The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

کنفرانس گروه بيست /بحران اقتصادي و ساختاري

م. راد

چهار شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۰ - ۰۲ نوامبر ۲۰۱۱

کنفرانس دو روزه گروه 20 در شهر کان (Cannes) فرانسه که نسبت به شهرهاي ديگر اروپا داراي امنيت بيشتري است در تاريخ (3 – 4 ) نوامبر در شرايطي برگزار ميشود که جغرافياي سياسي ، نظامي ، اقتصادي ، جبهه اي و دمکراسي جهان بشدت در حال تغيير و تحول و جابجايي است . آقاي سارکوزي رئيس جمهور فرانسه که رياست اين کنفرانس را بعهده دارد و يکي از فعالان تغيير و تحول در درجه اول بنفع فرانسه و بعد کشورهاي اروپايي است براي بر گزاري اين کنفرانس و نمايش قدرت مانوردفاعي نظامي اتمي هم در اين کشور بر گزار کرده تا نشان دهد که فرانسه در اين تحولات همه ريسکها را بجان خريده و براي به کرسي نشاندن و دفاع از منافع خود حاضر است دست بهر مانوري بزند .

در اين کنفرانس بازيگران اصلي جهاني از جمله آمريکا ، اتحاديه اروپا ، روسيه ، چين وشانزده کشور ديگر شرکت دارند که براي برگزاري و رسيدن بيک توافق که منافع همه کشورها را تامين کند قبلا جلسات متعددي بر گزار کرده اند . بحث اساسي کنفرانس شکست سياست هاي بازار آزاد ، رقابت آزاد و تجارت آزاد که آمريکا سرد مدار آن بود و هنوز هم با وجود مشکلات عديده اي که براي خود آمريکا و شرکاء در جهان ايجاد کرده پافشاري ميکند خواهد بود .

از سالهاي 1970 بنا به پيشنهاد ساموئل هانتينگتون ، برژينسکي ، هنري کيسينجر وبقيه سياستمداران که دربرنامه ريزيهاي سيستم اقتصادي و سياست گزاري آمريکا نقش اساسي داشتند خانم مارگارت تاچرنخست وزير انگلستان و رونالد ريگان رئيس جمهور آمريکا تصميم گرفتند از همه امکانات ازجمله اقتصادي ، نظامي ، ايدئولوژيکي ، سياسي و جبهه اي براي اجرايي کردن اين سيستم اقتصادي که بعدها نام سياستهاي نئو ليبرالي بر آن گذاشتند استفاده کنند.

اجرايي کردن اين سياست که همزمان بود با آشکار شدن عدم کارآيي اقتصاد دولتي زير نظر اتحاد شوروي در روسيه و کشورهاي محور و شکوفايي اقتصاد آمريکا که به بازار کالاهاي توليدي ديگر کشورها از جمله اروپا ، ژاپن و کشورهاي کوچک جنوب شرقي آسيا تبديل شده بود و سرمايه گزاري فراوان آمريکا در خارج از اين کشور و اعتبار جهاني دلار که جاي طلا را گرفته بود اين شبهه را بوجود آورد که همه چيز بر وفق مراد است و آمريکا بايد چها رنعل بتازد و تمامي شرکتهاي سود آور کشورهاي جهان را خريداري کرده و آنها را مديريت کند .

در رابطه با همين سياست که بازار مناسبات مالي ، توليدي و مصرف را تنظيم خواهد کرد و نيازي به دخالت دولتها نيست براي سرمايه داران آمريکا و ديگر کشورها اين جذابيت بوجودآمد هرچه بيشتر درهم ادغام شوند ودر اين پروسه شرکت کنند اين ادغام توسط بورس مالي و دلال وال استريت در نيويورک پوشش داده شد و بسرعت بيشتر شرکتهاي کشورهاي ديگر که قادر برقابت با شرکتهاي آمريکايي نبودند عملا به کنترل شرکتهاي انحصاري آمريکا و تا حدودي اروپا و ژاپن در آمدند.

بعضي از کشورهاي توليدي همانند ژاپن ،آلمان و کشورهاي کوچک جنوب شرقي آسيا که بيشترين روابط اقتصادي ، مالي و ارزي را با آمريکا داشتند سرمست از باده تبادل ارز و بازار آنچنان در اين موفقيت غرق شدند که نيازي به بازبيني اين سياست نميديدند .

در سال 1998- 1997اولين شوک بحران اقتصادي و مالي در جنوب شرقي آسيا ظهور کرد و کشورهايي همانند کره جنوبي ، سنگاپور ، مالزي و ..... ورشکست شدند و ژاپن با بحران بيسابقه اي مواجه شد و آمريکا واروپا هم عملا کاري از دستشان بر نمي آمد در اينجا بود که چين وارد صحنه شد وبداد اين کشورها رسيد آنهم در حاليکه همه در انتظار کاهش پول چين يوان بودند چين اعلام کرد نه تنها ارزش واحد پولي خودرا کاهش نخواهد داد بلکه بتمامي کشورهاي جنوب شرقي آسيا کمک خواهد کرد تا مجددا سر پا بايستند آمريکا ، ژاپن و اروپا که انتظار اين تغيير و تحول و نقش سازنده چين را براي ثبات اقتصادي و سياسي جنوب شرقي آسيا نداشتند در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند آنهم در شرايطي که شرکتها و بانکهاي کشورهاي غربي و ژاپن نه تنها سهم خود را در وال استريت فروخته بودند و سرمايه ها را از اين کشورها خارج کرده بودند بلکه در تلاش بودند تا شرکتهاي فعال کشورهاي جنوب شرقي آسيا باقي مانده سرمايه خود را از اين کشورها خارج کنند .

از اين تاريخ ببعد کشورهاي غربي و ژاپن ساليانه کنفرانسهاي گروه صنعتي هفت را بر گزار ميکردند و روسيه را هم که در نقطه ضعف قرار داشت و از نظر اقتصادي جايگاهي در جهان نداشت به گروه هفت دعوت کردند که بعدا به گروه هشت معروف شد .

مشکل اقتصادي و مالي که در جنوب شرقي آسيا خودش را نشان داد ه بود و رشد اقتصاد چين که کسي آنر جدي نميگرفت شرايط تازه اي در جهان ايجاد کرد که مسئله باز بيني سياست هاي گذشته را طلب ميکرد ولي آمريکا بعنوان بزرگترين قدرت اقتصادي و نظامي جهان همچنان بر سياست هاي اقتصادي خود پا فشاري ميکرد و هر چقدر نقش آن در جهان کاهش پيدا ميکرد بهمان نسبت در سياست خارجي تهاجمي عمل ميکرد که نتيجه آن اشغال عراق ، افغانستان و ادامه جنگ از شمال آفريقا تا مرزهاي هندوستان ، چين و روسيه است .

آمريکا و نقش آن در جهان :

آمريکا پس از جنگ جهاني دوم بيش از 50% توليد ناخالص جهان را بخود اختصا ص داده بود اين سهم در سال گذشته به کمتر از 21 % سقوط کرده است اين مسئله تمامي برنامه هاي اقتصادي ، نظامي و سياسي اين کشور را تحت شعاع قرارداده حتي تغيير جغرافياي اقتصادي را بمنصه ظهور گذاشته است .

آمريکا هنوز هم عنوان بزرگترين اقتصاد دنيا را يدک ميکشد اين کشور با در آمد ناخالص ساليانه در حدود 14000 ميليارددلار و بدهکاري بيش از اين مقدار ، کسري موازنه پرداختها ، فروش اوراق قرضه دولتي و چاپ اسکناس بدون پشتوانه در صدر کشورهاي جهان قراردارد . تنها در سه ماه دوم امسال بيکاري از مرز 470000 نفر هم گذشته است . 9.1% بيکاري آنهم در کشور ثروتمندي مثل آمريکا که هنوز بسياري از منابع طبيعي آن دست نخورده باقي مانده است. ورشکستگي بانکهاي آمريکا همچنان ادامه دارد اين بانکها با اوراق بها دارد بيش از سي سال سر مردم شيره ماليده بودند و اينک اعتبار خودرا در بين مردم ازدست داده اند.

آمار و ارقامي که منابع معتبر آمريکا که عمدتا دولتي هستند گزارش ميکنند نشان ميدهد در آمريکا تنها 10 % مردم آمريکا بيش از 90% از در آمدها را بخود اختصاص داده اند در گزارشات گروه برگزار کننده تظاهرات وال استريت را اشغال کنيد آمده است که بيش از 90 % مردم آمريکا از وضعيت اقتصادي کشور راضي نيستند که اين مسئله در انتخابات دوره بعدي رياست جمهوري آمريکا نقش تعين کننده اي بازي خواهد کرد .

در اين کشور ساليانه بيش از 300000 زن به علت فقر و يا از طريق مافياي سکس به فهشا سوق داده ميشوند . در آمريکا هنوز بيش از 40000 کودک ساليانه مورد تجاوز جنسي قرار ميگيرند در اين کشور بيش 2800000( دومليون و هشتصد هزار نفر ) در زندانها بسر ميبرند و بيش از يک مليون نفر منتظر زندان هستند در اين کشور بودجه نظامي نزديک به هزار ميليارد دلار است. آمريکا در خارج از کشور 1084 پادگان نظامي دارد در عين حال که در کشور بيش از 47 مليون نفر در خط فقر دست و پا ميزنند . در اين کشور جوانان که تحصيلات دانشگاهي را تمام کرده اند بعلت بيکاري قادر به باز پرداخت وام هاي خود نيستند و جواناني که خواهان ادامه تحصيل هستند مدتهاست که بعلت کمبود بودجه از تحصيل محروم شده اند . زير بناي اقتصادي آمريکا از جاده ها گرفته تا بنادر از فرودگاه ها گرفته تا شاه راه ها نياز مبرم به باز سازي دارند ولي بودجه اي در کار نيست . بيش از 63 مليون آمريکايي از بيمه درماني بر خوردار نيستند

آمريکا نيروي مسلط اقتصادي و نظامي بر جهان که هنوز هم اصرار برادامه آن دارد با فشارهاي بي سابقه اي از همه طرف مواجه شده است اين فشارها عمدتا استراتژيکي و اقتصادي هستند با شکل گيري قدرت هاي اقتصادي در جهان و تغيير جغرافيايي مناطق اقتصادي شرايطي براي آمريکا ايجاد کرده است که نتواند اهداف دراز مدت اشتراتژيکي خود را دنبال کند و ادامه دهد چه هم از درون و هم در سطح جهان با چالشهاي بزرگي مواجه شده است که همگي منجر به تحولات بزرگ و ادامه دار در جهان شده و ادامه خواهند داشت.

نظام بين المللي ديگر از دلار حمايت نميکند و آنرا بتنهايي بعنوان ارز معتبر جهاني برسميت نميشناسد ولي مقامات مسئولان اين کشور هنوز درک نکرده اند که سهم آمريکا از اقتصاد دنيا و اعتبارات مالي و توليدات داخلي آن کمتراز نقشي است که اين کشور اصرار بر آن دارد .

آمريکا از نظر امنيتي خود را شمالا ازطريق کانادا و جنوبا از طريق مکزيک با ايجاد نافتا يا همان اتحاديه متشکل از اين سه کشور تضمين کرده بود از نظر اقتصادي از طرف همين دوکشور تحت فشار قرار قرار گرفته است . اينکه امروز بجاي گروه هفت و يا هشت آمريکا حاضر شده است کنفرانس گروه 20 را قبول کند نشان از اهميت اين کشورها و نقش آنها در جهان دارد در اين کنفرانس کانادا و مکزيک هم شرکت دارند .

دمکراسي آمريکايي بر اساس قداست مالکيت خصوصي انحصارات سرمايه داري استوار است که ابعاد آن باز بودن دست يک اقليت ده درصدي که شامل تکنوکراتها و بوروکراتها بعنوان مديران اجرايي و سرمايه داران بزرگ ميشود تنظيم شده است تصميمات اين گره ده درصدي توسط سيستم پليسي نظامي بوروکرات با ارتش چند مليوني و سازمانهاي اطلاعاتي و منسجم با بودجه بالاي 900 ميليارددلاري اجرايي ميشود.

در بخشهاي زير خواهيم ديد که تضادهاي رشد يابنده بين گروهاي جغرافياي اقتصادي تا چه اندازه رشد يابنده هستند و چه نقشي در آينده ايفا خواهند کرد.

اتحاديه اروپا و نقش آن در جهان:

اتحاديه اروپا با همکاري تروئيکاي خود آلمان بزرگترين قدرت اقتصادي ، فرانسه بزرگترين قدرت اتمي و انگلستان بزرگترين قدرت نظامي 27 کشور اروپاي شرقي و غربي را گرد يک پرچم بنام اتحاديه اروپا با تضادهاي فراوان متشکل کرده و يورو را نيز مدتهاست که بعنوان ارز رقابتي و معتبر وارد بازار جهاني کرده است . اروپا در مجموع دومين قدرت اقتصادي و ، نظامي و جغرافيايي اقتصادي جهان را بخود اختصاص داده است . اتحاديه اروپا بيش از 20% درآمد ناخالص جهان را دراختيار دار و جمعيت آن که رو به پيرشدن است در حدود 400 مليون نفر است .

در اتحاديه اروپا سياست گزاري توسط تروئيکا اتخاذ شده و کشورهاي ديگر مجبور به اجرايي کردن آنها هستند همين تروئيکا بود که همه اعضاء را مجبور کرد خصوصي سازي را ادامه داده که منجر به اعتصابات و تظاهرات گسترده و ورشکستگي بسياري از شرکتها و دولتها در سراسر اروپا شد . کشورهاي يونان، اسپانيا ، پرتقال ، ايرلند ، ايسلند ، مجارستان، ايتاليا عملا ورشکسته هستند. در ديگر کشورهاي عضو بدهکاري نزديک به آمد ناخالص ساليانه آنها است در مجموع بدهکاري کشورهاي اتحاديه اروپا بين 80% تا 90%در آمد ناخالص آنها ست . وابستگي کشورهاي اروپاي شرقي به اتحاديه اروپا آنقدر شديد است که دولتها و حکومتهاي آنها چاره اي بجز دنباله روي از سياست هاي تروئيکا ندارند همه اعضاء اين اتحاديه در فعاليت هاي بيرون از محدوده اتحاديه اروپا از جمله جنگ شرکت فعال دارند. اين سياست باعث شده است که مردم در مقابل حکومتهاي خود بايستند و دست به اعتصاب و اعتراض بزنند .

اتحاديه اروپا از کشورهاي پادشاهي با پرچم هاي صليبي همانند انگلستان ، سوئد، دانمارک، نروژ تا اسپانيا که از قرون وسطي بجا ماند ه اند تشکيل شده است. طي سالهاي اخير بسياري از روشنفکران غربي سيستم هاي پادشاهي را زير سئوال برده و خواهان بر چيده شدن آنها هستند . اتحاديه اروپا 20% در آمد ناخالص جهان را بخود اختصاص داده است سهم آلمان 4.3 % ، و سهم انگلستان و فرانسه هر کدام 3.2 % است.

اتحاديه اروپا دومين قدرت نظامي جهان بعداز آمريکاست و بودجه نظامي آن بيش از 293 ميليارددلار در سال است اين نيروي نظامي در چهار چوب پيمان نظامي ناتو فعال بوده و در مواردي تصميمات مستقلي اتخاذ ميکند که يکي از آنها در هم شکستن قدرت نظامي يوگسلاوي سابق براي مهار اسلاو ها و تضعيف موقعيت روسيه در اروپا بود و يا شرکت فعال در جنگ اخير ليبي است .

متخصصين اقتصادي ، نظامي و استراتژيستهاي اروپايي معتقدند که اشغال ليبي و مناطق نفتي آن براي تضمين پشتوانه يورو ضروري بود در واقع تاييد ميکنند که ذخاير نفتي ليبي متعلق به اروپا وذخايرنفتي نفت عراق به آمريکا تعلق دارد .

سيستم اقتصادي اروپا ناموزون بوده و هنوز ثبات لازم را ندارد با رشد ديگر مناطق جغرافيايي اقتصادي اين ناموزوني شدت بيشتري خواهد گرفت . اروپا همچنان با آمريکا و ژاپن در آينده همکاري تنگاتنگي خواهد داشت کوشش اروپا تضمين همکاري با روسيه بهر قيمت است تمامي کشورهاي اروپايي با شتاب باور نکردني در فعاليت هاي اقتصادي روسيه شرکت دارند . آلمان به تنهايي بزرگترين شريک تجاري ، صنعتي و سرمايه گزاري در روسيه است .

دمکراسي اروپايي بر اساس حکومت رفاه در دوران جنگ سردشکل گرفت در آن دوره قشر متوسط جوامع اروپايي بشدت تقويت شدند و مزايايي به آنها تعلق گرفت که اروپاي غربي تحمل ادامه آنرا با توجه به بافت اقتصادي و سياسي نداشت در نتيجه مجبور شد هزينه اين برنامه را با کاهش بودجه نظامي جبران کند و بيشتر به قدرت نظامي آمريکا تکيه کند.

با پاشيدگي شوروي بسرعت کشورهاي اروپايي در سياستهاي رفاهي تجديد نظر کردند و با خصوصي سازي اقتصاد خود از امکانات رفاهي و اجتماعي کاستند در عوض بودجه نظامي افزايش يافت و بدهکاري در بالاترين سطح خودش قرار گرفت .

سيستم اقتصادي اروپا بر اساس سرمايه داري خصوصي غالب و سرمايه مختلط خصوصي دولتي شکل گرفته تا بزعم سياست گزاران به ضرورتهاي جوامع اروپايي پاسخ دهد براي اجرايي کردن اين سياست اتحاديه اروپا نيروي نظامي خود را به شيوه آمريکا به آخرين تجهيزات نظامي ، الکترونيکي با ماهواره هاي متعدد و سيستم اطلاعاتي فشرده مسلح کرده است . سيستم دمکراسي اروپايي سيستم پليسي نظامي بوروراتيک با کنترل کامل مردم از طريق لگال سيستم (حکومت قانون) است .

چالش هاي متقابل عوامل اقتصادي و استراتژيکي اتحاديه اروپا و آمريکا :

اتحاديه اروپا همانطور که جنگ يوگسلاوي و ليبي نشان داد خواهان تغيير سياست گزاري ناتو است که آمريکا آنرا کنترل ميکرد .
روابط اقتصادي با روسيه و چين براي اروپا جنبه استراتژيکي داشته در حاليکه براي آمريکا اين دو کشور رقيب سرسخت معني ميشوند اروپا بزرگترين شريک تجاري روسيه و چين است.
اتحاديه اروپا خواهان شرکت در جنگي است که پيروزي در آن حتمي و ممکن باشد و همانند ليبي کم خطر و آسان تر قابل اجرا باشد ضمن آنکه مهار چين و روسيه را مد نظر داشته باشد .
اتحاديه اروپا بحران در خاورميانه و شمال آفريقا را بيشتر مسئله اروپا ميداند نه آمريکا . سياست هاي آمريکا در حمايت از گرو هاي غير قابل کنترل در خاورميانه نشان ميدهد که آمريکا تمايلي به ثبات اقتصادي و سياسي اروپا ندارد.
در ساختار اقتصادي اتحاديه اروپا دولتي کردن صنايع ، شرکتهاي خصوصي و بانکها امکان پذير و قابل اجراست در حاليکه براي آمريکا غير قابل تصور و سوسياليسم تلقي ميشود.
همکاري تنگاتنگ آلمان با ايران در زمينه هاي مختلف از جمله امنيتي بر آمريکا پوشيده نيست تقويت نيروهاي مذهبي مخالف ايران نشانه تضاد بزرگي است که بين اتحاديه اروپا و آمريکا وجود دارد.

روسيه و نقش آن در جهان :

قدرتهاي بزرگ روسيه را بعنوان يک قطب جغرافيايي اقتصادي مهم و تاثيرگزار در اين قرن برسميت مي شناسند . روسيه با سرزميني بزرگ و آب فراوان و منابع معدني که غربيها آنرا نا محدود مي پندارند بيکي از طرف هاي اصلي معامله در جهان تبديل شده است .

روسيه با انقلاب اکتبردر سال 1917 ساختار جهان را تغيير داد و تمامي کشورهاي سرمايه داري انحصاري و سيستم هاي پوسيده فئودالي را زير سئوال برد و با برسميت شناختن حق و حقوق ملتها و استقلال آنها و پيشرفت بي سابقه اقتصادي و زير بنايي با وجود دوجنگ جهاني که مرکز ثقل آن در روسيه قرار داشت سهمي بزرگي در سرنوشت بشريت ايفا کرد.

روسيه از سالهاي 1955 بيش از سي سال در کنترل يک قشر تکنوکرات و بوروکرات گرفتار آمد که هيچ برنامه اي بر اي پيشرفت و رفاه عمومي نداشت در حاليکه تمامي شرايط لازم براي تبديل روسيه بيک جامعه مدرن و مرفه فراهم بود .

روسيه در اواخر سالهاي 1980 تا پاشيدگي کامل و جنگ داخلي پيش رفته بود تنها تجارب تاريخي گذشته بود که مردم موفق شدند تا ازاين فاجعه بزرگ جلوگيري کنند و کشور را در مسير درست هدايت کنند زحمتکشان روسيه حزب را که نتوانسته بود به خواسته هايشان جامعه عمل بپوشاند بقول زيگانوف بسختي تنبيه کردند.

در آمد ناخالص روسيه به بيش از 3500 ميليارددلار رسيده است که معادل 3.2 % در آمد ناخالص جهان است تغييرات بنيادين دراين کشور مخصوصا زير بناي اقتصادي در همه جا مشهود است انتظار ميرود طي پنج سال آينده اين سهم به 8% برسد که جهش بزرگي به پيش خواهد بود.

روسيه زمان يلسين با کاهش 40% توليدات داخلي مواجه شد که بمراتب بزرگتر از بحران اقتصادي آمريکا در سالهاي 1930 بود بيکاري در اين دوره به بيش از 15% رسيد کمبود مواد غذايي ، پايين بودن توليدات کشاورزي ، هرج و مرج در تمامي تشکيلاتهاي کشور و بي ارزش شدن روبل واحد پولي روسيه فشار کمر شکني بمردم زحمتکش کشور وارد آورده بود

در همين دوره بانک جهاني روسيه را زير قرض طاقت فرسا برده بود راه حل را خصوصي سازي بقيه اموال دولتي ميدانست تا تزهاي فوکوياما و هانتينگتون به اجرا در آيند که مدعي پايان تاريخ بودند و سيستم اقتصاد آزاد آمريکا را فنا ناپذير وتنها آلترناتيو جا ميزدند. روسيه چهره خودرا از دست داده بود کشوري متلاشي درب و داغان بي برنامه و تحقير شده

در اين شرايط مردم وارد صحنه شدند ابتکار عمل را بدست گرفتند و تمامي اموال دولتي را از سرمايه داران پس گرفته و مافياي اقتصادي طرفدار غرب را خلع سلاح کردند. در شرايطي که مردم گرسنه بودند و آب و برق نداشتند مافياي روسي ميلياردها دلار از کشور خارج ميکرد.

دولت ساختار سياسي کشور و چگونگي پيشرفت اقتصادي را با برنامه ريزي آغاز کرد الويت ها مشخص شد و اوليگارشها که منابع نفت و گاز و طلا را در کنترل خود داشتند فراري شده و اموالشان ضبط شد .

دفاع از استقلال ، باز سازي زير بناي اقتصادي ، مدرن کردن صنايع کشور و صادرات نفت و گاز آغاز شد و کشور بتدريج در مسير پيشرفت قرار گرفت و تا حدودي ثبات سياسي و اقتصادي به کشور باز گشت و راه نفوذ سرمايه داران انحصاري مسدود شد.

روسيه همکاري خودرا باچين و اتحاديه اروپا گسترش داد وبا حمايت از يورو زمينه همکاري همه جانبه را فراهم کرد و عملا جلو تجاوز افسار گسيخته انحصارات سرمايه داري را در روسيه سدکرد. .

روسها هنوز از ثبات اقتصادي و امنيت ملي پايدار بر خوردار نيستند روسيه کشور بزرگيست و دفاع از آن با جمعيت کم و مرزهاي خالي از جمعيت کار بسيار دشواري است در نتيجه روسيه ترجيح داد با همسايگان مدارا کند و با همکاري آنها امنيت ملي خود راتضمين کند . يکي از دلايل همکاري روسيه با اروپاي غربي در زمينه نفت و گاز شريک کردن آنها در منافع و سرمايه گزاري مشترک همين عامل استراتژيکي است .

روسيه از منابع وسيع نفت و گاز و انرژي بر خورداراست که موقيعت اين کشور را در رابطه با قدرتهاي جهاني مستحکم تر ميکند مضافا به اينکه روسيه سومين قدرت نظامي جهان است و ميتواند در مقابل تهديدات از خود دفاع کند . موضع روسيه در اين کنفرانس با چين و کشورهاي برزيل ، هندوستان و آفريقاي جنوبي هم آهنگ شده است .

دمکراسي روسيه از نوع سرمايه داري دولتي با موقعيت غالب و سرمايه داري خصوص دولتي و خصوصي شکل گرفته است که توسط تکنوکراتها و بوروکراتها و با همکاري نيروي نظامي پيش ميرود روسيه داراي دمکراسي سيال است که نوسان شديدي دارد ولي از نوع پليسي نظامي نيست ميشود گفت که روسيه از دمکراسي ملي بر خوردار است .

چين و نقش آن در جهان :

نقش چين در جهان بر کسي پوشيده نيست کشوري با جمعيت 1.3 ميلياردنفري داراي ذخاير عظيم ارزي و طلا ، بدون بدهکاري به کشورهاي ديگر، تامين امنيت ارزي بسياري از کشورها با خريد اوراق بها دار دولتي از جمله به آمريکا که ده درصد بدهکاري اين کشور به چين است . همين چند روز پيش در رسانه ها مطرح شد که چين بيش از هزار ميليارددلار اوراق بها دار دولتهاي اروپايي را خواهد خريد تا يورو و اتحاديه اروپا از ثبات لازم برخوردار شده و قدرت رقابت خودرا در برابر ارزهاي ديگر جهاني از جمله دلار از دست ندهد.

چين به بزرگترين توليد کننده کالاهاي صنعتي در جهان تبديل شده تا جايي که با کارگاه توليدي جهان معروف است چين 12% در آمد ناخالص جهان را بخود اختصاص داده است که منابع غربي اين مقدار را بيش از 12% ارزيابي ميکنند .

چين تنها کشور جهان است که از سال 1949 تا به امروز رشد صعودي اقتصادي داشته و در شرايط حاضر رشد ساليانه اين کشور به11% ميرسد در آمد صادرات و واردات چين برقم بسيار بزرگي ميرسد که مابه التفاوت آن بيش از 300 ميليارددلار است .

چين از طريق پيمان شانگهاي امنيت شمال کشوررا تضمين کرده و انرژي مورد نياز کشور را از طريق کشورهاي شمال از جمله روسيه تامين ميکند چين تمامي هزينه هاي اين سرمايه گزاري را بابهره کم پيش پرداخت ميکند و در ساختمان زير بنايي اين کشورها نقش تعيين کنند ه اي دارد .

برخلاف کشورهاي اروپايي ، آمريکا ، کانادا ، استراليا و روسيه دوسوم خاک چين بعلت کوه هاي بلند و صحرا هاي شني قابل سکونت نيست و اکثر جمعيت چين در حاشيه اقيانوس و درياي چين ساکنند . چين از منابع آب شيرين فراوان، خاک خوب ، جنگلهاي انبوه ، باران فراوان ، رودخانه هاي با شيب کم و زمين مسطح کشورهاي نامبرده که خود ثروت عظيمي است بر خوردار نيست هزينه سدهاي ساخته شده در چين غير قابل تصور است فقط يک سد بيش از هفتاد ميليارددلار هزينه بر داشته است..

چين با برنامه ريزي اقتصادي چندين ساله که از همان 1949 شروع شده اولويت هاي اقتصادي کشور را پيش ميبرد . بر طبق ادعاي مقامات اين کشور چين قصد نداشته و ندارد در هيچ زمينه اي با ديگر کشورها رقابت کند ولي همکاري همه جانبه را ميپذيرد .

سياست خارجي چين بر اساس عدم دخالت در امور داخلي ديگر کشورها ، همزيستي مسالت آميز ، همکاري دوجنابه و چند جانبه با ديگر کشورها ، حسن همجواري ، عدم استفاده از نيروي نظامي براي تحميل نظرات و منافع خود . عدم استفاده از بمب اتمي در صورت جنگ بر عليه کشورهايي که داراي بمب اتمي نيستند ، عدم شرکت در پيمانهاي نظامي و همکاري همه جانبه اقتصادي با همه کشورها براساس منافع مشرک.

گروه هفت سالها چين را بعنوان شريک تجاري برسميت نمي شناخت و از دعوت اين کشور براي شرکت در گروه هفت در ابتدا و سپس گروه هشت خودداري ميکرد در عين حال که از بازار چين و وامهاي چين بصورت گسترده استفاده ميکرد . با آغاز بحران اقتصادي که چهره خود را در سال 2008 نشان داد وضعيت تغيير کرد و گرايش کشورهاي مختلف براي همکاري باچين مخصوصا کشورهاي جنوب شرقي آسيا منهاي ژاپن افزايش يافت .

ايجاد پيمان همکاري شانگهاي و قوام و دوام آن و همکاري کشورهاي چين، روسيه ، برزيل ، هند و آفريقاي جنوبي در همه امور و نيازي که گروه هفت با بازار چين و ذخيره ارزي اين کشور داشت چين به اين گروه دعوت شد که نقش بسيار فعال و تعيين کنند ه اي در کنفرانسهاي بين المللي بازي ميکند .

چين خواهان يک ارز معتبر بين المللي در جهان ضمن کنترل دائمي و کامل آن از طرف کارشناسان کشورهاي مختلف است . چين خواهان کنترل چاپ اسکناس دلار و بدهکاري آمريکا از طريق منابع مورد تاييد تشکيلاتهاي مالي جهاني است ضمن آنکه خواهان نظارت و کنترل کامل بانک ها و بورس وال استريت در آمريکاست .

دمکراسي چيني با اقتصاد دولتي در حاکميت ، اقتصاد دولتي خصوصي و خصوصي دمکراسي توده اي است که منافع اکثريت که در چين کارگران و کشاورزان هستند را تضمين ميکند توسط حزب کمونيست چين هدايت ميشود و با باز دهي که تا کنون داشته نشان داده است که دمکراسي توده اي بدون يک ارتش بسيار قوي و بودجه خور و بدون يک سازمان مخوف پليسي نظامي و بدون انگلهاي بوروکرات در حاکميت ميتواند منافع اکثريت را تضمن و تامين کند.

ژاپن و نقش آن در جهان :

ژاپن کشور صنعتي است که 6.6 % در آمد ناخالص جهان را بخود اختصاص داده است اين کشور بعد از جنگ جهاني دوم که توسط بمباران اتمي آمريکا تسليم شد تا به امروز سواي توليدات صنعتي و صدور آن به جهان بيشتر به آمريکا و شرکت در پيمان نظامي ناتو در جنوب شرقي آسيا جايگاه تعيين کننده اي ندارد. اگر چه ژاپن کشور صادر کننده کالاست ولي وارد کننده خوبي براي مشتريان نيست و با سونامي و زلزله اخير در اين کشور با آسيب زيادي که ديده به احتمال زياد تا سالهاي آينده نقش چنداني بعهده نخواهد گرفت باز سازي مناطق آسيب ديده و هزينه خسارات وارده و تامين منابع مالي براي زير ساختهاي خرابيها حداقل به ده سال نياز دارد .

پس از اين فاجعه که بخشا اتمي هم بود ژاپن کمتر علاقه به درگيري در منطقه و جهان نشان ميدهد در حاليکه تا قبل از زلزله بشدت موافق حمله نظامي به کره شمالي بود. ژاپن عليرغم تلاش چين و کشورهاي جنوب شرق آسيا جهت شرکت در همکاري منطقه اي رغبتي از خود نشان نميدهد و بيشتر با آمريکا و اروپا همکاري ميکند. دمکراسي ژاپن سيستم سرمايه داري خصوصي با حاکميت مونارشي است که سيستم اجرايي آن نظامي پليسي بوروکراتيک و حاکميت يک اقليت سرمايه دارثروتمند است .

کنفرانس کان که بيشتر جنبه سمبليک دارد نميتواند مسائل جهاني را با يک قطعنامه حل و فصل کند کشورهاي مختلف بعلت ناموزوني پيشرفتهاي اقتصادي ، زير بنايي ، بنا به ماهيت فرهنگي و سنتي ، شرايط جغرافيايي که در آن قرار دارند نميتوانند از يک الگو بعنوان مدل اقتصادي استفاده کنند ولي ميتوانند از تجارب همديگر استفاده کرده وبر روي دست آوردهاي بشريت صحه بگزارند.

تغييرات عمده با فشار از پايين توسط توده هاي زحمتکش در جهان شروع شده ما سيستم هاي مختلف سرمايه داري دولتي و خصوصي را که با شکست مواجه شده اند تجربه کرديم سرمايه داري انحصارات امپرياليستي بشدت مورد حمله قرار دارند حتي طرفداران سابق اين سيستم غير انساني وويرانگر و متجاوز آنرا محکوم و نکوهش ميکنند. بازار آزاد ، رقابت آزاد وتجارت آزاد که موجب ويراني ، گرسنگي ، بيکاري و بي خانماني مليون ها نفر در جهان شده است پاسخگوي نيازها ي مردم دنيا نيست شکي نيست که زحمتکشان جهان در انتظار تحول در مسير مالکيت اجتماعي هستند به استقبال اين بينش مدرن و مترقي برويم و بهمه کساني که بما مي پيوندند خوش آمد بگوييم

م.راد (01.112011)




[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration