» ديده نمي‌شود و به قول نوام چامسکي «اگر در آفريقا (مثلا رواندا) هم نفت بود، قدرت‌هاي بزرگ امپرياليستي در آن‌جا حضور داشتند»۵ و در برابر قوم‌کشي بي‌رحمانه‌ي رواندا خاموش نمي‌نشستند و به بهانه‌هايي چون نقض حقوق بشر و يا ترويج دموکراسي وارد ميدان مي‌شدند، همان‌طور که گواه حضور گسترده‌ي آن‌ها در ليبي بوديم و ريختن بمب‌هاي بي‌شمارشان را بر سر مردم غيرنظامي ديديم. براي تاييد اين ادعا حتا مي‌توانيم به گزارش رسانه‌هاي جهان سرمايه‌داري نگاهي بياندازيم. به گزارش آسوشيتدپرس «نيروهاي ناتو بيش از ٩۳٠٠ بار به شهرهاي ليبي حمله‌ي هوايي‌نظامي کردند که يکي از آن‌ها بمباران بيمارستان ابن‌سينا در طرابلس بود و سبب کشته شدن زنان و کودکان بي‌دفاع بسياري گشت.»۶ شايد کساني نجات مردم ليبي را از چنگال ديکتاتوري چون قذافي به هر قيمتي لازم بدانند اما به گفته‌ي نوام چامسکي حمله‌ي نظامي به هرکشوري تجاوز شمرده مي‌شود و «هرگونه تجاوزي در ماهيت خود جنايتي‌ست جنگي و بنابه معيارهاي دادگاه نورنبرگ بدترين جنايت جنگي‌ست و با ديگر جنايات جنگي فرقي بنيادي دارد، زيرا انواع گوناگون مصيبت‌ها را براي مردم در پي دارد.»٧
به‌واقع در سياست خارجي آمريکا يا امپرياليسم دو گرايش اساسي وجود دارد: نخست، کشاندن هر چه بيش‌تر کشورهاي جهان به بازار تجاري خصوصي و پيش‌گيري از رقابت ميان قدرت‌ها که تاريخ سرمايه‌داري به‌ويژه نوليبراليسم نشان داده که چه‌گونه اين سياست به نابرابري بيش‌تر اقتصادي و فرهنگي مي‌انجامد و ديگري مقابله با جنبش‌هاي دموکراسي‌خواهي‌هانه‌ي مردم گوشه و کنار جهان از راه خفه کردن نطفه‌ي هر جنبش اجتماعي، سرکوب جنبش‌هاي اجتماعي‌اي که در حال رشدند، روي کار آوردن دولت‌هاي دست نشانده‌ي خود، و حتا مداخله‌ي نظامي و مقابله با دولت‌هاي مردمي از راه حمله‌ي نظامي و فشارهاي اقتصادي.
به گفته‌ي رزا لوگزامبورگ که خانم لاهيجي از گفته‌هاي‌شان سندي در تاييد تعريف خود از امپرياليسم آورده‌اند، «اين باور که کاپيتاليسم بدون توسعه‌طلبي و گسترش مي‌تواند وجود داشته باشد، تئوري پيش‌ساخته‌اي‌ست براي گرايش تاکتيکي ويژه‌اي‌. باورمندان به اين تئوري فاز امپرياليسم را نه يک ضرورت تاريخي مي‌دانند و نه نبرد نهايي ميان کاپيتاليسم و سوسياليسم، بلکه نوآوري بدخواهانه‌ي گروهي مي‌دانند که از اين واژه سود مي‌برند.»٨ همان‌طور که خانم لاهيجي در همين گفتگو درباره‌ي کشتار وحشيانه‌ي رواندا مي‌گويد، «مگر شعار اغلب همين حکومت‌هاي بومي، مبارزه با امپرياليسم نبود؟ مگر حاکمان اين کشورها که دست به جنايت عليه بشريت مي‌زدند، دشمن اصلي خود را امپرياليسم اعلام نمي‌کردند و نمي‌کنند؟» مي‌بينيم که چه‌گونه خانم لاهيجي امپرياليسم را شعار بدخواهانه‌ي حاکمان کشورهايي چون رواندا مي‌داند.
در جاي ديگري خانم لاهيجي باز از گفته‌هاي رزا لوگزامبورگ نتيجه مي‌گيرند که «زنان بايد به هر ترتيب وارد بازار کار شوند» و «هيچگونه امتياز اضافي هم براي خود نخواهند.» ايشان حتما مي‌دانند که «زنان به هر ترتيب وارد بازار کار» شدند و «هيچگونه امتياز اضافي هم براي خود» نخواستند، اما اين را هم بدانند که به قول جوانا برنر، در کتاب باارزش «فمنيسم گمراه‌کننده» «جنبش فراگير فمنيسمِ رايج، زن‌ها را به بازار کارگري گسترده‌اي وارد کرد. چون فمنيسم زن‌ها را به انجام دادن کارهاي مزدي تشويق مي‌کرد تا آن‌ها را از سرکوب نظام مردسالاري در خانه نجات دهد، جمعيت بزرگي از کارگران ارزان ‌قيمت (زنان) وارد بازار کار شدند و کارفرمايان سرمايه‌داري با استفاده از اين کارگران ارزان ‌قيمت، سطح هزينه‌هاي شرکت‌هاي‌شان را کاهش دادند. از سوي ديگر، ميل زنان بي‌شمار به ورود به بازار کار سبب شد که شرکت‌هاي بزرگ در برابر هر گونه فشار براي افزايش حقوق کارگران مقاومت کنند. و وقتي فمنيسم ورود زنان به بازار کار مزدي را «آزادي» معني کرد، بهره‌کشي شرکت‌هاي چندمليتي از کارگر زن در نواحي تجارت آزاد زير اين شعار مخفي ماند. به سخني کوتاه، فمنيسم زبان سرمايه‌داري نوين شد.»٩ گذشته از سوءاستفاده‌هاي جنسي‌اي که بر اين زنان تحميل شد و گذشته از تحمل فشارهاي گوناگون از سوي کارفرماها و ديگر کارکنان محل کار که خود بحث گسترده‌اي‌ست و در اين‌جا مجال بررسي آن نيست.
رزا لوگزامبورگ در جاي ديگري درباره‌ي اتحاد کارگرها مي‌گويد، «ديوانگي و خون‌ريزي تنها زماني به پايان خواهد آمد که کارگران آلمان، فرانسه، بريتانيا و روسيه از خواب بيدار شوند، دست دوستي به دست هم داده و جنبش طبقه‌ي کارگر مدرن را شکل دهند و با نبردي رعدآسا کفتارهاي امپرياليسم ددمنش را از ميان ببرند.»۱٠
خانم لاهيجي در جاي ديگري از سخنان‌شان، از هندوستان و رشد اقتصادي آن و استقلالش از آمريکا تعريف و تمجيد مي‌کند. در اين بخش از گفتار مي‌خواهم با استناد به گفته‌ي ارونداتي روي، نويسنده‌ي نامدار هندي و مبارز حقوق زنان که فقط به دليل پيشتباني از استقلال کشمير آواره‌ي کشورهاي غربي‌ست و با ورودش به هندوستان با حبس ابد در زندان‌هاي آن‌جا روبروست، کمي وضعيت هندوستان را براي ايشان و ديگر هم‌فکرانش روشن کنم. ارونداتي روي در مصاحبه‌اي با اي‌مي گودمن «Democracy Now» مي‌گويد، هندوستان هنگام حمله‌ي آمريکا به افغانستان، با آمريکا و هم‌دستانش همکاري‌اي جدي کرد و در اين زمينه هنوز يکي از همکارهاي پايدار اوست. ناگفته نماند که هندوستان هم‌زمان با حمله‌ي به افغانستان نيروهايش را در کشمير اسکان داد. کشمير هيچ‌گاه بخشي از هندوستان نبوده و ادعاي دولت هند در اين زمينه ادعايي پوچ و مسخره است. ولي با همين ادعاي پوچ ۵٠٠٠٠٠ نفر از نيروهاي نظامي‌اش را به آن‌جا برد و اکنون نظامي‌ترين نقطه‌ي دنياست.»۱۱ آيا خانم لاهيجي مي‌دانند که «با حضور نيروهاي هندوستان در اين سرزمين بيش از ۶٨٠٠٠ نفر از مردم آن‌جا کشته شدند؟» و «کانون زهرآگين رابطه‌ي هندوستان و پاکستان همين کشمير است... همه‌ي آن منطقه، افغانستان، پاکستان و هندوستان هر روز بيش از پيش زهرآلود مي‌شود؟ واقعيت اين است که آمريکا در همه‌ي اين بخش‌ها به شکل گسترده دخالت کرده و مي‌کند.»۱۱
در مورد وضع اقتصادي آن‌جا بنابه گزارش آکسفم، از زبان دکتر پريسيليا استاکي، «بيش از هشتادوچهار درصد از زنان هندوستان در کشتزارها کار مي‌کنند و با گرمايش زمين و تغيير آب‌وهوا و نبود آب کافي آسيب‌پذيري اين بخش بزرگ از زنان به‌طور نابرابر افزايش يافته»۱٢ و به گفته‌ي سيتا دبي، کشاورز جواني که در هندوستان زندگي مي‌کند، «وقتي باران و آب کافي نيست، ما زنان بايد دوبرابر تلاش کنيم تا غله‌ها را به‌عمل آوريم. از آن‌جا که در اين کشور زنان باقي‌مانده‌ي خوراک خانواده را مي‌خورند، بخش وسيعي از ما دچار بيماري‌هايي چون سوءتغذيه و کم‌خوني هستيم.» نمي‌دانم خانم لاهيجي از خودکشي کشاورزهاي مرد و زن هندوستان به دليل فقر و بي‌آبي، عوارض ناشي از تغيير محيط زيست و بي‌توجهي دولتمردان آگاهي دارند يا نه؟
ارونداتي روي درباره‌ي بي‌توجهي نظام نوليبرالي هندوستان و لاپوشي مشکلات اين طبقه‌ي بزرگ جامعه مي‌گويد، «وقتي اوباما مي‌خواست به آن‌جا سفر کند، کارکنان دولت، به‌زور، بي‌خان‌ومان‌ها و گداها را به پارک‌ها بردند و دورشان را با تابلوهاي بزرگ آگهي (بيل‌بورد) پوشاندند تا کسي آن‌ها را نبيند. درمورد کشمير هم درست همين کار را مي‌کنند و سخت مي‌کوشند تا اين مشکل را از گوش و چشم‌ها پنهان کنند، اما واقعيت اين است که مردم کشمير در بدترين و تحمل‌ناپذيرترين وضعيت زندگي مي‌کنند.» ۱۱
خانم لاهيجي درباره‌ي کشور ترکيه مي‌گويد، «ترکيه به جاي قرار دادن پايه‌هاي ديپلماسي‌اش بر تضاد و دشمني با عالم، راه مصالحه و مسالمت را در پيش گرفته است و انصافاَ هم در پيشبرد منافع ملي‌اش خيلي هم موفق و سربلند بوده است.» نمي‌دانم خانم لاهيجي موفقيت منافع ملي ترکيه را در چه مي‌بينند وقتي آمارهاي داخل خود کشور افزايش نرخ فقر به‌ويژه در ميان زنان و کودکان را نشان مي‌دهد. شايد «بخش عمده‍ي سبزي و تره‌بار و صيفي‌جات روزانه اروپا را ترکيه تأمين مي‌کند» و شايد «اکثر قريب به اتفاق بوتيک‌هاي مشهور اروپا لباس‌هاي‌شان دوخت ترکيه» است (حالا برپايه‌ي کدام آمار، خود جاي بحث است) اما بنابه آمار ثبت شده در آنکارا ژورنال «ميزان واردات اين کشور در سال گذشته (۲٠۱٠) ۳/۱۶۶ ميليارد دلار بيش از نرخ صادرات آن بوده است. نود درصد از کارکنان اين کشور در بخش خدمات، (نه توليد) کار مي‌کنند. از نظر هزينه‌هاي نظامي ترکيه رتبه‌ي دهم جهان را داراست که اين هزينه سالانه بيش از پنجاه ميليارد دلار است. کسري بودجه‌ي سال ۲٠۱٠ نزديک به ۳٩ ميليارد دلار بوده که نسبت به سال پيش از آن (۲٠٠٩) نزديک به ۲۵ ميليارد دلار افزايش يافته است.»۱٢ آمارهاي UNDP نشان مي‌دهد که ترکيه وارد فقري تازه شده، فقري پايدار و مقاوم به درمان.۱۳ امنيت ملي و بهداشت کشور نئوليبراليزه شده،۱۴ و برخورد دولت ترکيه با شهروندان کرد اين کشور بر همه آشکار است. نابرابري در مناطق شرقي و جنوب شرقي و روستاها به مراتب بيش از غرب کشور و شهرهاست.
شايد کساني چون خانم لاهيجي نسبت به واژه‌ي امپرياليسم حساسيت داشته باشند، همان‌طور که کساني نسبت به واژه‌ي سوسياليسم حساسيت دارند. آن هم به اين دليل که رژيم‌هاي توتاليتر براي سرکوب مردم خود از واژه‌ي امپرياليسم بهره‌اي سوء مي‌برند، همان‌طور که آمريکا سال‌هاي سال و حتا امروز از واژه‌ي سوسياليسم به نفع خود بهره‌برداري کرده و مي‌کند، اما هيچ‌کدام از اين‌ها واقعيات را تغيير نمي‌دهد و وقتي شکاف طبقاتي در جهان و حتا خود آمريکا بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شود، وقتي دموکراسي‌خواهي در گوشه و کنار جهان سرکوب مي‌شود و هر سرزميني که از منابع طبيعي برخوردار است زير چکمه‌هاي قدرت‌هاي بزرگ لگدمال است، نه تنها نمي‌شود «تعريف از امپرياليسم را ابطال کرد که «بازخواني و اصلاح» آن هم ناممکن است. اگر ترکيه با پيشه کردن «ديپلماسي مصالحت و مسالمت» و پرهيز از «ديپلماسي تضاد و دشمني» با قدرت‌هاي جهان يا همان «امپرياليسم ديروز» چنان نردبان ترقي را پيموده، پس چرا خود اين قدرت‌ها از جمله آمريکا از نظر اقتصادي و اجتماعي رو به سقوط‌اند؟ آمار بيکاري، فقر، به‌ويژه در ميان زنان، رنگين‌پوست‌ها و مادران بي‌همسر آمريکا روزافزون است و شکاف طبقاتي آن‌چنان آشکار؟ بنابه آمارهاي گوناگون، از جمله USDA دست‌کم ٧/۱۶ ميليون از کودکان آمريکايي گرسنه‌اند. ۳/۳۲ از کودکان منطقه‌ي کلمبيا و ۲/۲٩ از کودکان اورگان در خانواده‌هايي زندگي مي‌کنند که به‌آساني دسترسي به غذا ندارند. ۱۵ ميانگين درآمد يک درصد جامعه چندين برابر ميانگين درآمد نود و نه درصد بقيه‌ي جامعه است و از دهه‌ي ۱٩۲٠ تاکنون شکاف ميان فقير و ثروتمند به اين بزرگي نبوده است.۱۶
در پايان، خانم لاهيجي بسيار ناصادقانه از پيش انگشت اتهام را متوجه منتقدين آينده‌ي خود کرده و آنها را در زمره‌ي کساني‌که «هنوز در دوران استالينيسم زندگي مي‌کنند» قرار داده و بسياري از منتقدين و کوشنده‌هاي اجتماعي سياسي خارج از کشور را به‌آساني متهم مي‌کند که آن‌ها که «چنين شعارهايي مي‌دهند خودشان در زير عنوان فعال سياسي و انقلابي و يا پناهنده و غيره، از انواع امکانات مالي نهادهاي بين‌المللي (به قول خودشان نهادهاي امپرياليستي) به خوبي استفاده مي‌کنند» و يا مبارزين انقلابي ضد امپرياليست جهان را در کنار عقب‌مانده‌ترين جناح اسلام ارتجاعي قرار مي‌دهد و مي‌گويد «حالا کساني بيايند و هزار بار شعارهاي انقلابي و مرگ بر اين و آن سر بدهند و حداکثر هم جنگ مسلحانه و انتحاري عليه غرب راه بيندازند و تعداد ديگري از ساختمانهاي نيويورک را هم ويران کنند، که اين کار را هم کرده‌اند اما بعد از همه‍ي اين اعمال خشن، باز هم مجبورند به همين بازار و نظام بين المللي اقتصاد، گردن بگذارند» که به‌نظرم پاسخ اين‌ها ديگر آشکار است و جز اتلاف وقت نيست.

وبسايت نويسنده: http://www.pedramnia.com

منابع:
1. www.iran-emrooz.net
2. Imperialism: From the colonial Age to the Present, Essays by Harry Magdoff
3. en.wikipedia.org
4. The power of Ideology, Paul Sweezy
5. دولت‌هاي فرومانده، نوام چامسکي، اکرم پدرام‌نيا، نشر افق
6. globalciviliansforpeace.com
7. www.shahrvand.com
8. R. Luxemburg, Gesammelte, vol.III, p.481.
9. www.hafteh.de
10. R. Luxemburg, Ausgewählte, vol.I, pp.391-394.
11. www.democracynow.org
12. wphr.org
13. www.undp.org.tr
14. monthlyreview.org
15. feedingamerica.org
16. www.businessinsider.com



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration