The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

قطارتاريخ دروال استريت

احمدسيف


احمدسيف

مردم جهان خشمگين اند. اگردرگوشه اي از جهان دراعتراض به خودکامگي و استبداد و فساد به خيابان ها مي ريزند و دگرگوني مي خواهند درگوشه ديگري ازجهان- مي خواهد در شيلي بوده باشد يا درانگليس و يونان و هندوستان و يا درامريکا مردم معترض خواهان حقوق خود هستند و به ساختاري اعتراض دارند که اگرچه ممکن است به قدر نظام هاي سياسي خاورميانه خودکامه و مستبد و فاسد نباشد، ولي به تعبيري ديگر خودسرند و خودسري شان باعث شده است تا مردم کثيري اميدوانتظارشان را از نظام انتخابي و دولتمردان انتخاب شده از دست بدهند. از همين روست که مي کوشند تا کنترل زندگي شان را خود دردست بگيرند.آن چه اين روزها در وال استريت و درواقع در۸۰۰ شهر امريکا مي گذرد، بيان بيروني اين خشم سراسري است. کم نيستند جواناني که به اين نتيجه رسيده اند که نه فقط روياهايشان به کابوس تبديل شده است بلکه از اعتمادشان هم سوء استفاده شده است. اگرچه سياست مداران محافظه کار درامريکا از اين که امريکائي ها دربرابر امريکائي هاي ديگري قرار گرفته اند اظهار تاسف مي کنند و اگرچه ميت رمني- نامزد احتمالي حزب جمهوري خواهان درانتخابات رياست جمهوري بعدي- مردم امريکا را از « جنگ طبقاتي» در امريکا مي ترساند، ولي اين قدر صداقت ندارد تا به همان مردم بگويد که اين « جنگ طبقاتي» حداقل در ۴۰ سال گذشته با شدت وحدت تمام از سوي همان يک درصدي ها که امروزهدف اين اعتراضها هستند دنبال شده است. همان يک درصدي که درآمدش از درآمد۶۰% پائيني جمعيت امريکا بيشتر است. همان يک درصدي که ثروت اش ازمجموع ثروت ۹۰% جمعيت فزوني گرفته است. اگرچه قرار بود تاريخ با پيروزي سرمايه داري بازارآزاد به پايان رسيده باشد، ولي از قرار درهمان دوره اي که با اين ادعاها گوش فلک را کرده بودند اف بي آي درگزارشي از « شيوع فساد» در وال استريت شکوه کرده بود که البته چنين گزارشي جدي گرفته نشد ووقتي که بادکنک معاملات قماري ترکيد، همان بانکداران فاسد از جيب حقير ماليات دهندگان صدها ميليارد دلار مساعده گرفتند تا بتوانند هم چنان به خودشان پاداش هاي صدها ميليون دلاري بدهند. درهمين نظام خون و کثافت، وقتي کارگر و معلم و پليسي نمي تواند بدهي اش را به بانک بپردازد، همه سنگيني قانون چون بختک برسرخانواده اش فرود مي آيد و آنها را بي خانمان مي کنند. ولي وقتي کار به موسسات مالي و بانک ها مي رسد، شيوه برخورد نظام با آنها تفاوت دارد. از کيسه همان مال باخته ها و همان اکثريت، به همين جماعتي که دررساندن اوضاع به وضعيت ناهنجار کنوني نقش موثري داشته اند، يارانه و مساعده هاي عظيم مي دهند. البته با وجود همه آن مساعده هاي عظيم نه فقط کارگران هم چنان بيکار مي شوند بلکه بي خانمان شدن ها هم ادامه يافته است و آن چه امروز شاهديم اين که تعداد هرروزه بيشتري به اين نتيجه رسيده اند که، کشتي بان را سياست ديگري بايد. به جوانها گفته بودند که اگرسرشان را پائين بيندازند ودوره دانشگاه را تمام کنند. کارهاي مطمئن با درآمد مکفي درانتظارشان است. کم نيستند کساني که آينده شان را گرو گذاشته، وام هاي کلان ستاندند تا بتوانند شهريه هاي هر روزه افزايش يابنده موسسات آموزش عالي را بپردازند و حالا که کارشان تمام شده است آنها مانده اند با بدهي که هر روزه بيشترمي شود و اشتغالي نيست. به نظر مي رسد درتونلي گرفتارآمده اند که آن سرش نشانه اي از نور ورورشنائي ندارد. آن چه امروزه شاهديم- چه درامريکا و چه درديگر کشورهاي جهان، به واقع عکس العملي است به آن چه که دراقتصادجهان در اين ۴۰ سال گذشته ، گذشته است. اگرچه اقتصاددانان پيرو اقتصاد اتوپيائي نئوليبرالي هم چنان بندگان خدا را پي نخود سياه مي فرستند ولي واقعيت اين است که خصوصي سازي گسترده، کنترل زدائي، و کاهش شديد هزينه هاي دولتي- که در وجه عمده سنگيني اش بردوش طبقات فقير و بازنشسته هاست- شيوه غالب اداره اقتصاد جهان درسي سال گذشته بوده است. اگردرجوامعي چون ايران با اشاره به مداخلات غير هوشمندانه دولتمردان دراقتصاد بتوان اين اقتصاد اتوپيائي را از زيرضرب خارج کرد چنين ادعائي درمورد اقتصاد امريکا و يا انگلستان که عمده صادرکنندگان همان اقتصاد اتوپيائي به ديگر کشورهاي جهان اند، وجاهت منطقي ندارد. به اقتصاد امريکا بنگريد:

از۲۰۰۸ که رکود جهاني آغاز شد، بانک هاي غول پيکر و شرکت هاي فرامليتي عظيم با همراهي سياست پردازان مساعده هاي چند تريليون دلاري گرفتند و البته دروجه عمده و از سوي ديگر، همين بانکها و شرکت هاي غول پيکرند که بخش عمده هزينه انتخاباتي همين دولتمردان را تامين مي کنند. اگرقرار است « صرفه جوئي» شود، صرفه جوئي ها را از هزينه هاي عمومي آموزشي و بهداشتي مي کنند که فشار اساسي اش برزندگي طبقات پائين و متوسط جامعه امريکاست. ميليون ها تن بيکار شده اند و از جمله به همين دليل با فقر بيشتر روبرو هستند.

۴۲ درصد ثروت امريکا درکنترل يک درصد از ثروتمندان است. درمقابل، ۸۰درصد جمعيت امريکا مالک تنها ۱۳ درصد ثروت درامريکا هستند. ۱۱هزارتن از ثروتمندان امريکائي ثروت شان از ۷۵ ميليون امريکائي ديگر بيشتر است.


براساس برآورد نشريه فوربس، درطول ۸ سال رياست جمهوري آقاي بوش، ثروت ۴۰۰ تن از غني ترين بخش جمعيت امريکا، ۷۰۰ ميليارددلار افزايش يافت. ثروت اين ۴۰۰ تن معادل ثروتي است که دراختيار ۱۵۰ ميليون امريکائي ديگر است.


در۱۹۵۵، متوسط ثروت ۴۰۰ تن از غني ترين امريکائي ها ۱۲٫۶ ميليون دلار بود. امروزه ثروت متوسط ۴۰۰ تن از غني ترين ها درامريکا ۳٫۴۵ ميليارددلار است. به عبارت ديگر، درطول ۵۵ سال متوسط ثروت اين ۴۰۰ نفر ۲۷۴ برابر افزايش يافته است. از سوي ديگر، در ۱۹۵۵، ۴۰۰ تن از غني ترين ها، ۵۱٫۲ درصد ازدرآمد خود را ماليات مي دادند وامروز نرخ ماليات آنها تنها ۱۷٫۲ درصد است. در۱۹۵۵ براساس برآوردهاي رسمي، ۳۳درصد از درآمدهاي دولت فدرال از ماليات شرکت ها تامين مي شد، ولي امروزه، اين ميزان به ۷٫۴% رسيده است. در۲۰۰۹ شرکت جنرال الکتريک۱۰٫۳ ميليارد دلار سود داشت، ولي حتي يک سنت هم ماليات نپرداخت. همين روايت است درباره اکسون موبيل که در۲۰۰۹، اگرچه ۴۵٫۲ ميليارددلار سود داشته است ولي هيچ گونه مالياتي به دولت نپرداخته است. از سوي ديگر، مي دانيم که ۵۰ ميليون تن از امريکائي ها هيچ گونه بيمه بهداشتي ندارند و ۴۶٫۲ ميليون امريکائي هم درثروتمندترين کشور روي زمين زير خط فقر زندگي مي کنند.


براساس تازه ترين آمارهائي که داريم، ۱۴ ميليون امريکائي بيکارند، و ۳۰ ميليون هم گرفتار بيکاري پنهان اند و ۵ ميليون هم که بيش از يک سال بيکاري کشيده اند، عطاي کار را به لقايش بخشيده اند و درجستجوي کار نيستند.


اگردرکشورهاي خاورميانه، سرکوب و فساد حاکميت مردم را به خيابانها کشانده باشد، آيا مي توان نتيجه گرفت که حرص و آز تمام نشدني مولتي ميليونرها و اتحاد نامقدس سرمايه داري کنترل نشده و سياست پردازان به همان سرانجام درکشورهاي غربي بيانجامد؟ به گمان من، پاسخ به اين پرسش مثبت است و آن چه تحت عنوان « اشغال وال استريت» درامريکا جريان دارد و به ۸۰۰ شهر درامريکا سرايت کرده است، دروجه عمده عکس العملي به ماهيت شديدا ارتجاعي اقتصاد اتوپيائي نئوليبرالي است که از زمام داري ريگان برامريکا حاکم شده است.

يکي از محاسن نهضتي که درامريکا درجريان است اين است که رهبري متمرکز و رسمي ندارد تا باسازش با صاحبان قدرت کنوني، برسرآينده امريکائي هاي معترض با زمامداران کنوني سازش کند. درعين حال، فقدان رهبري متمرکز، يک پي آمد منفي هم دارد و آن اين که تاکنون نتوانسته است خواسته هايش را طوري تنظيم کند که به تغيير ساختار قدرت درامريکا منجرشود. نه فقط بايد سرمايه داري کنترل نشده را تحت کنترل درآورد بلکه بايد تصميمات اساسي که برجامعه تاثيرات ژرف مي گذارد هم دراختيار همان مردمي قراربگيرد که زندگي شان با اين تصميمات دگرگون مي شود. به نظرمن آن چه که بايد مورد توجه اين نهضت قرار بگيرد، مي تواند شامل اين خواسته ها باشد:

تنظيم نطام مالياتي به شيوه اي که نرخ ماليات عادلانه شود. نه فقط ماليات بردرآمد بايد تنظيم شود، که بايد خواستار وضع ماليات برثروت- مثلا برثروت از ۱۵ ميليون بيشتر- هم شد. درآمدهاي ماليات برثروت مي تواند صرف بازسازي زيرساخت هاي مفيد به حال اکثريت درجامعه امريکا بشود ( جاده سازي، پل سازي، گسترش راه آهن و حتي وسايل حمل و نقل عمومي در شهرها).


همان گونه که امريکائي براساس قانون اساسي خود حق دارند « اسلحه» داشته باشند، بايد با افزودن موادي به قانون اساسي، همان حق شامل آموزش، و بهداشت، و يک حداقل از نظرتاريخي متغيردرآمدهم بشود. به عبارت ديگر، بهره گيري از آموزش و بهداشت، و حتي داشتن يک حداقل سطح درآمد، دراين ثروتمند ترين کشورروي زمين، نه به شيوه کنوني آن به عنوان يک « امتياز» بلکه بايد به عنوان يک « حق» درآيد.


بازبيني قانون انتخاباتي با کنترل هزينه هاي تيليغاتي براي انتخابات، و با تغيير نظام مسخره « کالج انتخاباتي» فعلي. به جاي آن ، انتخاب کنندگان بايد انتخاب اول و دوم داشته باشند و رئيس جمهور و نمايندگان گنگره و سنا براين اساس انتخاب شوند. اين براي معني دارکردن فرايند انتخاباتي ضروري است.


تجديدنظر درسياست خارجي امريکا و پايان بخشيدن به « امپراطوري». افزايش نامحدود بودجه دفاعي بايد غير قانوني اعلام شود و صدها پايگاه نظامي دراقصا نقاط جهان – ۷۵۰ پايگاه نظامي با هزينه هاي سرسام آور ساليانه- بايد جمع آوري شوند. دراين راستا، ارتش امريکا بايد بازسازي شود و نظام وظيفه براي جوانان امريکائي برقرار گردد. در نظام کنوني، ارتش امريکا عمدتا شامل سربازان حرفه اي است که دروجه عمده از طبقات ندار و متوسط جامعه امريکا مي آيند. سياست پردازان گنگره و سنا و کاخ سفيد که مي دانند دختران و پسران شان به هيچ جنگي اعزام نخواهند شد، درشرايط کنوني براي آغاز جنگ هاي ناخواسته دست گشاده اي دارند و اگرنظام وظيفه اجباري برقرارشود و اين حضرات بدانند که فرزندان آنها هم بايد در خرابه هاي هرات و بغداد و هزارو يک شهر و ديار ديگرمثل هزاران امريکائي و غير امريکائي ديگر به خاک و خون بيفند، شايد با درايت بيشتري در شيپور جنگ طلبي خود اندکي کمتر بدمند.


هنوز راه درازي درپيش است ولي ترديدي نيست که قطار تاريخ به حرکت درآمده و به نظامي که پيش از بحران بزرگ ۲۰۰۸ برجهان حاکم بود، بازنخواهد گشت. درنهايت دقيقا چه خواهد شد، نمي دانم. ولي دراين که چيزي خواهد شد، ترديد ندارم.

اين مقاله قبلا در روزنامه شرق منتشر شده است

[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration