The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

دستکاري افکار عمومي از طريق سناريوي جنگ عليه ايران

"ب. بي نياز "داريوش

هر از چند گاهي بوق و کرناي «جنگ عليه ايران» در رسانه‌هاي جهاني به صدا در مي‌آيد. سود اصلي اين ترس‌آفريني اساساً به دو گروه رسيده است: حاکمان جمهوري اسلامي و کنسرنهاي توليد اسلحه. «نعمت» جنگ همواره در تاريخ بشري نصيب صاحبان قدرت شده است و خواهد شد.
سناريوي اخير که اساساً از سوي اسرائيل در قالب يک فيلم‌نامه‌ي نوع ارزان هاليوودي ارايه شده است، ظاهراً توانسته است نه تنها رسانه‌هاي جهاني را به خود مشغول سازد بلکه توانسته قلب روشنفکران ايراني را به تپش در آورد. تا کنون مقالاتي که درباره‌ي جنگ عليه ايران جمع‌آوري کرده‌ام، بيش از 2000 صفحه است که روشنفکران ايراني [اپوزيسيون] به نگارش در آورده‌اند، طبعاً با اين ذهنيت که ممکن است «همين فردا به ايران حمله بشود.»
البته بايد گفت که سناريوي اخير با سناريوهاي ديگر از لحاظ کيفي و اهدافي که دنبال مي‌کند اندکي متفاوت است. تفاوت در اين نيست که سناريو واقعي است بلکه اهداف پشت آن متفاوت است. دولت اسرائيل با بوق و کرنا در وسط تل‌آويو اقدامات پيشگيرانه را به اجرا در آورده است و طوري وانمود مي‌کند که گويا واقعاً قصد حمله به ايران را دارد. به اعتقاد من اين فيلم‌نامه به دلايل زير فقط و فقط براي دستکاري افکار عمومي به ويژه افکار عمومي مردم اسرائيل و ايران ساخته و پرداخته شده است.

دولت اسرائيل يک دولت سکولار؟
برخلاف ظاهر سکولار دولت اسرائيل، دولت اسرائيل يک دولت سکولار نيست. فرآيند کسب قدرت نيروهاي راديکال مذهبي در اسرائيل به ده سال گذشته برنمي‌گردد. اگر بخواهيم تاريخ نسبتاً دقيق آن را بگوييم به جنگ شش روزه [جنگ يوم کيپور] در سال 1967 برمي‌گردد. در اين جنگ نوار غزه، بلندي‌هاي جولان، شبه جزيره سينا، غرب اردن و بخش شرقي اروشليم به اشغال نيروهاي نظامي اسرائيل در آمد. از همين تاريخ نيروهاي راديکال يهودي که تا آن زمان سرسختانه با جنبش صهيونيسم مخالفت مي‌کردند تمام نيروهاي خود را به کار گرفتند تا در تار و پود جامعه و به ويژه مديريت کشوري رخنه کنند. سياست آنها بر اين اصل استوار بود: جايگزيني دولت توراتي به جاي دولت يهود. از همين زمان در جامعه سکولار اسرائيل يک شکاف بزرگ بوجود آمد: شکاف بين نيروهاي سکولار و نيروهاي مذهبي راديکال. عملاً تا سال 1975 يعني کمتر از 10 سال اين شکاف و تقسيم‌بندي اسرائيل به دو نيروي سکولار و مذهبي راديکال شکل گرفته بود. شکست صهيونيسم سياسي و سکولار به بهترين شکل در رمان ياکوو شابتاي [Jaakov Shabtai] «گذشته ملموس» (1977) [Past Continuos] بيان شده است. گرشون شيکد (Gershon Shaked) در کتاب «تاريخ ادبيات مدرن عبري» (1993) درباره اين کتاب مي‌نويسد:
«رمان گذشته ملموس با مرگ گلدمن پدر که يکي از پايه‌گذاران جامعه سکولار و جنبش کارگري بوده آغاز مي‌شود و با مرگ پسرش که موجودي بي‌رمق و همواره در سايه پدر زندگي مي‌کرده به پايان مي‌رسد. ... گلدمن جوان نماينده‌ي نسل جديد است که زوال جنبش کارگري و فروپاشي ايده‌آلهاي ارض اسرائيل را در کشور جديد اسرائيل تجربه کرده است. مرگ پدر و پسر پايان يک دوره‌ي تاريخي را علامت‌گذاري مي‌کنند. با خودکشي گلدمن جوان و تسليم روحي – رواني دوستانش، سزار و اسرائيل، شابتاي نشان مي‌دهد که فرزندان پايه‌گذاران اسرائيل در چه وضعيت اسفناک و درمانده‌اي قرار دارند، آنها نه با ايده‌آلهاي پدران خود و نه با واقعيت ماترياليستي نوين کنار مي‌آيند.» (1)
روي هم رفته، چه در ادبيات داستاني و چه شعر عبري ما با اين پديده يعني زوال سکولاريسم دموکراتيک و روشنگر مواجه هستيم. ادبيات به ويژه ادبيات داستاني و شعر هسته و ماهيت محيط زندگي جوامع را به گونه‌اي روشن بازتاب مي‌دهند و در اين جا کشور اسرائيل استثنا نيست.
راديکالهاي مذهبي خشک‌انديش يهودي توانستند – حتا پيش از خشک‌انديشان اسلامي در کشور ايران- تدابيري مانند جدا کردن زن و مرد در اتوبوس‌ها [در اورشليم]، جدا کردن زنان و مردان در سواحل تفريحي، ايجاد مراکز خريد زنانه و صدها اقدام زن‌ستيز ديگر را در کشور سکولار اسرائيل متحقق کنند. البته در آغاز، سکولارها به اين تدابير به ديده‌ي پلوراليسم فرهنگي مي‌نگريستند ولي بعدها متوجه شدند که اين خشک‌انديشان مذهبي اهداف بلندپروازانه‌ي ديگري در سر دارند.
يکي از مطالبات مهم جنبش اخير شهروندان اسرائيلي عليه امتيازات بي‌کران کاست روحانيت يهودي بوده است. ساليانه ميليونها دلار از ماليات مردم خرج پروژ‌ه‌هاي غيردموکراتيک اين قشر مذهبي قدرتمند مي‌شود. اين قشر وسيع نه تنها ماليات نمي‌پردازد، بلکه به طور نسبي بخش بزرگي از ماليات به آن ارزاني مي‌شود. همزمان با جنبش‌هاي مردمي در کشورهاي عربي در کشور اسرائيل نيز جنبش شهروندان عليه بيکاري، گراني و امتيازات کاست روحانيت و مذهبي‌ها آغاز شد. در حال حاضر، دولت اسرائيل هم از داخل و هم از بيرون تحت فشار است. جنبش شهروندان اسرائيلي از يک سو و تغيير و تحولات در کشورهاي عربي از سوي ديگر باعث تزلزل و ناپايداري سياست‌هاي تاکنوني دولت اسرائيل شده است. سناريوي جنگ عليه ايران، در حقيقت سناريويي است که دولت اسرائيل عليه شهروندان اسرائيلي تهيه ديده است. با اين سناريو، نه تنها جنبش نوپاي شهروندان اسرائيلي منزوي مي‌شود بلکه جمهوري اسلامي نيز به خود اجازه مي‌دهد تا به بهانه‌ي خطر جنگ سرکوب شهروندان ايراني را شدت بخشد. در حقيقت ماحصل اين سناريو به نفع دولت اسرائيل و جمهوري اسلامي ايران و به ضرر شهروندان اسرائيلي و ايراني است.
شايد بتوان پرسش را اين گونه طرح کرد: آيا اين سناريو مي‌تواند به واقعيت تبديل شود؟ يا فقط يک سناريو براي دستکاري افکار عمومي به ويژه افکار عمومي مردم اسرائيل و مردم ايران است. من اعتقاد دارم که اين سناريو براي دستکاري افکار عمومي و انحراف مردم اسرائيل و مردم ايران است و بر اين نظر هستم که اين سناريو قابل اجرا نيست. دلايل خود را در 5 شهريور 1389 طي مقاله‌اي تحت عنوان «وضعيت آخر» نوشتم که بخشي از آن در پائين آمده است:

«وضعيت آخر (2)
جنگ: اسرائيل مي‌خواهد ولي نمي‌تواند، آمريکا مي‌تواند ولي نمي‌خواهد
جنگ عليه ايران يا دقيق‌تر گفته شود حمله به پايگاه‌هاي اتمي ايران يکي از موضوعات بسيار داغ ژورناليستي بوده و هنوز نيز هست.
پرسش اول: آيا اسرائيل توانايي حمله به ايران را دارد؟
به لحاظ نظامي ۵۰ هدف در ايران علامت‌گذاري شده‌اند، بخشي از اين اهداف نزديک به شهرها هستند (مانند اصفهان و تهران) و بعضي از آنها مانند نطنز آنچنان در اعماق زمين ساخته‌ شده‌اند که بنا به گفته‌ي کارشناسان نظامي تخريب آنها کار آساني نيست. از بين بردن اين ۵۰ هدف «اتمي» به لحاظ کيفي از زمين تا آسمان با حمله‌ي نسبتاً بدوي اسرائيل عليه تأسيسات اتمي عراق تفاوت دارد. در سال ۱۹۸۱ هواپيماهاي اسرائيل در يک بعد از ظهر توانستند مجتمع اتمي عراق را نابود کنند.
براي آن که اسرائيل بتواند دست به چنين اقدامي بزند بايد حداقل از سه مرحله اساسي عبور کند:
مرحله اول: اسرائيل بايد بتواند تمامي پدافند هوايي ايران را نابود سازد، مرحله‌ي دوم: بايد تمامي نيروي دريايي ايران را در خليج فارس از بين ببرد، زيرا در چنين شرايطي نيروهاي ايراني مي‌توانند در اقدامي تلافي‌جويانه تنگه‌ي هرمز را ببندند و در مرحله‌ي سوم بايد اين ۵۰ هدف را نابود سازند. ولي اين حمله مانند حمله ۱۹۸۱ عليه تأسيسات عراق در يک شب نمي‌تواند صورت بگيرد، زيرا تأسيسات نطنز که غني‌سازي اورانيوم در آنجا صورت مي‌گيرد، با بمب‌هاي اف ۱۵ و اف ۱۶ قابل تخريب نيستند.
مرحله‌ي اول: ورود هواپيماهاي اسرائيل به قلمرو ايران بلافاصله با پدافند ايران مواجه خواهد شد. تنها امکاني که مي‌تواند پدافند هوايي ايران را نابود کند توسط بمب‌افکن‌هاي رادارگريز آمريکا مي‌تواند صورت بگيرد. زيرا اين هواپيماها توسط رادارها ديده نمي‌شوند. اسرائيل از چنين هواپيماهايي برخوردار نيست. براي از بين بردن تأسيسات زيرزميني نطنز تنها مي‌توان از بمب‌افکن‌هاي نوع ب 52 استفاده کرد. باز هم اسرائيل فاقد چنين هواپيماهايي است.
مرحله‌ي دوم: براي جلوگيري از اقدامات تلافي‌جويانه ايران در خليج‌فارس مي‌بايستي کشتي‌هاي جنگي توسط ناوگانهاي هواپيمابر بدرقه و حمايت شوند. اسرائيل از چنين ناوگان‌هاي هواپيمابري برخوردار نيست: صفر.
بنابراين اسرائيل فاقد تجيهزات لازم براي عبور از مرحله‌ي اول و دوم است و به همين دليل مرحله‌ي سومي هم در کار نخواهد بود. تازه اگر اسرائيل چنين تجيهزاتي مي‌داشت، اين حملات طي يک يا دو روز به پايان نمي‌رسيد.
واقعاً اسرائيلي‌ها چه مي‌توانند بکنند؟ نيروي هوايي اسرائيل بيشتر از آلمان و فرانسه جت‌هاي جنگنده دارد. اکثر اين هواپيماهاي جنگي يا اف-۱۵ يا اف-۱۶ هستند. اين دو هواپيماي جنگي براي جنگ‌هاي با فاصله‌ي زياد به درد نمي‌خورند. فاصله‌ي ايران تا اسرائيل نزديک ۱۵۰۰ کيلومتر است. براي اين که اين هواپيماها به ايران برسند، بايد در وسط راه بنزين‌گيري کنند. ولي ارتش اسرائيل فقط ۹ هواپيما (تانک بنزين هوايي) از اين دست دارد. اين ۹ تانک بنزين هوايي براي يک جنگ چند روزه اساساً کافي نيستند. به سخن ديگر، اسرائيل توانايي نظامي يک جنگ استراتژيک عليه ايران را ندارد. ابزار نظامي اسرائيل براي يک جنگ يا حمله‌ي استراتژيک عليه ايران نه تنها کافي نيست، بلکه بدوي است. به طور کلي بايد گفت که ارتش اسرائيل به دلايل کوچکي کشور و کمبود سرباز اجباراً به يک ارتش دفاعي با تجيهزات دفاعي و تاکتيکي آرايش داده شده است.
تنها کشوري که از امکانات نظامي جنگ عليه ايران برخوردار است، ايالات متحد آمريکاست. ولي آمريکا مي‌داند که جنگ عليه ايران هزاران بار دشوارتر از جنگ عليه عراق و افغانستان است. به همين دليل حتا جورج دبليو بوش نيز در اوج کشمکش‌هايش با ايران و نزديکي‌اش با اسرائيل حاضر نشد که به اسرائيل بمب‌افکن‌هاي «سنگين‌وزن» بفروشد. آمريکا در حال حاضر در دو جنگ گرفتار است و تلاش مي‌کند که تلفات اقتصادي و نظامي‌اش را به حداقل برساند. آمريکا برخلاف اسرائيل مجبور است در مقياس بين‌المللي بينديشد و سياست‌هايش را بسيار وسيع‌تر و دورانديشانه محاسبه کند. اسرائيل دچار تنگ‌نظري منطقه‌اي و ملي خودش است. سياست منطقه‌اي اسرائيل و سياست جهاني آمريکا آن نقطه‌اي است که منافع اين دو کشور را از هم جدا مي‌کند.
شکي نيست که اگر ايران داراي بمب ‌اتمي بشود، وضعيت منطقه نيز تغيير خواهد کرد. از سوي ديگر جنگ عليه ايران براي جلوگيري از توليد بمب اتمي در حال حاضر براي آمريکا غيرقابل تصور است و آمريکا حاضر نيست که جنگي را شروع کند که پايانش نامعلوم است. يکي از راههايي که در مقابل آمريکا مي‌ماند مجهز کردن کشورهاي عربي دوست به سلاح‌هاي اتمي است. يعني بازگشت به سياست ايجاد ترس براي استفاده نکردن از بمب اتمي (تز جنگ سرد). طبعاً اين سياست با مخالفت شديد اسرائيل مواجه خواهد شد. مي‌توان گفت که امکان تحقق اين سياست بسيار کم است. راه حل ديگر، نسخه‌ي آخر زماني است. اسرائيل حدود ۲۰۰ بمب اتمي دارد. يعني با بخشي از آن ايران را نابود سازد و بخش ديگر را براي ترساندن ديگران نگه دارد. ولي اين نسخه هم بسيار نامحتمل است. راه حل سوم که امروز نيز عملي شده است، تحريم‌هاي شديد اقتصادي عليه ايران است....»

ارزيابي
به اعتقاد من، ما ايرانيان از يک بيماري مزمن به نام «جّو گرفتگي» [به اصطلاح «دهن بين» هستيم!] در رنج هستيم. به قول بچه‌هاي کوچه، «آدم را سگ بگيره ولي جّو نگيره!» ظاهراً هيچ کس ميل ندارد که ارزيابي خود را بر اطلاعات واقعي استوار سازد. مثلاً تا رسانه‌اي مانند بي بي سي شکر مي‌خورد، همه جّوگير مي‌شوند، يا تا فلان وزير يا رئيس جمهور حرفي مي‌زند، بدون داده‌ها، اطلاعات و فاکت‌هاي قابل اتکا نظريه‌پردازي مي‌شود. مثلاً هيچ کس از خود نمي‌پرسد که: خب فرض کنيم اسرائيل بخواهد به ايران حمله کند، راستي مي‌تواند؟ يا به راستي تکليف کشورهايي مانند چين و روسيه چه مي‌شود؟ آيا اين دو کشور چراغ سبز براي جنگ نشان داده‌اند؟ ظاهراً در ميان خيلي راحت‌تر است يک قطار اسم زير يک اعلاميه بياوريم تا خود را در برابر چنين پرسش‌هايي قرار دهيم!

1- Gershon Shaked, Geschichte der modernen hebräischen Literatur – page 327

2- وضعيت آخر، اخبار روز، 4 شهريور 1389
www.akhbar-rooz.com


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration