The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

جنگ ليبي از زبان شاهد عيني

تري ميسان / مترجم: ا. م. شيري


۶ اکتبر ٢٠١١، تلويزيون سوريه برنامه ويژه اي با شرکت تري ميسان، مقاله نويس فرانسوي، رئيس مرکز علوم سياسي «‪Réseau Voltaire‬» پخش کرد. در اين برنامه، ميسان از تجارب کار خود در ليبي سخن گفت. او براي ارائه تصوير واقعي از حوادث اين کشور، در کسوت خبرنگار به ليبي سفر کرده بود. بخوانيد سخنان او را.

من آن حوادثي را که همه از آن صحبت مي کردند، ديدم. هيچکدام واقعيت نداشت. هيچ انقلابي برعليه قذافي بوقوع نپيوست، حادثه ديگري اتفاق افتاد [...].

تصميم جنگ بر عليه ليبي ١٠ سال قبل اتخاذ شده بود و اين امر هيچ ارتباطي با حوادث اخير موسوم به «بهار عربي» نداشت. بلافاصله پس از حادثه ١١ سپتامبر، دقيقاًَ پس از ۴ روز، دولت بوش در ديدار کمپ ديويد تصميم گرفت هفت کشور افغانستان، عراق… و در نهايت ايرانرا يکي پس از ديگري مورد حمله قرار دهد. اين موضوع را همان وقت ويليام کلارک، فرمانده سابق ناتو و مخالف اين طرح افشاء کرد.

در طول تمام سالهاي اخير، ليبي بدنبال يافتن راههاي اجتناب از جنگ بود و هم از اين رو، همواره سعي مي کرد در جريان گفتگوها با واشينگتن، به توافق برسد. وليکن دچار اشتباه شد. براي اينکه اساسا ايالات متحده آمريکا به دنبال تحکيم موقعيت خود در ليبي و ساختن پايگاههاي نظامي در اين کشور براي اعمال کنترل و نظارت بر تمام آفريقا بود. به همين سبب، تمام مساعي قذافي بي نتيجه ماند. فراموش نمي کنيم که در سال ٢٠٠٣، بلافاصله بعد از سقوط بغداد، فشارها بر ليبي شدت يافت. همان وقت قذافي تصميم گرفت ليبي را به کشوري آزاد تبديل کند. با واشينگتن به مذاکره نشست، موازين اقتصادي آن را پذيرفت و روابط متشنج را به حالت عادي برگرداند. اما، آمريکا همچنان براي حمله همزمان به دو کشور ليبي و سوريه آماده مي شد. اين واقعيت که وضعيت سوريه با ليبي فرق داشت، انکار ناپذير است. سوريه از توافق بين المللي براي دفاع از خود برخوردار بود. اما چه اتفاق افتاد؟

واشينگتن با توجه به ناتواني اوباما براي توجيه جنگ جديد در اذهان مردم آمريکا، از فرانسه و انگليس خواست حمله نظامي به ليبي را در صدر برنامه هاي خود قرار دهند [...].

در خود ليبي، قذافي از حمايت مردمي قابل ملاحظه اي برخوردار بود. من با انسانهاي زيادي، که بطور سنتي مخالف قذافي بودند، ديدار کردم. آنها از نقطه نظر ميهن دوستي، به مبارزه قذافي برعليه تجاوز ناتو پيوستند. اول ژوئن در طرابلس تظاهرات عظيمي برگزار گرديد. در حالي که کل جمعيت طرابلس يک و نيم ميليون نفر است، يک ميليون و ٧٠٠ هزار نفر، يعني مردمي که از اطراف و اکناف بمنظور اعلام پشتيباني از دولت در مبارزه بر عليه ناتو به طرابلس آمده بودند، در اين تظاهرات شرکت داشتند.

در ادامه، من شاهد ارتکاب جنايت از سوي کساني بودم که آنها را «شورشيان» مي ناميدند. اما در واقعيت امر، آنها شورشي نبودند. آنها عمدتاًَ مزدوران خارجي بودند. شمار ليبيايي هاي مسلح مخالف قذافي بيش از اندازه کم بود. بخش اصلي جنگجويان را مزدوران مسلح به سلاحهاي آمريکايي و اسرائيلي تشکيل مي دادند. افزون بر اين، حضور القاعده نيز بسيار چشمگير بود. در ليبي قبلاًَ هم گروه متنفذ القاعده که جنگجو به عراق مي فرستاد، حضور داشت. آنها طرفداران حداکثر خشونت هستند. زمانيکه آنها، دقيق تر بگوئيم بدنبال حمله ناتويي ها، جنگجويان القاعده به روستاها هجوم مي بردند، تحت تأثير مواد مخدر، جنايات هولناکي را مرتکب مي شدند. آنها، بمنظور ايجاد فضاي هر چه گسترده تر رعب و وحشت، سر مردان و پستانهاي زنان را در انظار عمومي مي بريدند. آنها، براي گسترش حوزه نفوذ کميته متشکله در بنغازي، مردم را وادار به فرار مي کردند. از جمعيت تقريباًَ ۶ ميليون نفري ليبي، در حدود ٢ ميليون نفر، از خانه و کاشانه خود فرار کردند.

در باره فعاليت خبرنگاران خارجي در ليبي من فقط اين را مي توانم بگويم: همه آنها دروغ گفتند.اينها، خبرنگاران کانالهاي عظيم- بي بي سي، سي ان ان، فرانسه ٢۴ و تلويزيون فرانسه بودند (آن وقت هنوز به تلويزيون الجزيره اجازه نداده بودند). معمولاًََ تيمهاي تلويزيوني مرکب از دو نفر- خبرنگار و اوپراتور اجازه فعاليت مي گيرند. اما در اينجا، تيمهاي سه، چهار و در مواردي تا هفت نفر آمده بودند و معلوم بود که آنها خبرنگار نيستند. ماشينهاي پر از آدمهاي ورزيده با کارت خبرنگاري مي آمدند که معلوم بود نظاميان خوب آموزش ديده اي هستند… من شاهد بودم که آنها دروغ مي ساختند. در دولت ليبي بحث شديدي در باره اينکه با اين آدمها چه کار کنند، در گرفت. بعضي ها، مثلاًَ يونس شاکر، روزنامه نگار سرشناس ليبيايي، خواستار اخراج آنها بودند. اما، سيف الاسلام قذافي تصور مي کرد که اگر همه اين رسانه ها را پشت در بگذاريم، در مورد اتفاقات ليبي بطور کلي سکوت خواهند کرد و در چنين سکوتي، همه را نابود خواهند کرد…

تصور مي کنم که اين، يک اشتباه جدي بود. زماني که ما مسئله واقعي خبرنگار بودن يا نبودن آنها را مورد بحث قرار داديم، من در اينترنت بدنبال کيستي آنها گشتم، معلوم شد که خبرنگاران واقعي، فقط کساني بودند که در جلو دوربين ظاهر مي شدند و بقيه آنها نظامي هستند. زماني هم سازمان مخفي ليبي در صدد کنترل پست الکترونيکي همه خبرنگاران مشغول در مرکز مطبوعاتي برآمد، به اسناد غيرقابل تصوري دست يافت. به اين ترتيب که حتي خبرنگاران واقعي هم در ارتباط با ام آي ۶، سازمان جاسوسي فرانسه و موساد کار مي کردند.يعني، همه آنها جاسوس بودند.پليس مخفي ليبي به اسناد تکاندهنده اي دست يافت- اينها چيزي غير از کتابهاي آموزش نظامي، چاپ کمپاني نظامي خصوصي «‪Aegis‬» (مشابه انگليسي شرکت آمريکايي بلاک واتر) نبودند. معلوم شد که همه اين «خبرنگاران» نماينده يک سازمان بودند و با هم کار مي کردند. در اين کتابها، از جمله گفته مي شود: سه ساعت قبل از آن که آمريکاييها حمله براي ويران کردن طرابلس را آغاز کنند، همه خبرنگاران بايد از شهر خارج شوند و گر نه، قذافي مي تواند آنها را به گروگان بگيرد. برنامه تخليه نيز دقيق طراحي شده بود و نشان مي داد که «‪Aegis‬» در طرابلس پايگاهي دارد که از کمکهاي سازمان امنيت ترکيه استفاده مي کند. ليست همه خبرنگاراني که بايد به بندر و از آنجا به کشتي ناتو منتقل مي شدند و همچنين، انجام همه اين کارها در مدت سه ساعت قبل از آغاز حملات سرتاسري بر طرابلس، دقيقاًَ تنظيم شده بود…

کانال فرانسه ٢۴، تلويزيون رسمي دولت فرانسه، بمنظور کمک به کار وسايل ارتباط جمعي و تأمين ارتباط بين المللي شورشيان، با کميته بنغازي قرارداد امضاء کرد. بعبارت ديگر، خبرنگاران فرانسوي تأئيد کردند که در واقع بجاي دادن اطلاعات صحيح، به پشتيباني از شورشها برخاستند. خبرنگاران «فرانسه ٢۴» اجازه حضور در همه را داشتند، آنها با ماشين به محل بمبارانها مي رفتند، از مناطق ويران شده طرابلس بازديد مي کردند و بالاخره روشن شد زمانيکه اين گروه خبرنگاران در هر نقطه اي از شهر، مثلا در اين يا آن ساختمان دولتي ظاهر مي شدند، ١۵ دقيقه بعد از رفتن آنها، همان ساختمان زير بمبارانها ويران مي شود. يعني، «خبرنگاران» در نقش گرا دهنده (نشاندهنده) کار مي کردند.

وقايع بسيار وحشتناکي اتفاق مي افتاد. همه مي دانند که ناتو دقيقاًَ از همان رويکردهاي اسرائيل- قتل رهبران و خانواده هاي آنها استفاده مي کند و هر جا که نمي تواند رهبران را به قتل برساند، با کشتار زنان و کودکان آنها را مي ترساند.در منزل يکي از مقامات عاليرتبه نظامي ليبي جشن خانوادگي برگزار بود و عده اي خبرنگار هم به آنجا دعوت شده بودند. معلوم نشد دقيقا چه کسي، اما به هر حال يکي از آنها چمدان «‪GPS‬» (دستگاه تعيين موقعيت. م.) خود را به اتاق کودکان گذاشت. زمانيکه شب هنگام ناتو اين خانه را بمباران کرد، بمبها دقيقا به همان اتاق کودکان اصابت کردند و همه کودکان کشته شدند.

در يکي از شهرهاي کوچک ليبي، کشتار جمعي اتفاق افتاد. اين شهرک در تپه واقع بود و ناتويي ها براي تأمين حرکت آزاد «شورشيان» بايد آن را حذف مي کردند. بالاخره، در اثر چندين بار بمبارانهاي شديد، اين شهرک را با خاک يکسان نموده و از روي نقشه پاک کردند. دولت ليبي اين حادثه را جنايت جنگي اعلام کرد. مقامات ناتو ضمن تأکيد بر ادعاي خود مبني در دست داشتن اطلاعات دقيق از موضعگيري نظاميان در آنجا، از در انکار برآمدند. ليبيائيها با مراجعه به همه خبرنگاران در مرکز مطبوعاتي، حضور آنها در محل حادثه و مشاهده اصل واقعيت را خواهش کردند. هنگامي که خبرنگاران به آنجا رسيدند، چيزي جز کشتارگاه واقعي نديدند. همه جاي اين شهر با خاک يکسان شده و پر از اجساد تکه- تکه شده انسان بود. آنوقت اين خبرنگاران، براي کسب تکليف، حادثه را بوسيله تلفنهاي همراه به اطلاع ستاد ناتو در بروکسل رساندند و افسران ناتو اين متن را به آنها ديکته کردند: «بايد گفته شود که اينجا محل تجمع نظاميان بوده و در عين حال، عده اي غيرنظامي بطور اتفاقي در آنجا بوده اند که هيچ کس از حضور آنها خبر نداشت»…همه اينها بمعني اتخاذ تدابيري براي توليد دروغ بود.

…کانال الجزيره، ميدان الخضراء و ميدان باب العزيزيه طرابلس را در يکي از استوديوهاي خود در قطر شبيه سازي کرد. پس از آن ناتويي ها بمباران شهر را آغاز کردند. اين بمبارانها، سيل آتش بود که همه جا را ويران کرد، دو روز تمام زمين مي لرزيد و الجزيره در يکسري تصاوير استوديوئي «شورشيان» را در ميدان الخضراء نشان مي داد… پس از فاش شده اين رياکاري، رئيس «شوراي انتقالي» شورشيان، انتشار اين تصاوير را يک «ترفند جنگي» اعلام کرد.

وزارت امنيت ليبي توانايي مبارزه با اين همه رياکاري را نداشت. اين سازمان نمي دانست چه عکس العملي نشان دهد. چنان وضعيت استثنايي پيش آمده بود که هيچ کس نمي توانست سمتگيري مشخصي بکند. چند خبرنگار اخراج شدند… يک بار، مثلا، قذافي با سران قبايل در هتلي که مرکز مطبوعاتي در آن مستقر بود، ديدار مي کرد. آمريکائيها براي شکار قذافي تلاش مي کردند ولي او در اينجا، در مرکز مطبوعاتي که بمباران کردن آن بعلت حضور انبوه «خبرنگاران» ممکن نبود، حاضر شد. هيچ کس نفهميد قذافي از کجا به سالن مطبوعاتي وارد شد و از کجا خارج شد. همه تصور کردند که بايد يک راه مخفي وجود داشته باشد و شب هنگام يکي از خبرنگاران «واشينگتن پست» را در زيرزمين يافتند که با دستگاه مافوق صوت در جستجوي يافتن راه مخفي بود که قذافي از آن وارد و خارج شد. اين خبرنگار را اخراج کردند…

همه کانالهاي تلويزيوني کشورهاي عضو ناتو در همکاري تنگاتنگي با هم کار مي کردند و همينکه آمريکائيها با قطع پخش کانال تلويزيوني ليبي از ماهواره، ليبيايي ها را از پخش برنامه هاي خود به خارج محروم کردند، همه واقعيتها در اقيانوس دروغ غرق شدند. اروپائيها واقعا تصور مي کردند که در ليبي انقلاب روي داده و کشتار مردم بدست نيروهاي قذافي باعث تهاجم نظامي خارجي گرديده است. اين برداشت طبيعي بود. آنها اما نفهمدند که اين يک جنگ استعماري براي بازگشت غرب به مستعمرات سابق خود بود.

و اينک ما شاهد کاربست همان متدها، همان تبليغات کانالهاي تلويزيوني برعليه سوريه هستيم. هم اکنون کانال الجزيره استوديوي مخصوصي را براي شبيه سازي ميدانهاي عباسي و ميعاد دمشق تأسيس کرده که بواسطه آن براي تکرار آنچه که ليبي انجام دادند، آماده مي شود…

در ليبي مردمي که با ناتو همکاري مي کردند، عمق فاجعه را درک نکردند. در نتيجه، بيش ۵٠ هزار نفر کشته و بيش از ٢٠٠ هزار نفر زخمي و ٢ ميليون نفر جنگ زده قرباني اين جنگ شدند. حالا تصور کنيد در سوريه چه فجايعي به بار خواهد آمد؟ [...]

تجربه ليبي از اين جهت حائز اهميت فوق العاده است که ابتدا حمله همزمان به دو کشور ليبي و سوريه برنامه ريزي شده بود. ممکن نشد، اما در جهان هيچ کس بدفاع از قذافي برخاست. زيرا، همه دروغهاي کانالهاي تلويزيوني را باور کردند. در ليبي در بحبوحه حمله، فقط سفيران ونزوئلا، کوبا و سوريه اين کشور را ترک نکردند [...].

فرانسه و انگليس هنوز در ماه نوامبر سال ٢٠١٠ معاهده اي براي سازماندهي حملات مشترک امضاء کردند. اين معاهده ضميمه اي هم براي انجام تمرين هاي نظامي مشترک در همه مناطق را دارد. سناريوي «تمرين» چنين است: نيروهاي انگليسي موظفند براي نجات مردم غيرنظامي از دست رژيمهاي جبار، به شمال آفريقا حمله کنند. در اين سند تاريخ دقيق «تمرين نظامي» ٢١ مارس ٢٠١١ تعيين شده اما ارتش بريتانيا روز ١٩ مارس به ليبي حمله کردند. يعني از ماه نوامبر ٢٠١٠ آنها مي دانستند چه کار بايد بکنند و براي آن هم آماده مي شدند [...].

ريشه ها اما بسيار عميق تر از آن است. اين جنگ را همانطور که گفتم، ايالات متحده آمريکا در سال ٢٠٠١ برنامه ريزي کرده بود. انگليسي ها و فرانسوي ها فقط پيمانکاران فرعي آن بودند. و همين فاجعه را آمريکا براي سوريه نيز تدارک ديده اما به دو دليل هنوز به اجرا نگذاشته است. اولاًَ- از همان اول مي بايستي مقدار متنابهي تسليحات در سوريه انبار مي نمود. در ليبي انبارهاي پر از اسلحه در اختيار داشتند ولي چون در سوريه به اين کار موفق نشدند، ناتويي ها مجبور شدند تسليحات لازم را از طريق اردن، لبنان و ترکيه به اين کشور بفرستند. بعبارت ديگر، امکان وارد آوردن يک ضربه قوي، ضربه تعيين کننده را نداشتند. ما مي بينيم که گروههاي جنگجوي اعزامي به اراضي سوريه، گاهي اينجا و گاهي آنجا را مورد حمله قرار مي دهند ولي نمي توانند ضربه تعيين کننده اي وارد آورند.

ثانياًَ- ليبي منزوي شده بود ولي سوريه متحدان زيادي دارد. سخن فقط بر سر ايران و روسيه نيست. ما مي بينيم که چگونه در شوراي امنيت سازمان ملل متحد، وتوي روسيه و چين کار خود را کرد. يعني، سوريه قادر به دفاع از خود بود. ولي همه اينها هنوز بسيار شکننده است. زيرا آمريکايي ها دست بردار نيستند. ليبيايي ها بتصور اينکه قادر بدفاع از خود دفاع هستند، شديداًَ اشتباه کردند. چرا که نظام جهان طور ديگري تنظيم شده است…

پانوشت

فاجعه اشغال ليبي، يکي ديگر از هولناکترين جناياتي بود که امپرياليسم ماهيتاًَ جنايتکار جهاني مرتکب شد. تمام مردم، دولتها و تشکلهاي جهان، از جمله ايران، با اين فاجعه در مجموع دو برخورد و دو ارزيابي کاملا متضاد داشتند و دارند. اما نمايندگان اين دو برخورد و دو ارزيابي را به سه گروه مي توان تقسيم کرد:

گروه اول، از موضع واقع بينانه، حقيقت جويانه و عدالت طلبانه تهاجم از پيش برنامه ريزي شده استعمارگران غرب به ليبي را افشاء و محکوم کردند و اين مطلب نيز يکي ديگر از آن دسته اسنادي است که حقانيت اين ارزيابي را ثابت مي کند.

گروه دوم، از موضع تأئيد بي چون و چرا، از ديدگاه ارتجاع جهاني، با مشاهده تصاوير ويرانه هاي ليبي، بريدن سر مردان و پستانهاي زنان، دست افشان و پاي کوبان همصدا با شورشيان «آلله آگبار» گو(به اين تلفظ خوب توجه کنيد. در زبان عربي حرف «گ» استفاده نمي شود ولي بر زبان شورشيان جاريست) و ناتوييها به شادماني و سرور پرداختند. مرا با اين گروه هيچ کاري نيست.

گروه سوم، اساساًَ مجموعه اي را در بر مي گيرد، که فريب ريکاريهاي ارتجاع امپرياليستي را خورده و عمدتا بطور ناخواسته و باحتمال بسيار قوي، با نيت خير، در جبهه جهنمي دشمنان بشريت قرار گرفته اند. ترجمه اين مصاحبه را به اين گروه هديه مي کنم، بدان اميد که با مداقه بر سر تک تک عبارات آن، عقل و انديشه خود را در جهت شناخت جهان امروز و جستجوي حقايق بکار گيرند. بويژه اينکه، خطر امپرياليسم جهانخوار برعليه کل جهان و از جمله برعليه ميهن ما ايران، همواره جدي است.



[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration