The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

جنبش اشغال وال استريت مهمترين اتفاق زمان ما است

سخنراني نوامي کلاين

سخنراني درباره اشغال وال استريت

اشغال وال استريت مهمترين و بزرگترين رخداد زمان ما است!

من افتخار يافتم که شب پنجشنبه براي يک سخنراني در باره اشغال وال استريت دعوت شوم . از آنجا که داشتن بلند گو و ضبط کردن ممنوع بود و انچه را که من ميگفتم، بوسيله صدها نفر (ميکروفون انساني) تکرار مي گرديد. من خيلي کم از آنچه گفتم در خاطرم مانده است. در هر صورت آنچه را که از اين سخنراني ميدان آزادي در خاطر دارم که خيلي هم کوتاه بودرا در اين جا مي خوانيد.

(نوامي کلاين)

اين نوشته در روزنامه نيشن کانادا به چاپ رسيده است. من کوشش کرده ام که مضمون گفته ها را منتقل نمايم. شايد که موفق به ترجمه کلمه به کلمه نشده باشم. اين مطلب را با مقدمه نوشته دوست عزيزم دکتر محمد قراگوزلو در اين رابطه مي آرايم. اميد است که براي اين کار بدون اجازه مرا ببخشد.

(حميد قرباني ـ ۱۹ اکتبر۲۰۱۱ )


« خانه ام ابري است……

۵٫ ريشه هاي اقتصادي جنبش اشغال وال استريت

محمد قراگوزلو

Qhq.mm22@gmail.com

درآمد

وال استريت را اشغال کنيد! لندن را اشغال کنيد! فرانکفورت را اشغال کنيد! دوران تغيير جهان فرارسيده است. جهان را بر سر سرمايه داري و سرمايه داران خراب کنيد!
بامداد ۱۵ اکتبر در کشورهاي کوچک و بزرگ سرمايه داري با شعارهاي پيش نوشته شروع شد.جهاني سازي هاي نئوليبرالي ؛ حالا اعتراضات راديکال را نيز جهاني کرده است. از گوشه و کنار شعار کارگران جهان متحد شويد به گوش مي رسد!جنبش معترضان آمريکايي موسوم به اشغال وال استريت به هر سرزمين ممکن راه يافته است. اين بار صداي انقلاب از قوي ترين حلقه ي زنجير سرمايه داري و از سرزمين هاي امپرياليستي شنيده مي شود. همه ي شواهد شهادت مي دهند که جنبش اشغال وال استريت مرزهاي آمريکا را شکسته و به شرق دور پيوسته است. فرودستان توکيو و هنگ کنگ در کنار زحمت کشان نيويورک و لندن و فرانکفورت و برلين وسيدني و آتن و مادريد و قاهره….يک صدا عليه نظم موجود مي خروشند. در رم – سرزمين دار و دسته ي تا بن دندان فاسد برلوسکوني- سيلي از جمعيت خروشان به راه افتاد و در شولايي از دود و باروت به چهره ي بورژوازي پنجه کشيد.در فرانکفورت (مقر بانک مرکزي اروپا)معترضان به نماد سرمايه ي مالي يورش بردند. درلندن ده ها هزار انسان به ستوه آمده از ستم طبقاتي در مرکز مالي شهر جمع شدند.کسي قادر نيست با رهنمود حکيمانه ي اجراي بي تنازل مردم را دنبال نخود سياه بفرستد! کم و بيش در غالب شهرهاي اروپايي و آسيايي جنبش اشغال وال استريت با چنان شور و شوقي شعله ور است که حتا مديا هاي پرووکاتور بورژوايي نيز ناگزير اخبار آن را پوشش مي دهند.
بعد از انقلاب هاي جاري در آفريقا و خاور ميانه ي عربي؛ اينک بي ترديد مي توان گفت که همان شبح سرخ مانيفست مارکس – انگلس بر آسمان ابري سراسر جهان در حال پرواز است.
ميليون ها انسان سرمايه زده روز ۱۵ اکتبر ؛ هم ساز و متحد فرياد کشيدند نخبه گان مالي و سياست مداران مستخدم آنان را متوجه خواهيم ساخت که اينک وظيفه ي ما مردم است که درباره ي آنان تصميم بگيريم.ما خواهان تغيير جهان هستيم.
ديگر بي احتجاج بايد گفت – و پذيرفت – که وقت عينيت بخشيدن به راهبرد تز يازدهم نقد مارکس به فوئرباخ فرا رسيده است.با وجودي که چپ محفلي و منفرد؛ درگير خرده کاري هاي خاله زنکي و تيکه انداختن هاي بيمارگونه ي “ دوليتلي“ است و رسالت خود را در هجو تلاش بي وقفه ي کارگران و زحمت کشان خلاصه و خلاص کرده و نقد مبتذل هيستريک اش را به دماغ هاي عمل شده ي دختران زرد تقليل داده است اماتصور اين که خشم فرودستان زمينه هاي تغيير جهان را بسترسازي مي کند؛ براي بدبين ترين و نا اميد ترين ناظران سياسي نيز اتوپيک نيست.جهان در حال تغيير است.»


متن سخنراني نوامي کلاين

جنبش اشغال وال استريت مهمترين اتفاق زمان ما است.
من عاشق شما هستم!
من اين را فقط به اين خاطر نمي گويم که صدها نفر از شما آنرا تکرار نمائيد و« من عاشق شما هستم» را به من برگردانيد، هر چند طبيعتن اين يکي از امتيازات « ميکروفون انساني» است. به ديگران هر چه بلند تر بگوئيد آنچه را که براي شما مقدس است به شما بگويند.

ديروز يکي از کارگران در تجمع کارگري گفت که: « ما همديگر را يافتيم». قطاري از زيبائي را شما در اين جا آفريده ايد. يک با هم بودن باز ( مانند ايده اي که اين قدر بزرگ است که نمي شود به بيان آورد و وصف نمود.) براي همه انسانهائي که خواهان يک دنياي بهتر هستند که در آنجا يکديگر را بيابند. ما بخاطر اين خيلي از شما متشکريم.

اگر يک چيز را من بدانم اين است که يک درصد به يک بحران عشق مي ورزند. هنگامي که انسانها پانيک مي گيرند و به نظر مي رسد که هيچکس نمي داند که بايد چه بکند، درست در چنين زماني نوبت به سياست شرکت دوستي (پرو شرکت ها) فرا مي رسد: آموزش و امنيت و تأمين اجتماعي را خصوصي کنيد، خدمات عمومي را از بين بيريد، خود را از هر چه مانع براي قدرت شرکت ها است خلاص کنيد. در ميان بحران جهاني چنين رخدادي بوقوع مي پيوندد.

فقط يک چيز است که مي تواند تاکتيک آنها را بلوکه نمايد. يک چيز خيلي بزرگ که خوشبختانه ما امروز در اين جا با آن روبرو هستيم،: ۹۹%. که ۹۹% از مديسون تا مادريد به خيابان ها آمده است تا بگويد : « نه، ما بهاي بحران شما را نمي پردازيم.

اين شعار در سال ۲۰۰۸ در ايتاليا متولد شد. از آنجا به يونان، فرانسه و ايرلند و سراسر جهان منتقل شد و سرانجام به خانه رسيد ه است به يک چهارم کيلومتر سرمنشأء بحران. آري به جائي که بحران از آنجا آغاز شد.

مي پرسند : « چرا اعتراضات؟» يکي از صاحب نظران اين سئوال را در تلويزيون مطرح کرده است. همزمان بقيه جهان سئوال مي کند « چه زمان طولاني اي ؟ ما سئوال مي کنيم که کي شما خود را نشان خواهيد داد.» و مهمتر از همه چيز اينکه : « خوش آمديد ».

کسان زيادي موجودند که بين اشغال وال استريت و حرکت ضد جهاني شدن (گلوباليزاسيون ) که در سال ۱۹۹۹ درسياتل متولد شد تشابه مي بينند. تظاهراتي که واقعن توجه جهانيان را جلب کرد. اين براي آخرين باري بود که جوانان موفق شده بودند يک حرکت بزرگ غير متمرکزجهاني را مستقيمن بر عليه ملاقات سران به وجود بيآورند. من ازاينکه قسمتي از آنچه که ما «جنبش جنبش ها» ناميده ايم بودم، افتخار مي کنم.

اما تفاوت مهمي نيز وجود دارد. بطور مثال ما ملاقات سران را بعنوان هدف انتخاب کرده بوديم: که شامل سازمان تجارت جهاني، صندوق بين المللي پول و جي۸ بودند. ملاقات سران داراي طبيعت خود بود، اينکه ۷ روز ادامه داشت. اين ما را نيز گذرا مي کرد. سالي ۷ روز جمع مي شديم، کارهائي مي کرديم و بعد پراکنده مي شديم. ما مي خواستيم ديده شويم. تيتر اول جهان گرديم و بعد ناپديد ميگرديديم در هر صورت بيهوشي و ديوانگي ميهن پرستانه اي که بعد ازعمليات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ همه جا را در خود غرق نمود، ما را نيز از روي زمين بطور کلي پاک کرد، حداقل در آمريکاي شمالي.

اشغال وال استريت برعکس يک هدف ثابت را برگزيده است. و شما هيچ تاريخ مشخصي براي پايان حضورتان در اين جا انتخاب نکرده ايد. اين عاقلانه است. اول اينکه شما تا زماني که اين جا را اشغال کرده ايد، ريشه مي دوانيد. اين تعيين کننده است. اين يک فاکت است که در جهان اطلاعات خيلي از جنبش ها چون گل هاي زيباي بهاري مي رويند اما خيلي زود در خاموشي مرگ شان فرا مي رسد، زيرا که آنها ريشه ندارند. بدين دليل است که آنها برنامه اي براي اينکه بدست خود تغذيه گردند ندارند. ( مثال روشن در عصر حاضر گروههاي اپوزيسيون ايراني در عراق و کردستان عراق- مترجم) .اين چنين است هنگامي که طوفان مي وزد آنها را با خودمي روبد و مي برد.

اينکه جنبش ما افقي و عميقن دموکراتيک است خيلي مهم و شگفت انگيز است. اما اين پرينسيپ ها بايد خود را با کار سخت براي ساختن زيرساخت هائي سازگار کنند و آن قدر تنومند شود که در موقع وزيدن طوفان توان مقاومت و ايستادن داشته باشد و به جلو گام بر دارد. من اميد و باور دارم که اين اتفاق خواهد افتاد.

چيز ديگر که صحيح است و اين جنبش انجام مي دهد، اينکه: که شما خودتان دست به خشونت نزده ايد. شما به مطبوعات عکس پنجره ها ي شکسته و مبارزات خيابان آنچناني را نداده ايد و اين باعث يأس و نااميدي آنها شده است. اين پرنسيپ مهم با خشونت پليس که توجيهي ندارد دوباره و دوباره شکسته شده است. که ما آنرا همين الآن امشب ديديم. همزمان پشتيباني از جنبش در حال پيشرفت خيلي سريع است. خرد بيشتر.

اما بزرگترين فرق اين است که در سال ۱۹۹۹ زماني که ما مي خواستيم سران کاپيتاليسم را پائين بکشيم، کاپيتاليسم در حال رونق سريع بود. بيکاري پائين بود. بورس با بالاترين درجه به پيش مي تاخت. مطبوعات بوسيله پول مفت سر مست شده بودند. زمان بحث، بحث ايجاد کارخانه هاي جديد بود و نه متوقف نمودن.

ما اشاره مي کرديم که اين ديوانگي بهاي خويش را دارد. آن براي نرم هاي کار صدمه زننده بود. براي شرايطي که محيط زيست تقاضا مي کرد ضربه زننده بود. شرکت ها قدرت زيادتري نسبت به دولت ها پيدا مي کردند و اين براي دموکراسي ما ضربه زننده بود. براي اينکه با شما صادق باشم بايد بگويم که در زماني که شرکت ها به جلو مي تاختند، يک سيستم اقتصادي که بر پايه طمع و آز بنا شده بود، کالاي ضد آن به سختي حداقل در کشورهاي ثروتمند قابل فروش بود يعني خيلي سخت بود که در اين باره صحبت کرد و توده ها را به اين قانع نمود.

ده سال بعد به نظر مي رسد که ديگر کشور ثروتمندي موجود نيست. فقط يک عده انسان ثروتمند است. انسانهائي که بي مهابا با غارت و چپاول امکانات عمومي و فرسوه کردن بيشتر و بيشتر امکانات طبيعت در سراسر جهان بر ثروت خويش مي افزايند.

امتياز در اين است که امروزه همه مي توانند ببينند که سيستم سرمايه داري بيش از آن بي عدالت و غيرکنترل شده است که احتياج به تشريح ندارد. بي عدالتي و از کنترل خارج شدگي واضح و روشن است. طمع و آز تهديد نشده همه پيچ و مهره هاي اقتصاد جهاني را شل نموده و در حال از کار افتادن است. ديگر توان چرخش را ندارد. و جهان طبيعي را از حرکت طبيعي اش خارج کرده و دارد به دور مي اندازد. ما در حال خالي کردن درياهايمان از ماهي هستيم، ما با کوته نظري جانکاه و بوسيله ي اره کردن و بريدن هاي عميق، درياها يمان را آلوده مي کنيم. ما روي خود را به سمت استفاده از ناپاکترين نرم هاي منابع انرژي برگردانده ايم، مانند شکافتن شن زارهاي آلبرتا. اتممسفر ديگر توان هضم اين همه گاز کربن را ندارد و به طور خطرناکي بسوي گرم شدن بيشتر در حرکت است. نرم معمولي ايجاد واقعي پي در پي و سريالي فجايع است: اقتصادي و محيط زيستي.

اين ها فاکت روزمره در بازار است. اين ديگر فاکت نوشتني است، اين قدر روشن و واضح که نسبت به سال ۱۹۹۹ خيلي راحت مي توان به توده وسيع گفت و به راحتي جنبش ها را ساخت و جاري نمود.

ما همه مي دانيم، حداقل اينکه جهان در حال زير رو شدن است. ما طوري رفتار مي کنيم که مثل اينکه هيچ پاياني براي نفس کشيدن اتمسفر براي تنفس اين همه کثافات که متصاعد مي شود، نيست. ما طوري دخالت مي کنيم که مثل اينکه مرزهاي سخت و ثابت براي آنچه که در واقعيت به صورت آزاد براي ساختن دنياي مورد نيازمان مصرف مي کنيم، موجود است.

وظائف و تکاليف زمان ما ايجاب مي کنند که اين را برگردانيم: براي اينکه بتوانيم اين کمبود کاذب را به چالش بکشيم. براي اينکه بتوانيم اصرار بورزيم که امکان داشتن و ساختن يک جامعه سالم و مرفه را داريم. اما در حالي که به آنچه که زمين تواناش را دارد احترام بگذاريم.

آنچه که از تغيير اتمسفر معني و. مفهوم مي شود، اينکه ما بايد اين را در کوتاهترين زمان ممکن بانجام برسانيم. زمان ميميرد. اين بار جنبش ما نمي تواند پريشان شده و منحرف گردد، تقسيم شود يا بوسيله اتفاقات پاک و نابود گردد. اين بار بايستي ما پيروز گرديم، موفق شويم. من در باره اينکه بر بانک ها و ثروتمندان بايد ماليات بيشتر بست صحبت نمي کنم، اگر چه اين ها مهم هستند.

من در اين باره صحبت مي کنم که ارزش هاي اساسي و بنيادي که بر جامعه ما حاکمند را، تغيير دهيم.

اين سخت تر از آن است که يک تقاضاي مطبوعات پسند را ارائه دهيم، همچنين سخت تز از آن است که اقدامات لازمه و متد ها و راههاي چگونگي آن را بر شمرد و ليست کرد. اما کمتر اهميت ندارد که اين دخالت سخت را داشته باشيم.

اين چيزي است که من مي بينم، دارد اتفاق مي افتد و بر اين شيشه جاري است. بدين شيوه همديگر را تغذيه کنيد، همديگر را به گرمي در بغل بگيريد، اطلاعات را با يکديگر قسمت کنيد، بهداشت، رفاه و آموزش همگاني بخواهيد، خواستار تقسيم امکانات براي رفع نيازهاي همگاني باشيد. پلاکارد مورد علاقه من، فواريت من در اينجا ” من از شما مراقبت مي کنم»، مي باشد. در فرهنگي که انسانها را آموزش مي دهد که نگاه را از يکديگر برگردانند، که « اجازه دهيد آنها بميرند» بر آن حاکم است.، اين يک بيانيه عميقن راديکال است. اين فرهنگ حاکم بر جامعه ما است که بايد تغيير يابد . اين فرهنگ طبقه حاکمه ي جامعه امروزي ما است. ما بر عليه اين نگاه، اين آموزش و اين فرهنگ و حاميان آن بر خاسته ايم. اين موجب مباهات و افتخار است.

چند تائي فکر پاياني. چند چيز موجود است که در اين مبارزه بزرگ مهم نيستند، نقش مهمي بازي نمي کنند.

اينکه ما چه بپوشيم

اينکه ما مشت هايمان را تکان دهيم يا به نشانه صلح جويانه پايان دهيم

اينکه ما با آرزوهايمان جائي در مطبوعات پر سر و صدا بيابيم که به سراسر جهان مخابره شود

ودر اين جا چند چيز ارزشمند هست

شهامت،شجاعت ما

قطب نماي اخلاقي ما

چگونگي رفتار ما با يکديگر.

ما مبارزه با قدرتمندترين نيروهاي اقتصادي و سياسي موجود بر روي کره را بر گزيده ايم. با يک چنين خصلتي، جنبش ما خوف انگيز و وحشت آفرين است. و براي اين است که اين جنبش از آمادگي به آمادگي رشد مي کند و مي بايد بکند. اين جنبش رعب انگيز است و وحشت بيشتري را مي آفريند. اين گفتني است، هميشه آگاه باشيد که اين پديده اي است که اهداف کمتر و کوچکتر را در هم مي شکند و از آنها مي گذرد وچنين به فردي که در بغلتان در اين گردهمآئي نشسته است، انتقال مي يابد. مادام که اين چنين است، مبارزه بزرگ ما به آساني مي تواند به پيروزي برسد.

وسوسه را کنار بگذاريد. من نمي گويم که به يک ديگر در آينده تلفن نزنيد. اما اين بار بايد که رفتار ما با يگديگر طوري باشد که در حال برنامه ريزي مبارزه اي در کنار هم هستيم که مبارزه براي خيلي ها است، براي بسيار سال ها در آينده است. چنين است که اين وظيفه شرايط کمتري را تقاضا نمي کند.

اجازه بدهيد که با اين زيباترين جنبش طوري رفتار کنيم که مهمترين چيز جهان است. زيرا که اين هست. اين حقيقت است.

لينک سخنراني ويد ئو

http://www.youtube.com/watch?v=BXtYCUr-N5g&feature=related


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration