The Union Of People's Fedaian Of Iran
اخبار    سرسخن    مقالات سیاسی    اعلامیه ها    ديدگاه ها    کارگری    زنان    دانشجویی    مسئله ملی    اجتماعی    رويدادهای بين المللی    برای جهانی دیگروسوسياليسم    حقوق بشر    گفتارهای رادیویی    یادها    در راه کنگره    اعلان ها    موضوعی    گفتگو      
صفحه اول معرفي و تاريخچه  |   اسناد سازمان  |   آرشيو  |   پيوندهاي ديگر  |   آدرس هاي ما  |   آرشيو مقالات

«جنبش خشمگينان»

آرش برومند


روز شنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۱۱ بدون شک در دفتر تاريخ بشري بعنوان روزي مهم ثبت خواهد شد. در اين روز در حداقل ۹۰۰ شهر ۵ قاره جهان بطور همزمان تظاهرات و راهپيمايي هاي گسترده اي عليه سيستم جهاني بانکي و مالي صورت گرفت. تعداد شرکت کنندگان در اين اعتراضات در ايتاليا و اسپانيا سر به صدها هزار نفر و در شهرهاي آلمان و فرانسه به صدها و هزاران نفر زد.
شايد بتوان اين جنبش سراسري جهاني را تحول منطقي آن جنبش اعتراضي عليه جهاني شدن نوع سرمايه داري نوليبرال دانست که در سال ۱۹۹۹ در شهر سياتل آمريکا افروخته شد و گاه و بيگاه در اين يا آن نقطه جهان بويژه در کشورهاي پيشرفته سرمايه داري زبانه کشيده است. برخلاف اميد نخبگان اقتصادي و سياسي کشورهاي پيشرفته سرمايه داري و موسسه هاي مالي شان که بر جهان حکومت مي کنند، اين جنبش نه تنها روبه خاموشي نرفته، بلکه طي دهه گذشته پردامنه تر شده است. بويژه در سال جاري ميلادي شاهد موج جديدي از اين حرکت اجتماعي هستيم. حرکتي که از ۱۵ ماه مه سال ۲۰۱۱ در اسپانيا تحت عنوان «جنبش خشمگينان» (Indignados) بخاطر فقدان دورنماي زندگي و بر ضد سيستم بانکي و فساد مالي آغاز شد و تا به امروز ادامه يافته، دامنه آن زير نام «اشغال وال استريت» به ايالات متحد آمريکا رسيد و بر اثر پژواک گسترده رسانه اي در نهايت به حرکت ۱۵ اکتبر انجاميد.
اين جنبش نيز مانند ساير حرکت هاي اجتماعي داراي ريشه هاي عيني و ذهني است.

ريشه هاي عيني اين جنبش را در وضعيت ناهنجار اقتصاد بين المللي مي توان جستجو کرد. برخلاف وعده هاي مجريان سياست هاي اقتصادي نوليبرالي حاکم بر جهان، پس از فروپاشي اردوگاه «سوسياليستي»، تاريخ به پايان نرسيده و مشکلات جامعه جهاني با نسخه هاي نوليبرالي حل نشده است. طي ۲ دهه گذشته جامعه جهاني شاهد ورشکستگي يکي پس از ديگري اقتصادهايي بوده که بعنوان نمونه موفق و بهشت موعود اقتصاد نوليبرالي جلوي ديدگاه بشريت قرار داده شده بود. سرمايه هاي آزاد شده از هر قيد و بندي نه تنها موفق به تنظيم خودگردان بازارهاي ملي و بين المللي نشده اند، بلکه بطور لگام گسيخته اقتصادهاي ملي و منطقه اي را در ورطه بحران هاي عميق گرفتار کرده و گاه تا مرز ورشکستگي پيش برده اند. تصوير زمين خوردن ببرهاي آسيايي، بحران عميق مالي در کشورهاي اروپاي شرقي، ورشکستگي دولتهايي نظير آرژانتين، فنلاند، يونان (و بزودي شايد پرتقال، ايتاليا، اسپانيا و ايرلند) در ذهن جامعه جهاني زنده است. طبق آمارهاي رسمي موجود ميزان نابرابري اقتصادي و اجتماعي نه تنها در «جهان سوم» بلکه در کشورهاي پيشرفته صنعتي و فراصنعتي افزايش يافته است. ۴۵% جوانان در اسپانيا و ۱۰% انگليسي ها بيکارند. جالب توجه اين است که بخش مهمي از بيکاران را نسل جوان آموزش ديده بي دورنما تشکيل مي دهد. سازمان بين المللي کار در گزارش «جهان کار در سال ۲۰۱۱» هشدار مي دهد که جهان در آستانه يک رکود تازه و ژرف در زمينه اشتغال قرار دارد. طبق برآوردهاي موسسه پژوهش هاي اقتصادي در برلين حدود ٣۶% ثروت اقتصادي در آلمان به ۱% جمعيت تعلق دارد. اين تناسب در ايالات متحد آمريکا از اين نيز ناهنجارتر است. کار بجايي رسيده که حقوق و دستمزد شاغلان تمام وقت کفاف خرج زندگي آنان و خانواده شان را حتي تا نيمه ماه نمي دهد. يکي از شرکت کنندگان در جنبش خشمگينان اسپانيا مي گويد: «بعنوان تعميرکار ماشين حتي نمي توانم کرايه خانه ام را بپردازم». اين فرد در سن ۶۰ سالگي روز ۲۰ ژوئن ۲۰۱۱ براي پيوستن به جنبش خشمگينان از شهر والنسيا با پاي پياده به سمت مادريد راه افتاد، از آنجا به بارسلون و سپس پاريس رفته و در حال حاضر به بلژيک رسيده است تا صداي اعتراض خود را به گوش ديگران برساند.

ريشه هاي ذهني اين جنبش را در گسترش اين آگاهي مبتني بر تجربه بايد جستجو کرد که نخبگان سياسي و اقتصادي بجاي درمان دردها، يا بدنبال داروي آرامبخش و يا عوامفريبي اند. در حاليکه بخاطر اندکي افزايش بودجه هاي عمومي آموزشي و بهداشتي هفته ها و ماه ها در اين يا آن کميسيون پارلمان ها و دولت ها بحث و جدل صورت مي گيرد، براي نجات بانک ها و بيمه ها که «ورشکستگان به تقصير»اند در عرض چند روز ميلياردها دلار از کيسه عمومي حاتم بخشي مي شود. سودهاي کنسرن ها خصوصي سازي شده و زيان ها و ضررهاي شان دولتي و عمومي مي شود. رسوخ آگاهي نسبت به اين وضع در خودآگاه اجتماعي، آسيب ديدگان اين سياست ها را در کنار روشنفکراني قرار داده است که ساليان متمادي است انتقاد مي کنند، هشدار مي دهند و راه حل عرضه مي کنند.
شکل گيري حرکتي جهاني نشان مي دهد که اندک اندک اين آگاهي بر ذهن ها چيره مي شود که مشکل بين المللي است و به ناگزير راه حل آن نيز بين المللي. از اين زاويه ديد، حرکت ۱۵ اکتبر اهميتي ويژه مي يابد که در پرتوي آن نکته هاي انديشه برانگيز زير خودنمايي مي کنند:

۱) اين جنبش قشرها و طبقه هاي وسيع اجتماعي اعم از روشنفکران (مانند استادان دانشگاه، کارشناسان اقتصادي، دانشجويان و معلمان) تا کارگران و کشاورزان و بخش هايي از سرمايه هاي کوچک و متوسط را دربرمي گيرد و از اين لحاظ با جنبش هاي اجتماعي مشابه در دهه هاي گذشته تفاوت دارد.
۲) اين جنبش برخلاف نامش تنها واکنش کور «خشمگينان» در برابر وضعيت اقتصادي حاکم بر دنيا نيست. هر چند اين حرکت بنابه طبيعتش بعنوان جنبشي اجتماعي از يک کارپايه و برنامه واحدي برخوردار نيست، اما در اصل متحد کننده و سازمان دهنده مردم در کشورهاي مختلف پيرامون شعارها و پيشنهادهاي مشخص براي لگام زدن به سيستم افسار گسيخته مالي نوليبرالي و گسترش دمکراسي است.
٣) اين جنبش براي سازماندهي خود بطور عمده از اينترنت يعني همان ابزاري استفاده مي کند که سرمايه براي حرکت برق آساي خود در سراسر جهان از آن سود مي جويد. شايد بتوان اهميت اين فن آوري را با اهميت اختراع چاپ مقايسه کرد. همانگونه که اختراع دستگاه چاپ خواندن و نوشتن را از انحصار راهبان و کشيشان در دوران قرون وسطي خارج کرد و نقش مهمي در گسترش انديشه در ميان توده هاي وسيع مردم بازي کرد، اينترنت نيز در عصر رسانه هاي گروهي، به انحصار محافل قدرتمند سياسي و اقتصادي بر اين رسانه ها براي تلقين ايدئولوژي خود به مردم جهان پايان بخشيده است. سازماندهي حرکت هاي همزمان اعتراضي در صدها کشور جهان در زماني واحد نشانگر اين واقعيت است که همپاي جهاني شدن بي سابقه سرمايه، مبارزه جهاني عليه آن نيز کيفيت جديدي يافته است.
۴) اين حرکت بدليل خواسته هاي دمکراسي طلبانه، عدالت جويانه و جهت گيري اش عليه سيستم سرمايه داري داراي مميزه هاي يک جنبش چپ است، اما با اين حال با چپ سنتي در يک مقوله نمي گنجد. اين حرکت برخلاف چپ سنتي که زير آوار افکار دگم گير کرده و کليشه وار تئوري هايي را که با واقعيت زندگي همخواني ندارند تکرار مي کند، در جستجوي راه هاي واقعي و عملي براي دگرگوني نظام مالي حاکم است. اين حرکت با آن قسمت از نيروهاي چپ نيز داراي مرزبندي است که با شرکت در قدرت به بخشي از دستگاه دولتي تبديل شده و يا در آن حل شده اند و به بهانه «عقلانيت دولتمداري» از برنامه هاي خود عدول کرده اند.
۵) حرکت جهاني «خشمگينان» و «اشغالگران وال استريت» با اتکا به «عقلانيت اجتماع گرا» در جستجوي پايان بخشيدن به وضعيتي است که جهان را بطور فزاينده اي به ورطه بي ثباتي مي کشاند. ازينرو اگر دوربيني و بصيرت در محافل صاحب قدرت بين المللي وجود داشته باشد، بايد اين حرکت را بمثابه زنگ خطري جدي درک کنند و بجاي وصله و پينه کردن ايدئولوژي مندرس نوليبرالي، درصدد جايگزيني آن برآيند. همانگونه که اسلاوي ژيژک (فيلسوف اسلووني الاصل) در جمع اشغالگران وال استريت گفته است: «آنها [صاحبان سرمايه] ما را خيالپرداز مي نامند. اما خيالپرداز واقعي کساني هستند که فکر مي کنند اين سيستم مي تواند براي مدتي نامعلوم به همين شکل ادامه پيدا کند.»
۶) در پايان گفتني است که حرکت ۱۵ اکتبر يک واقعيت تاسف آور را بار ديگر بگونه اي برجسته به نمايش گذاشت: در حاليکه بيشترين دود سيستم مالي و اقتصادي نوليبرالي به چشم کشورهاي «جهان سوم» مي رود، اين کشورها ناچيزترين سهم را در اين جنبش جهاني دارند. سونامي سياست هاي «شوک درماني» در کشورهاي جهان سوم تلي از ويرانه بجاي گذاشته است. مردم اين کشورها بايد نسل اندر نسل بار عواقب بدهي هاي دولتي را بدوش بکشند. سياست درهاي باز اقتصادي از نوع نوليبرالي آن باعث فلج شدن توليد و صنايع نوپاي ملي در اين کشورها شده. حذف يارانه ها و «آزاد کردن قيمتها» موجب گسترش فقر و فلاکت شده است. در چنين شرايطي قشرهاي آسيب ديده اين جامعه ها بجاي اعتراض به وضع موجود، چنان درگير مشکلات زندگي روزمره خود است که توان انديشيدن به مسايل از آنان سلب شده است.
متاسفانه وضع در کشور ما ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست. اکثريت مردم ايران که زير بار کمرشکن گراني و ساير مشکلات حاصل از سياست هاي اقتصادي نوليبرالي با اعوجاج ولايت فقيهي آن دست و پا مي زنند، فرصت پرداختن و يا پيوستن به حرکت هاي اعتراضي جهان گستر را ندارند. در اين ميان روشنفکران ايران که از لحاظ نظري امکان جستجوي راه حل و ارائه طرح هاي جايگزين براي وضعيت نابسامان اقتصادي- اجتماعي در کشور را دارند، بخشي انرژي خود را صرف گذشته هاي «پرعظمت باستاني» (که افکار راهگشايي براي زندگي پيچيده و مدرن امروزي ندارد) مي کنند و بخشي ديگر تمام توان خود را در جدل بر سر جنجال آفريني هاي حکومت بکار مي گيرند (و بدين ترتيب انديشه هاي راهبردي را فداي روزمرگي مي کنند). آن دسته از روشنفکران ايران نيز که خود را متحد سيستم اقتصادي نوليبرالي کشورهاي پيشرفته سرمايه داري مي بينند، ضمن تبليغ و ترويج نسخه هاي نوليبرالي براي اقتصاد ايران دوباره آتش دوران جنگ سرد عليه «کمونيسم» را تند کرده اند. هدف آنست که با برجسته کردن تجربه شکست خورده «سوسياليسم دولتي» در شوروي و بلوک شرق و جلوه دادن نظام اقتصادي نوليبرالي بعنوان «نظمي طبيعي» افراد و جنبش هاي اجتماعي را از جستجوي راه حل هاي جايگزين براي اين نظام باز دارند. بايد انتظار داشت که با اوجگيري مساله آلترناتيو سياسي- اقتصادي در ايران آتش تبليغات از نوع جنگ سردي آن نيز تيزتر شود.

عليرغم مسايل برشمرده شده در مورد کشورهاي جهان سوم، همه نشانه ها حاکي از آن است که جنبش هاي خواهان ژرفش دمکراسي و طالب عدالت و ضد عملکرد سرمايه هاي مالي در جهان رو به گسترش خواهد بود. واقعيت آن است که با شکست طرح هاي سرمايه داري نوليبرال روندي بازگشت ناپذير آغاز شده که مسير تکامل و آينده آن بسته به هشياري سکانداران سيستم هاي اقتصادي- سياسي حاکم بر جهان و نيز درجه آگاهي شرکت کنندگان در اين روند است.

روز ۱۵ اکتبر را بخاطر بسپاريم. چرا که اين روز بعنوان سرفصلي نوين از تاريخ مبارزات در راه دمکراسي و عدالت اجتماعي و حقوق بشر ثبت خواهد شد.


[ نسخه چاپی ]     [ بازگشت به صفحه اول ]


اخبار
درگيري فيزيکي مردم با گشت ارشاد در ميدان درکه تهران
تجمع حق التدريسان و معلمان پيش دبستاني مقابل مجلس
روزنامه رسمي حكم ابطال رياست مرتضوي را چاپ نكرد
دلار 2023 تومان ، سكه 747 هزار تومان
اظهار ناتواني دولتي ها در جلسه مجمع تشخيص
مقابل شهرداري ملارد رخ داد خودسوزي مقابل چشم شهردار
بازداشت يک فعال سياسي عرب در حميديه
خواستار پايان اعتصاب غذاي کبودوند هستيم
رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان:كتابفروشان به تعطيلي فكر مي‌كنند :
فدراسيون دوچرخه‌سواري هم «تعليق» شد
اخبار دانشجوئی
کوي دانشگاه تهران ۱۰ روز قبل و بعد از ۱۸ تير تعطيل است
اجراي دستورالعمل پوشش دانشجويان از اول مهر/ انتقاد از نيروي انتظامي۱۳۹۱/۰۳/۲۰
۶۲ درصد مدال‌آوران ايراني رقابت‌هاي علمي جهاني از کشور رفتند
ادامه‌ي تنش در دانشگاه مازندران به دنبال مرگ يک دانشجو
گزارش شوراي دفاع از حق تحصيل
سخنان وزير علوم افشاي نقض آشکار حقوق دانشجويان است
تجمع اعتراضي دانشجويان علوم پزشکي در مقابل مجلس و وزارت بهداشت
نويد بهاري دانشجويان از پشت ميله هاي زندان
تجمع ۵ روزه‌ي دانشجويان علوم پايه در مقابل وزارت بهداشت
اعتراض داريوش اجلالي، دانشجوي دانشگاه ياسوج با دوختن لب‌هايش
 
کارگران دربند را آزاد کنید

دانشجویان دربند را آزاد کنید

برگی از تاریخ

با یاد یاران

اسامی قربانيان کشتار زندانيان سياسی در سال ۶۷





شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران











خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران










آرشیو آثار کلاسیک مارکسیستی









Copyright 2004 © etehadefedaian.org - All Rights Reserved - Administration