The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

تفکيک جنسيتي راه را براي تبعيض جنسيتي بيشتر در آموزش باز مي کند

کاوه مظفري / گفتگو با سعيد پيوندي استاد جامعه شناسي

پنجشنبه, ۰۵ آبان ۱۳۹۰

تا قانون خانواده برابر: تا پيش از آغاز سال تحصيلي جديد، زماني که هنوز ابعاد و جنبه هاي طرح تفکيک جنسيتي در دانشگاه ها مشخص نبود، اظهارات ضد و نقيضي از سوي مسئولان درباره اين طرح شنيده مي شد. برخي اساساً منکر وجود چنين طرحي بودند، و تلاش مي کردند تا گزارش ها و اخبار مربوط به آن را به رسانه هاي بيگانه نسبت دهند، حتي در اين رابطه بخشنامه اي نيز توسط رئيس دولت صادر شد، و بسياري از روساي وزارت علوم و دانشگاه ها ملزم به ممانعت از تفکيک جنسيتي شدند. اما سرانجام، اين طرح به اجرا درآمد و امروز ديگر به سادگي نمي توان دم خروس را پنهان کرد. حال سوال اينجاست، اهداف و نيات طراحان و مجريان تفکيک جنسيتي چه مسائلي است که آنها نمي توانند يا نمي خواهند به صراحت بگويند؟ اين سوال را با سعيد پيوندي، استاد جامعه شناسي آموزش و پرورش دانشگاه نانسي فرانسه، در ميان گذاشتيم و نظر وي را درباره اين طرح جويا شديم.

آقاي دکتر پيوندي، نظر شما درباره اهداف و برنامه هاي طراحان و مجريان تفکيک جنسيتي در دانشگاه ها چيست؟

سعيد پيوندي: من فکر مي کنم دست کم بخشي از اهداف اين طرح در گفته هاي دست اندرکاران و روحانيوني که بدنبال اجراي تفکيک سازي جنسيتي هستند به روشني بيان شده است. اين طرح واکنش آشکاري است به تحولات جامعه ايران در دهه 70 و 80 شمسي و پيشرفت هاي چشمگير زنان با وجود شرايط نامساعد در نظامي که خود را اسلامي مي داند. همزمان مي توان گفت که بر سر اجراي اين طرح در ميان بخش هاي مختلف حاکميت کنوني همداستاني وجود ندارد و همين اختلاف هم سبب مي شود ما شاهد برخورد همگون و يکپارچه مسئولين و نهادها پيرامون تفکيک سازي جنسيتي نباشيم. اختلاف بر سر اجراي سياست تفکيک سازي جنسيتي گاه به فلسفه وجودي اين طرح بازمي گردد و گاه به زمان، مصلحت لحظه اي و يا چند و چون اجراي آن. در دولت نهم و دهم شيوه کار دست کم در حوزه مسائل اجتماعي و آموزشي بيشتر به اين گونه است که ابتدا طرحي با سروصداي فراوان و بدون مطالعه کارشناسي و امکانات عملي اعلام مي شود و بعد از درگيري ها و تنش هاي فراوان دست اندرکاران تازه به سراغ مشکلات عينيِ عملياتي شدن آن مي روند. در نتيجه ميان حرف ها و شعارها و عملي کردن واقعي آنها گاه شکاف جدي وجود دارد. از سوي ديگر سردرگمي ها، تناقض ها و ضد و نقيض گويي ها بيشتر به آشفتگي کنوني مديريتي و چندگانگي مرکز قدرت در ايران و بي اخلاقي گسترده حاکم بر آن هم مربوط مي شود. اين امر که آقاي کامران دانشجو هم خود را سردمدار اجراي اين طرح مي داند و همزمان بدون هيج عذاب وجداني منکر اجراي آن مي شود و يا با بازي با کلمات تلاش مي کند تناقض ها را بپوشاند، سطح شهامت و اخلاق سياسي در راس نظامي که خود را ديني هم مي داند را نشان مي دهد. ايشان از يک طرف عضو اين دولت است و از طرف ديگر مجري دستورات و رهنمودهاي رهبري و محافل نزديک به ايشان. نامه آقاي احمدي نژاد به وزير علوم نشان مي دهد که به ظاهر طرح تفکيک سازي در درون هئيت دولت هم مورد بحث و تصويب قرار نگرفته و رئيس دولت خود را مجبور مي بيند با ارسال نامه اي به وزير زير دست خود پيگير چند و چون آن شود. نوع واکنش مجلس هم نشان مي دهد که اکثريت مجلس هم در جريان اين طرح نبوده اند. اين نشانه ها براي درک آشفته بازار سياست در ايران امروز به خوبي گويا هستند. سرانجام بايد گفت که تفکيک سازي جنسيتي آنگونه که در ابتدا گفته مي شد و مطلوب بسياري از محافل سنتي بود چندان هم قابل اجرا نيست. جدا کردن کامل دختران و پسران مستلزم افزايش چشمگير امکانات آموزشي از فضاي آموزشي تا نيروي انساني است و مشکلات عملي فراواني را در دانشگاه هاي ايران که هم اکنون درگير کمبودهاي بسياري هستند ايجاد خواهد کرد. آنچه که آشکارا به افکار عمومي گفته نمي شود همين در هم ريختگي و چندگانگي مديريتي، مشکلات عملي و اختلافات سياسي عميق بر سر اجراي اين طرح است.

برخي تحليل‌گران، نيات و اهداف مجريان اين طرح را سياسي ارزيابي کرده و مرتبط با انتخابات مجلس دهم مي دانند، به نظر شما چه رابطه اي ميان اين طرح و پروژه هاي انتخاباتي وجود دارد؟ آيا طرح تفکيک جنسيتي، صرفاً کارکرد و مصرفي سياسي دارد و پس از انتخابات مجلس به فراموشي سپرده مي شود، يا اينکه دلايل و عوامل ديگري در پشت آن قرار دارد؟

سعيد پيوندي: به نظر نمي رسد اين طرح فقط بعد تبليغاتي و سياسي در رابطه با انتخابات داشته باشد. شايد تنها برخورد به معناي واقعي سياسي-تبليغاتي همان نامه آقاي احمدي نژاد خطاب به وزير علوم بود که در آن وي از کامران دانشجو خواسته بود از اجراي چنين طرح هاي سطحي و غير عالمانه جلوگيري شود. اين موضوع که رئيس دولت پس از ماه ها کشمکش بر سر اين طرح جنجالي به اين گونه وارد ميدان درگيري مي شود موضوع بسيار جالبي است که نه تنها ميزان آشفتگي و در هم ريختگي مديريت سياسي ايران را در شرايط کنوني نشان مي دهد که همزمان پرسش جدي درباره قصد واقعي آقاي احمدي نژاد را به ميان مي کشد. براي مثال مي توان فکر کرد که اقدام عجيب آقاي احمدي نژاد هدف کسب محبوبيت و همزمان بدنام کردن حريفان سياسي در زمينه اي است که افکار عمومي درباره آن بسيار ناراضي و انتقادي است. به نظر من گروه هاي بانفوذي در داخل حاکميت و نيز در ميان روحانيون بلند پايه از وضعيت زنان در جامعه ايران چندان دل خوشي ندارند و بر اين باورند که گويا اختلاط در محيط هاي آموزشي زمينه ساز پيشروي زنان است. اين نارضايتي در سال هاي گذشته به زبان هاي گوناگون بيان شده و تفکيک سازي جنسيتي يکي از راهکارهايي است که از نظر آقايان راه حل آنچه که آنها بي بند و باري مي نامند به شمار مي رود. شايد هم همين تفاوت در تلقي ها و فرصت طلبي ها به موضوع انتخاباتي هم تبديل شود. ولي خارج از اين فضاي انتخاباتي و بهره برداري سياسي، موضوع تفکيک جنسيتي يکي از دغدغه هاي اصلي بخشي از جناح هاي سنتي و محافظه کار است.

تفکيک جنسيتي در نهادهاي آموزشي، پديده اي منحصر به ايران يا کشورهاي مسلمان نيست. در جوامع مسيحي و در اجتماعات يهوديان نيز مدارس تک جنسيتي رواج دارد. عموماً پيشينه چنين تفکيکي در نهادهاي آموزشي چيست، و ريشه در چه مناسباتي دارد؟

سعيد پيوندي: آموزش در بعد تاريخي در بسياري از کشورهاي جهان داراي سنت هاي علمي ديرينه نهادي مردانه بوده است و از قرن 19 به اين سو است که ما شاهد گسترش آموزش دختران از جمله در سطح دانشگاهي هستيم. دانشگاه هاي قديمي اروپا مانند کمبريج، آکسفورد و يا سوربن که امروز آوازه جهاني دارند و از اواخر قرن دوازدهم شکل گرفتند بطور انحصاري در اختيار مردان قرار داشتند. همين روايت درباره دانشگاه هاي امريکاي شمالي مانند هاروارد و يل هم صدق مي کند که از قرن شانزدهم و با الهام از تجربه آموزشي اروپا رونق گرفتند. ما فقط از نيمه دوم قرن نوزدهم شاهد حضور آنهم بسيار حاشيه اي دختران در برخي از دانشگاه ها هستيم. براي مثال بيش از 670 سال پس از شکل گيري دانشگاه پاريس اولين زن توانست در سال 1868 در اين دانشگاه درس خود را به پايان برد. در امريکا در سال 1848 اولين زن توانست مدرک پزشکي خود از دانشگاه را کسب کند. در انگلستان با آنکه اولين زنان از سال 1848 (در کوئينز کالج و بدفوند کالج) به بعد توانستند نقبي به دانشگاه هاي مردانه بزنند اما فقط از سال 1862 اجازه رسمي آموزش دانشگاهي زنان صادر شد. به همين خاطر هم در قرن نوزدهم و هنگام زايش اوليه پديده آموزش دانشگاهي زنان ما شاهد بوجود آمدن برخي موسسات آموزش عالي تک جنسيتي در اروپا، امريکاي شمالي و ساير کشورهاي صنعتي قرن نوزدهم هستيم که بيشتر در فضاي آن دوران قابل درک است.

اولين موسسه آموزش عالي زنانه به نام گيرتون کالج در سال 1866 در انگلستان شکل گرفت که به دانشگاه کمبريج مربوط بود. در کانادا دانشگاه زنانه مونت سنت ونسان در سال 1873 پايه گذاري شد. کالج زنانه دانشگاه سيدني هم در سال 1892 بوجود آمد. اين موسسات تک جنسيتي نوعي امتياز ويژه براي دختران به شمار مي رفتند بدون آنکه محافل سنتي و مذهبي را تحريک کنند. اما بزودي با توجه با نيازهاي اقتصادي و نيز پيشرفت هاي اجتماعي و آموزشي زنان و افزايش تقاضا بخش بسيار بزرگي از دانشگاه هاي موجود اين کشورها دوجنسيتي شدند و توسعه آموزش عالي در قرن بيستم بدون حضور همزمان زنان در دانشگاه ها امکان پذير نبود. جالب است بدانيد که از سال هاي 1950 برخي دادگاه هاي امريکا ادامه کار کالج ها و دانشگاه هاي دخترانه را مغاير با اصل برابري زن و مرد دانستند. از آن سنت و تجربه در کشورهاي شمال چند موسسه آموزش عالي اينجا و آنجا باقي مانده است که وزن بسيار ناچيزي در مجموع آموزش عالي اين کشورها دارند. در کانادا فقط يک دانشگاه دخترانه بنام بريسا در ايالت اونتاريو با 1100 دانشجو وجود دارد که تا دوره کارشناسي مي توان در آن تحصيل کرد. در امريکا چندين کالج مانند بارنارد کالج که به دانشگاه کلمبيا وابسته است کماکان تک جنسيتي باقي مانده اند. اما همزمان در برخي کشورهاي خاورميانه و آسيا ما شاهد بوجود آمدن دانشگاه هاي زنانه جديد هستيم که کم و بيش همان هدف هاي قرن نوزدهمي کشورهاي صنعتي را دنبال مي کنند يعني تلاش براي جبران عقب ماندگي آموزش عالي زنان از طريق فراهم آوردن امکاناتي که براي بخش هاي سنتي جامعه نيز قابل پذيرش باشد. هم اکنون مهم ترين دانشگاه هاي زنانه در کشورهايي مانند هند، پاکستان، امارات وجود دارند و بخش کوچکي از دانشجويان دختر را در خود مي پذيرند.

تفکيک جنسيتي در مدارس دوره ابتدايي و متوسطه ي بخش بزرگي از کشورهاي اروپايي نيز وجود داشت و پس از جنگ جهاني دوم است که ما به تدريج شاهد گسترش واحدهاي آموزشي مختلط هستيم. براي مثال در فرانسه قانون 1975 اختلاط جنسيتي را به نوعي همگاني و اجباري مي کند. همين روند در بخش بزرگي از کشورهاي شمال پيش رفته است. در کشورهاي جنوب غير مسلمان نيز تجربه مشابهي وجود دارد. در اين کشورها آموزش ابتدايي و گاه حتا متوسطه مختلط است و در سطح آموزش عالي بندرت مي توان به دانشگاه هاي تک جنسيتي برخورد. تنها مورد ويژه در دنيا حوزه کشورهاي "اسلامي" است که در آن تجربه هاي بسيار متفاوتي وجود دارد. براي مثال در مراکش، تونس و الجزاير و يا برخي کشورهاي خاورميانه آموزش ابتدايي مختلط است ولي گاه تفکيک جنسيتي در آموزش متوسطه صورت مي گيرد. تنها در کشورهايي مانند عربستان سعودي، يمن و يا ايران تفکيک جنسيتي در آموزش ابتدايي و متوسطه وجود دارد.

براي بسياري از کوشندگان حقوق زنان جدايي جنسيتي در شرايطي که پسران از موقعيت برتري در آموزش برخوردار بودند نوعي تبعيض به زيان دختران به شمار مي رفت. در ايران همزمان با بالا گرفتن بحث ها پيرامون تفکيک سازي جنسيتي وانمود مي شود که گويا در کشورهاي غربي هم چنين روندي در حال گسترش است. اين موضوع حقيقت ندارد و موسسات آموزشي تک جنسيتي کنوني بيشتر در قرن گذشته بوجود آمده اند، تعداد آنها نيز بسيار اندک است و گروه بسيار کوچکي از دختران در دانشگاه هاي تک جنسيتي درس مي خوانند و بخش بزرگي از آنها از سال هاي 1960 به اين سو تبديل به دانشگاه هاي مختلط شده اند.

برخي از مدافعان تفکيک جنسيتي، تمايل دارند به جاي استفاده از اين اصطلاح، بر موضوع جلوگيري از «اختلاط دختر و پسر» تاکيد کنند. در واقع، بر اساس ادعاي آنها، اختلاط دختر و پسر مي تواند باعث مشکلات و آسيب هايي براي جامعه شود. کليشه اي سنتي نيز وجود دارد، مبني بر اينکه دختر و پسر در کنار هم مانند آتش و پنبه هستند. دلايل چنين تفکري به نظر شما چيست؟ و آيا اساساً اختلاط دختر و پسر امري آسيب زا است؟

سعيد پيوندي: همه چيز بستگي به آن دارد که ما چه چيزي را آسيب اجتماعي بدانيم و يا اخلاق عمومي را چگونه تعريف کنيم. اگر اندکي با دقت به مسئله رابطه دختر و پسر بنگريم مي بينيم که آنچه محافل محافظه کار و مذهبي را در ايران و ديگر کشورها نگران مي کند بعد جنسي و فيزيکي تماس دختر و پسر و حکايت حلال و حرام و گناه است. ربط دادن امر گناه به موضوع آسيب اجتماعي از منظر جامعه شناسي بسيار بحث انگيز است. محافل سنتي با حرکت از آموزه هاي ديني و يا برداشتي بسيار سنتي از آنها تلاش مي کنند رابطه دو جنس مخالف را در چهارچوب هنجارهاي ديني محدود کنند تا "فعل حرام" بوقوع نپيوندد. بنابراين، اين رابطه جنسي و تماس دو جنس مخالف نيست که مورد اعتراض قرار مي گيرد، بلکه چهارچوب آن و عدم رعايت هنجارهاي ديني است که موضوع اين نوع برخورد قرار مي گيرد. از نظر مذهبي کافيست ميان دختر و پسر صيغه عقد جاري شود تا آنچه "حرام" و "گناه" بود به "شرعي" و "حلال" تبديل گردد. محافل سنتي حتا با ازدواج دختران کمتر از 15 سال هم موافقند و آنرا آسيب اجتماعي نمي دانند. اگر قرار بود رابطه دختر و پسر جوان داراي بعد آسيب شناسانه باشد چگونه است که آقايان با ازدواج هاي در سن پائين مخالفت نمي کنند. دختر و پسر بايد از طريق تجربه هاي اجتماعي روزمره هويت جنسي خود را شکل دهند و دروني کنند. تجربه رابطه عاطفي و عشقي حق انساني طبيعي براي هر دختر و پسري است و اين تجربه مهم فردي و اجتماعي بخشي از روند جامعه پذيري هر شهروند و بلوغ و بزرگ شدن اوست. چه چيزي را زيباتر و انساني تر از عشق هاي جواني در زندگي سراغ داريد؟ چرا بايد به اين عشق به صورت گناه و امر ممنوع نگاه کرد و يا به خود اجازه داد در امور خصوصي فرد دخالت کرد؟ چرا رابطه عاطفي دو جوان آسيب اجتماعي است؟ آيا ممنوع کردن اين رابطه با قانون و گذاشتن پليس در خيابان و مدرسه در ايران جامعه اي سالم تر از ساير کشورهاي دنيا بوجود آورده است؟ حتا اگر به ادعاي برخي مسئولين اين روابط به قول آنها بي بند و بار جلوي پيشرفت علمي دختر و پسر را مي گرفت چرا در کشورهايي که چنين روابطي ممنوع نيست بيشترين توسعه علمي و فرهنگي وجود دارد؟ آنچه که در فرهنگ ما آتش و پنبه ناميده مي شود در حقيقت برخاسته از تابوهاي ديني و فرهنگي و ذهن بيماري است که رابطه عاطفي را فقط در وجه شهواني آن مي بيند آنهم بصورت گناه. در اين ميان چه کسي پنبه و چه کسي آتش است؟ چه کسي مي سوزد و چه کسي مي سوزاند؟ اين آتش و پنبه در ذهن بيمار کساني که به رابطه عاطفي بعد شيطاني و ضد اخلاقي مي دهند وجود دارد. اين نگاه عشق را فقط در لذت جنسي و بعد حيواني و غريزي آن محدود مي کند چراکه در زندگي و فرهنگ سنتي روابط زن مرد بيشتر در اين چهارچوب تعريف مي شود. ممنوع کردن بي جا و يا نامتعارف جلوه دادن رابطه دو جنس مخالف و محدود کردن آن به امر ازدواج تباه کردن و مسموم کردن تجربه هاي انساني است. چگونه بايد زن و مردي که قرار است فردا با يکديگر زندگي کنند، در رابطه با يکديگر قرار گيرند و يکديگر را بشناسند؟ زماني پدران و مادران ما فقط هنگام خواستگاري و حتا شب حجله براي نخستين بار يکديگر را مي ديدند. آن زن و مرد سنتي ديگر وجود ندارند. اين نگاه به زمان ديگر و انسان ديگري تعلق دارد. تفکيک جنسيتي اگر به اين قصد صورت مي گيرد، فقط شکل قضيه را عوض خواهد کرد. ممنوع کردن اختلاط دختر و پسر سبب عدم تماس آنها نمي شود؛ هم اکنون تفکيک جنسيتي در مدارس ابتدايي و متوسطه ما اجرا مي شود ولي دست اندکاران امور اجتماعي در رسانه ها اعلام مي کنند که 80 درصد دختران ما دوست پسر دارند. اين داده ها به اندازه کافي گويا هستند.

به غير از ادعاهاي اخلاقي که درباره تفکيک جنسيتي انجام مي شود، بايد پرسيد مجريان چنين طرحي به دنبال چه منافعي هستند؟ اساساً، چه کساني از تفکيک جنسيتي سود مي برند، و چه افرادي از آن متضرر مي شوند؟ آيا صرفاً يک مسئله اخلاقي در ميان است، يا اينکه جنگي بر سر منافع نيز وجود دارد؟

سعيد پيوندي: بعد اخلاقي و ديني در متن و فضاي امروزي جامعه ايران داراي مفهوم سياسي هم هست چرا که مجبور کردن جامعه به پيروي و گردن گذاشتن به اين اخلاق در حقيقت نوعي مشروعيت بخشيدن به نظم مورد نظر حکومت است. اين نظم مي تواند حتا خيالي و غير واقعي باشد و با واقعيت ها و ذهنيت جامعه همخوان نباشد ولي تحميل آن با زور قانون و تنبيه و جريمه و گشت پليس در بعد نمادين داراي اهميت است. زيرا بي اعتنايي به اين "ارزش" هاي ديني به معناي بي اعتباري نظم ديني و پايان مشروعيت آن است. وجه مهم ديگر اين نظم خيالي "اقتدار" مردانه است که با پيشرفت هاي زنان در دوران اخير به گونه اي "نگران" کننده براي پاسداران فرهنگ مردسالار به خطر افتاده است. تفکيک جنسيتي در خدمت اين نظم و گرايش مردسالارانه است. اين سياست مي تواند راه را براي اعمال محدويت هاي جديد در حوزه آموزش و در بازار کار باز کند و چه بسا برنامه بعدي آقايان بعد از پيش بردن تفکيک جنسيتي ورود به اين حوزه جديد باشد براي ساختن دو نيمه متفاوت جامعه. نيمه اي براي مردان که فرادستند و نيمه ديگر براي "جنس دوم" که فرودست است و بايد مکمل مرد باشد و به آنجايي برود که مردان مجاز دانسته اند.

به اين ترتيب و از منظر ديگر مي توان اين سماجت مثال زدني را بخشي از سياست مهندسي اجتماعي دانست که در نگاه راهبردي حکومت داري اهميت فراوان است. ما در ايران با نوعي ايدئولوژي جنسيتي سروکار داريم که اساس آن را نابرابري زن و مرد و تبعيض تشکيل مي دهد. سياست تفکيک جنسيتي راه پيشبرد روند برابري آموزشي ميان زن و مرد را کند مي کند و در عمل شايد آنرا ناممکن کند. زيرا تفکيک جنسيتي اين امکان را بوجود مي آورد که رشته هاي تحصيلي را هم بتدريج و با فراغ خاطر بيشتر جنسيتي کنيم و يا براي دختران و پسران سهميه اي متناسب با سهم اجتماعي در نظر بگيريم. اين بدان معناست که ديگر دانشجو، محقق و يا حتي معلم و دانش آموز در رقابتي سالم و علمي با يکديگر وارد عرصه آموزشي نمي شوند بلکه بيشتر بر پايه جنسيت خود بايد راه آينده را انتخاب کنند. با آنکه در مرحله کنوني صحبت از تفکيک جنسيتي رشته ها نيست ولي بر اساس تجربه هاي گذشته نبايد به اين روند با خوشبيني نگاه کرد. اگر در شرايط کنوني زمينه اجتماعي و عملي براي اجراي اين بخش از تفکيک جنسيتي وجود ندارد هيچ تضميني براي عملي نکردن اين سياست هاي جنسيتي در آينده وجود ندارد.

برخي مدعي هستند که با تفکيک جنسيتي يا حتي تاسيس دانشگاه هاي تک جنسيتي، احتمال وقوع خشونت عليه دختران کمتر مي شود. به عبارت ديگر با تفکيک جنسيتي، دختران بيشتر در امان مي مانند. حتي ادعا مي شود که دانشگاه هاي تک جنسيتي ويژه دختران، فرصتي مضاعف و تبعيضي مثبت به نفع آنها است. نظر شما در اين رابطه چيست؟

سعيد پيوندي: خشونت عليه دختران در درون موسسات آموزشي مختلط يعني دانشگاه ها پديده اي گسترده نيست و دختران در محيط هاي آموزشي بيشتر با اشکال خشونت نمادين که به تبعيض ها و فرهنگ مردسالارانه برمي گردد مواجه هستند. خشونت در فضاي اجتماعي ارتباط چنداني با اختلاط و يا تفکيک جنسيتي ندارد. از نظر من حتا اختلاط در جامعه اي با فرهنگ خشونت عليه زنان مي تواند به نفع زنان هم باشد. ما با پنهان کردن زنان و کشيدن ديوار ميان آنها نمي توانيم از ميزان خشونت عليه آنها بکاهيم. فردا اين زن در محله و خانه قرباني خشونت مردانه خواهد شد. اما بخش دوم پرسش شما بسيار مهم است، در حقيقت وجود بسياري از موسسات آموزش عالي تک جنسيتي براي دختران از اواسط قرن نوزدهم با هدف گسترش تحصيلات دانشگاهي در ميان زنان بود و نيز کاهش فاصله تاريخي ميان زنان و مردان در رابطه با دسترسي به تحصيلات در سطح بالا و يا راه يابي به مراکز پژوهشي. اما مسئله اين است که در ايران ما به اين تبعيض مثبت نيازي نداريم چرا که دختران ما با شايستگي و در رقابت گاه نابرابر توانسته اند جايگاه بسيار خوبي در آموزش عالي ايران پيدا کنند. دختران ايران نه تنها عقب ماندگي هاي تاريخي خود را تا حدودي زيادي جبران کرده اند بلکه توانسته اند سهم خود در رشته هايي که در همه دنيا بسيار پسرانه هستند را به گونه اي چشمگير افزايش دهند. نسبت دختران در رشته هاي پزشکي و بخشي از رشته هاي علوم پايه مانند زيست شناسي و شيمي بيش از پسران است و در رشته هاي فني و مهندسي يکي از بالاترين درصدها را در دنيا به خود اختصاص مي دهند با وجود برخي ممنوعيت ها و تحميل سهميه ها. آنچه امروز در ايران تدارک ديده مي شود نوعي تبعيض منفي است براي محدود کردن دختران و دادن امتياز بيشتر به پسراني که در رقابت آزاد با دختران عقب مي مانند. در پس طرح تفکيک سازي جنسيتي مي تواند محدود کردن آموزش عالي براي دختران و يا هدايت از بالا و آمرانه آنها بسوي برخي رشته ها و شماري از حوزه ها باشد که در نگاه سنتي براي زنان مجاز شمرده مي شود.

به عنوان آخرين سوال، پيامدها و تبعات اجرا شدن طرح تفکيک جنسيتي در دانشگاه ها از نظر شما چيست؟ در آينده چه تاثيراتي ممکن است بر زندگي و روابط اجتماعي افراد داشته باشد؟ چه تاثيري بر مهارت هاي ارتباطي و نقش هاي اجتماعي دختران و پسران خواهد داشت؟

سعيد پيوندي: من فکر مي کنم که اين طرح در صورت اجرا چند پي آمد منفي مهم خواهد داشت. پي آمد اول منفي به تاثير بر روابط اجتماعي ميان دختر و پسر در بعد عيني و تجربي و نيز در بعد نمادين بازمي گردد. يعني دختران و پسران جوان فرصت اجتماعي مهمي را براي مشارکت در فعاليت هاي اجتماعي مشترک از دست مي دهند. بعد نمادين اين سياست يه نگاه و بازنماي منفي در مورد رابطه زن و مرد در جامعه و محدود شدن آن در بعد جنسي و شهواني است. اين عدم ديالوگ ميان اين دو گروه و تاثير متقابل آنها بروي روندهاي هويت يابي جنسي سبب بوجود آمدن مردان و زناني است که نه تنها جنس مخالف را نمي شناسند که حتا هويت يابي جنسي خود آنها هم به دليل اين عدم رابطه ناقص خواهد بود. به عبارت ديگر ما دختران و پسراني خواهيم داشت که از شناخت اجتماعي و تجربه هاي فردي کمتري در رابطه با جنس مخالف خود برخوردار خواهند بود.

اما اين تفکيک سازي تاثير آموزشي منفي هم خواهد داشت، آن هم پائين آمدن کيفيت آموزشي در دانشگاه ها و فقير شدن علمي است. زيرا توانايي واقعي علمي کشور به دو نيمه جدا از هم و بدون ارتباط با هم تبديل خواهد شد. اگر دامنه اين تفکيک جنسيتي به حوزه اعضاي هئيت هاي علمي و گروه هاي پژوهشي هم کشانده شود ما با ابعاد منفي بسيار جدي مواجه خواهيم بود. امروز فقط مقاومت محافل دانشگاهي و جامعه مدني مي تواند از عملي شدن چنين طرح ضد اجتماعي و ضد علمي جلوگيري کند.

با تشکر از وقتي که در اختيار ما قرار داديد.

تا قانون خانواده برابر


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration